کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > انتخابات > قهرمان سازی هایی که توفان حوادث را به دنبال میکشد

قهرمان سازی هایی که توفان حوادث را به دنبال میکشد

دارائی و سرپناه بشردوست شاید دریک خیمهً سیارو پایکـش بایسکل خاتمه یابد اما تجمل زندگی دیگران ازقصرهای شیرپورتا ویلاهای امریکا واروپا درخشش دارد

پنج شنبه 29 ژانويه 2009, بوسيله‌ى خلیـل الله روؤفی

به هرپیمانه یی که تقویم فرسایشی روزگارما، بسوی سال نوخورشیدی وبسوی انتخابات ریاست جمهوری نزدیکترمیشود به همان مقدارآرزوهای سرکوفته وعطشبارمردم افغانستان یکبار دیگردربستررویدادهای پرازاضطراب تاریخ، ته نشـین و آماج بند وبستهای سری وعلنی تیم نظام دولتی وشرکای ثروت اندوزمواد مخدرشان، بخاطرباقیماندن درسیطرهً قدرت، با شدت هرچه بیشترادامه پیدا میکند. روی این منظورهمه روزه چالشهای عجیبی ازگریبان اهرمداران قدرت سرمیکشد وتوطیه های سازمان یافتهً حلقات معلوم الحال، بهدف برتری جوئی قومی وتباری واکت قهـرمان منشی ازیکسو وبازهــم استحکام پایه های ادارهً فاسد قبیله ای وحاکمیت طالبانی، از سوی دیگر، راه خودرا ازدوسوی خط مرزی دیورند آغاز و تا دهلیزهای تنگ و استعمارزدهً پشت دیوارهای تعصب وتحجر، بازمیکند.

درآستانهً انتخابات ریاست جمهوری تا حال بیشترازهمه، صدا صدای تیم رنگ باختهً آقای کرزی است که نسبت به سایر رقبای انتخاباتی اش، ازکوچه وبازار بگــوش مردم میرسد. تیمی که با رسوائیهـای آشکارازاضمحلال خود سخت نگران است. درراستای این هدف، آقای رئیس جمهوربیشترینه توجه خودرا درنصب مهـره های زرخرید طالبی وحزب اسلامی حکمتیار، چه دربستهای والی ووزیر وچه در تطمیع تعدادی ازدلقک های تبلیغـاتی مانند سنجرهای پالیسی ساز، خـرم ها اتمرها و وردک ها، معطوف ساخته است، تااز طریق شاخه های تسلیم شده ویا هواداران مجهول الهــویهً آنها بتواند در انتخابات، به نفـع خود سرمایه گــذاری کند وبازهم پنجسال دیگراین مردم پریشان، درآتش ناامنی وفساد، به« درگیـران» اجاقهای محافل سرمایه ومافیا مبدل گردد.

پنجسال دیگرجاسوسان آی اس آی وپسرخواند گان حمیدگل ها وبابرها درنهاد های کلیــدی باآرامش خاطر، در رضائییت ولینعمتان خود تجدید پیمان کنند. تا پنجسال دیگر واژه گان دانشگاه ودانشکده ازسوی خرم وخرمیها، اگرمیسرشان گردد بدارتعصب نژادی آویخته شود.

تا پنج سال دیگروزرای دست نشانده ومصلحتی با هیـچ دستاوردی تنهــا از پنجــره های دفــاترمرمرین، خرابه زارهارا تماشا کنند، با تبلیغات دروغین یکی ازامنیت سخن گوید، دیگری ازایجاد کلینیک صحی آنهم ازحنجرهً بوش، دردورافتاده ترین قصبات کشور، هذیان سرائی کند. یکی درخود کفائی گندم ومواد غذائی طبل کاروصداقت را تا گنگرهً قصرسفیــد بصدا درآورد وآن دیگری پایتخت کشور را به کثافت خانهً جهان مبـدل سازد. درد آورترازهمه اینکه همین سکاندارهای کاذب ، درتبانی با انجوهای غارتگر، بر سرگنجهای شایگان قرارداد های بزرگ دولتی، دربی مسـًولیتی تاریخ لمیـــــده باشند وهیچ دلهـرهً حسابدهی، دربرابرخدا ودربرابرملت، ضمیرواحساس شان را بحرکت در نیاورد.

پنج سال دیگرپایتخت مملکت درپرتو اریکین های تیلی وشیطان چراغ ، در خامـوشنای تاریکی مـزار شهـدا ودرانزوای تمدنی عصرایجاد گریها نفس بکشد، ذخیره گاهای انرژی کشورخودرا بحال مخــروبه رها کرده وصدها ملیــون دالـر به برق وارداتی ازکشورهای همسایه، که آنهم ساقط اعتباراست، سرازیرشود. دریاهای خروشان وپربارما، ملک دیگـران را شگوفان سازد ولی ما خود نه مالک بند برقی باشیم ونه صاحب آب قابل آشامیدنی یی، وای بسا که اهرمدارمسوًول آن از منبرپرجلال وزارتش اعلان نماید، هروعدهً که به ملت سپرده ام آنرا با سربلندی وجدان به انجام رسانیده ام !

پنجسال دیگرتجارت بازارآزاد تحت نظرارگانهای مافیـائی، دود ازدمارمردم بینــوا بکـشد، فابریکات تولیــدی نیمه فعال، منابع زیرزمینی، بخشهای اعظـم بیت المـال، آزادانه به فـروش برسد وآب ازآب تکان نخـورد. پنج سال دیگــــرفرصت طلائی باشد برای همدرد وهمــدردها، که به بهانهً گویا خونخواهـی یاران شهیـد حزب اسلامی خود، به تنشـهای سـمتی و کشاندن آتش بسمت شمال، دست بکارشوند وزندگـی آرام ولایات شمال وشمال شـرق را یکسره به مخاطــره وبرادرکشی بکشاننـد، اما دربرابرآن بشمول عطامحمد والی مزار، هیـچ مرجع مسـوًولی از مقام رهبـری دولت حرفی برزبان نیاورد وحاکمان دست نشاندهً شمال، دردفاع ازحیثیت واستقلالیت منطقهً خود عاجزوناتوان بدرآیند.

