کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > ملک الشعرا(!) ی که معنی « به داد رسیدن» را نمی داند

ملک الشعرا(!) ی که معنی « به داد رسیدن» را نمی داند

ملک الشعرا(!) ی که معنی « به داد رسیدن» را نمی داند!

چهار شنبه 6 اوت 2014, بوسيله‌ى ندیم

کنون شدست « نتنیاهو» راد اسرائیل : ناظم گرامی دچار تضییقات قافیه است؛تا حدی که معنی لغات را فراموش کرده است! راد، در لغت به مفهوم جوانمرد است نه زمامدار یا

جناب اسیر البته نسبت به بسیاری نظم پردازان انترنتی ، که شعر(!) میگویند اما فرق قافیه و ردیف را نمی کنند؛ شخص باسوادی است؛اما بر اثرتشویق وتعارف یک وبسایت که اورا به ملک الشعرایی برگزیده و و بسایت های دعوت و افغان جرمن که اورا« استاد »خطاب میکنند؛ سعی میکند به« مود روز» نظم بسازد؛ مثلا اگر جنگ غزه آمد ،در باره فلسطین و اگر سیلاب در بنگله دیش آمد ، در مذمت سیل و اگر دولت افغانستان ادعا کرد ، چند جاسوس ایرانی را گرفتار کرده، در تقبیح ایرانیان و اگر فضای نشریه های که نظم اورا منتشر میکنند، در مساله انتخابات، هواخواه اشرف غنی احمد زی باشد؛ جناب اسیر، در نکوهش شورای نظار و قس علیهذا....جناب ناظم که در اروپا اقامت دارد؛ اخیرا که تبلیغات و تصاویر رسانه ای را در باره تجاوز و تهاجم اسرائیل را در تلویزیون ها دیده ؛ بسیار عصبانی شده، از کوره به در رفته ومنظومه ای ساخته در تقبییح اسرائیل و خواهان حذف اسرائیل از نقشه جغرافیا شده !البته در موضع گیری تند وتیز در باره اسرائیل، جناب اسیر منحیث یک ناظم مسلمان، شاید حق بجانب باشد؛ یعنی بینش و احساسات بشر دوستانه شان سزاوار ستایش است؛ اشکال در طرز بیان شاعرانه و عدم در ک شان ا زبرخی مقولات و ساده ترین تعبیرات زبان فارسی است که با آوردن قسمتی از منظومه شان،آنرا تشخیص و تبیین خواهم کرد:

«درغزه هرروزآتش میبارد!! استاد م.نسیم( اسیر)

جــهــــان بهمـــزده مکــروفساد اسرائیل

بــــود بــه کین وعــداوت ، نهاد اسرائیل

درخت همت اعـراب سست بنیاد است؟؟

کــه سست می خمد ازرعـد وباد اسرائیل

نـمــی کــنـنـد بـهـــم اتــفـــاق ، مـی بینی

زریشـــه مــــی کَشَد ش ، اتحــاد اسرائیل

زصدرتـــا بــــه کـنــون دوستی نمی یابی

بـــــه غـــیــردشمنی وجـــــزعناد اسرائیل

بـــــه «غـزه» آتش بیـداد ، شعله می بارد

زمـــکــــروکـیـنـهء ازحـــــد زیاد اسرائیل

به خون نشسته زن ومرد طفل وپیروجوان

کسی نمی رسد آنجا بــــــه داد اسرائیل....

کـــه گوشمال دهـــــد این گروه سرکش را

بـه سرفــــــروبــــرد اصل و نژاد اسرائیل

«شرون» کــــه منبع سربود درجهنم رفت

کــنـون شــده ست«نتنیاهو»، راد اسرائیل

( اسیر) دست دعا می کنم بلند که باز

شود زروی زمین گم ، سـواد اسرائیل»

« سست بنیاد»: برگرفته از حافظ شیرازاست( بیا که قصر امل، سخت، سست بنیاد است) که تکرار واژه سست،د ر مصراع ثانی، نشانه ای از ضعف تالیف است!
اتحاد اسرائیل : اتحاد با کدام کس؟ با خودش!i
کسی نمی رسد آنجا به داد اسرائیل: « به داد کسی رسیدن، یعنی به کمک کسی شتافتن» اما ناظم گرامی که معنی « به داد رسیدن» را درک نمی کرده است ،این تعبیر را به جای « مخالفت کردن»بکار گرفته است که غلط غلیظ است!
سر فرو بردن: در هیچ متنی در زبان فارسی، به معنی( نابودکردن) نیامده؛از اختراعات ناظم محترم است!
کنون شدست « نتنیاهو» راد اسرائیل : ناظم گرامی دچار تضییقات قافیه است؛تا حدی که معنی لغات را فراموش کرده است! راد، در لغت به مفهوم جوانمرد است نه زمامدار یا شاه!
از اغلاط املایی متن( بخصوص اتصال و انفصال کلمات ترکیبی) صرف نظر شد!

