کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > رزاق مامون: ژورنالیست حقیقت بین یا روزنامه نگار دروغ باف ؟

رزاق مامون: ژورنالیست حقیقت بین یا روزنامه نگار دروغ باف ؟

نويسنده: فرهاد آرين

يكشنبه 1 ژوئيه 2007

بدون تردید اصل ارائه معلومات و اطلاعات متوازن، غیر جانبدارانه، متناسب و مبتنی بر واقعیت نگری، یکی از پرنسیپ های پذیرفته شده مسلک ژورنالیزم بوده و لزوماً هیچ روزنامه نگار و یا دست اندر کار رسانه یی مجاز نیست تا این اصل دنیای ژورنالیزم را بدون هیچ گونه دلیل و منطقی، بشکند.

از جانب دیگر، مبتنی بر قانون اساسی افغانستان، آزادی بیان و اظهار نظر جزئی از حقوق اساسی شهروندان این کشور به شمار آمده و مصؤنیت این حق، به موجب قانون اساسی از هر نوع تعرض و تجاوز، تضمین گشته است؛ اما به هیچ وجه تضمین این حق به این مفهوم نیست که شهروندان افغانستان هر چه دل شان می خواهد، بدون رعایت قوانین نافذ و مرعی الاجرای این کشور، نوشته و سوء تفاهمات خویش را نیز برچسب قانونیت و یا مشروعیت حقوقی بزنند.

این در حالیست که در مقاله " قانون جنگل در وزارت خارجه" نیز آقای رزاق مامون بدون رعایت اصول پذیرفته شده ژورنالیزم، به تعبیر خویش دست به آگاهی دهی مردم از آنچه زده است که در وزارت امور خارجه افغانستان در جریان است.

این نویسنده ( رزاق مامون ) که در پرخاشگری و بی نزاکتی به ویژه از زمانی که در تلویزیون طلوع به عنوان گرداننده برنامه " گفتمان " کار می کرد، زبان زد عام و خاص گردید. پس از اخراج از آن تلویزیون و آن هم به دلیل عدم رعایت پرنسیپ های ژورنالیستیک و بی احترامی به اخلاق روزنامه نگاری، اینک گاه و بیگاه دست به نوشتن یک سری موضوعاتی می زند که در آن، به شدت به جانب افتراء و اتهام زنی روی آورده و ذره یی از واقعیت نگری و صداقت روزنامه نگاری را نمی توان یافت.

در این نوشته، رزاق مامون پرسش هایی را مطرح نموده است که تعدادی از سفراء و کارمندان دیپلوماتیک افغانستان در کشور های مختلف به دلیل داشتن تابعیت دوگانه آیا قصد خدمت به کشور را داشته اند؟ آیا این افراد در جستجوی کسب امتیاز های تازه یی نبوده اند؟ و آیا با داشتن تابعیت خارجی در کنار تابعیت افغانستان، این افراد می توانند به این کشور خدمت کنند؟

این شیوه پرسش و طرح سوال آقای مامون از چندین بعد می تواند مورد بررسی دقیق قرار بگیرد و مشخص شود که آیا واقعاً قصد این نویسنده روشن ساختن ابعاد تاریک معضلات افغانستان بوده و هدفش ارائه پیشنهادات ساختاری به منظور بهبود وضعیت است و یا هم به دلایل کاملاً سلیقه یی، ذهنی، شخصی و حتا سیاسی، خواسته است تا عقده های حقارت انباشت شده خویش را بر روی کاغذ بریزد.

آقای رزاق مامون با چنان شور و اشتیاق بی سابقه یی به افراد دارای تابعیت دوگانه تاخته و این دسته از افراد را به دلیل تابعیت دوگانه شان، نکوهش نموده است که گویی در جریان سه دهه بحران و نا بسامانی افغانستان هیچ جنایت ضد بشری، تجاوز به کرامت انسانی، نقض سیستماتیک حقوق انسانی و خیانت ملی به واسطه افراد دارای یک تابعیت و فقط افراد دارنده تابعیت افغانستان صورت نگرفته است. با یک ارزیابی دقیق و واقعبینانه می توان به این نتیجه رسید که در جریان سه دهه گذشته، اکثریت مطلق تمام جنایات و خیانت های وحشتناک ملی، به صورت آشکاری توسط اشخاصی ارتکاب یافته است که هیچ گاهی در کنار تابعیت افغانی شان، حامل تابعیت کشور دومی نبوده اند. بنا براین، با یک نگاه واقعبینانه هر خواننده تیز هوشی متوجه می گردد که استدلال رزاق مامون نه تناه تو خالی و کاملاً غیر منطقی جلوه می کند؛ بلکه در عین حال این شیوه نوشتن عقده مندانه ، از این حقیققت پرده می دارد که رزاق مامون با توجه به گرایشات سیاسی که دارد، خواسته است تیری به آدرس مخالف یا مخالفین خود از کمان زور گویان نقاب پوش، رها کند.

در عین حال، آقای رزاق مامون این را نیز از یاد برده است که قانون اساسی و سایر قوانین نافذ افغانستان هیچ گونه محدودیت حقوقی را پیشبینی ننموده است تا به موجب آن، اشخاصی که دارای تابعیت دوگانه هستند، تقررشان به عنوان سفیر و یا دیپلومات جمهوری اسلامی افغانستان از نا ممکنات باشد. بنا براین تمام افغان هایی که به دلایل مختلف در جریان سال های گذشته به خارج پناه برده بودند، امروز مجبور نیستند تا تابعیت خود را از دست بدهند و متعاقب آن در لیست اعضای بلند پایه و یا هم میان رتبه دولتی شامل شده و داخل خدمت گردند.

از جانبی هم، با یک نگاه دقیق به افرادی که از نظر آقای رزاق مامون به عنوان دارندگان تابعیت دوگانه به شمار رفته و وظایف دیپلوماتیک را به عهده دارند، به صراحت دیده می شود که اکثریت این افراد از چندین سال بدینسو، پست های دیپلوماتیک را به عهده داشته و به عنوان اتباع افغانستان به وظایف خود ادامه داده اند. حالا پرسشی که به صورت جدی مطرح می شود اینست که چرا آقای مامون که همواره سنگ یک روزنامه نگار مسؤل و مردم دوست ! را به سینه می زند، در سال های پیشین دست به این کار نزده است تا دولت افغانستان، در سال های قبل به این مشکل نقطه پایان می گذاشت. این خود نشان دهنده این موضوع است که آقای رزاق مامون با مشوره و تفاهم با هم مسلکان سیاسی – حزبی اش، خواسته است گامی توطئه گرانه یی دیگری را بر علیه رقیبان سیاسی خویش بردارد.

