کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > خبر و گزارش > سازمان عفو بین الملل سنگسار یک زوج جوان را که درلایت قندوز افغانستان توسط جنایت کاران (...)

سازمان عفو بین الملل سنگسار یک زوج جوان را که درلایت قندوز افغانستان توسط جنایت کاران طالب سنگسار شد محکوم کرده است

حامد کرزی که همیشه جنایت کاران طالب را برادران خود قلمداد میکند؛ چند روز پیش برای امتیاز دهی بیشتر به جنایت کاران طالب. کانفرانسی را با شورای علمای افغانستان که درتبانی با این گروه دهشت افگن قرار دارد دایر کرد ونتیجه آن شروع همین کشتار مردم بی گناه وسنگسار زنان دراین کشور است.

دو شنبه 16 اوت 2010, بوسيله‌ى بصیر آهنگ

سام ظریفی مسئول بخش آسیا واقیانوسیه سازمان عفو بین الملل این سنگسار را جنایت فجیع خوانده وگفته است اعمال خشونت آمیز نیروهای طالبان وسایر گروه های شورشی نسبت به مردم افغانستان به شدت افزایش یافته است.

این زوج جوان مسکونه منطقه ملاقلی در ولایت قندوز که به دلیل داشتن رابطه عشقی باهم فرار نموده بودند تو سط افراد طالبان دستگیر وپس ازآن دربازاری درهمین ولسوالی که تحت کانترول این جنایت کاران می باشد بافتوای شخصی که ادعای رهبری این گروه را درمحل دارد، سنگسار شد. به گزارش سازمان عفو بین الملل این نخستین سنگسار درافغانستان پس ازسال 2001 میلادی است.

سام ظریفی مسئول بخش آسیا واقیانوسیه سازمان عفو بین الملل این سنگسار را جنایت فجیع خوانده وگفته است اعمال خشونت آمیز نیروهای طالبان وسایر گروه های شورشی نسبت به مردم افغانستان به شدت افزایش یافته است.

بنابه گزارش عفو بین الملل، این سنگسار دوروز پس از آن اتفاق افتاده است که شورای علمای افغانستان، ازدولت خواست تا اجرای مجازات های اسلامی که " حدشرعی" نامیده میشود، به عنوان " امتیازی" به طالبان باهدف پایان دادن به درگیری ها دراین کشور به اجرا درآورد. ازاینجا معلوم است که شورای علمای افغانستای نیز با تبانی نیروهای جنایت کار طالب میخواهند افغانستان را یک بار دیگر جهنمی برای مردمان این کشور سازد.
سام ظریفی ازدولت وشورای علمای افغانستان خواسته است، این سنگسار را محکوم کنند وبا همه موارد مشابه که با حقوق بشر مغایرت دارد مقابله کنند.

عفو بین الملل به نقل ازمقام های محلی نوشته است؛ این زوج به پاکستان فرار نموده بودند ولی پس ازآنکه خانواده هایشان با ازدواج آنها موافقت کردند، به منطقه برگشتند؛ اما دادگاه جنایت کاران طالب آنها را به سنگسار محکوم نمود. سازمان عفوبین الملل هشدار داده است که دولت افغانستان نباید حقوق بشر، بویژه حقوق زنان واقلیت هارا قربانی صلح با گروه شورشی طالبان کند.

حامد کرزی که همیشه جنایت کاران طالب را برادران خود قلمداد میکند؛ چند روز پیش برای امتیاز دهی بیشتر به جنایت کاران طالب. کانفرانسی را با شورای علمای افغانستان که درتبانی با این گروه دهشت افگن قرار دارد دایر کرد ونتیجه آن شروع همین کشتار مردم بی گناه وسنگسار زنان دراین کشور است.

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






57 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > خبر و گزارش > سازمان عفو بین الملل سنگسار یک زوج جوان را که درلایت قندوز افغانستان توسط جنایت کاران (...)

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • قوم وحشی افغانه ٢٦٠ سال است وحشیگری چور چپاول کشتار از بین بردن دیگر اقوام زن های خود را به قیمار باختند زن های خود را با شتر قاتیر خر تبدیل کردن زن بیادر خود را بعد از وفاتش بزور نکاه کردن گوش بینی زن های خود را قتع کردن وزیفه اوغانی شان است

  • دین مبین اسلام دین کاملی بوده است که هیچ نوع نقص وخللی را در خود جای نداده است، هیچ مشکلی را بدون حل وهیچ نوع دردی را بدون درمان نگذاشته است. اگر نظری به تاریخ جاهلیت قبل از اسلام انداخته شود به آسانی بنظر میرسد که در آن آوان بنام حقوق وبشریت چیزی وجود نداشته وحتی به انسانیت اعتراف صورت نگرفته است. در آن ایام مردمان به بردگی گرفته میشدند، زنها از حقوق انسانی خود محروم بوده وزنده به گور میشدند، کنیزها اجباراً به محافل رقص وفحاشی کشانده شده ومجبور به زنا میشدند وفقط یک طبقهء غنی ومستمند بالای سایر اقشار آن ملیتها حکومت میکرده است، بنام قانون، حقوق وحکومت کلماتی در قاموس آنها وجود نداشته است.

    با آمدن دین مبین اسلام بنیاد حقوق بشریت گذاشته شد، انسانان حقوق انسانی خودرا دریافت نموده وحق تلف شده وپایمال خودرا جبران نمودند. دستگاهی به میان آمد که عدالت اجتماعی را در میان مردم رایج ساخت، مرد را حق دفاع از حقوق خویش وزن را حق زندگی بخشید. به کرامت انسان اعتراف نمود، حقوق مظلومان را از ظالمان گرفته وراه ظلم وفساد را بر روی آنها بست. البته این همه مسایل چهارده قرن قبل از تأسیس مجمعی بنام سازمان ملل متحد در سال 1945 میلادی صورت گرفت. این مجمع درین راستا همهء اصول خود را از اسلام دزدیده وفقط با اضافه نمودن بندهای چند که آنهم غیر عاقلانه و باعث اخلال نظامها قرار میگیرد نام موسس وبنیانگذار را کسب کرد. این مجمع این همه اصول را رنگ وصبغه بین المللی داده ومدعی شد که اسلام حقوق بشریت را پایمال نموده است ودر اسلام حقوق همهء ملیتها واقشار عادلانه داده نمیشود بی خبر از اینکه این همه حقوقی که اینها در قرن چهاردهم هجری به آن اعتراف نموده اند اسلام چهارده صد سال قبل به آن توصیه نموده وآنرا خط مشی محاکم وعدالتهای اسلامی قرار داده است.

    اینجا ما نظری به قطعنامهء حقوق بشر Declaration of human rights می اندازیم وبه تمامی ماده های آن غور نموده وکوشش میکنیم که این را واضح سازیم که بیشتر این مسائل از اسلام دزدیده شده وبا وجود آنکه آنها خود به آن عمل نمی نمایند فعلاً با استفاده از آن بر علیه اسلام تبلیغات زهراگین صورت میگیرد.

    1- مادهء اول این قطعنامه از حریت انسان، وقار وعدالت در حقوق انسانی سخن گفته است، وانسانان را به داشتن روابط برادری ودوستی دعوت میکند.

    اگر درین راستا نظری به مبادئ اسلام انداخته شود به آسانی به نظر میرسد که این دعواهای خالی از عمل ملل متحد را اسلام پایه گذاری نموده واساس گذاشته است. در بارهء آزادی انسانها واینکه آنها آزاد خلق شده اند وهیچ کسی حق صلب نمودن این حق مبرم آنها را ندارد قول حضرت عمر  بهترین شاهد است که خطاب به کسانیکه انسان آزاد را همچو غلام می پندارند میفرماید: «از چه وقتی مردم را به غلامی خود قرار داده اید وحال آنکه آنها را مادران شان آزاد تولد کرده اند». ودر زمینه برابری حقوق رأی ووقار آیات های زیادی را میتوان محل شاهد قرار داد، از آنجمله آیهء 11 سوره حجرات را میتوان مثال آورد که خداوند متعال میفرماید: ترجمه: «ای مسلمانان تمسخر نکنید گروهی با گروهی، احتمال است که آن گروه بهتر باشد از آنان در نفس الأمر.....» ( ). به همین معنای حدیثی را در می یابیم که رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم میفرماید: «فرقی نیست میان عرب وعجم، سیاه وسفید مگر به تقوی» ( ) این نصوص وامثال آن دلالت بر حریت کامل انسان وتعادل در حقوق ووقار آنان میکند.

