کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > خبر و گزارش > اعتراض استادان دانشگاه و فعالان سیاسی و اجتماعی افغانستان به قانون احوال شخصیه (...)

اعتراض استادان دانشگاه و فعالان سیاسی و اجتماعی افغانستان به قانون احوال شخصیه شیعیان

از این که شاهدیم در عصر دفاع از حقوق بشر و حضور فعال زنان کشور در صحنه اجتماعی و سیاسی بار دیگر به نام قانون، حقوق شهروندی زنان میهن نقض می گردد، بی نهایت متاسف بوده و از پیشگاه خواهران و مادران افغانستان ، جامعه مدنی کشور و همه باورمندان به حقوق بشر پوزش می طلبیم

چهار شنبه 8 آوريل 2009

بانوان وخواهران سربلند افغانستان،

مباحث روز های اخیر پیرامون (قانون احوال شخصیه اهل تشیع) نشان داد که محتوای این قانون با اصول و ارزش های حقوق بشری و موازین قانون اساسی کشور در مغایرت قرار دارد.

ما امضا کنندگان این سند، بر این باوریم که مطابق به اصول قانون اساسی کشور، اهل تشیع کشور حق دارند تا احوال شخصیه شان را در پرتو آزادی مطابق به اصول فقه جعفری تنظیم نمایند؛ اما تدوین احوال افراد در چارچوب قانون، باید موازین قانون گذاری و ارزش های مندرج در قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان و خود ارادیت شهروندان را کاملاً رعایت کند.

قانون یاد شده از مرز های قانون اساسی و خود ارادیت شهروندان فرا رفته و اجازه می دهد تا به زن نه به عنوان انسانی دارای حقوق شهروندی، بلکه به مثابه شی و انسان دست دوم برخورد صورت بگیرد.

ما امضا کنندگان این سند به مثابه افرادی که تجربه حاکمیت خشونتبار طالبان را که در آن حقوق انسانی و اولی زنان کشور به گونه فراگیر نقض گردید، از سر گذشتانده و خود شاهد و مدافع تعهد جمهوری اسلامی افغانستان به موازین حقوق بشری و حقوق زن بوده ایم از این که شاهدیم در عصر دفاع از حقوق بشر و حضور فعال زنان کشور در صحنه اجتماعی و سیاسی بار دیگر به نام قانون، حقوق شهروندی زنان میهن نقض می گردد، بی نهایت متاسف بوده و از پیشگاه خواهران و مادران افغانستان ، جامعه مدنی کشور و همه باورمندان به حقوق بشر پوزش می طلبیم. ما بر این باوریم که دموکرات های افغانستان و جنبش مدنی کشور باید با قدرت تمام با طالبانیزه شدن نظام حقوقی کشور مبارزه کنند.

امضا کنندگان:

استادان دانشگاه:

1 داكتر رنگين دادفر سپنتا
2 پروين شمس
3 حميده برمكي
4 منيژه باختري
5 شهلا فريد
6 نصرالله استانكزي
7 محمد فيصل امين
8 احمد ضيا نيك بين
9 احمد ضيا رفعت
10 عزيز احمد
11 شريفه ميرزا خيل
12 جاويده احمدي
13 ذبيح الله حيدري
14 محمد وحيد غروال
15 احمد رسول
16 فهيمه شكيب هاشمي
17 صفيه رحيم
18 عبدالرسول نصير
19 هدايت الله وفا
20 گلالي حيات
21 نجيب محمود
22 مير عزيز احمد فانوس
23 سيد عبدالواحد
24 سيد اكرام الدين
25 دكتر محمد افضل بنوال
26 محمد فاضل شريفي
27 صالحه حبيبي
28 فرشته حبيبي
29 محمد حسين يمين
30 احمد شاه زغم
31 سيد احمد شاه شريفي
32 سلما احدي
33 شازيه رحيمي
34 محمد طاهر تايب
35 آزين قيامي
36 شكيبا هلال
37 محمد هارون معتصم
38 ولي محمد ناصح
39 رحيم رحيمي
40 فضل الحق فضل
41 محي الدين نسيمي
42 سيد مير احمد
43 سيد عبدالصمد مشتاق
44 نصير احمد فرهمند
45 حيدري
46 حبيب حكمت
47 سيف الدين سيحون
48 محمد جواد سلطاني
49 محمد وقار
50 علي عالمي
51 يار محمد باقري
52 زهرا محمد
53 زهرا غفوري
54 صالحي
56 علي اميري
57 محب
58 عبدالقدير امير يار
59 موسوي
60 چراغ علي چراغ
61 مكمل الكوزي
62 حميد الله امين
63 محممد امين وكيلي
64 جليل شمس
65 پروين شمس
66 غلام محمد راهي
67 عبدالمجيد صميم
68 نفیسه منیر

