کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > تأملی بر سفر اسفندیار ولی به سویدن ونیم نگاهی به تاریخچهء حزبش

سیکولارهای پشتون بدیل طالبان

تأملی بر سفر اسفندیار ولی به سویدن ونیم نگاهی به تاریخچهء حزبش

کوششهای اسفندیارولی به کجا منتهی خواهد شد؟

چهار شنبه 22 اكتبر 2008, بوسيله‌ى گوربز خان "عطاخیل "

اخیرا اسفندیار ولی رهبرحزب نشنل عوامی پاکستان بخاطر ملاقات با هواداران حزبش سفری به کشور سویدن نمود که انعکاس آن در سایتهای پشتوزبان افغانی بیشتر از سایتهای پاکستانی بود.

اسفندیار ولی نواسه خان عبدالفغار خان رعیم ملی پشتونهاست که بعد از فوت پدرش خان عبدالولی خان این زعامت را به ارث برده است ولی تاکنون اطلاق کلمه زعیم ملی پشتونها نتوانسته است مصداق عملی خودرا پیدا کند. زیرا زنده گی پشتونها در دوطرف مرز افغانستان وپاکستان بصورت قبیلوی ونیمه فیودالی بوده وهرقبیله، خان خود را دارد. مثال روشن این اختلاف برسر زعامت پشتونها از سالها به اینطرف در بین پشتونهای دو ایالت شمال شرقی وشمالغربی پاکستان بطور مشهود نمایان وهویدا است.در قسمت های غربی چون کویتهء بلوچستان رهبری پشتونها را خانوادهء محمودخان اچکزی از پدر در پدر بدوش داشته است آنها شعار های مبالغه آمیز چون فخر افغان خان عبدالغفار خان وغیره را هرگز نمی پذیرند.

بایک مطالعهء مختصر کارنامه های سیاسی خان عبدالغفار خان مشهور به خان دو سره چنین معلوم میشود که وی درعهد استعمار بریطانیا در شبه قارهء هند، بدستور وحمایت مالی وپولی انگلیسها دست به ایجاد حزب درمناطق قبایلی زد ولی همرزم قوی تر وی محمدعلی جناح توانست که در مسابقهء نشان دادن اخلاص وصمیمیت به انگلیسها از وی سبقت گیرد. چون انگلیسها هم به گاندی وهم به علی جناح وهم به خان عبدالغفار خان بصورت علیحده ، وعده های چدا گانه داده بودند که بعداز کوچیدن انگلیسها رهبری کل نیم قاره به آنها تعلق میگیرد. اما گاندی نظر به هوشیاری وزیرکی وهمچنان محبوبیت که دربین مردم عوام هند اعم از مسلمان وهندو پیدا کرده بود نسبت به همه این شایسگی را نشان داد که وی قدرت واستعداد رهبری هند را بعداز کسب استقلال دارد که چنین امری باعث برانگیختن حس حسادت علی جناح وخان عبدلغفار خان گردید و علی جناح را وا داشت که حزب گنگرس هند را ترک داده وبرای ایجاد یک کشور مستقل زیر نام حفاظت هویت دینی مسلمانان جد وجهد نماید.

درینجا زمانیکه خان عبدالفغار خان احساس کرد که وی را نیز انگلیسها بازی داده اند بعداز ایجاد حکومت فدرال پاکستان که خود از بنیان گذاران وامضا کننده گان آن معاهده بود به یکباره گی طفره رفته وخواهان استقلال مناطق پشتون نشین براساس زبان وقومیت گردید ولی بعداز آنکه خود را درعمل انجام شده یافت وازکمک وهمکاری حکومت کابل نیز مایوس گردید ، خان عبدالغفار خان تصمیم گرفت که در داخل نظام فدرال پاکستان از پشتونها نظر خواهی صورت گیرد تادرمورد سرنوشت شان تصمیم بگیرند. طبعی است که درهرنظر خواهی ویا رفراندوم آزاد بیشتر از دو راه برای انتخاب نمودن ونظر دادن وجود ندارد یا این ویا هم آن .