    • مادهء دوم این قطعنامه تقریباً متصل به ماده اول آن بوده است وبر عدم تعصب بر مبنای نژاد، رنگ، قوم، مملکت، دین وملکیت رهنمائی میکند. دلائلی که در بند اول ذکر شد محتوای وسیع داشته که همه این مسایل را در بر میگیرد وفقط قابل یاد آوری میدانم که اسلام تقوی را مبنای فروق وبرتری میداند در حالیکه قطعنامهء ملل متحد به تقوی که اساس انسانیت است اهمیتی قایل نبوده ومعتقد بر تعادل بدون کم وکاست میان همهء گروهها است. وباید اضافه کرد که اینهمه اموری که درین ماده ذکر شده است محض دعوی بوده وتا حال جامهء عمل نپوشیده است، زیرا در سازمان ملل متحد دولتها وقومها همه با یکدیگر مساوی نیستند بلکه آنچه را پنج مملکت قوی تعین میکند سایر اعضای آن بدون تحت سوال قرار دادن آن معاهده ویا فیصله مجبور به قبول آن هستند.

      3- مادهء سوم حکایت از حق زندگی، آزادی در زندگی وحفاظت شخصی انسانان میکند. دین مبین اسلام درین راستا ارشادات گرامی دارد، قرآن عظیم الشأن درین مورد میفرماید، ترجمه: «وی آنست که بیافرید برای شما هرچه در زمین»( ).

      این آیت دلالت بر این میکند که خداوند جل جلاله بخاطر زندگی بخشیدن به مردم همهء مخلوقات را خلق کرده است ودادن حق زندگی تام از جمله ضروریات کلی اسلام میباشد، چنانچه در مقام دیگری میفرماید، ترجمه: «ونکشید نفسی را که حرام ساخته است خداوند مگر به حق ....» ( ) این آیهء کریمه بر حفظ نفوس وزندگی مردم تأکید نموده واز قتل آنها بدون حق منع مینماید. این نصوص وسایر آن که مجال ذکر همهء آنها نیست مسلمانان را برای حفاظت نفسهای بشریت وحفاظت شخصیت های آنان امر میفرماید.

      4- مادهء چهارم این قطعنامه بردگی را محکوم کرده وهر نوع تجارت را درین راستا ممنوع قرار میدهد.

      دین اسلام در وقتی ظهور میکند که غلامی گرفتن انسانان به اوج خود رسیده بود، انسانها بطور سلعه در بازار ها خرید وفروش میشدند، اما مبارزه عاجل واثر پذیر در چنین حالات خیلی دشوار ومشکل است، بهمین منظور است که دین مبین اسلام قضایای رائج ومخالف با اصول اسلام را که در بین مردمان دران وقت شایع بود به تدریج وتسلسل از بین میبرد. به همین شکل اسلام برده گرفتن وخرید وفروش آنانرا بطور کلی مورد منع قرار نداد اما آیاتی نازل شد که مردم را به آزادی بردگان توصیه میکرد وثواب زیادی در بدل آن وعده میداد، وبرای کفارهء بعضی گناهان آزادی غلام را لازمی قرار داد، ودر پهلوی این همه حقوقی برای این بردگان داده شد که صاحبان ویا مالکان آنها مجبور به رعایت آن بودند. خداوند متعال مسلمانان را به آزادی غلامان وبردگان نموده میفرماید، ترجمه: «وآنانیکه مکاتبت می طلبند از بردگانی که مالک آن شده اید شما، پس مکاتب کنید آنها را اگر در ایشان شایستگی بدانید... »( ). ورسول الله صلی الله علیه وآله وسلم گامی بر تشویق رهایی بردگان گذاشته ارشاد میفرمایند که: «هر کسیکه غلام مسلمانی را آزاد کند خداوند در بدل هر عضو وی عضوی از اعضای وی (آزاد کننده) را از آتش (دوزخ) نجات میدهد»( ).

      وقابل ذکر است که فعلاً نظام بردگی وغلامی در هیچ مجتمعی از مجتمعات اسلامی وجود ندارد، واین نظام بطور کلی از طرف شریعت اسلامی مورد منع قرار گرفته است، حال آنکه در بعضی ممالک کفری این امر جریان دارد وانسانان آزاد همچو کالایی به بازار ها کشانیده شده وبالای آن خرید وفروش صورت میگیرد. سرمایه داران غربی در انظار عامه مردم را خریداری کرده واعضای سالم آنها را در بدل اعضای نا سالم خویش پیوند کاری میکنند. خرید وفروش اطفال برای بازیهای شتر رانی یک پدیدهء ظاهری هست که تمامی دولتهای غربی ومزدوران آنها کاملاً از آن اطلاع دارند وافراد بالا رتبهء این حکومتها دران مستقیماً دست دارند، اما چون مصالح شخصی شان دران نهفته است آوازی بخاطر از بین بردن این پدیده بلند نمیشود.

      5- مادهء پنجم بیان میدارد که هیچ کسی نباید مورد آزار، اذیت وشکنجه قرار گیرد.

      این یک امر مسلم است که دین اسلام دین اخوت وبرادری بوده وهمیش اتباع خودرا به نیکی واخلاق حسنه دعوت مینماید. رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم میفرماید: «مسلمان کسی است که مسلمانها از ضرر زبان ودست آن در امان باشند»( )، وبر علاوهء این حدیث احادیث بیشمار دیگری درین قضیه روایت شده است که صراحتاً وبطور قطعی مسلمانانرا از آزار واذیت وشکنجه دادن دیگران منع مینماید.

      اما اگر به مجتمعات غربی نظر بیافگنیم در می یابیم که این اصل در میان آنها اصلاً وجود ندارد، بلکه در نزد آنها معتبر افراد مجتمع وکشور خود شان است، اما سایر انسانان خصوصاً مسلمانان شامل این بند قوانین نبوده وهر نوع ظلم، ستم، شکنجه وغیره بر آنها روا بوده است. واقعات شکنجه های اخیر در زندانهای افغانستان وعراق توسط امریکایان این مدعیان دموکراسی وحقوق بشر آنقدر واضح وعیان است که ضرورت به ذکر وبیان ندارد.

    • بیادر عزیزیم حبیب الله جان سلام !
      هرچه که گوفتین حق گوفتین و صداقت اسلام ره گوفتین . مه خودیم که د ای چند مودت د درون غربی ها بودوم مغز مغز اینا ره درک کدوم که نه بگوفتی مردوم ما عوام د بیل استن و نه د کرک . نمیدانوم کجای ای غرب و کودام قانون غرب و کودام لباس غرب و کودام خوراک غرب و کودام انسانیتی ای غربی ها ره مردوم دوست دارن ؟ یکی ره ندیدوم که د غمی فردا باشه یکی ره ندیدوم که ترسی از خدا بدلیش باشه . فقط غم غمی شکم است و شهوت است و بس . احترام نیست خوردی و کلانی نیست پدری و پسری نیست مادری و دختری نیست / پس چی است ؟ نمیدانوم کجایش مردوم را دیوانه کده .