من از آقای رزاق مامون این را می پرسم که شما با استفاده از کدام حق قانونی و مشروع خود مانع خدمت این دسته از افراد در افغانستان می شوید، در حالی که برای ادامه کار افراد دارای تابعیت دوگانه در درون دولت افغانستان، هیچگونه مانع قانونی و محدودیت حقوقی سراغ ندارید؟ از جانبی هم، آقای مامون شما رییس محکمه تفسیر قانون اساسی افغانستان ( این محکمه تا هنوز در افغانستان تأسیس نشده است) نیستید که به موجب آن، صلاحیت این را بیابید تا متون صریح و حتا در صورت نیاز، نقاط گنگ و جوانب ضمنی قانون اساسی افغانستان را نیز مورد تفسیر و تعبیر قرار دهید. اگر شما چنین می پندارید که وظیفه یک ژورنالیست، در کنار وظایف روزمره او، تفسیر قانون اساسی این کشور نیز می باشد؛ مطمئن باشید که اشتباه بزرگ و نا بخشودنی را دارید مرتکب می شوید؛ چراکه حتا ادعای شما هم این است که " کار باید به اهل کار سپرده شود تا به معضلات افغانستان نقطه پایان گذاشته شود" و الا، خواننده های مقالات شما چگونه بر غیر جانبدارانه و متوازن بودن نظریات تان به قضاوت خواهند نشست و در عین زمان از تاریخ چه انتظار دارید که با این شهکار نویسی ها، نام تان به خط درشت و زرین در اوراق تاریخ نوشته خواهد شد؟ شما با این گونه دسیسه چینی ها، از خط منافع ملی افغانستان نی که از خط سرخ خیانت ملی این کشور، نیز پا فراتر گذاشته اید.

افزون بر این، شما ( رزاق مامون) از یاد برده اید که قوانین اساسی کشور ها در این خصوص، شرایط کاملاً همنواء و یکسان را پیشبینی ننموده اند؛ بلکه هر کشور مبتنی بر واقعیت های عینی، الزامات حقوقی و رویه های پذیرفته شده پیشین، در صورتی که ایجاب کند، برای شهروندانش حق داشتن تابعیت دوم را می دهد. قانون اساسی افغانستان نیز به صورت ضمنی حق داشتن تابعیت دوم را برای شهروندان این کشور اعطاء نموده است که به این ترتیب اگر شما به قانون اساسی و قوانین نافذ این کشور باور دارید؟ اگر خود را یک شهروند قانون باور این کشور می پندارید؟ اگر برایتان معیار های قانون اساسی و قانون اساسی گرایی در اولویت هر اقدام و حرکت تان قرار دارد؟ اگر به خواسته های بر حق مردم این کشور پایبند و متعهد هستید؟ و . . . . . ؟ پس لطفاً اگر به مردم افغانستان خیری نمی رسانید؛ این مردم رنجدیده مستحق شر و شر افگنی شما نیز نیستند.

نکته دیگری که در نوشته آقای رزاق مامون به کرات به چشم می خورد موضوع ایجاد تنازع یا تعارض میان منافع ملی دو کشوریست که یک فرد، همزمان تابعیت هر دو کشور را دارد. نکته یی که به صراحت در این نوشته دیده می شود، این است که نویسنده یا قدرت تحلیل رویداد ها و وقایع جاری جهان را نداشته و یا هم به صورت قصدی خواسته است به عوض واقعیت گویی، به جعل واقعیت ها پرداخته و افکار عامه را مغشوش سازد؛ چراکه در دنیای امروز که روند جهانی شدن، کشور ها با هم نزدیکتر ساخته و مرز های جغرافیایی هر روز کمرنگ تر از پیش می گردند، دیگر دسترسی کشور ها به معلومات و اطلاعات محرمانه کشور دیگری بسیار ساده تر از آن شده است که این نویسنده می پندارد.

این نویسنده از یاد برده است که جهانی شدن به حدی به گونه سریع در عرصه های مختلف سیاست، اقتصاد و فرهنگ ریشه دوانیده است که به مشکل می توان معلومات و اطلاعات کشور ها را پنهان ساخت. از جانب دیگر، در عصر جهانی شدن همواره شایسته گی و توانایی های بالقوه افراد محک هر قضاوت و داوری بوده و مسئله حساسیت تابعیت، به صورت قابل ملاحظه یی، رنگ باخته است؛ در دنیای امروز مثال های زیادی داریم که افراد با داشتن تابعیت دوگانه و یا هم چند گانه، بازهم به پست هاتی حساس و به عنوان مقامات کلیدی در کشور های توسعه یافته انتخاب و یا هم انتصاب می گردند که از آن شمار می توان از آقای سرکوزی رییس جمهور تازه فرانسته نام برد که یک فرانسوی بلغاریایی الاصل می باشد. به همین گونه از آقای زلمی خلیل زاد نیز به صراحت می توان یاد آور شد که با وجود داشتن تابعیت افغانی، همزمان تابعیت آمریکایی نیز داشته و به عنوان سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد کار می کند. هم چنان سفیر فعلی کانادا در افغانستان آقای عارف لالنی نیز یک کانادایی بنگلادیشی الاصل بوده و به عنوان سفیر آن کشور در افغانستان خدمت می کند، بدون این که مردم کانادا به تابعیت دوگانه یا چند گانه او چسبیده باشند.

