آنانيكه رسانه هاى بين المللى را دنبال مى كنند، مى دانند كه نقل دهان ديپلماتهاى غربى اينست كه: "افغانستان عراق نيست. هيچ كسى نمى خواهد افغانستان تجزيه شود، تاجيكها، ازبكها و هزاره ها مى خواهند افغانستان متحد و يك پارچه بماند." سوال اينستكه چرا افغانستان عراق نيست؟ ما تمام توحش امروزى جارى در عراق را از سر گذرانده ايم. تصفيه دراماتيك قومى در باميان، مزار و شمالى را تجربه نموده ايم. ما شاهد ظهور داعشيان پشتون بوده ايم. هر جانور و عقرب و مارى كه قابل تصور است از متن قبايل پشتون ظهور نموده و در سه سده گذشته، پيوسته به جان غير پشتون ها افتاده است. اما، راز اين مازوخيسم(شكنجه دوستى) تاجيكها، ازبكها و هزاره ها در چه است. اين كاسه هاى زهر را كه پيوسته به سر مى كشيم، سرخ مى شويم، مى تپيم و بريان در گوشه اى مى افتيم، و وقتى بهوش آمديم، باز مى دويم به پاى شكنجه گران قبيله و فرياد مى كشيم كه زنده باد افغانستان! از چه است؟ اين مازوخيسم تاريخى از كدام چشمه زهر مى نوشد؟ تاريخ معاصر غير پشتونها به قصه دخترانى مى ماند كه در كودكى از سوى جنايتكاران پدافايل ربوده مى شوند. در ابتدا با جنايتكار درگير مى شوند، مى جنگند و مجادله مى كنند. اما آهسته آهسته به شكنجه و تجاوز عادت مى كنند و حتا رشته الفت و تعلق با جنايتكار برقرار مى كنند. اگر غيرپشتونها شبيه دختران خوگرفته به تجاوز و شكنجه نيست، اين افغانستان دوستى خلل ناپذير از چيست؟ در سه سده گذشته جنايتكاران قبيله در حق ما چه نكرده است؟ آيا جنايتى در تاريخ عالم مانده كه جنايتكاران قبيله آنرا در حق ما اعمال نكرده باشد؟ اينگونه نيز نيست كه اين حوادث در گذشته رخ داده باشد. تا همين امروز، ما قربانى جنايت قبيله استيم.
ما تمام راه هاى مدنى را رفته ايم. زندگى با قبيله نه تقدير ازلى و ابدى ماست و نه تنها شيوه ممكن زندگى. در ميان پشتونها يك اقليت قابل توجه، به لطف زبان فارسى و مدنيت خراسان زمين، متمدن شده اند. ما مى توانيم اين اقليت را در آغوش بگيريم و فاشيست ها و داعشيان پشتون را باهم و در كنار همديگر شان رها نماييم.
بگذاريم كه فاشيست ها و داعشيان قبيله مدينه رزاله خود را، در دو سوى خط ديورند بسازند، و همديگر را مثله و سنگسار و پشتونوالى را، با تمام توحش آن، در حق همديگر اجرا نمايند.
ما، خراسانيان، بانيان تمدن اسلامى، حق داريم و شايسته آن هستيم كه زندگى فارغ از ويروس قبيله داشته باشيم. هموطنى(همقفسى) با قبيله تا هفتاد پشت ما را بس است.
