کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > افشار، در برابر غزه هیچ است

افشار، در برابر غزه هیچ است

يكشنبه 15 فوريه 2009, بوسيله‌ى لطيف طارق

افشار! در دروازه های خیلی از دکان های کابل، شعار های مرگ بر اسراییل نصب است. جنگ اخیر اسراییل و فلسطین، وجدان های مردم را در گوشه و کنار دنیا به درد آورد، اما بیست و دوم دلو که دو روز قبل گذشت، روز قتل تو بود. قتل عام ده ها هزار نفر ، تجاوز به بیش از 700 زن و دختر جوان، به اسارت گرفتن دختران جوان برای فحاشی و فروش اینها در برابر حادثه غزه ، چیزکمی است، یا اصلا هیچ است.

افشار! من با تو حرف می زنم، با خانه های که با زمین یکسان شده اند، با اطفالی که اصلا پدر را ندیدند، با اطفالی که بجای سینه مادر، میل کلاشینکوف را چشیدند، با تو دختر افشار که بعد از قتل عام مورد تجاوز قرار گرفتی، کنیز شدی و بعد فروخته شدی. با تو زن افشار که شوهر، پسر و دختر ات را یا کشتند ویا بردند، با تو جوان افشار که به جرم مرتکب ناشده مورد تهاجم قرار گرفتی با تو بیوه زنی که امروز دست گدایی به سوی هر کسی دراز می کنی و هیچ چیزی بدستت نمی آِید.


افشار! من از تو می پرسم، چطور جرائت کردی اینهمه خون و جسد را در خود ببلعی، ای خاک افشار من از تو می پرسم چرا اینقدر سنگ دلانه خون اینهمه انسان را جذب کردی و بعد در برابر غزه هیچ!

افشار! غزه همه دنیا را به تکان آورد، اما تو نتوانستی و جدان کسی را به درد بیاوری، حتی من را که خونم، بدنم در اینجا ریخته شده اند، مادرم ، خواهرم در بالای همین خاک تو یا کشته شدند یا مورد تجاوز قرار گرفتند و یا به عنوان کنیز فروخته شدند.

افشار! غزه در مساجد، دشت برچی و تپه سلام تجلیل می شود، من هم می روم تجلیل اش می کنم، منی که خونم در غزه ریخته نشده، اما برادرم در افشار شهید شده، پدرم در افشار دفن شده؛ در خاک تو، اما از تو تجلیل نمی کنم.
افشار! من از روز قدس تجلیل می کنم، نمی دانم چرا؟ اما از تو نه. افشار من در روز قدس تجمع می کنم و مرگ بر اسراییل سر می دهم، اما وقتی روز تو می آید، گوشم کر، چشم ام نابینا، و وجدانم بی حس می شود، حتی برادر عزیزم ، خواهر معصوم ام، مادر بزرگم و پدر حزینم را از یاد می برم، و در خانه خود می مانم.
افشار! من از روز پیروزی کسانی که ترا به خاک کشیدند با رژه خاصی تجلیل می کنم، به کسانی که ترا به خاک کشیدند، القاب قهرمان ملی، استاد، پیشوای مذهبی و آقا را می دهم، وقتی سخنرانی می کنم، برای کسانی که تو را به خون کشید، قهرمان سازی می کنم و برادر خطاب می کنم.

افشار! نه تنها من، بلکه ما همه وقتی در محفل سخنرانی همان پیشوای مذهبی که فتوای قتل عام ترا صادر کرد، می رویم، دست ها و پاهایش را ماچ می کنیم، دستانش را می بوسیم، و خود را زاری کنان به ریش اش می اندازیم.

و افشار! نه تنها من که ما همه تا حالا برای کسی که کوه ترا فروخت و فتوای قتل عام ات را صادر کرد، عسکری می کنیم همچنان به کسانی که در دور یک میز جمع شدند و تصمیم قتل عام ات را گرفتند.
افشار! مرا ببخش من وجدانم را از دست داده ام. برادرم، خواهرم، مادر و پدرم در افشار قتل عام شده اند، اما من برای غزه می گریم .