در عصر انقلاب تکنالوژیک، دیگر کشور ها نیاز ندارند و یا هم نحوه کار به گونه گذشته نیست تا افراد و جاسوسان خود را در لباس های مختلف وارد کشور های دیگر ساخته و اطلاعات استخباراتی کسب کنند و از جانبی هم، متعاقب سقوط طالبان، در های افغانستان بر روی دنیای آزاد به ترتیبی باز شده است که همه روزه ، ده ها و حتا صد ها تن از شهروندان خارجی وارد افغانستان می گردند و در صورتی که بخواهند به هر نوع اطلاعات می توانند دسترسی داشته باشند. بنابراین، تصور این که تنها اشخاص دارای تابعیت دوگانه می توانند به مثابه عمال استخباراتی کشور های دیگر مورد استفاده قرار بگیرند، یک طرز تصور کاملاً ساده لوحانه و نا واقعبینانه به شمار می رود. این طرز دید فقط می تواند این گمانه زنی را تقویت ببخشد که هدف نویسنده ( رزاق مامون ) چیزی نیست، جزء مغشوش ساختن افکار عامه و به این ترتیب از آب گل آلود برای خود و هم کیشانش، ماهی گرفتن.

آقای رزاق مامون در بخشی از مقاله اش تأکید نموده است که در خصوص افراد مورد نظر، اطلاعات زیادی راجع به خصایص خانوادگی و شخصی شان نیز دارد که بعداً نظر به ضرورت در اختیار مردم قرا می گیرد. من از آقای مامون می پرسم که شما با استفاده از کدام حق قانونی و صلاحیت مشروع خود می خواهید راجع به خصوصیات خانوادگی و حتا شخصی افراد بنویسید؟ آیا شما این را می دانید که تهمت و افتراء به اشخاص و هتک حرمت آنها به هیچوجه و در هیچ شرایطی مجاز نیست و قانون اساسی افغانستان، شخصیت اشخاص را مصوون از هر نوع تعرض می داند؟ آیا شما به عوض صرف کردن وقت خود در توطئه بر علیه این و آن، گاهی به قوانین افغانستان مراجعه نموده اید تا بدانید که حد و مرز روزنامه نگاری و دایره اتهام زنی به سایرین، تا چه حدودی است؟ آیا شما به این فکر نموده اید که فردی یا افراد دیگری نیز پیدا خواهند شد که سیر و پودنه خصوصیات و روابط کاملاً شخصی شما را نیز زیر و رو نموده و به قول شما دست به افشاگری بزنند ( چون چاه کن زیر چاه است) ؟ و ده ها پرسش دیگر که من مطمئن هستم شما هیچ کدام آن را پاسخ داده نخواهید توانست.

آقای رزاق مامون! روزنامه نگار معتبر و با درایت کشور و . . . . . ! شما از قانون جنگل در نوشته خود نام بردید؛ دانشمندان گفته اند که از نبود هیچ قانونی، بازهم داشتن یک قانون حتا بد، بهتر است؛ و این در حالیست که ما در افغانستان دارای تعداد بیشماری از قوانین خوب نیز هستیم؛ ولی افسوس بر حال شما که از قانون و یا قوانین هیچ می دانید و الا، اجراآت قانونی یک نهاد را تشبیه به قانون جنگل نمی کردید. خوب شاید تقصیر شما نیست؛ چون بدون کوچکترین آگاهی از قانون، راجع به قانون حرف می زنید و به عوض وظیفه مقدس روزنامه نگاری، مسؤلیت دروغ پردازی را به عهده گرفته اید. شما واقعاً نویسنده توانا و روزنامه نگار زیرکی هستید؛ چون با یک تیر، چندین نشان می زنید؛ ولی افسوس که هم تیر را رها می کنید و هم هدف تیر، در نهایت خودتان قرار می گیرید. من به حال شما متأسف هستم که راه را گم کرده و به بی راهه روانید.

ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی

کین ره که تو میروی به ترکستان است

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






73 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > رزاق مامون: ژورنالیست حقیقت بین یا روزنامه نگار دروغ باف ؟

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • همين كه افراد پوچ و بي خاصيتي مثل تو در مورد توازن و بي طرفي و ... حرف مي زنيد نشانه ي اوج بي شرمي شما است. توازن و بي طرفي را در كار كمسيون حقوق بشرتان نشان داديد.
    شما در كمسيون حقوق بشر چه رذالت ها كه نكرديد و چه توطئه ها كه نچيديد. اين را مي داني كه پس از بركناري ات در افغانستان زندگي كرده نمي تواني چون به اين مردم مظلوم بسيار خيانت كرده ايد.
    دهانت را صد آب بشوي و نام مأمون را بگير.
    با اين كمسيون نام نهاد حقوق بشرتان آبروي حقوق بشر را برديد.
    به يزدان سوگند كه از شما سخت متنفرم.
    شما خائينين اصلي افغانستان هستيد.
    مردم افغانستان جفا هاي شما را فراموش نخواهد كرد و به زودي حق تان در كف دستتان خواهد داد.
    شما ها پاسدار ظلم و يكه تازي بوديد و هستيد. واي بر حالتان!

    • مامون تقریبا یکسال قبل با یک مصاحبه مسخره اش با دختر مبارز ملالی جویا به نمایش گذاشت که ژورنالیست نه بلکه یک دلقک شورای نظاری و جمعیتی است و با زیرکی زیر نام خبرنگار در خدمت اهداف آنان قرار دارد.

      وی با آن مصاحبه آبرویش را برد و هموطنان روشنبین ما دهها مقاله در مورد آن مصاحبه نوشتند و از زوایای مختلف آنرا رد و تحقیر کردند.

      آنلاين بنگريد : مصاحبه مامون با ملالی جویا

    • بعد از مشاهده مصاحبه خانم ملالی جویا با تلویزیون طلوع که به تاریخ ٩ می ۲۰۰۶، به گردانندگی رازق مامون انجام یافته بود، نمیدانم برای چندمین بار برای ملت پر درد مان که در چنگ اهریمن های سیاه و سرخ چه بی نقاب و چه با نقاب، نفس میکشند، گریستم. اینبار نه سیافی بود که به نام خدا و دین به جویای عزیز بتازد و نه هم نابخردان سرخ دست و سیاه مغزی که در تالار پارلمان به خانم جویا دشنام میدادند. اینبار یکی از همفکران به ظاهر "دموکرات" شان مرد میدان گستاخی بود که زیر ماسک ژورنالیست و تحت نام مصاحبه کننده، عقده مندانه و بی حرمتانه، در تلاش استنطاق جویای گرامی بود. با پرسش اولین سوال هر بینینده آگاه میدانست که آقای مصاحبه کننده در جستجوی آنست که به باداران رنگارنگ خود بفهماند که یکی از نوکران به درد بخور شان است و صاحب جاه و مقامی گردد که هتاکی های بیشرمانه اش و قطع نمودن صحبت های خانم جویا در هر ده ثانیه شاهد ادعای ماست. خوشبختانه که خانم جویا با پاسخ های نهایت حرمتانه و منطقی مانع این آرزوی پلید آقای مصاحبه کننده شد که از حرکات غیر ارادی و حالت به هم خوردهءِ آقای مامون در اواخر مصاحبه به خوبی واضح و هویدا بود. (۱)

      آقای مامون!

