کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > درمکعب تزویر و تظاهر

درمکعب تزویر و تظاهر

زیارت کعبه(حج) یکی از منابع عمده پولی و عایداتی عربستان پیش از اسلام بشمار میرفت و یکی از موارد مورد اختلافی بود که باعث گردیده بود که عربان سودخوار به ویژه قریش دین اسلام را به فکر این که رونق بازار زیارت کعبه یعنی عایدات ناشی از (حج) سه‌صد و شصت بت را از بین خواهد برد، به مخالفت برخیزند، در حالیکه محمد قبلاً این موضوع را مد نظر گرفته بود.

يكشنبه 11 اكتبر 2009, بوسيله‌ى سلیمان راوش

ساده انگارانه خواهد بود اگر گفته شود که محمد بن عبدالله رهبر مسلمانان نابغه نبود و محمدیسم مکتب جامعه شناسانه ای نبوده و نیست. احکام و امثال که مجموعۀ از تیزس های مکتب محمدیسم در قرآن ملاحظه می شود که به آیات مشهور است همه بیانگر زرنگ اندیشانه از روان جامعۀ فقیر و تعین و تشخیص خواست و نیاز انسانهایی حریص در آن روزگاران تا به امروز می باشد. ما آگاهیم که جامعۀ دیروز یعنی روزگاران هزار و چند صد سال قبل از امروز، دوران ساده اندیشی و ساده گرایی ها و نیز دوران بربریت ، وحشیانه زیست کردن و از دید تکامل اجتماعی نا متکامل بود. اما رهبر اسلام با نبوغ که داشت دانست که چگونه جامعه را در فقر عقل نگهدارد تا بتواند قرنهایی قرن حکومت اندیشه اش حاکم باشد. از جانب دیگر میدانست که سیر رشد و تکامل جامعه تا رسیدن به معراج عقل سیرتدریجی است و قرنها را در بر می گیرد. زیرا پیش از وی کسانی دیگری به نام پیغمبر در زوال عقل و بطالتِ سیر تکامل شعور جامعه نقش های بارزی بازی نمود بودند . گذشته از آنکه او از روند این نقشها و کارکرد ها تجارب آموخته بود. از شکست مردمداریها و مدارا و رؤوفیت عیسی بنت مریم نیز درس آموخت که نباید بگذارد که به عذاب صلیب دچار آید بلکه کاری کرد که دیگران را به دار آویخت و شرعاً گردن زد و بدینگونه به سلطنت پیغبری تکیه نمود.

درنتیجۀ مجموعه ای این درسها و تجارب بود که محمد رهبر اسلام به شمشیر متوسل و متوکل می شود و در مطلق ساختن دین ، شمشیر از نیام برمی کشد و قبول دین را بجای عقل بدوش شمشیر و شمشیر داران می گذارد. « یایهاالذین امنواخذواحد حذرکم فانفرو اثبات اوانفروا جمیعاً» 1 ترجمه: [ ای مومنان سلاح خود را بر گیرید و گروه گروه یا دستجمعی رهسپار شوید] کجا؟ بسوی میدان (و قتلو فی سبیل الله) .

با آنکه در برخی از جوامع آن روزگاران خرد و عقل به وسیلۀ فلاسفه و دانشمندان داشت نسج و نضج می یافت . مثلاً چند قرن پیش از محمد، ارسطو و افلاتون و عده زیاد دیگر از فلاسفه و دانشمندان حتا قبل از ارسطو و افلاتون به رواج فلسفه ،علم و خردِ متکی به عقل سعی نمودند که تا به امروز مورد بحث های علمی و فلسفی قرار دارد و در ساختار های معنوی جوامع امروز و همچنان در بخش هندسه و نجوم و طب و ریاضی اثر گذاربوده و می باشد. اما با آنهم علم و خرد در مقابل دین شکست می خورد و جامعه همچنان محکوم دساتیر دین می گردد و در خِفتی و خِرفتی غرق در گودال موهومات میزیند.

در این صورت باید پرسید که چرا روند تکامل اجتماعی متکی به عقل را دین کم رنگ می ساخت؟ و تا کنون نیز بُرد از دین است نه از عقل. البته این بُرد در میدان جوامع منظور است که دین حکومت دارد و برای عقل دار ها افراشته اند، نه در جوامع که عقل و خرد موضع خود را مستحکم داشته و دین را در جایگاهش پس از رد منسوخ نمودن بسیاری از احکامش باز نشانده اند. دلیل مبنی بر بُرد دین را گفتیم که پیشوای اسلام میان قبول دین و عقل شمشیر را حاکم ساخت و عقل را در دین توجیه نمود و طرفداران عقل ناب را بر شریعت ناب خویش سزاوار مرگ و تکفیر شمرد. از جانب دیگر باید گفت که چون علم و دانش در جوامع اولیه که از سوی برخی از علماء و فضلاء طرح می گردید چون محصول رشد جامعه نبود کمتر مورد پذیرش قرار می گرفت. اما مکاتب دینی به ویژه محمدیسم چون مطابق به فهم کودکانه و روان پریشانۀ جامعه سخن می گفتند و گفتار خویش را با سحر و جادوی بهشت و دوزخ، و نیز با شمشیر و دار و سنگسار و قتل و غارت عملاً همراه نموده بودند و دار و دسته و عشرۀ مبشره و اصحاب و سپاه جور می گردند ، میتوانستند به سهولت و سادگی خود را بر جامعه تا مرز معتاد نمودن جامعه به دین، خود و دین خود را تحمیل نمایند.