    • آقای حبیب اله خان سلام،امید صحتمند باشید.نوشته تانرا در مورد "حقوق بشر اسلامی"؟! مطالعه نمودم.به ندرت میتوان یک جمله یا یک ادعای درست و یا واقعبینانه یی را در تمام نوشته تان پیدا کرد.تحلیل سطر به سطر نوشته تان وقت زیادی را میگیرد.اما با وجود آن در نوشته ذیل تلاش خواهم کرد تا یک بخش اساسی مقاله تانرا مورد بررسی قرار بدهم.هر انسان با انصافی به یقین با من در ناقص بودن ادعا هایتان همنظر خواهند شد.اما قبل از آن به دو پیام مثبتی که در فحوای نوشته تان عرض وجود کرده است نیز اشاره خواهم نمود.تا نگوئید که من همیشه به نکات نادرست نوشته تان توجه کرده ام و نه در نکات مثبت آن.
      پیام مثبت اول آنکه شما با اسلامی خواندن حقوق بشر،در مورد اینکه بشر دارای حق و حقوقی است اعتراف ضمنی کرده اید.این یک گام مثبتی برای شما و همفکران تان میباشد.اینکه برای بشر حقوقی قائیل شد، پیشرفت عالی فکری شما و یک عده همنظران تانرا میرساند .اما در متباقی موارد از جمله اینکه بشر کیست؟ ودر فهرست حقوق بشر چه چیز هایی باید شامل باشند و آیا ایاتی را که مطابق آن اساس حقوق بشر را مطرح کرده اید چقدر درست باشند، تا بحال بحث نکرده ایم.
      پیام مثبت دوم آنکه برده داری را نکوهش نموده اید.این اثرات مثبت تمدن انسانی و جهانی است که در قرن بیست و یکم بیشتر ورد زبانها بوده است و بالای طرز قضاوت شما نیز اثر گذاشته است.در حالیکه برده داری و تجاوز بر کنیز،نه تنها از نگاه شریعت اسلامی کدام مانعی نداشته بلکه بزرگان اسلام همه آنرا به حیث یک اصل پذیرفته شده دینی و شرعی میشمردند و قبولش داشتند.این یک واقعیت غیر قابل انکار میباشد.
      در مورد حقوق بشر اسلامی تان باید عرض کنم که "
      قراریکه در متن نوشته تان بدان اشاره کرده اید که:
      " رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم میفرماید: «فرقی نیست میان عرب وعجم، سیاه وسفید مگر به تقوی» و در ضمن تاکید مجدد به همین مسله تقوا در جمله دیگر تان نیز مینمائید:
      " وفقط قابل یاد آوری میدانم که اسلام تقوی را مبنای فروق وبرتری میداند در حالیکه قطعنامهء ملل متحد به تقوی که اساس انسانیت است اهمیتی قایل نبوده ومعتقد بر تعادل بدون کم وکاست میان همهء گروهها است."
      البته اینرا من باید از جانب خود بنگارم که ایت 13 از سوره حجرات که در یک بخش آن آمده است که" ان اکرمکم عند الله اتقاکم "نیز اشاره به مکرم بودن فرد نزد الله نظر به تقوایش نموده است که پیام تقریبآ مشابه با حدیث بالایی از قول شما را دارد.
      در هر حال ،در اینجا مسله اساسی اینست که فرق حقوقی انسانها از نگاه شریعت مربوط به این ایت و حدیث نمیباشد.تعبیر درستی از این ایت و حدیث در رابطه با حقوق انسانها صورت نگرفته است.در اینجا اشاره به اهمیت تقوا گردیده است ونه ارزیابی تفاوتهای حقوقی بین انسانها. بحث در مورد تقوا یک موضوع جداگانه ای میباشد و بالای حقوق افراد ( مسلمانان) از نگاه احکام فقهی تاثیر ندارد.مثلآ کسی نمیگوید که فلان نفر تقوای بیشتر دارد باید از حق میراث بیشتر برخوردار باشد . با وجود آنکه قیاس و تفسیر شما در این مورد غیر موجه میباشد، اما بیائید برای یکبار هم که شده فرض کنیم که گویا تقوا سبب برتری حقوقی افراد میگردد، من ادعای شما راکه تقوا را فرق اساسی حقوقی بین انسانها میدانید مورد ارزیابی قرار میدهم.
      حبیب الله خان! تقوا چیست؟آیا تقوا بدون ایمان به الله ممکن خواهد بود؟آیا قبل از داشتن تقوا نباید به الله ،و ملائکه و کتب الهی، ورسولان الله،و روز آخرت،و قدر شر و خیر از جانب الله ایمان داشت؟و بعد از آیمان آوردن به این ها ،تقوا را پیشه نمود؟شما تقوا را در محدوده دین اسلام میدانید و یا اینکه در خارج از چهارچوب اسلام ؟ ایا یک هندو میتواند به نظر شما و به نظر اسلام شخص متقی باشد؟ آیا یک شخص بیدین میتواند متقی باشد؟شما لطفا یکبار تقوا را تعریف نمائید تا دیده شود که متقی و آنهایی که نزدیک و مکرم به الله اند کیها اند؟

    • بخش دوم:
      ایات و احادیث زیادی در مورد تقوا و اینکه متقی کیست وجود دارد.مثلآ شما به ترجمه ایات ذیل بطور نمونه دقت نمائید: سوره ۲: البقرة
      اين است كتابى كه در [حقانيت] آن هيچ ترديدى نيست [و] مايه هدايت تقواپيشگان است (۲)
      آنان كه به غيب ايمان مى‏آورند و نماز را بر پا مى‏دارند و از آنچه به ايشان روزى داده‏ايم انفاق مى‏كنند (۳)
      و آنان كه بدانچه به سوى تو فرود آمده و به آنچه پيش از تو نازل شده است ايمان مى آورند و آنانند كه به آخرت يقين دارند (۴).............
      و یا:
      سوره ۲۷: النمل
      و كسانى را كه ايمان آورده و تقوا پيشه كرده بودند رهانيديم (۵۳)
      سوره ۳۹: الزمر
      قرآنى عربى بى‏هيچ كژى باشد كه آنان راه تقوا پويند (۲۸

      آقای حبیب الله خان! هدف من در اینجا تشریح خوب بودن و یا نبودن تقوا نیست.ارزش و یا بی ارزشی تقوا به جای خود باشد. هدف در اینجا ست که لفظ تقوا که شما بیان کرده اید ، در قران و اسلام در بر دارنده مفهوم خاص مذهبی خویش میباشد که صرف شامل حال مسلمین میگردد و نه غیرمسلمانان.تقوا در هر دین و آئین تعریف خاص خودش را دارد.یک زردشتی میتواند نظر به آئین خودش شخص متقی و یا پارساو یا زاهد باشد، اما ممکن است اسلام او را شخص متقی نداند.
      تقوا در خارج از محدوده اسلام آن معنی را نمیداشته باشد که شما بر آن اتکا میکنید،نظر به اظهارات پیامبر تان، باید این نکته را بپذیریم که قبل از متقی بودن باید مسلمان بود،بعدآ نظر به درجه تقوا ، کمتر یا بیشتر مکرم گردید.پس از این سیستم حقوقی شما،بجز مسلمانان ، متباقی همه بیرون قرار میگیرند.نتیجه اینکه قانون شما مربوط همه بشریت نه بلکه تنها مربوط مسلمین که یک بر ششم نفوس بشریت میباشد مصداق می یابد.متباقی پنج ملیارد نفوس کره زمین از حقوق بشریت نظر به قول شما محروم میگردند.و اینکار عادلانه نیست.درک شما از حق و حقوق یک انسان متاسفانه مکمل نمیباشد.
      حضرت محمد ایات قرانی را نظر به یک مناسبت خاصی سروده است.این مناسبت ها را به زبان اسلام بنام شان نزول ایات یاد میکنند.شما برای تفسیر و تحلیل یک ایت و یا یک سوره، باید علت اظهار آنرا در نظر داشته باشید.تفسیر ایات باید در ارتباط مستقیم با علت سروده شدن آن یا شان نزول آنها مطرح گردند و نباید تفسیراز یک ایتی را قسمی کرد که هدف محمد پیامبر اسلام نبوده باشد.اینکار را باید با هر مولفی و ناشرهر کتابی مدنظر داشت.اگر شما تفسیر ایات را به شکلی که هدف محمد نبوده باشد نمائید، در حقیقت در حقوق ناشرکه در اینجا قران و به گفتار محمد ( گویا از زبان الله ) میباشد تعدی کرده اید.
      در عصر محمد،باشندگان شبه جزیره حجاز که به اقوام و قبایل گوناگون مربوط بودند ، با همدیگر مخالفت های قبیلوی داشتند.گاهی افراد این قبایل با همدیگرنزاع مینمودند یا قبیله خود را برتر از دیگران میشمردند و افراد قبیله طرف مقابل را مسخره میکردند.و انها را حقیر میدانستند.بین شان قتل و قتال صورت میگرفت.محمد میخواست که ایمان به خودش و الله اشرا جاگزین علایق قبیلوی بسازد.همان است که ایات و احادیث برتر بودن تقوا نسبت به تعلقات قومی و یا قبیلوی را اظهار داشته است.این است مناسبت وشان نزول ایات قرانی محمد در رابط با مطلب فوق که شما نوشته اید.این گفته های محمد مربوط به پیروان عربش در آن عصردر سرزمین حجازاست و نه حقوق همه ای بشریت.(اما میتوان از عین ایت در سایر سرزمینهای اسلامی در مواقع مشابه استفاده نمود.ونه با اینهمه تحریف و غلط ورزی و اضافه گویی.)البته بعد از سپری شدن چهارده قرن تا هنوز ،این اعراب بادیه نشین ،با وجود سرمایه های باد اورده نفتی ،هنوز هم همان خصلت قبیلوی و بدوی عقب افتاده خود را مخلوط با تعلیمات محمد حفظ کرده اند.

