کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > جمعيت قبيله سالاران افغانستان

جمعيت قبيله سالاران افغانستان

دلايل قبيله سالاران را فقط در دادگاه قبيله بايد برد

پنج شنبه 24 ژوئيه 2008, بوسيله‌ى کامران میرهزار

لازم ديدم نکاتی را درباره ی نوشته ی خواننده و نویسنده ای که بنام "سمير" آن را در کابل پرس نشر کرده و عده ای از خوانندگان کابل پرس که از طرفداران و يا اعضای راوا هستند ارايه کنم.

اين فقط نظرات من است و آقای شجاع، آقای نيک آيين و يا هر کسی که مورد نقد و حمله ی طرفداران و اعضای راوا قرار گرفته اند، پاسخ های خودشان را بايد داشته باشند.

اول اينکه خواننده و نويسنده ای که بنام سمير مطلبش را نشر کرده، مانند ساير طرفداران "جمعيت قبيله سالاران افغانستان" موسوم به راوا، کورکورانه از اين گروه دفاع و عليه منتقدان تاخته است. دفاع از راوا حق شماست اما اين حق به معنای اين نيست که شما اجازه داشته باشيد، دشنام ها و اتهام بستن های توخالی و پاچه گیری های راوا را جزو مبارزه برای عدالت قرار دهيد.

زمانی درباره راوا نوشتم" اپوزيسيونی نه چندان نيرومند". جمعیت قبيله از همان ابتدا با مرام پوليسی و استخباراتی، توهين کرده و اتهام های تو خالی می بندد. اين توهين ها و اتهام بستن ها به اندازه ای سخیف و بزدلانه بود که حتا تعدادی از طرفداران مهم راوا و نه عضو، شخصا و مستقيم به من گفته بودند راوا در اين باره اشتباه کرده است.

از راوا پرسیده می شود حساب و کتاب مالی شما چه می شود؟ پولی که بنام مردم گرسنه ی افغانستان از اين و آن می گیرید را چه می کنید و جزيياتش چيست. راوا مانند همیشه بجای پاسخ دشنام می دهد و خاک باد کرده و مسیر بحث را عوض می کند.

به راوا گفته می شود چرا مقابل دزدانی مانند انورالحق احدی و اشرف غنی احمدزی که شاهرگ های اقتصادی افغانستان را بدست داشته و دارند و به سبب دزدی های کلان آنان مردم از گرسنگی می ميرند و يا دختر کوچک خود را به فروش می رسانند، سکوت ذلت بار کرده و اين مايه ننگ يک گروه مدعی چپ است. پاسخ راوا مانند هميشه پوچ است. گويی دزدی های کلان اهميتی ندارد و باش تا به روزنامه نگار دشنام دهد و عقده گشایی کند. اولویت راوا تاختن به روزنامه نگار است و نه تاختن به احدی صاحب و احمدزی صاحب.

به راوا گفته می شود چرا تاکنون زلمی خليل زاد که حامی قبيله گرايان است و با دولت متبوعش آمريکا، آدمکشان طالب را حمایت مالی و معنوی کرده، مورد تاخت و تاز شما قرار نگرفته و بجای آن کرنش وار و موزه پاکانه، در نوشته هایتان وی را داکتر خطاب می کنيد و کسی از او می تراشید که گویی فرشته نجات است ؟ باز هم يک دليل پوچ از راوا که يک کارتون برای داکتر صاحب نشر کرده اند و حساب او با آمريکاست. کارتونی که به روشنی کرنش راوا و استفاده از نام و موقعيت وی را برای سرکوب جانيان غير قبيله ی راوا (رقبا)نشان می دهد. اين گروه چنان بزدلانه حساب او را فقط با آمريکا يکجا می کند که گويی خليل زاد همانی نيستند که علاوه بر حمايت هایش از جانیان در قالب دولت آمريکا، شخصا دست به اقدامات فروانی عليه مردم و به نفع قبيله زده و می زند.

به راوا گفته می شود چرا شاگردی زن خليل زاد را می کنيد؟ آيا ممکن است کرنش راوا برابر خليل زاد، شاگردانگی شما باشد؟ باز راوا پاسخی می دهد که نسبت به دشنام ها و پاچه گيری های شناخته شده ی اين گروه، جز رنگی ديگر چيزی به ديده نمی آيد. در کوچکترين انتقادی که من در ابتدا از راوا داشتم، اين سازمان پوشالی، برخورد استخباراتی همراه با سرزنش و توهين داشت و حالا جسارت آن را ندارد تا انتقادی صريح و تند از خانم خليل زاد داشته باشد که مبادا باعث رنجش استاد و شوهرش شود.

به راوا گفته می شود تاکنون به خرد و کلان فارسی زبان تاخته ايد و دريغ از نوشتن مقاله ای در نقد سخنگوی آدمکشان طالب، اشرف غنی احمدزی. آن به ظاهر فرهنگی که عملا تريبون آدم کشان طالب بود و در زمانی که شاهرگ اقتصادی افغانستان به دستش بود و زمانی که مسووليت مستقيم نظارت بر نحوه مصرف ميلياردها دالر پول را داشت، دزدی و اختلاس به يکی از نقاط اوج خود رسيده بود. زمانی که اين جناب رييس دانشگاه کابل بود، جز نفاق و کوته بينی قبيله چيزی در انبان نداشت. حدود يکسال هم رييس غير قانونی دانشگاه بود. آيا راوا با تاختن و دشنام به افرادی که نسبت به خيانت های کلان اشرف غنی و رفقا، کاری انجام نداده اند، ثابت نمی کند که در گودال قبيله اسیر است؟

به راوايی ها گفته می شود فاروق وردک، نبض حکومت را بدست گرفته و به خيانت هایش بطور گسترده تر ادامه می دهد، راوا در اين مدت سکوت ذلت باری داشته و ترجيح داده به روزنامه نگار بتازد. راواییها در اوليت های خود عجب جاهایی را نشانه می گيرند که دقيقا هدف قبيله نيز همان است.

به راوا گفته می شود چرا مقابل مرتجعان کليدی و طالب پسند و القاعده پسند مانند حبيب رفيع، ضیا بومیا، نجیب منلی و صفیه صدیقی و...موضع نمی گيريد، باز هم جواب پوچ همراه عرض ارادت به استاد دیگرشان حبيب رفيع و اينکه چرا من امريکا ننوشته ام و آمريکا نوشته ام و همان تکرار موضع به ظاهر دشمن شان و در باطن "هم موضع"، جناب کريم خرم. حتا يک بی سواد راوايی، زبانی را که روشنفکران و مبارزين ايرانی بکار برده و می برند را به "لهجه ملايان" ايرانی تقليل داده که خود توهينی آشکار است.

