کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > كريم خليلی و امضای سند خيانت در تهران

كريم خليلی و امضای سند خيانت در تهران

ما كدام خليلي را باور كنيم . خليلي باميان كه صحبت از صفحه جديد سياسی جامعه هزاره با جامعه غرب ميكرد يا خليلي تهران را كه پيمان استراتژيك با حكومت ايران بسته است؟

شنبه 3 ژانويه 2009, بوسيله‌ى فرهاد بامی

كريم خليلي در باميان :« امروز ما فصل جديد سياسي ، صفحه نو در روابط سياسي و بالآخره همپيمانان جديد سياسي براي خود يابيده ايم . من افتخار ميكنم كه آغاز گر اين فصل جديد سياسي يعني روابط نزديك ميان جامعه هزاره با جامعه غرب هستم ».

خلليي باميان

همزمان با سقوط حاكميت طالبان در كابل صفحات شمال و حوزه جنوب غرب ، باميان بعنوان يكي از زون هاي مهم افغانستان در مركز نيز مطرح گرديد كه از اسارت طالبان رها شد . اين ولايت مانند مزار شريف و مناطق شمالي شاهد فجايع درناك،نسل كشي ها وجنايت آشكار عليه بشريت توسط طالبان بود . علاوه بر آن قلب تپنده خود « مجسمه هاي ارزشمند بودا» يكي از ميراث هاي نامدار فرهنگي سازمان يونيسكو وجهان را از دست داده و بشدت مجروح وزخم دار بود . دركنار آن هزاران خانوار بي خانمان ، داغدار وعزادار شدند . يكاولنگ ، شيبرتو ، قرغنه تو ، شيدان ومركز باميان از جمله مناطقي بودند كه بكلي در آتش خشم وجهل سپاه طالبان سوختند واين مناطق توسط ملا غني وعبيد الله آخوند وزير دفاع طالبان بعنوان سر زمين سوخته و مفتوح العنوه اعلام شد.

در روزهاي اول سقوط حاكميت طالبان ، باميان بعنوان مركز اقتدار هزاره ها و يك طرف معادلات سياسي كشور مورد توجه دنيا قرار گرفت و انتظار مي رفت اين شهر به سوگ نشسته وداغدار بزودي تحت زعامت رهبر و پيشواي خود « كريم خليلي» ؛ كه آن روزها ژست مرد پيروز ميدان نبرد با تروريزم را ميگرفت باز سازي ومردم داغدارش لباس غزا را از تن مجروح وخسته خود بيرون خواهند كشيد ؛ با تحولي كه در افغانستان رونما گرديد و جامعه جهاني به رهبري ايالات متحده آمريكا طرح حكومت پس از طالبان را در « بن » پايه ريزي كردند ، آقاي خليلي بعنوان يكي از چهره ها و شخصيت هاي جهادي نيز در يك چرخش صدو هشتاد درجه ي ، از باقي رهبران جهادي فاصله گرفت. او در ملاقات هايش با دیپلمات هاي خارجي كه آن روزها در باميان سفرهاي زيادي انجام ميدادند ، صحبت از فصل جديد سياسي در صفحه ننگين افغانستان كرده با افتخار ميگفت ، ديگر هزاره از اسارت تاريخي و آيديالوژيكي حكومت ايران رها گرديده داراي دوستان و همپيمانان جديدي شده است . اين سخنان تا حدودي براي عامه مردم قابل درك وفهم بود زيرا وي در چندين نوبت از ملاقات با نمايندگان وزارت خارجه ايران در باميان امتناع نموده و حتي اجازه ورود آنها را در آن شهر نداد.

وي در مصاحبه هايش با رسانه هاي خارجي بار ها از حكومت ايران بعنواني حامياني شوراي نظار و جمعيت اسلامي ياد ميكرد كه سال هاي سال با حزب تحت رهبريش ( حزب وحدت ) در همين ولايت جنگيده بودند. او از همه پيشگام تر و هوشيارانه تر با صراحت لهجه اعلام كرد ، جامعه هزاره با محوريت باميان همسو با جامعه جهاني فصل جديدي را آغاز كرده است . او هميشه از « فصل جديد » ، در روابط سياسي و واجتماعي مردم هزاره به افتخار ياد ميكرد و خود را بعنوان آغاز گر روابط جديد ميان جامعه هزاره و جامعه غرب بدور از مداخلات حكومت آيديالوژيكي ايران ميدانست .

