صفحه نخست > دیدگاه > زندگی من با طالبان

زندگی من با طالبان

My life with Taliban
شریف حضوری | محقق و پژوهشگر در دانشگاه جواهر لعل نهرو
چهار شنبه 6 آگوست 2014

زمان خواندن: (تعداد واژه ها: )

کتاب ملا عبدالسلام ضعیف/ قسمت سوم/ ترجمه شریف حضوری

وقتی ایشان به صفت مدیر بانکها در هرات پس از تصرف ان شهر به دست طالبان مقرر میگردد، از شاه کاری های اسماعیل خان و شکوفایی و دانایی مردم هرات میگوید. جالبش اینجاست که ایشان هیچ از بسته شدن مکاتب و از اذیت وآزار زنان ومردان هراتی، آنقدر که او از انها تعریف و تمجید مینماید نمی گوید. مولوی صاحب که معلوم نیست سوادش چقدر بوده بعد از تصرف کابل، اینک توسط نامه شخص ملا عمر به صفت معاون وزارت دفاع مقرر میشود. خود را در شهر و مقامی میبیند که برای اولین بار به ان وارد و رسیده است. او فعلا مدیر عالی در اداره ی است که قبلا حتی نامی از ان نشنیده است. عجبا چه جالب مردمانی بوده ایم که حتی الدنگ ترین انها بر این کشور حکم راندند و قمچین به دست گرفتند تا تازیانه مان زنند و خود شان لذت ببرند.

بعد از اینکه در حدود دو سال در پست معاونیت وزارت دفاع کار میکند ، به دلیل نفهمیدن کار و بیکاره گی و تنبلی اش که خود خستگی از کار را علت کناره گیری اش ذکر مینماید، از این مقام کنار میرود و به مدت 3 ماه خانه نشین میشود. جای تعجب اش اینجاست که ایشان از بی پولی در مدت این سه ماه شکایت دارد و فراموش کرده که خاک به چشم مردم زدن با این سیاه نوشته ها دردی را دوا نمی کند. زیرا خانه که مقابل مسجد وزیر اکبر خان، که عیال ایشان را در خود جا داده است به نظرم با آن بی پولی که او از ان مینالد، امکان اقامت در آن وجود نداشته است. حالا چطور ملا صاحب با آن حالت زار و بی پولی اش چنین کاری را کرده، الله اعلم.

آقای ضعیف وقتی پس از پادرمیانی نخست وزیر طالبان جناب ملا ربانی و دیدار با ملا عمر در قندهار به پست جدیدی گمارده میشود، خوشحال هست. او از شاهکاری های زیاد اش در وزارتخانه معدن به صفت معاون دوم میگوید. از تاسیس پارکهای صنعتی در شهر های بزرگ افغانستان گرفته، تا پلان های برای استخراج معادن ، نفت و گاز کشور و نیز صادرات اقلام تجارتی به کشور های همسایه، داستان های پیچ در پیچی را سر هم میکند. ولی همه میدانیم به دلیل بیکاری و عدم نبود کار در ان وزارت خانه، مولوی صاحب، مدتی بدون دردسر در آن لذت میبرده است. و الا به زعم خودش بودجه دولت که سالانه 80 ملیون دلار امریکایی باشد و هزینه های نظامی هم در آن شامل هست، درد کدام وزارت خانه را درمان میتواند. در حالیکه احمد رشید در کتاب " طالبان" خودش بودجه ملکی افغانستان را در زمان حاکمیت این گروه 300000 (سه صد هزار) دلار امریکایی بر میشمارد. که در نتیجه حرفهای مولوی صاحب، دروغ های شاخ داری بیش نبوده بلکه توهینی به خودش به عنوان پینوکیوی طالبان قلمداد میشود.

با خواندن این کتاب این حس به ادم دست میدهد، که جناب مولوی صاحب با این مدیریت عالی، هوش و ذکاوت خارق العاده چطور جای ملا عمر را نگرفته است. زیرا در هر اداره ی که ایشان وارد میشده، تحول عظیمی اتفاق می افتاده و همگان به صفت فرشته نجات به او مینگریسته است. زیرا بعد ها با انتقال اش به بخش سکتور حمل و نقل نیز، سیستم جدید ومدرنی را انچه خود میگوید راه اندازی مینماید که همگان متعاقب ، وداع رییس صاحب از این اداره، با چشمان اشکبار بدرقه اش می نماید. حال بینیم که ایشان در پست جدید به عنوان سفیر طالبان در پاکستان چه دسته گل های را به آب میدهد.

