کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > تا بدست آورده ام افکار پنهان شما

تا بدست آورده ام افکار پنهان شما

کوتاه گپی با آقای غیاثی

سه شنبه 2 سپتامبر 2008, بوسيله‌ى حسين زاهدی

از من کسی نخواست تا سخنی کوتاه با آقای غیاثی داشته باشم بر خلاف جناب غیاثی که معمولا دستور میگرند بلکه٬ آنچه این حقیر را وادار کرد تا لحظاتی را صرف این مطلب کنم مظلومیت و بیگناهی پرویز کامبخش و تحجر فکری جناب غیاثی و همفکرانش است.

اما حرف اول - قرار نیست هر که قرآن در زیر بغلش پوسیده و یا در قفسه ی کتاب خانه اش برای زینت و تنوع خاک گرفته باشد و هر از گاهی برای کسب ثواب خطوط اش را با آهنگ زمزمه نمود بعد با بوسه های مکرر سرجایش بگذارد٬ و در محافل و مجالس از چند آیه اش برای نمایش دادن و پوز دادن و مومن جلوه شدن خویش کمک گرفت٬ میشود انسان عادل و نماینده ی خاص «الله» که دست باز در هر اموری و زبان شور در هر بیان و عقل کل (کور) در گشایش هر مسئله یست.

وجدان انسان٬ انسان که وجدانش را اسیر زنجیر های افکار متحجرانه نکرده باشد و حقایق پیرامون اش را فدای خواسته های شخصی و خوش و بش کردن برای سران و استادان علوم عوام فریبانه نکرده باشد به یقین نمیتواند چنین نظری را در مورد یک انسان دربند ابراز کند.

البته که زندگی و خون کامبخش ها رنگین تر از خون میلیون ها انسان دیگری که به بهانه ی دین و مذهب در طول تاریخ بشری و به وسیله ی کشور گشایی و توسعه ایدیولوژی های که ظاهرا جنبه انسانی دارند و اما در عمل با خشونت و سرکوب و قتل عام٬ راه رسیدن به اهداف شان را دنبال میکنند نیست.

اما نظریات هموطن ما که با خواندن و نوشتن ظاهرا سر کاری دارند از آنجا قابل اهمیت است که بیشک خود در امتداد مطالعاتش به مضامین و کتاب های دست رسی دارند که کامبخش چند صفحه آنرا در دست داشته است و جرم بزرگ او این است که به ظاهر ریشی به درازی (بلندای) ریش جناب غیاثی و همفکرانش نداشت یا هم در دور دسترخوان عالی جنابان و منادیان به ظاهر دین مذهب اما در حقیقت خفاشان خون آشام و زرو زور داران زانوی بی غیرتی نزده بود و وجدان و منطق و عقل شان را که حقا پیامبر زنده ی هر انسان است زیر پا نکرده بود.

سخن دوم- من نیامدم تا از روشنفکری و روشن اندیشی بدفاع بر خیزم . هزاران روشنفکر در داخل و خارج از کشور که اگر مهر سکوت بر لبان میکوبند به این جمله اکتفا کرده اند « جواب ابلهان خاموشی است» چرا که مسایل مهم تر و مبهمتر دیگری است که در اولیت قرار دارد٬ و جناب شان به چند از آن اشاره داشته اند ولی برای روشن شدن مسئله و بحث به نکاتی از نوشته ایشان بر میگردیم تا باشد که قضاوت خواننده گان را نیز در بحث داشته باشیم.

الف- ایشان نوشته اند:" غوغا چنان فضا را تیره کرد که گفتن حرف حق، به مثابهء گویا طرفداری از قشر متحجر؟ نادان؟ قرون وسطایی؟ ملا های بی سواد؟ جنگ سالار؟ تروریزم؟ ناقضین حقوق بشر؟ ووووو ؟ تلقی می شد."

در این پارگراف٬ سخن از حق رانده شده است! اما هیچ مرزی را این هموطن مشخص نکرده اند که به کدامین حق پایبند هستند چه هراسی در دل داشته اند که نتوانسته است حقی را که ایشان به صورت مجهول یاد کرده اند نتوانند بیان نمایند و این چگونه حقی است که مردم آنرا مساوی با تحجر ... میدانند.

ب ـ ایشان از کشف بزرگی که پس از یک سال سکوت و نظاره گری به آن نایل گشته اند و سخن رانده اند٬ این مردم مظلوم در سه دهه ی اخیر بر آن واقف بودند و با جسم روح شان آشناست٬ این کشف نیست! این همان دست آوردیست که شما هموطنان ظاهرا خداپرست و حق طلب و آن هموطنان به ظاهر حامی کارگر و خواهان برابری عدالت اجتماعی بلوک شرق طلب٬ به مردم هدیه کردید و این دسته گلهای که شما به آب دادید چه ربط به قضیه کامبخش دارد٬ این مسئله را بچه هفت ساله ی امروزی هم میتواند تشخیص بدهد.