فعالان سیاسی و جامعه مدنی

1 پلوشه حسن
2 اورسلا اشرف
3 ضيا سميع
4 داكتر سيما سمر
5 نعيم نظري
6 عزيز رويش
7 عزيز الله احمدي
8 محمد علي بخشي
9 داكتر محمد انور يوسفي
10 زهرا هاشمي
11 نجيب الله سروش
12 لطف آمان
13 نفيسه رستمي
14 هما عليزي
15 رحيمه رضايي
16 سارا سهاك
17 رايحه لنگري
18 اوستا عالمي
19 نيلوفر قديري
20 ذكيه شفايي
21 حميد رضا
22 پروانماه يوسف
23 نبيله ابراهيم خيل
24 ريزه گل عزيزي
25 سيد علي ضيا
26 ملكه قانع
27 گلالي حبيب
28 تورپكي نوابي
29 ذكيه كاكر
30 ماه جان يوسفي
31 عبدالناصر هوتكي
32 عادله محسني
33 ليدا نادري
34 سادات
35 عمري
36 ثريا پرليكا
37 وزير احمد خرمي
38 خواجه احمد صديقي
39 پوهنوال محمد صابر خويشكي
40 پوهنوال بابري
41 مشرقي
42 قاضي فوزيه
43 رحيم پور
44 وژمه عريا
45 ماري اكرمي
46 ليدا نادري
47 جاويد لودين
48 شريفه شريف
49 فريد زبير
50 زاهد الله زاهدي
51 احمد اكرام حقيار
52 سيد سرور اماني
53 علي احمد زلمي
54 داكتر سيد جلال
55 ارين يون
56 داكتر داوود مراديان
57 عبدالغفور آرزو
58 عبدالكريم عزيزي
59 مولوي غلام محمد
60 ظفري
61 محمد موسي محمودي
62 احمد نادر نادري
63 محمد فريد عميدي
64 نوريه وصال
65 محمد ازهر
66 داكتر روح الله عابد
67 نادر
68 احمد ضيا لنگري
69 فهيم حكيم
70 امضا بدون نام
71 امضا بدون نام
72 امضا بدون نام
73 صفر محمد
74 اسد
75 محمد علي يعقوبي
76 ابراهيم
77 سلطاني
78 جاويد
79 غلام رسول رمضاني
80 فاطمه معصومي
81 عقيل شاه الياسي
82 اسد الله محسني
83 محمد شاه
84 نظر
85 امضا بدون نام
86 امضا بدون نام
87 داكتر ثريا
88 نسيمه رحماني
89 شكيبا برومند
90 امضا بدون نام
91 امضا بدون نام

وکلای پارلمان

1 رمضان بشر دوست
2 شهلا اعطا
3 فوزيه اتمر
4 شكريه پيكان
5 كبرا دهقان
6 مير احمد جوينده
7 عباس نويان
8 گل پادشاه مسجدي
9 حاجي زرين زرين
10 محمد هاشم وطنوال
11 جان گل كارگر
12 شكريه باركزي
13 فوزيه
14 عبدالستار
15 خالد پشتون
16 گلالي نور صافي
17 هلال الدين هلال
18 صفيه صديقي
19 شينكي كروخيل
20 فاطمه عزيز
21 رقيه نايل
22 محمد حسين

وزیران کابینه

1 داکتر رنگین دادفر سپنتا/ وزیر امور خارجه
2 داکتر محمد اعظم دادفر/ وزیر تحصیلات عالی
3 نور محمد قرقین/ وزیر کار وامور اجتماعی
4 اسدالله خالد/ سرپرست وزرات سرحدات
5 داکتر محمد جلیل شمس/ وزیر اقتصاد
6 عبدالکریم براهوی / وزیر امور مهاجرین

Kabulpress comments on the Afghan government’s “Rape Law”

More evidence of re-Talibanization of Afghanistan

Sunday 5 April 2009, by Kamran Mir Hazar, Robert Maier


فقط حکومت غير دينی می تواند حيات شیعيان را تضمين کند!

