درین روزها سازمان بدنام "افغان ملت" سخت می کوشد اظهارات منسوب به لطیف پدرام در خصوص امان الله شاه را دست مایه قرار داده، برای تصفیه حساب های سیاسی از آن استفاده کند وبا راه انداختن مظاهراتی در جلال آباد وکابل وهرات می خواهد این گونه القا کند که انتقاد از شاه امان الله - یک تن از رهبران طائفه بارکزی - در تضاد با موازین ملی قرار دارد.
قبیله سالاران وقتی که هزاره ها در بهسود از خانه هایشان توسط کوچی ها به همکاری القاعده وطالبان کوچانده می شوند ومنازل شان به آتش کشیده می شود، دم فرو می بندند وانمود می کنند که گویا کوچی ها برای رسیدن به حق مسلم خود دست به چنین اقداماتی زده اند.
وقتی که وزیر بی سواد فرهنگ در قرن بیست ویک خبرنگاری را به جرم سخن گفتن به زبان مادری خود واستفاده از واژه های ناب فارسی، مجازات می کند واز کار برکنار می کند واین کار او را مغایر ارزش های اسلامی می داند، آب از آب تکان نمی خورد وفاشیستان جاهل یا سکوت می کنند یا برای این کار وزیر فرهنگ توجیه تراشی می کنند.
وقتی که تلویزیون به اصطلاح ملی! از نشر اعلانی که در آن واژه دانشگاه به کار رفته خود داری می کند وبدین گونه نهایت دشمنی ونفرت خود را از زبان فارسی که زبان فرهنگ وتمدن وتاریخ این مرزوبوم است، نشان می دهد حتا یکی ازین فاشیست های عقده ای هم به این کار بی منطق وزیر خرده نمی گیرد.
ولی وقتی کسی همانند لطیف پدرام از راه می رسد وشهامت به خرج می دهد وانتقاداتی را در مورد امان الله شاه مطرح می کند، همه این قبیله پرستان حتا برخی نمایندگان پارلمان که ممثل اندیشه های تمامیت خواهانه هستند،به هیجان می آیند وبرای دفاع از امان الله گلو پاره می کنند وبرای پدرام خط ونشان می کشند وخواستار لغو حزب کنگره ملی به ریاست لطیف پدرام می شوند وازین قبیل مسایل.
جالب این که در گزارش سایت فارسی بی بی سی آمده بود که مظاهره چیان برضد پدرام در کابل، اظهارات پدرام را اهانت به ارزش های ملی قلمداد کرده اند!.
من نمی دانم انتقاد از شاه ندانم کار وعجول وساده لوحی همچون امان الله چه ربطی به ارزش های ملی دارد؟. قبیله پرستی چه افکار پست ومزخرفی که تولید نمی کند.
امان الله همان کسی است که برای رسیدن به کرسی شاهی با نادیده گرفتن همه ارزش ها وموازین اخلاقی پدر خود را به قتل رساند. آخر کشتن آدم هرچند آن آدم کسی همچون حبیب الله شاه عیاش وخوش گذران باشد چیز ساده ای نیست آن هم به وسیله پسرش.
پرسش های زیادی در مورد شخصیت وسلطنت امان الله وجود دارد. از جمله این که چرا امان الله که خود را بانی استقلال افغانستان می دانست وهوادارانش وی را فاتح جنگ های افغان-انگلیس می دانستند هیچ گاه جرات این را به خود نداد که در برابر به اصطلاح افراد اغتشاشی از خود مقاومت نشان دهد. آیا جز این بود که با اقدامات بی منطق خود همه پل های پست سر خود را خراب کرده بود وبه این نتیجه رسیده بود که یارای مقابله با نیروهای مردمی را ندارد؟
امان الله این شاه دمدمی مزاج وساده اندیش آیا هیچ نمی دانست که پیشرفت کشور هیچ ربطی به پوشیدن لباس وکلاه فرنگی ندارد؟ آیا این کارهای کودکانه می توانست کشور ما را جلو ببرد ومردم ما را از فقر وبدبختی نجات دهد. آیا این شاه کم سواد هیچ نمی دانست که تغییر تقویم چه دردی را دوا می کند؟ بعدها معلوم شد که این اقدامات نه تنها سودی به حال کشور ما نداشت بلکه زمینه هایی را هم که برای اصلاحات وجود داشت برای سالیان دراز، از بین برد.