اگر امروز تصور میشود که کشور تحت اشغال غرب در آمده است هیچ کس نمیتواند این واقعیت را رد کند که شما و همسال شما بودید که زمینه ی اشغال های متعدد را برای اشغال گران فراهم ساختید یاد آوری این تاریخ سیاه نیاز به باز کردن و بحث کردن زیاد ندارد و آنقدر بیان شده است که همگان از برند.

ج- ناله ی شما از ناموس افغان و آن مغبچه ها که یاد کردید مثل همان شعارهای اولیه یست که در زمان جهاد از آن استفاده میکردید. مگر در حکومت های شما بمراتب بیشتر از اینها رونق و بازار نداشت؟ میگوید نه! در کدامین جنگهای داخلی نبود که به ناموس این قوم و آن قوم تجاوز صورت نگرفته باشد؟ در کدامین پوسته های امنیتی نبود که یک یا چند مغبچه ها برای اطفای شهوت جهادیان نگهداری نمیشد؟ در کدام شب رقص و پای کوبی نبود که بچه های مردم را زنگ بر پایشان نمی بستید که هنوز هم این سنت پسنیدیده ی شما رواج دارد٬ اما امروز که جای شمارا خارجی ها گرفته است و این فجایع به شیوع غربی آن و نه سنتی شما اجراء میگردد از برکت راه هایست که شما و باداران تان برای ورود خارجیان هموار کردید.

از خراب شدن خانه و کاشانه ی مردم یاد کردید و تمساح وار گریستید٬ شهرکابل پس از دوازده سال هنوز روی آبادی را ندیده است و امکان آباد شدن اش هنوز دور است٬ این شما هموطنان جهادی بودید که در طول یک سال آن را به شهر ارواح تبدیل کردید٬ از دختران و پسران که لادرک هستند نالیدید٬ سری به کشور های عربی و پاکستان بزنید که همفکران طالبی تان به چه تعداد از دختران مظلوم این مردم را به عنوان غنیمت جنگی به اسارت گرفتند و برای برادران عرب و پاکستانی شان هدیه ناقابل تقدیم کردند.

رایج شدن شراب٬ فحشا٬ رشوه٬ دزدی٬ اختلاس... پدیده های نوی نیست که شما آنرا کشف کرده باشید و اگر این مسئله ظاهرا شمارا میرنجاند و تصور میکنید که با آمدن نیروی های خارجی گسترش یافته است بر میگردم به همان حرف اول که باعث حضور نیروهای خارجی٬ بازهم شما هستید و در نهایت شما شریک جرم.

اگر در واقع قلب تان برای کلمه ی طیبه اینگونه میسوزد که تصور نمیکنم چنین چیزی واقعیت داشته باشد و پرتاپ کردن توپ ها٬ که پرچم تمام کشورها در آن نقش یافته بود و پرچم عربستان سعودی نیز در این جمع ترسیم شده و باعث خشم شما گردیده است که چرا پرچم سعودی را و نه کلمه ی طیبه٬ از طیاره به زمین پرتاپ شده است٬ و چنین توهینی نابخشودنی صورت گرفته است٬ لطفا به باداران عرب تان تذکر بدهید تا این کلمه مقدس را از روی پرچم شان محو سازد تا اینگونه مورد توهین قرار نگیرد. شما از نشریات داخل کشور که اکثریت شان با آیه های قران و «بسم الله الرحمان الرحیم» در صفحه اول آن تزئین میابند و به بازار ها و منازل برده میشود و در اخیر به زباله دانی ها انداخته میشود چه فکری کردید؟

برای هشتمین گزینه ی اکتشافی شما توجه شما را به نوشته ی از همین قلم که در کابل پرس قبلا به نشر رسیده است جلب میکنم . اينجا را کليک کنيد.