      نمیخواهم که از معیار های قبول شدهء ژورنالیستی یادآوری کنم. زیرا نمیخواهم شما را در ردیف یک ژورنالیست قرار دهم تا توهینی نباشد به ژورنالیستانِ واقعی دنیا. فقط میخواهم بگویم که به مانند هر جامعه دیگر، در جامعه افغانی ما هم انسانها پابندی به اصول وارزش های قبول شدهء انسانی را از یک انسان دیگر توقع دارند و متاسفانه که شما هم انسان هستید. شما میتوانید از خانم جویا نفرت داشته باشید، شما میتوانید افکار و اندیشه تماماً متضاد با خانم جویا داشته باشید، که دارید، فقط هیچگاهی نمیتوانید در مقابل یک انسان، یک زن و آن هم یکی از نماینده گان واقعی این ملت به آن شکلی که پای تان تقریباً به شانه تان بلند شده بود، بنیشنید. و آنهم در مقابل چشم هزاران بیننده تلویزیون.

      آقای مامون!

      فراموش نکنید که ملالی جویا ها و رمضان بشر دوست ها از نمایندگان واقعی این ملت اند که نه به زور تفنگ، نه با پول قاچاق لاجورد و زمرد و "طلای سفید" و نه هم به کمک مستقیم و غیر مستقیم کشور های بیگانه به پارلمان راه یافته اند. ملالی جویا ها، رمضان بشر دوست ها از اندک نمایندگان راستین مردم مظلوم و پر درد ما اند که بی حرمتی در مقابل شان توهین ایست نا بخشودنی به هزاران انسان این خطهِ باستان.

      آقای مامون!

      هر چند مسایل زیادی را با هتاکی های عوام فریبانه در قالب سوال وبعضاً هم با "پند و اندرز" طراویده شده از منطق خادی - جهادی و قبیله یی تان در جریان مصاحبه مطرع کردید، که خوشبختانه خانم جویا با خونسردی و با استدلال عالی برایتان پاسخ گفت. فقط نگارندهءِ این سطور بمثابهء ِ یک جوان داغدیده از نسل خون و درد، میخواهم نکاتی را که افشاگر چهره واقعی شماست در این مقال روشن سازم.

      زمانی که خانم جویا به پاسخ تان گفت "که هدف شان آن عده از مجاهدینی است که بخاطر قدرت جنگیدند و بخصوص سران شان که روشن کننده آتش جنگ های قدرت طلبانه بودند." شما خاینانه و بیشرمانه گفتید "که به خاطر قدرت همه می جنگنند و مبارزه میکنند، پس این یک جنایت است؟" بسیار خوب، پس اگر شکم دریدن ها، ویرانی ها، قتل و قتالِ هزاران انسان بیگناه در جنگ های تباه کننده به زعم شما "مبارزه به خاطر قدرت"، در دهه ۹۰ میلادی، جنایت نبود، پس جنایت به نظر شما چیست؟ آیا زمانی که "قهرمان ملی" هر روز با یک پهلوان خونخوار همفکرش درگیر میشد ودر نتیجه آن هزاران انسان بیگناه به خاک و خون میافتاد، "آخرین پهلوان خراسان" با یک "زبان سیاسی منطقی" به خاطر قدرت مبارزه میکرد یا جنایت میکرد؟

      آقای مامون! فراموش نکنید که حتی کودکانی که در سرک های کابل از بام تا شام در بیچارگی گدایی میکنند و مثل شما "شاعر"، "نویسنده" و "محقق" هم نیستند، میتوانند برایتان درس دهند که فرق بین جنایت و مبارزه بخاطر قدرت چیست. نگارنده خوب به خاطر دارم که یکی از رهبران سیاسی ترکیه آقای نجم الدین اربکان (برادر خوانده گلبدین حکمتیار) زمانی در یکی از صحبت هایش در پارلمان ترکیه در سال ۱۹۹۴ میلادی که در آن وقت رهبر حزب رفاه ترکیه بود، گفت: "حزب رفاه به قدرت خواهد آمد، فقط نمیدانم مرحله انتقالی ایکه ما را به قدرت مطلق تک حزبی خواهد رساند توام با خشونت و خونریزی خواهد بود و یا با نرمش و مصالحه." فقط همین یک جمله یکی از عواملی بود که حزب رفاه از طرف محکمه عالی قانون اساسی ترکیه منحل شد، و خود آقای اربکان به مدت مدیدی از سیاست منع گردید. (۲) توجه کنید، که تنها به زبان آوردن خشونت و خون، حتی در کشور های نیمه دموکراتیک چی عواقب وخیمی را برای "مبارزین قدرت" در قبال دارد و شما که وحشیانه ترین جنایات را زیر نام "مبارزه به خاطر قدرت" مشروعیت میبخشید به عوض سال ها زندان زیر ماسک "نویسنده"، "شاعر" و "ژورنالیست" برای مردم مظلوم ما هنوز هم یاوه سرائی میکنید. شما هرچند گاهی با مراجعه به تاریخ میخواستید باداران سرخ و سبز تانرا برائت دهید. فراموش نکنید که تاریخ تنها قضاوت میکند ولی هیچگاه عفو نمیکند. عاملین جنگ ها، بدبختی ها، و خیانت های قدرت طلبانهءِ خاندان محمدزائی در اوراق زرین تاریخ ما همیشه نفرین شدند و تا جاودانگی این سرزمین باستان نفرین خواهند شد. فقط فراموش نکنید، که عاملین جنایات ۲۵ سال اخیر، با نوکران قلم بدست و تفنگ بدست شان هنوز هم به گرده مردم ما سوار هستند.

