کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > نورانی، پیشنهاد معینیت را با قاطعیت رد کرد

نورانی، پیشنهاد معینیت را با قاطعیت رد کرد

نویسنده: رسولی

چهار شنبه 23 ژوئيه 2008

نوشته ای را که یکی از دوستانم از سایت کابل پرس گرفته و بمن داد، مرا واداشت تا به این سایت مراجعه کرده و مطالب آنرا از نظر بگذرانم. با مرور این نوشته ها دریافتم که جنگ لفظی که میان راوا و کامران میرهزار شروع شده است، در آن هر دو طرف پای نورانی را نیز به این جنگ لفظی شان کشانیده و راوا کوشش کرده است نورانی را با بدترین کلمات و دشنام های سیاسی، به گمان خود ترور سیاسی نماید.

در این نوشته ها در کنار اینکه نورانی "روشنفکر مفلوک"، "مشاطه گر بنیادگرایان"، "دندان به استخوان شهرت رسیده" و "چپن پوش" خطاب شده است، بر او اتهام وارد کرده اند که گویا از طرفداران کرزی بوده و عاشق رسیدن به معینیت و ریاست ها در دولت کرزی است. از این جهت من ناگزیر شدم تا به منظور آرامش وجدانم، حقایقی را که در دوران عضویتم در کمیته رهبری حزب همبستگی که نورانی نیز عضو حزب بود، بوقوع پیوسته، بیان دارم:

1. نورانی مخالف عضویت حزب در جبهه ملی دموکرات بود. پس از آنکه احزاب خاین خلق و پرچم در همکاری با چند حزب دیگر جبهه ملی دموکرات را ساختند، حزب همبستگی علاقمند به عضویت در این جبهه شد و در جلسه هیئت رهبری که آقای نورانی نیز حضور داشت، این موضوع مطرح شد. کسی که با شدت با این طرح مخالفت کرد و آنرا لگدمال کردن خون شهدای راه آزادی و استقلال کشور دانست، نورانی بود. او استدلال می کرد که چگونه ممکن است ما در کنار آنانی بنشینیم و از دموکراسی و جامعه دموکراتیک صحبت کنیم که دست شان به خون دو میلیون هموطن ما آلوده است. گوش شنوایی برای اعتراض نورانی وجود نداشت و از همین جهت حزب تصمیم گرفت که با خاینان جبهه ملی دموکراتیک بسازد.

2. نورانی مخالف حضور نماینده های حزب در مجمع ملی بود. مجمع ملی که در رأس آن هیوادمل سرمشاور کرزی قرار داشت، به منظور انتخابات ریاست جمهوری و پیروزی کرزی در انتخابات ایجاد شد. رهبری حزب تصمیم گرفت که به منظور حمایت از کرزی وارد این مجمع شود و به تمام اعضای حزب دستور داده شد تا در انتخابات به نفع کرزی رای بدهند. نورانی با طرح ورود به مجمع ملی مخالف بود و اولین کسی بود که خواستار خروج از این مجمع شد.

3. نورانی برای کرزی کمپاین کرد، اما به دستور حزب. حزب تصمیم گرفته بود که به نفع کرزی کمپاین نماید، از اینرو به نورانی نیز دستور داده شد که در رسانه ها و هفته نامه روزگاران از تصمیم حزب پیروی کند. از آنجاییکه نورانی پابند به دموکراسی حزبی بود، از این تصمیم پیروی کرد و برای کرزی کمپاین کرد، ولی بزودی در روزگاران از خود انتقاد کرد و بعداً در نشریه پیشرو این عمل را خبط سیاسی خواند.

