کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > خبر و گزارش > مرگ کودک فراری از جنگ وگرسنگی در زیرلاستیک های تریلی

مرگ کودک فراری از جنگ وگرسنگی در زیرلاستیک های تریلی

در اینجا شاید خطرمرگش 90 درصد بود ولی درکشورخودش شاید 100% مرگ واین برای همه یک درد است یک درد بزرگ ودرد را از هرطرف که بخوانی درد است.

سه شنبه 23 دسامبر 2008, بوسيله‌ى بصیر آهنگ

محمدظاهریک کودک 13 ساله افغانستانی که میخواست بطور قاچاق داخل ایتالیا شود توسط لاستیک های کامیون جان باخت. این اتفاق درخیابان اورلند شهرونیز چهارشنبه شب هفته گذشته حدود ساعت 10 شب بوقوع پیوسته است. تعداد انبوه ازمهاجرین افغانستانی که میخواهند وارد ایتالیا شوند مدت های زیادی به خاطر نداشتن پول درشهرپاترای کشور یونان مجبورند توقف نمایند تادرصورت امکان درکامیون های که عازم ایتالیا هستند خودرا جاسازی نموده وازاین طریق خودرا به ایتالیا برسانند. این مسافرت خطرناک که ممکن است 48 ساعت ادامه پیداکند برای این پناهجویان یک شانس حساب میشود زیرا آنها راه دیگری غیرازاین را ندارندبه گفته این پناهجویان اگرتوسط قاچاقبران بطور تضمینی بیایند مجبورند مبلغ 3000 یورو ازیونان تاایتالیا به آنها بپردازند.

ازسوی دیگرزندگی آنها دریونان به شدت بدتر ازشرایط افغانستان است زیرا وقتی یک پناهجوی افغانی به کشوریونان میرسد ازطرف پلیس بازداشت گردیده وبرای یک هفته دربازداشت گاه ها انداخته میشوند ولی پس ازاینکه توسط پلیس انگشت نگاری گردید، برگه ی ترک خاک را برایش میدهند ودرخیابانها رها میکنند. گفته میشود درحال حاضر بیش ازدوهزار پناهجوی افغانستان درشهرهای مختلف یونان بسر میبرند که درمیان اینها نزدیک به 200 فامیل نیز وجود دارد. این مهاجرین دروضعیت بسیار بدی زندگی میکنند واکثرآنها درپارکها وسرکها میخوابند وتعدادکمی هم در چادرها به سرمیبرند. ازسوی دیگر برخورد پلیس یونان نیزبااین پناهجویان به شدت خشن گزارش شده است. یکی ازاین پناهجویان درمصاحبه خود باشبکه تلویزیونی رای Rai ایتالیا گفته است: برخوردپلیس یونان به مراتب بدترازبرخورد طالبان است زیرا وقتی طالب بامن خشونت میکند ویاهم میزند من زبانش را میفهمم که به خاطر چی وچرا؟ ولی درخیابان های یونان بدون اینکه بفهمم بی خبرانه زیرلگدهای پلیس قرار میگیریم واصلن نمیدانم چی جرمی کرده ام. خشونت پلیس یونان به اندازه است که همه روزه تعدادی، سر ودستش توسط پلیس شکسته میشود وهیچ منبع هم نیست تا این قضیه را بررسی کند. ازسوی دیگر وضعیت صحی بسیار بد است واکثراین مهاجرین به توبرکلوز مبتلا شده اند درحالیکه اکثراین پناهجویان را کودکان زیرسن هجده تشکیل میدهد وازنظرقانون مهاجرت بین المللی دولت ها موظف اند برای این کودکان امکانات زندگی ودرس را مهیا کنند، متاسفانه بعضی ازکشورهای اروپایی ازجمله کشور یونان به این مواد قانون توجی ندارند. درکشور ایتالیا بااینکه خودرا اولین کشورمهاجر پذیر دنیا میخواند این قانون بطورجدی مد نظر گرفته نمیشود. بطور مثال باآنکه 3500 کمپ با مراکزپذیرش ونگهداری پناهنده های زیرسن ساخته شده است، نزدیک به 2000 پناهجوبدون داشتن سرپناهی درخیابانها وپارک ها میخوابند که ازآن جمله نزدیک به 400 نفرآنهارا مهاجرین افغانستانی تشکیل میدهد و اکثرا درشهرهای روم ومیلان این قضیه داغتراست. طبق آمارسال گذشته درایتالیا نزدیک به 4500 مهاجرافغانستانی زندگی میکنند.