      همچنان در یک قسمت مصاحبه با چشم پارگی و مغرضانه ادعا کردید که گویا "هیچکسی در افغانستان از جرم و جنایت مبراء نیست و این ملت است که باهم میجنگند، پس کابل را کی ویران کرد؟ مردم بودند که جنگ کردند و کابل ویران شد."

      آقای مامون! شما که اینطور خاینانه تلاش میکنید که پای ملت مظلوم ما را به جنایات خود یا بادارن تان شریک سازید و "رهبران" تانرا برائت دهید، در مقابل چی امتیازی را بدست میاورید؟ صمیمانه از شما خواهش میکنم که لاقل برای یک بار هم اگر میشود، پاداش بیشرمی های زبونانه تانرا نوشته کنید که از نوشتن صد ها هرزه نامه هایی "ادبی" و "تحقیقی" برای مردم ما جالبتر و مفیدتر خواهد بود. نوشته کنید که چند فیصد از پول های قاچاق مواد مخدر برایتان وعده داده شده است؟ و یا حق تان از ملیون ها دالری که "سیا" برای شورای نظار داد، چقدر بود. و آیا در درازای این همه چشم پاره گی، از پول های که سیاف از احمد بدیب و ترکی الفیصل گرفته بود، چیزکی نصیب تان شده است؟ یا خیر؟ یا مسئله وزارت یا سفارت درپیشروست؟ فرق نمیکند میتوانید با فارسی ناب "آریائی" نوشته کنید. فقط نوشته کنید.

      در مورد ادعاءِ تان باید بگوئیم که حساب مردم ما ا ز تمام آن جنائتکاران بیگانه پرست چی تفنگدار چی قلم دار جداست. به شمول شما، همه میدانند که که تمام مجرمان سه دهه اخیر یک تعداد معدودی بودند و هستند که کشور ما را رهین گرفته بودند. فرض کنیم که ادعای شما بجاست " و این مردم هستند که میکشند و شهر ها را ویران میکنند"، پس باید بعد از جنگ دوم جهانی تمام مردم آلمان باید محاکمه میشدند. چرا یک تعداد معدود که عاملین آن همه قتل عام و نسل کشی بودند، در محاکمه نورنبرگ محاکمه شدند و از جمله وزیر خارجه رژیم فاشیست هیتلری که شاید هیچ کسی را هم شخصاً نکشته بوده باشد، از اولین کسانی بود که اعدام شد؟ نخیر آقای مامون، همانطوری که هیچگاهی نمیتوان قساوت و جنایات بربرمنشانهءِ جنگسالاران افریقا را بدوش مردم فقیروحقیر آن قاره سیاه انداخت، حساب مردم فقیر و عذاب دیده پنجشیر نیز از مشتی جنایتکار معلوم الحال که سنگریزه های آن دره زیبا نیز از نام های شوم شان شرم دارد، جداست.

      برخلاف اظهارات کاذب تان که گفتید "در زمان جنگ با شوروی و انگلیس هم مردم ما چندان یک پارچه نبودند، تاریخ افغانستان نشان میدهد که هیچ چیزی در این کشوریک پارچه نبوده و حال هم نیست" میخواهم یاد آور شوم که تاریخ واقعی افغانستان نشان میدهد که مردم ما باوجود امیران، شاهان و "قهرمانان" بیگانه پرست، خاین و خود ساخته همیشه یک پارچه و متحد بوده اند و خواهند بود. فراموش نکنید که اگر امیر دوست محمد، یا امیر عبدالرحمن بخاطر منافع شوم شان با اجنبیان ساختند و تفرقه انداختند، هزاران انسان این سرزمین از بلخ تا کندهار و از هرات تا ننگرهار با "یک مشت گندم بریان و تلخان" در مقابل اشغالگران فرنگی متحدانه و یک پارچه جنگیدند. و یا بازهم اگر امیر مسعود یا امیر سیاف یا امیر گلبدین با دیگر امیران خورد و بزرگ همفکر شان به باداران خارجی شان سر خم کردند، میلونها قهرمان واقعی بر ضد "سوسیال فاشیست" های وطنی و باداران روسی شان مبارزه کردند. به همگان روشن است که تنی چند از برتری خواهان قبیله یی چه پشتون و چه غیر پشتون، به کمک سازمان های استخباراتی بیگانه، همیشه در تلاش هستند که با مراجعت به خیانت و جنایت های "رهبران" خود ساخته شان افتخارات مردم ما را جعل کنند و مردم ما را فاقد افتخارات تاریخی، بینش و دانش سیاسی، اتحاد و همبستگی مردمی جلوه دهند. بلی، "تاریخ افغانستان نشان میدهد" که انگلیس ها وجاسوسان شان هم زمانی مردم ما را دزد، وحشی، و غیر قابل اصلاح میخواندند تا قساوت و بی رحمی امیران خود ساخته شان را دو چندان ساخته، مردم ما را برای همیش در اسارت خود نگهدارند. با صد دریغ و درد که تاریخ تکرار میشود.

      یک سخن به جای پس گفتار:

      با حفظ احترام به آزادی عمل و با اجتناب از مداخله در کار تان، میخواهم خدمت شما آقای سعد محسنی رئیس تلویزون طلوع، صمیمانه به عرض برسانم که همانطوری که شما هم واقفید و در اظهارات تان با بی بی سی بیان داشتید که "شصت در صد از مردم کشور را جوانان زیر بیست سال تشکیل می دهند،" (۳) پس چه بهتر است تا به عوض این همه انسان های مشکوک، قبیله گرا و تجربه شده به جوانان و چهره های جدیدی که با توانائی و استعداد سرشار و پابندی به اصول و ارزش های مدرن انسانی میتوانند به مراتب خوبتر و بهتر باشند، فرصت داد، تا باشد که مردم ما لاقل در پرده تلویزون، از دیدن آنانی که به خیانت، چاپلوسی، و عوام فریبی خو گرفته اند و از تاریکی با بیشرمی استقبال میکنند، رهائی یابند.


      (۱) دوستان علاقمند میتوانند فلم مصاحبه خانم جویا با تلویزون طلوع را از وب سایت کمیته دفاع از ملالی جویا (www.malalaijoya.com) به دست بیاورند.