خلليي كه آن روزها سخن از فصل نو و صفحه جديد سياسي براي هزاره هاي هميشه در بند ملا هاي آيديالوژيكي ايران مي زد ، توجه جوانان وشماري از تحصيل كردگان هزاره را به سمت خود بيش از پيش معطوف ساخت و از سوي آنها به عنوان موقف جديد سياسي رهبريي هزاره در پاليسيي ها و تعاملات با قضاياي جاري كشور تلقي گرديد ؛ و از او رهبر ي با درايت و مدريت سياسي ساخت . اين درحالي بود كه وي با زيركي تمام حلقه هاي عريان وابسته به ايران را نيز از هرم رهبري هزاره ها فرسنگها دور ساخت ؛ اين اقدام خليلي( دوري از حلقه هاي عريان وابسطه به حكومت آخوندي ايران ) بيش از پيش مورد توجه جامعه هزاره قرار گرفت . زيرا جامعه هزاره كه تجربه بيش از دو دهه جنگ را با خود دارد اكنون ميفهمد ، كه حكومت آخوندي و ايديالوژيكي ايران نه تنها بعنوان يك دوست و همپيمان آيديالوژيكي برايش مطرح نيست كه در بسياري از موارد بعنوان دشمن قسم خورده جامعه هزاره عمل كرده است .

جنگ سرنوشت ساز غرب كابل ميان عبدالعلي مزاري و احمد شاه مسعود بصورت واضح نشان داد كه حكومت آخوندي ايران نسبت به جامعه هزاره موضع خصمانه داشته و بالعكس با تمام قوت خود از احمد شاه مسعود حمايت كرد . در ان زمان آقاي خليلي بعنوان سخنگوي آقاي مزاري نيز هميشه از موضع حكومت ايران انتقاد ميكرد و ايران را بعنوان حامي اصلي احمد شاه مسعود و سياف ميشناخت . دوري عبدالعلي مزاري رهبر حزب وحدت بهترين پاليسي بود كه درتاريخ هزاره تاثير فراواني را برجاي گذاشت . پس از كشته شدن آقاي مزاري آقاي خليلي بعنوان جانشين او نيز اين پاليسي را ادامه داد و به همين دليل از سوي جامعه هزاره بگرمي استقبال شد ه و كسانيكه تا ديروز در كنار عبدالعليي مزاري مي جنگيدند در كنار آقاي خليلي استادند .

آقاي خليلي در يك اقدامي بي نظيرش باميان را بعنوان مركز اقتدار جامعه هزاره برگزيد و جنگ را با شوراي نظار از اين ولايت آغاز نمود و باميان در يك مقطع كوتاه بعنوان مركز اقتدار جامعه هزاره يك جانب مطرح معادلات سياسي افغانستان مطرح شد . خليلي در آغاز نيز موضع سرسختانه اي نسبت به ايران داشت تا آنجا كه از رفتن آقاي ابراهيمي نماينده ويژه خامنه اي در باميان با قوت تمام ممانعت كرد و اورا كه از مسير پنجاب (آن زمان در اختيار محمد اكبري مخالف سر سخت آقاي خليلي قرار داشت)كه ميخواست وارد يكاولنگ شود ، برگرداند . و بالآخره بعنوان مخالف پاليسي هاي حكومت فاشيستي ايران مطرح شد .