در افغانستان تنها يک حکومت آزاد و بدون گرايش دينی می تواند تضمين کننده ی حيات اقليت های مذهبی باشد. ورنه برخورد متعصبان در همراهی با چپاولگران در کافر قلمداد کردن شیعیان فقط جان و مال و ناموس آنان را در افغانستان مباح دانسته و آنان را همچنان با جنايات روبرو می کند. تصويب قانون "احوال شخصیه شیعیان" برای جامعه ای که نوگراست و کوشش می کند مشارکت متمدنانه در جامعه داشته باشد، فقط يک توهين محسوب می شود که ريشخند و محدوديت را برای آنان به ارمغان می آورد.

شنبه 4 آوريل 2009

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






97 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > خبر و گزارش > اعتراض استادان دانشگاه و فعالان سیاسی و اجتماعی افغانستان به قانون احوال شخصیه (...)

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • مشکل بزرگ ما اینست که یکعده متقلد و نهایت خود فروش هر چه فارس های فاشیست میگویند آنرا میخواهند در افغانستان هم عملی کنند، بیخبر از اینکه رژیم شوونیست ایران و فارس های فاشیست حاکم با استفاده از شیعه پرستی در 80 سال گذشته تمام ملیت های غیر فارس را به زنجیر کشیده و از ابتدایی ترین حقوق ایشانرا محروم کرده اند. در ذیل بخوانید که در ایران مربوط به فارس های فاشیست چه میگذرد:

    زبان:
    از طرف دیگر انتقال این حافظه تاریخی از نسلی به نسل دیگر و از فردی به فرد دیگر مستلزم وجود زبان مشترک میان آنان به عنوان وسیله اساسی ارتباطی می باشد.
    علاوه بر آن زبان نه تنها وسیله انتقال خاطرات و دردها و شادی ها و احساسات و ارزش ها و . . . از فردی به فرد دیگر و از نسلی به نسل دیگر است ، بلکه تاثیر اساسی در طرز اندیشیدن فرد و ساختارذهنی او دارد .

    طبیعی است که اگر زبان و تاریخ ملتی را از او بگیریم هویت آن ملت در مدت زمان کمی از بین خواهد رفت وعمل الیناسیون ( از خود بیگانگی ) روی خواهد داد.

