کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > عکس > جشن تولد دوازدهمین امام شیعیان در کابل

جشن تولد دوازدهمین امام شیعیان در کابل

امروز، نیمه شعبان، مصادف با تولد امام مهدی، دوازدهمین امام شیعیان است. شیعیان در نقاط مختلف جهان این روز را جشن می گیرند. آنان معتقدند که دوازدهمین امام شیعیان، زنده است و روزی برای برقرار عدل و داد باز خواهد گشت.

سه شنبه 27 ژوئيه 2010

عکس از گتی ایمیج


IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






65 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > عکس > جشن تولد دوازدهمین امام شیعیان در کابل

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • گامها بسوی پاک ساختن نام مسعود از صفحه تاریخ

    پس از آنکه سرزمین خراسان پارچه شد و کشور جدیدی بنام افغانستان با حاکمیت پشتونها توسط حمایت انگلیسها ایجاد گردید، سیاستهای پیشبرد حکومتها در افغانستان همشه به گونه ی طراحی و دنبال شده اند که هر چهره سیاسی، جنگی، فرهنگی و نابغه باید از یک قوم (پشتون) برگزیده شده و در صفحات تاریخ ثبت گردد و متباقی همه اقوام علاوه از محروم بودن از این افتخارات به القاب گوناگون چون سرکش، معامله گر، خاین و غیره شناخته شوند تا باشد که روحیه قهرمانی، عشق بوطن و خواستن حق و حقوق مساویانه در آنها از بین رفته و همیشه خودرا از جمع برادران کوچک محسوس نمایند. گرچه این روند تا به امروز هم به همان شدت آن ادامه دارد اما در جریان سه دهه اخیر یعنی از زمان سرنگون شدن حکومت محمد داود، شروع حکومت کمونستی و ورود روسها به افغانستان یک مانعی بعلت خیزش عمومی مردم در مقابل روسها در برابر این سیاستها ایجاد گردید زیرا شرایط سیاسی در افغانستان به گونه ای پیش آمد که مقابله با آن کار یک قوم نه بلکه نیازمند اتحاد ملی همه اقوام کشور بود. با توجه به اینکه اتحاد عمومی اقوام کشور توانست که نیروهای اشغالگر روس را وادار به خارج شدن از مملکت نماید اما در پهلوی آن اقوام زیر ظلم قوم عظمت خواه (پشتون) توانستند از خود چنان قهرمانی ها و افتخارات را تبارز دهند و چنان شهره گرددند که آوازه و شناخت آن از مرزهای کشور به بیرون رفته، جهانشمول گردند. در پهلوی هزاران افتحارات و سربلندیها که همه اقوام کشور از خود نشان دادند یکی آن همانا پدید آمدن یک چهره قهرمان و ضد اشغالگری بنام احمدشاه مسعود بود.

    این فرزند دلیر که در استان پنجشیردر یک خانواده نادار به دنیا آمد، با خوردن و نوشیدن از حاصلات روییده از آب و خاک پنجشیر رشد کرده و جوان شد. مسعود وقتی بخاطر بیرون راندن اشغالگران روس اسلحه برداشت و وارد میدان نبرد شد، چنان جنگید و از خود قهرمانی نشان داد که امروز کشوری را نمیتوان سراغ داشت که هم سیاسیون و هم مردم عادی آن نام این شخص را نشنیده باشند.

    گرچه سیاسیون جهانی نبرد شجاعانه مردم افغانستان در برابر روسها را جهاد نه بل استفاده جویی بلوک غرب (امریکا) از مردم افغانستان در برابر بلوک شرق (شوروی) زیر نام جهاد تعریف مینمایند ولی جدا از اهداف سیاسی نهفته در پشت پرده جنگ افغانستان، با آن روحیه و باور که مردم ما جنگیدند و روسها را از خاک خود بیرون راندند چه چیز دیگری جز جهاد میتوان آنرا نام نهاد. اگر مردم ما بجای روحیه جهاد بخاطر بیرون راند ن روسها چنین باور را میداشتند که این جهاد نه بلکه زورآزمایی دو قطب اقتصادی است آیا آنها حاضر میشدند که بخاظر منافع یکی از آنها خودرا به کشت و خون داده و همه چیز خودرا از دست بدهند. به یقین که پاسخ نه است"

    در اینجا ما نه کاری به برداشت سیاسی سیاسیون جهانی از جهاد مردم افغانستان داریم و نه هم کاری به درگیریها و دشورایهای داریم که پس از روسها بالای گروه های مجاهدین بعلت منافع کشورهای دور ونزدیک تحمیل شد و چهره افتخار آفرین آنها را نزد مردم افغانستان به یک چهره منفی مبدل ساخت، ولی آنچه که برای ما حایز اهمیت است درخشیدن احمدشاه مسعود و مبارزات دلیرانه او در این مدت در برابر روسها و پس از آن در برابر طالبان و پاکستانیها میباشد که سبب شد لقب قهرمان ملی کشور را بدست آورد و ثبت تاریخ کشور گردد.

    پس از محو طالبان که با کمک جامعه چهانی صورت گرفت، مردم افغانستان امیدوار تآسیس یک حکومت مردمسالار که صد در صد متعقد و پابند به تساوی حقوق همه اقوام کشور میبود بودند اما اکنون شرایط طوری به نظر میرسد که گویا قوم عظمت خواه (پشتون) همان خواب و خیالهای گذشته را در دل میپروراند و میکوشد که شرایط سیاسی کشور را مانند گذشته اداره نماید. در اینجا میخواهم از جمع هزاران مورد به یکی یا دوتای آن اشاره نمایم.

    1- تخطی دولت از ماده های قانون اساسی کشور که یگانه مدرک برای گردهم آمدن اقوام و پیشکش کمکها از سوی جامعه جهانی به مردم افغانستان میباشد.