د - نان را که شما هموطنان مذهبی و بنیادگرا به نرخ روز میخورید در قوطی عطار و در کتاب «ترین ها » هم نمیشود پیدا کرد شما با طالب ریش میگذارید و با تیغ تکنوکرات ها میتراشید، دیروز همه سران جهادی برابر کفار با پاکستانی و عربها روی یک سفره دال میخوردید و جهاد اعلام کرده بودید٬ مردم و کشور را تباه کردید و امروز با کفار روی یک میز ماهیچه و پیزا و هفت رنگ غذا صرف مینماید. و بیچاره مردم نان پیاز هم نمیتوانند پیدا کنند٬ سران ٬ رهبران و احزاب قهرمان ساز شما دیروز در کوه ها از برکت خرمن های مردم زحمتکش به کابل رسیدند و امروز تجارت خانه ها٬ هوتل ها٬ و ویلاها در شیرپور و نقاط مختلف افغانستان از جنوب و شما گرفته تا شرق و غرب ساختید و هنوز بر سر گرده ی این مردم در تلاش سوار شدن هستید. به این میگویند نان را به نرخ روز خوردن. کجا سراغ دارید روشنفکری چنین تجارت خانه ها و ویلاهایی داشته باشد بجز همان کاغذ٬ قلم و صدا٬ اگر از زیر ساطور تحجر شما زنده مانده باشند و یادر زندان تاریک اندیشی شما نپوسیده باشند و راه دیار بیگانه را نگرفته باشند.

ملالی جویا٬ کامبخش و .... از دیدگاه شما مجرمند تصور نمیکنم حتی بجرم سیلی زدن بتوانید آنانرا در بند بکشید و یا از پارلمان اخراج اش کنید٬ جرم شان کاملا هویداست حق گوی و آزادی اندیشه٬ شعری را از اقبال لاهوری در پایان نوشته ی تان آوردیدید٬ باشد که این چراغ٬ چون لاله سوزد در خیابان شما اگر عقلی٬ منطق٬ خرد٬ و انسانیت در کار باشد.

چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما

ای جوانان عجم جان من و جان شما

غوطه ها زد در ضمیر زندگی اندیشه ام

تا بدست آورده ام افکار پنهان شما

مهر و مه دیدم نگاهم برتر از پروین گذشت

ریختم طرح حرم در کافرستان شما

تا سنانش تیز تر گردد فرو پیچیشدمش

شعلهء آشفته بود اندر بیان شما

فکر رنگینم کند نذر تهی دستان شرق

پارهء لعلی که دارم از بدخشان شما

می رسد روزی که زنجیر غلامان بشکند

دیده ام از روزن دیوار زندان شما

حلقه گرد من زنید ای پیکران آب و گل

آتشی در سینه دارم از نیاکان شما

روشنفکران یا مدافعان سنگر استعمار؟

پنج شنبه 28 اوت 2008, نويسنده: محمد میرویس غیاثی


در کنار ایمان عقل هم ضروریست!

شنبه 15 مارس 2008, نويسنده: حسين زاهدی

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans



hussain_zahedi yahoo.com

آنلاين بنگريد : کابل پرس




63 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > تا بدست آورده ام افکار پنهان شما

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • آقای زاهدی سلام .
    اگر چه بسیار از فرمایشات شما نیز مورد قبول بنده نیست؛ اما از آقای غیاثی باید پرسید که به چه دلیل از کشور تاجیکستان توسط مقامات امنیتی اخراج شدند؟ در حالیکه ایشان گویا " دپلمات " هم تشریف داشتند!!!
    و چگونگی عارض شدن زنی را که به خاطر فقر مالی در نزدیک سفارت افغانستان دکه یی کوچک داشت، برخویش چگونه شرح میدهند!
    اگر اینها کافی نباشد چند تایی دیگر هم است که بنویسم ولی چون سخنان آقای غیاثی همیشه طوریست که گویا تنها ترین مومن ناکرده گناه ایشان اند! پس اشارات ذیل بخاطری صورت گرفت که بدانند این سجاده آب کشیدن ها، و ایمان های میراثی کسی را انسان با تقوا نمی سازد. و ایشان با روشنفکری به اندازه یک آسمان خدا فاصله دارند.

    کسی که اندک قوه تمیز خوب از بد داشته باشد و زحمت فکر کردن بخود بدهد، دنباله روی رهبری مثل سیاف نمی شود! سیافی از اسمش که به مفهوم شمشیر و برندگی است تا کردارش همه مرموز و ویرانگر است.

    • آقای یک آشنا!
      این از نهایت ناجوانمردی شما بوده که غیاثی را می شناختید و در برابر یک مقالهء علمی او چنین اظهار نظر کرده اید.

      یک صف خداوند ستار است و او گناهان را ستر میکند. ترا بخدا خود تو از آن جنایت های چقدر کرده باشی که این دیگران را بد میگی!
      از سوی دیگر سایت میر هزار هم نباید اصول ژورنالیزم را زیر پای کند و تجاوز به حریم شخصی مردم را نشر کند! هیچ کدام ما نیست که گناهکار نباشیم. اونکه معصوم است تنها پیامبر است. پس شما هم کمی بشرمید!