4. به نورانی پیشنهاد معینیت وزارت مبارزه با مواد مخدر شد، اما خود او رد کرد. در نوشته هایی که علیه آقای نورانی نبشته شده است، بر او اتهام وارد شده است که گویا علاقمند تکیه زدن بر معینیت وزارت مبارزه با مواد مخدر بود و به این خواست خود نرسید. این نارواترین اتهامی است که بر نورانی از سوی اتهام زنان وارد می شود. من شخصاً در جلسه رهبری حزب حضور داشتم که نورانی این پیشنهاد کرزی را در جلسه مطرح کرد و پیش از آنکه از دیگران نظر بخواهد، با قاطعیت ابراز داشت که نمی خواهد در هیچ ارگان دولتی کار کند، چه وزارت باشد و چه کمیسیون و.... شماری از اعضای رهبری حزب با این تصمیم نورانی مخالفت کردند و از این پیشنهاد کرزی استقبال کردند ولی خود نورانی این ننگ را نمی توانست بپذیرد.

خلاصه اینکه اگر انتقادی وارد است بر رهبری حزب همبستگی که آقایان نعمت، عثمانی، جلالزاده، رسولی (من)، واسع و داکتر متین در چوکات آن کار می کردند، وارد است چون تصمیم گیرندگان اصلی سیاست های حزب اینها بوده اند، نه نورانی. نورانی فقط وظیفه داشت که تصامیم حزب را عملی سازد. من نمی دانم وقتیکه راوا بر نورانی می تازد و آقایان عدنان، جمشید، میرویس، عاصم سیف و محمود با دشنام های کوچه ای نورانی را هدف قرار میدهند، چرا هیئت رهبری حزب خاموش و وجدان شان خفته است و حداقل نمی گویند که مسئولیت تاریخی این همه اشتباهات سیاسی بر دوش ماست، نه نورانی.

در صورتیکه راوا کمپاین برای کرزی را خیانت می نامد، در صورتیکه راوا اتحاد با خلق و پرچم را خیانت می داند و در صورتیکه راوا خدمتگزاری برای مجمع ملی کرزی را خیانت تلقی می کند، بیاد داشته باشد که این خیانت ها را نورانی مرتکب نشده است، بلکه هیئت رهبری (نعمت، جلالزاده، عثمانی، من، واسع و متین) بار این کمبودها را بدوش می کشیم، همین کمبودها بود که ناگزیر شدم از معاونیت حزب استعفا دهم و عضویتم را از حزب همبستگی افغانستان بگیرم. راوا چرا در مورد حزب همبستگی افغانستان و خفت های سیاسی اش کلمه ای نمی گوید و در مورد آن نظرش را بیان نمی کند و مانند ده ها حزبی که راوا علیه آن تلوار کشیده است، علیه آن تلوار نمی کشد و به هر شکلی شده بر نورانی اتهام می بندد تا او را ترور سیاسی نماید. ایجاب می کند که راوا در مورد این حزب نظرش را ارائه نماید تا همه از ابهام درین مورد برآیند.

یکی از نوشته های که به نام جمشید در کابل پرس انتشار یافته بود و عقده های خود را به شکل بیمارگونه در مقابل نورانی بیرون ریخته بود، کار و تلاش نورانی در هفته نامه روزگاران را به کسان دیگر ارتباط داده و چنین نوشته بود: "با مطالعه روزگاران در آنزمان شاید برداشت کلی همین باشد که این "یل بزرگ شعر و ادب" به تنهایی و با ابتکارات شخصی نمیتوانست پشیزی از پیش برد تا دیگران چشم و گوشش را باز نمیکرد." انسان اگر فقط ذره ای شرافت و وجدان داشته باشد باید به تلاش خستگی ناپذیر نورانی در چاپ و نوشته های روزگاران سرتعظیم فرود آرد. این جمشید نام را که کسی ندیده و نه در موردش شنیده، از کدام سوراخ پیدا شده که کار نورانی را به "نقد" می کشد. کسانی که در روزگاران و با حزب همبستگی کار می کردند، همه با چشم سر می دیدند که نورانی نه تنها برای روزگاران بلکه حزب همبستگی بیشتر از تمام هیئت تحریریه روزگاران و رهبران حزب همبستگی کار می کرد. من شاهد بودم که نورانی با آنکه از مرض شکر رنج می برد، چگونه روز و شب برای روزگاران کار می کند، مقالات می نویسد، مصاحبه می کند، حتی کار دیزاین آن را نیز به پیش می برد، به چاپخانه می رود و در قات کردن روزگاران سهم می گیرد و علاوه از کار روزگاران به وظایفی که از سوی حزب همبستگی به وی محول می شود، فعالتر (تأکید می کنم فعالتر) از تمام رهبران و اعضای حزب آن وظایف را به پیش می برد، اگر درین مورد کسانی از اعضای رهبری و یا اعضای حزب همبستگی اعتراضی دارند، لطفاً مثال های ارائه کنند، من به نوبه خود مثال های فراوان از احساس مسوولیت و فعال بودن او دارم. از اتهامات ناروای دیگری که جمشید قطار کرده است، می گذرم.