خلص کلام تاپنجسال دیگراگرعمرسیاسی نظام حاکم، به اتمام نرسد، یقیناً کارزارناهنجاریها، ناشی ازمافیای مواد مخدر، دروغ وخیانت، فساد وخاکفروشی وخاک پاشی بچشم مردم، به قانون مروج قدرتمندان وگروهای عصیانگروقانونشکن، مبدل شـده ودیگرهیچ دستی نخواهد توانست مملکت را ازتهلکهً سقوط نجات دهد.

درتداوم این روزگاربد فــرجام، با استفاده ازسیستم نظام ریاستی، جناب رئیس جمهـور اختیارمطلق را بازهم درانحصار خود گیرد، نِه بقسم گذشته ها خودش مصدرخدمتی دربازسازی وتغییربنیادی درکشورگردد و نه هم درتشکل کابینهً متعهد وبا ظرفیت ونهادهای صادق ودلسوزکه بتواند دراعمارمملکت عملاً سهم شایستهً ملی وتاریخی خودرا ادا کنـد، دلسوزی وتوجهی بخرچ دهد. بناءً بااین پالیسی ناکام هیچ کاری ازبنیاد تغیرنخورد، اندیشه های ملی ومترقی، آزادی ودموکراسی درانجماد این برههً تاریخ، بقسم گذشته ها منجمد ومتحجرباقی بماند.

اما علیــرغم اینهمه ناکامیهای آشکارکه آقای کرزی درمدیریت ناکارآمـد خود، باآن مواجـــه بوده است بازهــم جناب شان قاطعانه مصمم اند تا درین میدان زورآزمائی بهرقیمت وبهرطریقی که میسرباشد باید به اهداف تمامیت خواهی وسرانجام انتخاباتی خود، پیروزبدرآید. اهــداف این ستراتیـزی نا مطلــــوب که درمحـورسیاست هـژمونیستی بحرکت درآمـده است از خط آرمانی کافهً مردم افغانستان، درفواصل گمنامی قراردارد. درسنگستان این خط فاصل، فـرقی ندارد اگراین کافـــهًً مردم ستم کشیده، بازهم درجهنم فقروناامنی دست وگریبان باشـند ویا جغرافیای مملکت درخطرتجـزیه قرارگیرد، چنانچه درین اواخر زمزمهً این ستراتیـژی پنهانی، مبنی برایجاد یک نوارجـدید مرزی، توًام با خود مختاری نیروهای آشوبگرو تجزیه طلب منطقه، بخصوص درحوزه های جنوب وجنوب شرق، با طنین زنگهای خطر، مردم آزاده اندیش کشوررا به هشداری فرا میخواند.

چنین است اهداف آرمانی حلقات حاکـم برسرنوشت جامعه، که برای آنها هویت ملی ومسًولیت مملکت داری نه بر مبنای عدالت گستری ، ترویج دموکراسی ویا خدمت بخلق الله پایه گــذاری میشود بلکه هدف اصلی، تنها درعطش تداوم قدرت واندوختن ثروتهای بیشماری میچرخد که نظامهای دست نشانده وفاسد، جدا ازاشک وعسرت مردم، روی آن به قمار ذلت تاریخ می نشیننـد ودرمقابل، سرنوشت ملت واسـتقلال کشوررا به حراج بانکهای مافیائی و نظامهای اشغالگــرجهانی، به داوًطلبی میگذارند.

درانتخابات دوردوم ریاست جمهوری بخاطریکه ازیکسو میراث یک ادارهً فاسد، بیکاره ومافیا درصحنهً دولتـــداری بجا مانده است وازسوی دیگر، جناب کرزی بدرستی میـداند که دیگــرچانس موفقیـت دربین ملت حتا درسرزمیــن آبائی خود قنـدهار، را ازدست داده وحامیان بین المـللی اش نیزازو روگــردان شده اند، ازینرو درروزهای پسین، که دیگرکارازکار گـذشته درپیش چشم ملت به قهرمان سازی آغازکـرده وبا صراحت کلام ازمظلومیت مردم، دربرابرحملات هـوائی ناتوو امریکا سخن میگوید وسخت به تلاش افتاده تا این کمبود را دراتخاذ تدابیرخاص زمانی جبران کند. گاهی به آستان خادم الحرمین الشرفین دست نیازدرازمیکند، همان خادم حرم مبارکی که امروزجنایات وحشیانهً اسرائیل را درکشتاربیرحمانهً مردم فلسطین، با بی تفاوتی شرم آگینی به تماشا نشسته است. زمانی هم ازمراجعه به کانون اسلامی شیخ سعید طنطاوی
رئیس جامع الاظهـرمصر، دریغ نمیـورزد، کسیکه هیچکارهً میــدان این سیاست بازیهاست والتجا میبـرد تا طالبـان را از طریق وساطت آنها با پیش کش کردن هرنوع امتیازوحاتم بخشی درقدرت آینده، راضی ساخته وبدینگونه با حکومت وی که طالبان همیشه آنرا دست نشانده اعلان میــدارند، ازدرآشتی و برادری به مصالحه تن دردهنـد وبیاینـــد درامـورادارهً کشوربا دست باز، سهیم گردند.

هرچند زمینهً موفقیت همچوپلانهائیکه تجارب تلخ تاریخ را با خود دارد، دیگردرجامعهً ما دورازتصوروانتظاراست ولی ازآنجائیکه ازیکسو دولت ازموقف ضعف نظامی، ونبود یک اردوی ملی، با اصرارپی درپی دربرابرطالبان، به تقاضای مذاکره ومتارکه چشم دوخته است وازجانبی کشورهای ناتو وامریکا هم، که راه برون رفت را ازطریق جنگ ورگباران هوائی، کارسازپیش بینی نمیکنند، آنها نیزراه مذاکره با طالبانرا ترجیح میدهند. ازینروعواقب ناگواراین سیاست بازیهای داغ پشت پرده ها را، نباید به ساده گی دورازنظرداشت و یا با بی تفاوتی ازکنار آن رد شـد.

حتی درهمیـن روزهای اخیر، نامهً رسمی یی ازطرف آقای کرزی مبنـی برتقاضای کمک نظامی به کرملیـن نیزپیشکـش گردیده است. بازی سیاسی دوجانبه یی که تحقق آن مسلماً افغانستان را باردیگردرصحنه های خطرناک جنگ سرد میـان دوابرقدرت، درگیر خواهد ساخت.

