کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > حقوق بشر > روز جهانی حقوق بشر:

روز جهانی حقوق بشر:

افغانستان در کجای آن قرار دارد؟

پنج شنبه 11 دسامبر 2008, بوسيله‌ى محمد داود دادرس


با آغاز حملات امریکا بر مواضع گروه طالبان در سال 2001 میلادی و فرود بمبها از هواپیما های بی 52 ، جوانه های امید نیز در دل شهروندان افغان که حدود سه دهه خونین ریزی و غبار سیاه جنگ را بدوش ضعیف خود میکشیدند، نیز بارور شد؛ چون واشنگتن با شعار "تامین عدالت" پا به جغرافیای افغانستان گذاشته بود.

انتظار میرفت با ایجاد نهادی برای نظارت بر چگونگی تامین حقوق بشر و پشتیبانی از روند عدالت توسط کشور ها و نهاد های بین المللی زمینه برای ادامه حیات بهتر در زیر سایه حقوق بشر در افغانستان مهیا گردد؛ اما این انتظار امروز به یاس مبدل گردیده و دیگر امیدی برای تامین آن وجود ندارد.

با اندکی توجه در مورد چگونگی تامین حقوق بشر در این مدت، هویداست که حقوق بشر در ابعاد گوناگون آن در افغانستان توسط همه نیروهای ذیدخل در قدرت و حاکمیت زیر پا گذاشته میشود و هر روز بیشتر از پیش ماهیت شعار های تامین حقوق بشر زیر سوال میرود و به تعداد نقضان آن افزوده میشود.

یکی از موارد اساسی که در واقع تعهد رژیم های بعد از طالبان را در افغانستان در برابر حمایت های جهانی از روند صلح و نظام سازی در کشور تشکیل میدهد و ارتباط مستقیم به تامین عدالت از طریق رعایت موازین حقوق بشر دارد؛ "دولتداری خوب" (Good Governance ) است.

بر این اساس دولت های افغانستان نظر به فورمول بندی سازمان ملل برای "دولتداری خوب"، مسوولیتهای مهمی از جمله شفافیت؛ حاکمیت قانون، مبارزه با فساد، حسابدهی، مشارکت، مسوولیت پذیری، تقسیم عادلانه ثروت های ملی و... را دارا میباشند.

با نگاه گذارا بر موارد بالا بخوبی پیداست که دولت افغانستان نه نتها در این بخشها پیشرفت قابل ملاحظه یی با در نظر داشت حمایت های جهانی نداشته بلکه در بسا موارد خود، باعث عمیق شدن ناهنجاری ها بوده است و چرخه نظام دولتی را بسوی "دولتداری بد" پیش برده است.

چون حقوقِ بشر به معنای تامین رابطه ارگانیک حقوقی میان دولت و شهروندان است؛ این رابطه طوری رقم خورد است که شهروندان افغان را به برده های سیاسی مبدل کرده و رئیس جمهور کرزی و سایر جریانهای سیاسی تنها آنان را برای تامین مشروعیت خود نیاز دارد؛نه بیشتر از این.

شهروندان افغان تنها از حقوق سیاسی در این مدت برخورد شده اند و در سایر بخشها خبری از رسیده گی برای بهتر شدن زنده گی آنان از لحاظ اجتماعی، فرهنگی و مدنی نیست.

رسیده گی به رفع بیکاری، تحصیلات ابتدای و عالی، خدمات صحی، تامین امنیت اجتماعی و اقتصادی و ده ها مورد دیگر در قاموس نظام سیاسی افغانستان تا هنوز گنجانیده نشده و هنوز هیچ تصویر روشنی از چگونگی رسیده گی بر تجاوز دسته جمعی افراد مسلح بر دختران خورد سال و جوان که در ماه های گذشته اتفاق افتاده است، وجود ندارد.