افشار مرا ببخش! من وجدانم را از دست داده ام، من ایمانم را به انسانیت از دست داده ام، من به جای مرگ بر قاتلین افشار، بر اسراییل مرگ می فرستم.

افشار! مرا ببخش من بعضی وقت که ترا به یاد می آورم می خواهم از تو تجلیل کنم، اما کسانی دیگری هستند که می گوید از روز قدس تجلیل کنم، کسانی دیگری هستند که می گویند مرگ بر اسراییل بگویم.

افشار! افشار! افشار! افشار!

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






47 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > افشار، در برابر غزه هیچ است

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • سلام با همه!

    مطلب خوبی راتحریر نمودید ولی باعجله ومحا فطه کاری از اینکه شما بخشش میخواسید بهتر بود عامل این جنایت راواضع وروش افشأ میکردید وبه فرشته حضرتی ارسال میکردیدتا این خانم ارزه گوی بداند که چه جنایت توسط قبیله او انجام شده است.

  • salam merhazar saheb , harkas ba khatere ikhtelafe baine farsi zabanha ki ba name mostaar menwesad . pashtun hast , ta inki beshtar baine farsi zabanha ekhtelaf ijad shawad, magar hakimane pashtun haqqi mara kafe daste ma medehad , ghair az nasal kushi chi kar karda ta aknon ?

  • سلام برای همه برادر نو یسنده شما از افشار بسیار خوب یاد اوری نمودید اولا شما اشتباه بسیار بزرک را مر تکیب می شوید که بین مردم که کمی سازش دارند باز تخم نفاق را می خاهید کشت نما ید این خود یک منا فقت است در غیر ان از کار کرد های جوانان افشار هم یاد اور شوید که زنهای بیکناه را به سر چهاراهی ها تما شاه کرده طفل ان به دنیا امد است من بطور مشل یکی از انهارا یاد اور شدم که از جهاد های مردم افشار است مشل این واز این بتر صد ها هزار این را از مردم قهر مان افشار پر سان کرده بعد از ان تجلیل کنید اکر روی داشته باشیداز این اضا فه نمی گو یم قضا وت را برای مردم می کذاریم

    • سلام آقای نصرالله
      همان کسانیکه زن های بی گناه را در سر راه اذیت می کردند، افشار را هم فروختند. من به آنها هم اشاره کرده ام. اصلا مسئله روی همین جنابان است. همه می دانند انان کی اند.

      آنلاين بنگريد : http://alatifonline.blogspot.com

    • سلام به نویسنده ی گرامی و دوستانیکه نظریات شان را در مورد ارائه داشته اند!.
      نویسنده ی گرامی! چیزی را که نوشته ی واقعا دل ها را به درد می آورد ومن برای انجام این همه اعمال در کشورم و بالای مردمم متاثرم، در جریان جنگ های داخلی هر قوم و قبیله و فرقه نظر به توان اظلام را بالای دیگران انجام دادند، که هیچ کس بی نصیب از ظالم و مظلوم بودن نمانده است. اما به عقیده مه اینا همه بخاطر حفظ نسل و قوم خویش انجام شده اند و در نظر و دید احمقانه برین باور که نا بودی دیگران بقای ماست کشتار های زیادی صورت گرفت، درد این اعمال که ممکن در طول چند سال کوتاه انجام شده اند ، به آسانی از دل ها دور شدنی نیستند، ولی میشود عدم تداوم را به یک گونه ی به فال نیک گرفت، چنانچه بین اکثریت اقوام چون هزاره، تاجیک و ازبک که در جریان جنگ های داخلی به جان هم خنجر به دست بودند، امروز با درک واقعیت ها و با درک ظلم طولانی مدتیکه از سوی دیگران بر آنان روا داشته میشود، به گونه تفاهم بوجود آمده است،ضرورت است برای تقویت آن کار شود، نظر داده شود و نوشته شود تا برای یاد آوری و تازه ساختن یک سوًٍتفاهمیکه در یک مقطع کو چک زمانی صورت گرفته است، به عقیده ی شخصی من وقتی کسی از تداوم عمل بد دست میکشد و دوباره آنرا انجام نمیدهد نباید کاری شود تا دو باره عقده بگیرد و به حالت اولی بر گردد، چنانچه هزاره، تاجیک و ازبک که از حالت جنگ دیروز داخلی به حالت امروز تفاهم رسیده اند، اما باید بر علیه کسانیکه همواره ظلم روا میدارند، نوشت و عملش را تقبیح کرد.