    بحران هویت:
    بحران را به عنوان ایجاد بی نظمی و اغتشاش غیر قابل کنترل در جریان یک فرایند و پروسه می دانم.
    به عنوان مثال :جوی آبی را در نظر بگیریم که جریان مداوم وآرام آب در آن از مبدا معین به سوی هدف معین در جریان است.حال به شکل نا گهانی ضربه های فیزیکی و شدید به این جریان آرام وارد آید ، اغتشاش در آن ایجاد می گردد و اگر این ضربه خیلی شدید باشد ممکن است جریان از مسیر صحیح خود خارج گردد و هدف مطلوب تامین نگردد.
    همچنانکه سابقا اشاره شد هویت طی زمان به شکل مداوم تحت تاثیر اتفاقات مختلف شکل می گیرد و با لطبع آرام آرام نیز تغییر می یابد و هرگز ثابت و راکد نمی باشد.
    در حالت نرمال این تحولات آرام و قابل کنترلند بنابراین مشکل ساز نبوده و ایجاد گسست نمی نمایند ولی اگر در یک جامعه بر اثر شوک و ضربه ای مصنوعی وغیر طبیعی سیر تدریجی تحولات و تغییرات هویتی به هم بخورد یا سرعت تحولات بالا و غیر قابل کنترل باشد ، می تواند بحران هویتی در جامعه ایجاد نماید.
    چرا که فرد قدرت انطباق با شرایط به شدت متغیر و ترمیم گسست های فرهنگی و هویتی ایجاد شده در جامعه ، خانواده و حتی درون خود را هم نخواهد داشت.
    همچنانکه اشاره شد ، تبعات این بحران شدید و خطرناکند . از جمله گسست نسل ها،رشد ناهنجاری های اجتماعی وعمومیت یافتن این ناهنجاری ها ، تخریب ارزشها و اصول اخلاقی ، عدم پایبندی به نهادهای اجتماعی وقوانین عرفی ومدنی ، از بین رفتن معنی در زندگی و گسترش پوچی و سر گشتگی ، رشد فساد و بی بندوباری و . . . معضلاتی هستند که تا حدود زیادی معلول بحران هویت در جوامع می با شند.
    انسانی که خود و محیط پیرامونی اش را به شکل صحیح درک نمی کند و احساس تعلقی به فرهنگ و تمدن خود ندارد ، از یک طرف دچار پوچی وسردرگمی است و از طرف دیگر به دلیل همین عدم تعلق ، هیچ تعهدی نسبت به قوانین و ارزشها وهنجارهای خانواده و جامعه ندارد ، موجودی است پا در هوا و ازخود بیگانه که از یک طرف دچار تعارضات شدید شخصیتی و عدم شناخت و معرفت درونی نسبت به خود است و از طرف دیگر به علت عدم احساس تعلق به جامعه و حس بیگانگی نسبت به آن ، اصول و قوانین و ارزشهای جامعه برایش بی معنی اند.
    بدیهی است که اینچنین فردی بسیار مستعد بزهکاری وانحراف است. وضعیت نا مطلوبی که در نسل جوان ایران به شکل بسیار گسترده شاهد آنیم.
    شواهد و قرائن به حدی آشکار اند که هیچ کسی نمی تواند وجود بحران هویت در ایران را نفی کند.
    ریشه خارجی و شوک عامل بحران تقریبا بر همه معلوم است و آشکار است که فشار وارده از غرب است .
    بعضی ها از آن به عنوان ضربه های جهان مدرن بر پیکره تمدن سنتی شرق یاد میکنند و برخی آن را وابسته به امپریالیسم و پروژه ای هدف دار با هدف نابودی فرهنگ و تمدن شرقی – اسلامی می دانند .
    برخی از موج سوم سخن می گویند که به گسترش رسانه ها وعوامل صوتی – تصویری وتسریع و تسهیل ارتباطات منجر شده و فرهنگ و تمدن و پایه های هویتی ملل عقب مانده شرق را به چالش کشیده است.
    این که عامل خارجی بحران پروسه ای طبیعی است یا پروژه وتوطئه ای طرح ریزی شده ، نظرات متفاوت است و اندیشمندان بسیاری از دکتر شریعتی و آل احمد و مطهری گرفته تا نخبگان فکری و سیاسی فعلی پیرامون آن بسیار بحث کرده اند .
    برخی چون تقی زاده و ملکم خان و آخوندوف آن را پدیده ای میمون و مبارک دانسته و به پیشباز آن رفته و هم آوایی با آن را تنها راه توسعه کشور دانسته اند و برخی آن را شبیخون فرهنگی انگاشته و مقابله جدی و همه جانبه با آن را خواستار شده اند.
    باور من اینست که صورت مسئله باید به شکل دیگری طرح گردد.
    اینکه این عامل شوک زا پروژه ای شوم است یا واقعه ای طبیعی ، هر چه هست وارد شده و می شود و چندان تحت کنترل ما نیست ، چرا که ابزارهای لازم جهت دفع یا کنترل آن را نداریم.