شناسایی جسد:

حامد احمدی یکی ازفلم سازان افغانستانی که درشهرونیززندگی میکند میگوید: یک روز بعدازاین اتفاق یکی ازمسئولین شهرداری" ونیز"برایم تلفن کرد وازاین حادثه من را باخبرکرد.ولی بازهم هویت آن به خوبی معلوم نبود چون تنها مدرک که پلیس دردست داشت یک برگه ترک خاک یونان بود که آنهم توسط خون کاملا شسته شده بود. وتنها نصف عکس آن بطور نسبی سالم مانده بود. ولی چهار روزبعد ازآن شهرداری "ونیز" رسما ازمن خواست تا برای شناسایی هویت این جوان درمرکزپلیس بروم. وقتی وارد مرکز پلیس شدم ازمن خواستند دفترچه خاطراتی را که ازجیب آن یافته اند، برای شان ترجمه کنم چون پلیس شهرنظر به نوشته های این دفترچه فکر میکرد این جوان شاید عرب باشد چون تاهنوز درایتالیا مردم بازبان فارسی به صورت کامل آشنا نیستند ونمیدانند که الفبای آن چگونه است.وازنظرپلیس خط که در این دفتر نوشته شده است عربی بوده است. به راستی چقدر درد آوراست انسان به چیزی تبدیل شود که فقط ازروی ورق قابل شناسایی باشد. وجسد خودش به اندازه خورد وخمیرشود که دیگر هیچ نشانه درآن باقی نماند. حامد احمدی وقتی میخواست از ماجرای ترجمه دفترچه خاطرات این جوان صحبت کند یک دفعه آه سرد میکشد وچشمانش پراشک میشود. او میگوید اولین چیزی که یافتم شعری بود که به شدت من را تحت تاثیرقرار داد. دیگر نتوانستم طاقت بیاورم وناخودآگاه اشکهایم سرازیرشد تااینکه حتا پلیس ها نیز ازاین خاطر متاثر شدند.اومیگوید این افراد دروقتی کامیون های حامل کالاهای صادراتی درنزدیکی بندرشهرپاترا برای رفتن داخل کشتی توقف میکنند اینها خودرا مخفیانه درروی حصه یا چوکات زیری روی لاستیکها خودرا جاسازی مینمایند تابعدازرسیده به ایتالیا به محض توقف ماشین خودرا ازآنجا به بیرون پرتاب کنند. ولی اکثراین کامیون ها وقتی دراین طرف آب ازبندرخارج شدند به دلیلی سبک بودن بار دو لاستیک عقبی را بالا میکنند وکسی را که آنجا مخفی شده است را به خمیر تبدیل میکند.واین واقعن خطرناکترین کاراست که هرکسی تامجبور نباشد خودرا به این مرگ حتمی نمی اندازد.

باغبان! دربازکن من مرد گل چین نیستم/ من زخود گل داده ام محتاج هرگل نیستم

یعنی ای مردم من یک دزد نیستم که گلها ویا زیبایی های شما را بگیرم، من خودم زیبایی های دارم وآمده ام اینجا را زیبا کنم لذا مجتاج زیبایی های شما نیستم. در را بازکنید وازمن هراس نداشته باشید.
دراین شعردنیایی ازحرف نهفته است و میتواند حتا فلسفه مهاجرت افغانی ها را بیان کند.

درصفحه دیگرش نوشته شده بود:

آنقدر درکشتی عشقت نشینم روز وشب/یابه عشقت میرسم یاغرق دریامیشوم

همزبانی ات قشنگ است

به راستی این یک تراژدی بزرگ است که قلب هرانسانی رامیسوزاند، یک کودک 13 ساله افغانی وقتی هیچ شانس برای زنده ماندنش نمیدید ومیدانست احتمال زنده ماندنش خیلی کم است تن این سفرداد، چون دراینجا شاید خطرمرگش 90 درصدبود ولی درکشورخودش شاید 100% مرگ واین برای همه یک درد است یک درد بزرگ ودرد را ازهرطرف که بخوانی درد است.