این را هم نباید فراموش کنیم که امان الله سخت پابند دفاع از قبیله پشتون بود. انتقادات پدرام روی همرفته روی این نکته تمرکز دارد که امان الله کسی بود که ایده انتقال پشتون ها به شمال را عملی ساخت وبا حمایت مادی ومعنوی خود، پشتون هایی را از جنوب واز سرحد به شمال منتقل ساخت و آن ها هم با کوچاندن مردم بومی مناطق شمال در آن سامان، مسکن گزین شدند واین باعث شد که اختلافات قومی گسترده تر شود وما روز به روز شاهد دور شدن اقوام مختلف از یکدیگر باشیم.
امان الله اولین کسی بود که زبان پشتو را در کنار زبان فارسی مطرح ساخت واین اقدام وی منجر به این شد که کسانی با استفاده از مسایل زبان وبرتری زبانی واکثریت واقلیت، بخواهند خواست های تمامیت خواهانه خود را بر دیگران بقبولانند.
بر خلاف آن چه که قبیله پرستان تبلیغ می کنند امان الله هیچ اعتقادی به اصلاحات سیاسی ومشروطه خواهی واین چیزها نداشت وخوی مستبدانه داشت. مورخ پشتون ها عبدالحی حبیبی(همان کسی که پته خزانه را جعل کرد وبه گفته خودش به پشتون ها تاریخ ساخت وهویت بخشید) می گوید:" مشروطه خواهان از امان الله خواستند که با گزینش نخست وزیر وتشکیل شورای ملی که از سوی مردم انتخاب شود، نظام را به سوی مشروطه شدن سوق دهد. امان الله هیچ اعتنایی به این پیشنهادات نکرد واین باعث شد که مشروطه خواهان از امان الله دوری گزینند". آخر امان الله هم نواسه عبدالرحمن جلاد بود.
درین مورد حرف برای گفتن زیاد است ولی یک چیز را می خواهم در فرجام متذکر شوم وآن این که متاسفانه نویسندگان وروشنفکران غیر پشتون، غالبا منفعلانه عمل می کنند وجرات این را ندارند دیدگاه های خود را در مورد تاریخ وفرهنگ این سرزمین فلاکت زده، رک وراست وبدون ملاحظه کاری بیان کنند. سیاست های فاشیزم قبیله آن قدر کارگر افتاده که جرات را از آن ها سلب کرده است. به همین دلیل است که موضعگیری های کسانی همچون پدرام را در یک چنین وضعیتی غنیمت می شمارم.
به همین مناسبت می سزد که از خانم فرشته حضرتی یادی کنیم که با شور وشوق تمام در رادیو پیام زنان در کشور سویدن با طرح مسایل مهم وحیاتی ودر عین حال جنجال برانگیز به جنگ اندیشه های فسیل شده قبیلوی می روند وشهامت اخلاقی این را دارند که هیچ اعتنایی به آن چه جاهلان می گویند نکنند.
نظرات
15 دیدگاهشاه امان الله قهرمان یا ضد قهرمان
اين موضوع کاملا جنبه قومی به خود گرفته. همان ملاهایی که زمان امان الله بر علیه او تحریک میکردند حالا به دفاع از او پرداخته اند.
شاه امان الله قهرمان یا ضد قهرمان (میرهزار درین مورد چه نظری دارد؟؟؟؟)
آقای میرهزار، شما خود نیز باید موضع تانرا در قبال این مسئله روشن سازید. آیا توهین و تحقیر به شیوه لطیف پدرام برای تان قابل قبول است یا آنرا رد میکنید؟ اصلا این آقای پدرام را چگونه ارزیابی میکنید؟ و مخصوصا در مورد جعل سازی خودش که کلمه امان اله را بعدا به انگلیس تغییر داد و اعلان کرد که سخنانش جعل شده اند و درین ارتباط خانم جمعیتی فرشته حضرتی نیز چپش را گرفته و نمیگوید که آقا مصاحبه را من همرایت انجام دادم، در کجایش کلمه انگلیس بود؟ خودت احمق هستی که جعل کاری کردی تا از گزند رهایی یابی.
بدون اینکه خواسته باشم از امان اله خان فرشته بتراشم، اما در یک مقطع معین تاریخ وطن ما وی نقش بسیار مثبتی ادا کرده است، مخصوصا اگر او را با حکام قبل و از بعد آن مقایسه کنیم، با تمامی اشتباهات، کمبود ها و کاستی هایش، نمبر اول را حاصل خواهد کرد.