به راوا گفته می شود چرا زمانی از "الله اکبر" و " بسم الله الرحمن الرحيم" دکان ساخته بوديد و چپ و راست در نشرات تان از اين عبارات استفاده می کرديد و اکنون مرام خود را تغيير داده و "فعلا" سکولار شده ايد؟ کلمات و عباراتی که دهه ها جانيان و دزدان چپاولگران با استفاده از آن، جان و مال و ناموس مردم را به يغما برده اند! پاسخ های سستی از طرفداران راوا می شنويم که استفاده از اين عبارات با سکولاريزم ضديتی ندارد و آن زمان فرق داشت و اينقدر دکان دين رونق نداشت. از اين دلايل من سست تر هيچگاه نديده بودم. اين يا دليل بی دانشی ست و يا دليل مغرضانه برخورد کردن و ناديده گرفتن تاراج و جنايات حاد عليه بشريت که با نام دين در اين سرزمين روی داده و پيش از تولد راوا بارها و بارها بوسيله ی محمد ظاهر خاين و دزد و کاکاهايش و پدرجانی اش و حتا پيش از آن به اوج رسيده بود.

به راوا گفته می شود چرا در اين گروه که داعيه ی آزادی را دارد، سيستم کاملا بسته و ديکتاتورانه حاکم و هيچ انتخاباتی در اين گروه سياسی برگزار نشده است. مگر اين مرام همان گروه های وحشت و ترور و آدمکشی در افغانستان نبوده که باز راوا آن را تکرار می کند. راوا باز هم جواب پوچ و مسخره ای می دهد و نفرين می کند که در افتتاح هفته نامه چای داغ رهنورد زرياب را دعوت کرده بودم. به راوا پاسخ داده می شود اگر دعوت از رهنورد زرياب برای افتتاح يک هفته نامه جرم است، پس چرا شما در مراسم رسمی خود يکی مثل رهنورد زرياب را دعوت می کنيد، شورای نظاری را دعوت می کنيد و چند ان جی او سالار را و همه در صدر محافل تان قرار نشسته اند؟ پاسخ راوا پوچ است. خاک باد می کند و قرار نيست راوا تضاد هایش را بپذیرد، از منتقد سپاسگزار باشد و از مردم پوزش بخواهد. جمعيت قبيله سالاران افغانستان بايد بگويد چه تفاوتی میان دریافت جایزه و تقدير از کنگرس آمريکا و سفارت ايران است؟ جمعيت از سویی به رهنورد زریاب می تازد که در سفارت ايران تجليلش می کنند و همين جمعيت از دست آدمکشان آمريکایی تقدير نامه می گيرد. مگر همين آمريکایی ها نیستند که شما به ظاهر از سویی آن را نقد می کنید و از سوی دیگر سر در آخورشان کردید. نام اين تضاد نيست چيست؟ فتح کدام شاخ کوه است؟

به راوا گفته می شود به چه حقی خاين و دزدی مانند محمد ظاهر را چهره ی ملی می تراشيد و چه رابطه ای ميان شما و اين جانی و دزد وجود داشت، راوا يا سکوت ذلت بار می کند و يا خاک باد و البته مانند همیشه پاچه می گيرد و دشنام هم می دهد.

به راوا گفته می شود چرا مقابل کوچ اجباری که يکی از جنایات حاد عليه بشریت است و در بهسود روان است، سکوت می کند؟ راوا تاکنون موضعی نداشته و احتمالا در ریاکاری و همدستی با فاروق وردک و رفقا، يا سکوت کرده و یا موضوع چند کوچی را مطرح می کنند که سند مالکيت دارند و حق دارند. کوچی مانند هر عضو جامعه حقوق برابر و مشخص دارد، بله؛ ولی آنکه از مرکز فعالیت شما کشور پاکستان با سلاح سنگين و سبک به جان و مال مردم يورش می برد، کوچی نيست و آن اسنادی نيز که پادشاهان خاين با هدف کوچ اجباری و نسل کشی صادر کرده اند، سند نيست. سندی که محمد ظاهر خاين يا کاکاهايش و يا پدرانشان و يا داود جاه طلب صادر کرده باشد، مثل همين اسنادی ست که همين حالا در محاکم کابل با زور و پول صادر می شود.

راوايی ها وقتی چيزی در نقدشان گفته شود، منتقد را با هر اتهام همراه با توهين و تحقير می خواهند، سرکوب کنند. اين روش خاص راواست. کوته بينان راوا در همسویی با قبيله می گويند کابل پرس و نويسنده ی اين سطور وابسته به رژيم ديکتاتور وآخوندی ايران است. جمعيت قبيله سالاران افغانستان، نمی تواند يک مثال بزند که اين چگونه رسانه ی وابسته ای ست که هر نوع انتقادی را به هر فرد و حکومتی که باشد نشر می کند. فقط يک مثال بياوريد که رژيم ايران پشت يک چنين رسانه ای باشد. گويی رژيم ايران که بزرگترين زندان روزنامه نگاران و روشنفکران را ساخته است، يکباره و اينبار در مورد کابل پرس طرفدار آزادی بيان شده است. اين تجزيه و تحليل فقط از يک ذهن مغرضی مانند ميرزای راوا ناشی می شود، ورنه نشرات کابل پرس برای رژيم آخوندی غير قابل تحمل است و ناشرش سرنوشت بهتری از روزنامه نگاران و روشنفکران منتقد ايران نخواهد داشت. يک گودی راوايی در بخش های پيام های کابل پرس نوشته بود که کابل پرس در ايران فيلتر نشده و گويی اين سند ايشان برای وابسته بودن کابل پرس است. اتفاقا من اين موضوع را از يکی از خوانندگان در ايران پرسيدم. اين گودی راوایی بايد بداند که حتا سايت رسمی جمعيت قبيله سالاران افغانستان موسوم به راوا نيز فيلتر نشده است. اين دليلشان نيز مانند "امريکا" نگفتن است که اگر بواسطه آمريکا گفتن، کسی وابسته ی رژيم ايران شود، قبيله سالاران هر کدام با بکار بردن کلمات انگليسی بجای استفاده از کلمات زيبا و روان فارسی، وابستگان انگليس و آمريکا بيش نيستند.

دلايل قبيله سالاران را فقط در دادگاه قبيله بايد برد تا مورد قبول باشد.

گاهی می بينم، راواييان (خلته های دشنام) طبق شعارهایی که می دهند بايد برای کوبيدن جانيان و دزدان بکار گرفته شوند. در اين صفحات کابل پرس راواييآن حاضرند مدت ها به توهين به کرامت انسانی و دشنام بپردازند اما دريغ از گذاشتن وقت برای نوشتن يک انتقاد در يک نوشته ی مستقل برای همين شاه کليد های دزدی، ارتجاع، کوچ اجباری و نژادپرستی که نامشان در بالا آمده است. گاهی هم در برخوردی مضحک می بينم کابل پرس را ناخواسته رقيبی برای سازمان پوشالی شان احساس کرده و گویی قرار است کابل پرس يک گروه سیاسی باشد و نه يک رسانه و در اين کژفهمی، عمر سی و اندی ساله ی سازمان پوشالی شان را مقابل عمر کابل پرس می گذارند. عدم درک کار يک رسانه که رسانه است و گروه سیاسی نيست، نشان ديگری از سطح همرديف جمعيت قبيله سالاران با ساير گروه های هم نسل اش است.