حامد احمدی میگوید پس ازبرگشت ازمرکزپلیس برای شهردارونیز یک نامه نوشتم ودراین نامه بطور خلاصه وضعیت افغانستان واین اتفاق را ذکر نمودم.

قسمت ازنامه حامد احمدی به شهردارونیز: آقای شهردار! یک روزشما ازمن پرسیدید که وضعیت افغانستان چطور است ولی من همان روز نتوانستم جواب شمارا بدهم ونمی خواستم هم جواب بدهم زیرا وضعیت فعلی افغانستان بالاتر وبدتر ازیک جنگ است.وچگونه میتوان هزاران مشکلی که درذهن هست آنرا توضیح داد. امروز بعد ازتلفون کردن به پدرظاهر مجبور شدم این سوال شما را جواب بدهم . وضعیت افغانستان اینست که روزانه ده ها نفرکه توان گریختن ازافغانستان را دارند کوشش میکنند ازآنجا فرارنموده وجان شان را نجات دهند. وضعیت افغانستان اینست که یک کودک 13 ساله افغانستانی درزیرلاستیک های کامیون خورد میشود.

کانفرانس خبری ازطرف شهردار ونیزدراین مورد:

بعدازآنکه نامه ی حامد به شهردار ونیز رسیده است شهردار تصمیم گرفت دراین زمینه یک کانفرانس مطبوعاتی برگزارنماید تاازاین طریق بتواند مردم ایتالیا وحکومت را تحت فشار قراردهد تادرمورد مهاجرین افغانستانی ها توجه جدی نمایند. دراین کانفرانس خبری که دردفترشهرداربرگزار شده بود خبرنگاران ازشهرها ورسانه های مختلف درآن شرکت نموده بودند وازطرف افغانستانی ها نیز چندنفری ازجمله نقی احسانی، خادم حیدری، حامد احمدی و بصیرآهنگ نیزدراین کانفرانس دعوت گردیده بودند.

گزیده حرف ها دراین کانفرانس:

آقای سیمینیوتیsiminiotti)) معاون شهرداری ونیزدرامورسیاست های اجتماعی: تاکی ما بی تفاوت بمانیم. او باخطاب به پلیس مرزی ایتالیا گفت تاکی گوشهای ماکر باشد وتاکی چشمهای ما واقعیت ها را نبیند وکسانی که واقعن حق پناهندگی را دارند نادیده گرفته شود. ما نظربه صلاحیت که داریم به عنوان شهرداری باامکانات دردست داشته ی خود کوشش میکنیم این افراد را جذب کنیم وبرای شان امکانات زندگی فراهم کنیم. اما این کارپلیس است که باید این افراد را برای ما معرفی کنند. زیرا این صلاحیت ومسئولیت پلیس است که وقتی یک پناهجورا مشاهده میکنند باید فورا آنرا به شهرداری معرفی نمایند. ولی متاسفانه اینکار هیچ گاهی صورت نگرفته است بطور مثال درسال گذشته طبق آمار رسمی تنها دربندر ونیز 850 نفرازمهاجرین افغانستانی مشاهده شده است که ازآنجمله فقط 60 نفرازآنها توسط پلیس به مسئولین کمک های اجتماعی وشهرداری معرفی شده است ولی بقیه توسط پلیس مرزی دوباره به یونان برگردانده شده اند. اوگفت برای ما واقعن شرم آور است که درهمه جا لاف میزنیم وبه صرف هزینه های زیادی درکشورهای مختلف برای کمک میگردیم ولی یک کودک 13 ساله پناهجوی در جلوی دروازه خانه ما میمیرد وکسی نیست به دادش برسد. اگربحث انسانیت است واگرنمیخواهیم به یونان دوم تبدیل شویم باید یک سیاست سنجیده درقبال این مهاجرین درنظرگرفته شود.