بنا براین جامعه بطوری کل در کمال فقر و بدبختی و ستمکشی زندگی می نمودند و می نمایند. در حالیکه دینداران و دین سازان و سپاه و صحابۀ آنها که می دانستند که همه چیزی دروغ است و خود برای فریب مردم ساخته اند، در کمال رفاه و ثروت ومکنت و با داشتن هزاران کنیز و غلام، حیات به سر برده و می برند. در تاریخ کمتر پیغمبر و امام و اصحاب را میتوان سراغ گرفت که از 23 تا 900 زن بر علاوۀ هزاران کنیز و غلام ، قصرها و کاخها، اسپ ها و رمه ها نداشته باشند. چنانکه هیمن امروز در کشور ما به یقین ملاحظه می شود که بیضه داران دین صاحب همه چیز اند و مردم از گرسنگی علف می خورند. فهرست ثروت پیغمبران و اصحاب و امامان مکتب محمد را میتوان در کتاب "سیطرۀ 1400 سالۀ اعراب بر افغانستان" از این قلم دریافت.

با اینهم، سر فرازانه باید گفت که آوردگاۀ نبرد عقل و دین همیشه گرم و آتشین بوده است. چنانکه در سدۀ چهارم هجری ، ابرمرد خِرد ابوالعلاء معری بیدریغ از تکفیر و دار دینداران می گفت:
« "ادیان و شریعت ها ساخته و پرداختۀ فکر بشر است" وی عقل و اندیشه را پیامبر حقیقی می شمرد و می گفت: "ای فریب خورده، اگر عقل داری حقیقت را از او بپرس که هر عقلی پیامبر است." و نیز گفته است: " مردم روی زمین به دو گروه تقسیم می شوند یکی آنان که عقل دارند و دین ندارند، دوم گروهی که دین دارند و از عقل بی بهره اند" » 1


1 – عمر فرخ، عقاید فلسفی ابو المعلاء ، ترجمۀ حسین خدیوجم ، ص 69 و 143 – 168

ولی گاهی دریا مردی دیگری چون مولانا جلال الدین محمد بلخی مجبور می شود که برای آنکه خود را از شر دشمنان عقل فارغ گرداند از روی مصلحت می گوید:

پای اســتدلالیـــان چوبـــین بود ---- پای چوبین سخت بی تمکین بود

گفتیم که کاری که رهبر اسلام و پس از او تئوریسن های مکتب محمدیسم نمود و نمودند امامان ، فقیان، مفتیان ملا ها و آخند ها آیت الله ها و حجت السلام ها ریش دار و بی ریش این بود که قبول دین را بدون استدلال و منطق نظر به هدایت پیشوا فرض گردانیدند و استدلال و گفتگو در دین را کفر شمردند و سزاوار دار و گردن زدن.

ما اکنون یکی از فرایض دین را که استدلال نمی پذیرد و بدون چون و چرا باید در اجراء و قبول آن گردن نهاد به بحث هر چند مختصر می گیریم.

همه میدانیم که پنج ارکان اسلام عبارت اند از : 1 خواندن کلمه شهادت. 2 – نماز. 3 – روزه. 4 – زکات. 5 – حج کعبه می باشد.

از این پنچ فرض اسلامی، دوی اول آن مظهر اظهار عبودیت و تسلیم به عرب و امر و نهی ایشان است. سه دیگر فقط و فقط برای اغنیاء و گناهکاران و ساده باوران است، یعنی خاص است نه عام. اکنون از میان این سه به بررسی حج می پردازیم که در این روز ها هنگامۀ آنست و بازارش سخت پر مشتری و پر زرق و برق. گفتنی است که این قلم هر پنج این اصول اسلام را در کتاب" سیطرۀ 1400 سالۀ اعراب بر افغانستان " در جلد اول و دوم آن که در این اواخر چاپ چهارم آن بیرون برآمده است به بررسی مفصل گرفته ام.


کعبه:

قصۀ کعبه را از قصد ابرهه که میخواست این بتکده را ویران نماید به نقل از کتاب سیطرۀ 1400 سالۀ اعراب بر افغانستان به نقل می گیریم :

« ... مکه پیش از اسلام بازار بین‌المللی به شمار می‌آمد. به گفته ویرژیل گیورگیو نویسنده‌ی کتاب (محمد پیغمبری که از نو باید شناخت): "‌اگر (ابر‌هه) در صدد انهدام کعبه برآمد علت اقتصادی و بازرگانی بود. ابرهه، سردار قشون حبشه در جنوب عربستان به شمار میآمد و وظیفه داشت که از نایب السلطنه حبشه در جنوب عربستان (در منطقه کنونی یمن) اطاعت نماید، ولی کودتا کرد و نایب السلطنه حبشه را کشت، و خود به جای او نایب السلطنه شد و نجاشی امپراطور حبشه مجبور گردید که اورا به رسمیت بشناسد. ... آن مرد تصمیم گرفت برای اینکه مرکز تجارت بین‌المللی را از مکه منتقل به شهر (‌صنعا‌) واقع در جنوب عربستان کند، یک کعبه اما به شکل کلیسا (زیرا ابر‌هه عیسوی بود) در شهر صنعا بسازد. ولی بعد از آنکه کعبه ابرهه بشکل کلیسا بناء گردید، ابرهه دید که مرکز بین‌المللی، از مکه منتقل به جنوب عربستان نشد، لذا تصمیم گرفت که کعبه را در شهر مکه ویران کند تا مرکز بین‌المللی منتقل به صنعا شود. و اقدام ابرهه برای ویران کردن کعبه علت اقتصادی داشته نه مذهبی یا لااقل علت اصلی اقدام او یک منظور اقتصادی بوده است. در اینجا ذکر نکته‌ی در مورد کعبه و ابرهه خالی از فایده نیست اگر گفته شود که سوره (الفیل) از سوره های مکی در پنج آیه در همین رابطه گویا نازل گردیده است و نزد اعراب این سوره خیلی معروف میباشد. چنانچه، چون ابرهه با فیل عازم مکه شد اعراب خط سیر او را خط فیل خواندند و چشمه‌هایی را که در راه او بود (عین الفیل) نامیدند، و مدخل مکه را که از آنجا وارد شهر شد (باب الفیل) و حتی سال پانصد و هفتاد میلادی را که ابرهه وارد مکه شد (عام الفیل) خواندند."