رسانه ای مانند کابل پرس که صدای های مخالف و موافق را بازتاب می دهد و حتا طرفداران راوا نيز آزادانه نظراتشان را در آن ابراز می کنند، از سطح شعور راوا و چند گروه طالبی-جهادی يا طالبی- القاعده ای بالاتر است و هرگاه راوا اين مساله را درک کرد، می فهمد که آزادی یک رسانه يعنی چه. در صورت محال و از جانبی که راوا تمام عقل و منطقش را برای وابسته نشان دادن کابل پرس گذاشته بود (است)، بايد گفت که عجب پشتیبانانی بايد پشت سر کابل پرس باشند که به شعور آزادی بيان رسيده اند.

دوست داشتم افرادی که مرا و کار مرا می شناسند و در حلقه ی راوا جای دارند، جسارت گوشزد کردن اين موارد را به رهبران اين سازمان پوشالی داشته باشند.

زمانی در نوشته ای بدون اينکه قصدی داشته باشم، نوشته بودم " جنبش انقلابی زنان افغانستان". راوا بجای اينکه اشاره ای کوچک داشته باشد و با ارايه ی نظر خود بگويد که نظراتت اشتباه است و اين دليل هايش و نام گروه ما هم اين است، دشنام و توهين و تحقير راوا را دريافت کردم. حالا پس از چند سال می بينم حيف همان نام جنبش انقلابی زنان افغانستان و بهترين نامی که به ذهنم خطور می کند، "جمعيت قبيله سالاران افغانستان" است. تاسف من اين است که زمانی تصور می کردم، حداقل با شعارهایی که راوا از دموکراسی می دهد، می تواند يک گفتمان ايجاد کرد و نظری باشد و انتقادی هر چند مخالف ارايه شود. اما بارها ديدم و لمس کردم که پاسخ راوا به نظر و انتقاد، دشنام و توهين و پاچه گيری ست. با اين رفتار، راوا فقط ثابت کرد که گرچه به ظاهر شعارهای متفاوتی از ديگر گروه ها می دهد، اما سطح و اندازه ی يکسانی با گروه های ديگر مانند گروه های جهادی و طالبی دارد و در برخورد با منتقد از روش پوليسی و استخباراتی استفاده می کند. اگر راوا يک گروه مسلح بود، گويی منتقد با هر انتقاد، چند بار تيرباران شده بود. متاسفم. گویی شعور و درک راوا از حقوق بشر و مسايلی از اين دست، يک شعور ناقص است که حتا اگر مغرضانه هم نباشد، در نهايت به جبهه ی بنيادگرايان کمک می کند. جبهه ای که خود شعار مبارزه با آنان را می دهد. حقوق بشری که راوا می خواهد يعنی بدون آزادی بيان و بدون گفتن "تو" به اين جمعيت. "جمعيت قبيله سالاران افغانستان" سکوت خفت باری در مقابل سرکوب آزادی بيان و کشتار، تهديد، لت و کوب و بازداشت زندانيان داشته است. اين گروه تنها درباره بازداشت پرويز کامبخش از خود واکنش نشان داده که کاملا مشخص است که با توجه به حجم قابل توجه درخواست ها برای رهایی پرويز کامبخش در نقاط مختلف جهان و مشهور شدن اين ماجرا، راوا از آن يک سوء استفاده ی سياسی می کند. ورنه دريغ از واکنش اين گروه که داعيه ی دفاع از حقوق بشر و بويژه حقوق زنان را دارد، در موارد ديگر نقض صريح آزادی بيان، حداقل برابر کشته شدن زنان خبرنگار در افغانستان. گویی دفاع از خبرنگاران و آزادی بيان در مرام اين سازمان هيچ جايی ندارد. گویی آزادی بيان به رقيبش کمک می کند و با آزادی بیان اين سازمان پوشالی آخرين نفس های خود را خواهد کشید.

گاهی ديده ام برخی از طرفداران راوا می گويند ميرهزار تا پيام و يا نوشته ای درباره راوا در کابل پرس نشر می شود، آن را به عنوان سندی ديگر عليه راوا استفاده می کند. در جواب اين عده خوانندگان کابل پرس و البته طرفداران راوا بايد بگويم که خوبی آزادی بيان همين است. برای همين راوا بايد پاسخ بگويد که عبدالولی قصاب و سرکوبگر جريان دانشجویی چه ارتباطی با راوا می تواند داشته باشد که از آمدن او راوا خوشحال بود؟ تبانی با گروه واپسگرای "حرکت انقلاب اسلامی" مولوی محمد نبی محمدی برای يک گروه خود ممتاز خوانده جای شرم نيست؟ يا مساله ی ترور کادر های انقلابی سازمان رهایی توسط سران راوا چيست؟ چه توضيحاتی در اينباره راوا می تواند ارايه دهد؟ سکوت و نداشتن معلومات از دست داشتن مسعود در جنايات، آن هم پس از جنايات کابل چه معنایی دارد؟ و..

می بينيد که آزادی بيان و يک رسانه ی آزاد حداقل اين خوبی را دارد که پرسش ها از جوانب مختلف درباره ی موضوعی طرح شود و مسلم است که افراد و گروه هایی که در کابل پرس مورد نقد قرار می گيرند، مانند راوا قادر نيستند افکار عمومی را با چوب وابسته بودن و يا در خدمت جنايتکار بودن تنبیه کند.

يک آدَمَک سياسی؛ چيزی بيش اما نه!

پاسخی به گروه طالبی- قبيله ای راوا

شنبه 29 مارس 2008, نويسنده: کامران میرهزار


ورشکستگی و درماندگی رقتبار

روشنفکران خادی ـ جهادی در حمله بر «راوا»

جمعه 21 مارس 2008


تصاویر همه از سایت راوا برگرفته شده اند

نورانی، پیشنهاد معینیت را با قاطعیت رد کرد

نویسنده: رسولی

يكشنبه 20 ژوئيه 2008


ما به نورانی ها نیاز داریم!

راوا بر همان خر خودخواهی تشکیلاتی اش سوار است و کسی را که حتی در زمینه های معینی از راوا جلوتر و جدی تر بوده و در میان ارتجاع و وحشت امپریالیزم قلم می زند، انرژی می دهد و روشنگری و مبارزه می کند، مفلوک می داند، خود مفلوک نیست؟

دو شنبه 30 ژوئن 2008, نويسنده: نسیم کلکانی


چرا نورانی رستم شجاع و مهدی نیک آیین شد؟

نوارانی در حیات راوا قبل از آنکه با شمشیر غرب حرام شود با دالر اش ذبح شد

چهار شنبه 25 ژوئن 2008


سرکرده های"راوا" و "پاپی گک" ظاهر شاه!

مغالطه کاری و بی ربط گویی از روش های خاص کار شما سرکرده های سازمان پوشالی راوا می باشد

شنبه 17 مه 2008, نويسنده: مهدی نیک آیین


در جواب به جاسوسنامه ای از عدنان/ راوا

نویسنده: رستم شجاع

يكشنبه 11 مه 2008


رستم شجاع/ نورانی و شنیعترین فحاشی اش به "راوا"

آیا ممکن است سازمانی که حتی در کره زمین موجود نباشد ولی بازهم بتواند اینقدر وسیع خود را در دنیا مطرح سازد؟

شنبه 10 مه 2008, نويسنده: عدنان ظ


سرابی به نام "راوا"

نويسنده: رستم شجاع

دو شنبه 14 آوريل 2008


درماندگی "راوا" در پاسخ گفتن به ما

شما سرکرده های سازمان پوشالی «راوا» به درماندگی رقتباری گرفتار شده اید

شنبه 10 مه 2008, نويسنده: مهدی نیک آیین


" راوا " و شعار دیموکراسی !