خانم زنیلاzanella)) معاون شهرداری درامور فرهنگ صلح وجوانان: این اتفاق یک فاجعه بزرگ است ومهم نیست که این جوان چندساله بوده است بهرحال مرگ یک انسان است واهمیت خاص دارد. او ازبروکراسی حاکم درحکومت راستی های ایتالیا انتقاد کرد وگفت باوجود اینکه ما برای سرویس دهی خدمات برای کودکان پناهجو که سن شان پاینتر از18 سال است سالانه مبلغ 3.5 ملیون یورو درشهرونیزهزینه داریم ولی متاسفانه این مبلغ بطور درست مصرف نمیشود تامشکلات این پناهجویان حل گردد.

نقی احسانی: هرپناهجوی افغانستان با صرف هزینه زیاد وباپذیرفتن یک سفر دور ودراز وخطرناک خودرا به اروپا میرسانندولی حکومت های اروپایی متاسفانه مایل نیستند حرف های این پناهجویان را بشنود چون همه فقط به ظاهر قضیه نگاه میکنند. ازسوی دیگر اینها درواقع مجبورند بیایند چون وضعیت درافغانستان به شدت وخیم است و وضعیت فعلی افغانستان نیز زاییده عدم توجه جدی جامعه جهانی درقبال افغانستان است.بایدگفت هرپناهجوی افغانی که باخطرانداختن جانش به اروپا میرسد درحقیقت یک سفیراست،هرکدام اینها یک پیام، یک گزارش، یک داستان ویک قصه ازواقعیت های موجود درافغانستان است که میخواهند به طور مستند وضعیت کشورشانرا به این مردم گزارش دهند. شنیدن حرف های اینها برای اروپایی ها کمک میکند تاازعمق قضایای افغانستان باخبرشوند ولی وقتی این سفیران جوان به مرزهای اروپا میرسند، پس رانده میشوند چون به نظرمن مردم اروپا تاهنوز حقیقت افغانستان را درک نکرده اند ولی ناخودآگاه درآن درگیرهستند. حال اگراین افراد که حاوی پیام های زیاد برای روشن شدن قضایا به اروپا می آیند، سربازان اروپایی نیز درافغانستان ویادرخانه های جدید شان درآنجا هستند دراینجا یک مبادله صورت گرفته است واین قضیه باید درک شود چون هرمشکل که درافغانستان وجوددارد میتواند یک مشکل بین المللی باشد. وقتی این کودک ازبین رفته است درحقیقت یک قصه ویک پیام ازبین رفته وگزارش به مقصد نرسیده است پس دوطرف ضرر کرده ایم زیرا گفتمان صورت نگرفته است.

بصیرآهنگ: امروزدراینجا هستیم ومیخواهیم ازیک تراژدی ویک غم صحبت کنیم، حادثه که یک هفته قبل درشهرونیزرخ داده است. اما به نظرمن این اولین وآخرین اتفاق نخواهد بود. این گونه داستانها برای مردم افغانستان متاسفانه به یک چیزعادی تبدیل شده است. شاید بدانید که روزانه درافغانستان تعداد زیادی زندگی شانرا ازدست میدهند پس گفته میتوانیم که زندگی مردم افغانستان همیشه باغم وخشونت میگذرد. اما این قضیه باداستانهای دیگر خیلی متفاوت است. شما فکرکنید یک کودک 13 ساله ازکشورش فرار میکند تازندگی اش را نجات دهد، او مرزهای طولانی وخطرناکی را پشت سرمیگذارد درآخر این آرزویش به حقیقت تبدیل نمیشود زیرا لاستیکهای کامیون او را له میکند. شماشاید فکر کنید که چرا اینها باموجودیت چنین خطراتی می آیند؟ من میتوانم بگویم که اینها مجبورند زیرا متاسفانه وضعیت افغانستان طوری است که هیچ کس احساس امنیت ندارد.واین یک چیزعادی است که همه انسانها کوشش میکنند تازنده بمانند. حکومت کرزی به اندازه ضعیف است که حتا درکابل پایتخت نمیتواند امنیت را تضمین کند. خشونت، آدم کشی وچپاول به یک چیز روزمره گی وعادی تبدیل شده است. درسال جاری نزدیک به 1500 نفر درافغانستان کشته شده است ودرهمین سال نزدیک به 15 دخترخوردسال تجاوزشده است. تمام این چیزها دروضعیتی اتفاق افتاده واتفاق خواهد افتاد که نیروی های 45 کشورغربی نیز درآنجا حضور دارند واین وضعیت را میبینند. این نیروها برای آوردن صلح واجرای عدالت به آنجارفته اند ولی باحضورشان هیچ چیزی تغییر نکرده است. ما فعلن درآستانه سال جدید میلادی قرار داریم. دراین روزها مردم درتمام دنیا خوشحالند وپدران ومادران درهمه جا مصروف خرید تحفه سال نو به فرزندان شان هستند ولی پدران ومادران افغانستان فقط میتوانند یک قبر به فرزندشان هدیه بکنند. اینست حقیقت وضعیت افغانستان.