مقامات کشوره تازه ایجاد شدهء پاکستان طی نظر خواهی ویا رفراندم آزاد که درمناطق قبایلی انجام دادند . بالای سر هر صندوق رای دهی یک کتاب مقدس دینی را نیز گذاشتند که یکی آن قرآن بود ودیگری هم کتاب :"گرنگ: کتاب مقدس هندوها. که رای انداختن درهریکی از ان صندوقها بمعنای رضایت دادن به حکومت تازه پاکستان یا برعکس قبول حاکمیت هند که اکثریت آن هندوها بودند تعبیر وتفسیر شد. درنتیجه پشتونها بنا برتعلق دینی شان به اسلام برحاکمیت مسلمانان رای دادند که بمعنای پذیرش حاکمیت پاکستان بود. ولی خان عبدالغفار خان ، نتیجه نظرخواهی را نپذیرفت وآنرا یک فریب سیاسی از جانب مقامات حکومت مرکزی خواند. خان ادعا کرد که باید راه سومی نیز برآن افزوده میشد که آیا پشتونها الحاق با پاکستان را میخواهند یا هندوستان را یاهم استقلال ذاتی را.. طرح چنین موضوع خشم مقامات کشور تازه ایجادشدهء پاکستان را برانگیخت وهمان بود که خان عبدالفغار خان همراه با دها تن از هوادارانش راهی زندان گردیدند. از آن زمان ببعد خان عبدالغفار خان وپیروانش همیش مورد سوء ظن مقامات پاکستان قرار داشته وخطر برای تجزیهء پاکستان بحساب می آمدند.

ولی بعداز شکست اتحاد شوروی درافغانستان پیروان خان عبدالغفار خان در استراتیژی خویش تعدیلات زیادی وارد نمودند واز داعیه استقلال طلبی والحاق به افغانستان بزرگ گذشته وخواهان گرفتن امتیازات بیشر درچوکات حکومت فدرال پاکستان در مناطق پشتون نشین گردیدند که درین بازیها نیز متآسفانه چندان توفیق نصیب این حزب نگردید. زیرا اکثریت پشتونها یا دراحزاب دینی جمع شده اند ویاهم در دو حزب مقتدر وسنتی مسلم لیگ و حزب مر دم پاکستان...

پیروان وبازمانده گان غفارخان و ولی خان حتی از قبولاندن نام ایالت پشتونخواه درحکومتهای ایالتی نیز عاجز ماندند. وتاکنون نام ایالت شانرا در مطبوعات رسمی پاکستان بنام صوبه سرحد یاد میکنند نه پشتونخواه.

ازنظر تاریخی خان عبدالفغار خان در اشغال افغانستان بوسیله روسها نقش اساسی داشت خان قبل ازسقوط امین سفری به ماسکو نمود ودرجلسهء سری سه نفری خودش ، پریژنف و اندری پوف مبنی بر دخالت مستقیم نظامی درکشور اشتراک داشت ، سران شوروی وی را از دخول قطعات نظامی خویش خبر داده بودند..
بعداز اشغال افغانستان توسط شورویها و آواره شدن ملیونها افغان درخاک پاکستان اعضای حزب غوامی نشنل پارتی و مریدان خان هم درکابل وهم درماسکو مورد استقبال شایان مقامات کا گی بی قرار گرفته و تعدادی زیادی از هواداران ومریدان خان عبدالغفار خان هم درمکاتب کابل چون لیسه رحمان بابا وخوشحال خان وهم درایالت های شوروی بعنوان محصل و دانشجو پذیرفته شدند.

درکابل ببرک کارمل که خود دراصل از کشمیریهای مهاجر کابل بود بخاطر جلب رضایت پشتونهای آنطرف سرحد با تدویر لویه جرگهء قلابی رسما خودرا پشتون جا زد.