کم ترین نافرمانی از اوامر سرکرده ها باعث اخراج دایمی و نفرین شدن یک عضو می شود

يكشنبه 4 مه 2008, نويسنده: مهدی نیک آیین



"راوا" بايد حساب پول ها را بدهد!

پول برای مردم و به نام مردم افغانستان است نه برای مصرف شخصی سرکرده های راوا و خوش گذرانی آنها

پنج شنبه 1 مه 2008, نويسنده: مهدی نیک آیین


فاجعه ء ننگین هفت ثور درس عبرتی به راوایی ها!

که اگر قدرت داشته باشند خلقی ، پرچمی ، جهادی و طالبی همه از یاد مردم برود

سه شنبه 29 آوريل 2008, نويسنده: مهدی نیک آیین


شرمک "راوا" از شعله ای بودن!

سوال از سرکرده های راوا این است که چرا خودشان از شعله ای بودن خود می شرمند ؟

چهار شنبه 23 آوريل 2008, نويسنده: مهدی نیک آیین


"راوا" رو در روی امریکا!

گزافه گویی محمود گودرزی در باره ء راوا

دو شنبه 21 آوريل 2008, نويسنده: مهدی نیک آیین


راوا هم کشمش بی چوبک نیست!

سرکرده های راوا هیچ وقت نگفته اند نظر شان در مورد ترور خوب ترین کادرهای انقلابی سازمان رهایی از طرف جناح داکتر فیض و کشور کمال و امین میوند چیست؟

جمعه 18 آوريل 2008, نويسنده: مهدی نیک آیین


IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans



Hazara Poet, Journalist and Webmaster
سردبیر و ناشر کابل پرس
Kabul Press chief editor and publisher
Official Facebook page: https://www.facebook.com/KamranPoetry
Official Twitter Page: https://www.twitter.com/kamranmirhazar

آنلاين بنگريد : Kamran Mir Hazar, Work and Poetry




36 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > جمعيت قبيله سالاران افغانستان

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • به همه سلام!
    من به نوبه خود ار سوال های که طرح شده و روا جواب نه داده است و روا نباید در دشمنی به انقلابیون کشور وافراد سالم ما قرار داشته باشد من این نوع برخورد را رد نموده نظرات کامران میر هزار را در این مورد تایید می نمایم.
    من از این موقع استفاده نموده و به همه پشنهاد می نمایم که اختلافات را کنار گذاشته و در طرع یک حزب سراسری( حزب، جبهه متحدملی و ساختار ارتش اینده کشور)نظرات ارزنده و مطابق شرایط کنونی طرحهای گوناگون، نظرات، و پشنهادات سالم به جنبش سراسری کشور پیش کشیده شود بهتر و خوبتر خواهد بود.
    این ضرورت وقت است و روشنفکران و جوانان کشور ما منتظر همچو نظرات جنبش انقلابی ماست، اخونیها، خلقیها و پرچمیهابه مردم ما امتحان داده اند و ناکام و رسوا مردم ما اند و دیگر باشندگان این مرز و بوم به این ها باور نه دارند.
    و حال وقت ان است که دست به دست هم داده و کشور را نجات بدهیم.
    و تنها راه نجات کشور اتحاد و ساختن تشکیلات منظم انقلابی است که در ساختیار حزب سعی و تلاش نمایم.
    جلال ابادی

    آنلاين بنگريد : ساختیار حزب سراسری

  • آقای میرهزار، شما مواردی را مطرح کرده ای که تازگی ندارند و راوا قبلا پاسخ درخور به شما داده است.

    در حالیکه به مقالات فراونی در زیر نوشته پیوند داده ای اما شما پاسخ های ذیل راوا را نخواسته اید پیوند دهید تا خوانندگان با دیدگاه و پاسخ راوا نیز آشنایی یابند و قضاوت کنند:

    http://pz.rawa.org/67/67mirhazar.htm

    http://pz.rawa.org/67/67mirhazar2.htm

    http://pz.rawa.org/65/65hottea.htm

    http://pz.rawa.org/67/68bahman.htm

  • جان بیادر، حداقل در مورد اتهام قبیله گرایی و پشتون گرایی بر راوا همین سطور کافی نیست که دانست شما اشتباه میکنید؟ کدام پشتونیست دیگری را درک دارید که به این لحن و زبان یکایک فاشیست های پشتونیست را آماج حمله قرار دهد؟؟

    کرزی از مذاکرات دولت پاکستان با تروریست‌های طالبی شاکی است و آنرا محکوم میکند، حال آنکه ساخت و پاخت با این وحوش را دولت او خیلی پیشتر آغاز کرده و هم اکنون سرکردگان خونپر طالب مثل ملا متوکل، ملا سلام ضعیف، ارسلا رحمانی، ملا راکتی، ملا عبدالسلام وغیره با اعزاز و احترام در دولت جا داده شده و مخارج شان نیز از جانب دولت پرداخته می‌شود. همچنین سازش با تروریست‌ های «آی.اس.آی» مرتبط با حزب اسلامی گلبدین ادامه داشته و آخرین نمونه‌اش رهایی سرجنایتکار کثیفی چون غیرت بهیر از زندان بود. سایر گلبدینی های منفور، خالد فاروقی، منشی عبدالمجید، جمعه خان همدرد، حسین منگل، ملا شینواری، کریم خرم، حاجی فرید، حلیم تنویر، جبار ثابت، همایون جریر، وحیداله سباوون، وحید مژده و ... در رده های بلند دولت نصب بوده و سر و کله عذابدهنده‌ی شان منحیث به اصطلاح «کارشناس» و «صاحبنظر» در رسانه ها پیداست.

    آنلاين بنگريد : اعلامیه راوا

  • میرهزار جان!

    نمانی که پشکه ده نوک ناوه گیر کدی.... یا همو همتای دیگیشه ده سه کنجی....

    • اگر راوا را "جمعیت قبیله گرا" نام میگذاری باید لطف کرده نام "کابل پرس" را هم به "هزاره پرس" تغییر ده تا با واقعیتش همخوانی بیابد!!

    • قسمت عمده پرسش های مطرح شده در اینجا قبلا بوسیله راوا به آقای میرهزار پاسخ داده شده اند، مثلا من این بخش را نقل میکنم که به نظرم جدی اند و دردآور:

      شما از این هم خجالت نمی‌کشید و به واقعیت پی نمی‌برید که غیر از خاد و جهادی ها بسیاری از مردم، هر نوشته و نظری به علت زبان کوبنده‌اش علیه جنایتکاران را به «راوا» نسبت داده و محکوم یا تحسین می‌کنند.این، هر آدم بی‌غرض و مرض را وا می‌دارد تا در «راوا» دشمن آشتی ناپذیر جنایتکاران از هر قماش را دیده و به آنانی که برضد «راوا» شایعات بی‌ناموسانه منجمله ارتباط با «آی.اس.آی» می‌پراکنند، تف کند.اما شما این دروغگویان را می‌بوسید و آنان هم شما را که به نوبه خود مژده «متلاشی شدن راوا» را می‌دهید. این خادی‌وارترین نوع همراهی با «خیل عظیم جنایتکاران» و «آب در آسیاب ارتجاع ریختن» است.