امان اله خان کسی بود که اعلام کرد که "هندو، هزاره، شيعه، سني، احمدزايي و پوپلـزايي نـداريم بـلكه همه يك ملت هستيم و آنهم افغان" و بدینصورت خواست اتحاد تمامی ملیتها و اقوام ملت ما را تامین نماید. اما امروز تعدادی از فرزندان ناخلف وی هم خود را به کار میگیرند تا با انداختن نفاق و جنگ و نزاع بین اقوام و مناطق کشور آتش جنگ های خانمانسوز را همچنان زنده نگهدارند که دین میان فقط مردم نادار ما میسوزند و افروزنده گان جنگ به همه چیز دست مییابند.
آقای میرهزار، نمیدانم که خودت چطور کابل پرس? را اجازه دادهای به یک سایت نفاق افکن و دشمن پسند مبدل گردد. اگر موضع خودت را مقابل نوشته بالا و امثالش اعلام نکنی، باید پذیرفت که خودت هم جز این پروژه نفاق افکنی در کشور هستی که بوسیله فاشیست های منتسب به پشتون ها و یا هم فاشیست های منتسب به تاجیک و هزاره و یا هر قوم دیگر راه اندازی شده و بیشترین سو استفاده از آن را کشور های خارجیای میکنند که در وطن ما مزدور دارند.
خودت اگر با نوشته بالا موافق نمیبودی چطور شد که یک نوشتهای را که قبلا در سایت بدنام "خاوران" منتظر شده در کابل پرس راه دادی؟؟؟؟؟؟
شاه امان الله قهرمان یا ضد قهرمان (جواب: امان اله تنها قهرمان تاریخ ما)
این جناب احتمالا درست میفرماید.
قهرمان به کسانی چون مسعود، مزاری، دوستم، گلبدین، ملاعمر، ربانی، سیاف و .... میشود اطلاق شود که با بیگانگان یکی شدند و دمار از روزگار وطن کشیدند!! اینان شهر کابل را در طی چند سال به مخروبه مبدل کردند، اینست قهرمانی بر اساس منطق انکل سام و چوکره های افغانی اش!!
امان اله خان که برای استقلال افغانستان رزمید و تلاش ورزید افغانستان را یک کشور پیشرفته و خوشحال و سربلند بسازد، نمیتواند قهرمان باشد.
تصور میکردم در افغانستان تنها لطیف پدرام به مرض مالیخولیای ناقابل درمان مبتلاست، اما متاسفانه به نظر میرسد که پول و جاسوسی به استخبارات بیگانه و وطنفروشی، کسانی دیگری را نیز در کنار لطیف پدرام نشانده و تهی از ننگ و شرف ساخته.
امیرحبیب الله کلکانی قهرمان است.
آقای شاکری!
لطفأ برای یکبار از انبار زباله های قبیله که توسط باند اوغان رذالت بخورد جاهلان تاریخ داده میشود،بیرون بیایید و با بصیرت انسانی واقعیتهای پیرامون تانرا ملاحظه کنید،آنگاه درخواهید یافت که ملیتهای غیر پشتون هیچگاهی غلامی،جاسوسی و چاکری اجانب را نکرده اند و نمیکنند.
دستآورد هاي نهضت اماني
امان الله خان نه تنها نامش با استقلال افغانستان گره خورده، بلكه نهضت پيشرفته و متمدنى را در كشور نطفه گذارى كرد. به همين دليل اين روشنفكر اشرافى جايگاه خاصى در تاريخ معاصر وطن ما دارد.
براى امان الله خان كشورى از پدر بميراث ماند اسير، عقب مانده و تجريد از جهان متمدن كه كمر مردمش زير بار سنگين ماليات، بيگارى و فساد ادارى خم گشته بود.
او درست هشت روز بعد از مراسم تاجگذارى طى اعلاميه اى خطاب به انگليس ها اعلان استقلال كرد. انگليس ها اين خواست امان الله خان را نپذيرفته وبا سيصد و چهل هزارعســـكر مجـــهز بـــه افـــغانستان حـمله مى كـنند. جـنگ سوم افغان و انگليس باز هم به شكست انگليس ها به پايان ميرسد و آنان مجبور مي شوند استقلال افغانستان را به رسميت بشناسند.
امير جوان بعد از شكست انگليس ها و حصول استقلال بلا فاصله دست به اصلاحاتى ميزند كه براى تاريخ افغانستان بى نظير بود. ازان جمله:
– تمامى مشروطه خواهان از زندان هاى مخوف حبيب الله خان رها شدند كه در استرداد استقلال كشور و تطبيق پلان هاى مشروطه جانفشانى كرده بودند.