و اما اینکه نورانی "مفلوک" و "مشاطه گر بینادگرایان" است یا نه، بهتر خواهد بود به گفتگویی که در برنامه "افغانستان در چهاردهه اخیر" رادیو کلید با واقف حکیمی سخنگوی جمعیت داشته است، توجه خوانندگان عزیز کابل پرس را جلب کنم. این گفتگو نشان می دهد که نورانی نه "مفلوک" شده می تواند و نه هم "مشاطه گر بنیادگرایان". او از عقایدش در مقابل سخنگوی قوی ترین حزب کنونی بنیادگرایان با قاطعیت دفاع می کند که با این دفاع اتهام زنان را زرد و سیاه رو می سازد:

واقف حکیمی: والله خوب است آقای نورانی، شما هم می برین و هم می دوزین، هم قضیه می دهند و هم حل می کنین....این که جمعیت اسلامی پول فراوان دارد، این هم از همان پیش فرضیه هایی است که شما به گفتن آن عادت کرده اید.

نورانی: اگر پیش فرض ها می گویید، مربوط به خود شماست، ولی قرینه ها همینطور است. می بینید آقای ربانی از خانه ها، موترها، نشرات و کوچه های بسته برخوردار می باشد، غیر اینکه این همه را با پول تهیه کند، ممکن است به چنین بارگاه هایی دست یافت؟

واقف حکیمی: درین دنیا و این نظام که زندگی می کنید، متوجه باشید که پول داشتن افتخار است. در آن چیزهای که خودت فکر می کنی، با آن آرمان هایی که هستی عبارت از پول نداشتن و برابر بودن و جامعه بی طبقه اکنون از مود افتاده، در نظام امروز عناصر بسیار مهم شخصیت، پول و سرمایه است.
نورانی: واقعاً من همانطور فکر می کنم، به عدالت و برابری انسان ها، به ختم بهره کشی و استثمار وغیره و افتخار دارم که هدف غایی من را آسایش، عدل و برابری تشکیل می دهد و به این خاطر در ضدیت با غارتگران و چپاولگران قرار دارم.

این گفتگوی نورانی با سخنگوی بنیادگرایان کافی است که به شهامت، روحیه طبقاتی، مبارزه و شخصیت انقلابی اش احترام گذاشت و آنانی که نورانی را "مفلوک" می دانند، برای پوشاندن جبن شان غیر از اینکه او را "مفلوک" بدانند، حرف دیگری علیه نورانی برای گفتن ندارند.

ما به نورانی ها نیاز داریم!

راوا بر همان خر خودخواهی تشکیلاتی اش سوار است و کسی را که حتی در زمینه های معینی از راوا جلوتر و جدی تر بوده و در میان ارتجاع و وحشت امپریالیزم قلم می زند، انرژی می دهد و روشنگری و مبارزه می کند، مفلوک می داند، خود مفلوک نیست؟

دو شنبه 30 ژوئن 2008, نويسنده: نسیم کلکانی


چرا نورانی رستم شجاع و مهدی نیک آیین شد؟

نوارانی در حیات راوا قبل از آنکه با شمشیر غرب حرام شود با دالر اش ذبح شد

چهار شنبه 25 ژوئن 2008


سرکرده های"راوا" و "پاپی گک" ظاهر شاه!

