IP Plans

آی پی پلنز

طراحی و راه اندازی سایت های اینترنتی، ثبت دامین، میزبانی وب، وی پی اس و سرور اختصاصی
همین اکنون اقدام کنید

در همین بخش

loading...

صفحه نخست > حقوق بشر > آزادی بيان > شكيبا آماج،‌ مردسالاری و دولت

شكيبا آماج،‌ مردسالاری و دولت

نويسنده: عزيز نوری
دوشنبه 4 جون 2007

زمان خواندن: (تعداد واژه ها: )

هنوز داغ نخستين درست ناشده بود

كه دست جور فلك داغ ديگرش نهاد

در آستانه سالگرد كشته شدن شيما رضايي مجري تلويزيون طلوع ـ كه به طور مرموزي به قتل رسيد و عامل يا عاملان واقعي آن هيچگاه پيدا نشدند ـ شكيبا آماج ديگر مجري زن تلويزيون شمشاد پنج شنبه گذشته در منزلش كشته شد.

در طبقه بندي مشاغل، خبرنگاري (با تعريف عام از خبرنگاري كه مشتمل بر گزارشگري، مجرگري و... مي شود) جزو مشاغل پر خطر محسوب شده و كساني كه به اين حرفه روي مي آورند همواره درصدي از خطر را به جان مي خرند به قسمي كه هر ساله تعدادي خبر نگار در سراسر دنيا، جان خود را از دست مي دهند، خصوصا اگر محل كار وي در كشوري چون افغانستان باشد.

خبرنگاراني كه در يك جامعه كشته مي شوند بيشتر به دلايل سياسي و حرفه اي مورد تهاجم قرار مي گيرند. قتل اجمل نقش بندي به دست طالبان را مي توان يك نمونه از كشته شدن خبرنگار به دليل حرفه وي دانست و يا خبرنگاران جنگي كه در عراق يا فلسطين حين انفجار يك بمب يا فير يك سرباز يا انتحار كننده اي كشته مي شوند جزو اين دسته محسوب مي شوند. اما قتل شكيبا آماج را كمتر مي توان ناشي از شغل وي دانست. زيرا هيچ شخص يا گروه سياسي مسئوليت اين عمل را به عهده نگرفته و به نظر نمي رسد كه شخص يا گروه خاصي از آن منتفع شوند.

پس به نظر مي رسد كه دليل اصلي قتل وي را نه در حرفه اش بلكه بايد در عواملي ديگر مانند جنسيت وي جستجو كرد و از اين زاويه به دنبال دلايل آن گشت.

دليل قتل دومين خبر نگار زن را، با توجه به جامعه مرد سالار افغانستان، بايد در لايه هاي زيرين جامعه امروز ما دنبال كرد.

آنجا كه سنت مردسالاري به مثابه هنجاري تاريخي،‌ در تار و پود جامعه افغاني ريشه دوانده است و از ديگر سو اين نظم سنتي حاكم بر اجتماع، با فرصت ايجاد شده بوسيله دموكراسي نيم بند در افغانستان و با افزايش نقش زنان در جامعه، به چالش كشيده شده و زنان خواهان ورود در جايي آن‌سو تر از ديوار خانه گشته اند.

بدنبال آن جنس مرد ِ مسخ شده در سنت مرد سالاري، كه چونان زنجيري دست و پاي وي را بسته و چشمانش را به روي حقيقت بسته است، اين تحول را تاب نياورده، و با گردن زدن مصداقهاي روشن و بارز حضور زنان، چون كشتن خبرنگاران زن، قدرت و برتري خود را بر جنس دوم دوام مي دهند.

دليل را بايد در ساختارهايي جزم و غير انساني و باورهاي نادرست جستجو كرد كه تبديل به معيار عمل مردان شده اند. ساختارهايي كه مبناي آنها را سنتهاي خشك و تعصب جزم تشكيل داده و با تصوير زن به مثابه موجودي منفعل و محبوس در چارچوب خانه، حق خروج از جامه سنتي خود، را از آنها گرفته، با دستاويز قرار دادن مفهومي به نام غيرت، خود را محق مي دانند كه آزادي و اراده را از زنان سلب و آنان را مجبور به پذيرش اراده خود نمايند.

اين تحميل اراده و قدرت از سوي مردان، خود دليل ديگر دارد. و آن استبداد دولت در تاريخ سياسي جامعه شرقي است.
دولت كه با تشكيل نخستين اجتماعات بشري شكل گرفت، به اراده اي مافوق اراده انسانها تبديل شد. و از آنجا بود كه سلسله مراتب اعمال قدرت و اراده از دولت به مردم و در بين مردم ، از مرد به زن شكل گرفت.

