صفحه نخست > دیدگاه > مهاجرین افغانستانی، گمنام ترین آواره گان قرن

مهاجرین افغانستانی، گمنام ترین آواره گان قرن

عارف ادبی
يكشنبه 18 می 2014

زمان خواندن: (تعداد واژه ها: )

خورشید هرکسی چو شب آید فرو شود
خورشید من براید هرشب، نماز شام
این تنها انسان آواره است که نه فقط غربت واقعی را می فهمد که باهمه ی روح و اعصابش حس می کند. چه دشوار است تحمل وضعیت که در آن سکوت و فراموشی حکم فرما است و چه دشوارتر از آن که صدای هم اگر آواز می شود نه تنها درجهت آرامش و نجات که در مورد محکومیت بصورت ناآگاهانه بکار گرفته میشود.
اکنون و در این مدت بیش از سه سال، هنوز همین پیامها و کلمات بی زبان ناتوان تر از آن بوده اند که بتواند "عضو" بریده را با "اعضا" یش پیوند بزند. هر روز که می گزرد امواج ملتهب طوفان غربت و بی کسی در سرزمین بحران زده رو به متلاطم تر شدن به پیش می رود اما صدای کودکان که عنوان "آواره" را باخود یدک می کشند هنوز نتوانسته است روحی را به عصیان وا دارد، چشم های همواره ملتهب و نگران هنوز به افق های روشن امید وارند و این امیدواری را باتمام رنج توانسته اند تاکنون حفظ کنند، هنوز این چشمهای همواره نگران و مضطرب به زبان احتیاج دارند تا از دردها، رنجها، سرگذشت های تلخ و حادثه های شوم که تجربه کرده اند، سخن بگویند و این تنها شاعران است که حامل این زبانند و می دانند که چشمهای مضطرب هم حرف می زنند (رنج کودک افغان که بیش از سه سال را در سوریه و در متن بحران سرکرده است و آن کودک افغان که در ترکیه بانگاه معصومانه اش از پدر می پرسد، پدر خانه ی ما کجاست سووالی که باید وجدان عاطفی هرانسان که باورمند به ارزشهای انسانی است، دربرابرش احساس شرم کند، رنج و محنت این کودکان با رنج کودک بدخشانی که آغوش گرم مادر و پدرش دریک لحظ ی زیر خروارها خاک فرو رفت، تفاوت چندانی ندارد فقط تفاوت درحالت آنی و تدریجی مشهود است). هنوز انسانهای هستند که گمنام ترین آواره گان قرن اند تاکنون کسی از این آواره گان بعنوان بازده یک جنایت هولناک سخن نگفته است، هنوز کسی نپرسیده است که این تعداد انسان چرا از ملک و زادگاه شان آواره شده اند و در جوار سرکها، شهرها و کمپ ها خروار شدند؟ این تنها کافی نیست که جنایت طالبان و نبود امنیت دلیل برای چنین آوارگی های شده است بلکه این تنها گوشه ی از جنایت و ستم است و باید سرآغاز چنین جنایت هولناک را درتاریخ صد سال قبل این آواره گان جستجو نمود.

چگونه می توان حال آواره گانی را وصف نمود که از صدسال بدینسو به فراموشی سپرده شده اند؟ چگونه و باکدام عبارت، کلمه و زبان می توان محکومیت و ستم که براین آواره گان روا داشته شده است را وصف نمود؟ انسانهای که باسرآغاز کوچ اجباری از سرزمین شان، جهان را با واژه ی "آواره" آشناساخت هنوز اما گمنام ترین آواره گان دنیا هستند، گاهی صدای رنج و محنت شان از ترکیه بلند است گاهی از کویته و گاهی هم از سوریه اما هنوز این صداهای غم انگیز ناتوان تر از آن بوده است که احساس را برانگیزد و نهادهای مدافع حقوق بشر را به تفکر وا دارد تنها تاکنون قعر اقیانوس با آغوش باز پذیرای این آواره گان بوده است! اما جهانیان باید بدانند که این صدا تنها صدای مظلومیت "مهاجرین افغانستانی" نیست که از هرگوشه ی آواز می شود، رسالت است که شماها نیز آنرا بردوش دارید و خاموشی جهانیان به معنی تحت سووال قرار دادن تمام ارزشهای انسانی است.

واژه های کلیدی
آنلاين بنگريد :
loading...
loading...

پيام‌ها

  • مسؤن ترین و بهترین منطقه فعلاّ بامیان است، بهتر خواهد بود اگر همه تان به
    بامیان مهاجر شوید و خود و اطفال معصوم تانرا ازین همه زجر و زحمت
    به امید سراب که وجود ندارد، نجات دهید.

    repondre message

پیام، نظر، تفسیر یا نقد؟

تعديل از پيش

اين سخنگاه از پيش تعديل مي‌شود: نظر شما پيش از تأييد مديران سايت ظاهر نخواهد شد.

كى هستيد؟
وصل
پيام شما

براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

جستجو در کابل پرس