– تدوين اولين قانون اساسي مدنى در ١٩٢٣ و تصويب و تاييد آن در لويه جرگه هاى جلال آباد و پغمان. به اساس اين قانون تمام شهروندان بدون تبعيض مليت، سمت، مذهب و جنس از حقوق مساوي برخوردار گرديدند. علاوتاَ براى ادارات دولتى اصولنامه ( نظامنامه ) هايى ساخته شد تا جلو خودسرى ها ى حكام گرفته شود.
– براى اولين بار اصول اسارت (بردگى)، بيگار و اعمال انواع شكنجه و زجر قانوناً ممنوع قرار داده شد.
– مطبوعات كشور براى اولين بار مطابق نظامنامه خاص آزاد اعلان گرديد. در آن زمان 13 جريده و مجله دولتى و سه جريده ى شخصى بنام هاى "انيس"، "سحر" و "نوروز" نشر مى شد.
– تحصيل تا درجه ابتدايى جبرى گرديد.
٣٢٢ باب مكتب ابتدائيه در تمام كشور ساخته شد و تعداد شاگردان به ٥١٠٠٠ نفر رسيد. تعدادى از محصلين افغانى جهت تحصيل به خارج فرستاده شدند و آموزش لسان خارجى نيز رايج گرديد.
– با رفع حجاب و مساعد ساختن زمينه ي تحصيل براى زنان اولين پايه هاى نهضت زن در كشور گذاشته شد و باينصورت آنان به عرصه خدمات اجتماعى كشانده شدند. انجمن حمايت از نسوان تاسيس گرديد و اولين نشريه زنان بنام "ارشاد النسوان" انتشار يافت. نكاح دختر صغيره، بردگى خانوادگى و تعدد زوجات نيز لغو قرار داده شد.
– براى اولين بار دوكتابخانه بزرگ، يك سينما و يك تئاتر در كابل ساخته شد.
– با تدوين دو جلد كتاب " تمسك القضا امانيه" بوسيله مولوى عبدالواسع خان قندهارى مشروطه خواه مشهور اختيارات نا محدود قضات محدود گرديد. مجازات هرجرم تصريح و معين شد.
– خدمت زير بيرق اجبارى و براى ازدياد عوايد دولت و جلوگيرى از اختلاس حكام محلى، جمعاورى ماليه از جنس به نقد تبديل گرديد.
– جهت تقويت سرمايه خصوصى محاكم گمركى بوجود آمد.
اين ها شمه اى از اصلاحات نهضت امانى بود كه بدون كمك هيچ كشور خارجى و به اتكاى ملت براه انداخته شد. گامهاى فوق العاده بزرگى كه نه به مذاق ارتجاع داخلي برابر بود و نه استعمار خارجى. به همين دليل اين دو دشمن بزرگ با اتكا و همدستى يكديگر لحظه اى از توطئه و دسيسه دست بر نداشته و رژيم جوان امان الله خان را دچار هرج و مرج و بحران ساختند.
رفرم هاى امان الله خان با توجه به نكات مثبت آن خلاهايى هم داشت كه منجر به سقوط آن گرديد:
اين نهضت قادر نشد برنامه مناسبى براى بهبود زندگى دهقانان فقير تدوين نمايد. همچنان اين دولت نتوانست جلو تهى شدن خزانه دولتى را بگيرد تا به وعده هاي خود بخاطر ازدياد معاش مامورين نظامى وفا نمايد.
– امان الله خان در رفرم هاى خود طرحريزي دقيق نداشت و بدون در نظر داشت شرايط عينى و ذهنى جامعه دچار شتابزدگى بى ملاحظه اى گرديد. بعوض پرداختن به مشكلات
اساسى مردم، به رسم و عنعنه ديرينه آنان چسپيد كه هيچگونه ربطى به پيشرفت اقتصادي وطن نداشت.
– هر چند رژيم امانى كوشيد بروكراسى را در ادارات از بين ببرد ولى ندانست كه اين اصلاحات سازماندهى زبده و دقت كافى ميخواهد.
– غازى امان الله تا آخر حكومتش، خود در راس قوه اجرائيه قرار داشت و خلاف وعده اش صدر اعظمى تعيين نكرد.
– دولت امانى در اثر بحران داخل كشور از درون درز برداشت و دچار انشعاب گرديد كه قدرت لازم خود را در غلبه بر بحران از دست داد.