    • بخش سوم:
      دوستان گرامی! جهان در عصر حاضر بیشتر از شش میلیاردنفوس دارد.این تعداد با تصاعد هندسی در حال افزایش میباشد.از آن جمله حدود بیشتر ازیک میلیارد آن مسلمانان میباشند.یعنی از جمله شش نفر، صرف یک نفر آن مسلمان میباشد.در کره زمین ،انسانها با نژاد های مختلف و ملیت ها و اقوام مختلف،زبانهای مختلف و عقاید مختلف زیست دارند.هیچکسی حق ندارد تا بگوید که مثلآ فلان نژاد در مقایسه با فلان نژاد دیگر مستحق حقوق بیشتر و یا کمتر میباشد.ویا افراد فلان ملت دارای حقوق بیشتر و یا کمتر از ملت دیگر اند.پیروان فلان دین و یا آئین،دارای حقوق بیشتر و یا کمتر از حقوق پیروان دین و یا آئین دیگر میباشند.کسانی که به برتری های نژادی ، قومی و یا مذهبی میندیشند، دچار تبعیض میگردند.
      طفلی که در کانون خانوادگی یک خانواده هندو بدنیا میاید دارای همان حقوق مساوی است که طفلی در یک خانواده عیسوی و یا زردشتی و یا مسلمان و یا فاقد معتقدات دینی.این یک حقوق ابتدایی و انسانی است که بر هر نوزادی که در هر خانواده انسانها ،اعم از هر نژاد و هر ملیت و هر قوم و هر زبان و هر دین و هر منطقه وغیره بدنیا میاید به صورت مساویانه داده میشود.این حقوق نمیتواند بنابر جنسیت ،رنگ جلد و یا منشا عقیدتی والدین همان طفل محدود و یا مقید و یا افزود گردد.اگر طفل زیباست و یا نا زیبا، اگر طفل ناقص است و یا معمولی، اگر طفل پسر است و یا دختر، و...همه با هم دارای حقوق مساوی انسانی میباشند.
      مجموعه این حقوق در یک اعلامیه جهانی در خلال سی ماده تحریر و بعد از تصویب در مجمع عمومی سازمان ملل ، بدسترس تمام کشور های عضو آن سازمان قرار داده شده واز کشور های عضو تقاضاگردیده است تا موادات این اعلامیه را در کشور های خود در عمل پیاده نمایند.
      موضوع تطبیق و یا عدم تطبیق و سرپیچی از این اعلامیه ،بحث کاملآ جداگانه میباشد.بحث در اینجاست که دیده شود که آیا متن و یا متون موادات این اعلامیه دارای نواقص میباشد و یا خیر؟اگر نقص دارد در کجاست.و اصلاح آن چگونه میسر میگردد. در ادامه توجه تانرا به موادات اعلامیه جهانی حقوق بشر جلب مینمایم.
      دوستان گرامی !آیا میتوان گفت که نه افراد بشر آزاد نبوده و از لحاظ حقوق نباید باهمدیگر برابر باشند.ایا میتوان گفت که فرزندان نوزادی که در خانواده های مسلمان بدنیا میایند دارای حقوق بیشتر از اطفالی میباشند که در یک خانواده هندو بدنیا میایند؟و یا برعکس؟

    • بخش چهارم:اعلامیه جهانی حقو بشر
      ماده اول: تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند . همه دارای عقل و وجدان می باشند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند.
      ماده دوم: هر کس می تواند بدون هیچ گونه تمایز ، خصوصا از حیث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، مذهب ، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت ، وضع اجتماعی ، ثروت ، ولادت یا هر موقعیت دیگر ، از تمام حقوق و کلیه آزادی هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است ، بهره مند گردد. به علاوه هیچ تبعیضی به عمل نخواهد آمد که مبتنی بر وضع سیاسی ، اداری و قضایی یا بین المللی کشور یا سرزمینی باشد که شخص به آن تعلق دارد . گواه این کشور مستقل ، تحت قیمومیت یا غیر خود مختار بوده یا حاکمیت آن به شکل محدودی شده باشد
      ماده سوم: هر کس حق زندگی ، آزادی و امنیت شخصی دارد
      ماده چهارم: احدی را نمی توان در بردگی نگه داشت و داد و ستد بردگان به هر شکلی که باشد ممنوع است.
      ماده پنجم: احدی را نمی توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه و یا بر خلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد
      ماده ششم: هر کس حق دارد که شخصیت حقوق او در همه جا به عنوان یک انسان در مقابل قانون شناخته شود
      ماده هفتم :همه در برابر قانون ، مساوی هستند و حق دارند بدون تبعیض و بالسویه از حمایت قانون برخوردار شوند.همه حق دارند در مقابل هر تبعیضی که ناقض اعلامیه حاضر باشد و بر علیه هر تحریکی که برای چنین تبعیضی به عمل آید به طور تساوی از حمایت قانون بهره مند شوند.
      ماده هشتم: در برابر اعمالی که حقوق اساسی فرد را مورد تجاوز قرار بدهد و آن حقوق به وسیله قانون اساسی یا قانون دیگری برای او شناخته شده باشد ، هر کس حق رجوع به محاکم ملی صالحه دارد
      ماده نهم: احدی را نمی توان خود سرانه توقیف ، حبس یا تبعید نمود