داستان ابرهه درروضتة الصفا، تألیف محمد بن خاوند شاه بلخی، اندکی مفصل نوشته شده است که از فحوای آن میتوان از منظور اقتصادی ابرهه در ویران کردن کعبه به روشنی پی برد. دراین کتاب آمده است که: "‌چون ابرهه در یمن مستقر شد خواست در صنعا کلیسایی بسازد که بتواند تمام عرب را متوجه آن کند و از رفتن به مکه و زیارت کعبه آنها را بازدارد. (‌این به زیارت رفتن کعبه در زمانی است که هنوز محمد تولد نشده و در کعبه به قول ویرژیل گیورگیو سه‌صد و شصت بت وجود داشت)."

به همین جهت بنای بزرگ و باشکوهی به نام قلیس بساخت، و به نجاشی پادشاه حبشه نوشت که: "‌خانه‌ای با شکوه بیمانند ساخته‌ام تا حج عرب را از کعبه به آن برگردانم."

دراینجا تذکر این مطلب لازم است که زیارت کعبه(حج) یکی از منابع عمده پولی و عایداتی عربستان پیش از اسلام بشمار میرفت و یکی از موارد مورد اختلافی بود که باعث گردیده بود که عربان سودخوار به ویژه قریش دین اسلام را به فکر این که رونق بازار زیارت کعبه یعنی عایدات ناشی از (حج) سه‌صد و شصت بت را از بین خواهد برد، به مخالفت برخیزند، در حالیکه محمد قبلاً این موضوع را مد نظر گرفته بود.

شادروان علی دشتی در کتاب 23 سال در اینباره روشنی انداخته مینویسد:

"‌کعبه زیارتگاه قبایل عرب است، بازار مکاره و محل داد و ستد تمام عرب شبه جزیره عربستان است، ازاین گذشته زندگی مردم و شأن و حیثیت روسای قریش متوقف برآمد وشد اعراب است و اعراب برای زیارت بت‌های خانه کعبه به مکه روی میآورند. اگر مطابق دیانت جدید، بتان از مکه فروریخته میشدند دیگر کسی به کعبه روی نمی آورد. به همین ملاحظات پانزده شانزده سال بعد که اسلام قوت گرفت و در سال ده هجری مکه فتح شد و پیغمبر به صریح آیات قرآنی ورود در خانه کعبه را بر مشرکین حرام کرد، مسلمانان مکه، برای معیشت خود نگران شدند."

در اینجاست که محمد برای تسکین خاطر و تضمین تجارت ناشی از زیارت کعبه آیه 28 سوره توبه را میآورد که: (یا ایها الذین امنو انما المشرکون نجس فلایقربو المسجد الاحرام بعد عامهم هذاوان خفتم علیة فسوف یغنیکم الا من فضله ان شا ان الا علیلم حکیم) یعنی: ای مومنان همانا مشرکان پلیدند، لذا نباید پس از امسالشان به مسجد الحرام نزدیک شوند، و اگر از(رکود تجارت) و تنگدستی میترسید، زودا که خداوند، اگر بخواهد شمار را از فضل خویش توانگر گرداند، که خداوند دانای فرزانه است.‌"

ماهیت بت پرستانه‌یی مناسک حج:

از ملاحظات تاریخ بر می آید که مناسک را که امروزدر کعبه برای حج انجام میدهند، کاملأ همان شیوۀ عبادت است که اعراب برای بت های خویش انجام میدادند. و ماهیت بهره برداری اقتصادی متکی برمذهب دارد. گذشته از این، اکثریت از پژوهشگران این واقعیت را تایید میکنند که انجام فریضه حج همانا تداوم شیوه ی عبادت بت پرستان است. (سنت حج سنتی است که مستقیمأ از عربستان ماقبل اسلامی گرفته شده است. سعی(دویدن) میان صفا و مروه ادامه سنتی قدیمی است که در اجرای آن طواف کنندگان به نشان ادای احترام به دو بت اساف و نایله که در این دو محل نصب شده بودند هفت بار میان این دو محل رفت وآمد میکردند.

سایر آداب کنونی حج:

تراشیدن موی سر، بوسیدن حجرالاسود، قربانی گوسفند، توقف کوتاه در عرفات، پرتاب سنگ به شیطان، همگی یادگار دوران ماقبل اسلامی هستند. ابوحامد غزالی، میگوید: "‌هیچ دلیل مو‌جهی برای مناسک حج نیافته‌ام ولی چون امر شده است اطاعت میکنم‌".

در تایید همین مطلب تفصیل جامع است، در کتاب (اسلام و مسلمانی) ازابن وراق که اینجا با اختصار ازآن نقل بعمل میآید: بسیاری از خرافاتی ترین اصول و آئین اسلام، بویژه اجرای مناسک حج در مکه از روش های اعراب مشرک پیش از ظهور اسلام گرفته شده است.