    .2- ترویج تبعیضات قومی، زبانی، حزبی و سمتی از سوی قدرت حاکمه در دولت

    خرج نمودن کمکها و امکات جامعه جهانی برای اغراض سیاسی، سمتی، و قومی

    3- اختلاس و غارت کمکها توسط اعضای بلند پایه دولت و عدم دسترسی مردم به این کمکها

    4- عدم جلوگیری از غارت اموال، دارایی و هستی مردم خلع سلاح توسط غارت گران و زورمندان. (یکی نمونه آن هجوم کوچیها بالای مردم بهسود و غارت اموال و مواشی آنها میباشد)

    مواردی که در بالا بیان شد تنها مواردی اند که از جمع سیاستهای آشکار دولت بوده که آنرا بدون کدام دلهره و تشویش از ناحیه مواجهه شدن با اعتراضات مردم و جامعه جهانی به پیش میبرد ولی هستند سیاستهای که بدور از نگاه مردم یا به عباره دیگر از پشت پرده پیاده میشوند که یکی از آنها بی اعتبار ساختن لقب قهرمانی احمدشاه مسعود از سوی قوم پشتون بعلت تعلق نداشتن وی به این قوم میباشد. مسعود که اکنون به عنوان یک قهرمان ملی شناخته شده است اگر این لقب وی دروغی هم میبود ولی صرفا متعلق به قوم پشتون میبود باز کسی نبود که با وی دشمنی نماید.

    بنابر اطلاع از دانشگاه آموزش و پرورش که در زبان تحمیلی از سوی دولت (پوهنتون تعلیم و تربیه گفته میشود) جناب محمد اعظم دادفر وزیر آموزش عالی کشور بتاریخ 18 جوزا سال 1387 خورشیدی به این نهاد آموزشی رفته و یک عکس بزرگ از مسعود را که در داخل این نهاد قرار داشت با یک نوع احساس توهین آمیز پایین نموده و آنرا بدور انداخته است. گرچه این کار وی با اعتراض جمعی از دانشجویان این نهاد روبرو گردیده است که باعث راه اندازی یک مظاهره صلح آمیز از سوی آنها گردیده است ولی بمنظور جلوگیری از پیدا شدن سرو صدای زیاد از بیرون شدن دانشجویان از داخل محوطه این نهاد از سوی پلیس ممانعت صورت گرفته شده و به آنها گوشزد شده که کسی اجازه ندارد برای مظاهره به بیرون راه پیدا نماید.

    تعبیر این کار آقای وزیر چه بوده میتواند؟ آیا این از همان تلاشهای گام بگام برای پاک ساختن نام و چهره مسعود از صفحه تاریخ نیست؟ بلی که هست. امروز عکسهای اشخاص سیاسی تاریخی کشور که تعداد آنها خوب ولی تعداد دیگر آنها حتی خائن بوده اند در هر گوشه و کنار شهرها و واستانها دیده میشوند که همه آنها تقریبا متعلق به یک قوم اند ولی چرا در میان این همه تصاویر یک تصویر مسعود نمیتواند جا یابد؟ ِآیا این یک اقدام سیاسی نیست. بلی که هست. اثبات این ادعا را میتوان از نحوه فعالیت تارنمای های انترنیتی که به زبان پشتو فعالیت دارند دریافت کرد. اگر شما سری به تارنماهای بینوا، افغان جرمن آنلاین، دعوت، و غیره بزنید بعدا میفهمید که چه کاری نیست که برای بی اعتبار ساختن قهرمانی مسعود روی دست نیست

  • چگونگی ایجاد کشوری بنام افغانستان
    اوغانستان تجز یه شود یا نابود ؟
    مقدمه

    طوریکه دیده میشود هنوزهم بحث های داغی برسرچگونگی ایجاد افغانستان کنونی ، تاریخ تعین مرزها وسابقه تاریخی و جغرافیای آن ادامه دارد. گروهی سعی میکنند تا بر بنیاد احساسات ویا عواطف شخصی، گروهی ویا قومی بازهم به تاریخ سازی وجعل تاریخ در مورد سابقه تاریخی، نام کشور و چگونگی ایجاد آن ادامه دهند.

    باین ارتباط کوشش میگردد تا درپرتواسناد تاریخی ومدارک جغرافیایی نشان داده شود که کلمات "افغان" و"پتان" نامهای تاریخی یکی ازاقوام این مرزوبوم است که امروزخود را پشتون مینامند ودرگذشتۀ نچندان دور، مسکن اصلی آنها دراطراف کوههای سلیمان نیزبهمین نام ها بوده است. همچنان خواهیم دید که همین دهکده های "افغان" و "پتان" به تدریج "افغانستان" نامیده شده و سرانجام دراواخرقرن 19 واوایل قرن 20 بتمام محدوده افغانستان کنونی اطلاق میگردد.

    بررسی مسئله

    قبل ازورود بموضوع اگرصفحاتی ازتاریخ گذشته این قلمرو را ورق بزنیم درمی یابیم که زمام داران نامدار وتاریخی این خطه اکثرا کسانی بوده اند که مناطق بیشتری را اشغال (ویا فتح؟) کرده، خونهای بیشتری را ریختانده وهویت (نام قوم، قبیله، منطقه وحتی زبان، فرهنگ و مذهب) خویش را بالای دیگران تحمیل نموده و باینترتیب امپراطوریهای را بزورسرنیزه و شمشیرایجاد نموده اند که عنصر اساسی پیوند و استحکام آن خشونت، شکنجه، زبان بریدن ها و کله منارساختن ها تحت نام حفظ وحدت ملی وتمامیت ارضی بوده است.