  • زاهدی عزیز بازهم چشمت صدقه تو اگر در این سایت نباشی جواب این عده یاوه گو هارا چه کسی بدهد شیر مادر حلالت باشد با آنکه میدانم سخت مصروف هستی اما وقتت برای این یاوه گو گذاشتی و مشت محکم بر دهن این نار مردان روسیاه زدی کاش تمام قلم بدستان آزاد اندیش از آن بستر راحت محافظه کاری بر خیزند و مرد مبارزه شوند مثل تو.
    مجیب امیری

  • اقای آزادی واقعیت دیگر را فراموش کرده اید تا برای غیاثی تحفه میداید که اگر غیاثی مسلمانی واقعی باشد چرا زمانیکه به حضرت محمد توهین شد درحالیکه جناب غیاثی هم درهمان کشور یعنی دنمارک زنده گی میکند هیچ صدا خود را بلند نکرد جناب عیاثی زمانیکه کارتون های حضرت محمد در دنمارک نشر شد شما چرا یکبار صدای خود را بلند نکردید که حالا خودرا مسلمان ومدافع اسلام میدانید پس چرا درکشوریکه بدین اسلام توهین میشود زنده گی میکنید
    هر گاه جواب خود را یافتم آن گاه به حرف شما باور دارم
    دوست شما فایق

  • آقای زاهدی!
    این نبشتهء شما بحدی سرشار از تهی است که؛ پرداختن به آن ضیاع وفت است. یهمین دلیل من وارد آن نمیشوم، ولی میخواهم چند اشارهء مختصر به شما داشته باشم!
    مثلا: غیاثی در کجااز ویرانی شهر کابل و یا درگیر های میان قومی و جهادی و غیره دفاع کرده است که شما «ده کجا و درختان کجا» به آن مسائل پرداخته اید؟
    از همه مهم اینکه جنایت دلیل جنایت نمیشود. اگر جهادی ها میان جنگهای خود کابل را ویران کرده اند شما هم به این دلیل هر چه جنایت است بکنید!
    بهمین خاطر در یک کلمهء برایت بایم بگویم که صرف جهادی بودن غیاثی دلیل این رد و بد شما نمی شود!
    شما هم فکر میکنم بیکار هستید و مثل همان گذارشات شب های شعرتان در تورنتو گذارش های سر تاسر میان تهی می نویسید!
    من خدا شاهد است با غیاثی تماس گرفتم و از او پرسیدم که؛ چرا این مقاله را در کابل پرس و در این وقت نشر کرده است؟
    ایشان در پاسخ گفتند: من این مقاله را سه ماه قبل به سرنوشت وخاوران نگاشتم و نمیدانم که چرا میرهزار آن را در سایت خود بدون اجازه من نشر کرده است؟ این از گناه میرهزار شما است که دزیده مقالات مردم را چاپ میکندو شما هم میگوید چرا اینقدر دیر به مسئله پرویز پرداخته است؟ خی از خرابی شهر کابل هم پانزده سال میگذرد، امروز چرا پاچهء هر مسلمان بی غرض را به همین دلیل می گیرید؟
    در پاسخ آن آقایی بنام «یکآشنا» باید بگویم:
    تا جایی که من غیاثی را می شناسم؛ او را بخاطر همین مسلمان بودن و دپلماتی که نماز جمعه را در مسجد میخواند و از مهاجرین افغانی دفاع میکند از تاجکستان اخراج کردند، چون او مثل شما چاپلوسی امنیتی های تاجک را مثل بادار نمیکرد و آن هم به شیطانت یکعده سکولر و ملحدین سابقه مثل داکتر مهدی و...!
    اینکه در پشت شخصیت های مسلمان روشن فکر هر کس گپی میزند سیر تاریخ بهمین گونه بوده است. از خود پیغمبر شروع تا یک امام مسجد مردم پشتش گپ می زنند!
    تا جایی که من غیاثی را میشناسم، او از انگشت شمار مسلمانانی هست که تا حال خود را در خط فکری خود نگاهداشته است و مبارزه میکند و با رهبران که این همه از جهاد و مبارزه وحشت و اختلاف و جمع کردن پول برای اولاد] شان ساخته اند سخت مخالف است. همین امر شماو امثال شما را رنج میدهد که امثال غیاثی در این کشور نباشند و میدان شغالی شود و شما هر چه دلتان خواست بکنید. ولی مطمئن باش که افغانستان سراسر از افراد مثل غیاثی پر است و شما هیچ وقت شاد نمیشوید!
    شاید غیاثی بتواند از من بهتر از خود دفاع کند و اینکه چرا میرهزار بدون اجازه اش مقالهء اورا نشر کرده است؟
    در آخر اینقدر میگویم که: در مقاله و شخصیت غیاثی هیچ غش و غلط تحقیقی و علمی نیست و این شماهستید که از مرض و سادیزم قومی و چپی گری رنج می برید و هر آنچه از جهادی باشد به آن حمله می برید!
    من از غیاثی میخواهم که خودش با میرهزار تماس بگیرد که چرا در این سایت توطئه گران غیر مسلمان مقاله اش راچاپ میکنند؟