اما اين فصل جديد سياسي كه خليلي از آن سخن ميگفت ، عمري چنداني پيدا نكرد واين طفل تازه بدنيا آمده در همان آغاز كودكيش در آغوش شاهزاده گان وشريف زاده گان مذهبي خفه و جان باخت؛ حلقه هاي تعليمات ديده و حرفه اي دستگاه استخبارات ايران به راحتي رهبري جامعه هزاره را تسخير و خليلي را در آغوش اسارات بار باداران شان قرار دادند . حلقه هاي وابسته به حكومت آخوندي ايران باز هم رهبريي جامعه هزاره را هدف گرفتند. حضور ناگهاني سيد محمد سجادي ، سيد يزدان بخش هاشمي ، سيد انور علا رحمتي و... بدستور حكومت ايران آقاي خليلي را ديگر گون ساخته ودر اولين گام خود ، زمينه سفر آقاي خليلي را در تهران فراهم ساخت. بعد از سفر وي كنسولگري ايران بعنوان مركز كنترل كننده عوامل آن كشور در باميان افتتاح شد و باز هم نگون بختي هزاره تكرار شد . حلقه اسارت جامعه هزاره اين بار بصورت بسيار محكم تنگ تر كرديد . آقاي خليلي در يك سخنراني خود در مشهد درجمع هزاران نفر از مهاجرين تمام گفته هايش را فراموش كرد و از حكومت ايران بعنوان حكومت دوست وبرادر خود نام برد . در اين كه ميان خليلي و حكومت ايران چه گذشت بحث نميكنم ولي يك چيز هويدا شد كه ديگر خليلي تهران آن خليلي باميان كه علم مخالفت با حكومت ايران را بلند كرده بود ، نبوده و پاليسيش يكصدو هشتاد درجه تغيير كرد. تاريخ هزاره يك بار ديگر تكرار شد باز هم هزاره در دام اسارت حكومت فاشيستي ايران قرار گرفت.

پس از سيزده سال و بروز تحولات گوناگون در كشور باز هم خليلي بازيي ديگري را اغاز كرد . همين كه وي در كرسي معاونت رياست جمهوري ( سهم داده شده اجلاس بن به هزاره ها )با شعار هاي فريبنده و دلچسپ ( اكنون فصل جديد سياسي آغاز شده است )، تكيه زد اين بار نيز توجه بسياري از روشنفكران جامعه هزاره و حتي بيرون از جامعه هزاره را به سمت خود جلب نمود .او در حاليكه از يك ائتلاف با جبهه متحد خارج شده ودر كنار كرزي قرار گرفته بود ، شعار هايش را نيز تكرار نموده باز هم از صفحه جديد سياسي سخن گفت.
اينگونه وانمود ميكرد كه ديگر بازگشت به سمت ايران وجود ندارد و هرگز سال هاي هفتاد وپنج را تكرار نخواهد كرد . باز هم در مصاحبه هاي خود با رسانه ها صحبت از خصومت حكومت ايران با جامعه هزاره ميكرد . كريم خليلي در يكي از مصاحبه هايش با هفته نامه مشاركت ارگان نشراتي حزبش اين بار پا را فرا تر گذاشته از روابط نزديك با حزب كار انگليس با حزب وحدت خبر داده و با اطمنان گفته بود ، جامعه هزاره اكنون دوستان جديد وهم پيمانان نو در جامعه غرب برايش دست وپا كرده است ؛ انگار سرنوشت « سزيفوارانه » جامعه هزاره هرگز تغيير نمي كند دريك چشم بهم زدن باز هم دلالان سياسي و حلقات وابسته به جمهوري اسلامي ايران اين بار از آستين شيخ يوسف واعظي و سيد انور اعلا رحمتي بيرون آمده هرم رهبريي هزاره را به محاصره گرفتند . ديگر خليلي آن خليلي باميان نيست وي يكصدوهشتاد درجه فرق كرده است . انگار وي اصلا باميان را نديده ونميشناسد . البته اين موضوع براي عامه مردم بسختي قابل درك است كه همه آنچه در باميان بعنوان فصل جديد سياسي ، دوستان جديد و صفحه نو از سوي كريم خليلي مطرح مي شد ، جزفريب و نيرنگ چيزي بيش نبوده است. اين اصلاحات جديددر قالب ادبيات دلپذير وفريبنده او صرفا به منظور رسيدن وي به قدرت و حاج نبي( برادرش) به شهرك و پول مي تواند قابل تحليل باشد .