تنها تفاوت در اين بود كه جوامع غربي ـ به دلايل بسيار ـ‌ سازوكارهايي ( همانند تفكيك قوا،‌ دولت حداقلي،‌ سيستم نمايندگي و...) را براي محدود كردن قدرت دولت سنجيدند و اراده فرد را در كنار اراده دولت محفوظ داشتند، اما در شرق، دولت به هيولايي تبديل شد كه هيچ كس را ياراي مقابله با آن نبود. هر دولتي كه بر اساس نظريه تغلب ( از غلبه) روي كار مي آمد،‌ به چيزي مافوق ملت تبديل مي شد كه اراده برترش را به مردم تحميل مي كرد.

بدين روي مردم در اين سنت پرورش يافتند، و در گستره تاريخ آن را استحكام بخشيدند، كه آنكه قوي تر است بايد بر ضعيف تر اراده اش را بقبولاند و ضعيف را چاره اي جز پذيرش استيلاي قوي نيست. و مرد چون قوي تر بود، بر زن تسلط يافت. و اين سنت به رسمي معهود و شيوه اي مقدس تبديل شد.

اما امروزه به دليل ذات متغير جهان،‌ زندگي و تاريخ، و در پرتو انديشه هايي همانند برابري انسانها، از هر جنس و نژاد و مذهب، حقوق طبيعي انسانها، آزادي و برابري و... كه در سنتهايي فكري و سياسي همانند ليبراليسم و دموكراسي نمود پيدا كردند، و با غلبه رويكرد انساني، نگاه به زن تغيير يافته است. از سويي با جهانشمولي دموكراسي،‌ اين محصول دموكراسي هم با امواجي همانند جهاني شدن، به جامعه ما رسيده است و خواهد رسيد. بدين روي زنان چون مردان، وارد جامعه شده اند و قدرت يافته اند، چه آنكه منابع و معيارهاي قدرت تغيير كرده اند. نگاه با زن تغيير كرده است و آن قسمتهايي از جهان كه هنوز چشمان خود را به روي حقيقت بسته اند، به زودي وارد چالشهايي اساسي خواهند شد. مسلم است كه اين جهش هزينه هايي دارد،‌هزينه هايي كه گاه سنگين و دردناك هستند.

شكيبا آماج يكي ديگر از قربانياني بود كه در اين جريان حتمي تاريخ فدا شد. جرياني كه به تغيير در نگرش و رفتار غير انساني با زن افغاني خواهد انجاميد. قربانياني كه تاريخ در آينده از آنان به نيكي ياد خواهد.

روحش شاد و يادش گرامي باد.

loading...
loading...

پيام‌ها

  • This is really true, but how we can stop it???

    repondre message

    • تنها به وسیله ی روشنگری میتوان جلو این گونه کارهای فاشیستی و قرون وسطایی را گرفت.
      البته در کنار روشنگری نیاز به قدرت هم احساس می شود .
      و آن قدرت در یگانگی مردم روشنفکر است .

  • رادمردان پيشگام !!!

    تا زمانى که چيزى بنام ارتجاع و مزهب قرون اوستايى که بعد از دو قرن مقابله اجداد مان ، بالاى ما با هيله ونيرنگ تاميل شد- درجامعه حاکم باشد از اين گلدسته ها به فراوان به در آتش مذهب خواهد ريخت ، آتشى که شعله اش در تمام کشور هاى اسلامى دامن گير نيم از پيکرش که همانا زن است ، شده.

    repondre message

  • آقای بادغیسی !در دو جمله نوشتۀ شما من این چهار غلطی املایی رایافتم : مذهب رامزهب ، قرون وسطایی را قرون اوستایی ،حیله را هیله ،تحمیل را تامیل نوشته اید .سواد خود را تکمیل کنید مبارزه بر ضد دینمداری پیشکش تان .غلظ نویس پر مدعا را نه دین ونه بی دینی ،نه ترقی ونه ارتجاع هیچیک نمی پذیرند .

    repondre message

    • درود

      عرب ها با چرنديات به نام اسلام كشور ما را اشغال كرده اند.حاصل ان جز وحشت -جهالت.ادم كشي- عقب ماني.مردم فريبي چيزي ديگري نيست.

  • من برای جامعه ی جهان سوم متاسفم،چون می خواهد دنیای خود را با چیزی به نام مذهب ، که به گفته ی خود مذهبی ها تافته ی جدا بافته است و از جهان بالا آمده است ،بسازد . این ممکن نیست مگر پایداری همه ی مردم آزادیخواه ، تا رسیدن به آزادی ، برابری زن و مرد .
    شكيبا آماج،‌ نیز تاوانی است در این راه.
    گذر از دیکتاتوری ، از هر نوعش ، نیاز به فداکاری و جرات دارد .
    شکیبا آماج هم از کسانی بود که هر دو را داشته، چون این کار را انتخاب کرد.
    راهش پر رهرو باد. یک افغان از کانادا

    repondre message

پیام، نظر، تفسیر یا نقد؟

تعديل از پيش

اين سخنگاه از پيش تعديل مي‌شود: نظر شما پيش از تأييد مديران سايت ظاهر نخواهد شد.

كى هستيد؟
وصل
پيام شما

براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

جستجو در کابل پرس