      ماده دهم: هرکس با مساوات کامل حق دارد که دعوایش به وسیله دادگاه مساوی و بی طرفی ، منصفانه و علنا رسیدگی بشود و چنین دادگاهی درباره حقوق و الزامات او یا هر اتهام جزایی که به او توجه پیدا کرده باشند، اتخاذ تصمیم بنماید
      ماده یازدهم: الف) هر کس به بزه کاری متهم شده باشد بی گناه محسوب خواهد شد تا وقتی که در جریان یک دعوای عمومی که در آن کلیه تضمین های لازم برای دفاع ازاو تامین شده باشد ، تقصیر او قانونا محرز گردد
      ب) هیچ کس برای انجام یا عدم انجام عملی که در موقع ارتکاب ، آن عمل به موجب حقوق ملی یا بین المللی جرم شناخته نمی شده است محکوم نخواهد شد . به همین طریق هیچ مجازاتی شدیدتر از آنچه که در موقع ارتکاب جرم بدان تعلق می گرفت درباره احدی اعمال نخواهد شد
      ماده دوازدهم: احدی در زندگی خصوصی ، امور خانوادگی ، اقامتگاه یا مکاتبات خود نباید مورد مداخله های خود سرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نباید مورد
      حمله قرار گیرد . هر کس حق دارد که در مقابل این گونه مداخلات و حملات ، مورد حمایت قانون قرار گیرد
      ماده سیزدهم: الف) هر کس حق دارد که در داخل هر کشوری آزادانه عبور و مرور کند و محل اقامت خود را انتخاب نماید
      ب) هر کی حق دارد هر کشوری و از جمله کشور خود را ترک کند یا به کشور خود باز گردد
      ماده چهاردهم: الف) هر کس حق دارد در برابر تعقیب ، شکنجه و آزار ، پناهگاهی جسنجو کند و در کشورهای دیگر پناه اختیار کند
      ب) در موردی که تعقیب واقعا مبتنی به جرم عمومی و غیر سیاسی و رفتارهایی مخالف با اصول و مقاصد ملل متحد باشد ، نمی توان از این حق استفاده نمود
      ماده پانزدهم: الف) هر کس حق دارد ، که دارای تابعیت باشد
      ب) احدی را تمی توان خود سرانه از تابعیت خود یا از حق تغییر تابعیت محروم کرد
      ماده شانزدهم: الف) هر زن و مرد بالغی حق دارند بدون هیچ محدودیت از نظر نژاد ، ملیت ، تابعیت یا مذهب با هم دیگر زناشویی و هنگام انحلال آن ، زن و شوهر در کلیه امور مربوط به ازدواج دارای حقوق مساوی می باشند
      ب) ازدواج باید با رضایت کامل و آزادانه زن ومرد واقع شود
      پ) خانواده رکن طبیعی و اساسی اجتماع است و حق دارد از حمایت جامعه و دولت بهره مند شود
      ماده هفدهم: الف) هر شخص ، منفردا یا به طور اجتماعی حق مالکیت دارد
      ب) احدی را تمی توان خود سرانه از حق مالکیت محروم نمود
      ماده هیجدهم: هر کس حق دارد که از آزادی فکر ، وجدان و مذهب بهره مند شود .این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده و ایمان می باشد و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است . هرکس می تواند از این حقوق یا مجتمعاً به طور خصوصی یا به طور عمومی بر خوردار باشد
      ماده نوزدهم: هر کس حق آزادی عقیده وبیان دارد و حق مزبورشامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن ، به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحضات مرزی، آزاد باشد
      ماده بیستم: الف) هرکس حق دارد آزادانه مجامع و جمعیت های مسالمت آ میز تشکیل دهد
      ب) هیچ کس را تمی توان مجبور به شرکت در اجتماعی کرد
      ماده بیست و یکم: الف) هر کس حق دارد که در اداره امور عمومی کشور خود ، خواه مستقیما و خواه با وساطت نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشد شرکت جوید
      ب) هر کس حق دارد با تساوی شرایط ، به مشاغل عمومی کشور خود نایل آید
      پ) اساس و منشا قدرت حکومت ، اراده مردم است . این اراده باید به وسیله انتخاباتی ابراز گردد که از روی صداقت و به طور ادواری ، صورت پذیرد .انتخابات باید عمومی و با رعایت مساوات باشد و با رای مخفی یا طریقهای نظیر آن انجام گیرد که آزادی رای را تامین نماید
      ماده بیست ودوم: هر کس به عنوان عضو اجتماع ، حق امنیت اجتماعی دارد و مجاز است به وسیله مساعی ملی و همکاری بین المللی ، حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی خود را که لازمه مقام و نمو آزادانه شخصیت اوست با رعایت تشکیلات و منابع هر کشور به دست آورد
      ماده بیست و سوم: الف) هر کس حق دارد کار کند، کار خود را آزادانه انتخاب نماید ، شرایط منصفانه و رضایت بخشی برای کار خواستار باشد و در مقابل بیکاری مورد حمایت قرار گیرد
      ب) همه حق دارند که بدون هیچ تبعیضی در مقابل کار مساوی ، اجرت مساوی دریافت نمايند
      پ) هر کس که کار میکند به مزد منصفانه و رضایت بخشی ذیحق می شود که زندگی او و خانواده اش را موافق شئون انسانی تامین کند و آن را در صورت لزوم با هر نوع وسایل دیگر حمایت اجتماعی، تکمیل نماید
      ت) هر کس حق دارد که برای دفاع از منافع خود با دیگران اتحادیه تشکیل دهد و در اتحادیه ها نیز شرکت کند
      ماده بیست و چهارم: هر کس حق استراحت و فراغت و تفریح دارد و به خصوص به محدودیت معقول ساعات کار و مرخصی های ادواری ، با اخذ حقوق، ذیحق می باشد
      ماده بیست و پنجم: الف) هرکس حق دارد که سطح زندگی او ، سلامتی و رفاه خود و خانواده اش را از حیث خوراک ومسکن ومراقبتهای طبی و خدمات لازم اجتماعی تامین کند و همچنین حق دارد که در مواقع بیکاری ، بیماری ، نقص اعضا ، بیوگی ، پیری یا در تمام موارد دیگری که به علل خارج از اراده انسان ، وسایل امرار معاش او از بین رفته باشد از شرایط آبرومندانه زندگی برخوردار شود
      ب) مادران وکودکان حق دارند که از کمک و مراقبت مخصوصی بهره مند شوند . کودکان چه براثر ازدواج و چه بدون ازدواج به دنیا آمده باشند ، حق دارند که همه از یک نوع حمایت اجتماعی برخوردار شوند
      ماده بیست و ششم: الف) هر کس حق دارد که از آموزش و پرورش بهره مند شود . آموزش و پرورش لااقل تا حدودی که مربوط به تعلیمات ابتدایی و اساسی است باید مجانی باشد . آموزش ابتدایی اجباری است . آموزش حرفه ای باید عمومیت پیدا کند و آموزش عالی باید با شرایط تساوی کامل ، به روی همه باز باشد تا همه ، بنا به استعداد خود بتواند از آن بهره مند گردند
      ب) آموزش و پرورش باید به طوری هدایت شود که شخصیت انسانی هر کس را به حد اکمل رشد آن برساند و احترام حقوق و آزادی های بشری را تقویت کند . آموزش و پرورش باید حسن تفاهم ، گذشت و احترام عقاید مخالف و دوستی بین تمام ملل و جمعیت های نژادی یا مذهبی و همچنین توسعه فعالیت های ملل متحد را در راه حفظ صلح ، تسهیل نماید
      پ) پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود نسبت به دیگران اولویت دارند
      ماده بیست و هفتم: الف) هر کس حق دارد در زندگی فرهنگی اجتماع شرکت کند ، از فنون و هنرها متمتع گردد و در پیشرفت علمی و فوائد آن سهیم باشد
      ب) هر کس حق دارد از حمایت منافع معنوی و مادی آثارعلمی ، فرهنگی یا هنری خود برخوردار شود
      ماده بیست و هشتم: هر کس حق دارد برقراری نظمی را بخواهد که از لحاظ اجتماع و بین المللی ، حقوق و آزادی هایی را که در این اعلامیه ذکر گردیده ، تامین کند و آنها را به مورد عمل بگذارد
      ماده بیست و نهم: الف) هرکس در مقابل آن جامعه ای وظیفه دارد که رشد آزاد کامل شخصیت او را میسر سازد
      ب) هر کس در اجرای حقوق و استفاده از آزادی های خود ، فقط تابع محدودیت هایی است که به وسیله قانون ، منحصرا به منظور تامین شناسایی و مراعات حقوق و آزادی های دیگران و برای مقتضیات صحیح اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی ، در شرایط یک جامعه دموکراتیک وضع گردیده است
      پ) این حقوق و آزادی ها ، در هیچ موردی نمی تواند بر خلاف مقاصد و اصول ملل متحد اجرا گردد
      ماده سی ام: هیچ یک از مقررات اعلامیه حاضر نباید طوری تفسیر شود که متضمن حقی برای دولتی یا جمعیتی یا فردی باشد که به موجب آن بتواند هر یک از حقوق و آزادی های مندرج در اعلامیه را ازبین ببرد ویا در آن راه ، فعالیتی بنماید