رئیس جمهور کرزی در هفت سال گذشته بسرعت در دام ضدوبند های قدرت بجای مشارکت سیاسی گیر افتاد و در شرایطی که نیاز بود بسوی اعتماد سازی حرکت کند، درست در جهت مخالف آن اسپ لاجام گسخته قدرت را راند و به عمق بی اعتمادی میان نظام و شهروندان دامن زد.

مبارزه با فساد که یک اصل اساسی را تشکیل میداد دچار کشمکش های سیاسی گردید و در این مدت اکثر مقامات دولتی بخصوص کارمندان عالیرتبه نهادیهای قوه قضائیه و پولیس خود در فساد غرق شدند که این وضعیت باعث بروز ناهنجاری های دیگری از جمله گسترش تولید مواد مخدر و جنایات سازمان یافته گردید. تا جائیکه برادر رئیس جمهور کرزی نیز به عنوان یکی از حلقه های عمده یی قاچاق مواد مخدر سر از رسانه های غربی بدر آورد.

در همین حال به جنایتکاران این فرصت داده شد تا حتی از زیر چوبه یی اعدام فرار کنند و کسان دیگری جای آنان مجازات شوند که همه این موارد ریشه در فساد گسترده اداری دارد.

سازمان "نگاه شفافیت بین المللی" در گزارش سال 2008 خود اعلام کرد که افغانستان چهار درجه نزول نسبت به سال گذشته در جدول رده بندی کشور های فاسد داشته و با کسب شماره 5/1 فاسد ترین کشور دنیا از نظر اداری و اقتصادی در سالجاری شناخته شده است.

در این میان نقش رئیس جمهور کرزی به عنوان مدیر اول نظام دولتی در افغانستان برجسته است و دامن تمام این ناهنجار ها با سیاست گذاری های سراسر اشتباه آمیز وی در همه یی این بخش ها به کوله باری بدنامی مبدل گردیده که حال بالای شان های ضعیف اش سنگینی میکند.

مشارک سیاسی میان زنان و مردان تنها در شعار ها، برگزاری مجالس، همایش و... خلاصه شده و در بخش اجتماعی که وضعیت زنان همچنان در حد فاجعه باقی ماند و حسابدهی دولت به بازی مسخره چند بیانیه و تکرار دستارود های ساختگی وزرا و نهاد های مستقل دولت تبدیل شد. در بعد وسیعتر، مشارکت سیاسی جایش را به معاملات و دلالی سیاسی داد و از اعتبار گروه و احزاب سیاسی به شدت کاست.

عدالت در نظام کنونی به بی ارزش ترین و بی مفهموم ترین واژه تبدیل شده چون این عنصر را هیچ شهروند افغان در هیچ جای نظام رئیس جمهور کرزی دیده نمیتواند و حاکمیت قانون هنوز در قید زور مندان باقی مانده است، در واقع قانون همانست که یک زور مند آنرا در شهری، قریه یی و یا هم در جاده یی طرح و تطبیق کند.

ناقضان حقوق بشر هنوز آزادنه و بدون هیچ گونه هراس در داخل نظام (شورای ملی) و بیرون از آن برای خود سنگر مطمین ساخته اند؛ تا جای که آقای عبدالررسول سیاف یکی از چهره های مشهور نقض حقوق بشر و متهم به جنایات ضد بشری در داخل افغانستان، جامعه جهانی را چلنچ میدهد که غیر از آنان هیچ کسی نمیتواند "صلح" را به کشور باز گرداند؛ صلحی که شاید منظور آقای سیاف تخریب دوباره کابل نیمه آباد امروز میباشد.

جنرال عبدالرشید دوستم یکی دیگر از افراد متهم به جنایات ضد بشری در ترکیه با لحن تهدید آمیز میگوید": هیچ کس نمیتواند جنرال دوستم را از افغانستان بیرون کند".