    • پروفیسور تحصیل نکرده جناب آزادی الهی که موی سرت سفید ودندانایت سیاه باشد! اول خو فرق نمیکنه که شما کی هستید ، غیاثی ؟ یادم غیاثی؟ اصل گپ ایست که شما مجاهدین صاحبا هرکس گپ انسانی زد به او برچسپ چپی وکمونیست میزنید. منطق ام چیزی خوب است که باید شما کوشش کنید آن را داشته باشید . مه فکر میکنم که زاهدی یک انسانی است که بادرد ودرک انسانی زنده گی بسرمیکنه ، ودفاع اونا ازپرویزکامبخش ، دفاع ازانسان وآزادی وحق طبیعی اونااست ونه اینکه متاثرازموضع سیاسی باشد . لطفآ چشمای خوده بازکنید وبدون تعصب ملاحظه نمایید ، کی هاباید درزندان باشند ؟ قاتلین ؟ قاچاقبران وسوداگران مرگ ؟ مسببین ویرانی وپس مانده گی مملکت ومردم؟ امضاء کننده گان اشغال کشور توسط بدمستان سرمایه ؟ متجاوزین به ناموس وشرف مردم؟ غاصبین ورباینده گان ملکیت ودارایی های عامه وشخصی ؟ رشوه ستانان وتفرقه اندازان؟ فروشنده گان نوامیس مردم به اعراب وپاکستانیها ؟ و.......؟ یا پرویزکامبخش بخاطرجرم مرتکب نشده وفقط داشتن باور ونظر غیرازقوماندان عطا؟ امروزه سوراخ وسمبه دولت کرزی پراست ازچپی های که وجدان وطرزفکرانسانی را به گروپول ومقام وبهتراست بگویم درننگ نوکری ازآمریکا گذاشته است . چپی هایکه هرکدام دریک دور سنگ دفاع ازمبارزه علیه بی عدالتی را به سینه میزدند ولی امروزه چنان حقیروپست شده اند که ازدربندبودن وبه اعدام محکوم شدن یک جوان شایسته که درمتن سیاه ترین دوران ازحاکمیت سیاسی درکشورش دست به قلم وکاغذ وکتاب برده است ! باسکوت خفت بار رضایت مندی نشان دادند . آگردفاع ازعدالت اجتماعی وساحت مقدس آزادی تنها کارچپی هامیبود ، بایداعظم وزیرتحصیلات عالی - سپنتاوزیرخارجه- علومی وگلابزوی نماینده گان پارلمان- سیماثمرازمسئولین کمسیون نام نهادحقوق بشر- داود نجفی معاون دفتریونماو...... نیزدرپای برگه پرافتخار حمایت ازآزادی کامبخش امضاء میداشتند. اگرغیاثی زره ای ازملاحظات انسانی وشرافت آدمی درخمیره وجودش عجین میبود ، بابذله گوئی ها ویاوه سرایی هایش درتایید از فرهنگ ستمگری و قانون اعدام ، شکنجه ، تهدید ، زندان وبه صلیب کشیدن هرآنچه نمادی ازمدنیت عصرجدید بشمارمیرود ! برزخم یک انسان دربند وبیدفاع نمک نمی پاشید . چی ؛ اینکه عربده جویی وسینه کشیدن دربرابر انسان اسیروکشیده شده به غل وزنجیررسم جفاپیشه گان وبزدلان است وبرغیاثی وهمفکرانش مبارکباد! چی چیزی بهترازاین میتوان سراغ داشت ؟ ازآن دسته مردمکه برقبورمرده گان وبربالین بیمارانش میخوانند" کفار را هرکجایافتید گردن بزنید تازمین ازخون شان رنگین شود واسیران رامحکم ببندید که قادر به فرار نباشند " سوره محمد آیه 4. اینکه ازغیاثی بخاطرپایدار بودنش درخط فکری اسلام تمجیدمیگردد ، باید ازاین زاویه مورد بازبینی قرار گیرد.