      (٢) روزنامه ترکی زبان حریت، چاپ استانبول، ۱۷ جنوری، ۱٩٩٨

      (٣) وب سایت فارسی بی بی سی، "رپ افغانی: عشق به وطن و عشق به ’چشمان سياه و دلربای دختر’"، ١٣ می ٢٠٠٦

      آنلاين بنگريد : رازق مامون: نوکر ارتجاع در نقاب ژورنالیست

  • سلام فرهاد عزیز من وکیل مدافع رزاق مامون نیستم !

    اما نوشته خوب تان را دو مرتبه خواندم، می دانی چه یافتم یک نوع مریضی که بعد از اخراج تیم شما از رادیو تلویزیون ملی به شما سرایت کرده و خودت به مراتب بد تر از رزاق مامون، به رزاق مامون تاخته اید و ای وای که با همه گفته های نغز و پر از قانون نتوانسته اید این را بفهمید که وظیفه یک خبرنگار چیست؟

    آقای آرین عزیز !

    من این حرفهای شما را به عنوان یک کسی که چندی در کوچه و پس کوچه های قانون افغانی در دانشگاه کابل گشت و گذار کرده اید، تاحدی می پذیرم، اما تو یک خبر نگار بوده نمی توانی عزیزم برای این که از حرفهای شما و از نقد شما در خصوص قانونی بودن این ادعا ها از نگاه ژورنالیستیکی و حرفوی معلوم می شود چیز ای اصول ژورنالیزم و خبر نگاری سرت نمی شود عزیزم !

    نکته دیگر این است که جواب اندیشه با اندیشه اگر قرار باشد این همه دقیق موشگافی شود، این گونه تند و غیر مسولانه تر از نوسنده اصلی می دانی چه است، حماقت این نقد نیست عزیزم.

    ببین یک اصطلاح خیلی خوب است می گویند آدما عین کوزه می ماند، هر قدر خالی باشد به همان اندازه شلوغ می کند، که با تاسف فراوان این نقد شما شبیه اون ادمای است که مثل کوزه هستند.

    شاد و سرفراز باشید

    م

  • فرهاد آرین نیز ازجمله یکی ازدلقک های سپنتا دادفررنگین است ای کاسه لیث خجالت بکش یک بیسوادت که رئیس دفتر بود خلاف تشکیل موجود دربستی که وجود ندارد دریکی از نمایندگیها بعد از چاپلوسی وتوبه نسوه مقرر گردید وتو نیز میخواهی به این چاپلوسی درکدام نمایندگی مقرر گردی بدان که تمام مقرری ها بعد از سلب اعتماد وزیر مردارت غیرقانونی است وانشأ الله به زودی کسانیکه غیر قانونی مقرر شده اند به وظائف اولی خویش باز میگردند.

  • سلام فرهاد جان پخته نشده مويز شدي!
    عزيزم تو ره خو مه و همه كساني كه همديارتو هستند مي شناسند كه آدمي هستي براي منافع و كسب جاي يك بار دينت را فروختي در موسسه ي "شلتر نو" در پاكستان عيسوي شدي تا از اين راه به آرزويت كه رفتن به غرب بود برسي اما حيف كه نشد و بخت باشما ياري نكرد كه وضعيت سياسي تغيير كرد و دوباره به افغانستان آمدي.
    بعد شما جناب هر روز يك در وازه ي موسسه را دقل باب مي كردي تا كه سرانجام آقاي نجيب روشن آمد و بكس گرداني وي را بدوش داشتي ني. بدتر از همه اين كه اين وظيفه ات هم چندان دوام نكرد كه آقاي روشن استعفأ كرد بعد هم آمدي وزارت خارجه و دلقك جناب اسپنتا شدي حالا تو كه براي داشتن يك وظيفه اين قدر خودرا ارزان مي فروشي چرا يگان كاري ديگر نمي كني. باور كن من از هموطني باتو مي شرمم كه تو هم هموطني من هستي و تو در مورد رزاق مامون نوشتي اين كه مامون براي آگاهي مردم و افشاي جنايات خائنين و فاشيست ها از جانش مايه مي گذارد اما تو به خاطر پول حاضر مي شوي همه چيز را بفروشي پس اين است فرق تو با مامون؛ تو كسي هستي كه حتا نامزادت رهايت كرد به خاطر اين كه تو دين فروش هستي.

    • برادر عزیرم تخاری!
      شما چه حق دارید که راجع به مسایل شخصی مردم این گونه بی پروا حرافی کنید. شما یقین دارید که این نوشته شما درست است و یا فقط از روی بغض و عداوت این چرندیات را نوشته اید؟
      از طرف دیگر شما امربه معروف نهی از منکر طالبان هستیتد که در باره دیانت مردم صبحت می نماید؟

    • خو همی گپ را خو راست میگه تو ای آرین را سیل کو باز پشت مامون گپ میزنه.جالب است.مامون را همه مردم دوست دارند و برنامه گفتمان اش یکی از مشهور ترین برنامه ها بود.تو را خو مردم هم نمی شناسند و کوشش داری که از همین طریق مشهور شوی.تو اصلا قابل مقایسه نیستی با مامون.

  • فرهاد

    رزاق مامون را کی ژورنالست گفته؟؟ چورنالست و معاشخور شورای نظاراست

    حتی مدرسه را تمام نکرده - يک ادم فاقد صلاحيت است. البته که چتيات را که نوشتن و گفتنش اسان است.

    • ای بیعقل هر گپ را به شورای تظار کش میکنی.تو آیا میدانی که شورای نظار چه مانا دارد قسم میخورم تو اصلا معلومات نداری که وظیفه شورای نظار چه بود در دوران جهاد خو گناهت نیس نوکری پاکستان را قبول کردی و قسم خوردی که به افغانستان خیانت میکنی.

    • کس که مکتب را خلاص نکرده باشه و جنین ایاقت داشته باشه خودش افتخار است.