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






59 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > ملک الشعرا(!) ی که معنی « به داد رسیدن» را نمی داند

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • البته که استاد ملک الشعرا،« نسیم اسیر» از شاعران خوب هستند، تعجب میکنم از ایشان که تعبیر« به داد کسی رسیدن» را درک نکرده اند!به داد رسیدن،( های! به دادم برسید، های! کمک!) در بلخ هرات و خراسان، متداول است!
    اما از استاد اسیر باید ممنون باشیم که حد اقل عروض و قافیه را میفهمد؛ اما صد شاعر داریم که بدون درک وزن عروضی، در سایت های انترنتی ، به عرضهء« تولیدات ناب »مصروف اند!یک شاعردیگرداریم به شهرت و القاب دهن پرکن « پوهنوال داکتراسدالله حیدری». این آقا ظاهرا در افغانستان ، پزشک بوده اند، اما پس از مهاجرت، اشعار و مقالاتی که انتشار میدهند در باره ء فضایل حج و سنگ حجرالاسود ، فضایل گرفتن روزه، فضایل جهاد ، فضایل شب قدر است.
    گاه دیده میشود که این شاعران وطنی مهاجر به عزم استقبال ازغزل سعدی و حافظ آستین بر میزنند، یا به تخمیس و استقبال غزلیات معاصرین خود رو می کنند که بسیار بیراهه میروند؛ نمونه این کار بی ثمر:

    کــا بـل وبـا لاحـصــارروزگـاران را چـه شـــد

    آ ن صفــا ی مـرد مـا ن کـوهـساران راچه شـــد

    آ هــوا ن بــی نـظــیــــر کــشورمـــا ای خــــدا!

    باغـزالانــش رمـیـده، د شـت ودامـان راچه شــد

    گـشت ویـران مـلک بی هـمتای مـا،افغـا نـْسِتـان

    رادمـردانش کـه بودی،شمس دوران را چه شــد

    قباحت اینکار وقتی بروز میکند که غزل جاودانه حافظ را پهلوی این شعر(!) بگذاریم! یاری اندرکس نمی بینم یاران را چه شد ؟(حافظ)

  • اولندش، هم جناب اسیر وهم جناب اسدالله حیدری، هردو در باره ردیف و قافیه و عروض که از لوازم شعر است( البته شعر کلاسیک)مطالعاتی دارند؛اما خانم های شاعر(!) به جای مطالعه لوازم و تمهیدات شعر، یک عکس قشنگ از آلبوم شان ، ضمیمهء مطلب می کنند و مدیر فلک زده ء رسانه هم با مشاهده عکس، هوش از سرش می پرد وبدون مطالعه و بررسی، شعر یا مطلب خانم ها را «آنلاین» میکند!
    شعر استقبالیه این خانم از غزل حافظ را بنگرید که در « اریایی»نشر شده:

    رفتم بـه بـاغ صبحدمي تـا چنم گلي
    آمد بـه گـوش نـاگـهم آواز بلبلي
    "خواجه حافظ شیرازی"

    ز شوق ناگهاني بلبل، بی قید و بار
    بگرفتمش در سینه فشردم چو بسملی
    گلاب و عطر شادی را در گیسوی خیال
    بنهادمش میان، بی تضرع و غلغلی
    آب حیات و رمز صدیقش ز جام می
    نوشیدمش به قطره ها با یک تحملی
    هوای گلستان خنک را با لمس عشق
    فرحت ز شوق بخشیدمش، رها ز مشکلی ( شهلا لطیفی )
    حالا شعر(!) خانم لطیفی علاوه بر این که وزن عروضی ندارد، باید ازایشان پرسید خانم عزیز،
    مگر میشود ، بسمل را با بلبل قافیه کرد؟؟

  • تا تو به داد من رسی من به خدا رسیده ام!

    مصراعی معروف، از شعر معروف رهی معیری، شاعر پر آوازه است:

    بس که جفا ز خار و گل دید دل رمیده‌ام

    همچو نسیم از این چمن پای برون کشیده‌ام

    حاصل دور زندگی صحبت آشنا بود

    تا تو ز من بریده‌ای من ز جهان بریده‌ام

    تا تو مراد من دهی، کشته مرا فراق تو

    تا تو به داد من رسی من به خدا رسیده‌ام!