– با تمام اين نابسامانى ها در داخل كشور، انگليس ها كه تحمل دولت دموكراتيك و آزاديخواه افغانستان را نداشتند و سر افكنده ى شكست سه جنگ با افغانها بودند. لحظه اى از تو طئه، سبوتاژ و پروپاگند عليه دولت جوان امان الله خان دست بر نداشتند. انگليس هاى در كمين نشسته بصورت موثر از اشتباهات مجاز امان الله خان استفاده هاى سوء نمودند و با اجير نمودن تعدادى از روحانيون و متنفذين خاين به وطن نقش موثرى در بر اندازى رژيم ايفاء نمودند. در نتيجه حاكميت امان الله خان اين جوان پرشور و اصلاح طلب بعد از ده سال كه با شجاعت و صداقت در راه اعتلاى وطن تلاش فراوانى كرد، به پايان رسيد و كشوريكبار ديگر به بحران و تاريكي هولناكى كشانده شد.
شاه امان الله قهرمان یا ضد قهرمان
پاینده محمد خان قهرمان )این تاریخ را کی شما دور فشانی نموده اید ایا از ایران ویا از پاکستان اورده اید بیشک به این نقد ونظر جانانه تان دوام بدهید تا روز کی قوم ها را در بدر بسازی خودت و دالر دهنده ات قتل وقتال وطندارت را نظاره کنی ومن من گوشت بیگری . امید از خواب غفلت بیدار گردی
شاه امان الله قهرمان یا ضد قهرمان
Dashnam Afghan Mellat Bar Tajika.
In the aftermath of Latif Pedram’s interview with Khorasan TV in regards to Shah Amanullah Khan.
Members of Afghan party held a meeting in Germany and in that meeting the representative of the party, Abdul Khaliq Noori, made some insulting remarks towards ethnic Tajiks of Afghanistan. In Pashtu he stated that Tajiks are the childern of Pashtuns.
آنلاین : Dashnam Afghan Mellat Bar Tajika.
شاه امان الله قهرمان یا ضد قهرمان
مقاله فوق بخشی ازحقایق تلخ سرزمین فغان ستان است، واقعآ نواسه عبدالرحمان کارهای نادرست در حق مردم این مزروبوم انجام داد.اما کسانیکه سنگ استقلال وآزادی خواهی را به سینه میزنند، آیا این معنای استقلال درک کرده میتوانند؟؟؟
به باورمن جغرافیه به نام فغان ستان در دو قرن آخیر هیچ استقلال سیاسی نداشته است وتمام شاهان وحاکمان مستبد مثل این مزدور فعلی استعمارحکومت میکردند. نمونه اش بچه کر( کرزی) میباشد. با حضور قوای نظامی بیش ازچهل کشوردنیا 8 ثور و28 اسد بی شرمانه ازپیروزی واستقلال کشور تجلیل وسخنرانی مینماید.
روی این هــا سیه باد!
شاه امان الله قهرمان یا ضد قهرمان
اسدالله غالب
پدرام و امان الله خان
۰
چند روز می شود که سازمان «افغان ملت» و رسانه های گروهی آن باند بد نام و گروهک متعصب و مزدور سر و صدایی را به راه انداخته و دست به مظاهره و گردهمایی زده اند. این مظاهره بخاطر اجساد کشته شدگان هزاره هایی نیست که با تفنگ جانوران بادیه نشین در خون غلطیده اند بلکه بخاطر آنست که چرا لطیف پدرام بر امان الله خان یورش برده و بر پدر او لعنت فرستاده است که می سزد تبصره ای بر این حادثه داشته باشیم.
در اینجا من نمی خواهم خدا نا خواسته بسان یک افغان ملتی عمل کرده و هر آنچه هم زبان و هم نژادم گفته است آن را سراپا تایید نمایم. بلکه من معتقد هستم که مشکلات استخوانسوز افغانستان را نمی توان با دشنام حل کرد و آن هم دشنام مرده ها. این از یکسو و از سوی دیگر دشنام دادن امان الله خان و آن هم در این شرایط ، چیزی جز ( ازدم قیزه کردن) و (سوراخ دعا را گم کردن) نیست.
ولی انچه مربوط به امان الله و غیر امان الله می شود لازم است گفت که باید همه این تابو ها را شکست و در زباله دان افگند. امان الله فرشته ای نیست که حریم شخصیت او نقد بردار نباشد. برای امان الله همین قدر کافی است که پدر خودش را کشت. برای امان الله همین قدر کافیست که دشمنان شخصی خودش را بدون محاکمه و باز پرس از حلق آویزان می نمود. برای امان الله خان همین قدر کافیست که می گویند لودویک دبلیو آدمک از فرزندان غیر شرعی امان الله خان بوده و به تعبیر روشنتر محصول اقامت چند روزۀ آن شاه در اروپا می باشند. برای امان الله خان همین قدر کافی است که می گویند با خیاشنه «خواهر همسر» خودش رابطه داشت. برای امان الله خان همینقدر کافیست که با آوردن اصلاحات کودکانۀ خویش جامعه افغانستان را بر دهانۀ آتشفشانی گذاشت.