      آنلاين بنگريد : http://mirwaisarya.blogspot.com

  • سلام به دوستانگرامی.
    با ظهار سپاس از نویسنده حادثه افشار وناشر آن.
    اشخاص و افراد فروخته شده ومزدور همیشه جنایت میآفرینند ودارای خصوصیات حیوانی هست،ما از بیگانهگان هیجگاهی گیله نداریم وآنها را میگذاریم باقضاوتهای انسانی ووجدانی شان،بلکه باید از خود ویا کسی در قالب خودی که از پشت خنجر زدند،گیلمند شویم .ما هنوز از گذشتهای زمان چیزی کمی واندکی شاید آموخته باشیم،ولی باید گفت،که چنین حوادث در تاریخ کشور چندین ملتی عبرت برای نسل آینده باشدوبس.ملت هزاره ،ملت انتقامگیر وجنایت پیشهً نیست ،نبوده ونمی باشد،بلکه بر خلاف، صلحجو،حلیم وعدالت پسند هستند،از چنگ وخون ریزی نفرت دارند.
    با این همه خصایص واسلوب های انسانی، نتوانسته در برابر مظالم ،آشوبگریها،بیعدالتها،ونجاوزهای آشکارا وپنهان از حقوقهای مشروع خویش دفاع نمایند،علت در کمبودی یک سازمان واحد روشتگری وروشنفکری نخبهگان این ملیت هستند،امید است مانند ساًیر ملیتهای ساکن گشور در یک سازمان متحد در داخل وخارج کشور جهت روشن ساختن اذهان مردم وجهان با رویدادهای جامعهً شان دور هم جمعشوند ومسًوولیت ایمانی شانرا ایفا نمایند.جاغوری

    • دوست گرامی:بدون شک جنایت افشار مانند سایر جنایات که بر مردم بیگناه در این کشور رواداشته شده است توحش اشکار است وهر انسان با شرف باید انرا محکوم کند.دوست محترم.تا جایی که من متوجه هستم سال به سال بر تعداد قربانیان این حادثه افزوده میشود وبه مرز شعر وافسانه نزذیک .در عرصه شعر وداستان شاید بتوان دست به افرینشهای تخیلی زد اما در عرصه تاریخ وثبت رویداد ها نباید تخیل وعاطفه را بسیار دخیل کرد.هرچند که ان رویداد بسیار هولناک بوده باشدوبه ما درد بزرگی هم رسیده باشد.شما مینویسید که در ان حادثه ده ها هزار انسان کشته شده است.اما این رقم بسیار بالانیست؟در تمام جنگهای کابل 60هزار انسان کشته شده است.این رقم درست نیست اما بسیاریها از این تعداد یاد میکنند.درست.حال اگر ده ها هزار را به معنای 40 یا 50 هزار بگیریم ویا به معنای 20 یا 30 یا 10 هزار بگیریم به نظر شما بسیار دور از واقیعت وغلو امیز به نظر نمیرسد.چه منظوری در پشت این بزرگنمایی میتواند وجود داشته باشد؟دراین میان با رقم که کمیسیون مستقل حقوق بشر ارایه کرده چه باید کرد!این کمیسیون قربانیان حادثه افشار را 70نفر اعلان کرده است.