مردم رنج کشیدهً ما نباید اینبار درانتخاب خود باغفلت وساده دلی، سرنوشت آینـدهً خود را بازهم به دست خود به جهنمـی تبـدیل کننـد، چه قسمیکه درانتخابات دوراول ریاست جمهــوری واعضای منتخب پارلمان به چنیـن خوشـباوریها، متوسل گشتنـد ونتیجهً آنرا اینک با رگ رگ جان خود به سختی احساس میکننـد که این ملت بینـوا باهمهً بد بختیهــایش چگونه به فراموشی تاریخ سپرده شـده است که نی این حکومت گویا انتخابی خودش، به حقوق شهـروندی وابتدائی ترین نیازانسانی اش توجه درخورسـپاسی را معطوف ساخت ونی به خـانهً ملـت یعنی همان خانهً که خودش آنرآباد کــرده بود، فــریاد داد خواهانه اش، راه پیدا کرد.

مگرامروزدرآستانهً انتخابات بازهم بنام مردم کوس خدمت نواخته میشود ومظهــراراده اش بمثـابه یک نیـروی سرنوشت ساز، به ارج ملکوتی گرفته میشود، که چنین هـم باید باشـد. اما دریغ، پس ازچند صبــاحی که بوجود او وبه برگـه های رایدهی او دیگرضرورتی احساس نمیشود، بازهم به پرتگاه فراموشی سقـوط میکنــد. راستی که این توده های مستضعف جهان بوده که درطول تاریخ، همیشـه بنامش تجارتهای بزرگ سیاسی را براه انداختـه اند ودرفــرجام تنها وبی سرنوشـت رهایش کرده اند. فروغ فرخزاد شاعردرد ورنج انسان، درمورد چه تمثیل زیبا دارد:

مـــردم!

گروه ساقط مـردم

دلمـرده و تکیـده و مبهــوت

در زیربارشـوم جســد ها شان

ازغـربتی به غـربت دیگر میرفتنـد

ومیـل دردناک جنایت

دردسـتهـا شـان متـورم میشـد.

ازینرو مردم باید درانتخاب زعیم آینـدهً مملکت، نیروی بالنــدهً خودرا بکاربنـدد و به کسی رای اعتماد خودرا نثارکنـد که درامتحان صداقـت ووطنپـرسـتی، بدون تبعیض وسـتم ملی بماننـد آیینــهً شـفافـی درخشیده باشـد وازاعمـاق درد وبدبختـی وپریشان حالی مـردم و جامعهً خویش سربه درکرده باشد.

تا حال یگانه شخصیت مطرحی که چنین ارزشهــای ملی وانسانی را، درسرخـط مبارزه وپیکارخود شجاعانه وصادقانه بکاربسته است آقای دوکتــور رمضان بشردوست است که هیچکسی نمیتواند آرمانخــواهی سوزان اورا درراه ایجـاد یک دولت کاری وعاری ازفساد ، تپش وجدان وخواست انسانی اورا، دراعمـاریک افغانستان پیشرفته، مستقل وسربلند، تائیـد نکنـد. جناب بشردوست امتحان بزرگـی را چه دردوران وزارت پلان وچه بحیــث نماینـدهً مـردم درپارلمــان افغـانستان دربرابرملت خود، به انجـام رسانده است. اوشـایسته ترین کـاندید سراسری مــردم کشوراست. واین جفـائی درحق مـردم افغانستان خواهـد بود اگرحقـــوق، شایستگی ومحبوبیـت او درانتخابات ریاست جمهـــوری، روی بعضی ازعوامـل تنگ نظرانهً سمتی وزبانی، به حاشیه کشانده شود وقدرتهای ذیدخل درمسًـلهً انتخابات افغانستان کاندیدهای قبلاً برگزیدهً خودرا بدون تصمیـم وآگاهـی مـردم، برسرنوشـت ملت افغانستـان تحمیل کرده وبعـــداً ازطریق این دست نشانده گان منـت پذیر، ستراتیـــژی بزرگ سیاسی ونظامی خودرا درمنطقـه دنبال نمایند.

درانتخابات ریاست جمهـــوری، که هنــوزتاریخ برگزاری آن درچالشهای سیاسی سردرگـم باقی مانده است، چند چهـــرهً سرشناس ویاهم گمنام دیگــری نیز کنده وجسته برنامه های کاندیـداتوری خودرا، با حمایهً کاخ سفیـد، به نمایـش درآورده اند. اما تا هنوزفعالیت مبارزاتی هیچکدام برجسته گی خاصی پیدا نکرده است.

یکی ازین شخصیتها، آقای علی احمد جلالی است که باتلاشهـــای شتابزده کارزارتبلیغاتی خود را ازچتـرحفاظتـی غرب آغازکرده گاهی درجمع هــواداران اروپائی وزمانی هم دربعضی مصاحبه های خود درحلقات تنظیمی درکابل ویاهــم در دوبی ظاهـرمیگردد.

آقای جلالی شخصیت آرام، با دانش وتحصیل کـردهً نظامی بیشتـرازبیست سال است درامریکا زندگـی دارد. اوچنــد سال بحیث وزیرداخلهً دولت آقای کرزی وظیفه اجرا کرده است.

دیدگاه ونظریات آقای جلالی درمورد دولت آینــدهً افغانستان، که درین اواخرازطریق سایتهای انترنتی ومصاحبهً اخیـرش درامریکا، به نشررسیده، میرساند که جناب شان مهمترازهرچیـــزدیگربه سیاست سازش ومحافظه کاری که ریشهً آن به عقاید سنتی جامعه پیوند میخورد، گرایش بیشتر دارد، تاتغییـرات بنیادی وتوسعهً عقاید دموکراسی، درکشور.

نظریات آقای دوکتورجلالی بگونهً لکچـرهای کلیشه ای که درمجموع برمحور مصلحت اندیشیهای مسلط برجامعه تکیــه دارد، ارایه میشود. متن ومحتــوای آن کدام پیام روشن و شـفافی را که نمایانگرچرخش نوین سیاسی واقتصادی ویا تغییر بنیادی درکشور بوده باشـد، باخود ندارد. برداشت این قلم محتوای نظریات سیاسی شانرا اینگونه خلاصه میکند:


ـــ جناب شان تا امروزدرافشای نام مافیای مواد مخــدرکه بعد ازکناررفتن، به مل وعده سپرده بود، مطلقاً خامــوشی اختیار کرده است. درحالیکه تا هنوزهم مردم درانتظارافشای این افراد لحظه شماری دارند.