    • شورای نظار را تمام مردم افغانستان می شناسد که با شوروی چی قرارداد های داشت کساني که از حقيقت و قانون صحبت مي کنند در مقابل رسانه ها و خود را يک شخص حقيقت جو به مردم معرفي مي کند در حقيقت انها خودشان اشخاص پوچ پاه افتاده و خاين هستند مانند رزاق مامون

  • من این مقاله را خواندم. اگر چه فرهاد آرین را هم نمی شناس؛ اما به عنوان یک افغان افتخار می کنم که او یک جوان توانا، با خرد و دارای آینده درخشان است باید یاد آور شد که افراد مانند مأمون که مریضی روانی او در هنگام که در تلویزیون طلوع بود بر همگان روشن شد هم دارای کدام جایگاه و ارزشی در جامعه نیستند. مأمون هم برای پول حرف می زند هر که برایش پول بیشتر داد برای او بیشتر می نویسند.
    من امیدوارم که روزی رسد که افغانستان فرزندان فرزانه همچو فرهاد آرین داشته باشد که از حق و عدالت دفاع نمایند.

  • تو كه به خودت جرئت مي دهي كه در مورد بزرگان ما با اين بي ادبي سخن بگويي، بدان كه از جانت مايه گذاشته اي. البته جان بي مقدارت.
    ما به دفاع از بزرگانمان، ناچاريم، نجاست هاي مثل تو را به صورت فزيكي، از دم راه برداريم تا عبرت ساير عناصر پليد شود.
    مي خواهم كه حرفت را پس بگيري و عذر بخواهي!
    در غير آن، مسووليت پيامد اين نوشته به خودت بر مي گردد. زود غذر خواهي كن و الي، همان كه گفتيم.
    والسلام.

    • زمانی که این هشدار را به جان آقای آرین خواندم واقعاً برخود لرزیم. زیرا در ذهنم حوادث گذشته خطور کرد که شما تا هنوز دهها روشن فکر را سر به نیست کرده اید. ولی این را بدانید که حالا شرایط تغییر کرده و با این گونه تهدیدات شما هویت و ماهیت خود را افشا می کنید.

    • ghert ghert gert gert....................f.. u mo..th..er fu..c.r go and do what you can

    • Shama hagh nadared kae aghayee Mamon ra bae tersaaned ,choonkah baa Mamon makhalef hasted. agar shama kasi ra az nagah fezeki az mayan bae bared , yak kas degar shama wae dostan tan ra az mayan khahad bord

      Jan bayader , 30 saal ast ham degar ra mi kooshim ,dar payan kar ham amrikayee haa ghodrat ra graftand wae halaa bae sar hamah maa aghaayee mi konand. kashwar maa ham mostamaerah shadah ast. mi khahi az in ham bad ter shawad

      zoor bae kar bori ,zoor jawab mi giri

  • آقای آرین! تشکر از اینکه در باره یک دلقک شورای نظار نوشتید.
    من از این مقاله شما واقعاً لذت بردم. به آقای مامو هم می گویم لطف نموده در مورد قانون پنجشیرزیم که در زمان داکتر عبدالله در وزارت امورخارجه حاکم بود بنوسید که صداقت شما واضح گردد.
    فرهاد جان بیشتر در مورد این تشنگان قدرت بنویس تا دین ایمانی خود را ادا کرده باشی.

    • دكتر عبدالله پنجشيري نبود و نيست.
      او از ولايت قندهار است.

    • همین وزارت خارجه را کی وزارت ساخت این را فکر کردی.وقت که داکتر صاحب آمد در وزارت جز چند تا توشک و نصوار دانی جیز دیگه نبود.
      تمام مامورین وزارت در کورس های زبان انگلیسی و کمپیوتر آموزش میدیدند حتی که از وزات خانه های دیگر برای اموزش میامدند.
      و صد ها کار های دیگر نیز صورت گرفته که نباید چشم پوشی شود
      داکتر عبدالله یکی از نیک نام ترین شخصیت های جهادی است همه میدانند این گپ را.

  • 24 ساعت وقت داري.
    اين پيام را جدي بگير.

  • رزاق مامون برای همه معلوم است که یک آدم خشن، بی بندو بار و بی تربیه است.اینک تعدادی از دوستان حالا به شدت از او حمایت می کنند، واضح است که این عده هم از دیگ لیسان و بوت باکان قماش رزاق هستند؛ چرا که مامون در جریان 20 سال گذشته همیشه خود را گاهی بدامن این حزب و گاهی به دامن گروه دیگر انداخته است که از جمله میتوان از عضویت مامون در شاخه پرچم حزب دیموکراتیک و بعداً عضویت در شورای نظار و جمعیت اسلامی افغانستان نام برد.

  • این نوشته یکی از نوشته های است که افراد مزد بگیر و معامله گری مانند مامون را برای همگان می شناساند. مامون را که است که نمی شناسد؟
    مامون که به خود حق می دهد در همه موضوعات علمی حرف بزند و خود را افلاطون عصر نشان دهد در بر نامه گفتمان بر مهمان خود آقای انوار الحق احدی که یک شخص دانشمندو ملی است چند بار توهین کرد.

    • تو که او شحص متعصب را دانشمند میگی مه متحیر هستم.مامون توهین نکرده بود واقعیت را میگفت انورالحق احدی میگه که برابر مه هیج کس در جهان تحصیل نکرده.یک آدم دانشمند هیج وقت تعریف خود را نمیکند.

    • مامون عزيز! بگذار همه كس قضاوت خود را بكنند. دوست ما كه از گفتمان انورالحق احدي صحبت ميكند. لطفن بيايد يكبار از باميان، شهر باستاني سفري داشته باشيد. حتمي مي يابيد كه هيچ كار نشده. چنانچه جناب عالي ميگفت كه 20 فيصد كمك هاي خاريجي روي سرك ها مصرف شده. چرا واقعيت بين نباشيم. برادر بيا نيم بلست سرك پخته در تمام ولايت نشان دهيد؟ اشخاص چون احدي بايد بياب و تحقير شود. مگر نه؟ بيا كسي كه چون مامون حقيقت گو است " دروغ باف " معرفي نكنيم. ولايت باستاني باميان جاي دور نيست و شما ميتوانيد معلومات بگيريد و يا تشريف بياريد.به هوتل ضحاك از شما پذيرايي ميكنم. خواهي يافت كه 20 فيصد كمك ها به حساب بانك/ جيب احدي رفته. يا هنوز هم به اين عقيده هستيد كه احدي بياب نشه مامون در اشتباه است؟؟؟

  • مامون یکی از افراد گستاخی است که همواره تیشه بر ریشه وحدت ملی افغانستان زده و می خواهد اقوام این کشور را از هم پارچه پارچه ساخته و یک بار دیگر شاهد جنگ و برادر کشی اقوام با هم برادر افغانستان باشد. من خیلی خوش هستم که فرهاد آرین این انگیزه شیطانی مامون را درک کرده و می خواهد چهره واقعی او را برای مردم افغانستان نشان دهد. من نیز به نوبه خود به همین نظر هستم که رزاق مامون به گفته باداران سیاسی خود می خواهد وحدت ملی را در افغانستان خدشه دار نموده و یکبار دیگر زمینه چور وچپاول دارایی های عامه را توسط دزدان ناموس و آبروی مردم افغانستان، مساعد گرداند.