خليلي در تهران

هرچند در دو روز اول اقامت در تهران كريم خليلي بابي مهري زيادي احمدي نژاد رييس جمهور ايران مواجه شد اما ناگهان كريم خليلي وارد مطبوعات ايران شده بصورت بسيار گسترده ملاقات ها وديد بازديد هاي وي را با مقامات و مهاجرين افغنستاني مقيم ايران باز تاب دادند؛ او در سفر خود در مشهد كه توسط هواپيماي شخصيي احمدي نژاد رييس جمهور ايران ومحافظين وي صورت گرفت ، در جمع اندكي از مهاجرين صحبت از دست آورد هاي مهمش با مقامات ايران نمود . او از جمله دست آوردهايش را اعطای ويزاي كار در بدل بطلان كارت هويتي مهاجرين دانست كه خشم آنان را در پي داشت ؛ زيرا دولت ايران براي بطلان كارت هويتي مهاجرين افغانستاني سال هاي سال تلاش كرده بود كه هر بار با مخالفت كميشنري عالي ملل متحد در امور پناهندگان روبرو شده بود .

اين روزها مهاجرين افغانستاني مقيم ايران صحبت از اين مي كنند كه كريم خليلي در بدل اين خيانت بزرك و تاريخي ( بطلان كارت هويتي در بدل ويزا) چه امتيازاتي را به نفع شخصي خود بدست آورده است ؛ زيرا كارت هويتي ( آمايش ) از پشتوانه ملل متحد برخوردار است و اين سازمان معتبر بين المللي ( كميشنري عالي ملل متحد ) مي توانست از حقوق مهاجرين دفاع نمايد. اما در صورت بطلان اين كارت هيچ نهادي بين المللي نمي توانند از حقوق آنها دفاع نمايند وپرونده مهاجرين رسما بدست معاون رييس جمهور پيچيده شده است .زيرا دولت افغانستان خود ( باامضاء اين سند خيانت ) دست اتباعش را كوتاه كرده و زمينه اخراج آنها را از ايران مهيا ساخته است . حال سوال اينجاست با اينكه كريم خليلي در سخنرانيش بارها صحبت از موجوديت نه ملييون انسان زير خط فقر و بي خانمان در كشور ميكرد ، با چه منطق سياسي و انساني اين موضوع را تحلييل مي كند ؟ اگر واقعا از راه دلسوزي اين سند خيانت را امضاء كرده است ؛ اين ساده لوحي بزرك است . مگر حكومت ايران به كدام تفاهم نامه اش با افغانستان تا كنون عمل كرده است كه به اين عمل كند . اين حكومت بعد از جمع آوري كارت ها( كارت آمايش ) به راحتي ميگويد : معذرت ميخواهيم ما ديگر كارگر خارجي آنهم از نوع افغانستاني لازم نداريم ؛

همچنان معاون رييس جمهور دو روز پيش در كابينه ضمن اراء گزارش خود از سفر به ايران با افتخار گفت :« جانب ايران از تاريخ عقد تفاهم نامه دست از اخراج اجباري مهاجرين فاقد مدارك بر خواهد داشت و تا فصل گرما تعهد داده است كه از اخراج اجباري مهاجرين فاقد مدرك دست بردارد » . اين درحاليست كه در اين روزها صدها تن از مهاجرين فاقد مدارك از شهرهاي اصفهان و شيراز به زور جمع آوري و زير شكنجه از مرزهاي دوغارون زرنج اخراج مي شوند .

بالآخره گپ وسخن از متن سفر كريم خليلي در حاشيه آن زياد است . برخي ناظرين امور سفر خليلي را در تهران بيعت مجدد و معذرت خواستن وي از رهبران ايران ميدانند . زيرا او كه خودرا آغاز گر فصل جديد سياسي ميان جامعه هزاره با جامعه غرب ميدانيست تيرش به سنگ خورده اكنون براي بقا بر گرده جامعه هزاره از رهبران ايران كمك ميجويد . اين طيف از تحليلگران معتقدند ، وي نتوانيسته كوچكترين اعتمادي غربيها را نسبت به خود بدست آورد زيرا غربيها بخوبي آگاهند خليلي نه توانايي رهبري جامعه هزاره را دارد و نه دست از حكومت ايران بر ميدارد .