درآنطرف مرز مزاحمتهای پیروان غفارخان علیه سیل از مهاجران وآواره گان افغان که ازظلم وتعدی رژیم دست نشاندهنده کابل فرار کرده بودند شدت کسب کرد. پیروان خان درپاکستان دشمنان درجه یک خودرا مهاجران غیر پشتون تشخیص دادندکه هم به دلیل قومیت باایشان تضاد داشتند وهم به دلیل مخالفت شان با حضور شورویها در افغانستان.

شعار :ووزه مهاجره" خپل وطن ته لارشه" درهر کوچه وپس کوچه اردوگاه های آواره گان شنیده وخوانده میشد. ازطرف دیگر براه انداختن موج از عملیات تروریستی وانفجارات درمناطق مزدحم وخصوصا سوء قصد بجان رهبران جهادی وضعیت امنتی پشاور را تهیدید میکرد.
تااینکه مقامات آی اس آی در راس آن جنرال عبدالرحمن اختر توانست اقدامات لازم را جهت حمایه مهاجرین روی دست گیرد.

ولی بعداز بقدرت رسیدن نجیب درکابل وبه بن بست رسیدن قضیهء افغانستان خان عتدالولی خان پسر غفارخان ازطرف روسها وظیفه گرفت تا بابعضی از رهبران پشتون تبار مجاهدین تماس بگیرد وبه آنها چنین تفهیم کند که جنگ درافغانستان جنگ میان شوروی وافغانها نه بلکه جنگ میان شوروی وامریکا است که درین جنگ افغانها خصوصا پشتونها چه مجاهد ویاهم طرفداران نجیب قربانیان اصلی این رقابت های بین المللی بحساب می آیند.

ولی رهبران مجاهدین خصوصا گلبدین حکمتیار که شخصا با ولی خان ملاقات نمود وپیامهای حسن نیت نجیب راهم ازطریق ولی خان بدست آورد چنان استدلالهای گوشهای شنوا پیدا نکرد. برعکس حکمتیار برشدت حملات لفظی وهم عملیات تروریستی خویش علیه نجیب ادامه داد.

. .
حزب نشنل عوامی وطالبان

آنچه که بنده از صحبتهای افراسیاب ختک یکی از فعالان سیاسی حزب مذکور که اکنون عهده دار کمیسون حقوق بشر پاکستان است بیاد دارم پشتونهای آنطرف مرز ازحکومت مجاهدین برهبری برهان الدین ربانی تاجک واحمدشاه مسعود ناراض بودند. ناراض بودن پشتونها در پاکستان همیشه زنگ خطری به سلامت جغرافیای پاکستان به حساب می آید زیرا زمانیکه پشتونهای دوطرف مرز احساس محرومیت کنند که هم درپاکستان سهم قابل ملاحظهء ندارند وهم افغانستان بصورت عنعنوی از دست حکام پشتون خارج شده است بناء همین احساس پشتونوالی باعث این میشود که پشتونهای دوطرف بین هم به توافق رسیده وزمینه ایجاد یک کشور مستقل پشتونستان مساعد گردد که درنتیجه پاکستان نیز ازبین خواهدرفت.بناء بخاطر حفظ سلامت و وحدت پاکستان باید درکابل زعامت پشتونی وجود داشته باشد.که زعامت پشتونی باعث این میشود که پشتونهای پاکستان بیشتر مورد توجه حکومت مرکزی قرار گرفته ودرزمینه کسب حقوق مدنی آنها درمیان قومیت های دیگر پاکستان چون سندی ها بلوچها و پنجابیها تلاشهای مثبت صورت گیرد.. حزب نشنل عوامی نیز مانند دیگر طرفهای درگیر سیاسی داخلی وخارجی درابتدای ایجاد حرکت طالبان این فریب را خورد ودر شناخت خودش نسبت به طالبان مرتکب خطای تاریخی شد.
مقامات پاکستان بهمان شکلیکه طرفداران شاه سابق را فریب دادند که گویا طالبان لشکریان شاه سابق اند حزب عوامی نشنل را نیز فریب دادند که گویا این حزکت بعداز رسیدن به کابل زمینهء خروج داکترنجیب الله را مساعد ساخته وبعد درایجاد یک حکومت قوی مرکزی که درآن پشتونها قوت الظهر حکومت باشند اقدامات صورت میگیرد
ولی حوادث بعدی نشان داد که طالبان هیچ یک اینها نبودند بلکه قبل ازهمه دشمنان درجه یک قوم گرایان ملی وسیکولار پشتون شدند.