رهی جز مسجد و میخانه میجویم که میبینم / گروهی خود‌پرست اینجا و جمعی بت‌پرست آنجا

« مولانا جلال الدین محمد بلخی»

(از نظر اخلاقی، زیارت و آداب و رسوم خرافاتی و کودکانه‌ای که مسلمانان درهنگام زیارت خانه کعبه برگزار میکنند، داغ ننگی است بر یکتاپرستی دین اسلام) س، زومرS. ZWEMER
تمام اصول وآیین و تشریفات اعمال مناسک حج همه... ازآداب و رسوم زیارت کعبه به وسیله اعراب مشرک و بت پرست پیش از اسلام برداشت شده است. زومر مینویسد: "‌بخشی از اصول و آئین اعراب مشرک پیش از اسلام، بدون کم و کاست وارد این دین شده است. مراسم حج و زیارت خانه کعبه در مکه در ماه ذی الحجه که دوازدهمین ماه سال هجری تازیهاست، انجام میشود. حج پنجمین اصل از اصول دین اسلام است و قرآن انجام آنرا برای هر مسلمانی واجب شمرده است. ...‌"

از زمان ظهور اسلام همیشه این پرسش برای تاریخ نویسان وجود داشته که چگونه انسان بت‌شکن و و ( مدعی )خداپرستی چون محمد، حاضر شد آئین خرافه پرستی مشرکان سرزمین عربستان را وارد اصول و موازین اسلام بکند؟ بیشتر تاریخ نویسان به این پرسش چنین پاسخ میدهند که اگر یهودیها و مسیحی‌ها از دین خود دست بر میداشتند و با میل ورغبت محمد را پیامبری میشناختند که قصد دارد آئین ابراهیم را در سرزمین عربستان آموزش دهد، کیش اسلام را پذیرا میشدند، اورشلیم به عنوان قبله مسلمانان باقی میماند و سنگ صخره که در اورشلیم وجود دارد به جای کعبه تقدس خرافه پرستی پیدا میکرد.

هنگامیکه محمد از همگامی یهودیها با آئین مذهبی اختراعی‌اش ناامید شد و درک کرد که یهودیها با او سر سازش ندارند و وی را بعنوان پیامبر نخواهند شناخت، محمد با آوردن آیه های از 138 سوره بقره به بعد اظهار داشت که الله به وی الهام کرده است که قبله مسلمانان را از اورشلیم به مکه تغییر بدهد.

محمد درآن زمان با فراست یقین داشت که سرانجام مکه را تسخیر خواهد کرد و از تمام فروزه های آن به نفع دین اسلام بهره خواهد گرفت.

در سال ششم هجری، محمد کوشش کرد با پیروانش وارد شهر مکه شود، ولی در انجام این هدف پیروزی بدست نیاورد... پس از صلح ((حدیبیه)) به محمد و پیروانش اجازه داده شد که سال بعد برای انجام مناسک حج وارد مکه شوند. سال هفتم هجری محمد با بسیاری از پیروانش به مکه وارد و با طواف اطراف خانه کعبه و بوسیدن حجرالاسود، به انجام مناسک حج پرداختند.

یک سال بعد، سال هشتم هجری، مکه بدست محمد گشوده شد پس از گشوده شدن مکه، ابتدا بسیاری از مسلمان و مشرکین، بدون شرکت محمد به انجام فرایض حج پرداختند.

سپس برپایه آیه های 1 و 28 سوره توبه، به اصطلاح به محمد از سوی الله بزرگ وحی رسید که تمام معاهده‌هایکه بین مشرکان و مسلمانان وجود دارد، از درجه ارزش خالی است و هیچ فرد غیر مسلمان نباید وارد مکه شده و یا به انجام مراسم حج بپردازد.

در اینجا سوالی که در ذهن هر انسان فهیم پیدا میشود این است که چرا باری تعالی سایر بندگان خود را از انجام فریضه حج محروم نموده و انجام این فریضه را خاصه ی مسلمانان گردانیده است. درحالیکه پس از اسماعیل ده‌ها پیامبر از سوی الله بزرگ مقرر و برطرف گردیده. که مشهورترین آنها مانند: اسحاق، یعقوب، یوسف، ایوب، شعیب، موسی، یوشع، کالوب بن یوفنا، حزقیل، الیاس، اشموئیل، داود، سلیمان، یونس، ذکریا، یحیی، عیسی بنت مریم، میباشد، که در کنعان مصر و یا اورشلیم فرمان تقرر از سوی الله بزرگ دریافت و فرمانروایی نموده اند، اما جالب این است که به هیچیک از این پیامبران حتا به آنهائیکه انبیا اولوالعزم یا پیغمبران صاحب کتاب شمرده میشوند، خود و امتان‌شان موظف به انجام فریضه حج نگردیده اند، و هیچ سند و مدرک وجود ندارد که مثلأ داود یا سلیمان، و یا موسی و یا حضرت عیسی به کعبه رفته باشند و مراسم حج را انجام داده باشند. زیرا بعد از اسماعیل تا محمد که شاید حدود بیشتر از دو هزار سال را در بر بگیرد، کعبه، بت‌کده‌ی بت‌پرستان بود، چنانچه در روضته الصفا محمد بن خاوند شاه بلخی نوشته شده است:

"میگویند چون نسل اسماعیل در مکه زیاد شد شهر مکه گنجایش ایشان نداشت و مردم به تدریج ازآن شهر هجرت کردند. هر کس ازآن شهر بیرون میرفت سنگی از مکه با خود بیرون میبرد و در هرجا که اقامت میگزید آن را در محلی پاک می نهاد و مانند کعبه به دورآن طواف میکرد، این امر منجر به آن شد که مردم به تدریج شریعت و صحف ابراهیم را فراموش کردند( صحف و شریعت ابراهیم طواف یک بت بود) و به پرستش آن سنگها که بت نامیده میشد پرداختند. اما شریعت ابراهیم را بکلی از یاد نبردند و همچنان تعظیم حرم و کعبه را برخود لازم میدانستند. گویند اساف و نایله مرد و زنی بودند از قبیله جرهم ، که در خانه کعبه با هم جمع شدند(زنا کردند) وخداوند آن دو را کیفر داده به سنگ مبدل ساخت و مردم آن دو سنگ را بیرون آوردند و اساف برصفا و نایله را بر سر مروه نصب کردند و به مرور زمان به آن دو مشغول شدند."