    • به همه سلام!
      در جواب برادر ازادی
      سوال اساسی در این است که یک برادر به نام پرویز کامبخش در حالت بی گناهی در زندان بسر می برد و برادر غیاثی در عوض اینکه در دفاع از یک شخص بی گناه قرار داشته باشد در ضدیت ان قرار گرفته است .
      اگر غیاثی واقعا مسلمان است و دوست دارد که جنایت کاران را رسوا و جنایت انها را افشا نماید لطف نموده در تاجکستان در ان وقت که موصوف کار می کرد و جریده همیستگی هم در کشور تاجکستان از طرف بادران غیاثی که موصوف را در سفارت مقرر کرده بودند نشر می شد ، باید از صدها و هزارها جنایت که تحت نام سفارت و از مقر ان سفارت سازمان داده می شد یاد اوری می کرد که نه کرده است.
      موصوف از امدن سید محمد گلاب زوی به تاجکستان و از مهمانی شاهانه که از طرف احمدشاه مسعود به افتخار ان در خانه خود مسعود ترتیب یافته بود حتمآ اگاهی داشته و می دانست که به اشاره کیها این دعوت و دید و باز دید صورت می گرفت .
      چرا این مسلمان ما که عبارت از همان غیاثی باشد الی اکنون خاموش است .
      در سفر گلاب زوی را از ایران غفار ازاد و نماینده کوشانی صاحب به نام محبوب همراهی می کرد و غیاثی از این هم خبر دارد که اینها در هوتل تاجکستان که مصارف ان را مسعود تادیه می نمود بودوباش داشتند چرا در ان وقت و اکنون غیاثی خاموش است و از این زد و بندها استخباراتی چیزی نمی گوید در حالیکه خوب می داند .
      و همان زد وبندها بود که اکنون از ان ( جبهه ملی) به رهبری ربانی ، قانونی ، گلاب زوی و علومی بوجود امده است ، ناگفته نباید گذاشت که در ان وقت سیاف با فامیل در تاجکستان بسر می برد.
      در این باره غیاثی می تواند اظهار نظر کند
      جلال ابادی

      آنلاين بنگريد : سفر گلاب زوی به تاجکستان در سال 2000

    • جناب قوماندان پلو سلام.
      من ملا نیستم مگر آیه متذکره شمارادرقران شریف مطالعه کردم آن در
      هنگامی بوده که مسلمانان باکفارداخل جنگ بودند که کفارازهیچ نوع
      ستم بالای مسلمانان دریغ نمیکردند. درغیرآن شماسورهء قل یایهالکفرون رامطالعه فرمائید.وهم درجای دیگری درقرآن ذکراست
      لااکراه فی الدین.درجای دیگری حواندم.اگرانسانی راکسی بدون گناه
      به قتل میرساند یعنی که تمام انسانهاراکشته است خدامیفرمایدکه اگر
      زمین وآسمان شفاعت کند قاتل رانمی بخشم.پس آنهائی که فتوی به کشتار
      انسانها میدهند دلالان وتجارانی هستند که قرآن رادام تزویرساخته نفع
      میبرند.قرآنرامیخوانند,به مردم خوب معنی وتفسیرمیکنند.ولی اگر تبر
      ازخودشان باشدمیفرمایند,التبرومن التاوان ولوکانه سه قاطه,اگراز
      دیگری باشدمیگویند الدیگ ومن الهیچ.که این قصه راحتماشنیده اید
      اینهاخداوندان جنگ وتریاک وتفنگ اند.خرف حق وحقیقت رازودتکذیب
      وتکفیرمیکنند.اگراینها خود پیروقران میبودندشصت هزارانسان بی گناه دریک روز درشهرکابل کشته نمیشد.چندنفر ازان کشته شده گان کافربودند درکجای قران ذکراست که درکشوراسلامی مسلمان توسط مسلمان بایدبقتل برسد.حمله وتجاوزبه اطفال خوردسال,اختتاق وآدم ربائی,قچاق وفروش مواد مخدر,اختلاس و رشوه آزارو اذیت مردم بیگناه
      همه وهمه راکی هاانجام میدهند؟آیااین تبر بدستان مسلمان نماها نیستند؟بلی همینها استند که ازدربندکشیدن کامبخش,فیاض وغوث زلمی
      لذت میبرند.