بعدازوقوع این حادثه پلیس های مرزی ایتالیا کمی تکان خورده است ودرتلاش اند برای مهاراین اتفاقات راه خوبتری رابیابند. قربانعلی اسماعیلی درتماس تلفنی برایم گفت قرار است یک کانفرانس خبری به تاریخ 22 دسامبر دربندر باری BARI دوم بندر که تعداد مراجعین پناهجویان می باشدنیز گرفته شده است.ودرآن تلاش میشود راه حلی باشنیدن سرگذشت های مهاجرین برای این قضیه پیداکنند.

بااین حال درسال جاری این سوم حادثه مرگ کودکان مهاجر افغانی درایتالیا است که به صورت مشابه درزیرکامیون ها جان باخته اند.

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






66 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > خبر و گزارش > مرگ کودک فراری از جنگ وگرسنگی در زیرلاستیک های تریلی

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • من برای این کودک و تمامئ انسانهای افغانستان که قربانئ برنامه های شوم و شیطانئ عناصر خود فروختۀ داخلی و خارجی (غربی و شرقی) هستند، ساعت ها گریستم. این خبر را برای بار اول در وبلاگ نسیم فکرت خواندم. این طفل نمونۀ از اطفال کشور ماست که در هر دو صورت (ترک و یا باقی ماندن در خانه) سرنوشت همگون دارند.

    جنگ موهوم و نامعلوم علیه اهداف موهوم و خیالی بهانه هایست که غرب تحت نام آن، آتش جنگ را در کشور شعله ور نگهداشته است.

    آیا وقت آن نرسیده که هموطنان ما از سیاست های دوگانۀ غرب قطع حمایت کنند؟

    بیایید همصدا و متحد سیاست های دوگانۀ غربی ها را در قبال افغانستان و سایر کشور های اشغالی محکوم کنیم.

    این کوچکترین کاریست که در این مقطع از زمان میتوانیم انجام دهیم.

    شرمنده و خجل باد صادر کننده گان آتش و نفاق تحت نام دیموکراسی و حقوق بشر!

    • If Karzai is awake and he has filled his pocket with his all friends then he has to answer to this sad story but I am sure as long as his son is not going to jump out of his bed and fall down he does not care about others

      This presidnet cost nothing he has to work in a funny movie or in a game show because he has big mouth not action he is disgusting so what happens to the children of this country he is responsible i wish to see one day his son dies like this poor child under the tire of a truck i wish to see his wife is going to be widow by sucide bombers as he support the dirty taliban i wish to see karzai is beheaded by taliban as our people are beheaded by dirty taliban i wish to see his mother is hunged by taliban as dirty taliban hunged an old woman in helmand this fake president knows the feeling of us go to hell karzai the koor is gone the kaar is came.(blind mullah omar and kaaaar zai)

      Ikhlas Wardak

  • khodaya ta chi waqt faqat bayad gereest, ta chi waqt. zaher az khosh bakht ha bood ke hade aqal malom shod ke dar koja wa chegona ba zendagi weda karda, magar ba sad ha mohajere degar ke dar aab ha gharq shoda and ya dar zendan ha ba na moradi jan dada and, wa famil hayeshan ta hal montazere bazgashte shan manda and, wa har shamgah dar programe chashem ba rah ba khanom mehriya abbasi dar tamas meshawand wa darkhwaste komak baraye yaftane azizaneshan mekonand, ba har hal zaher raft wa ma geresteem, magar daghe dele madarash ra hech marhame dar donya elteyam namebakhshd, rohash shad bad wa sharm bad bar aanhayeke mosabbebe een halat hastand , khodaya , khodaya yak kame rahme ba hale ma bekon sokhteem yarab, degar atash bas at

    tareq

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.