    • جناب طارق ! نوشته ادبی و جدی شما بسيار با لحنی گرم و صميمی نوشته شده است و بالا ترين واقعيت تاريخ معاصريعنی فرياد های به خاک خفته ؛ اهالی افشار را منعکس کرده است ! عدالت در هيچ جای دنيا با بزرگداشت و تبجليل و تجليل از عدالت ستيزان و بوسه زدن بر رکاب قزل ارسلان های امروز ؛ به دست نمی آيد ! محاکمه جنايت کاران عليه بشريت برای جامعه طاعون زده افغانستان يک وجيبه فوری و تا خير ناپذير است ! من يقين دارم اگر کشور در اشغال امريکای وحشی و زور گو نبود ؛ اهالی مستاصل و بينوا با سنگ و چوب هم که شده ؛ انتقام خون اقارب خود را از « قهر مان » های دروغين ساخت آی ساف و شاه شجاع ها وکرزی ها .. می گرفتند و خواب را در چشم محسنی ها و سياف ها تير باران ميکردند! اگر حکومت اشغالی يانکی ها نبود ؛ افشاری ها ی زخم خورده با قاتلان و دشمنان خود همان کاری را ميکردند که نادر افشار کرد ! غزه و حوادث غزه و تظاهرات چند مزدور برای فلسطينيان به مردم افغانستان ربطی ندارد ؛ مقايسه افشار و غزه ؛ سبکسرانه و مضحک است . روز قدس و روز غزه ؛ « ترم» ها و مصطلحات دولت آخوندی ايران است که سی سال است به تجارت پر سود اسلامی ! ر وی آورده است ! چون « ايرانيان » را اعراب به حيث « جامعه اسلامی » قبول ندارد ؛ حکومت منفعل و منزوی ايران ؛ برای فلسطينيان حساب بانکی باز کرده و بر طبل جنگ عليه اسراييل ميکوبد و خود را « قيم و وکيل ، وصی » مسلمانان افريقا و ساير مسلمانان گيتی ساخته و سفارتخانه های ايران به مرکز جاسوسی و « حزب الله سازی» و « قدس و غزه پردازی » مبدل شده ؛ و پس از رويکار آمدن حکومت دست نشانده کرزی ؛ هر چند گاه ؛ روزی چند مزدور پول گرفته از سفارت ايران ؛ در باره « مصنوعات دربار آخوندی » به تظاهرات می پردازند! اما روزی دوباره بر سر اين سفارت همان می آيد که در نخستين روز های طلوع طالبان در « مزار شريف » آمد! به هر حال من نوشته شما را می ستايم ! هم هنر مندانه و هم گويا و پويا است . من اخيرا يک نوشته ادبی و در عين حال جدی از صبور الله سياهسنگ خواندم در يک سايتی که گويا از جرمنی تنظيم ميشود . سياهسنگ خواسته بود از هندوان افغانستان که وطن را ترک می گويند ؛ جانبداری کند ما به حدی اين مطلب را شاعرانه «!» و آگنده از صنايع ادبی نگاشته گه توگويی سياهسنگ در يک مسابقه و مقاله نويسی ادبی اشتراک ورزيده است ؛ آدم نوشته سياهسنگ را که ميخواند تو گويی « نامه های عاشقانه ويکتور هوگو ترجمه شجاع الدين شفا » را ميخواند! اما نوشته شما طارق جان بسيار جالب است و انشای آن ؛ موثر و بی عيب است !
      برا ی کسانی که خواهان نوشته های « بی تشخص » و « بی جهت گيری و خنثی » اند و ا ز سوی ديگر خواهان آشتی « گرگ و گوسفند » اند ؛ توصيه ميکنم از « ساده لوحی » و « خود فريبی » دست بردارند . تاريخ و تجربه بشری نشان داده است اگر « تبهکار » مجازات و تجريد نشود ؛ دوباره دست به جنايت ميزند ؛ آيا شما منتظر يک فاجعه ديگر در افشارو اين سو و آن سوی ديگر کشور هستيد ؟ با احترام . فردوس کاويانی

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.