رزاق مامون نویسندهء ایکه درمورد چگونگی قتل داکتر نجیب تحقیقات را بعمل آورده درکتاب خویش خاطره وچشمدید خویش را از روز اعدام شدن داکترنجیب بیان میکند که در روز آویزان شدن جسد خون آلود نجیب مامون با افراسیاب ختک نیز دیده است وبعدها درپشاور از وی درآن مورد پرسیده اما آقای ختک از ارائه جواب خود داری کرده است.

ولی واقعیت این است که افراسیاب ختک ودیگر مقامات پاکستانی از تصمیم خلقیهای نفوذی در تحریک طلبه مبنی بر کشتن داکتر نجیب الله آگاهی داشتند وبخاطر جلوگیری ازین عمل افراسیاب ختک خودش را به کابل رسانیده بود اما وقت از وقت گذشته بود. بعداز اعدام نجیب الله حزب عوامی نشنل پاکستان روابطش با طالبان به سردی گرائید ولی بازهم بخاطر پشتون بودن این حرکت هیچگاه حزب عوامی نشنل از مخالفان طالبان برهبری احمدشاه مسعود حمایت وپشتیبانی نکرد.

وضعیت جدید وایجابات عصر

اسفندیار ولی درشرایط به کشور سویدن سفر مینماید که تعدادی زیادی ازهواداران حزبش بنام افغان با ارائه اسناد جعلی ازکشور سویدن نقاضای پناهنده گی کرده اند. پشتونهای آنطرف مرز دیورند خصوصا هوا داران حزب آقای ولی به کمک ویاری ترجمانان متعصب وقوم گرای پشتون افغانستان توانستند از مزایای حق پناهنده گی مستفید شوند. این درحالیست که تعداد زیادی از شهروندان واقعی افغانستان اعم از پشتون وتاجک و ازبک وهزاره که زنده گی شان عملا درخطر است ازطرف مقامات کشور سویدن به بهانه های مختلف جواب رد یافتاند. ولی بهرحال پشتونهای هوادار حزب عوامی نشنل اکنون با داشتن دوکانهای شخصی و باز کردن کمپنی های تاکسی ورستوانها توانسته اند که به پای خودشان بایستند. تاکنون اطلاعات موثق که جلسات ا وگردهمآئی های آقای ولی با هوادرانش بدست آمده میرساند که رهبر حزب درشرایط کنونی به مضیقهء اقتصادی دچار شده است بخاطر تقویه بنیهء مالی حزب ازهوادران خویش تقاضای کمک نموده است.

ازطرف دیگر بدنام شدن مناطق قبایلی بعنوان مرکز شرارت وفساد بر شهرت وافتخارات پشتونها لطمه شدید وارد کرده است . آقای اسفندیار ولی تصمیم دارد ذرین مورد با هواداران حزب خویش بحث های مفصل وطولانی انجام دهد تا به ایجاد یک جبهه قوی سیکولار ضد طالبان بتواند هویت پشتونی را درسطح جهانی به نمایش بگذارند موضوع تشکیل نماینده گی های رسمی این حزب درکشورهای اسکندناویا نیز ازدیگر مواردی است که آقای اسفندیار ولی آنرا باهوا داران سویدنی خویش به بحث وشور خواهد گرفت..