    سوال اینجاست که چگونه بنیان های هویتی ما که این همه پیرامونش به جهانیان فخر فروشی می کردیم و خود را طلایه دار تمدن جهان باستان دانسته و بشریت را وامدار فرهنگ خود می دانستیم ، چنان سست اند که شوک وارده ، این زلرله بزرگ را در جامعه ما ایجاد کرده و این همه ویرانی به جا گذاشته ؟!!
    وسعت ویرانی ها نشانگر این است که یا بنیان های هویتی ما بسیار پوچ بودند که چنین راحت دستخوش تخریب گشته اند یا اینکه در گذشته ای نه چندان دور دستهایی این بنیان ها را ندانسته یا دانسته از درون تضعیف و تخریب کرده است.
    شق اول چندان قرین به واقع نیست چرا که با مطالعه تاریخ اقوام و ملل ایرانی از کرد و تورک و عرب و فارس تا بلوچ و تورکمن نشانگر این است که هرکدام از آنها خصوصا تورکان و اعراب نقشی انکار ناپذیر در خلق فرهنگها و تمدن های بسیارداشته اند و زمانی نه چندان دور داعیه حکمرانی بر بخش اعظم جهان را می کردند.

    اما شق دوم : یعنی تخریب و تضعیف بنیان های هویتی ایرانیان به دست خودشان در گذشته:
    با مطالعه تاریخ صدسال اخیر ایران درمی یابیم که با ورود تجدد به ایران و طرح مفاهیم مدرن از جمله ناسیونالیسم،آموزش رسمی و مدرن و. . . برخی از اندیشمندان سابق با طرح شعار یک زبان و یک ملت که از ملل مدرن فرانسه و آلمان گرته برداری نموده بودند ، سعی در حذف مهمترین لایه هویتی ایرانی ها یعنی قومیت نمودند.
    باطرح مسائلی چون آموزش اجباری به زبان فارسی ، تخریب و تحقیر اقوام وملل غیر فارس سعی در حذف هویت قومی-ملی آنان و یکدست سازی و آسیمیلاسیون فرهنگی-هویتی اقوام و ملل غیر فارس در داخل فارسیان نمودند.
    در این باب مطالعه آراء و اندیشه ها ی افرادی چون کسروی ، جمالزاده ، شیخ الاسلامی ، دکتر افشار و طرحها و سیاستهای فاشیستی آنان در نابودی و تخریب فرهنگ و زبان و تاریخ ملل غیر فارس (خصوصا تورکان و اعراب ) و در یک کلام هویت ملی – قومی آنان را آشکار می کند .
    پیشنهاداتی چون جدا کردن کودکان غیر فارس از مادرانشان و سپردن آنان به خانواده های فارس ، تکه تکه کردن آذربایجان و تغییر گسترده نامهای تورکی و بومی ، جوک سازی و تحقیر زبان های غیر فارسی خصوصا تورکی در رسانه های عمومی و دولتی و . . . همه سیاستهایی در راستای نابودی هویتهای غیر فارس در ایران بود .
    آنان فراموش کردند که زبان و فرهنگ اقوام غیر فارس از جمله تورکان ، کردها و اعراب،به حدی ریشه دار و غنی اند که حذف آنان غیر ممکن است وحتی در صورت حذف جایگزینی آن با فرهنگ و زبان نه چندان غنی و ناقص فارسی غیر ممکن خواهد بود.
    در مدارس صندوق جریمه گذاشتند تا هر کودکی را که به زبان تورکی صحبت کند جریمه نمایند وبه اجبار به او فارسی یاد دادند.در ادارات زبان تورکی را ممنوع اعلام نمودند و در رسانه ها به تحقیر و تخریب آنان پرداختند.