مغالطه کاری و بی ربط گویی از روش های خاص کار شما سرکرده های سازمان پوشالی راوا می باشد

شنبه 17 مه 2008, نويسنده: مهدی نیک آیین


در جواب به جاسوسنامه ای از عدنان/ راوا

نویسنده: رستم شجاع

يكشنبه 11 مه 2008


رستم شجاع/ نورانی و شنیعترین فحاشی اش به "راوا"

آیا ممکن است سازمانی که حتی در کره زمین موجود نباشد ولی بازهم بتواند اینقدر وسیع خود را در دنیا مطرح سازد؟

شنبه 10 مه 2008, نويسنده: عدنان ظ


سرابی به نام "راوا"

نويسنده: رستم شجاع

دو شنبه 14 آوريل 2008


درماندگی "راوا" در پاسخ گفتن به ما

شما سرکرده های سازمان پوشالی «راوا» به درماندگی رقتباری گرفتار شده اید

شنبه 10 مه 2008, نويسنده: مهدی نیک آیین


" راوا " و شعار دیموکراسی !

کم ترین نافرمانی از اوامر سرکرده ها باعث اخراج دایمی و نفرین شدن یک عضو می شود

يكشنبه 4 مه 2008, نويسنده: مهدی نیک آیین


"راوا" بايد حساب پول ها را بدهد!

پول برای مردم و به نام مردم افغانستان است نه برای مصرف شخصی سرکرده های راوا و خوش گذرانی آنها

پنج شنبه 1 مه 2008, نويسنده: مهدی نیک آیین


فاجعه ء ننگین هفت ثور درس عبرتی به راوایی ها!

که اگر قدرت داشته باشند خلقی ، پرچمی ، جهادی و طالبی همه از یاد مردم برود

سه شنبه 29 آوريل 2008, نويسنده: مهدی نیک آیین


شرمک "راوا" از شعله ای بودن!

سوال از سرکرده های راوا این است که چرا خودشان از شعله ای بودن خود می شرمند ؟

چهار شنبه 23 آوريل 2008, نويسنده: مهدی نیک آیین


"راوا" رو در روی امریکا!

گزافه گویی محمود گودرزی در باره ء راوا

دو شنبه 21 آوريل 2008, نويسنده: مهدی نیک آیین


راوا هم کشمش بی چوبک نیست!

سرکرده های راوا هیچ وقت نگفته اند نظر شان در مورد ترور خوب ترین کادرهای انقلابی سازمان رهایی از طرف جناح داکتر فیض و کشور کمال و امین میوند چیست؟

جمعه 18 آوريل 2008, نويسنده: مهدی نیک آیین


IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






93 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > نورانی، پیشنهاد معینیت را با قاطعیت رد کرد

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • آقای رسولی سلام،
    به راستی که وقتی انسان اشتباه خود را بپذیرد و بار اشتباهات را بر گردن دیگران نیاندازد، به انسانیت نزدیکتر و صاحب شخصیت قابل احترام می شود. خوب شد که ابهام در مورد معینیت نورانی را واضح ساختید، ورنه راوا نه تنها این اتهام که اتهامات زیاد دیگری را می تواند به نورانی نسبت دهد. معلوم نیست چه طلسمی در سیاست راوا نهفته است که هیچ به حزب همبستگی افغانستان و سیاست هایش تماس نگرفته است و تنها نورانی را هدف حملات بازاری خود قرار داده است. شاید سیاست های راوا با حزب همبستگی همخوانی داشته و هر دو پروژه عایداتی اند. حتماً نورانی سازش نکرده و خلاف نظرات راوا، نظری داشته است.

    • واقعا این آقای نورانی باید جایزه بین‌المللی شهامت را بدست آورد که به چه قاطعیتی علیه جنایتکاری چون ربانی سخن رانده است، اگر متوجه نشده اید دقیق تر بخوانید:

      می بینید آقای ربانی از خانه ها، موترها، نشرات و کوچه های بسته برخوردار می باشد، غیر اینکه این همه را با پول تهیه کند، ممکن است به چنین بارگاه هایی دست یافت؟

      در افغانستان حتی همین ملالی جویا که در شهامتش شهره عام و خاص است هم به این حد تا حال نتوانسته از ربانی انتقاد کند!!!!!!!