محمد بن جریر طبری در تاریخ الرسل و الملوک نیز تائید میکند که کعبه یا خانه‌ی خدا مدت مدیدی محل زنا کاران بود:"‌ ... و چنان شد که جرهمیان در مکه بدکاری کردند و حرمت آن را نداشتند و مال کعبه که هدیه میشد بخوردند و با کسانی که به مکه می‌آمدند ستم کردند و طغیانشان چنان شد که یکی‌شان اگر برای زناکردن جا نداشت در کعبه زنا میکرد و چنانچه گفته‌اند اساف در دل کعبه با نایله زنا کرد و هر دو سنگ شدند.‌"

بنا به روایتی که در مروج‌الذهب مسعودی آمده فسق و زنا به صورت علنی تا روزگار خلافت سلیمان بن عبدالملک یعنی تا سال نود و ششم هجری در کعبه دوام داشته است و این در زمانی است که خالد بن عبدالله قسری از طرف سلیمان‌بن عبدالملک ولایتدار مکه منصوب میشود. در مروج‌الذهب مسعودی آمده است که: "‌خالد در مکه تازه‌ها پدید آورد از جمله اینکه صف های نماز را دور کعبه ترتیب داد. پیش از آن صف های نماز به خلاف این بود. و هم گفتار شاعر را شنید که مضمون آن چنین بود: (خوشا موسم حج و خوشا کعبه که سجده گاهی نیکوست و خوشا زنان که هنگام لمس حجرالاسود ما را عقب میزنند).

خالد گفت: "بعدها دیگر ترا عقب نخواهند زد. و بگفت تا در اثنای طواف زن و مرد از هم جدا باشند." (تذکر این نکته واجب است که، بعد از اسلام تا به امروز نیز زیارت آن دو زناکار که الله بزرگ ازجمله‌ی صدها زنا کننده در کعبه فقط آن دو را سنگ گردانید بر مسلمانان از جمله‌ی فرایض حج به شمار میرود)، چنانکه، روزهای ششم تا دهم زائران خانه کعبه از یکی از 24 درب مسجد الحرام خارج میشوند و به بلندی صفا میروند. سپس هفت بار از صفا به مروه میروند و در این مدت به خواندن دعاهای ویژه ای میپردازند. گفتیم اساف و نایله در بلندی صفا و مروه قبل از اسلام مورد پرستش بودند.‌"

اما در مورد اینکه کعبه پس از اسماعیل تا محمد یعنی پیشتر از دو هزار سال بتکده بوده، محمد بن خاوند شاه بلخی در ادامه مینویسد: "‌میگویند نخستین کسی که دین ابراهیم را تغییر داد و مردم را به عبادت بت‌ها خواند عمرو بن لحی خزاعی بود و گویند او هبل را از شام نقل کرد و برکوه اخشب از کوههای مکه نصب کرد و مردم را به پرستش آن وادار ساخت. بدین‌گونه پرستش بت‌ها در مکه و میان عرب شیوع یافت. قبیله های ازد و غسان، مناة را که کنار دریا بود طواف میکردند و می‌پرستیدند و برای عزی در نخله خانه ساخته بودند که قبایل خزاعه و قریش درآنجا او را عبادت میکردند و قبیله ثقیف لات را می‌پرستیدند و این امر تا ظهور دین مبین اسلام رایج و شایع بود."

از همین رو در مکه مانند امروز هزار ها زائر بت پرست از نقاط مختلف هجوم میآوردند و عواید سرشاری نصیب کلیداران کعبه و عرب های مقیم مکه میگردد، مخصوصاً قبیله قریشی بنی‌هاشم، پس از آنکه قصی بن کلاب، جد بزرگ محمد پیغمبر اسلام، مکه را از ابوغبشان خزاعی به بهای یک شتر و یک مشک شراب خرید، سرشارترین عاید ناشی از عواید زیارت به این قوم تعلق گرفت.

ابوالحسن علی بن حسین مسعودی در مروج‌الذهب درباره این معامله یعنی خرید کعبه به یک مشک شراب و یک شتر و تعلق تولیت کعبه به قبیله محمد مینویسد: "‌... و چنان بود که قصی ابن کلاب بن مره دختر حلیل را به زنی گرفته بود و این حلیل آخرین کسی از خزاعه بود که تولیت خانه داشت وقتی عمرو بن لحی پس از آن همه سال که گفتیم عمر کرد بمرد. هزار فرزند و فرزند‌زاده داشت و چون مرگ حلیل که آخرین متوالی خانه بود در‌رسید مطابق و‌صیت عمرو، تولیت خانه پس از او به دخترش زن قصی بن کلاب میرسید، بدو گفتند که او گشودن و بستن در را عهده دار نتواند شد و او تولیت را به زن و گشودن و بستن در را با یکی از مردم خزاعه بنام ابوغبشان خزاعی نهاد و ابوغبشان این سمت را به یک شتر و یک مشک شراب به قصی بفروخت و جمله‌یی «‌زیان دار از معامله ابوغبشان‌» در عرب مثل شد و شاعر درباره ابوغبشان که تولیت خانه را به یک شتر و یک مشک شراب و تولیت را از خزعه به قصی بن کلاب انتقال داد گوید: «‌ابوغبشان از قصی ستمگر‌تر است و خزا‌عه از بنی فهر ستمکارترند، قصی را در خرید که ملامت مکنید و شیخ خودتان را ملامت کنید که آن را فروخت.»

و یک شاعر دیگر در این باره گوید: «‌اگر خزا‌عه درباره گذشته فخر کند افتخار آن را شرابخواری خواهیم یافت کعبه رحمان را علنأ بیک مشک بفروخت و بدکاری وسیله تفاخر ناشایسته ایست‌» خزا‌عه مدت سیصد سال تولیت خانه را داشته بود."