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






58 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > تأملی بر سفر اسفندیار ولی به سویدن ونیم نگاهی به تاریخچهء حزبش

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • سلام به همه !
    وقتی که صندوق های رای دهی بین پاکستان و هندوستان گذاشته شد بود راه سومی و یا به عبارت دیگر صندوق سومی که الحاق بلوچستان و صوبه سرحد به افغانستان بود گذاشته شده نه بود.
    این غفار خان بود که جلو قیام مسلحانه مردم را علیه پاکستان گرفقه بود که به رهبری فقیر ایپی سی هزار جوان مسلح در وزیرستان علیه پاکستان جمع شده و شعار الحاق به افغانستان را می دادند.
    و باز هم این ولی خان پسر غفار خان بود که برای بار اول قانون اساسی پاکستان را پذیرفت .
    اکنون پسر ولی خان با یک عده پرچمی های شکست خورده در اروپا در فکر تنظیم دوباره انها می باشد که هیچ نوع نتیجه سود مندی عاید مردم ما نخواهد شد.
    و قابل یاد اوری است که اسفند یار ولی و حزب وی کاملا مربوط ( isi) پاکستان بوده و به اشاره ان سازمان می رقصد.
    جلال ابادی

    آنلاين بنگريد : ولی

    • جلال آبادی صاحبه!

      ته هم عطاخیل سره سر شوروی هفه غوندد پشتنو زعیم ته سپکاوی کوی او ته هم ورسره منی خاوره دی سی په تا غوندی جلال آبادی چه د جلال آباد نوم یی بد کر

    • غبرګون صاحبه!
      تاسو ولي د حق څخه سترګي پټوي ما چي څه ليکلي د خپلو هغه مشرانو سره خبري وکړي چې د پرچميانو او خلقيانو د جملې څخه نه وي هغوي به درته ټول حال بيان کړې زه به دا بحث په لنډو خبرو کې رالنډ کړم هغه دا چې همدا د پنجاب نوکر )
      اسفنديار( دا اوس په سويدن کي د مسعود) سرلوڅ( سره ناست او مشورې کوي ايا تاسو جناب دا اشخاص او افراد د نژدې څخه پيژنې؟ چې همدا اوس دوي د پنجاب په نوکري غواړې چې ىرچميان سره متحد کړې او دا هم د پاکستان يوه پلان دي .
      پخوانې وزير دفاع شهنواز ټنې چې د زرغون د فرکسيون څخه دې او د پنجاب په نوکري کې ليګاه دې کار کوې او د زرغون ګروپ او د کارمل ګروپ سره تل متحد پاتې شوې دي .
      د مثال په توګه کله چې کارمل دا د شلم قرن شاه شجاع د پردو په لاس او زور واکمن شو ده سره د زرغون ګروب ملګرې وو. دا اوس د پاکستان بله نوې پلان دې چې دا دوه ګروپه سره د ځان په ګټه متحد کړې .
      ايا تاسو په ياد لري د پاچاه خان هغه خبرې چې د جلال اباد په پښتونستان واټ ګې کړي وو او د پخوانې شوروي اتحاد په طرفدارې يې شعار ورکول دا څنګه د پښتنو مشر وه چې په ټول هيواد کې هره دقيقه کې د پښتنون بچي وينه بهيده او جارې وو. او دا ساختګې مشر د پرچميانو په رسوا خانواو د عياشې په باغونو کې د بې شرمو پرچميانو سره مشغول وه هغه پرچميان چې د خپل ناموس په غم کي نه ول او په روسې مشاورينو باندي . . .
      تاسو هم يو د هغوې څخه ياستې . وبخښه څه چې حقايق دې هغه باندي ټول ولسونو خبر دي تاسو پرچميانو ته شرم او ننګ پکار دې او زما هيله دادې چې د ملت پر وړاندي توبه وکړي .
      جلال ابدې

      آنلاين بنگريد : پرچمیان وطن فروش

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.