      آیا شما منتظرید که همچون پدرام خوشخانه‌ای که به مثابه کچک دوستم در حمله به خانه اکبربای شرکت جست، در حمله خاد، سیاف یا محقق به خانه کدام فعال «راوا» گرفتار شوید تا فقط آن وقت «همراه شدن با جنایتکاران» را بپذیرید؟ تجربه نشان داده که مخالفت و یا بریدن از موضع خاینانه با «راوا» عاقبتی جز همدستی با ارتجاع نخواهد داشت. باری، شما با تمام «شگرد های ادبی»‌تان و با استعانت از خاینان ما که برای‌تان جاسوسی می‌کنند، ادامه دهید و خواهیم دید که کارتان به کجا می‌کشد.

      آنلاين بنگريد : جواب راوا به آقای میرهزار

    • مير هزار صاحب! شما چرا جوب را برای سوالهای مقاله راوا را ارايه نه ميکنيد.

      شما در مورد احدی و احمدزی صحبت ميکنی. چرا در مورد دوزدی های جنايت کارارن مثل محقق. کريم خليلی، مسعود، قانونی،و ديګران ګپ نه ميزنی؟

    • محترم میر هزار!
      من در یاداششی به طرح،پشنهاد و نظریه در باره جنبش انقلابی کشور از جمله( ساختیار حزب سراسرای، جبهه متحد ملی و ساختیار ارتش اینده کشور) بحثی کوتای نموده بودیم که از عوض مقابله و چرندگویی در این سه مورد که تذکر از ان رفت بحث صورت گیرد بهتر خواهد بود و شرایط امروزه ایجاب این امر را می نماید!
      لیکن از اینکه به نشر سپرده نه شددر مورد ازادی بیان و وعده که این سایت داده است مورد شک و تردید من قرار گرفته است
      جلال ابادی

      آنلاين بنگريد : ازادی بیان

  • با دیدن این جنگ زرگری بین طرفدارن راوا و میرهزار دردم می‌آید که وطن ما به چه ماتمگاهی مبدل شده اما روشنفکرانش به جان هم افتیده اند.

    به نظرم هیچ طرف اتهاماتی را که به طرف مقابل وارد میکنند وارد نیست. آنچه در بالا آمده دهها بار در این سایت و در نظرات مختلف تکرار شده اند که دیگر حتی خواندن آن خسته کن شده است.

    لطفا این جنگ را بس کنید، با این جنگ تنها دشمنان مردم را شاد میسازید. دشمنان خدا خدا میکنند که یکچنین جنگ ها ادامه یابد تا خود شان از افشاگری راوا و کابل پرس درامان بمانند.

  • حساسیت های راواییهای خلیلزادگرا را می توان درک کرد. اگر خلیلزاد نبود راوایی ها تقدیر از کنگرس دریافت نمی کردند.
    فاشیست های راوایی ارزش ندارند وقت برایشان تلف کرد. راوا اینبار به کاهدان زده و گمان کرده میرهزار رهنورد زریاب است که هر غلطی خواستند بکنند. میرهزار بهترین ژورنالست افغانستان است که عدالت بالاترين اهمیت اوست. زنده باد میرهزار و زنده باد کامران میرهزار که ماهیت پوشالی حقوق بشر فرشان راوایی را افشا کرده.

  • تول افغان و بینوا و سایتهای زیادی که سازمان فاشیستی راوا باید به آن ها بتازد از حمله راوا در امان هستند. کابل پرس محبوب ما چرا توسط فاشیستان راوا مورد حمله قرار گرفته است؟

    • کور هم میداند که دلده شور است. اگر راوا را "جمعیت قبیله سالاران افغانستان" نام داده اند نه ناحق است و نه نا بجا. راوا خود بخشی از برنامهء قبیله سالاران است. راوا از همان آغاز کار و فعالیت نشراتی خویش همیشه دشمن فارسی زبانان و ازبک ها و غیر پشتون ها بوده. هرگز ندیدیم که راوا عبدالله خدمتگار بختانی، نصرالله حافظ، حبیب الله رفیع، اسحق ننگیال، بلقیس مکیز... وغیره را به خاطر "جبین سایی" به آستان کرملین محکوم کرده باشد. همیشه گاهی باختری، گاهی زریاب، گاهی عاصی و گاهی هم یک نویسندهء دیگر فارسی زبان یا ازبک و هزاره را محکوم کرده است...

      راوا دیگران را محکوم میکند که گویا جنایتکاران را به خاطر علایق قومی خویش می بخشند، اما خود روی همین علایق به کوبیدن "جنایتکاران" قوم غیر خودی پرداخته و از جنایت جنایتکاران خودی چشم می پوشد.

      همین حالا همه میدانند که دشمن درجه یک، دشمن پشت دروازه، دشمنی که همین حالا هستی، امنیت، زندگی مردم ما توسط آن زیر خطر بوده و تهدید میشود، طالبان اند و پاکستان. اما کار راوا کوبیدن جنایتکارانی است که پانزده سال پیش جنایت کرده بودند. این درحالیست که همان به گفتهء راوا جنایتکاران امروز برای تامین صلح و دموکراسی سرگذاشته، سلاح تسلیم کرده اند و کار میکنند. با اینهمه، راوا به جای کوبیدن طالب همه روزه علیه شخصیت های سیاسی و نظامی مربوط اقوام دیگر پاچه خایی میکند.

      بیایید فیصدی خطری را که امروز کشور با آن مواجه است و فیصدی پرداختن نشرات راوا و نشرات مشابه قبیله سالارانه با این خطر را با هم مقایسه کنیم. چند فیصد نشرات راوا علیه طالبان، حکومت قبیله سالارانهء کرزی و مداخلات پاکستان است؟ برعکس ببینید که چند فیصد این نشرات علیه آنهایی است که هم دشمن طالبان اند، هم دشمن پاکستان و هم دشمن قبیله سالاری....

      شناختن راوا دیگر نه نبوغ میخواهد و نه هم عقل زیاد. بلکه تنها نیاز به توجه بیشتر دارد.

      ما از آقای میرهزار متشکریم که با وجود پافشاری بر عدالت اجتماعی توانسته است چهره های دروغینی را که مانند راوا عدالت اجتماعی را بهانه و پرده یی برای مقاصد دیگری قرار داده اند برملا و افشا می سازند.

      آنجه میر هزار میکند، جرئت و شهامت میخواهد.

      رحمت خدا باد بر میرهزار!

    • آقای سردار علی، فکر کنم قضیه به این سادگی هم نیست که شما گفتید و ما بپذیریم.

