صفحه نخست > دیدگاه > هزارستان: روشنفکران و سیاستمداران دور از هم

هزارستان: روشنفکران و سیاستمداران دور از هم

ش یوسفی
يكشنبه 7 سپتامبر 2014

زمان خواندن: (تعداد واژه ها: )

آیا دوری و بی اعتمادی عده‌ای از سیاسیون و روشنفکران "هزاره" از یک دیگر; بطور عمد تیشه ی بر ریشه ی دیرنه خود در کشور و جهان است؟ و یا اینکه نه؟ عده‌ای از نخبگان "هزاره" از روی آگاهی و حرف ه ای عمل نمودن در سیاست به هم پشت نموده اند تا پرچمداران راستین حکومت وحدت ملی در کشور باشند؟؟؟؟؟
_________________________

انتخابات سال 1393 و یا دروغ های زهراگین تیکه داران قدرت و ثروت به "ملت"برای رسیدن به مقاصد و منافع شخصی, قبیلوی, نژادی و حزبی شان, زندگی بیشترین از انسان‌های در آرزوی نان, آب و صلح را دچار آسیب های جدی و غیر قابل جبران نموده است, بخصوص زندگی مردم "هزارستان"را.
این روزها ابزار تهمت بستن و دشنام دادن برای امتیاز گیری های پسا انتخاباتی از یک دیگر, برسر زبان های تیکه داران قدرت و ثروت است.
موضوع انتخابات بی اعتمادی های سیاسی و فردی نا امید کننده ی را در بین سیاسیون و روشنفکران کشور و "هزارستان" افزایش داده است.
معلوم نیست که این بد بینی های سیاسی پسا انتخاباتی و حمله های ناشیانه روشنفکران و سیاسیون "هزاره" به همدیگر, دامنه اش تا به کجا ها به درازا بکشد؟
ولی نکته ی که مثل روز, واضح و روشن است آن این است که قدرت و ثروت که قرار است بوسیله‌ای قدرت توپ و تانک امریکایی ها بدست عده ی برسد, آن عده روشنفکران و سیاسیون هزاره نخواهد بود که این روزها سر و صداههای تاخت و تاز و جنگ‌های زرگری پسا انتخاباتی شان از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب کره زمین گوش انسان را کر می نماید .
قدرت سیاسی و ثروت حاصله از فرمانبرداری امریکا در بین دو گرو مشخص که خود را برتر از دیگران میدانند تقسیم خواهد شد, آنچه که برای فریب خوردگان باقی خواهد ماند بی عزتی و شرمساری شان خواهد بود.


ولی جدا از جنگ های لفظی پسا انتخاباتی معضل "فرار از هم" در میان طبقه از سیاسیون و روشنفکران "هزارستان" موضوع جدید نیست که یک شبه اتفاق افتاده باشد بلکه از دیری به اینطرف است که بدبینی ها و فرار از یکدیگر رو به افزایش است.
سوال این است که آیا فرار عده ی از "هزاره ها" از یک دیگر از روی عمد و یا کج اندیشی, بی تدبیری و ضعف سیاسی شان, تیشه ی بر ریشه ی دیرنه ی خود در کشور است؟ و یا اینکه نه؟ نخبگان در سیاست و روشنفکران "هزارستان" بطور آگاهانه و از روی درک و فهمی که از اوضاع سیاسی و اجتماعی کشور و جهان دارند در حال برداشتن قدم های به ادامه ی قدم های انسان های اند, که در چندین دهه ی اخیر تحولات عظیم و قابل قدر را در راستایی همدیگر پذیری و اعتماد "بینال انسانی" در جهان به وجود آورده اند؟ پس اگر چنین است؟ انتظار می رود که سیاست مداران جا طلب, قومگرایان قبیلوی و ثروت اندوزان هم به مانند برادران کشوری شان یعنی " هزاره ها" مخلصانه و صادقانه در راستای عدالت اجتماعی و همدیگر پذیری انسانی گام های برداشته باشند, دراینصورت باید است که ما همه, یعنی همه ی "انسانهای کشور" در آینده نزدیک منتظر یک کشور امن و قانون مند دارای عدالت اجتماعی و برابری برای تمام اقوام ساکن در کشور باشیم.
این برای همه باعث افتخار است که روشنفکر ان و سیاستمداران "هزاره" اولین اشخاص و افراد هستن که برای وحدت ملی و صلح در کشور مخلصانه گام های انساندوستانه ی را برداشته اند و برمیدارند, که هر عمل خیر خواهانه و انسانی از سوی هر انسانی, از هر قوم وقبیله ی که باشد باعث افتخار عموم انسان ها خواهد بود .
ولی متاسفانه این جمله را باید خاطر نشان کرد که دهقانان کم قدرت که در مزرعه ی مانند "افغانستان " صداقت و انسانیت می‌کارند, حاصلات کشت و کار شان آنچه که کاشته اند نخواهد بود, بلکه بر عکس.
گذشته زندگانی مشترک "هزاره ها" با قبیله گرایان و نژاد پرستان تاریخ و حال نشان می دهد که در بدل هر عمل وطن پرستانه و انساندوستانه ی "سیاستمدار و روشنفکر هزاره" چیزی که نصیب قبیله گرایان و نژاد پرستان می گردد قدرت است و ثروت, و مفادی که نصیب "انسان هزاره" می‌گردد فریب است ونیرنگ و بر زمین ریختاندن خون شان.
آیا روشنفکران و سیاسیون "هزارستان" با ظلم, عدم صداقت, عدم وفاداری به تعهد, و با برتری طلبی قومی و نژادی قبیله گرایان و نژاد پرستان آشنایی های لازم را ندارند؟ .
در بدل هر خیانت که از سوی تیکه داران قدرت و ثروت, بر علیه "انسان هزاره" صورت گرفته است, همواره یک گذشت وطن پرستانه و انساندوستانه از سوی "انسان هزاره"وجود داشته است.
اما چیزی که تغیر نکرده است و نمیکند سیاست های ضد انسانی قبیله گرایان, نژادپرستان و تیکه داران قدرت است.
سال‌هاست که از ظلم و بی عدالتی های ناشایست ظالمان بر خود نالیدیم و گذشت کردیم, خون گریه کردیم باز دیری نپایید که گذشت کردیم و هنوز که هنوز است شکوه ها و نارضایتی ها ما ادامه دارد,.
ولی نکته ی که جای تاسف و اندوه فراوان دارد آن این است که متاسفانه با شکوه و فریاد های پیوسته و گذشت های یکطرفه نه تنها ذره ی از مشکلات اساسی ما در کشور حل نگردیده است و حل نخواهد شد, بلکه در اهداف کج و پلید برتری طلبانه ی نژاد پرستان که در صدد نابودی کامل"هزارستان" اند, نیز تغیری پیش نیامده است و نخواهد آمد.
متاسفانه که مفکره های پلید برتری طلبانه ی نژادی در میان سیاسیون زرمند و زورمند از قبیله گرایان نژاد پرست در حال تقویت است,.
این در حالیست که عده ی از نخبگان و روشن فکران"هزارستان" با شعار های اتحاد, برادری و همدیگر پذیری "بینالانسانی" در کشور به گروهها و تنظیم های مختلف, بخصوص به نهاد های مدنی زیر نام های گوناگون تقسیم شده اند و هر کدام تعداداز مردم "هزاره "را به جهت های مختلف در حال هدایت کردن اند.
بیشترین از همین تنظیم ها و نهاد های مدنی به این باورند که کارهای درست را برای انسانیت و کشور انجام میدهند,
اما هیچ کدام از تنظیم ها و فعالین جامعه مدنی "هزاره" بطور بنیادی و کارساز برای اتحاد "بینال هزارگی" کاری انجام نداده اند فقط بجز چندین گردهمایی های نه چندان جدی و کارساز.
و جمع دیگری از افراد سرشناس, احزاب سیاسی و فعالین جامعه مدنی "هزارستان" هم هستند که بطور مشخص برای رهایی"هزارستان" از زیر بار ظلم و سلطه ی استبداد قبیله گرایان, دست به چندین راه حل ممکن بردند, و حال نیز برای مقابله با ظلم و برتری طلبی زورمندان قبیله گرا در میان امواج خروشان از دریای طوفانی بدون کدام دست آورد بنیادی دست و پا می‌زنند; مگر به جز اندیشند در مورد یک راه حل اساسی و ریشه ی که همان دقت نمودن برای از میان برداشتن بدبینی های ویران کننده نسبت به هم دیگر است.