    بهر حال (به داد رسیدن) به معنی،مددرسانی و کمک کردن است !

  • اما چرا فارسی نویسان ، سایت های منحط، لاابالی و عقب افتادهء افغان جرمن، تول افغان و دعوت
    را بر میگزینند؟!
    پاسخ این است : ازخاطر اجبار و از روی ناگزیری!
    یک مطلب فارسی اگر مطابق میل تنظیم های آدمکش نباشد یا با ائتلاف شمال ، هماهنگی فکری
    نداشته باشد؛ در سایت های سکتاریستی : جاودان، خاوران، آزمون ملی، کوفی،خراسان زمین، تاجک پرس و .... مجال نشر نمی یابد! بعضی سایت های کم خواننده، در اختیار پرچمیان و خلقیان است!پس چه باید کرد؟ باید با ذلت به مراجعه به سایت های تنگنظر دعوت ، افغان جرمن و مماثل آن ، تن داد!
    اگر آقای اسیر درین سایت های تنگ نظر ، مطلب نفرستد، چه کند،کجا برود!
    بهر حال جناب اسیر، در سرایش اشعار« مد روز» باید دقت بیشتری به خرج دهد!، مراجعه به فرهنگ های فارسی برای درک بهتر مفاهیم واژگان، از واجبات ی سخنور مسوول است. حمید جلالی

  • اقتباس از وبسایت ۲۴ ساعت
    گزینه ای از رباعیات پوهنوال داکر اسدالله حیدری

    زغم هایت دلم پرخـون عزیزم

    زدوریت شده،مجنــون عزیزم

    خــدا رایک شبی گرپیشـم آئی

    کنی شاداین دل محزون،عزیزم

    وقت جان دادن

    الهی وقـت جـا ن دادن بـرا یـم

    زعـفـو ومهـربـا نی دِه سـزایـم

    به عزرائیل زلطفت کن اشـاره

    به آســا نی بـرد ازایـن سـرایـم

    جام شراب

    دو چـشمـا نت بُوَد جام شرابم

    دو ابـروی کمـا نت برده تابـم

    به خال کنج رخسارت بمیـرم

    لبــانِ قـرمـزت کرده کبـا بـم

    تبصره ای بر رباعی ثانوی:
    چون عزرائیل معمولا شب ها آدمی را قبض روح میکند ؛ و در آسترالیا( سدنی)، محل اقامت پوهنوال صاحب حیدری، بیست و دو ساعت روشنی روز است و ساعات شب ، اندک است، انشاء الله که تا صد سال دیگر به سراغ شاعر نمی آید!

  • اقتباس از جام غور
    مستزاد از صالحه وهاب واصل

    نقل چند بیت پایانی مستزاد

    خاک قدمت بــــرده ام من بـــر سر مـژگــان بـــا چــاک گــریبــــان

    تا آنکــه چـــو خون دلـم از دیــده روان شــد فــــریـــاد نهـــان شـــد

    ای مـــاه هـــلال خـم ابــــروی تـــو ســــازم محــــــراب نمـــــــازم

    هیأت نگــر وقتـی تـرا چهـــره عیـــان شــــد خـورشیـد نهـــان شـــد

    سی روز بــــه یــاد لب تــــو روزه گـــرفتـم یـک حــــرف نگفتــــم

    الحمــــد لله آخــــر مـــــاه رمضــــــان شــــد وز عیـد نشــان شــــد

    یک بــوسه گــک نازک عیــــدی کـه گـرفتـم از خـــویش بــــرفتــــم

    «واهِب» بنگر هر دو جهان شعله فشان شــد دانم نـه، چـــه سان شـد

    28 – 07 – 2014
    صالحه وهاب واصل
    هالند
    ترجمه: صالحه جان، خاک قدم معشوقهء شانرا به مژگان برده اند ، اما با اشک شان دوباره به زمین ریخته است( اما چگ گریبان اینجا چه میکند؟خدا میداند!)
    صالحه جان در وقت نماز ،ابروی یار را محراب ساخته اند؛ خداکند صالحه جان در کشور هالند نماز بخوانند، چه بهتر از این! بقیه شعر هم گرفتن یک بوسه است در روز عید از روی معشوق ! خوب، برای من جالب است که عید رمضان در هالند تجلیل میشود و آنجا روی ماچکانی هم میشود!

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.