برخي تحليلگران سفر اقاي خليلي را در راستاي پيمان شانگهاي قابل بررسي دانسته ميگويند ، خليلي به دستور رييس جمهور كرزي و جلب حمايت ايران از او در انتخباتات رياست جمهوري افغانستان در ايران سفر كرده است . زيرا موضع گيري هاي اخير رييس جمهور كرزي در برابر نيروهاي آمريكا نشان ميدهد كه وي از موضع گيري باراك اوباما بشدت خشمگين ومايوس بوده در صدد همپيمانان جديد مانند پيمان شانگهاي است و ايران يكي از اعضاء برجسته آن پيمان به شمار مي آيد . اين طيف از تحليل گران باور دارند ، خليلي با خود بسته پيشنهادي رييس جمهور كرزي را به ايران برده كه در آن از ايران خواسته شده است در پيمان شانگهاي از او حمايت كند . از جانب ديگر از رهبران ايران خواسته شده است كه در مورد حمايت بي حد و حصرخود از جبهه ملي ( فراكسيون مخالف رييس جمهور كرزي ) ، تجديد نظر نمايد .

برخي تحليلگران سفر كريم خليلي را در راستاي حمايت رهبران ايران از خود عنوان كرده مي نويسند ، كريم خليلي كه در انتخابات آينده خود را در تيم رييس جمهور كرزي نمي بيند ، تلاش ميكند در ميان رهبران هزاره گوي سبقت را بروبايد زيرا او از ميان رهبران درون قومي ( جامعه هزاره ) كه بيشتر شان مورد حمايت ايران هستند ، اين بار خود ميخواهد چانسش را به آزمايش بگيرد .بنا بر اين از رهبران ايران خواسته است در ميان رهبران جامعه هزاره و شيعه از او حمايت اقتصادي وسياسي نمايد . همزمان با سفر كريم خليلي، محمد اكبري و سيد حسين عالمي بلخي دو تن از رهبران جامعه تشيع و عضو پارلمان افغانستان نيز در ايران به سر مي برند.

به هر حال دليل هرچه باشد سفر وي در ايران براي جامعه هزاره پيام هاي زيادي داشته است . اول اينكه بصورت واضح نشان داد كه خليلي به هيچ يك از گفته هاي خود صادق نيست . زيرا او كه تا ديروز صحبت از فصل جديد سياسي و صفحه نو در روابط خارجي جامعه هزاره ميكرد جز فريب ودروغ چيزي بيش نبوده است زيرا نه او آغاز گر فصل جديد سياسي براي هزاره شده مي تواند و نه تواناي خلق صفحه جديد سياسي در روابط خارجي هزاره ها را دارد . اين سفر نشان داد كه كريم خليلي تا چه اندازه به جامعه هزاره وفا دار بوده و تا چه حد روابطش با ايران استوار است . استقبال بي نظير از وي توسط مقامات ايران در تهران و شهر هاي قم ومشهد نشانگر اين واقعيت است ، او هرگز از ايران نبريده و هنوز هم حلقه اسارت ايران را بگردن دارد . هنوز هم شيخ واعظي و سيد انور علا رحمتي هستند كه گرداننده اصلي او به شما ر مي آيند .