وقتی قصی‌ابن کلاب که پنجمین جد محمد پیامبر مسلمانان کعبه را به یک مشک شراب خرید، بر زائران بت‌های کعبه که غیر قریش بودند حق‌الورود، و حق‌الزیارت وضع نمود، و محل استقرار قبایل را در مکه با در نظر داشت نسب آنها تعیین نمود که همین نسب گرایی بعد از مرگ محمد باعث زد و خورد شدید میان انصار و مهاجرین قریش گردید، و عباسیان زیر نام همین نسب‌گرایی امویان بد‌‌نام‌‌تر از خویش را از خلافت کنار زدند، در مروج‌الذهب چنین میخوانیم: "‌کار قصی استقرار یافت و هرکه از غیر قریش بمکه میآمد از او ده یک میگرفت وی کعبه را بساخت و محل قرشیان را به ترتیب نسب در مکه معین کرد و ابطحی را معلم کرد که به عنوان اباطح معروف شدند(این ها کسانی بودند که در داخل دره مکان داشتند وابطح بمعنی کف و داخل دره است) و ظاهریان که برون دره بودند ظاهری قرار داد، قریشیان ابطح قبایل، عبد مناف و بنی عبدالدار و بنی عبدالعزی ابن قصی و زهره و مخزوم و تیم بن مره و جمح و سهم وعدی بودند که آنها را العقه‌الدم، یعنی «‌خون لیسان‌» میگفتند."

بدین گونه ملاحظه میگردد که کعبه یکی از مراکز عمده تجارتی و مکه بازار بین المللی تجارت در پیش از اسلام بشمار میرفت، که اسلام محمدی با مهارت توانست برای حفظ منافع عرب، رسوم بت‌پرستانه مراسم زیارت بت‌ها را با تغییر نام وارد مراسم حج خانه الله بزرگ مسلمانان نماید. به گفته (نولدوکه) در همین مورد: "‌باید در نظر داشته باشیم که محمد بسیاری از عقاید و اندیشه ها و همچنین آداب و رسوم مشرکان را به گونه کامل و یا با جزئی تغییر وارد دین خود کرد. و برخی از باقی مانده های رسوم و آداب مشرکانی که با دین اسلام هیچ پیوندی نداشتند تا به امروزبوسیله اعراب محفوظ مانده است. این امر مسلم است که پذیرش یک آئین مذهبی جدید، آداب و رسوم معتقدات پیشین را به گونه کامل تغییر نمیدهد و همچنین عقاید و آئین گذشته همیشه با نام و شکل های جدیدی یا با تصویب مقامات مذهبی و یا بدون موافقت آنها به وجود خود ادامه میدهند.‌"

بر‌علاوه زیارت کعبه منحیث یک معامله بزرگ تجارتی با استفاده از نام دین، مکه دارای بازارهای متعدد بود از جمله که معروف ترین آنها را ابوریحان بیرونی هم زیر عنوان: بازارهای معروف اعراب جاهلیت درآثار الباقیه، چنین مینویسد: "‌اعراب جاهلی را در اوقاتی از ماههای نسئی شده بازارهایی در بلاد عربستان بپا می‌گشت که معروفترین آنها بقرار ذیل است:

سوق دومه الجندل، سوق مشقر، سوق صحار، سوق دبا، سوق شحر، سوق عدن، سوق صنعا، سوق رابعه و عکاظ، بازار نطات در خیبر و بازار حجر در یمامه.‌"

احمد بن ابی یعقوب در تاریخ یعقوبی بدون آنکه بازارهای اعراب جاهلی یا دوران جاهلیت بگوید بنام« بازارهای عرب» از ده بازار نام میبرد و مینویسد که: "‌برای بازرگانی درآنها فراهم میشدند و مردم دیگر نیز حاضر میشدند و در بازار جان و مال شان در امان بود."

به گفته‌ی البیرونی: "‌از آن زمان که خداوند اسلام را در جهان آشکار کرد همه این بازارها تعطیل گشت.‌" » 1


1 – سلیمان راوش، سیطرۀ 1400 سالۀ اعراب بر افغانستان، نشر نیما چاپ دوم 1358 ، المان، جلد 1 ، ص 33 تا 44

و تنها طبق وعدۀ الله بازار کعبه ماند و سود جویان و گناهکاران و اندکی هم مشتریان غافل از ماهئیت جنس. .
به هر حال همانطوریکه گفته شد، محمد بن عبدالله واقعاً بر علاوۀ اینکه پیغبر مسلح به شمار می آید مردی آینده نگری هم بوده و تشخیص درست از اوضاع و احوال حال و آینده میتوانست داشته باشد. او گفته بود که اگر اعراب از عواید بتکده کعبه در صورت توحید درهراس اند، هرگاه تسلیم مکتب وی گردند، این بتکدۀ را همچنان زیارتگاه میلیونها نفر خواهد ساخت که عواید آن چند برابر خواهد بود. واقعاً ملاحظه می شود که چنین شد. امروز مثلاً تنها از افغانستان طبق آخرین ارقام که اعلام شد 40000 هزار نفر به زیارت حج میروند اگر هر کدام حداقل 4000 هزار دالر در مکه مصرف نمایند که مجموعاً می شود 160000000دالر. با این مقدار پول میتوان برای حداقل 1000 بی سر پناه که در خیمه ها زندگی دارند کلبۀ اعمار نمود و یا حداقل 1000 فامیل را طی دو سه سال اعاشه کرد. اما بدبختانه همۀ این پولها به جیب کسان می ریزد که در غرب و شرق جز عیاشی و یا ویرانگری کاری دیگری نمی کنند. منظور شیوخ عرب است.
ملاحظ کنید حرف محمد چگونه به کرسی نشسته است. بازار امروز مکه پرمشتری تر از 1400 سال که قبل که دورۀ جاهلیت می باشد. صد ها هوتل 5 ستاره و چهار ستاره که خدمتکارانش بهتر از حوران بهشتی اند در دور کعبه اعمار گردیده که در آنجا: « ان المتقین فی مقام امین، یلبسون من سندس و استبرق و متبلین، کذللک وزوجنهم بحورعین، یدعون فیها بکل فکهة امنین. یتنزعون فیها کاساً، و یطوف علیهم غلمان لهم کانهم لولو مکنون. . ترجمه: بی گمان پرهیزگاران [ حاجی صاحب ها- م] در مقام امن هستند، جامه های از ابریشم نازک و ابریشم ستبر در بر کرده رو بروی یکدیگرند ، آری چنین است و آنان را جفت حوریان سیه چشم گردانیم . در آنجا جام های دهند، غلام بچه گان که گویی ایشان چون مروارید اند. » 1