      حداقل موضعگیری شفاف و روشن راوا در مسئله قبیله گرایی و قومگرایی را من در نوشته "مسئله‌ ملی‌ و بدمستی‌های‌ شونیستی‌ و قومپرستانه‌ی‌ محلی‌" (پیام زن، شماره 40، سال 1995) میخوانم که،‌راوا سالها قبل قبیله گرایی نوع پشتونیزم و نوع تاجکیزم و هزاره‌ایزم و ... را مردود دانسته و نمایندگان این جریانها را افشا کرده است.

      اگر راوا زریاب، باختری و دیگران را محکوم میکند، دلیل و بحثی دارد که خود این ذوات هم نتوانسته اند از خود دفاع کنند چون پای شان در گل است. اگر شما برخورد های راوا را نابجا میدانید لطف کنید دلیل بیاورید.

      در اینجا همه دلایلی که برای "قبیله گرایی"‌راوا داده میشود اینست که هفت فردی را که آقای میرهزار لیست کرده مورد تاخت و تاز راوا قرار نگرفته اند (در این نوشته اخیر چند تن از لیست کم شده اند که نمیدانم دلیل چیست)، و هیچکسی تا حال کدام دفاع راوا را که از آن بوی پشتونیزم بیایید نمیتواند ارائه کند.

      پشتونیست های نامدار را متوجه شده باشید که حتی نمیخواهند به فارسی صحبت کنند، آیا شما کدام مصاحبه حبیب اله رفیع یا احدی و منلی و جیلانی ځواک را به فارسی شنیده‌اید؟ شاید بسیار اندک، چون اینان تا مغز و استخوان ضد تاجیک ها هستند و مثل استاد مردار شده شان مولوی خالص پشتو را طلا و فارسی را آهن تصور میکنند!!

      اما راوا حتی بخش پشتو هم در سایت و نشراتش ندارد و همیشه از این درک مورد انتقاد بوده است، در حالیکه سایتها مشهور پشتونیست ها کمتر فارسی را در خود جا میدهند، اگر قبول ندارید به بینوا، تول افغان و غیره سری بزنید که معنی شوونیزم پشتون را بدانید که چیست.

      تاپه زدن در ملک ما رسم و رواج شده است، کمتر کسی با عقل خود میاندیشد، بلکه متاسفانه این قوم و قبیله و سمت گرایی است که حرکت اکثر افراد را تعیین میکند، و شما هم از آنجاییکه ملک های قبیله تان بوسیله راوا رسوا میشوند، درد میکشید و علیه آن صف کشیده اید.

    • و دوست عزیز

      خطرسنج تان را نمیدانیم بر اساس کدام معیار ها کار میکند!

      محقق و سیاف و خلیلی و ربانی و فهیم و قانونی و دوستم و .... همانقدر به افغانستان خطرناک اند که طالبان و گلبدین. شما از روی چه خطر اینان را کم جلوه میدهید؟

      اگر طالبان با پاکستان دارند، اینان مزدوران ایران، روسیه، هند، تاجیکستان، ترکیه، فرانسه، امریکا و .... هستند، کدامیک خطرناکتر اند؟؟

      امروز امریکا بزرگترین خطر برای منطقه و کشور ماست، آمده بر سر گرده ما نشسته و برای چندین دهه برنامه ریزی دارد که ما را بقاپد و قورت دهد، استقلال ما را گرفت، به زودی همه چیز و از جمله غرور ملی ما را هم گرفتنی‌است.

      و امریکا برای این برنامه و استراتژی‌اش بر سر همین تنظیم های جهادی که همه را کله به کله ساخته و دور یک میز نشانده کار میکند، امریکا میخواهد همینها را با چهره های پودر زده بر ما تحمیل کنند و هر آن از ما میخواهد که گذشته ننگین شانرا فراموش کنیم.

      آیا فکر میکنید حرکات کنونی این تنظیم ها و رهبران وطنفروش شان چیزی جدا از منافع و سیاست امریکاست؟

      جان بیادر، اگر امریکا میخواست و ضرورتش را میدید، در یک ماه دسترخوان طالب را جمع میکرد. یک گروه قرون وسطایی با چند ملای خلموک و بسواد چیست که امریکا نتواند آنرا برچیند؟ اما امریکا وجود اینان را بهانی بخوبی برای سیاست توسعوی خودش در کشور ما فعلا در نظر دارد، زیر نام طالب وطن را به مرکز مافیای مواد مخدر مبدل کرد و نمیدانیم چه چیزهای دیگری در انتظار ماست، و در تمام این پروژه های ویرانگر و خاینانه اش، این جهادیان نامحترم اند که در کنارش ایستاده و با گرفتن پول و مقام، زنجیر به گردن انداخته سگان شکاری امریکا شده اند.

      من از خطر ایران و سایر کشورهایی که این خاینان به ان وابسته اند هیچ سخنی نمیگویم.

      و به یاد داشته باشید که در آخرین تحلیل این جهادیانی که شما به دفاع از آنان زبان میگشاید، با طالب در یک جبهه متحد میشوند، مگر بین این دو نیروی خاین و ستمکاره تفاوت ماهوی‌ای هست؟ مگر اخیرا جبهه ملی اینان فاش نساخت که با طالبان در مذاکره است؟؟؟

      این خاینان ستمکاره در مواردی بدتر از طالبان اند، خیانتی که اینان به وطن کرده اند و خواهند کرد بسیار شدید تر و زیانبارتر بوده و خواهد بود.

      این تنظیم های شما که در پشت سر مردم را به نام قوم و مذهب و قبیله به جان هم انداخته خود کیف و استفاده سیاسی میکنند، اما در پشت سر سران اینان از هر مذهب و قبیله و نژادی که هستند در یک جبهه گرد می‌آیند و علیه مردم ما جبهه میگیرند، مگر در جبهه ملی همه‌ی شان یکجا نشدند؟ ربانی تاجیک طالبان پشتون را "فرشته های صلح" نخواهده بود؟ قهرمان مولی نگفته بود که "در اهداف ما و طالبان هیچ فرقی وجود ندارد"؟؟ مگر سانچارچی اخیرا نگفت که باید با طالبان جورآمد کرد و آنان را شامل پروسه دولت سازی ساخت؟ مگر در چور و چپاول دارایی های عامه و قاپیدن کمکها همه‌ی شان متحدانه عمل نکرده اند؟؟

      .......

    • امروز امریکا بزرگترین خطر برای منطقه و کشور ماست، آمده بر سر گرده ما نشسته و برای چندین دهه برنامه ریزی دارد که ما را بقاپد و قورت دهد، استقلال ما را گرفت، به زودی همه
      چیز و از جمله غرور ملی ما را هم گرفتنی‌است.

      خطرسنج تان را نمیدانیم بر اساس کدام معیار ها کار میکند!

      saleha ,, naveshtahaye shoma ra bavarkonim ya taqder name iftehkari RAWA ra?kodam


      دو تصدیقنامه‌ افتخاری‌ به‌ «راوا»

      تصدیقنامه‌ ویژه‌ افتخاری‌ از سوی‌ كنگره‌ امریكا به‌ «راوا»
      جمعیت‌ انقلابی‌ زنان‌ افغانستان‌
      به‌ پاس‌ ارجگذاری‌ به‌
      خدمات‌ بارز و پر ارزش‌ «راوا» به‌ جامعه‌.