    اما این امپراطوریها هیچ وقت دارای مرزهای مشخصی بمفهوم امروزی آن نبوده اند ولی ساحه نفوذ وحاکمیت ایشان درقلمروهای جدید با "تحمیل" سه شرط ذیل تعین میگردید ادامه مطلب
    http://lalzadabdul.blogfa.com/post-13.aspx
    در این ویدئو دربار خاک فورش احمدشا ه دورانی هست که چه گونه خراسان را فورخته بودن http://www.youtube.com/watch?v=uMpf5BVuk10&feature=related

  • عرضم به حضور شما که امام یازدهم ( اما حسن عسکری ) مطلقاء فرزندی نداشت . و امام دوازدهم ساخته و پرداخته علمای شیعه است . و نسل علی بعد از حسن و حسین در حسن عسکری که اولاد نرینه نداشت خاتنمه یافت . با مردن حسن عسکری و نداشتن اولاد و جانشین شیعیان به سه گروه تقسیم شدند . گروهی معتقد شدند که با مرگ حسن عسکری مسله امامت به پایان رسید . گروهی دیگر همانند اغاز داستان امامت که پس از مرگ حسن بن علی به پیروی از برادرش از حسین بن علی روی اوردند و با مردن حسن عسکری به جعفر ابن محمد امام متوفی گرویدند . گروه سوم به پیشکار حسن عسکری , , دروغی ساز کردند و گفتند که امام شان فرزند ذکوری داشت که در زمان پدر از نظر ها پنهان نگه داشته شده بود تا صدمه بر جان او عاید نگردد . دو گروه اول و دوم در مرور زمان از بین رفتن , اما گروه سوم که توسط وکلای خاص امامان پیشین سر پرستی میشد به غایب جلوه دادن امام دوزاده هم به حیات خود ادامه دادند , زیرا با نبودن امام سهم انها از وجوهات دریافتی بیشتر میشد و به کسی جواب گوی هیچ گونه حسابی نبودند . لذا به تلاش افتادند و بر رونق بازار خود افزودند . باید متوجه شوید که تا زمان فوت حسن عسکری نه شیعیان میدانستند و نه امام های شان که تعداد انها چند خواهد بود , اگر حسن عسکری مانند پدرش صاحب اولاد نرینه میشد و فرزند او نیز به همین ترتیب . . . امروز به جای شیعیه دوازه امامی شیعه سیزده . . چهارده . . پانزده . . شانزده . . هفده . . . . امامی میداشتند . مهمتر اینکه امام زمان نیز نداشتند . بعداء این شعبه از مذهب شعیه با عقیم بودن حسن عسکری صاحب دو امتیاز شد که هر دو را مدیون این امام هستند . اول اینکه امامت به عدد 12 که از نظر مردم یک عدد حایز اهمیت است و دارای نیمچه تقدسی است پایان یافت . دوم اینکه با عنوان کردن غیبت کبری روزنه دیگری در مقابل شریعمداران ان گشوده شد که میتوانند از این موقعیت برای تحمیق هرچه بیشتر پیروان خود بهره ببرند که انهم امام زمان و یا مهدی موعود قلمداد نمودن امام دوزادهم بود ؛ ( ح م ) .

    • دوستان گرامی سلام عرض مینمایم!

      همان قسمی که آقای کاسیو اشاره کرده اند ،امام یازدهم اصلآ پسری نداشت.وقتی جعفر بیچاره به این موضوع اشاره کرد، او را به نام جعفر کاذب بدنام ساختند.امام مهدی یا امام غایب و فراری ساخته سعید بن عثمان میباشد که از موکلان امام یازدهم بود.خوب حالا بیائید برای یک لحظه بپذیریم که بلی چنین یک امامی بدنیا آمده و وجود داشته است.میبینیم که در طول حیات خویش همچون موشی در سرداب خانه ها پنهان میشده و از ترس خلافای عباسی جرئت خارج شدن از پناهگاه خود را نیز نداشته است.تا جایی که وارد غیابت کبرا میگردد.حالا بعد از گذشت بیشتر از هزار سال صاحب جرئت و شهامت شده و میخواهد که اینبار در تمام جهان حکومت عدل و عدالت را بر قرار بسازد؟ البته چیزی را که نه جد بزرگش علی توانسته بود و نه جد بزرگترش محمد.جالب آنست که این مرد خیالی قادر به انجام کاریست که پیامبر از اجرای آن عاجز بوده است.عدالت !؟ آنهم در تمام جهان با اسپ مسخره و شمشیر زنگ زده اش!! واقعآ مسخره گی و خرافات حد و حصری را نمیشناسد.مهمتر از همه اینکه راجع به تمام این جریانات مهم ،محمد حتی یک ایت هم در قرانش نه سروده است.به استثنای چند حدیث تقلبی ساخته رافضیون چیزی بیشتردر این زمینه ارائه نمیگردد.چگونه میتوان باور کرد که وقتی محمد خودش را مامور شماره اول الله بروی زمین میداند و خود خواهی اش را تا جایی میرساند که ادعا میکند که گویا اگر محمد نبود،الله جهانرا خلق نمیکرد به سن 63 سالگی میمیرد.علی هم به ضرب شمشیر از پا در می افتد و به قتل میرسد.اما نواسه نواسه ...اش تا بینهایت زنده میماند.پس باید که ایت :" کل نفسآ ذایقه الموت " را از بین قران مجزا نمایند.هندویزم نیز از این نوع افسانه های خرافاتی به درجن دارد.
      هموطنان گرامی! بیائید به عوض اینهمه خرافه گرایی رو به واقعبینی بیاوریم.