ـــ اگـر میزان صداقت ، تقــوا وغیروابستگی آقای بشردوست با جناب جلالی ویا سایرکاندیـدها بمقایسه گــرفتـه شود تفاوت آن اززمین تا آسمان سرمیکشد. دارائی و سرپناه بشردوست شاید دریک خیمهً سیاروپایکـش بایسکل خاتمه یابد اما تجمل زندگی دیگران ازقصرهای شیرپورتا ویلاهای امریکا واروپا درخشش دارد. اسـتفاده ازقدرت ودستبرد به زمینهای دولتی شیرپوروبازهم ازپولهای باد آورده شـده، اعمارقصرهای مجلـل دران، که امروزجایگاه تلخ ورسوائی را، درتاریخ غمناک وطن ما گرفته است، روشن ترین محک ومعیاردرشناخت ومعرفت کاندیدها بوده که روی آن باید محاسبه انجـام گیرد.

ـــ آقای جلالی به کمییت اردوی « ملی» تاکید زیاد میورزند، تا ارتقاء کیفیت و روحیهً مورال وحب وطنپرستی آن. درحالیکه به عقیدهً کارشناسان نظامی، نخست ازهمه، این اردو را نباید اردوی ملی خطاب کرد، زیرا پرسونل اجیریکه امروزدرصفوف نظام تن بخدمت داده اند تنها به نفع کسانی شمشیرمیزنند که ازآنجا حقوق ماهـواردالری برایش پرداخـته میشود. بناءً سرنوشت چنین اردوی پرهزینه ایکه سرانجام کمکهای جامعهً جهانی هم روزی بپایان خود برسـد آیا ازنگاه آقای جلالی بکجا خواهد انجامید؟ آیا بدیل آنرا ازکدام منبع لایزال میتوان درکشورفقیری بمانند افغانستان، جبران کرد؟

ـــ آقای جلالی دردیدگاه خود ازعنصرمهم ساختار نظام آیندهً دولت اشارهً نکرده وخامــوشانه ازکنارآن رد میشود، آیا بنظرایشان ادارهً نظام کـشور، به سیستم ریاستی که شخص رئیس جمهــوربماننـد شاه مطلقــه اختیارکل مملکت را بدسـت دارد، درست وعادلانه خواهد بود؟ تجارب هفتساله نشان داد که این مطلقیت نظام، فساد اداری وتبعیضات ملی را بگـونهً سخت مایوس کننده یی، دامن زده است. درطول پنجسال ما شاهد ایجاد کشیدگیها وصف بندیهای تاًسفبارسیاسی میان قــوهً مقننه وحکومت بوده ایم که درنتیجه سرنوشت مردم قربانی این رقابتها گردید ومشروعیت قانون زیرسوال قرارگرفت. آیا بازهم درسایهً چنین نظام مطلقه آرزوهای ملت باید سرکوب گردد ویا به سیستم ادارهً پارلمانی، که اکثریت مردم هـوا خواه آن است متوصل گردیم، تا دروجود صدراعظم وکابینهً مسًوول آن، دست کم این بحران تاریخی بگونهً بهتری رقـــم خورد ودرپرتو عدالت سراسری به قضایای مملکت رسیده گی بعمل آید.

ـــ آقای جلالی درجغرافیای انتخاباتی خود، بیشتربه قبایل ماورای خط دیــورند توجه معطـوف میـــدارد وحصارکشی دیورند را یک خط مرزی تحمیل شده برمردمان دوسوی مرزبحساب آورده وبخاطــررفع محرومیتهــای طولانی سیاسی اقتصادی واجتماعی آنها، بقسم رژیمهای گذشته با کلمات احساس برانگیز، به جلب وجــذب ذهنیتهـا متوسل میگردد، ولی ازدردهای ا سـتخوانسوز سایراقشارجامعه خود، درطول زمانه های استبداد یادی نمیکند.

ـــ بهمینگونه سیاست اقتصاد بازارآزاد را، بدون آنکه حضورفعال دولت را بحیث رکن مهـــم نظارتی آن یاد آورشود بمثابه جزئی ازنظام سیاسی آیندهً خود، تائید میکند. سیستمی که درشرایط بی بند وبارامروزهً افغانستان بخش اعظــم فساد مافیائی ازبطن آن سرچشمه گرفته است.

ـــ درمورد طالبان با نهایت محافظـه کاری واحتیاط ابرازنظرمیکنـد. درهرقسمتیکه باید ازتروریــزم وطالب نام برده شود واژه های نرم تری مانند شورشی، افراطی ویاغی گری را، استعمـال مینماید تا هیچکسی را آزرده خاطر نسازد و
عقیده بران دارد که طالبان را فقط ازطریق عملیات نظامی ناتو شکست داده نمیتوانیم. او آشتی ملی را با طالبــان ضرور میداند وازبرتری قدرت دفاعـی درمقابله با آنها، الترناتیفی را پیشکش نمی نماید.

درچالشهای انتخاباتی، یک پدیدهً سنـت زدهً دیگری هـم مروج است که هــریکی ازکاندیدها بمثابه ابزارتبلیغـــاتی، خودرا محبوب مردم جا میزند، و پشتوانهً مردم را فقط متعلق بخود ترسیم میکند.

چنانچه آقای جلالی دربرابرسوالی که آیا درمورد کاندید شدن شان درانتخابات، تاحال چه تصمیمی دارند می گوید:
« ازمدتیست صداها وپیامهائی را ازهرطرف، ازسران قبایل، علما، نهـادهای مـدنی واجتماعـی، اهل خبـره وقلـم تا مردم عادی کشور، میشنوم که من باید درانتخابات کاندیـد شوم. درحالیکه احساس هموطنــانم را قابل سپاس میـدانم، بدینــوسیله آماده گی دارم تابه تقاضاهای شان مصممانه لبیک گفته خودرا کاندید انتخابات نمایم ».

شاید چنین حرکتی ازجانب عدهً ازهوادارانش صورت گرفته باشد اما بقیه، این کدام مردم ویا کدام نهادهای مختلف جامعه بوده که پیامهای خودرا تنها به آقـای جلالی ارسال داشته اند! اوکه سالهــا ازکنارمردم جـدا وبا شرایط بد ومرگبــارملت کدام غمشریکی نداشت، آخرازکدام طریق موفق گردید تا به چنین سـتیغ مردمی نایل آید !