    • بخش پنجم:
      در هر حال اینرا باید دانست که اعلامیه جهانی حقوق بشر نه شرقی است و نه غربی.همان قسمی که نمیتوان "برق" را شرقی و یاغربی دانست و یا معادلات فزیک و یا نجوم و بیولوژی و یا طبابت را مربوط این یا آن سمت دانست، این اعلامیه نیز مربوط به همه ای بشریت در تمام اکناف عالم میباشد.این مهم نیست که نویسندگان این موادات از کجا الهام گرفته اند و یا شهروند کدام کشور بوده اند و یا به کدام دین و آئینی معتقد بودند.اما این مهم است که در متن این اعلامیه چی وجود دارد و کدام بخش آن برخلاف حقوق انسانی میباشد تا در آن تغییرات و تعویضات بوجود آید.تطبیق و پاپند بودن به این اعلامیه نه تنها وظیفه هر دولت و حکومت میباشد، بلکه هر شهروند بیدار اخلاقآ موظف به ترویج آن و تطبیق آن در محدوده عملکرد خویش باید باشد.اینجانب اعتقاد راسخ دارم که بشریت در قرون آینده در راستای تطبیق این اعلامیه و بهتر ساختن آن و برابری انسانها از هر حیث ،علیرغم مشکلات موجود درحال حاضر ،در حرکت خواهند بود.روزی بشریت قادر خواهد شد که بر هر نوع تبعیض و خلاف رفتاری که در ساحه حقوق انسانی واقع میگردد،نقطه پایانی بگذارد.این مهم نیست که نقض حقوق انسانی در غرب و یا در شرق صورت گرفته باشد.در یک کشور پیشرفته سرمایه داری به وقوع میپیوندد و یا در یک کشور جهان سومی.اما این مهم است که این تبعیضات را تشخیص داد و در راستای محو آن تلاش کرد.تبعیض از هر نوع آن که باشد،چکیده اذهان و افکار و عقاید تاریک و دگم میباشد.
      آرمان برابر ساختن حقوق اساسی انسانها را و ذایل نمودن انواع تبعیضات را نمیتواند با ادیان مخصوصآ دین اسلام به سر رسانید.چون دین اسلام بر پایه تبعیضات جنسی،عقیدتی ، برده گی و غیر برده گی استوار میباشد.دین اسلام پیروان سایر ادیان را با تنفر و تحقیر نگاه میکند.قران کتابیست مملو از انواع تبعیض ها و ترویج تنفر و تحقیر به کسانی که به دین محمد نگرویده اند و یا از دین اسلام رو گردانیده اند میباشد.محمد تلاش نموده است تا افکار خود را با استبداد به دیگران بپذیراند.البته این موضوع در دهه اخیر عمرش واضحتر گردیده است.چنانچه در حال حاضر پیروانش به این مرض مبتلا میباشد.اهانت، تحقیر و لعنت فرستادن به افراد خارج از محدوده ای دینی خود را حق طبیعی و مذهبی خویش میدانند.قران تبعیض را تا جایی پیش میبرد که مسلمانان را از دوستی و مراودت با پیروان ادیان دیگر از قبیل عیسویت و یهودیت وغیره باز میدارد.
      سوره ۵: المائدة - جزء ۶
      اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد يهود و نصارى را دوستان [خود] مگيريد [كه] بعضى از آنان دوستان بعضى ديگرند و هر كس از شما آنها را به دوستى گيرد از آنان خواهد بود آرى خدا گروه ستمگران را راه نمى‏نمايد (۵۱)
      سوره ۹: التوبة
      اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد اگر پدرانتان و برادرانتان كفر را بر ايمان ترجيح دهند [آنان را] به دوستى مگيريد و هر كس از ميان شما آنان را به دوستى گيرد آنان همان ستمكارانند (۲۳)
      با این احکام اسلامی باید مسلمانان با حدود کمتر از یک و نیم میلیارد پیروان ائین مسیحیت و یهودیت و با متباقی سه و نیم میلیارد کفار کره زمین قطع هر نوع دوستی و مراودت رانمایند ولو برادر و یا پدر شان هم باشد.از کجای این ایات برابری انسانها و حقوق بشر را میتوان استنباط نمود.که آقای حبیب اله خان ادعای شروع حقوق بشر را ؟؟!! از آغاز اسلام شمرده اند.فارس ها آنرا به کوروش کبیر بعد از فتح بابل نسبت میدهند.شاید فاشیست های نازی المان آنرا به ادولف هیتلر نسبت بدهند.چرا نباید بدهند چون او هم همه چیز خوب را مطابق ناسیونال سوسیالیزم خود به ملت المان میداد،محمد هم به پیروان خود میدهد.

      بلی از نگاه حبیب اله خان ، ممکن است بشر به معنی مسلمین وبس متباقی انسانها از جمله "انعام یا چهارپایان"(سوره الاعراف ایت 179) میباشد.متاسفانه حقوق چهارپایان از بشر کمتر میباشد.پس نباید یک هندو دعوی برابری حقوقی با یک مسلمان را نماید. این معادله چنین خواهد بود.بشر=مرد مسلمان آزاد.در درجه پاهینتر زن مسلمان آزاد.در درجه پاهینتر غلامان مسلمان و پاهینتر کنیزان مسلمان.
      فاقد درجه : مشرکین و کفار نصارا و یهود وغیره

    • بخش ششم:
      آقای حبیب الله خان در جایی دیگری از احادیث محمد پیامبرش در ارتباط با ماده پنجم اعلامیه حقوق بشر چنین نقل میکند: - "مادهء پنجم بیان میدارد که هیچ کسی نباید مورد آزار، اذیت وشکنجه قرار گیرد.
      رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم میفرماید: «مسلمان کسی است که مسلمانها از ضرر زبان ودست آن در امان باشند»( )، وبر علاوهء این حدیث احادیث بیشمار دیگری درین قضیه روایت شده است که صراحتاً وبطور قطعی مسلمانانرا از آزار واذیت وشکنجه دادن دیگران منع مینماید."
      حبیب الله خان ! شما یکبار به متن حدیث تان دقت کنید.محمد برای پیروان خود میگوید که شما به مسلمانان دیگر ضرر نرسانید.اما نگفته است که به سایر انسانها که پیرو هر دینی که باشند ضرر نرسانید.این حدیث صرف مربوط به مفاد مسلمانان میباشد و نه متباقی بشریت.از کجای این حدیث بوی محبت به بشریت میاید که شما مدعی گشته اید؟
      در مورد گفتار حضرت عمر نیز تردید وجود دارد.اول اینکه خود حضرت عمر هم غلام و هم کنیز داشت.در مورد عدالت عمر با غلامانش حکایات مذهبی زیادی وجود دارد،که شما هم ممکن است از آنها مطلع باشید که به نسبت جلوگیری از طولانی شدن از ذکر آن صرف نظر مینمایم اما اگر واقعآ جمله نقل کرده شما از حضرت عمردرست باشد،معلوم میشود که ایشان دچار هیپوکریزی و منافقت شده اند.از یک طرف برده داری را طرد کرده است و از جانب دیگر خودش برده دارد.اگر به حرف خود اعتقاد راسخ داشت باید برده های خودش را کاملآ آزاد مینمود.تا سرمشق دیگران نیز قرار میگرفت.با شعار های دروغین کاری را نمیتوان پیش برد.
      البته نه تنها عمر بلکه همه ای این بزرگان اسلام به شمول خود محمد دارای غلام و کنیز هایی بودند که حتی با آن کنیزان بیچاره همبستر نیز میشده اند.(همبستر شدن محمد با کنیز قبطی اش که سبب جنگ محمد با زنانش گردید)
      سوره ۳۳: الأحزاب
      ایت 50-51 و 52 همه در مورد زنان و کنیزان محمد است که در قران درباره شان مینویسد:
      اى پيامبر ما براى تو آن همسرانى را كه مهرشان را داده‏اى حلال كرديم و [كنيزانى] را كه خدا از غنيمت جنگى در اختيار تو قرار داده و دختران عمويت و دختران عمه‏هايت و دختران دايى تو و دختران خاله‏هايت كه با تو مهاجرت كرده‏اند و زن مؤمنى كه خود را [داوطلبانه] به پيامبر ببخشددر صورتى كه پيامبر بخواهد او را به زنى گيرد [اين ازدواج از روى بخشش] ويژه توست نه ديگر مؤمنان ما نيك مى‏دانيم كه در مورد زنان و كنيزانشان چه بر آنان مقرر كرده‏ايم تا براى تو مشكلى پيش نيايد و خدا همواره آمرزنده مهربان است (۵۰)
      نوبت هر كدام از آن زنها را كه مى‏خواهى به تاخير انداز و هر كدام را كه مى‏خواهى پيش خود جاى ده و بر تو باكى نيست كه هر كدام را كه ترك كرده‏اى [دوباره] طلب كنى اين نزديكتر است براى اينكه چشمانشان روشن گردد و دلتنگ نشوند و همگى‏شان به آنچه به آنان داده‏اى خشنود گردند و آنچه در دلهاى شماست‏خدا مى‏داند و خدا همواره داناى بردبار است (۵۱)
      از اين پس ديگر [گرفتن] زنان و نيز اينكه به جاى آنان زنان ديگرى بر تو حلال نيست هر چند زيبايى آنها براى تو مورد پسند افتد به استثناى كنيزان و خدا همواره بر هر چيزى مراقب است (۵۲)
      و در مورد همبستر شدن مسلمانان ،با کنیز شان چنین میفرماید: سوره ۲۳: المؤمنون
      و كسانى كه پاكدامنند (۵)مگر در مورد همسرانشان يا كنيزانى كه به دست آورده‏اند كه در اين صورت بر آنان نكوهشى نيست (۶)