    • اکنون که صحبت از خرافات وخرافه گرایی درمیان است انسانها با انکه دارای هوش وعقل خود را میداند بعضی اوقات چنان درمهملات غرق میشود که مسایل را طوطی وار بدون انکه خود دران مورد تحقیقی بسیار اندکی بکند موارد را با کلیات وجزئیاتش قبول میکنند که البته عده ای ازمغرضین که کار وکاسبی شان احمق ساختن دیگران وازهمین طریق امرار معاش مینمایند چنان مسایل را مکررا بخورد قربانیان شان میدهند تا اینکه در اذهان شرطی شود وقتی مسایل در اذهان شرطی شد انوقت است که باید نااگاهانه تمامی خرافات راقبول کرد ، خرافات نیز ابعاد گسترده ای دارد که هیچ انسانی ممکن در زنده گی اش عاری از خرافه نباشد ،اما چیزی که بسیار مهم است پرداخت هزینه برای انجام دادن رسم ورسوم خرافات است بطور مثال سالانه ملیون ها انسان ازسراسر دنیا درمراسم حج درعر بستان گرد هم جمع میشوند وپروانه وار بگرد خانه ای چهار گوشه ای فرضی الله میگردند ، این درحالی است که خود گردش گر معتقد بخدای بی جسم وجان است ،اگر الله بی جسم وجان است بخانه نیازندارد وگردش گران دور کعبه پنج درصد انها نمیدانند که چی کار دارند میکنند وادعا هم دارند که ما بهتر از مشرکین قبل از اسلام میدانیم که در حقیقت برعکس مشرکین قبل از اسلام وقتی دور همین خانه ای کعبه میگشتند حدی اقل چیزی درداخل خانه که همان سه صدوشصت بتی باشد موجود بود وانها دورادور چیزی فرضی نمیگشتند ، مسئله دوم هم زدن شیطان فرضی با سنگ است اگر ازحاجی صاحب پرسیده شود که با انداختن سنگ ریزه بسوی یک سنگ بی زبان چه دردی رادوامیکند شاید بگوید نمیدانم ، چون فواید کارش صرفا برایش گفته شده صواب دارد واین گفتن صواب صواب درذهنش شرطی شده ولازم نمیبیند درین مورد شخصا تحقیق کند ، خوب حالا همه ای اینها بدون هزینه است یا باید برایش هزینه پرداخت وهزینه پرداختی درکجا وچه مورد مصرف میشود، ازکشوری فقیری ما افغانستان که ملیون ها انسان با خیرات دیگران زنده هستند البته خیرات کسانی که اصلا اعتقاد به کعبه وامثالهم ندارند سالانه بین بیست تا سی هزار نفر هر نفربین پنج الی ده هزار دالر امریکایی مصرف میکنند که سود ان به کجا میرود شاید نیازی به گفتن نباشد چون همه میدانند ،اما وقتی همین حاجی صاحب چند روزی طیاره اش به عللی نمیتواند حاجی صاحب را بوطن باز گرداند درسعودی ماندگار میشود ازپول سفر خرجش کم اورده دست به تگدی میزند دران وقت کجاست ان عربی که سالانه ملیون ها دلار ازجیب همین حاجی وامثال شان به جیب میزنند تا برای صواب چند صباحی ازایشان نگهداری کند ، چرا نمیکنند علت اش واضح است که صواب برایش ارزش ندارد ونه با گفتن صواب صواب ذهنش شرطی شده است ، چون درذهن او بابا واجدادش پول بدست اوردن را شرطی ساخته است فرق نمیکند که ازجیبی که باشد.ازبزرگواران تمنا دارم اگر درکلمه ای صواب کدام خطای املایی شده باشد رهنمونم باشد.

  • برای دفع تجاوز کوچی ها و شکست برنامه ی ناقلین و پایان دادن به حاکمیت ظالمانه ی تک قومی و اوغان سالاری، ما به یک مبارزه و مقاومت گسترده و همه جانبه نیاز داریم . برای اینکه بتوانیم حقوق مردم خویش را به دست آوریم ، باید توانایی به کاربست تمامی اشکال مبارزه و مقاومت دادخواهانه را داشته باشیم . تا زمانی که اوغان سالاری در کشور ما حاکم باشد ، تا زمانی که مردمان غیر پشتون در اسارت قرار داشته و گروگان قبیله و قبیله پرستان باشند ، تا زمانی که مشکلات حاکمیت سیاسی و مناسبات قومی و اجتماعی به صورت عادلانه و شایسته حل نگردد ، همین اوغانستان خواهد بود و همین اوغوکراسی و کشور توسط اوغان ذلتی ها و پشتونیست های تمامیت خواه و فاشیست به سوی ازهمپاشیده گی بیشتر ، به سوی بی ثباتی بیشتر و سر انجام به سوی تجزیه شدن سوق داده خواهد شد

    http://www.youtube.com/watch?v=ekPdPBvNcFk&feature=related

  • میر هزار !

    اگر تو نمیتوانی دهن خراسانی ها را درین وب سایت خاموش سازی پس این اخرین اخطار به این دو نفر است و این بدان معنی نیست که من پشتون هستم و یا از فارسی وان بد م میاید . این دو نفر از محدوده خود تجاوز نموده اند . این جا مبحث مذهبی است و این دو نفر از مسایل ساختن خراسان حرف میزنند .. حد اقل در جای و یا در مبحث سیاسی باید از ساختن و یا سوختاندن افغانستان حرف بزنند . امید که نزاکت را فهمیده باشی فضای دموکراتیک را برای همه احترام نمایی .

  • اسم و صفات او
    اين مرد اسم خود و پدرش مانند پيامبر خدا و پدر گراميشان است پس او احمد يا محمد بن عبدالله و از نوادگان فاطمه و از فرزندان حسن بن علي خواهد بود-عليه السلام-

    در اين زمينه ابن کثير مي‌گويد: او محمد بن عبدالله علوي، فاطمي و حسني -رضي الله عنه-است-عليه السلام-

    و دربارة صفت چهره او گفته‌اند داراي پيشاني عريض بيني کشيده و محدب است-عليه السلام-

    مکان خروج او
    مهدي از طرف مشرق ظهور خواهد کرد-عليه السلام- در حديثي از ثوبان آمده است پيامبر خدا -صلى الله عليه وسلم- فرمود:

    «يقتل عند کنـزکم ثلاثة کلهم ابن خليفة، ثم لا يصير إلى واحد منهم ثم تطلع رايات السود من قبل المشرق فيقتلونکم قتلاً لم يقتله قوم-عليه السلام—عليه السلام—عليه السلام—عليه السلام- (ثم ذکر شيئاً لا أحفظه فقال:) فإذا رأيتموه فبايعوه ولو حبواً على الثلج فإنه خليفة الله المهدي»-عليه السلام-

    «در کنار کنزتان سه (نفر) با هم قتال مي‌کنند که همه پسر خليفه هستند و کنز به هيچکدام از آنان نمي‌رسد سپس دسته‌اي با پرچم‌هاي سياه از طرف مشرق مي‌آيند و با شما جنگي شديد مي‌کنند (سپس چيزي گفت که آن را بياد ندارم و بعد گفت:) وقتي آنان را ديديد با آنان بيعت کنيد-عليه السلام- اگرچه با دست و پا از روي برف بگذريد همانا او خليفه الله مهدي است-عليه السلام-

    ابن کثير مي‌گويد: منظور از کنز (مذکور در حديث) کنز کعبه است که در آخرالزمان سه نفر از اولاد خلفا بر سر آن قتال مي‌کنند و بعد از آنان مهدي ظاهر مي‌شود و او از طرف شرق ظهور مي‌کند نه از شهر سامرا همانطور که روافض گمان مي‌برند اکنون او در آنجا است و انتظار ظهورش را (در آخر الزمان) مي‌کشند اين نظريه نوعي هذيان و عقيده‌اي باطل و شيطاني است زيرا دليلي از قرآن و سنت و يا برهاني عقلي دال بر آن وجود ندارد-عليه السلام-

    ابن کثير اضافه مي‌کند او از طرف مردم بلاد شرق نصرت داده مي‌شود يعني سلطانش را پايدار و ارکان قدرتش را استوار مي‌سازند و پرچم آنها مشکي مطرز است زيرا پرچم پيامبر خدا مشکي و به نام عقاب بود-عليه السلام- خلاصه اينکه مهدي فردي ممدوح و پسنديده و وعده داده شده در آخرالزمان در بلاد شرق ظهور خواهد کرد و طبق مفهوم برخي احاديث در کنار کعبه با او بيعت مي‌شود»-عليه السلام-

  • ام سلمه -رضي الله عنها- مي‌گويد: «از پيامبر خدا -صلى الله عليه وسلم- شنيدم فرمودند: «المهدي من عترتي، من ولد فاطمة».

    «مهدي از اهل من واز اولاد فاطمه است».
    عبدالله بن مسعود مي‌گويد: پيامبر خدا -صلى الله عليه وسلم- فرمودند:

    «لاتذهب أو لا تنقضي الدنيا حتى يملک العرب رجل من أهل بيتي يواطئ اسمه اسمي».

    در روايت ديگر آمده است: «يواطئ اسمه اسمي واسم أبيه اسم أبي».

    «دنيا به پايان نمي‌رسد تا اينکه مردي از اهل بيتم که هم اسم من است حکومت عرب را بدست گيرد».

    يا «اسم او و پدرش مثل اسم من و پدرم است».

    ابوسعيد خدري مي‌گويد پيامبر خدا -صلى الله عليه وسلم- فرمودند:

    «المهدي مني أجلى الجبهة، أقنى الأنف، يملأ الأرض عدلاً و قسطاً کما ملئت ظلماً وجوراً، يملک سبع سنين».

    «مهدي از من است. او داراي پيشاني وسيع و بيني باريک محدب شکل است به جاي ظلما و ستم زمين را پر از عدل و داد مي‌کند و هفت سال حکومت رابه دست مي‌گيرد».

    از علي -رضي الله عنه- روايت شده است گفت: پيامبر خدا -صلى الله عليه وسلم- فرمودند: «المهدي منا أهل البيت يصلحه الله في ليلة».

    «مهدي از اهل بيت است خداوند او را در يک شب اصلاح مي‌کند». ابن کثير مي‌گويد: يعني: توبه او را مي‌پذيرد، توفيق و رشدش مي‌دهد وبه او الهام مي‌کند.

    جابر بن عبدالله مي‌گويد: از پيامبر خدا شنيدم فرمودند «لاتزال طائفة من أمتي يقاتلون على الحق ظاهرين إلى يوم القيامة» قال: «فينـزل عيسى بن مريم فيقول أميرهم: تعال صل بنا فيقول: لا، إن بعضکم على بعض أمراء تکرمة الله لهذه الأمة».

    «هميشه طائفه‌اي از امتم در راه حق جهاد مي‌کنند و اين روند تا قيامت ادامه دارد». فرمودند: «و عيسي بن مريم نازل مي‌شود و امير شما به او مي‌گويد بيا برايمان نماز بخوان او مي‌گويد: نه خداوند به خاطر احترام به اين امت امير را از خودتان قرار داده است».

    • آقای حبیب الله خان سلام!

      شما در مورد امام دوازدهم یک سلسله معلومات ناقص و مجهول را ارائه نموده اید.من خدمت شما یک حدیث محمد را نقل میکنم که از جملهء احادیث صحیحه میباشد.اگر این حدیث درست نمیباشد شما آنرا رد نمائید.من قبول میکنم.
      محمد در مورد نکاح یک گفته مشهور دارد که مسلمانان معمولآ آنرا در حین نکاح میخوانند:"
      النکاح سنتي و من رغب عن سنتي فليس مني"
      یعنی که نکاح کردن سنت منست.و هرکسی که از آن پیروی نکند ، از من نیست.یعنی که هر کسی که نکاح نمیکند پیرو و امت من نمیباشد.
      حال اگر این حدیث درست باشد باید ببینیم که امام دوازدهم ازدواج کرده بودند یا خیر؟اگر ازدواج کرده اند با کی و در کدام زمان و در کجا؟ اگر کسی را نکاح ننموده باشند، قرار این حدیث ،امام دوازدهم شما از صفوف مسلمین و امتان محمد بیرون میباشد.لطفآ توضیح بفرمائید.

