صفحه نخست > عکس > تنگ ماهی

تنگ ماهی

کاری از بشیر بختیاری
جمعه 8 می 2009

زمان خواندن: (تعداد واژه ها: )

واژه های کلیدی
loading...
loading...

پيام‌ها

  • من در بالاحصار کابل که پوهنتون نظامی و سیاسی بود سومین درس دانشگاهی واکادمیک من در وطن پر افتخارم آفغانستان در زمان شهید داکتر نجیب (دوران استقلال مطلق افغانستان )بود البته من در پنج دانشگاه افغانستان و خارج افغانستان مصروف درس بودم و حالا هم ادامه دارد درسهایم.چه قدر همین حالا اشک میریزم که شما خاطرات آنزمان را تازه کردید ومن در همان دوره تحصیل گاهی با همصنفانم میگفتم که حالا شکر شوروی رفت و ما آزاد استیم و اگر مصالحه ملی بپیروزی برسد همین حالا که ما درس میخوانیم در آینده هم بدرد ما میخورد .واگر مجاهدین بدون مصالحه بیایند باز دیگر این درس های مصالحه ملی را که ما خواندیم مثل ترم ترمچی است که هیچ فایده بما نداردرفقایم خندیدند و گفتند که بترس که پف نباشد و صدای ترم را هرکس میشنود ولی صدای پف را هرکس خودش و چند تا نزدیکانش میشنود .چیزی که فکر کردیم همان شد .بالاحصار بیک کابوس ترسناک مبدل شد .ولی حالا دلم باین ماهی که درین دشت سوزان ولی در یک مرتبان شکسته و تقریباً در حالت فروپاشی قرار دارد و فقط یک یار دارد که آن هم یک گل بسیار زیبا .شما ترسیم گر انسان آفغانستانی که من تعبیر میکنم در سرزمین سوخته از جنگ و خشک بیابانی و با هرلحظه تهدید بمرگ باز هم امیدوار بآینده با یک عشق و علاقه است و آیا خدا کمکش خواهد کرد که آرزویش بثمر رسیده و زنده گی نورمال آینده را بیابد .درین شاهکار شما یک دنیا فلسفه نهفته است ولی من وتوفقط امیدوار باینده خوشبخت برای وطن و مردم خود بلی آینده مییاید ولی باید خوب وزیبا باشد

    repondre message

    • داکتر صاحیب شوما ام یگان یگان گپای فلسقی میزده بودین و یگان تحلیلکای مقبول میکده بودین . قیصی بالا حصار تان از خودتان لاکن تفسیرتان مثل کارتون جاندار و خوبیش بود گلکه ده افغانستانی ها مانند کدین که اگه امو گلکه آرزو ها و آرمان ها و امید هایشان میگوفتین بسیار خوبیش مییامد خو پسان ازو ام یاد کدین . لاکن یک گپی راستی و حق باز از پیشتان ماند که ای زمین خوشکی سیلاب زده و درختای خزان زده است که اگه قارکتان نبیایه توفه های امی نصرانیاست و ماره ده مابین ای دونیای کلان اینمی ماهی واری ده مرتبان کده و مره سری تو و تو ره سری مه میکوشه و ای درختای خشکه ام سری خودی ما اره کده گیست تا بتانه تخم نو کیشت بکونه . لاکن بیچارا نمیفامن که ده ای زمین خشک تخم نو چه رقم سوز بکونه . اگه زمین او دار شوه خو باز ازی تخم های نو کده پیشتر امو درختای که ریشی شان ده ای زمین بی او انوز زنده و ماکم است نر واری سوز کده تخم ها ره زیر میگیره و باغبان ها آمده اونا ره خشاوه میکونن . دیگه کدام گپ خو نمیشه امی ماهی گک بیچاره عذاب میشه و گلک امید ها پژمرده میشه و ای تخم ره شاید زاغ های غم آمده بخورن یا شادی گکای رسوا آمده بلیسن . چه گوفتی داکتر صاحیب اجتماعیات و سیاسیات ده ای گپی بیسواد جاهل ؟