    • قدرمن اوگران وروره سها ازطرف مه ازسنگ بخته یک خرواراحترام بشما! مه ای گپه قبول دارم که ده قرآن آیه لااکراه فی الدین وقل یاایهاالکافرون آمده. مگراصل خبرایست که آیه اول ده اووقت آمده که محمدتازه به مدینه مهاجرشده وده اونجه هم نه زورداشت ونه هنوزآرامش داشت . چنانچه مردم بی انصاف ده کوچه اوره کدسنگ میزد وده همین باره محمدمیگوید " ماهذااجواری " (این چه پناه دادن است ) وبعدازقبیله عمروبن عوف برآمد وبخانه ایوب انصاری پناه آورد.آیه دوم نیزده اوروزگارگفته شده که محمدخوددربرابرقریش موضع دفاعی داشت ونمیتوانست آیه قتل بگوید، شماهم باخبراستید که درمدت نزدیک به سیزده سال ده مکه محمدحتی یک گوسفندرا هم نکشت چه رسدبه هزاران آدم، وآیه هاودستورات قتل وکشتن بعدازنیروگرفتن درمدینه پرله پسی به ایشان سرازیرمیشود.شمابهترازمن میدانید که به جزجنگ خندق وجنگ احد بقیه تمام جنگهاتهاجمی وازسوی مسلمانان آغازشده است وبه این خاطربه آنهاغزوه میگوید. ( غزوه یعنی حمله ناگهانی به کاروان یاقبیله دیگروتصاحب اموال وزنان آنهایاساده تر یگانه راه دست یافتن به زنده گی مرفه درمیان اعراب بدوی ).اگه بدون تعبد وپذیرش قبل ازتحقیق وبادیدبیطرفانه وانسانی بتاریخ بنگریم هدف اعراب ازجنگ چی درزمان محمد وچی دردورانهای بعدازآن، گسترش اسلام نه بلکه بدست آوردن غنایم جنگی ، برده وکنیزودریک کلام چپاول ، قتل وغارت بوده است .بطورمثال درسوره توبه آیه 123 جبرئیل به محمددستورمیدهد که: "ای گروه مومنان بکشید کافران را یکی پس دیگری هرکه نزدیکتروبیشتر دردسترس است ، آنان باید سختگیری وعدم گذشت وملایمت را درشما احساس کنند ویادرسوره توبه آیه 29 میگوید:" بکشید کسانی را که بخدا وروز آخرت ایمان نیاورده وحرام خداوند وپیغمبرش را حرام نمیدانند وهمچنین آن دسته ازاهل کتاب را که به دین حق یعنی اسلام ایمان نیاورده اند ، مگراینکه متعهد شوند باخواری وفروتنی بدست خود جزیه دهند." درمورد قتل وحکم قصاص ، بدبختانه این حکم فقط درباره قتل برادرمسلمان بدست مسلمان آمده ، نه قتل غیرمسلمان بدست مسلمان !وباید گفت که دررابطه خودمسلمانها نیز این حکم بصورت تبعیض آمیز وغیرانسانی بیان شده است . مثال: ای اهل ایمان برای شما حکم قصاص کشتگان چنین معین گشت " که مردآزاد را درمقابل مردآزاد ، بنده را بجای بنده وزن رابحای زن قصاص نمائید !!" تبعیض وتفاوت قایل شدن بین مردوزن وغلام وآزاد ازدیدانسانهای آزاد ومنشور سازمان ملل ، کاملآ غیرعادلانه ومخالف کرامت انسانی است ، وفقط برای اعراب ومستعربه ها قابل پذیرش است . من قومندان پلو نمیفهمیدم که آیه 191 سوره بقره را که دستورمیدهد " هرجاه مشرکان رایافتید بقتل رسانید وازشهرهایشان برانید ، چنانکه آنان شمارا ازوطن آواره کردند!!" چی ربطی به جنگ دارد که آقای سهامیگوید مسلمانان باکفارداخل جنگ بودند؟ آیاعبارت " هرجاه مشرکان رایافتید " بمعنی تعدی وحمله وتجاوزاست ؟ یابمعنی واردشدن دوطرف بجنگ ؟ بنظرم تفسیروبرداشت درست ازاین عبارت درعمل همان است که امروزه تروریزم وقتل یک انسان ویایک جماعت بخاطرداشتن نظرمتفاوت بامسلمانهارا توجیه مینماید، یعنی همان جهادفی سبیل الله .

    • جناب قوماندان پلو یکباردیگر احتراماتم رابپزیرید.
      درشروع عرض کردم که من ملا نیستم.فقی هم نیستم ودربرابرمعلومات ودانش شماخیلی کوچکم.تمام داشتنی هایم عبارت اند.ازتفسیرکابلی,
      حضرت مولانا"بیدل " سعدی "خافظ شیرازی وکتبی چندهم ازتاریخ واشعار,ازشعرای معاصرموردعلاقه ام. تواضع و رکوع وسجده ام فقط مرخدای راست.ازپیر,ومرشد,شیخ وزاهدعرب وعجم, پنج وشش یارحوشم نمی آید.ازکشتن هرانسان به هرراه ورسمی, وبه هرکیش وآئینی که باشد بیزارم.مفکوره ودل عجیبی دارم.درپهلوی این خودسریهابعضی اوقات سری بکوچهءشعرازده سروده های کم رنگی درقالب شعرعقده گشائی میکنم ولی نه به اسم شاعر فقط بنام ســها.
      قوماندان پلو عزیز این چند کلمه رافقط بخاطر بزرگواری ,احترام ومحبت شمانوشتم تشکر.