    • سلام برای همه
      محترم بابک ضميرروشن
      هميشه شما تمام احاديث شريف را وآيات قرآن کريم ودین پاک اسلام را به چشم آخوند هاي ايران ميبينيد من کجا نوشته ام خليفه دوازدهم اسلام به قول شيعيان حسن عسکری ميباشد يا اين که آنها ميگويند زنده است درکدام چاه خودرا پنهان کرده اینها همه خرافات است که آنها میگویند . نظر به این حدیث مقصد مبارک (ص) اولاده یعنی عامیانه بنویسم از پشت یا از خون امام حسن (رض) ميباشد

      فرزندان امام حسن
      فرزندان امام حسن (رض) عبارتند از: حسن، زيد، طلحه، قاسم، ابوبكر و عبدالله (رض) همه‌ي اينها به همراه کاکاي بزرگوارشان حسين (رض) در كربلا شهيد شدند. ساير فرزندان حسن (رض)عبارتند از: عمرو، عبدالرحمن، حسين، محمد، يعقوب، اسماعيل، حمزه، جعفر، عقيل، و ام‌حسين. تنها حسن و زيد فرزندان امام حسن (رض) داراي فرزند شدند و نسل آنان ادامه يافت؛ حسن دوم فرزند امام حسن صاحب پنج فرزند شد. حسن دوم فرزند حسن بن علي (رض) از خوله بنت منظور فزازي زاده شد. زيد بن حسن نيز فرزندي به نام حسن داشت كه نسلش تنها از ناحيه‌ي او ادامه يافت....

  • همچنانکه خواننده ى عزيز مستحضر است هدف از آفرينش اين جهان پهناور اعم از آسمان، زمين، ستاره، خورشيد، مهتاب، کهکشانها، ابر، باد، آب، خاک، گياه، درخت، ميوه، انسان، فرشته، جن، شياطين، بهشت و دوزخ همه اين است که پروردگار بزرگ کائنات به يکتايى مورد ستايش و پرستش قرار گيرد.
    ذات متعال او با اينکه از هر گونه مدح و ثنايى بى نياز است همه را برای آزمايش در خدمت انسان قرار داده و انسان را مکلف به پرستش کرده است، بنابراين آنچه در اين جهان از ما خواسته شده فقط پرستش ذات الله متعال نيست بلکه يکتا پرستی آن يگانه معبود کائنات است، لذا همه ى پيامبران خصوصاً سرور جهان هستی، رسول گرامى ص، همواره تلاش کرده اند مردم را از توجه به غير الله باز دارند و بسوی خدا متوجه کنند، بنابراين عجيب نيست که خداوند خطاب به شخص رسول الله ص بفرمايد: «ای پيامبر اگر تو هم شرک بياوری قطعاً عمل تو بر باد خواهد رفت و در آخرت از زيانکاران خواهی بود».
    لذا رسول الله ص هم همواره سعی داشته اند از تمام مظاهر شرک جلوگيری بعمل آورند، و يکی از بزرگترين مظاهر شرک افراط در اظهار محبت نسبت به قبور پيامبران و اولياء، صالحان است، البته هر قبری ممکن است مورد محبت و توجه افراد ناآگاه قرار گيرد، اما علت اين است كه چون احساس محبت و ارادت نسبت به اينها بيشتر است، لذا احتمال خطرهم دربارهء آنان قوى تر می باشد. چون انگيزهء منع ساخت گنبد و بارگاه و ضريح، جلوگيرى از خرافات و خداى نكرده شرك است، لذا چنين احتمالى به دليل تقدس مقام و منزلت ايشان و محبت فوق العاده اى كه مردم نسبت به اينها دارند، خيلى بيشتر است.
    اصولاً قبر افراد عادى خيلى مورد توجه مردم قرار نمى گيرد به اندازه اى كه قبر يك پيامبر و امام و امامزاده مورد توجه قرار ميگيرد، بنابراين امروز در هرجايى كه قبر يا مزارى محل رفت و آمد مردم و ارادتمندانِ متأسفانه جاهل قرار ميگيرد يا منسوب به پيامبرى است يا به امام و امامزاده اى و يا به شخص صالح و نيكو كارى.
    قابل تذکر است که زيارت قبور، سنت رسول گرامی ص است، ايشان فرمودند: ((كنت نهيتكم عن زيارة القبور ألا فزوروها فإنها تذكر الآخرة))( ).
    «من شما را از زيارت قبور نهى كرده بودم اکنون می گويم قبرها را زيارت کنيد زيرا که انسان را به ياد آخرت می اندازد».
    پس زيارت قبرها يک سنت نبوی است لازم است که هر انسان بويژه مؤمنان گاهی به قبرستان سر بزنند و زندگی پس از مرگشان را به ياد بياورند کنند تا اينکه از خدا و آخرت غافل نمانند.
    اما زيارت قبور آدابى دارد که در سنت صحيح ثبت شده است، اول اينکه دعای زيارت قبور را بخواند، ((السلام عليكم أهل الديار من المؤمنين والمسلمين، وإنا إن شاء الله بكم لاحقون أسأل الله لنا و لكم العافية))( ).
    «سلام بر شما باد ای مؤمنان آرميده، شما از ما سبقت گرفتيد ما هم إنشاءالله بزودی به شما ملحق خواهيم شد».
    از ديگر آداب زيارت قبور اين است که روی قبر ننشيند، قبر را لگدمال نکند، در قبرستان نماز نخواند، از خداوند غافل نشود، از مردگان کمک و نياز نخواهد و غيره.
    با بررسى تاريخ شرك در قرآن مى بينيم كه در زمان نوح ؛ خداوند جهان را با طوفان از هرگونه كفر و شرك و خرافات پاك كرد، اما ظهور مجدد شرك بوسيلهء ارادتمندان جاهل به شخصيتهاى صالح و محبوب و محترم صورت گرفت و شيطان از نام پاك آنان سوء استفاده كرد و توجه مردم را به سوى آنان جلب نمود و در ابتدا فقط محبت و ارادت مطرح بود و نه چيزى بيش از اين، كم كم چنين وانمود كرد كه براى اينكه اين افراد صالح فراموش نشوند بهتر است برايشان مجسمه هايى بسازيم تا با ديدن اين مجسمه ها به ياد آنان بيفتيم، همين جهل مفرط بود كه كم كم راه را براى پرستش و كمك خواستن و شفيع و وسيلهِ قرار دادن آنان، هموار كرد.
    اين يک واقعيت است که در طول تاريخ هرگاه شيطان خواسته به مقصود اصلى اش برسد، از نام مقدس بزرگان استفاده كرده است. عيسى ؛ و عزير ؛ كه تقصيرى نداشتند، يا عيسى پرستان و عزير پرستان كه دشمن آنها نبودند، بهانه آن ها دوستي و محبت بود. اما افراط و تفريط همواره انسان را هلاک می کند، دوستى بيش از حد, انسانهاى مؤمن و بسيار مخلص و ارادتمند را به ورطهء هلاكت می کشد و در هر عصر و زمانى كه شما ملاحظه كنيد مى بينيد بزرگترين سبب گمراهى مردم، شخصيت هاى مورد احترام آنان بوده اند.
    نه از راه دشمنى بلكه به بهانهء دوستى و محبت، مگر همين بتهايى كه مشركين مكه داشتند چه بود؟ همهء آنان عبارت از مجسمه هاى افراد صالح و نيكو كارى بودند كه تمام جامعه نسبت به آنان محبت و ارادت داشتند، لذا مشركين نمى گفتند: ما اينها را مى پرستيم بلكه آنها را وسيلهء نزديكى به خدا مى دانستند، همين منطقى كه متأسفانه امروز ما داريم. نعوذ بالله خداى قادر و توانا را به انسان عاجز و ناتوانى تشبيه مى كنيم كه هيچ قدرتى ندارد مى گوييم همچنانكه شخصى براى رسيدن به يك رئيس جمهور از افراد نزديك به او كمك مى گيرد، ما هم كه گنهكار و روسياه هستيم و پيش خدا آبرو و اعتبارى نداريم براى رسيدن به خدا بايد از دوستانش كمك بخواهيم ؛ چون اينها افراد محبوب در نزد خدا هستند و مي توانند مشكل ما را به خدا بگويند! چه منطق جاهلانه اى! مگر خدا نعوذ بالله مثل رئيس جمهور يا هر مخلوق ديگرى عاجز است!؟ خداوند عالم الغيب است هر پنهان و آشكار را مى داند، و از رگ گردن به ما نزديك تر است. خداوند میفرمايد:« و ما از رگ گردن به او(انسان) نزديکتريم».
    «مرا بخوانيد تا خواسته ى شما را اجابت كنم».
    ما در هر ركعت نماز با خدا عهد مي بنديم كه:
    «خدايا تنها ترا مى پرستيم و تنها از تو كمك مى خواهيم».