لطفا براى لحظه اى چشمانتان را ببنديد، و اين جمله را تصور نماييد:
دنيايى را تصور نماييد كه با جاهلان قبيله هموطن نباشيد. آيا چنين دنيايى زيبا و دل انگيز نيست؟
نظرات
134 دیدگاههشدار! نتيجه تقلب، تولد خراسان است
من از ناموس هزاره تاجک پشتون و همه اانسان ها دفاع میکنم
هشدار! نتيجه تقلب، تولد خراسان است
احمد همشهری اگر خیلی مرد استی دستت را بالای کون خودت بکش که خیانت سرش صورت نگیره دیگران مرد ناموس خود شان است
هشدار! نتيجه تقلب، تولد خراسان است
من نمی خواهم ازکلمات پوچ استفاده کنم زیزا من انساتم و از همه انسان ها دفاع می کنم از حتی از ناموس خودت زیرا خواهرت و مادرت را قبلا احترام می کنم
هشدار! نتيجه تقلب، تولد خراسان است
زیرا خودت من خواهر من خواهر خودت همه شان انسان هستند
هشدار! نتيجه تقلب، تولد خراسان است
تو جه داشته باش من از مریض های کا بل پرس نیستم که با استعمال کلمات رکیک دوباره جواب انرا به فحش و توهین جواب دهم
هشدار! نتيجه تقلب، تولد خراسان است
ولایت تخار نیز به شور آمد وخواهان محاکمهء تقلب گران گردید
هشدار! نتيجه تقلب، تولد خراسان است
تازه ترین تصاویر از ولایت تخار باستان
هشدار! نتيجه تقلب، تولد خراسان است
جنبش عدالت خواهی ضد تقلب در ولایت تخار
هشدار! نتيجه تقلب، تولد خراسان است
بهترين راهي توقف جريان فعلي مرگ تدريجي براي ملت افغان، عكس العمل عبدالله عبدالله و تيم او است آنهم طوريكه تمامي اعضاي كابينه و واليان دوره حكومت اش را اعلام دارد و با اين عمل نشان دهد برنده انتخابات كشور به اسم افغانستان است. در غير آن ميرويم تا با حكومت ظالمانه اشرف غلي احمق زي بد بخت ترين شويم. پس بدون تاخير از عبدالله بخواهيم اعضاي حكومت اش را هر چه زود تر اعلام دارد.
داكتر عبدالله براي اعلام حكومتش چاره ندارد نتيجه انتخابات با تقلب گسترده دوره دوم را بي اعتبار اعلام نموده و خود را برنده اكثريت آراي دور اول بداند تا بتواند در صحنه سياسي حرفش قابل شنود شود در غير آن با صبر و نظاره نمودن وضعيت فريب دهنده فعلي به مرض خودكشي سياسي (شايد مرگ تدريجي سياسي) دچار شده بازنده ميدان سياست معرفي گردد.
هشدار! نتيجه تقلب، تولد خراسان است
عجب دنیایی است!
یادم میاید اقایان احمد شاه مسعود مرحوم و برهان الدین ربانی مرحوم همراه همین اقای داکتر عبدالله و یارانشان چگونه زیر قولهایشان میزدند. و با هزار راه جوری دیگران را بازی میدادند. حقوق هزاره و پشتون و ازبک را طوری که دلشان بود میدادند. توافقنامه های زیادی را امروز امضا میکردند و فردا زیر قولهایشان میزدند. برای رسیدن و ماندن در قدرت قران خوردند. اقوام دیگر را به حاشیه بردند و انها را رافضی و کافر خواندند. دل ان هزاره و ازبک و پشتون خون بود و تقلب صدا میزد و خواهان رعایت کردن حقوق همه اقوام بودند. مردم جگر خون بودند و از امدن مجاهدین پشیمان بودند. اما برادرانی که از طریق راه جوری به قدرت رسیده بودند پیش چشمشان را قدرت گرفته بود و به هیچ عنوان نمیخواستند ان را به طور مساوی با دیگران تقسیم کنند.
سالها بعد به امروز میرسیم!
اقای اشرفغنی و یارانش کاری را با عبدالله و یارانش میکنند که انها در زمانش با دیگران کرده بودند.اقای اشرفغنی و یارانش از طریق تقلب و دغلی هر طور شده میخواهند به قدرت برسند. اقای عبدالله و یاران و طرفدارانش جگرخون هستند و میدانند که در حقشان تقلب شده و فریاد میزنند. این حقشان هست و باید برای گرفتن حقشان دست به تظاهرات بزنند و نتیجه انتخابات را قبول نکنند.
تا روزی که ما بین خود قدرت را به طور برابر تقسیم نکنیم، به صلح و ارامش نخواهیم رسید. از خداوند میخواهم که اقای عبدالله ریس جمهور شود و دوباره به قدرت برسد. و امیدوارم که از دهه هفتاد و جنگهای داخلی و از دولت بن، درسهای زیادی اموخته باشند. اگر اموخته باشند خوب غیر از ان همان آش و همان کاسه خواهد بود.
اقای بهمن برایتان ارزوی موفقیت و سربلندی دارم. امیدوارم موفق باشید و پیروز!