      حرم سرای تمامی امامان شیعه از غلام و کنیز مملو بوده است.همبستر شدن با کنیز را مطابق احکام شرعی هم در اهل تسنن و هم در اهل تشیع برای خود کاملآ حلال میدانستند.دلیل شرعی حلال دانستن آن نیز در این است که ادعا میکنند که چون کنیز مال بادارش و یا مالکش میباشد.پس مالک حق استفاده از آنرا میداشته باشد.همان قسمی که یک نفر از اسپ خود میتواند مطابق میل خود استفاده میکند، از کنیز خود نیز میتواند استفاده نماید.شما از کجا ادعا دارید که اسلام برای کنیز ها حق بیشتر از گذشته داده است؟ خود محمد حقوق زن آزاد را نظر به یک کنیز بالا تر دانسته است.و حقوق یک کنیز مسلمان را از حقوق یک زن غیر مسلمان بالا تر میدانست
      سوره ۲: البقرة
      و با زنان مشرك ازدواج مكنيد تا ايمان بياورند قطعا كنيز با ايمان بهتر از زن مشرك است...تا اخیر (221)
      این خودش درجه بندی و تبعیض انسانها بر مبنای عقاید شان و موقف اجتماعی شان میباشد.
      شما نباید با وقاحت ،تاریخ را تحریف نمائید.حکایات خنده داری از این بزرگان مقدس وجود دارد . گاهی هم واقع شده که یکی از این مقدسین یک کنیز جوان را تازه خریداری کردند و به خانه برده اند.اما زن صاحب خانه به او از پستان خود شیر داده تا با این طریق او را بر شوهر خود گویا حرام بسازند.حال شما ادعا دارید که گویا اسلام برده داری را به دیده مثبت نمینگریستو تجاوز بر کنیز بعد از اسلام ازبین رفته است.احکام غلام و کنیز در کتب شرعی و فقه وجود دارد.چرا بدان مراجعه نمیکنید؟آیا شما میتواند با کذب تان این احکام غیر انسانی را تغییر دهید؟من نمیدانم که چرا شما میخواهید آفتاب را با دو انگشت پنهان نمائید.معلوم میشود از اعمال غیر انسانی بزرگان تان خجالت میکشید.

    • بخش هفتم:
      محمد در دوره برده گی تولد و بزرگ شده بود.مناسبات برده گی و اربابی را جاودانه و ابدی میپنداشت.حتی شامل ایات قرانی خویش نیز نموده است.نه تنها محمد ، بلکه حضرت عیسی نیز رضایت خدا از برده را مربوط به رضایت مالک از برده و رضایت خدا را از زن مربوط به رضایت شوهرش از او دانسته است.بدین ترتیب حضرت عیسی ( فرزند خدا؟؟!!) نیز برده گی را بصورت دایمی پذیرفته است.
      مطالبی را که شما در مورد برده داری وغیره گفته اید کاملآ در تضاد با شواهد تاریخی و احکام مذهبی قرار داشته و از خیالات شما و یا سایر خیالباف دیگر تراوش نموده است.
      برده داری یک بخشی از گذشته بشریت است که امروز جزء تاریخ گشته است.برده و برده داری وانواع بهره کشی ازانسانها مربوط تنها اعراب و یا اسلام نبوده و نیست.همه ای بشریت این مرحله را سپری نموده اند.مطالعه تاریخ برده ها در اعصار قدیم در مصر و یا بابل و یا روم باستان و یونان باستان تا قیام سپارتاکوس و بعد از آن در طول قرون متمادی تا قرن نزدهم و انتقال برده ها از قاره افریقا و فروش آنها در قاره امریکا و مظالمی که در این عرصه واقع شده صفحه تاریکی بر تاریخ انسانهای آن اعصار گذاشته است.امروز یک تعداد دولتین اروپایی بخاطر آنکه اجداد شان در حدود دو قرن قبلتر از امروز دست به تجارت بردگان زده و انسانهای مظلوم را از افریقا و غیره کشور های نادار به امریکا برده و به فروش رسانیده اند اظهار ندامت کرده و از نوادگان آن بردگان طلب عفو و بخشش مینمایند.اینکار ناشی از بلوغ فکری بشریت و تغییر ساختار های اقتصادی و اجتماعی میباشد و نه مذهب.لغو برده داری در کشور های مختلف در قرون مختلفی صورت گرفته است.مثلآ منع خرید و فروش برده در جاپان در قرن شانزدهم ویا در امریکا لغو برده داری در سالهای 1863 در جریان جنگهای داخلی امریکا در اعلامیه هایی توسط آبه لینکلن ( ابراهام لینکلن) واقع شد.بعد از آنست که برده داری کم کم از صفحه زندگی جوامع مختلف رخت بر بست و امروز جزء تاریخ گشته است.این به همت تمدن و پیشرفت فکری انسانی بوده است و نه مذهب.
      اسلام هیچگاهی،هیچ حکمی را بخاطر لغو برده داری صادر نکرده است.دلیل آن برای من معلوم نیست.یا اینکه الله این موضوع را هنوز نمیدانسته است وبه فکر ابدی بودن برده داری بوده است یا اینکه از ناراضی شدن برده داران وحشت مینمود. اینکه گفته اید که اسلام برده داری را به صورت تدریج از بین میبرد نیز ادعا میان خالی میباشد.چون بعد از صد ها سال هنوز برده گی در کشور های اسلامی رواج داشت.این چه نسخه ای است که تا صد ها سال نتیجه ندهد؟هرگز تعداد بردگان بعد از اسلام کاهش نیافت.بلکه با فتوحات لشکریان اعراب ، بیشتر هم شد.اینکه اسلام برده داران را به برخورد بهتر با غلامانشان دعوت میکرد این یک سلسله شعار هایی بود که در عمل زیاد تطبیق هم نمیگردید.پس در هر حال افتخار منع برده داری و خرید و فروش انسان و اعلان برابری حقوقی انسان از افتخارات اسلام محسوب نمیگردد.متاسفانه تا در کشور های حوزه خلیج و عربستان تا هنوز شکلی از برده گی با تغییراتی اعمال میگردد.شیوخ پولدار عرب ،انسانهای نادار کشور های فقیر را به حیثت کمتر از حقوق یک برده مورد بهره کشی قرار میدهند.مثالهای زیادی وجود دارد .از جمله حادثه اخیر که داخل کردن سوزن و میخ داغ بر وجود آن زن معصوم سیرلانکایی توسط اربابان عربش میباشد.در ذیل در نوشته آقای تنویر ریفرنس داده شده است مراجعه کنید.یا شکنجه وحشیانه یک افغان توسط یک شیخ مسلمان در امارات عربی وغیره.آقای حبیب ! این شیوخ عرب ،حق و حقوق شما که یک "عجم " نادار هستید کمتر از حقوق اسپ خود در طبیله اش میداند.باور ندارید؟ از افغانهایی که در عربستان زندگی کرده اند طالب معلومات گردید.
      در خاتمه به امید سلامتی تان و به امید اینکه روزی چشمان تان بر روی واقعیت ها بدون تعصب باز گردد با شما وداع مینمایم.و ضمنآ تمنای من از شما اینست که قبل از آنکه مطالب نادرست مثل نوشته فوق تانرا از سایت های غیر علمی و غیرمنطقی و آلوده با تعصبات مذهبی را کاپی کرده و درج کابل پرس نمائید،یکبار به محتوای آن دقیق شوید که چقدر آن صحت دارد.
      بااحترام،روشنضمیر

  • آنچه طالبان وحشی زیر نام اسلام انجام میدهند و آنچه جهادی های خون آشام چون احمق شاه مسعود ، حکمتیار ، ربانی ، سیاف زیر نام اسلام در چهار سال حاکمیت شان در کابل انجام دادند میلیونها انسان را از اسلام متنفر کرده است.

    اگر در گذشته جوانان روشنفکر افغان و ایرانی بدون هیچگونه تهدید و بدون هیچگونه کنترول روزه میگرفتند و نماز میخواندند امروز به خاطر ظلم ، تهدید ، جنایات و وحشیگری جهادی ها، طالبان و ملا های خون آشام ایران از نه تنها که روزه نمیگیرند و از نماز بیزار شده اند بلکه از اسلام متنفر گردیده اند.