  • ما چگونه خدا را به يكتايى مى پرستيم و غير او را پرستش نمى كنيم، ما چگونه فقط از او كمك ميخواهيم و از غير او كمك نمى طلبيم، كه نمى توانيم مشكلات خود را خودمان با او در ميان بگذاريم، عجب جهلى دامن ما را گرفته است! چه وقت مى خواهيم بيدار شويم؟ چه وقت مي خواهيم بفهميم؟ چه وقت مي خواهيم از اين ذلت و خوارى نجات بيابيم؟ تا چه وقت مي خواهيم همچنان مانع نزول رحمت و نصرت خدا باشيم؟! خداوند كه با ما شوخى ندارد، دين خدا كه شوخى پذير نيست، بهشت و دوزخ كه افسانه نيست، مرگ و حساب و كتاب كه توهّم و خيال نيست.
    اگر ما به همه ى اين ها ايمان داريم، قرآن را كتاب آسمانى و دستور زندگى مى دانيم، و خداوند را يگانه معبود و كارساز و مشكل گشا مى دانيم پس چـرا خـود را از چنگ اين خرافات نمي رهانيم؟ چرا آنگونه كه رسول الله ص و صحابه اخيار و اهل بيت اطهارش ن خدا را مي پرستيدند، خدا را نمي پرستيم؟ دين يكى است, كتاب يكى است, آيات و نصوص و دلائل يكى است، پس چرا حاضر نمى شويم دست از اين خرافات برداريم و مانند صحابه و اهل بيت به ريسمان خدا چنگ بزنيم و دين را همچنان كه آنان فهميده اند بفهميم! پس بياييم اسلام را از اين بدنامى نجات بخشيم و لكه هاى ننگى را كه بر دامن پاك آن ماليده ايم شستشو دهيم تا دشمنان بهانه پيدا نكنند واسلام را به باد تمسخر نگيرند. شما تصور كنيد يك دانشمند غربى بيايد و فلان ضريح و بارگاه و مزار فلان امام و امامزاده را ببيند، يا صحنه هاى تكان دهنده ى عزادارى را مشاهده كند چه حالتى به او دست خواهد داد، فرض كنيد كنار يكى از ما نشسته باشد و راز و نياز ما را با فلان امام و امامزاده گوش كند چه تصورى خواهد داشت، فرض كنيد خواسته هاى ما را از فلان امام و بزرگ بشنود چه برداشتى از اسلام خواهد داشت؟ پس بياييم و اسلام را آنچنانكه هست بشناسيم و خرافات را از دامن پاك آن بزدائيم. إن شاء الله. پيروز باشيد.