    • از سطر سطر نوشته فرهاد ارین چاپلوسی به دو تابیعته ها بالاست.شرم است که با این با سواد نمای از گپی دفاع میکنی که هر ادم اگاه ومیهن پرست به نادرستی ان باور دارد.او جوانک کسی که شهروندی یک کشور دیگر را دارد ودران کشور زندگی میکند ایا لازم است که به حیث سفیر کشور ما کار کند.او نا پخته از کدام قانون گپ میزنی از قانوه که در زیر سایه اشغالگران وبه گفته تو دوتابیعتها ساخته شده است!
      مامون مرد اگاه وبا تجربه است واز مناسبات به شدت قومی قدرت در افغانستان خبر دارد.مانند تو و سپنتا به شوونیزم پشتون خدمت نمیکند.اخر او بچه نازک نارنجی! نوشته تو به خصومت ورزی شخصی بیشتر شباهت دارد تا به نقد در حوزه عمومی.تو اگر بچه نمی بودی به این حد کودکانه قانون تبعیضی موجود را ستایش نمی کردی.این قانون اساسی زیانبار باید هرچه زودتر تعدیل گردد تا ما به حقوق ملی خود دست یابیم.تو برو وگپ های سرکاری شوونیستها را تکرار کن تا اگر به نان وابی برسی.بر خلاف مسیر اب شنا کردن در توان تو نیست.

  • سرکوزی رهیس جمهوری فرانسه بلغاریایی الاصل نبوده یهودی اشراف زادۀ رومانیایی الاصل است .شاید این یاد آوری چندان مهم نباشد چه هدف در این مفاله چیز دیگری بوده است .اما تذکر این نکته را برای کسی که از نوشته اش پیداست مع الحیر بکس سغری اشرا آماده دارد و آخرین ادا های اخلاص خود را می خواهد اینچنینی در بارگاه وزیر اظهار دارد ضروری میدانم. تا وفتا به نمایندگی از ما سخن می گوید غلط نگوید .

  • Mr. Ferhad Arian , you are right the basick-law is incomplete ,and incorrect, for it, I wrote in year 2002 -5 years ago - the Constitutional-Law for Khorasan-Country( Afghan=Pashtun+Stan ) is baseless and unfounded ,but nobody care of for my written. The people who wrote this incommplete Law, they were inform that in future every body can misuse the Law

  • If inside country are some educated people, the first right belong to them to occupy the positions as clerks of foreign ministry outside and inside Khorasan-Country

    The people with two nationality or one alien nationality have not right to do effort to occupy the place of clerks who have just Khorasan-Country nationality \ Afghan=Pakhtun-Stan

    In Germany in some other countries if a person accepted the German Nationality , her \his first nationality will cancel authomatic . A German can not be a German ,and a Khorasani\Afghanistani

    A German if became an American , her\his German nationality cancel athomatic. For this reason Rangin Dad far Sapanta not want to become a Khorasani

    In khordah giri aghayee Mamoon dorost ast kae mi goyed: karmand haayee wazarat kharejah nakhost bayed az kas haayee baashand kae melayet kashwar haayee bigaanah ra nadashtah baashand. Wae kanoon 30 karmand wezarat kharejah shahr-wandi\tabayet kashwar haayee degar ra darand ! In berayee yak kashwar basayar bad ast. degar kashwar haa chah mi gooyand berayee maa

    July 5,2007

    • Dear Talash
      Try to do some talash to learn English so that you can be a good spokman for Parsis. Do also some talash to know that in this contemporary world one with little light of reason will understand geographis divisions are not workable. We know the persian regional designs and for a person [Afghanistani!]to promote it must be one who has no sense at all.

    • July 09 ,2007

      1 - Why this person afraid to write his name ? Certainly he is incorrect and infamous person , for it ,he does not want to know people him

      2 - Last year , I wrote to this infamous person that about my knowledge , and my skill in English language people will pass a judgement ,not a F.B.I. agent afghan-mellat gang member

      3 - I write for my dear country fellow-citizen ,and they like my style, and I will continue this style because it is .nice
      I do not write for a few hunderd Pashtu-Speaking Pashtun=Afghan Mellat gang. Afghan-Mellat gang members must not like my style because I write the Fact

      4 - In every language ,every body has a especial style for her/his-self. Afghan-Mellat gang members can not understand this matter because them brain not developed sufficient

      5 - All people know that Afghan=Pashtun-mellat is a fascism gang ,and supported and support this infamous gang just American and England secret-agencies

  • با این که قصد توهین به کسی را ندارم اما جهت معلومات مزید!
    رزاق مامون را من از زمانی می شناسم که با هم در رادیو آزادی کار می کردیم. با این خود از تفاله های رژیم کذشته بود اما در دربار احمد ولی مسعود همیشه رفت و امد داشت و قسمی برخورد می کرد که گویا او در گذشته یک مجاهد فی سبیل الله بود اما در رژیم مثلا خلقی. این نشان دهنده این است که آقای مامون بلد اند چگونه از فرصت ها استفاده کنند.
    فقط می توانم بگویم که او درس شیادی را خوب می داند. و یک نکته دیگر: زمانی که اقای مامون نشه می شود برای همکاران مونث ( فعلی و قبلی ) خود ابرویی باقی نمی گذارد. و این نشان می دهد که اقای مامون چقدر کثیف تشریف دارند.

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.