با وجود که در طول تاریخ همه ی مردم "هزارستان" می‌دانستند و حال نیز بیشترین از ما می دانیم و مطلع هستیم که همیشه نژاد پرستان و زور گویان تاریخ و حال; مردم " هزارستان" را به دیده ی انسان های محکوم به مرگ, نابودی و بردگی می‌دیده اند و می نگیرند, پس چه چیز باعث می شود که ما نمی توانیم و یا نمی خواهیم که؟ شهامت به خرج داده نخست درد مشترک هم را به معنایی واقعی اش شناسایی سپس با یک پلان جامع و ملی در صدد پیدا نمودن راه حل های اساسی و ریشه ی برای برطرف نمودن معضل بی اتفاقی ها و بدبینی هایی بوجود آمده نسبت به هم دیگر باشیم, تا بگونه بنیادی به یک اتحاد و همدیگر پذیری" بینالهزارگی" برسیم.
هر گاه که توانستیم یک اتحاد جامع و محکم "بینالهزارگی" را بوجود بیاوریم سپس ما میتوانیم ملی گراهای تاثیر گزاری در کشور خود باشیم.

در غیر صورت بنام وحدت ملی و همدیگر پذیری انسانی ابزار های خوبی برای بر آورده شدن مقاصد شخصی, قبیلوی, حزبی و نژادی زورمندان و زرمندان برترطلب و نژاد پرست خواهیم شد .
متاسفانه معضل "فرار از هم" و بد بینی "بینالهزارگی" در میان ما مردم "هزارستان" مانند دانه سرطان ریشه دوانده است و اگر بموقع به دنبال راه چاره ی مشکل نگردیم معلوم نیست در آینده نزدیک و نزدیکتر چه ضربه های کمر شکن دیگری را متحمل شویم؟؟؟؟.

به امید روزی که نخبگان در سیاست, روشنفکران و جوانان نو اندیش قدم های آغازین و استواری را در راستای اعتماد سازی "بینالهزارگی" بردارند و بطور بنیادی, برادری و برابری ی پایداری را در سایه یک اتحاد محکم مردمی بوجود بیاورند, تا در آینده نزدیک همگی شاهد یک "هزارستان" شکوفا و سربلند در کشور خود باشیم.

با احترام به انسانیت;
احترام خاص به انسان های کشورم که سالیان سخت و طاقت فرسای را در آرزوی نان, آب و صلح زندگی گذرانده اند.
به امید روزهای بهتر

واژه های کلیدی
آنلاين بنگريد :
loading...
loading...

پیام، نظر، تفسیر یا نقد؟

تعديل از پيش

اين سخنگاه از پيش تعديل مي‌شود: نظر شما پيش از تأييد مديران سايت ظاهر نخواهد شد.

كى هستيد؟
وصل
پيام شما

براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

جستجو در کابل پرس