بهرحال امیـد است آقای جلالی درصورت پیـروزی درانتخابات، سیاست سازش و مصلحت نگریهای سنت زده را یکـسو نهاده بایک شجاعت پویا و پیام شـفاف، همراه باسایرنیروهای ملی ومترقی، ایجادگرتغییرات بنیادی درکشورخود گردد.

آقای داکتراشرف غنی احمدزی وزیرمالیهً سابق، کاندید دیگریست که چهـرهً شان بحیث حامی مالـی ومعنـوی طالبـان چه پیش ازرسیدن بمقام وزارت وچه بعد ازان، بهمه گان روشن وآشکار است. مفکورهً تخصصی اوبود که بحیث وزیرمالیـه زمینهً سرازیرشدن هزاران انجـوی خودسروغیـرمتعهــد کشورهای خارجی را به افغانستان، فراهــم ساخت ، بدون آنکه استقامتهای کاری وپروژه سازی آنها درتفـاهم با دولت افغانستان نظم قانونی را بخود میگـرفت وهزینهً مصارفاتی آن در همآهنگی با وزارت مالیه تنظیم میگردید اما برعکس این شبخونیان هزینه های بازسازی افغانستان، نه تنها وزارت مالیه که درمجموع دولترا جیره خوارودست نگـرخود ساختنـد. بناءً نتیجهً چنین ادارهً خیانتبارمالی بود که هــزینه های بزرگ بازسازی به تاراج رفت ودرکشورقانون مافیا، گسترش پیداکرد.

تبعیض وعصبانیت قومی وزبانی آقای احمدزی، بخصوص درزمان وظیفه داری اش دردانشگاه کابل، بحدی زبانه کشید که آموختن زبان پشتو را بالای استادان فارسی زبان میخواست جبری سازد وفرهنگ فارسی را ازنصاب درسی دانشگاه تدریجاً کاهش دهد.

اینک امروزباچنیـن شـناختی که مردم ازودارند بازهم درسایهً حمایت قــدرتهای غربی، به امید رسیـدن به مسنـد ریاسـت جمهوری، خودرا کاندید انتخابات نموده است.

گزارشها میـرساند که جناب شیرآغا شیرزوی والی ننگـرهارنیزکاندید انتخابات ریاست جمهوری گـردیده است اما هنـوز روشن نیست که درمورد کاندیداتوری موصوف، معیارومقررات انتخابات تا چه حدی مصداق قانونی پیدا میکند زیرا در بارهً درجهً تحصیل وسوابق کاری گـذشته های شان، معلومات دقیقـی داده نشده است ازینرودرایت رهبــری شان آنهم در سطح رئیس جمهورکشور، سوال برانگیــزمیگردد. بهـرحال آقای شیرزوی طبق یک برنامهً محـرم ایالات متحـدهً امریکا دراجماع رهبــری آینـدهً کشور، یکجا با داکتــرعبـد الله ، علـی احمد جلالی واشـرف غنی احمــدزی وارد واشنگتـن شـده اند تا برای تشکیل یک جبههً واحد انتخاباتی، با ادارهً اوباما به گفتمان سیاسی بپردازند.

اما جای نهایت تاًسف وسوال برانگیزاست که آقای داکتر رمضان بشردوست، درحالیکه منتخب اصلی ملت، درانتخابات ریاست جمهوری افغانستان است ازین جبهـهً به اصطلاح « واحـد انتخاباتی» درحاشیه قــرارمیگیـرد ودردعـوت مقامات امریکائی بحیث شخصیت ملی ومحوری درسرنوشت کشور، ازوی نامی برده نمیشود.

این کارییست که ستراتیژی « تغییر» اوباما رئیس جمهورامریکا، دررابطهً تغییردرسطح رهبری دولت آیندهً افغانستان را، با همهً خوشبینیهایش زیرسوال درشت قرار خواهد داد.

بشردوست، مردمی ترين انتخاب!

اشرف غنی احمدزی کسی که افغانستان را با قبيله اشتباه گرفته است و يکی از حاميان معنوی آدمکشان طالب بود، اکنون تبديل به يکی از منتقدان فساد و اختلاس شده و شعار ها و دورغ های معمول انتخاباتی را بر زبان می راند.

چهار شنبه 21 ژانويه 2009, نويسنده: کامران میرهزار


دُم تکان دادن برای اوباما!

گل آغا شیرزی: رهزن و قاچاقچی مواد مخدر/ اشرف غنی: طالب نکتایی پوش، حامی معنوی ارتجاع و يکی از متعصب ترين چهره ها/ عبدالله عبداالله کيست؟ / علی احمد جلالی: ترسو يا سازشکار

يكشنبه 25 ژانويه 2009


اشرف غنی نماينده ی مردم نيست!

طالب نکتایی پوش نماینده ی جامعه ی مدنی افغانستان هم نیست!

يكشنبه 21 دسامبر 2008


IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






51 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > انتخابات > قهرمان سازی هایی که توفان حوادث را به دنبال میکشد

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • سلام خدمت کارمندان کابل پرس و خواننده گان عزیز!!!
    در کشورهای جهان سوم معمولا یا بشکل مستقیم و یا بشکل غیر مستقیم تحت استعمار قدرت های جهان قرار دارد !!!!
    افغانستان کشوری است که از لحاظ جیوپولیتکی برای امریکا و دیگر کشورها حایز اهمیت است !!!
    بنا هر نظام که در افغانستان تشکیل می شود باید پشتوانه خارجی داشته باشد که از این نقطه نمی توان انکار نمود اما سوال اساسی در این است !!!که در پهلوی کشورهای استعماری شعور سیاسی و فرهنگی مردمان یک کشور به کدام اندازه رشد نموده است !!!
    ایا افغانستان قادر خواهدبود بدون حمایت جهان ولو اگر 25 میلون نفوس افغانستان هم طرفدار انها باشدکدام ریس جمهوری انتخاب و کامیاب گردد!!!!
    و اقعا شاغلی بشردوست در قشر روشنفکر دارای اعتبار است اما باوصف اینکه همان عنعنات و وایروس های که در جامعه ما پخش گردیده است بتوانند شاغلی بشردوست به قدرت برسد !!!
    در افغانستان در حدود 85 فیصد مردمان این سرزمین بی سواد هستند و جوانان و مردمانی که در روستا ها زنده گی می کنند سخت پابند به فیصله های قومی و بزرگان خویش می باشند !!!!
    یک موضوع دیگری را شاغلی رووفی تذکر داده اند که شاغلی احمدزی می خواست زبان پشتو را جایگزین زبان دری در پوهنتون کابل بسازد فکر می کنم که اینطور نبود خوتان می دانید که باید در پوهنتون کابل هم زبان پشتو 50 فیصد حق دارد که بالای ان تدریس صورت بگیرد !!!!
    و فکر می کنم نظر به تفکر شما می خواهید تک زبانی را دیگر هم دوام دهید !!!
    این خواب هست و دیگر به وقوع نخواهد پیوست !!!!!
    حالا همگی بدار شدند و حق تحصیل خودرا به زبان خویش می خواهند !!!
    مو ضوع دیگر اینکه (((( به تمام نویسنده گان سایت زیبای کابل پرس و تمام ملت افغان نام سوبه سرحد که بنام پشتونخواه تبدیل گردیده تبریک و تهنیت عرض می کنم ))