    • محترم سها احترام بشما ومؤفق باشید! آنچه که درمطلب اخیرشما دستگیرم شد وبه آن معترفم ، صداقت وکاراکترعالی وانسانی شمابودکه بی تردید مؤثرترین وکارآ ترین ابزار در درک سالم ازهمدیگراست . من به آزادی عقاید وگوناگونی برداشت ونظر انسانها کاملآ احترام دارم ودرعین حال بین احترام به آزادی عقاید واحترام به عقیده انسان تفاوت قایلم . صادقانه آنجائیکه عقیده وباوری انسان همنوعش را به پذیرش بارفکری خود ویاقبول ذلت ومرگ مجاب میسازد ! دیگردرچارچوب احترام به عقیده نیمگنجد بلکه باید آنرا بشدت نفی وافشاء نمود . من تصمیم به بحث بیشتر ویاپافشاری روی برداشت های خودم را ندارم ، وآنگونه که شما اشاره داشته اید من نیز ادعای فهیم بودن ویادرک بالای ازمسایل را نداشته وبه تناسب سیرمداوم تاریخ زنده گی ، دانش بشری را نیزپویا وروبه پیشرفت میدانم. آخرین سخنم باشما اینست که حتی بخاطر استحکام فکری ودرک کنکریت شده ازعقاید خود هم که شده ، لطفآ به مطالعه بیشتر ودقیقتر ازچگونگی پیدایش ، پخش وگسترش ادیان درمجموع وازدین اسلام بخصوص بپردازید . آنهم بادید تحقیقی وشناخت ازپدیده ای مذهب ، نه باذهن پیشداوری شده وازقبل به انقیادکشیده شده .

  • سلام و مانده بیاشید

    محترم ذاهدی جان از اینکه نوشته هایت مثل تحصیل کرده ها میمانه خوشحالم

    در ادامه فرمایشات شما به عرض برسانم که فکر اغای غیاثی هرچه باشد فکر درست است بخاطر که فرموده های ایشان را احادیث تائید میکنه خود شخص غیاثی را نمشناسم خودش مهم ام نیست که کی باشه و جی باشه مهم تطبیق قوانین دینی است باید که هرکس تا دم مرگ در چارچوب دین فکر و زندگی کنه تا در دنیا و اخرت خوشبخت باشد اگر انسان یک کمی از شاهراه دین منحرف شود به زودی به تباهی کشانده میشود یعنی خسرت دنیا و الاخره میشود اگر جنین شد پس فائیده دنیا امدن چی ...

    مرد مومن وقتی که زندگی دنیا را وداع میکنه زندگی اخرت اش با میوه های بهشتی و حور های بهشتی شروع میشود طوری که نمونه از ان در تمام دنیا نیست

    برای جوانان وطن اخرت خوب ارزومندم

    • سلام به همه
      جناب زاهدی فاصله ات را با آقای سلیمان رواش کمتر کردی امیدوارم پایت را جای پای ایشان نگذاری که زیاد جالب نخواهد بود.

    • من فقط به یک بیت خیام بزرگ اکتفامیکنم که حطاب به کلید بدستان جنت و دوزخ میفرماید.
      شیخی به زن فاحشه گفتا مستی
      هر لحظه بدام دگری پا بستی
      گفتا,شیخا,هرآنچه گوئی هستم
      آیا تو چنان که مینمائی هستی؟


      ای صاحب فتوی زتوپرکارتریم
      بااین همه مستی زتو هشیارتریم
      توخون کسان خوری وماخون رزان
      انصاف بده کدام یک خون خوار تریم

    • با عرض سلام و ادب
      متاسفانه سایت کابل پرس سایت زیبایی است اما دو نفر در جمع نویسندگان این سایت به نامهای حسین زاهدی و مهدی نیک آئین کسانی است که با نوشته هایشان از محبویت این سایت میکاهد هر دوی این جنابان نوشته های فتنه انگیز را مینویسند و باعث بگو مگوی بیهوده در سایت وزین کابل پرس میشود که امیدوارم کامران میرهزار این نکته را در نظر بگیرد.
      با تشکر

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.