    این مسئله شبیه این بود که زبان افراد را در دهانشان بریده وزبان مصنوعی را به آن پیوند برنند.
    طبیعی بود که در اکثر موارد کار این جراحان فرهنگی ناشی ناموفق و نا مطلوب از آب در آید. بدین ترتیب آنان به جلادان فرهنگها تبدیل شدند .
    فرد زبان خود را از دست داد وبا زبان جدید هم نتوانست آنچنان که باید ارتباط صحیحی برقرار نموده آن را درونی نماید.
    این مسئله بخصوص در کودکان و نوجوانان معضلی اساسی ایجاد کرد کودک به زبان فارسی تربیت و آموزش داده شد در حالی که جامعه و محیط پیرامونش به تورکی سخن می گفت.نتیجه این شد که او نتوانست ارتباط و تعامل صحیحی با جامعه خود برقرار کند و دریافت داده ها از بیرون و پاسخ دهی به آنها با مشکل مواجه شده و هویت فردی و اجتماعی فرد شکل واصلوب محکمی پیدا نکرده و فرد دچار بحران شدید هویتی گردیده و در میان همسالان خود همچون موجودی بیگانه و خارجی تلقی و در مواردی طرد گردیده و حتی مورد آزار قرار می گرفت.
    از طرف دیگر طرفداران یکسان سازی ایران دست به تاریخ سازی و تاریخ نویسی و به عبارت بهتر جعل گسترده تاریخ زدند.
    تاریخ و ریشه تاریخی اقوام و ملل غیر فارس تخریب و تکذیب گردید.
    حضور چندهزار ساله تورکان قبل و بعد از اسلام وایجاد تمدن ها و امپراطوری ها همه تکذیب وکمرنگ نشان داده شد و در همان موارد کمرنگ جلوه داده شده سعی گردید که چهره ای بسیار زشت از تورکان در ایران به مردم معرفی گردد.
    کافی است کتابهای درسی مدارس و دانشگاهها را ورق بزنیم وآن را با کتابهای علمی تاریخی که در دیگر کشورها توسط تاریخ دانان ونه جاعلان تاریخ نگاشته شده ، مقایسه کنیم آن وقت است که گستردگی جعل تاریخ در ایران پی خواهیم برد.
    برخوردی مشابه نیز با اعراب و دیگر ملل غیر فارس صورت گرفت.
    طبیعی است که مللی که تاریخ وحافظه تاریخی شان به جای رشد و تقویت ، اینچنین با آموزه های رسمی مخدوش گردیده و آنچه که در ذهن و ادبیات شفاهی از گذشتگان آنها به آنها رسیده این همه با تاریخ رسمی و دولتی تناقض داشته باشد ، معلوم است که چه وضعیت اسفناکی پیش خواهند کرد.
    از یک طرف نژاد وریشه قومی تورک و عرب نفی گردید و از طرف دیگر نژادی موهوم و وارداتی به نام آریا به خورد مردم داده شد و سیاستهای فاشیستی با نیروی قهریه خاندان پهلوی جهت نا بودی بنیان های هویتی اقوام و ملل ایرانی پیش برده شد.
    نتیجه نهایی چه بود؟ ایجاد جوامعی که حافظه تاریخی شان به شدت مخدوش شده و زبانشان هم الکن و ناقص است، مردمانی که ذهن و روحشان اسیر چند گانگی و تضاد های بسیار است مردمانی دربه در ، بی ریشه و بی بنیاد.
    مردمانی که نژاد و زبان و قومیت و نام تاریخی خود را نمی دانند.
    آذری اند یا تورک؟
    اهل توفارقان هستند یا آذرشهر؟