در عین حال چنین می نماید که رئیس جمهور کرزی فکر میکند تعداد ناقضان حقوق بشر در کشور کم است بناً از ملاعمر رهبر گروه طالبان و آقای حکمتیار رهبر حزب اسلامی میخواهد (شاید رئیس جمهور کرزی در دهه نود زمانیکه حکمیتار با سایر رهبران جهادی دست به کشتار شهروندان کابلی میزنند در پایتخت حضور نداشت) که با سایر ناقضان حقوق شهروندان افغان بپونند؛ چون آقای کرزی ادامه حیات سیاسی اش را در گرو سازش سیاه با همین ناقضان حقوق بشر می بیند نه در احترام به خواست مردم.

به این ترتیب "عدالت انتقالی" که به اساس آن جنایات ضد بشری گذشته و نقض موارد حقوق بشر در افغانستان مورد رسیده گی قرار میگرفت؛ با تصویب "طرح آشتی ملی" در شورای ملی و امضای آن توسط رئیس جمهور کرزی به حافظه تاریخ سپرده شد؛ تا دیگر دست عدالت از یخن مسببین جنایات ضد بشری و نقضان حقوق بشر کوتاه گردد.

آقای کرزی با امضای این طرح در واقع خود را در صف آنانی قرار داد که بی رحمانه شهروندان افغان را در سه دهه گذشته بخاک و خون کشاندند و حال نیز بر اسپ قدرت سوار اند. این حرکت، ریشخند زدن به ارزشهای بود که غربی ها در هفت سال گذشته آنرا شعار و نسبت به عدم پایبندی به آن هشدار میدانند.

اینست که دامنه یی نقض حقوق بشر در عدم موجودیت مکانیزم پیگیری و فساد گسترده، روز به روز افزایش میابد و لبه یی تیز آن بیشتر بر گلوی شهروندان افغان فرو میرود. در همین حال این وضعیت فرصت بیشتری را برای جنایات کاران میدهد تا از گذشته بیشتر گستاخ تر گردند.

تقسیم عادلانه ثروت های ملی نیز در وضع بهتری قرار ندارد؛ چون برادر دیگر رئیس جمهور، آقای محمود کرزی با دست و پا کردن گروهی، مافیای اقتصادی را در سایه حمایتهای رئیس جمهور ایجاد کرده و در واقع از مردم افغانستان باج میگرید. او حتی قرار داد انجام شده یی کارخانه سمنت پلخمری را دو سال قبل فسخ کرد و امیتاز داشتن این کارخانه را به گروه مافیایی خود سپرد.

مهم تر از همه اینکه دولت افغانستان در هفت سال گذشته و هم جامعه جهانی در این مدت با تاسف فراوان حتی نتوانستند که زمینه های اندم تطبیق ارزشهای حقوق بشر آنرا در گذشته نیز با ایجاد مکانیزم های حقوقی و اداری مهیا کنند؛ بناً چنین بر میاید که "دستی از غیب بیاید و کاری بکند".

تا آنزمان منتظر ماند و همچنان شاهد نقض حقوق بشر در سایه سیاه معامله در قدرت در ابعاد گوناگون آن باید بود.

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






66 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > حقوق بشر > روز جهانی حقوق بشر:

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • متاسفانه در افغانستان همه چیز مصنوعی و آرتیفشل است.از زندگی های لوکس وموتر های مدل بالا تا غار نشینی در سموچ های بامیان. مهاجرت ها، آوارگی ها، آرمان ها( از چپ و راست، سکولار و تندرو) همه چیز مصنوعی وبازاری است. همه چیز بازیچه است. بازیچه ساده و خنده آور در دستان یک شخص یا یک باند خارجی و یا شخص یا باند داخلی.قانون اساسی ما دیکته شده و مصنوعی است. دموکراسی ما فرمایشی است.ما ملت نیستیم و تا ملت شدن راه دراز در پیش داریم.بلکه همگان به جای ملت سازی به تبل قومیت و ملیت گرایی و نابودی دیگران می کوبند. افکار ما کهنه تر از عصر پارینه سنگی است. چون هیچ به انسانیت و جمع فکر نمی کنیم. خدای ما قبیله و تبار ما است. پیامبر ما شکم ما و حکیم و فیلسوف ما شهوت و پول و قدرت ما.
    دموکراسی و حقوق بشر « فرهنگ» است . فرهنگ قابل دیکته نیست. فرهنگ آمپول پیچکاری نیست که بتوان یک شبه همه را حقوق بشری و دموکراتیک تربیت کرد.
    مشکل ما آن است به جای تولید فرهنگ، به جای تربیت دموکراتیک. به جای نهادینه سازی حقوق بشر در اذهان کودک و بزرگسال خود تخم خشم و کینه و خشونت را در درون او می کاریم تا در شوره زار آینده خون و خیانت و تبار گرایی و روی آوری به گرایش های فاشیستی جزم اندیشانه درو کنیم.
    ما در قانون اساسی خود حقوق زن را با دادن حق چوکی نمایندگی به او می دهیم. تا فردا دخترانی را رنگ و روغن زده مورد استفاده خود قراردهیم وگرنه زنی که دارای فرهنگ حمایت از زن نباشد، خود در خدمت مردان است تا حامی زنان بالعکس اگر مردان با فرهنگ به پارلمان ما راه بیابد بهتر می تواند از حقوق زن دفاع نماید.
    در کشور ما شاهی مشروطه ازبالا دیکته شد. جمهوریت از بالا از وازسوی قشر خاص و برای تامین منافع طیف خاص دیکته شد.رژیم کمونیستی نیز از بالا دیکته شد. شاید خود آن ها نمی دانستند که از چه چیزی تبلیغ می کنند. رژیم اسلام گرای جهادی نیز عروسک بیش نبود تا منافع عده ای را به نام دین تامین کند. رژیم طالب نیز قابل ذکر نیست. هیچ کسی نیامد از توده ها بپرسد که نظر تو و درد دل تو چیست. رژیم جدید نیز از بالا دیکته شد. مردم افغانستان نان خوردن ندارند؛ تا فکر او مشغول سیر کردن شکم فرزندان گرسنه و امنیت است؛ چطور برای او قانون اساسی دموکراتیک و آرمان های جعلی می تراشیم و به او یاد می دهیم که مزه بیسکویت با دودی جو فرق دارد.در حالی که او فعلا مانده که با همان دودی چطور شکم خودرا پر کند.
    وقتی در دانشگاه سر یک کلمه نوشتن اسم دانشگاه خون و خیانت راه می اندازیم، انتظار داریم از آن دانشگاه آیا فرهنگ تولید شود یا نفرت و خیانت؟وقتی دموکراسی در خدمت اشخاص قرار می گیرد و باندهای تبهکار برای پاسداری آن تشکیل می شود تا دموکراسی از ارزش های باندی و تبهکارانه به نام قانون حممایت کند؟ پس کجا است حقوق بشر؟ وقتی رئیس جمهور برای حمایت از قاتلان مردم بهسود به فرمان جنایت کار جنگی چون عبدالرحمان استناد می کند. به جای دادن غرامت به قربانیان جنایت های اجداد خود، این بار با تیغ قانون می خواهد نسل بقیه السیف را سر ببرد، دیگر چه احترامی به دموکراسی و حقوق بشر می ماند؟!
    چهره ها در افغانستان همیشه تکراری و کلیشه ای است. روزی که تبار گرایی مد بود، همین چهره هادر راس قرار داشت. همین ها در گذشته به خاطر آرمان های سوشیالیستی و اسلامی مردم افغانستان را قتل عام کردند. اکنون همین ها منقارهای آلوده به نجاست خود را با خاک مالید ه پاک کرده اند و برای حقوق بشر گلو پاره می کند. از این که این جنایت کاران شده علمدار حقوق بشر، پس به آن حقوق بشر و آن آرمان فیمنیستی باید شک کرد.

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.