  • به همه سلام !
    جناب روفی !
    خط تحمیلی دیورند به مزاج شریف تان چیزی مهم پنداشته نه شده است .
    از عبدالله عبدالله در کنار این سه نفر دیگر چیزی نه گفته اید ، اما یاد اوری نموده اید.
    همه و همه نوشتار تان باساس یک تعصب تاجیکی صورت گرفته است و شما در درد قوم پرستی می سوزید، همین قدر کافی است.
    خوب است که ملت غیور افغان بیدار و اماده شوند تا در اینده این کثافت کارههای ضد ملی را از روی این ملت قهرمان بدور اندازند.
    راجع به انتخابات اینده ریاست جمهوری بدون شک و تردید انتخاب اول مردم ما محترم بشر دوست است و چندی قبل یک گفتگو با تلویزون اریانا داشت نامبرده از دل مردم ما از ارمانهای مردم ما صحبت نموده و تماما جنایت کاران را در داخل و خارج افشا نموده و با شجاعت و مردانکی گفت که این همه جنایت کاران در شیر پور( شیر چور) قصرهای اباد کرده اند از جمله دوستم، قانونی ، جلالی، فهیم و غیره جنایت کاران .
    شما از این جنایت بزرگ یاد اوری نکرده اید ،
    یاداشت نیت ما دفاع از کرزی، احمدزی و جلالی نبوده است هدف ما از سیاست تاجیکی شما بوده است به گفته بجه سقاو بروید چای ، پلو و قند بخورید شما را با این کارهای بزرگ چی کاری است ان هم با رویش تاجیکی مسایل را نیشخوار کردن.
    جلال ابادی

    آنلاين بنگريد : به همچو اشخاص توصیه من است در کنار نام خود ( تاجیک) بنوسند

  • کامران جان خدا کند خوب باشی۰ اگرعکس این بزرگوار را با مضمونش چاپ نمیکردی باز میشد چیزهای در مقابل حرفهایش گفت ولی حالا از عکسش معلوم است که سنن از بنده بزرگتر است و به رسم افغانی باید احترامش کرد۰ صرف به شکل گله برایش خاطرنشان میکنم که میگویند (کفر گر زه کعبه خیزد کجا ماند مسلمانی)۰ کا کاجان شما که چنین طرز تفکر یکجانبه دارید ما از شما چه یاد بگیریم؟ در نوشته تان از موسیچه های بیگناه شورای نظار یادی نکردید مثل وزیر بی کفایت داخله ظرار جان۰ سوپر وزیر آب و برق اسمعیل جان۰۰۰۰۰۰۰باش که لست به درازا نکشد که کاکا بی حوصله نشود۰

  • اگرعینکهای تاریک قومی ولسانی خودرا بدور افگنیم بوضاحت تمام می بینیم که این مقاله درغایت دلسوزی ونهایت زیبائی نگاشته شده است. به عبارت دیگر میتوان گفت که خوبیهای این مقاله بربدیهایش چربی میکند.

    نویسنده هفت سال گذشته را باعبارات خیلی روشن خیلی موجز وکوتاه به بررسی گرفته وعوامل آنراتشریح کرده است. نویسنده ازاینکه خودش ازپرسونل اردوی افغانستان بوده ازاستعمال کلمات ایرانی نظیر ارتش وغیره کاملا بیزار است. دیده میشود که نویسنده دلسوزی خاص نسبت به مسلک خود دارد وپنشهاداتش درزمینه بالابردن سطح کیفیت در اردو نهایت ارزنده ودرخورتوجه ست.

    ازاستعمال کلمات عامیانه چون درگیران واجاق وغیره معلوم میشود که نویسنده به فرهنگ خودش دلبستگی خاص دارد وخیلی زیبا وبجا کلمات را استعمال کرده است.

    نویسنده فکر تجزیه طلبی وجداسازی مناطق را براساس قومیت وغیره جدا رد کرده وتوطئه های خارجی درین مورد با زبان گویا تشریح کرده است که مایه افتخار است.

    همچنان محکوم ساختن دارنده گان قصرهای شیرپور توسط نویسنده خود میرساند که وی ازجنگ سالاران وقاچاقبران متنفر است ولو اینکه قانونی باشد یافهیم ویاهرکس دیگر.بیشتر ازین نباید نویسنده را بخاطر اینکه چرا مانند من نمی اندیشد مورد تاخت وتاز قرارداد.

    اما جا جائی لکه های چرکین تعصب بربعضی کلماتش سایه افگنده واندک حساسیت بعضی هارا تحریک میکند. استعمال کلمات قبیلوی وتحجر قبیلوی که امروز مد روز شده است نوشته آقای رروفی را تاسطح نوشته های فرشته حضرتی تنزل داده است اما نه به آن اندازه که آقای جلال آبادی ودیگران خیلی زود وسریع واکنش نشان داده اند.
    درآخرنوسسنده خود به یک تناقض گوئی عجیب واصل گشته است وآن اینکه ازیکطرف عملکردامریکا هم درساحه نظامی هم درساحه اقتصادی وسیاسی وپشتیبانی ازکاندیدهای ریاست جمهوری را از اول حکومت کرزی تاکنون به نقد کشیده است اما درآخر ازاینکه دکتوررمضان بشردوست بعنوان فرد ایده آل نویسنده درسفرکاندیدهای احتمالی به امریکانرفته است ودربازی های پشت پرده اشتراک نکرده اظهار تاسف نموده که این خود یک تناقض آشکاررا میرساند.