    صد البته معلوم است که چنین مردم بی هویتی در مقابل شوکهای خارجی به این شدت دچار آسیب و تخریب گردند.

    نتیجه:
    بخش اعظم ناهنجاری ها و انحرافات اجتماعی امروز ایران که حالتی اپیدمی به خود گرفته ناشی از وجود بحران شدید هویتی است.
    بحران هویتی در ایران از یک طرف معلول ضربات خارجی تمدن نوین غربی بوده و از طرف دیگر ناشی از تخریب بنیان های هویتی اقوام و ملل ایرانی به دست فارس گرایان و پان آریا نیست ها است.
    به عبارتی حاکمان و روشنفکران فارس پرست با تخریب لایه های هویتی قومی وبنیان های هویتی آنان ، باعث گردیدند که مردم ایران در مقابل فشارهای نرم افزاری خارج کاملا خلع سلاح گردیده و اینچنین دچار از خود بیگانگی و سر درگمی گردند.
    باید اعتراف کرد که فرو پاشی فرهنگی-هویتی ملل ایران معلول سیاستها و خیانتهای پان فارسیستها و آریاپرستان می باشد.

    حال چه باید کرد؟

    بازگشت به خود و کنار گذاشتن تنگ نظری ها و حمایت از فرهنگ و هویت بومی و قومی اقوام و ملل مختلف ایرانی و درک و قبول واقعیت کثیرالمللگی ایران و کمک گیری از بنیانهای هویتی قومی – ملی همه ایرانیان ( و نه فقط پارسیان )، و ترد سیاستهای فارس گرایانه و سانترلیستی و ایجاد نظامی کثرت گرا و دولتی فدرال .
    نفی سیاست سلطه گرایانه و تلاش برای حذف نظام برده داری فارس علیه کرد و تورک و عرب و ...
    مشارکت دهی حقیقی ملل غیر فارس در قدرت و حضور بنیادی فرهنگ های غیر فارسی ( با حوزه های تمدنی مختص خود ) در تمام عرصه ها
    کنار گذاشتن سیاست های فاشیستی فرهنگ سوز و فرهنگ ستیز فارس محور و آریاپرست و مجازات و تنبیه فرهنگ ستیزان و حمایت از زبان و تاریخ و هویت ملل تارخی تورک و کرد و عرب و . . . و تلاش گسترده جهت ترمیم ویرانیهای حاصل از صد سال حضور فاشیسم فارس در ایران و رفع تمام و کمال سیاستهای تبعیض آلود و نژاد پرستانه در زمینه های مختلف اجتماعی و اقتصادی و حاکمیت تفکر انسان محور به جای تفکر فارس محور .

    تنها در سایه ایجاد نگرش انسان محور و نفی فاشیسم فارسی است که پایه های هویتی ملل ایرانی دوباره ترمیم گردیده و با ایجاد جامعه ای با ثبات و قوی بنیه ، امواج جدید وارده از غرب به جای ایجاد بحران ، عاملی در جهت توسعه سریعتر کشور خواهد گردد.

    منابع و ماخذ:
    1- هویت اجتماعی ریچارد جنکینز تورج یاراحمدی
    2- بحران هویت قومی در ایران دکتر علی الطائی
    3- فصلنامه مطالعات ملی شماره 13 سال چهارم پاییز 82
    4- فصلنامه مطالعات راهبردی پیش شماره اول بهار 77
    5- مقاله آریاییسم فاشیسم پان فارسیسم سایت www.azsav.com
    6- مکاتب ناسیونالیسم مونتسرات گیبرنا
    7- بررسی تحلیلی پان فارسیسم سایت www.tribun.com
    8- قتل ابابک جواد شیخ الاسلامی
    9- ناسیونالیسم در ایران ریچارد کاتم

    نویسنده:
    رسول سواران ( شامان تورک ائللی )

  • با سلام
    دو خواهش دارم اکر ممکن است روشنی بیندازید.
    1 در کل قانون احوال شخصیه شیعیان توسط چه گروهی و یا شخص تنظیم شده با توجه به اینکه میدانیم قوانین معمولا توسط کمیته قوانین شورای وزیران بحث و تبادل نظر شده و توسط وزارت عدلیه تنظیم و توسط وزیر پارلمانی به مجلس میرود.
    2 وکلای مردم شیعه در مجلس خواب بودند که این قانون تصویب گردید.
    گرچه این دو مورد چیزی جدیدی نیست قبلا هم در جامعه سنتی افغانستان اعم از شیعه وسنی مطابق این دو ماده رفتار میکردند.
    تشکر

  • صرف نظر از بحث قانون فلان و بستان، گذاشتن اسم استاد روی بعضی از این افراد خود یک جنایت و جفا در حق اساتید و بزرگان دانش و فرهنگ است. بطور نمونه نصرالله استانكزي، فردیکه لکۀ سیاه بر دامن دانشگاهیان افغانستان است. زنباره گی و خیانت به اصول دانشگاه دو خاصیت برجسته ی این موجود معلوم الحال است که برای اکثریت محصلین محترمیکه در سال های اخیر در دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی تحصیل کرده اند، روشن است.

    و بسیارئ امضا کنندگان این سند، کسانی اند که "نان را به نرخ روز میخورند" و چشم و گوش سپرده اند به فرامین کاخ سفید و فلان کشور غربی نه به اسلام معتقدند و نه هم وفادار به وطن و هموطنان خود. صرف به این میآندیشند که چه خدمتی را برای دلخوشئ باداران خود کرده میتوانند.

    با احترام

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.