  • آقای بختیاری صاحب سلام بر شما و دست تان بوسیدنیست.از دیر زمان میباشد که همراه کارهای ناب شما آشنا هستم.همین موضوع نیز باعث حرکت بر مبنای بیداری در من شده است.اثر های جاویدانی شما تحرکت ایجاد میکند نیرو میبخشد وامیدی در دل آدمی برای حیات دور از سر فکندگی روشن میکند. یک کار شمارا در 15سال قبل دیدم و همین کارتون شما مرا وا داشت تا آدم دیگری باشم.من ضمن که رشته کمپیوتر در داننشگاه را تعقیب میکنمبا همه مشغله هایم از مدتیست که کارتون میکشم و فعلا همراه یک تعداد مجلات و روزنامه های این جا(استرالیا) کار میکنم ولی همه را مدیون زحمات شما میدانم استاد گرامی.خدا تویفق عنایت کند تا شمارا روزی ببینم

    repondre message

  • تمثیل خوبیست از زندگی امروز جامعه ما.زنده باشد کابل پرس با این آثار خوب و ارزنده شان

    repondre message

  • گر نداریم نان گندوم بدیدیم دست مردم
    من دراین کار بختیاری چیزی خاصی نمی بینم نمیدانم چی کسای این نظریات را نوشته اند؟
    پیامی خاصی در ان نیست جز ادغام کردن چند عکس با فتوشاپ !
    کارهاهی آقای شاهید را میتوان به عنوا کاریکاتور دانست نه این کارهای ضعیف فتوشاپی را که خیلی غیر حرفه ی کار شده
    شاید دلیلش در این باشد که در شهر کور ها ... پادشاه هست
    می بخشید

    repondre message

    • بادار علی احمد جان سلام.این شعررا شنیده یی؟تو مو میبینی و مو پیچش مو =تو ابرو مو اشارت های ابرو.هموطنم اولا ازین که نفهمیدنت را برخ ما میکشی این خودش هنریه یعنی یکی مثل من مجبوره چیزی برایت نوشته بکنه.چیزی را بگویه تا آدم های نافام مثل ترا روشن بسازه.مثلی که تازه داری این تصاویررا میبینی و گیچ شدی مثل نسواری ها واری.این که تو درک نداری و چیزی ازین آثار نمیدانی گناهش به گردن بابای خدا بیامرزت است که ترا چرا به مکتب روان نکرد.اولا خو همی فتو شاپ یا بروس یا پنسل از وسایل کار است که مردم اثری را خلق کنند.دوما کارهای آقای شاهد عزیز خوبست اما نه این که در حد کاریکاتور باشد(معذرت از محترم شاهد) ولی در باره اثرهای این دوست آقای بشیر جان بختیاری هرکسی که نداند مثل توکه نمیداند و نادان را باید آموخت .اماکسی که میداند و بی انصافی میکند واقعا خودش را خورد میکند چرا که کار های این مرد بیحد علاقه مندان خاص دارد و خیلی ها عاشقانه کار های ایشان را دوست دارد برادر جان.تو ازین اثر تنها رد پای فتو شاپش را دید ولی ما میبینیم که درین طرح زیبا وضعیت نا بهنجار مردم ما کشور ما و زندگی به طور ظریفانه تمثیل شده است.تو فقط عکس ها را میبینی ولی درک ما این هسته که اگر ما از خواب بیدار نشویم تنگ ما که مارا مانند ماهی در اسارت گرفته اند عنقریب میشکند.باید فکری برای ختم تباهی خود بکنیم .بعد ازین اگر چیزی نوشته کردی از آخند صاحب بیاموز بعد نا فامیدن هایت را دریک سایت عمومی مثل کابل پرس بیاد گار بمان عزیزم علی اخمد جان

    • آقای علی احمد جان برادر سلام.برادر شیرینم همی طرح را که شما بجای کارتون اشتباه گرفته ید نه تنها کارتون نیست که برخلاف شما که چیز خاص را در این نیافته یید.این یک اثر گرافیکی است که خیلی به فکر من پر از معنی میباشد.این اثر من فکر میکنم که گویای واقعیت عینی زندگانی مردم ما هست .مگر شما اگربجای پرسش هوای ازین جا از خود این دوست ما که این طرح را رسم کرده باید میپرسیدی جواب کامل تر دریافت مینمودی برادر

پیام، نظر، تفسیر یا نقد؟

تعديل از پيش

اين سخنگاه از پيش تعديل مي‌شود: نظر شما پيش از تأييد مديران سايت ظاهر نخواهد شد.

كى هستيد؟
وصل
پيام شما

براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

جستجو در کابل پرس