    به نظریک طرفدار دمضان بشردوست هرقدر آقای بشردوست ازبازیهای پشت پرده بامقامات امریکا به دورباشد بهمان اندازه محبوبیتش نیز دربین مردم افزایش می یابد. من ندانستم که آقای رؤوفی چرا ازنرفتن بشردوست به امریکا متأسف است

    بناء همچومضامین توسط همچر نویسنده های ناب ازهرجهت قابل تقدیربوده وامیدواریم که درآینده نیز مارا ازخواندن مضامین شان محروم نگردانند

    • درنوهیوادوالو دافغانستان مظلومو خلکو اسلام علیکم !
      ترکومه خایه چی دهیواد خیبره لیکونکی اوژورنالستان په خپلو مقالو اومضامینو کی دخپل زره براس یا غوته خلاصوی داددوی طبعی حق دی اوزه ورته دیوه لیکونکی اودیوه سیاست پوه په حیث درناوی کوم خو دیره به َشه وه چی محترم روفی صاحب اودغه نورو وطندارانو چی لژ خه یی دخپل ملیت په ارتباط دخان توصیف کری ددی پر خای یی باید دننی کشمار اودهغو خخه دخلاصون لاری چاری زموژ خلکو ته ور په گوته کری وای .
      دفارسی او پشتو په باره کی ننی اوتی بوتی نشرته سپارل مشکل نه حل کوی مشخص دیوه فورمول منخ ته راورل یا اختراع کول هدف دی .
      اگر عبدالله عبدالله خودرا کاندید می کند ویا به پای بوسی اوباما ویا کسانی دیگری در قصر سفید می روندمشکل نیست هرکسی میتواند به هر درودروازه خودرا برساند مثل که همین عبدالله امریکا را سر وطن و وطنداران ما حاکم ساخت وپولهای گزاف گرفت فلمهای مستند چینل 4 بی بی سی موجود است که در بگرام سرباز وطن پرست شمالی مانع سربازان غربی می شوند وجگسترا وزیر
      خارجه وقت انگلیس به عبدالله تلفون می کند که شما مداخله کنید وعبدالله برای جگسترا می گوید که ماوشما به یکصد نفر سربازشما در بگرام به توافق رسیده بودیم ، مگر بعد از چند دقیقه
      که پول وعده می شود اجازه است هرانچه انگلیس داخل بگرام می کند حق انگلیسها است یک موضوع سوال دیگر این است که عبدالله در پاداش خدمت اشغال افغانستان پوست وزارت خارجه
      به دست می اورد ودرین مقام عبدالله می گوید 200 سال پادشاهی پشتونها کرد بگذار چندسال تاجکها هم پادشاهی کند ومی گویند که اقلتها در طول 200 سال تحت ستم ملی بودن
      درحالیکه دکتور عبدالله خدامی داند داکتر چی است ولی سیاست را نمی فهمد زیرا ستم ملی درافغانستان تنهامردمان 6000 ملیون کوچیها درطول تاریخ افغانستان متحمل شدن وشما می بینید که کوچی ها ازشرق تاغرب درتمام شرایط دشوار گرمی وسردی با اطفال شان پای پیاده در
      شب وروز منزل می کند وایا خانم های ماوشما قدرت 2کیلومتر پیاده روی را دارند معلومدار است
      که ندارند ، کوچی ها درافغانستان (خانه - قریه - ولسوالی - ولایت - پوهنتون - لیسه- متوسطه

      جوی - دریا - شفاخانه - کلینیک - چراگاه - ) خلاصه هیچ چیزی ندارند و پنجشیر که 100000 نفوس ندارند ولایت وپوهنتون دارند وسه وزیر برحال وتمام حاکمیت درزمان مسعود بدست پنجشیری بود و افغان ملتی مشهور نیز به قبر وی گلگذاری می کند درحالیکه 60000 انسان
      کابل دریک روز ازدست راکتباران کردن متقابل مسعمود و گلبدین حکمتیار دریک روز کشته می شوند و240000 مجبور به ترک منازل شان می شوند، زیرستم ملی تنها کوچیهابودن وبس .