1 – قرآن ، ترجمۀ بهاالدین خرمشاهی سورۀ دخان ، آیات51 – 53 – 54 و سورۀ طور آیات 23 و 24
گویند در اطراف کعبه اکثزیت از حاجی صاحب ها در گرداگرد صد ها دستفروش که دارو های تقویت جنسی را که روی پاکت های آن تصویر[ ...] را نشان میدهد حلقه میزنند و چنه میزنند و آن سوی صدایی الله اکبر به گوش شان می رسد و مکان را نیز مقدس می شمارند گذشته از این آیا می شود که با زیستن در هتل های 5 ستاره 4 ستاره دعوی خداپرستی نمود. آیا جز گناهکاران و غارتگران مال و منال مردم ، مردمان بی چیزی و واقعاً خدا پرست می تواند به سفر حج روند؟ معلوم است که فقط سرمایه دار میتواند سرمایه گذاری کند. این گناهکاران اند که در دم مرگ می خواهند در آن خانه به اصطلاح شسشویی گناهان خویش نمایند نه بی گناهان.

یک سوال دیگر، در کعبه همه حاجی صاحبان در چهار سوی مربع حجرالسود صف می بندند و سجده می کنند. آیا خدا روی آن سنگ نشسته است یا همان سنگ خدا است؟ اگر خدا روی سنگ نه نشسته ، پس سجود سنگ به معنی بت پرستی و یا سنگ پرستی نیست؟

و ببینید که دریا مرد خرد حضرت مولانا ی بلخ چه می گوید:

در بتکده تا خیال معشوقۀ ماســــــــت

رفتن به طواف کعبه در عین خطاست

گر کعبه از او بوی ندارد کِنِش است

با بوی وصال او، کنش کعبۀ ماست

و باز بنگریم که صوفی خراسانی ما شیخ بایزید بسطامی چه می فرماید شیخ، عطار می نویسد:

« نقل است که یکی با "بٌشر" مشورت کرد که ده هزار درم دارم، حلال می خواهم که به حج شوم. گفت: تو به تماشا می روی، اگر برای رضای خدای می روی برو وام کسی بگذار یعنی قرض کسی دیگری را ادا کن که آن راحتی که به مسلمانی رسد از صد حج اسلامی پسندیده تر. گفت: رغبت حج بیشتر می بینم. گفت: از بهر آنکه این مال ها نه از وجه نیکو بدست بیاورده ای، تا به نا وجوه خرج نکنی قرار نگیری.» 1


1 - به نقل از تذکرة الاولیا ی عطار نیشابوری

چنانکه ملاحظه به عمل می آید کعبه و فریضۀ حج یک ترفند بوده که محمد جهت ارضای خاطری اعراب که کعبه منبع درآمد پرسود شان از طریق زیارت سه صد و شصت بت بود در برنامه ای توحیدی خویش به گونۀ سابق بدون کوچکترین تغییر در نوع پرستش، دوباره آن شیوه ای عاید را احیاء نمود . در واقعیت رفتن به حج به عمل آوردن شیوۀ پرستش بت است یا به عبارت ساده تر بت پرستی است. گذشته از آن که واریزه کردن سرمایه های ملی و شخصی به جیب چند دلال عرب و دلالان که در بردن و آورن حاجیان سرمایه گذاری می نمایند و یا مربی گری می کنند، به شمار می آید.

بنابرین خدا پرستی چیزی دیگریست و دینداری عبارت است ازقبول سیاست های مزورانه ایست زیر پوشش خدا پرستی. خدا را در هرجا و هر مکانی میتوان پرستید. خدا در همه جاست. او در بالای سنگ نه نشسته و نه در مربعی خویش را هرگز محصور نموده است. خدا در قلب و ذهن انسان وجود دارد . خدا با انسان است به گفتۀ دریا مرد خرد مولانای بلخ:

آنها که طلـــــــبکار خدائید، خدائید

بیرون زشما نیست، شمائید شمائید

مهم دیگر اینست که باید خدا را با عقل و به وسیله عقل و اندیشه پرستید و شناخت نه به وسیلۀ اشخاص و افرادی که تا گلو درمردابِ گناه و زنا و قتل و غارت غرق اند. و مهم تر دیگر اینست که اگر دینی نیز مرجع دانسته می شود باید که خرافات را از آن دور کرد تا قابل قبول عقل گردد . اگر در زمینۀ پاکسازی دین تعصب به عمل آید، پس نباید ادعای عقل گردد چنانکه شیخ عطار نیشابوری می فرماید:

ای گرفـــــــــــتار تعصب ماند ای

دایماً در بغض و در حُب مانده ای

گر تو لاف از عقل ازلُب می زنی

پس چرا دم از تعــــصب می زنی.