      این "جامعه جهانی" از وجود این سردار شهامت خبر ندارد ورنه جایزه شهامتی که به لطیف پدرام داده شد، زیبنده آقای نورانی‌است.

      آقای رسولی تشکر که این شیر افغانستان را به ما معرفی کردی!

    • شاداب جان، اگه ملالی جویایته از پناه 25 بادیگارد و کلاشینکوف و موتر بیرون کنی، شهامتش معلوم خواهد شد. بفرما غیرتی جان، یک بار در محضر عام بر جنایتکاری چون ربانی بشور که غیرتت را قبول کنیم، در غیر آن از زیرزمینی ها و در پناه بادیگاردها حرف مفت زدن کار بسیار آسان و آسان تر از نوشیدن آب است. جامعه جهانی هم ارزانی ملالی جویایت باد که جایزه هایش را نصیب می شود و تو برای آن از خوشحالی دست و سرت را خینه می کنی و پروژه از پشت پروژه می دهی. حداقل این مسخره گی های ملالی جویایته به رخ ما نکش. شاید بی خبرانی که او را نشناسند، برایش کف بزنند، اما لطفاً ما را معذور دار. آنانی که ملالی جویایت را در شهامت شهره عام و خاص ساخته اند، همین جامعه جهانی است که او را چون کاغذ(...) استفاده می کنند. حداقل در مورد شهامتش بری ما خو نگو جان بیادر. یک زمانی همین جامعه جهانی، گلبدین جنایتکار را هم عظیم رهنما و سردار مجاهدین ساخته بودند و احمدشاه مسعود خاین را هم قهرمان ملی ساخته اند.

    • شاداب جان،
      می دانم که میدانی و میدانی که همه می دانند که امروز کاربرد کلمه آقا نشاندهنده احترام نیست. بلکه یک کلمه برای کلمه است.

      و اگر قرار باشد که کسی اگر از کلمه آقا کار گرفت، از سوی "جامعه جهانی" جایزه شهامت بدست بیاورد، راوا این جایزه شهامت را سالها قبل بدست آورده است:
      جزوه سخنی با آقای برهان الدین ربانی
      ۱) باید از آقای ربانی تشكر كرد كه در حمله به «جمعیت انقلابی زنان افغانستان» لحن انسانی و سیاسی پیشه كرده اند كه باید سرمشق باشد به نویسندگان «میثاق خون‌» كه اقلا در روی كاغذ ادب را از استاد و رهبر شان یاد بگیرند و منبعد با آن زبان بی‌عفت و بی‌نزاكت و غیر سیاسی به ما برخورد نكنند. اگر آقای ربانی آن حملات لچكانه را در مجله مذكور ندیده باشند ما كل آن مقاله را میآوریم كه امید است اقلا به كر معاش یا كف‌پایی ورداشتن مفصل نویسندگانش منجر گردد. اما اگر «میثاق خون»" در قبضه یكی از شاخهای مخالف آقای ربانی باشد در آنصورت طبعا از ایشان كاری ساخته نخواهد بود.

      آنلاين بنگريد : جزوه سخنی با آقای برهان الدین ربانی

    • شما برای اثبات شهامت تان میکوشید هرچه شدیدتر به جویا رد و بد بگویید تا دل ربانی و سیاف و گلبدین و کرزی را بدست آورید ورنه هیچ احمقی نمیتواند شهامت جویا را اینگونه نابخردانه انکار کند.

      جانم ده لویه جرگه در مقابل اینهمه حیوانات خونخوار تو بودی که صدایت را بلند کردی؟ اونجه جویا نگفت که ربانی و سیاف شما موتر هایتان را به پول خریده اید، بلکه گفت "شما جنایتکار هستید، شما باید محاکمه ملی و بین‌المللی شوید، شما را اگر مردم ما ببخشد تاریخ نمی‌بخشد". و از بادی گارد هم در آنجا خبری نبود و چندین بارهم به جان عزیزش سوقصد کردند که ناکام ماند.