اما کسانی که سنگ دفاع امان الله را مروز به سینه می کوبند هیچگونه رابطه ای با او ندارند. اگر امان الله استقلال افغانستان را اعلام نمود این گروه ، سر سپرده ترین مزدوران سازمانهای استخباراتی اند که از طرف خلیلزاد در آنجا نصب شده اند. این چه گپ است که نود سال پیش خانهای اینسوی خط دیورند یک مرد دروازی (شاه ولی خان دروازی) را به جرم دوستی با امان الله خان اعدام می کنند و نود سال بعد از آن ، همان خانها می آیند و دروازی دیگری (لطیف پدرام) را به جرم خصومت با امان الله محکوم می نمایند. یک روز خانهای قبایل با یک بغل ریش در برابر او می ایستند و امروز همان کرکتر ها با یک بغل ریش می آیند و در دفاع از همان امان الله به مظاهره می پردازند و جلسۀ اعتراضیه بر پا می کنند.
اما به نظر من ، عکس العمل تیوریسن های تعصب قبیلوی سخت به نفع پدرام تمام خواهد شد. آنها ندانسته اند که چنین عکس العمل هایی است که موقعیت مردمی شخصیتهای سیاسی را در جامعه تثبیت می کند. تا امروز امان الله یگانه شخصیتی بود که بصورت نسبی مورد احترام همه بود ولی با عکس العمل تهاجمی قبیله، دیگر مردم این سمبول را هم در زباله افگندند. امان الله دیگر قهرمان ملی و سمبول وحدت آن نیست. تیوری پردازان بیسواد افغان ملت در این اندیشه اند که شاید بتوانند بر بنیاد اظهارات فردی چون پدرام سرمایه گذاری نمایند ولی این کودکان نمی دانند که با دفاع خویش از امان الله ، سیمای او را با کثافات خود شان آلوده ساخته اند.
ببینیم که رحم تعصب دیگر چه خواهد زایید؟
شاه امان الله قهرمان یا ضد قهرمان
Long live Pderam. Death to Afghan Millat. That is all I can say and death to those who are not backing Pderam in this occaison.
شاه امان الله قهرمان یا ضد قهرمان
در این که سازمان های پرچمی و سزا و غیره افراد سهیونستی حرکات جدید راآغاز کرده اند شکی نیست. آنها همواره بالای شخصیت های ملی به وِیژه قوم پشتون تاخته اند و حتی از استعمال الفاظ زشت و خلاف موازین اخلاقی در حق آنها روا داشته اند که این خود نشانده فرهنگ پائین ایشان میباشد. موجودیت شاعران چون جامی ، شیرازی، سعدی وغیره باعث افتخار فارسی زبان نان است ولی دست آورد های آنها هم نتوانسته بالای اشخاص همچو لطیف پدرام تاثیرگذار باشد زیرا این نوع اشخاص در قلب های خویش کینه و دشمنی را نگاه داشته و همیشه کوشش مینمایند تا تخم نفاق را میان اقوام افغانستان کاشته و خود لذت ببرند. دراین که لطیف پدرام کتاب های زیادی را مطالعه کرده و سویه عملی وی بلند است شکی نیست ولی شخص که نتواند از علم خود در هنگام سخن گفتن استفاده کند و همیشه می یا شراب بنوشد و بالای شخصیت های ملی کشور تاخت و تاز نماید به چه درد خواهد خورد. به یقین میتوان گفت که حتی نمیتواند برای خانواده و قوم خویش کار آمد باشد چه خاصا که بخواهد یک جامعه را رهبری کند.
نویسنده مقاله فوق هم کوتاه فکری کرده و تحریرات خویش را به اساس کینه و حسادت که در مقابل یک قوم دارد، ابراز داشته است. به مانند روشنایی خورشید هویدا و روشن است که شاه امان الله یکی از شخصیت های واقعاً ملی کشور است و میباشد او خود را به هیچ قوم مربوط ندانسته بود و تا آخرین لحظه برای این وطن خدمت نمود. دوست ما گفته است که امان الله خان استقلال را حاصل کرد ولی چرا در مقابل اغتشاش عقب نشینی کرد؟ دوست عزیز بهترین نویسنده گان کشور مانند آقای عبار نتوانسته است این موضوع را تحلیل نماید پس شما که حتماً تا حال یک کتابی را تحریر نه نموده اید، چطور تحلیل مینماید؟ این نوع تحلیل ها هیچ تاثیری بالای شخصیت غازی امان الله خان نه خواهد کرد او یک شخصیت ملی است و میباشد.