ضعیف بیچاره از صدق دل عنوان میکند که رعایت اصول اسلامی و احترام به قوانین و حاکمیت سایر کشورها از خطی مشی های سیاست خارجی ایشان بوده است. اما او نمیگوید که این الزام ها بخشی از اصول سیاست خارجی رژیم بوده است نه او. اینگار خود آقا نه به عنوان سفیر بلکه گرداننده تمام سیاست خارجی طالبان ایفای وظیفه می نموده است. البته تا جایی حق دارد چون پاکستان تنها کشوری بود که سفارت در کابل و بلعکس طالبان در اسلام اباد داشت که اینک ایشان خود به عنوان تنها سفیر در تنها مکان دیپلماتیک طالبان در خارج از کشور حضور داشت. جالبش اینجاست که ایشان عنوان میکند در دیدار های که با سران ای اس ای داشته هیچگونه باجی به انها نداده است و همیشه از منافع علیای افغانستان دفاع می نموده است ولی بر کسی پوشیده نیست که دلارهای باد اورده برای خرید فرماندهان مخالف و پیشبرد ماشین جنگ کار کدام سازمان بوده و چه کسی در خط مقدم تماس با انها بوده است. که صد البته انگشت ها به سوی ای اس ای و ایشان که رابط بین قندهار و راولپندی بوده است نشانه خواهد رفت.
از میان تجربه های مختلفی که این آقا در اسلام آباد دارد، می توان به افسانه سازی هایش در کمک به مهاجرین وقبول نکردن درخواست های ای اس ای اشاره کرد. از همه دردناکتر دیدار این ملا با نماینده های سریلانکا، جاپان و چین میباشد. انها در دیدار با او از هیچ تلاشی جهت متقاعد کردن گروه واپسگرای طالبان برای عدم تخریب بودای بامیان فرو گذاری نمی کند. قطعه کردن بودای بامیان و انتقال ان به کشور های خود شان، پوشاندن کامل بودای بامیان به طوری که اصلا دیده نشود و نیز پرداخت قیمت بودا به حکومت ترور و وحشت انها، از جمله پیشنهادات انها بوده است. تا جاییکه جاپانی ها به ملا میگوید همانطوریکه دین بودایی از سرزمین افغانستان به انها رسیده است ، اینک باید مهد تمدن بودا توسط افغانها محافظت شود. ملای دیپلمات با صحبت های نصفه جوک میگوید که اگر افغانها بنیاگذار چنین کاری هم بوده، که افتخار چندانی نیز به ان نمیکند اینک بر مسلمانی خود مفتخر هست تا تمدن گذشته اش. البته ناگفته پیدا است که اجداد ایشان در ان زمان، در کوه های سلیمان به علف چرانی و زندگی بدویت مشغول بوده و صد البته که همتباران ایشان در خلق این تمدن عظیم نقشی نداشته است. مردمان راستین و فرهنگ دوستی که تا اکنون در غار های راهبان میزیند و سالها مدافعان بوداها بوده اند خلاق آثار و تمدن این چنینی بوده است نه انها. در اخیر قضیه مجسمه های بودا، آقای ضعیف برای اینکه خود را از این واقعه ی شرمسار برائت بدهد میگوید که اجرای چنین حکمی در ان زمان درست نبوده و خود را بی غرض در حادثه جلوه میدهد.

وقتی حادثه 11 سبتامبر اتفاق می افتد، رحمت الله با عجله به اتاق ضعیف در اقامتگاه اسلام ابادش وارد میشود و جریان را به ضعیف میگوید. جالب اینجاست که سفارت طالبان در ان زمان یک دستگاه تلوزیون را جهت رصد رسانه ها، حفظ و نگهداری می نموده است. پس نتیجه گیری میشود اگر داشتن تلوزیون حرام دانسته شده بود باید اینک در سفارت اسلام اباد هم نمی بود. زیرا چیزی که حرام باشد، ولو یک خروار یا یک مثقال، حرام حرام هست. چرایی اینکه چطور طالبان انرا نگهداشته بوده، به خدای حق معلوم هست. لابد با این حساب شاید ملا عمر هم یکی را داشته تا شبکه های دشمن را زیر نظر داشته باشد.
ادامه دارد ......

loading...
loading...

پيام‌ها

پیام، نظر، تفسیر یا نقد؟

تعديل از پيش

اين سخنگاه از پيش تعديل مي‌شود: نظر شما پيش از تأييد مديران سايت ظاهر نخواهد شد.

كى هستيد؟
وصل
پيام شما

براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

جستجو در کابل پرس