      ازطرف دیگر در زمان امیر عبدالرحمان خان اقوام ( علی زی - بارکزی - پوپلزی - ناصر - وردک - نورزی - وغیره ) برای ستر سرحدات غرب طرف ایران جابجا شدن ویکی هم صدای خودرا تا امروز
      بلند نه کرد که کجا است مکتب پشتو - لیسه پشتو - پوهنتون پشتو وهمه اقوام تحت ستم فرهنگی وکلتوری ایران رفتن ) وظاهرشاه پادشاه بی کفایت افغانستان که مسکینیار برایش یک ماه درتلویزیون اریانای امریکا فاتحه خوانی داشت وبا بای ملت نامیدن ویا به مسعود لقب قهرمانی
      دادن وبه فهیم رتبه مارشالی وبه قوماندانان جهادی رتبه های سترجنرالی - دگرجنرالی دادن همه
      را ازکیسه خلیف بخشیدن وبرای تطمع کردن ها این کار ها را انجام دادن .
      اقایون سر کابینه بی سیواد وبی سویه کرزی وپارلمان مزدور پنجابیها وایرانی ها وغربی ها هیچ مکث نه کردن ؟
      درطول 7 سال انها بالای دریاهای وطن میتوانستن اقلا سه بند برق قوی احداث نمایند وامروز احتیاج به تاجکستان وازبکستان نمی شدیم ویا برق بادی درا اکثرولایات ممکن بود که احداث می شد هیچ کاری نه کردن.
      زمینهای بایر دشتهای ابدان ومیر علم ودشت لیلی در شمال وزمینهای نیمروز ازدریای هلمند در چخانسور توسط ارهتها بیدون جنراتور ها وماشین الات برقی ازدریاهای امو - کوکچه - وپنج امکان
      داشت ابیاری شود ودارد مگر دل سوزی واحساس وطن پرستی نبود که هیچ کاری نه کردن .
      اوردوی ملی کاملا خلع سلاح شده ، تانکها - توپها - وسایل زرهی - موترهای باربری - ودیگر تخنیک ومهمات که برای ده سال جنگ جبهوی با پاکستان وایران کفایت می کرد چی شد وطیارات شکاری - بمبارد - وهلیکوپترهای این وطن کچاشد ؟ چرا پارلمان درین مورد خاموش است
      اوردوی اجیر ومزدور به هیچ وجه تمامیت ارضی افغانستان را ازدشمنان دوطرفه ما که سلاح اتومی
      دارند حفاظت ونگهداری کرده نمی تواند - تعینات ومقرری ها در وزارت دفاع به امر وفرمان رهبران
      تنظیمی است ، کسانی مقرر می شوند که اصلا سیواد ندارند چون هزاره است باید تعین شود .
      چون ازبک است باید تعین شود - چون پنجشیری است باید تعین شود ، چرا ؟ به خاطریکه رهبران
      اتحاد شمال انگلیسها را در راس امریکایی ها سر قدرت رساندن .
      بهترین کدر تحصیل کرده زمان نجیبالله را که تعداد شان به 62000 افسر می رسید DDR کردن
      واین فرمان نواز شریف بود که سر رحیم وردک عضو ISI قبولانده شد که قووای مسلح کمونستها
      باید پارچه پارچه شود ، چرا مصالح ملی برای مجاهدین مطرح نبود ، تا دشمنی بین کمونست واخوانی درحالیکه وطن ما دشمن پنجابی وایرانی دارد وحالا کمبود این نقیسه دیروزی را درک نموده باشین .
      پاکستان باید دم ملاعمر و گلبدین حکمتیار را محکم بگیرد که همیشه برای شان خوش خدمتی نموده ووطن ما را افغانستان بی صاحب را توسط اینها به ویرانه ومخروبه تبدیل نموده وتمام دساتیر پاکستان
      را به هردودیده می پذیرد ، شما خوب تماشا کنید که کدام اسلام درخطر است ؟ کدام مسجد و
      مدرسه تخریب شده ، کدام ملا ومولوی به دار زده شده که طالبها ومجاهد صاحبان سلاح گرفت
      وهر روز هموطنان مظلوم ما ازدست شان ارام ندارند .
      همچنان نویسنده ها در باره استعمال الفاظ وکلمات هم انتقادات دارند که گویا اجاق وغیره را استعمال می کنند ، وطنداران شمازمانیکه به خارج پناهنده شدین واز لطف ونعمات سوسیال برخور دار شدین دیگر تما عیار خارجی شدین وکلمات وطنی وادبیات روزمره وطن سرتان خوش
      نمی خورد به نظرم که هر قدر درخارج باشین باید ارزش های ملی خودرا حفظ نمایید ونباید به
      اطفال اجازه داد که در رسم ورواج های غربی افراط نمایند .
      حالا درباره رمضان بشردوست ، من هیچ تردیدی ندارم که رمضان بشر دوست ادم وطن پرست و
      پاک - ترقی پسند وغیره وغیره نیست ، انچه خوبیها شما دروجود یک انسان دیده میتوانید
      من دروجود رمضان بشر دوست می بینم وبه همین ترتیب دروجود جبار ثابت این هردو ادومهای خوب ووطن پرست ما بودن وهستند برای شان پیروزی در موقف سوم وچهارم خواهانم .
      در باره اینکه جلالی و اشرف غنی احمد زی کدام مقامات احراز نمایند :
      درینجا چیزیکه قابل دقت فراوان است وباید سران تاکید صورت گیرد عبارت اند از همسایه های بسیار وحشی صفت - دون صفت - مداخله گرهمیشگی - تفرقه انداز - واشغالگر وتوطیه چین .
      مقابله به ایشان از دو جهت اساس است :
      1- ازلحاظ اقتصادی ( شخص که در اقتصاد در بین اقتصادانهای جهان مقام سوم ویا چهارم دارد
      غنی احمد زی است ، وطن ما ازبین رفته - تخریب شده - مردم اکثریت بیکاراند - رشوت به اوج
      خود رسیده - مردم خانه ندارند - مردم مریض هستند -گرسنگی- فقر - دامنگیر 95% مردم
      است - فابریکه - بند وانهار - بند برق - اصلا وجود ندارند خلاصه اشرف غنی احمد زی را چانس
      بتین که در راس کابینه دولت به حیث صدراعظم احراز مقام نماید ودر قانون اساسی باید یک ماده علیحده اضافه شود تا این پوست احیا شود .
      2- ازلحاظ ستراتیژی ونظامی که اصلا هر دو در ابتدا به ماهیت نظامی مورد استفاده قرار گرفته
      افغانستان به احیای مجدد قووای مسلح ملی نیاز مند است که سر ازنو بصورت علمی ازلحاظ فرسونل، تنخیک وسلاح اکمال - تربیت - تجهیز وبه پا استاد شود تا بصورت مکمل وعملی در میدان
      جنگ ازاستقلال وتمامیت ارضی دفاع کرده بتوانند .سرباز وطن دوباره به هر شکلی که می شود به دوره مکلفیت عسکری دوره دوساله خدمت مقدس وطن را که مادروطن سرشان فرض گردانده
      بیدون استثنی وبیدون معافیت این ویا ان قوم وملیت ازخدمت عسکری مکلفیت معاف شده نمی
      تواند البته بیدون مریضان ومعلولین وکسانیکه تحصیلات عالی را به اکمال نرسانده ، بناا جناب جلالی به حیث رییس مجهور کشور ازطرف تمام هموطنان افغانی درداخل وخارج کشور تایید
      گردد ، این هردو باید تابع دوچیز باشند :
      A- به هیچ وجه بیدون کمک های خارجی تا یک مرحله گذار ،افغانستان به پا استاده شده نمی
      تواند وباید غرب ودیگر کشورهای جهان کما فی سابق به کمکهای خود به افغانستان ادامه بدهند
      وتمام اختیارات مصارف پولی از طرف صدراعظم کنترول وبه پروژه های که زود رس اند به مصرف برسند وکنترول شوند .صورت حساب دهی بسیار قوی باید رویکار شود .
      تمام معادن ملی اعلان شوند وبه کشورهای خارجی از طرف دولت صادر شوند که مدارک زیادی
      اسعاری نصیب بودجه کشور می شوند .
      B- کادر های مستحق - تحصیل یافته های داخلی وخارج - باتجربه ترین انها - بیدون وابستگی به
      ملیت - قوم - زبان - مذهب - سمت - فرمان رهبران تنظیمی - یونما - یوساید - سفرا - وغیره
      به مقامات که مسلک ورشته شان باهم تطابق کند تعین گردد ، به هیچ وجه به دلالان ، فرصت
      طلبان ، وسطه داران ، خویشاوندان واقارب خوتان زمینه مقامات بزرگ دولتی اماده نسازید که خدا
      نخواسته سبب بدنامی شما گردد .
      با احترام .

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.