      لویزكپس‌، عضو كنگره‌
      ۲ می‌ ۲۰۰۴

      تصدیقنامه‌ افتخاری‌ از سوی‌ مجلس‌ مقننه‌ كالیفورنیا
      به‌ «راوا»
      جمعیت‌ انقلابی‌ زنان‌ افغانستان‌
      تصدیقنامه‌ ویژه‌، تبریكات‌ و ستایش‌های‌ قلبی‌

      هانا ـ بیت‌ جیكسن‌
      عضو مجلس‌ مقننه‌ ایالت‌ كالیفورنیا
      ۲ می‌ ۲۰۰۴

      agar Amrican eshhkal gar hast pas chera jayeze hayash baray shomaha iftehkar ast?v

      دو تصدیقنامه‌ افتخاری‌ به‌ «راوا»

      آنلاين بنگريد : http://pz.rawa.org/62/62certificates.htm

    • صالحه جان امید وارم دربرخورد به پدیده ها باید قدری مسئولانه وبه دور ازگرایش های سیاسی ، قومی ، مذهبی وجنسی برخورد نموده وجانب انصاف را باید رعایت نمود. درغیر آن بی تردید درهیئت آدمهای تقلیدی ومذهبی قرار میگیریم که غیرازخود همه را سیاه وباطل میبیند. من هیچگاه قصدم قرار گرفتن درموضع برله ویابرعلیه راوا نیست ، فکر میکنم ملاک قضاوت در رابطه به راوا ازاساس متفاوت است با آنچه درمورد جنایت سالاران درقدرت وبیرون قدرت بکار گرفته میشود . من باورم براینست که نقد راوا نقد یک جریان سیاسی دچار انحراف وخطاهای معین سیاسی است که منتقد بی غرض دوست داشته غیر آن را ببیند واکنون که ناباورانه با آن مواجه میگردد ، میخواهد قطعآ با آن مجادله ومعارضه نماید . نکته ای را که من دوست دارم به آن انگشت بگذارم عبارت از میلان داشتن سیر حرکت راوا بسوی انحراف جدی ایدیولوژیک تا مرز نزدیکی با تاریک اندیش ترین نیروهای سیاسی کشور درطیف وسیع آن است . تبارگرایی وشوونیسم قبیلوی یکی ازوایرس های مزمن است که سوگمندانه بتدریج راوا را ازشهرستان سیاست بسوی قبرستان فرسایش میراند ، بدون اینکه خود آنرا جدی ومهم بپندارند. راه دوری را نباید پیمود ، بسیار بسادگی وبایک خانه تکانی مختصر سران راوا میتوانند محاسبه وجمع بندی نمایند ، ازآن روزگاریکه هزاره ها بخش قابل ملاحظه ونیروی جدی ای را در راوا تشکیل میداد درشرایط حاضر چه اثری برجاست وازنظر ترکیب ملیتی چه میزانی ازآن نیروهای که راوا را جزء لاینفک وتجزیه ناپذیر زندگی خویش میپنداشتند لااقل اگرپرچمدار شما نه بلکه بدبین شما نباشد . تصفیه های فومی وملیتی سالهای هشتادونه ونود را سران راوا بیاد دارند که چگونه به بهانه های مختلف هزاره را مورد سلب اعتماد قرار داده ویک قلم همگی را درفهرست سربازان ومحکومین قرار داد . رسمیت یافتن خط سیاسی ظاهرشاه طلبی با این تیوری بافی عامیانه وارتجاعی که ازسگ دندان دار سگ بی دندان بهتر است انگیزه اصلی هزاره زدایی داخل راوا بود ، چه اینکه بحکم بینش تاریخی وشناخت ازبافت سیاسی وطبقاتی جامعه هزاره ها بخوبی وبدرستی باور مند بودند که ظاهرشاه یکی ازعناصر فاسد وتاریک اندیشی است که باحرکت ازموضع طبقاتی خود هیچگاه نمیتواند به چهره قابل اعتماد تبدیل شود. صالحه جان ! من خود باتمام توان مدت درازی را درآرزوی تطبیق احکام وباورهای سیاسی راوا درعرصه عمل وزندگی گذراندم وبی تعارف وقتی که از راوا روی گرداندم دلیل اصلی آن عدم صداقت وموجودیت فضای نفرت انگیز تعصبات قومی ونژادی بودوبس . امید ازحرفهایم برداشت گرفتار بودنم درلجن زار قومیت بازی را ننمایید . من بحیث یک هزاره تعلق خود را بخانواده انسان میدانم .

    • خواهر گرامی نفیسه جان

      من یک مقدار از اتفاقات دهه نود و بریدن یا طرد سیما سمر و یارانش از راوا آگاه هستم چون در آن زمان در لیسه راوا در کویته درس میخواندم و جریانات را که تقریبا علنی شده بود تعقیب و از طریق "ملالی کلنیک" راوا که مرکز این رویداد ها شده بود اطلاعاتی بدست میاوردم.

      راوا اسنادی را ارائه کرده که از ارتباطات مشکوک سیما سمر با منابع غربی و مخصوصا زدن صدها هزار دالر پول کمکی‌ای که به خاطر کار ملالی کلنیک بدست آورده بود حکایت میکند، اسنادی که حتی خود سیما هم آنرا انکار نمیتواند. زمانیکه وی رئیس ملالی کلنیک بود با همدستی چند تن دیگر از نزدیکانش که آنان نیز به ملیت هزاره تعلق داشتند این خورد و برد را کرده بود که آنهم در اثر اختلافات درونی خود شان کشف شد و وقتی راوا اینان را محکم گرفت، فوری اختلافات سیاسی را پیش کشیدند و خواستند طوری وانمود سازند که اینان نه به خاطر زدن پول بلکه بخاطر اختلافات سیاسی زیر فشار قرار گرفته اند.

      یکی از عواملی که سیما سمر تا امروز عضویتش در راوا را زیر میزند و نمیخواهد که آن جریانات زنده شود همین است که راوا اسناد غیر قابل انکار از وی بدست دارد که میترسد آنرا به رخ همگی بکشد.

      ما شاهد بودیم که به مجرد بریدن سیما از راوا، وی فوری امکانات و کمک های سرشاری نیز از منابع غربی بدست آورد و به عضویت شورای مرکز حزب وحدت اسلامی نیز جلب گردید.

    • نادر جان!

      خوب, قبول می نماییم که سیما سمر, انیجنیر عارف, روف و ناییبی و غیره کسان از جمله کسانی هستند که پول راوا را دزدیده بودند..

      اما چرا تمامی هزاره ها از سازمان تان بریده و کسی(هزاره) را نمی یابیم که عضوشما باشد. چرا پشتونها از سازمان نمی براید و نمی برد, شاید هم شما بگوید که بلی پشتونها هم برامده , بلی برآمده اما هرگر شما انها را خایین و دزد خطاب نکرده اید, و بسیار با جشن های سرمایه دارانه انها را از سازمان تان رخصت نموده اید, بلی با فامیل معروف همین طور نکردید. فراموش نگردد که اندازه پول که معروف از سازمان برد( شما می گوید که سرمایه زن فلان قومندان) به مراتب چند برابر پول که به سیما سمر اتهام می زنید بود. اما هرگز او را خایین و دزد خطاب نکردید که چه حتی به اکثر اعضای تان هم این راز را نه گفتید.