این امر هویدا نیست که برادران سایر اقوام افغانستان از قوم پشتون چی میخواهند. اگر امان الله خان در پهلوی زبان دری، زبان پشتو را هم مروج ساخته است پس کدام کار غلط را انجام داده، نفوس پشتون ها از تمام اقوام بیشتر است آنها حق دارند که زبان شان زبان رسمی کشور باشد.
مقالات و تحلیل ها شما کدام تاثیر بالای قوم پشتون ندارد بجز اینکه شما را از ما دورتر میسازد. ما را هوشیار تر میسازد تا بیشتر متوجه حرکات و رفتار شما باشیم. البته حرف های من متوجه کسان است که دعوای پدرکشی با پشتون ها دارند حالانکه بهترین دوستان من از سایر اقوام افغانستان میباشد.
آنلاین : http://edriskhan-wwwedrislove.blogs...
شاه امان الله قهرمان یا ضد قهرمان
سلام ودرود خدا برهمه را ه روران حق و حقيقت !
لعنت خدا بر همه افغان ملتي ها و ستمي هائيكه اين ملت بيچاره را بچان هم مي اندازند و آ ز آب گل آ لود به نفغ خودشان ماهي ميگيرند اگر راستش رابخواهيد بدانيد درروزهاي سخت و ودشوار اين ملت نه افغان ملتي ها و نه ستمي ها به درد اين ملت خوردند و امروز بعد از اين همه درد ورنج باز هم مي خواند مردم مارا به سرنوشت تلخ ديگري هدايت كنند .. والسلام مولوي حقگو
ملحد دیروز، قهرمان امروز شد
در افغانستان این بسیار معمول است که مردم آگاهانه و نا آگاهانه در مورد هر چیزی از خود احساست غیر منطقی نشان میدهند.
این شایع بی بنیاد صرفاً و صرفاً بخاطر گل آلود کردن آب است تا افغان ملتی ها به آسان ولسوالی های بهسود اول و بهسود دوم را از قوم هزاره به طور کامل پاک سازی کرده توانسته باشند.
در قدم دوم چون ما درحال نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری آینده هستیم و از اینکه آقای کرزی بیشتر از این نزد مردم کدام اعتباری ندارد، بنا ً دست به ایجاد چنین هرج و مرج ها زده است تا از وضعیت بهتر و بیشتر بهره برداری کرده توانسته باشد.
ورنه همچو کلپ های آقای کرزی در روی بازار بسیار زیاد پیدا میشود.
شاه امان الله قهرمان یا ضد قهرمان
من شخصا بر این باور هستم که تعدادی در حکومت کرزی که بدبختانه او را هم کم کم از خود کرده اند از این مساله به نفع خود استفاده می کنند. این افراد که تا وقتی در آمریکا بودند از تسلط طالبان بر افغانستان حمایت می کردند و آنها را فرزندان اصیل افغانستان خطاب می کردند. اما وقتی دریافتند که امریکا آنها حتما سرنگون می کند قورا فرصت را غنیمت شمرده برای احیای حکومت از دست رفته بشتونها وارد عمل شدند. یکی از اینها نورالحق احدی است که مقاله دارد زیر عنوان سقوط بشتونها. او در این مقاله رههای احیای حکومت بشتونها را توضیح می دهد.
گرچند باید به وحدت و همگرایی ملی احترام کرد اما در تمام دنیا عدالت اولتر از همه است. نبود عدالت ما را از ملت شدن و رشد و ترقی بازداشت و نبود عدالت افغانستان را به این روز کشاند. فعلا من شخصا فکر می کنم که خظر افغان ملت کمتر از خظر طالب و تروریسم نیست.
من فکر می کنم اقوام محروم نباید بیش از این از دفاع از حقوق شان خجالت بکشند. نباید با خجالت کشیدن و مصلحت اندیشی های زیان آور و خانمان سوز اجازه داد که دورانهای سیاه بازهم در وطن تکرار شود. عدالت و برابری به نفع همه ای ما است. ظلم و شرارت و برتری طلبی همه را به تباهی می کشاند. بشتونها هم از نبود عدالت رنح خواهند برد حتی اگر چند نفر به اسم شان چند صباحی به چوکی بنشینند.