      شاید شما روزشماری کنید که این ستمکاران جانی خون جویا را بریزند که آنوقت دل تان یخ کند، درغیر آن منتهای بی‌قلبی و بیشرافتی است که بر یگانه دختر مبارز وطن رد و بد گفت که امروز صدای مقاومت و عدالت خواهی مردمش گشته و در هر کجا صدایش را در مقابل فاشیست های وطنی بلند کرده و بیرق آزدیخواهی را بلند نگهداشته است.

    • عجیب است. راوا با جنایتکاری چون ربانی با این لحن سخن می گوید. آفرین به چشم سفیدی تان. وقتی انسان این همه خواری و پستی را می بیند از خجالت عرق می کند. راوا از ربانی جنایتکار تشکر می کند، واه واه... و دیگران را بی شهامت می نامد... منتهای چشم سفیدی است...

    • سلام به همه:

      عجب با سوادانی داریم که از یک مقاله چند صفحه یی حتی یک جمله را نه بلکه فقط و فقط یک کلمه را خوانده «تشکر».

      من توجه همه خواننده گان را به آدرسی که هما جان داده و گویا ضعف راوا را کشف کرده جلب میکنم تا خود قضاوت کنید که آیا ازجزوه ای آدرس داده شان تملق راوا را می توان کشف کرد؟

      شاید راوا درین بخش تملق کرده باشد:

      «راستی فرض كنیم ما سازمانی «غیر اسلامی» بخواهیم «اسلامی» شویم‌، اجازه میدهد بپرسیم آقای ربانی كدام نوع اسلام و روش اسلامی را برگزینیم‌، اسلام شما را، اسلام گلبدین را، اسلام سیاف را، اسلام مولوی یونس خالص‌، اسلام جمیل‌الرحمن را یا اسلام اتحاد سه گانه را؟؟ اسلام رژیم ریاض‌، اسلام تهران یا اسلام انقره را؟؟»

      و یا:

      «مردم ما خیلی خوب میدانند كه برای تنظیم‌ها و عمدتا تنظیم‌های انحصار طلب این هرگز و هرگز اسلام نیست كه در "خطر" است بلكه در واقعیت امر منافع گروهی و حزبی شان است كه در خطر است و برای نیل به این اهداف سیاسی از بریدن خونسردانه سر "برادران" اسلامی و "مكتبی" یكدیگر هم ابا نداشته وندارند.»

      و ازین آخری صد در صد تملق زبانه میرند:

      «آقای ربانی این جنایت باید برای شما یكی از خفت بارترین و بی‌افتخارترین خاطره‌ها باشد، خاطره‌ای كه تا آخر عمر وجدان تان را در آتش و معذب نگهدارد نه اینكه با این خونسردی آن را منحیث مثالی از "آشتی ناپذیری" خود با ستمی‌ها یاد كنید.

      بلی آقای ربانی كشتن واسوخت و واسوخت‌هاجنایت بود زیرا خودتان میفرمائید آن بیچاره گذشته ازینكه "قطعا (خوب توجه كنید آقای ربانی قطعا) ستمی نبود" "یك شخص بسیار سابقه‌دار و استاد اكثر شاگردهای معارف مناطق شمال" بشمار میرفت‌، زیرا خودتان میفرمائید "بهرحال اینكار در جای دیگری صورت نگرفته و نمیگیرد" یعنی اگر اینكار خوب میبود و جنایت محسوب نمیشد حتما باید میگفتید این كار خیر در هر جا صورت گرفته وخواهد گرفت‌، زیرا او را فورا و بدون محاكمه به فتل رسانیده‌اید. آیا كشتن كسی بدون محاكم محاكمه‌، رسم اسلامی است یا انسانی‌؟»

      روند مبارزات ملی دموکراتیک هر مدعی مبارزه را طول و ترازو میکند.دیده شود کار رسولی ها به کجا خواهد کشید؟

    • آقای هما،

      یکبار اگر با چشم باز همان نوشته راوا در مورد ربانی را میخواندی، و بدور از غرض و مرض میخواندی به این نتیجه نمی‌رسیدی.