      ننگتان باد که باز برای فامیل همین معروف در درون سازمان تان کمپاین می نمایید که دلشان شده باز برگردند. و پولهای را که برده بود مصرف شده است. و شاید برسم خودتان" از خود انقاد نماید و بگوید که چک زده ام"

      اگر مشکل سیما سمر دزدی پول بود پس مشکل دیگر هزاره ها چه بود؟
      پس چرا صد ها فامیل هزاره در کویته, وحید ارزگانی, فامیل رحیمی, و صد ها فامیل های یکاولنگی و اخیرا حسین ها از سازمان تان رفتند؟

      بهترین سوال اینست که فعلا در تشکیلات شما چند نفر هزاره و یا از ازبک ها وجود دارند؟

      اینها همه سوالاتی اند که باید راوا جوابش را پیدا نماید و الی باید قبول نمود که این سازمان شوونیستی هرگز مطابق شعارهایش کار ننموده و عوام فریبی می نماید.

      ما منتظر تغیرات فوق العاده طبق شعارهایشان در درون این سازمان هستم.
      امیدواریم که هرچه زودتر در درون سازی و پا ک کاری درونی شان اقدام نمایید.

    • نادرجان عزیز عمرات درازباد! ازاینکه مخفی کاری را درجریان ابرازنظر درصفحه کامپیوتر نیز مراعات مینمائید قابل قدر است . بهر رو برای من فرق نمیکند که شما رویدادهای اواخر دهه نود قرن گذشته را ازلیسه وطن وملالی هسپیتال مطلع شده اید یا خود ازفعالین وارکان تیم تصفیه هزاره ها بوده اید . آنچه برای من بعنوان یک شاهد زنده درآن تحول ورویدادها دردرجه اول ازاهمیت قرار دارد اینست که : بدبختانه روحیه قبیله سالاری وانحصارطلبی سیاسی سران راوا سبب گردید که باآن غائله برخورد ابزاری صورت گرفته وباصطلاح حیف ومیل پول مستمسکی شد تا تک تک هزاره ها درسازمان مورد پیگرد وبازنگری تشکیلاتی قرار گیرد . بنظرم بسیار ازمنطق بدور است تاگفته شود که چندنفرازهزاره ها در راوا خیانت نموده بود لذا موجودیت تمامی ملیت زیر سوال رفت . مگر اینکه درانتظار فرصتی باشیم تا به افکار شئونیستی خود جامه عمل بپوشانیم . سوال اساسی اینجاست که اگریک جمع ونیروی سیاسی رابطه ومناسبات شان برمبنای آگاهی ، تفاهم تشکیلاتی ووجه مشترک ایدیولوژیک استوار باشد ، چرا دست به توطئه وخیانت علیه همدیگر میزنند ؟ چیزیکه متاسفانه بخش اعظم ازتاریخ جریان راوا را شکل میدهد . در رابطه باینکه سیما باغرب رابطه داشته وپول بدست میآورده بهتر است گفته شود که سیما براساس دستور وهدایتهای راوا دراین منگنه گرفتار آمد . راوا بادست وپاچه شدن دربرابر امکانات غرب که سالها برای آن خون دل خورده بود، هیچگونه معیارایدیولوژیک وسیاسی را درمدنظر نداشت فقط میخواست چهره بسازد وبکاربگمارد تاصاحب امکانات شود . اینکه فردا اساسآ طبیعت کمکهای غرب چی به بار میآورد وازآدم ها چی میسازد ، در درون راوا اصلآ محلی برای بحث نداشت . اینکه نادرجان میفرماید " داکتر سیما باغرب رابطه داشت ! " بسیار مضحک است . این حرف دقیقآ به این میماند که رژیم اسلامی افغانستان رژیم خلقی درگذشته را مورد نکوهش قرار دهد که حکومت شان وابسته بوده ویا بانیروی خارجی ادامه حیات میکرده !! درغیراینصورت شرفیاب شدن فریده احمدی ومینا به پابوسی پاپ ، میتران وریگان دراوایل دهه هشتاد قرن گذشته وتلاش بیحدوحصر راوا دربرقراری رابطه وجلب اعتماد آی اس آی وسی آی ای که بالاخره ضربات جبران ناپذیر را درپی داشت ، همه وهمه بیانگراین مطلب است که رابطه باغرب وجلب امکانات ازآنها دراولویت کارسیاسی راوا قرار داشته وسیما نیز بااین خصلت پرورده شد . انصافآ اکثریت آن نیروی که درسالهای هشتادونه ونود ازطرف سران راوا مورد پاکسازی قومی قرار گرفتند ، نمیدانستند که راوا امکانات وتوانایی مادی بیش ازحدوحصر دارد ؛ لذا اکثریت زندگی سیاسی خود را درفقر مضا عف سپری مینمودند. این درحالی بودکه بگفته نادرجان حیف ومیل درمراتب بالایی صدها هزار دلار بوده!

  • salam dostan Rava degar Qissa ash dar Afghanistan moft hast .kas degar fereb in gholhara na khahad khord.

  • شعری ازمحب بارش خدمت خواننده گان!
    قبیله چه باشد که شاهی کند--- به هرجا رسد تباهی کند
    سزوار در دری راست شاه ---- که ازواژه گان خود سازد سپاه

    • آژانس خبری وخت
      ولایت بلخ
      هشتم اسد

      کمال خان یکتن از قوماندانان ارشد جنرال دوستم که سمت قوماندانی فرقه ولایت سرپل را به عهده داشت بعد از درگیری شب گذشته توسط پولیس گرفتار شد .

      جنرال خلیل امین زاده قوماندان امنیه ولایت جوزجان به آژانس وخت گفت : ((نام برده به اتهامات وارده چندین موارد از قتلها، غصب زمین پشتون های منطقه و همکاری با متجاوزین جنسی شب گذشته از منزلش بعد از درگیری یک ساعته گرفتار شد.))

      کمال خان که یکی از قوماندانان اسبق جنرال دوستم بود در ولایت سرپل از مدت ها به اینسو فامیل وی با قوم اسحاق زی پشتونها دشمنی های شخصی داشته و به گفته سران این قوم تا اکنون هشت تن انها توسط ملیشه های وی کشته شده اند.

      تا اکنون دولت قادر به رسیده گی دوسیه های انها نه شده بود اکنون این گرفتاری به حکم حامد کرزی رئیس جمهور صورت گرفته وبه گفته جنرال خلیل امین زاده نام برده ساعت دوازده شب گذشته گرفتار و صبح امروز به مسوولین جرایم جنایی وزارت داخله در کابل سپرده شد .

      کمال خان یکی از قوماندانان ارشد جنرال دوستم و برادری یکی از وکلای مردم ولایت سرپل میباشد که پسرش چندی پیش به جرمی تجاوزی جنسی بالای یک دختری 14 ساله گرفتار شده بود .

      خبرنگار: سهاک
      ادیت : ماری نبرد آئین


      اندازه متن : [ بزرگتر ] [ کوچکتر ]

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.