امان الله خان چیزهای خوب داشته است. مثلا او آدمی بوده که چیزهای گرچه سطحی از دنیای مدرن می دانسته است. در افغانستان آن روز همین خودش بسیار بوده است. اما او بدی هایی هم داشته است. مثلا بابای خود را کشتن در هیچ فرهنگ و در هیچ کجای کره ای زمین کمتر از یک توحش حیوانی نیست. حتی در میان حیوانات چنین چیزی بسیار به ندرت اتفاق می افتد. او بسیار ساده لوح و به معنی واقعی کلمه یک احمق و نمونه سیاسی ( د کوندی زوی ) بوده است. ایا در هیچ کجای دنیا یک وطن برست و عاقل می آید یک شبه بر تمام فرهنگ یک ملت تف می اندازد انچنان که او کرد؟
او در حماقت سیاسی نه تنها در افغانستان بلکه در میان آگاهان منطقه و جهان مشهور است. اگر ما او را با هم عصرانش مانند شاه ایران و اتاترک مقایسه کنیم می بینیم که بسیار نادان و احمق و خودخواه بوده است. در رفتار او نشانی از تربیت فامیلی نیست. البته از او گناهی نیست چون اخلاق در این فامیل مفهومی نداشته است. آخر از بدر کشتن چه جرمی بالاتر است؟
او را می گویند که استقلال وطن را گرفته است. کدام استقلال؟ شاهان افغان چه قبل و چه بعد از او همه از مزدوران بریتانیای کبیر، هند و قدرت های دیگر بوده اند. این مردم افغانستان بود که همیشه بر علیه متجاوز می جنگیدند و این شاهان این سرزمین بودند که با خونهای شان به نفع عیاشی خود با قدرت های جهان معامله می کردند.
با این همه من نسبت به او احترام داشتم اما از روزی که تعدادی فاشیست و قوم گرا و آدمهای حیوان صفت از او به دفاع برخواستند احترامم را برایش از دست دادم. ایا در وطن فعلا مشکلات دیگری نیست که اظهار نظر یک روشنفکر بی زور و بی آزار بیچاره این همه جنجال ایجاد می کند؟ ایا کشته شدن مرد در بهسود، گرسنگی مردم در سرار کشور، کشته شدن مردم در جنوب و شرق، به خون کشیده شدن مردم در کابل در حملات وحشیانه ای انتحاری هیچ اهمیتی ندارد که به دفاع از یک شاه بداخلاق و بزدل و ترسو آنهم در مقابل یک روشنفکر بر خواسته اند و به خاطر آن یک قوم را در مقابل دیگران استاده می کنند؟
اینها همه نشان یک طرح عمیق است. اینها به خاطر خفه کردن کسانی است که شهامت رستگویی و صادقانه حرف زدن را دارند. اقای لطیف بدرام تنها عیبش این است که در سرزمین دروغ و مکر و فریب و ظلم از دروغ و مکر و فریب دوری می کند و از ظلم بیزار است.
من به اقای لطیف بدرام می گویم که برادر و هموطن شجاع من اینها هیچ کرده نمی توانند. طمع قدرت مکن که بدون این حرفها هم در افغانستان افغان ملت آدمهای مثل او هیچگاه به قدرت نمی رسند. راسخ و محکم و راست و صادق استاد شو. صداقت و استحکام را باد نخواهد برد. من یک هموطن هزاره ای تو هستم اما تو در قلب من هستی. من باور دارم که من تنها نیستم و شما در میان اقوام مختلف کشور به خصوص اقوام محروم عزیز هستید. گرچند همه می دانند که این حرفها را به دروغ به شما چسبانده اند اما اگر کسی بیاید و اینچنین چیزهایی را بگوید بازهم حق شان است. اگر کسی قبول ندارد بروند با قلم و زبان آن را رد کنند نه با تهدید و توحش قومی.
از میرهزار می خواهم که نظر مرا سانسور نفرمایند. ما با خود سانسوری خود را در مقابل قبیله گراها بیچاره می کنیم. بروید نوشته ای کاندید اکادمسین کشور سیستانی خبیث را در افغان جرمن انلاین بخوانید که رسما دعوت به فاشیزم و خون آشامی است. من از همین جا به مسکینیار مزدور گوینده تلویزیون آریانا لعنت می فرستم که به بدرام عزیز بیشرمانه فحش داد. به این مزدور باید بگویم که اگر فاشیزم قبیلوی به قدرت رسید اول تو را سر خواهند زد چون بشتو بلد نیستی !