      اولا اینکه شاید توجه نکرده باشی که این جزوه در سال 1989 (19 سال قبل) انتشار یافته است که شرایط و وضعیت بسیار نسبت به امروز فرق داشت، و هنوز ربانی جنایات بسیاری را تا آنوقت مرتکب نشده بود.

      ثانیا و مهمتر اگر به اسناد مرتبط آن نگاهی می‌انداختی (http://pz.rawa.org/sokhani/2proofs.htm#mesaq) میدیدی که در صفحات نشریات جمعیت اسلامی به نام "میثاق خون" تحت عنوان پاسخی به یاوه سرایی های ضد جهادی نشریه پیام زن، با چه زبانی علیه راوا تاخته اند و چه اتهاماتی که نزده اند، قسمت زیاد از این اتهامات همانهایی اند که حال بعد از گذشت 19 سال یکبار دیگر و اینبار از طریق صفحات کابل پرس به راوا زده میشوند.

      اگر راوا اندکترین سازش و "تملق" در برابر ربانی و حزبش میداشت آیا به همین صورت در نشریات جمعیت کوبیده میشد، آیا کدام مثال حزب و سازمان دیگر افغانی را داری که در همان زمان به ماهیت پلید و خاینانه احزاب جهادی پی برده و آنان را دشمنان درجه یک ملت ما خوانده باشند، آیا کدام نهاد دیگری را درک داری که از آنزمان تا کنون پیاپی مورد حملات اخوانی ها قرار داشته باشد و کتابها و نشریات فراوانی در برابرش سیاه شده باشد؟

      این همه به نظرم رساننده صلابت راواست که با بین خود و دشمنان ملت ما خط سرخ فاصل کشیده، و این از خصوصیات منحصر به فرد راواست که برایش ارزش فراوانی میبخشد که درج صفحات درخشان تاریخ راوا شده است.

      اینجا در این صفحه حکم اعدام ربانی امروز بدرستی صادر میشود، اما این حکم را راوا 12 سال قبل در اوج حرامزادگی و قتل و قتال ربانی و هم مسلکانش صادر کرده بود و همه را به دار بلند کرده بود.

  • این کدام نورانی است ؟
    والله گه نامشه در زندهگی 65 ساله خود شنفته باشم.
    جلال نورانی نیست.
    او در زمان حکومت کارمل و نجیب معین وزارت اطلاعات و کلتور و از پرچمی های مخفی کارملی است مثل ظاهر طنین و سلیمان راوش.

    کوهنورد هندوکش

    • ولا دوست عزیز تو کوهنورد هندوکش چه که دشت نورد هم نیستی. 65 سال عمر و نامی از نورانی نشنیدن واقعاً به حرف های طفلکان شباهت دارد. اگر به غیر از سریال های هندی به مسایل سیاسی علاقمند بوده باشید، حتماً نامی از او می شنیدید، اما چه کنیم که 65 ساله های ما بیشتر از جوانان به سریال ها و فلم های هندی معتاد شده اند. راستی جناب دشت نورد، در کجا زندگی می کنید که چنین بی خبر هستید؟
      آرزومندم آزرده نشده باشید. گفتم اگر به غیر از سریال های هندی به مسایل دیگر افغانستان توجهی می داشتید، حتماً در مورد نورانی می دانستید. 65 سال از عمر عزیزت گذشت...

  • حزب همبستگی افغانستان و خفت های سیاسی اش

    آقای رسولی، قبل از مدیحه سرایی برای نورانی، خوب بود که بخاطر این "خفت های سیاسی" حزبی که جناب شما معاون آن بودید، معذرت خواهی کنید و توبه بکشید و ثابت بسازید که حال در راه خفتبار روان نیستید و درس های لازم را گرفته اید.

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.