دوم ، خليلي با امضاء توافق نامه با جانب ايرانيش تاريخ گذشته جامعه هزاره را لكه دار ساخت زيرا تا كنون هيچ يك از رهبران هزاره پاي اينگونه اسناد كه از آن بوي خيانت ملي به مشام برسد ، امضاءنكرده و گذشته هزاره ها از اينگونه خيانت هاي ملي صاف و پاك بوده است . اسناد تاريخي افغانستان نشان مي دهند . در آخرين سخن عملكرد كريم خليلي و شيوه رفتارش در اين اواخر خصوصا در سفر به تهران جامعه هزاره را شوكه ساخت . در باميان مردم سوال ميكنند ، ما كدام خليلي را باور كنيم . خليلي باميان كه صحبت از صفحه جديد سياسی جامعه هزاره با جامعه غرب ميكرد يا خليلي تهران را كه پيمان استراتژيك با حكومت ايران بسته است؟

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






52 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > كريم خليلی و امضای سند خيانت در تهران

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • آقای فرهاد بامی همان بودی که هستی و خواهی بود .
    چه قدر شرم اور هست که کسی خودش را نویسنده بداند و در قالب گزارش مطالب انکار نشدنی را کنار گذاشته و دروغ و درم بنویسد ، ای فرهاد بامی عزیز از راه دروغ امرار معاش کردن شرمی بزرگ برای نویسنده هست . این دروغ از افتاب روشن تر و خیلی خنده داروشرم آور هست . (ديگر هزاره از اسارت تاريخي و آيديالوژيكي حكومت ايران رها گرديده داراي دوستان و همپيمانان جدیدی شده است ) آیا تو کسی بودی که هزاره هارا به اسارت ایران داده بودی؟ با این دروغ شرم آور و نسبت دادنش به کسی دیگر می خواهی یوغ اسارت را به گردن میلیونها انسان آزادهء هزاره بیندازی. ولی آرزوی خود را با خودت خواهی برد....
    چون مردم هزاره هیچ گاهی در اسارت ایران نبوده و نخواهند شد . این آروی خودت را با خود ببر به باغ ...
    زنده باد کسانی که مردانه وار حرف می زنند و مردانه وار روزی شان را از خداوند می خواهند . شرم باد بر کسی که برای لقمهء نان دروغ و درم جمع می کند تا گدایی بد تراز گدای سر کوچه باشد . ولی بدانند اربابان شما فقط تا مدتی محدودی از شما حمایت خواهند کرد تا چهرهای مورد نظر شانرا بد نام کنید ولی بدانید کسی که برای بد نامی دیگران گام بر دارند خود رو سیاه خواهد شد .

    • فرياد عزيز !
      چرا انقدر پت وپلا گفته ايد ، چرا جواب صحصح براي مقاله نمي نويسيد . اگر ميخواهيد از امثال خليلي حمايت كنيد راه اين نيست كه رفغته اي برادر . شما به بامي تاخته ايد كه گوياوي براي كوبيدن چهره ها كه نام ئنبرده ايد و خودت نيز شرم داريد از بردن نام شان . فرهاد را متهم كرده ايد كه گويا وي براي خوش نود كردن كساني مينويسد . اما عزيز فرها حد اقل اين جسارت را درد كه مي نويسد و نام مي برد تو چرا نام برده نمي تواني ؟ در ثاني همه ميدانند ، كه خليلي اين بار در تهران چه كرده است ؟ چراشما واقعيت را نمي پذيرييد ؟ همه مطبوعات اين موضوع را اشاره كرده اند . من بسيار متاسف هستم كه خليلي توره اجير كرده كه به ديگران بتازي .

    • من در چندین سایت و خبر گزاریهای مختلف در باره این سفر تحقیق کردم و برای تو یا نویسنده مغرض مطلب نه بلکه برای آن عده کسانیکه مثل من اشتباهأ گذرشان به این سایت تهمت و فحاشی میافتد میگویم که خدمت خلیلی در این سفر به جامعه مهاجرین به ویژه محصلین افغانی خدمتی تاریخی و بزرگ بوده و همه باید ممنون همچون کسان باشیم.آیا شما که این گونه چشم بسته چرندیات نشخوار میکنید هیچ کوچکترین غمی از جوان هموطن مهاجری را دارید که برای یکسال ادامه تحصیل خود در ایران چه رنجها و مشقات که تحمل نمیکند!
      زنده باد خلیلی و بسته باد دهان یاوه گویان

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.