    کاری که احمق شاه مسعود، حکمتیار، ربانی، سیاف ، خمینی، خامنه ای ، طالبان وحشی برای بی اعتبار کردن اسلام کرده اند دشمنان اسلام در هزار سال هم قادر نبودند که انجام دهند.

    • آقای تنویر جان سلام !
      نوشتی شوما ره خاندوم یکایک صحی گوفتین . اگه گپایتان بخاطر دلسوزی به اسلام باشه خدا بریتان اجر نصیب کنه . مقصد ما مردوم هم امی است که دنیا دیسته یکی کده بخلاف اسلام پای خوده لوچ کردگی است و هر خوب و بد را به اسلام بسته میکونن . کار های که ای مردم بنام مسلمان میکونن مثلی کار های طالیبا و آخند های ایرانی و چند نفر جهادی های که انوز هم د زیر زناق امریکایی ها و بچی کر شیشتن به اسلام کودام تالق نداره . بلکه بری بدنام کردن آمدن . بیغم باشین که خدا یکی است و پیغمبریش بر حق است چیزی که قرآن بگویه امکان نداره که غلط برایه اما کمترک غور و توجو بکار داره و عقلی سالیم میخایه تا بفامه که خدا چه میگه و چه میخایه .
      از تمام نویسندا خایش میکنم که کفر گویی نکنن و با منطق گپ بزنن و از کابل پریس کافر پریس نسازن .

  • برای دانستن اسلام سعودی ها و پنجابی های بویناک و وحشی پاکستان این دو ویدیو را تماشا کنید.

    http://www.youtube.com/watch?v=BqeWRnmjYOA

    http://www.youtube.com/watch?v=_wMdEsZjyGA

    • کلمه رجم (سنگسار) از قرآن گرفته شده و در زمان پیغمبر اسلام و بعد از آن این عمل وحشیانه انجام می شده و هم اکنون در کشورهای اسلامی انجام میشود.

      این عمل وحشیانه مختص طالبان نیست، بلکه این عمل غیر انسانی در کشورهای دیگر از جمله ایران و همچنان عربستان که قرآن و اسلام از آنجا سرچشمه گرفته است انجام میشود. ما دو گروه مسلمان داریم، یک گروه که ناخواسته و بعلت بیسوادی در جهل و نادانی بسر میبرند و گروه دیگر خود را به نادانی و جهالت زده اند مانند حبیب الله عرب زاده!!!!

      اشخاصی مانند حبیب عرب زاده کوشش میکنند که از اسلام چهره انسانی و مظلومی به دیگران ارائه دهند و غافل از اینکه ما در قرن بیست و یکم زندگی میکنیم و این قرن، قرن تکنولوژی است و همه مردم به منابع صحیح دستیابی دارند.

      امروز طفل 7 ساله به حبیب الله عرب زاده و امثال ایشان خنده میکنند. شما نوشته های ایشان را بخوانید، بطور واضح مشاهده میکنید که هیچ ربطی به موضوع ندارد و ایشان جز هزیان گوئی چیز دیگری یاد ندارند.

      برای ایشان و امثال ایشان آرزوی فهم و دانش و بازگشت به اصلیت آرزو میکنم.

  • شما از کجا میفهمید که ( سنگسار ) و یا ( قطع دست و پا ) و یا ( درنه زدن به کون مردم بر سر بازار ) از جزا های ( خدایی ) است . قبل از این که شما به خدا ایمان بیاورید شما حتما از اخلاقیات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی خدایی حد اقل اطلاعاتی در دست داشته اید . . ؟؟؟؟ و یا خیر . . ؟؟؟ پس وقتی خدا شناس هستید و میدانید که خداوند حتی کسانی که ( گناه کیبره حتی در خانواده خود ) میکنند . . افشا نمی نماید و و روز عدالت را برای ان و یا این شخص درست نموده است . . پس باید بدانید که این جزا های که در قرآن امده است . . جزا های عربی است که در قبل از امدن اسلام در بین اقوام جاهل مصری و سوری و حبشی و اعراب مداین و کعبه جریان داشت و برای اینکه عربها از این بدعت و بربریت وحشیانه خود حد اکثر استفاده را نمایند ( این جزا ها ) را به قرآن منحیث اوامر خدا گنجانیده اند . . خوب به دور و بر خود نگا کنید . . همه کاینات خدا تغیر خورده است و این تغیر را خدا در قرآن به همه افشا نموده است و گفته است که انسان را قادر به بلند رفتن ساخته است , ولی قوانین عربی که محمد "کشتار انسانها" به دورغ جایگزین قوانین خدایی ساخته است . . هنوز که هنوز است تغیر ننموده است و تغیر نمی نماید و هنوز که هنوز است عربها به نام خدا و قرآن خدا بر قبرغه ما سوار گشته قوم ما را بدست خود ما میکشند و اسم انرا عدالت خدایی میگذارند . سازمان عفو بین المللی ارزش و یا حیثیت بیشتر از ( یک سیل بین ) را ندارد . یکی از سازمان های است که توسط سی آی ای برای خفه نمودن صدا و چیغ مردم بر علیه انواع استبداد دینی و مذهبی و نژادی و لسانی تولید گشته است . هیچ گا قدرت به محاکمه کشیدن و سنگسار نمودن و دست بریدنء اشخاص مانند ملا عمر و ملا کرزی و ملا صبغت الله و ملا قسیم فهیم و اقسام ملاه های که از هزاره چهارصد سال در بین انسان ها و خدا کارو بار دلالی را مطابق به احادیث محمدی انجام میدهند . . ندارند . پس از این ریسمان افغانها سر شاخ خود افغانها است و هر انچه بر مفادات افغانیت شما است انرا قبول نماید و باقی را از هر جایی که امده است بر گردانید . . حتی اگر به زور شمشیر باشد . .

    • متاسفانه خدایی که در قرآن به ما معرفی شده، خدائی است ظالم و ضد بشر!!!! چنانچه اگر بدون تعصب قرآن را مطالعه کنید متوجه میشوید که الله مانند یک مسلمان در یک سوره چند بار حرف خود را عوض میکند. البته مسلمانان به این کار میگویند دروغ مصلحتی!!!!

      خدا نمیتواند ظالم باشد، اما خدایی (الله یا همان بت بزرگ کعبه) که در قرآن به ما معرفی شده، بسیار ظالم است و این نشان دهنده این است که یک انسان قرآن را نوشته است. حتا در یکی از آیات قرآن، محمد تازی اعتراف میکند که شیطان آیاتی را به او وحی کرده است!!! دلیل نوشتن آیات شیطانی توسط سلمان رشدی همین آیه قرآن است.

      دین اسلام، بیشتر یک دین سیاسی است تا خدائی! اسلام یک ویروس بسیار خطرناکی است که وقتی وارد قلب و روح انسان میشود، اولین کاری که انجام میدهد، هویت انسان را از او میگیرد و او را وادار به تسلیم شدن میکند. اسلام یعنی تسلیم و شخص مسلمان باید چشم و گوش بسته اوامر اسلام را که از زبان قرآن و علمای اسلامی گفته میشود اجرا کنند!!! البته بدون اینکه اجازه داشته باشد که سوال کند، چرا؟ اسلام انسان را کور و کر میکند تا نه بشنوی و نه ببینی!!! صرفا بدون اظهار نظر، شرایط الله و محمد تازی را باید اجرا کرد!!!

      به محض اینکه بگوید: چرا باید چنین کنم؟ با فتوای علمای سودجوی مسلمان مواجه میشود که همان اعدام است.

      اشخاص بی وجدانی مانند حبیب الله عرب زاده و آصف سرپلی این حقایق را درک نمیکنند و اصرار دارند تا دیگران را نیز در جهل و نادانی نگاه دارند!!

      بطور مثال اگر کسی به شما میگوید: همرای من بیا! شما چی میکنید؟ از او پرسان نمیکنید که کجا؟ حتی اگر به او اطمینان داشته باشید. اما وقتی از او سوال میکنید که کجا؟ آنوقت مورد غضب ایشان قرار گرفته و محکوم به نابودی میشوید. آیا چنین دینی قابل قبول است. آیا ما به عنوان یک انسان حق نداریم که سوال کنیم؟ علمای اسلامی چون منافعشان به خطر می افتد، فورا دستور کشتن را صادر میکنند. نفرین بر این دین و آئین خونخوار

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.