  • هی بچه سقو حبیب الله !
    حسن عسکری اصلاء اولاد نرینه نداشت و یا اولاد نداشت .. از کجا اولاد بر زن حسن عسکری درست مینماید که خودش خبر ندارد .. این اصلاء توهین به خانواده محمد است که مسلمانان از عشق زیاد برای زن حسن عسکری اولاد میسازند که پدرش حسن عسکری و یا محمد پدر کلانش از ان خبر ندارد . بابا جان از زیر ریش خدا همیشه شما مردم خر سوار تیر شدن ولی این دیگر فابل برداشت خدا نیست و سزای اهانت به خانواده محمد را از شما خواهد گرفت . میگن شیعه از عشق زیاد به اتش دوزخ یک روز خواهد سوخت و سنی از دوری به اسلام . و اذا فاله جاهلونه مانند حبیب الله کودن فی سلامه .

    • سلام برای همه
      casio

      شما اول اخلاق خود را درست کنید بعدآ جروبحث دین پاک اسلام را بکنید الله(ج) دوست ندارد بداخلاقانرا .اگر شما به این اخلاق ادعای اسلامیت کنید نام اسلام را بد میکنید موفق باشید

    • امروز من شرم دارم که خود را مسلمان و اسلام یاد کنم . یکی از جانی ترین وحشت ترین جاهل ترین دین ها اسلام است که یک عده جاهل و بی شعور مانند تو از همه با چشم سفیدی و رذالت میخواهد که خود را مدیون چند تا عرب خر شاش شتر خور بداند . وحشت و بربریت اسلام از یک افغان به نام احمد شاه مسعود یک حقه یاز دروغ گوی وطن فروش خاین و ادم کش ساخت . اسلام از حکمت یار نوکر پاکستانی های دست پخت لارد ماونت بیتن انگریز ساخت . اسلام دختر نا بالغ ملا عمر را زیر لینگ عثامه بن لادین انداخت تا ملا عمر در بهشت با خواهر مادر خود نرد عشق بباز . اسلام از یک سپاهی که مردم افغانستان با خون و عرق جبین خود خرچ تحصیل و دانش او را میدادند تا یک روز از کشور دفاع نماید از او امیرالمونین اسماعیل خان درست نمود که در مجموع نه تنها به مادر وطن خود زنا نمود بلکه همه شما خراسانی احمق را دست بسته به فرقه 87 زین العابدین ایرانی که در مشهد منتظر امر حمله به افغانستان خون چکان بود فروخت . اسلام قیمت زنان شما کمتر از یک شتر تعین نموده است اسلام از مادر و خواهر شما مزرعه برای کشت ساخته است . اسلام برای به جا نمودن ( الطهور الشطرال ایمان ) انگشت میانه شما ها را تا بند اخر به معقد تان داخل مینماید . . . . اسلام . . .

    • casio
      سلام برای همه
      تووفهیم ازاخلاق وعقیده تان نامه هایتان نماینده گی میکند من با انسانهای بد اخلاق جروبحث نمیکنم
      الله(ج)میفرماید با جاهلان که روبرو شدید همرایشان جروبحث نکنید برایشان بگویید سلام وبروید.از من بر شما سلام

  • سلام ! این بحث اصلا ارزش وقت تلف كردن ندارد. امام عسكری یا هر كسی دیگری از آنها، چه صد فرزند داشته باشند چه هیچ نداشته باشند، چه بدردما میخورد. در طول قرنهای متمادی در مورد آنها بحث كردیم ،بر مردگان شان عزاداری كردیم، قرآن قرائت كردیم،حفظ كردیم و......
    دیگر بس است. بحث در مورد انسانهای چهارده قرن قبل نه تنها ما را به جایی نرسانید، بلكه تمام بد بختی ها و محرومیت های امروزی ما ناشی از پیروی كوركورانهء ما از یك مشت اعراب بادیه نشین قرن ها قبل است ، شاید آنها در زمان خود شان افراد عالم و محبوبی بودند، اما پیروی و سر مشق گرفتن از آنها در زمان امروز خیلی احمقانه است.

    • حبیب الله تازی زاده

      من با آقای نپتون صددرصد موافق هستم. چرا باید درباره کسانی حرف بزنیم که باعث بدبختی ما شده اند. ما در قرن بیست و یکم قرار داریم. اجازه بدهید تا حبیب الله تازی زاده در مسجد به این مسائل بپردازد. حیف از وقت ما که صرف چنین مزخرفاتی کنیم. ما محمدش را قبول نداریم، چه برسد به این امامزاده ها و تازی زاده های دیگر.

      حبیب الله تازی زاده که به جستجوی فرصتی است تا چرندیات اسلامی خود را به دیگران تحمیل کند! ایشان همه ما را با نوشته ها و چتیاتشان به غلط می اندازند، یعنی مغلطه میفرمایند.

      جالب اینجاست که از اخلاق هم صحبت میکند!!! منظورت اخلاق طالبانی است. یا اخلاق عربهای عربستان سعودی که من و تو را آدم حساب نمیکنند؟

      من هر چه میخواهم به تو چیزی نوشته نکنم، اما تو همه جا سم کشنده اسلام را میپاشی. دیگر بس است. اگر خیلی مسلمان هستی یک چکر برو عربستان تا مانند ..... تو را از آنجا بیرون بیندازند. هرچقدر بگوئی:
      یا حبیبی، یا اَخی اَن لَکُم......

      آنوقت به تو خواهند گفت: خوب است، بیا کفشهایم را پاک کن. در ضمن تشناب ها نیز کثیف است. بعد از اینکه تشناب را سر تو پاک کردند، تو را با مشت و لقد به کابل روان خواهند کرد. شرم باد.

      من فکر کنم برای تو نوکری اعراب تازی ثواب محسوب میشود و همچنان افتخار بزرگی خواهد بود. شرم باد

      چند بار به تو گفتم که از نوشته چرندیات بی پایه و اساس خودداری کن، اما تو بجای اینکه جواب دوستان را نوشنته کنی، به گفتن چرندیات غلط انداز اکتفا میکنی، چرا؟ چون چیزی برای گفتن نداری!!!

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.