خرد یار و مددگار

یک سوال به روال شوخی:

اگر مثلاً کسی به آیت الله خامنه ای بگوید : آیت الله حاجی خامنه ای، یا به ربانی بگوید: حاجی ربانی، یا به خلیلی بگوید : کربلایی و یا حاجی خلیلی. به همین گونه تا صدر اسلام ، حاجی ابوبکر ، حاجی عثمان ، حاجی علیٍ ، حاجی عمر، یا سالار شهیدان حاجی حسین(!) مگر کسر شآن نشده است؟ اگر می گوید نه، پس بگوید و روزگار خویش را به تماشا نشینید. اما اگر یک بی سواد را بگویید: حاجی صاحب، دهنش از خوشی چون دهن هاون باز می ماند. معذرت این یک شوخی بود.

جاري شدن سيل در مکه در سال 1360 هجري . بدین گونه الله از خانۀ خود نتوانست در مقابل سیل دفاع نماید.

سال ???? گروهي مسلح با ادعاي مهدويت مسجدالحرام را به تصرف خود درآوردند. که
باعث تير اندازي و شليک توپ در مسجدالحرام براي دستگيري اين افراد شد.
عکس ها بر گرفته شده از آدرس:

//www.persianv.com/view/033040.php

پی نوشت:

1: محمد پیغمبری که از نو باید شناخت، تالیف کنستان ویرژ‌یل گیور‌گیو، ص17-18

2: روضةالصفا، تالیف خاوند شاه بلخی، ص، 208

3: همانجا

4: 23سال رسالت، تالیف علی دشتی، ص 93

5: قرآن سوره توبه آیه28، ترجمه بها الدین خرمشاهی

6: تولد دیگر، شجاع الدین شفا، ص،353

7: اسلام ومسلمانی، ابن وراق، ص90-101

8: مروج‌الذهب جلد اول، ص37،56 و تاریخ یعقوبی جلد اول90،22

9: روضةالصفا، محمد بن خاوند شاه بلخی،ص39

10: تاریخ طبری، تالیف محمد بن جریر طبری، جلد سوم، ص836واسلام و مسلمانی، ابن وراق، ص98

11: مروج‌الذهب، جلد دوم، تالیف ابوالحسن بن علی حسین مسعودی ترجمه،ابوالقاسم پاینده، ص178

12: روضةالصفا، قسم اول، ص6

13: مروج‌اذهب، جلد اول ص 420

14: همانجا، ص 421

15: اسلام و مسلمانی، ابن وراق، ص101

16: آثار الباقیه، ابوریحان بیرونی، ص521

17: تاریخ یعقوبی، جلد اول، ص349

18: آثارالباقیه، ص 522

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






60 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > درمکعب تزویر و تظاهر

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • jenabe rawesh , na khod ra zahmat bedeheed wa na ma ra

    az een jafang ha zead gofta shoda wa gofta khwahad shood, magar een dien mand wa me manad, agar kame darayat dashta basheed sarnaweshte komoneesm wa donyaye komonesti ba hama dar wa nadare nezame wa seyasi wa tableghatiyeshan darse ast ba aan haye ke baserat darand , to mashghol bash chon dar ghayre aan jera at qata khwahad shod , chi farq mekonad deroz az jaye taghziya meshodi wa emroz az jaye ok

    • سلام رفیق راوش

      نوشته جالب تان را خواندم . موفق باشید.

    • سلام به همه که علم و خرد دارند و سلیمان رواش باین چرندیات چی میخواهد اکر خود را صاحب عقل و خرد میداند وی اسلام را که به 1400 صد سال قدامت و یکملیارد مسلمان را رد میکند و همه را بیخرد میداند بس خرد خودش کجاست و عقل خودش کجاست بس لطف کنند بکویند خودش بیرور کدام مذهب ودین باطل است تا بدانیم که این شخص دروغ کو چی میخواهد و با کدام عقده این چرندیات را مینویسند تا تبلیغات یهودی و بامعاش که از اسرایل بدست می اورد این همه تهمت ناروا را میزند برای ابولهب کسی که خداوند انرا جاهل میشمارد و برای ابوجهل که این شخص انرا عالم میداند این را وانمود میسازد که این شخص بیرو ابوجهل و ابولهب است بلی این شخص زخم خورد است چون بدران و نیکان باطل اش حتما از دم تیغر ابر مرد ها کشیده شده است و این را بداند که روز ی خواهد ریسید که به ضرب شمشیر یک جوان مسلمان به جهنم واصل خواهد شد
      اسلام خودش دین کامل و بدون کدام نقص و نقصان است خودش اساس انسانیت است قران اساسنامه دین است و با این تبلیغات زهراکین شما کدام چیزی بدست شما نمی اید
      بلی احکام اسلام برای شما بی غیرت ها مشکل افرین است اسلام شراب را حرام دانسته و میکوید هر وقت نوشیدی دیکر فرق بین مادر و خواهر و زنت ر انمی توانی باید نخوری برای سلیمان رواش که خودش یک انسان بی خرد و یک انسان دایم الخمر است و همیشه مادرش و خواهرش را بجای زنش میکیرد حتما اسلام برایش یک دشمن است و جای خوش بختی این را میدانم که با قبول این قدر کشته دادن ها و شهادت ها و قربانی ها تخم این انسان های بی دین الحمدالله از افغانستان عزیز چیده شده است و فقط با اجیر شدن به دشمن اسلام و بابدست اوردن چند مبلغ زهر مار دست استین بر زده اند و بجنک اسلام امده اند و خود را با خرد و با عقل میدانند و سایرین ر ابیعقل

    • جناب ابولولو!
      شما اشتباهی را که سرپلی مرتکب شده بود یکبار دیگر مرتکب شدید :
      - بیخدایان مسلمین را متهم به استدلال ضعیفی که شمشیر پشتوانه ان است میکنند و شما این را میخواهید ثابت بسازید ؟
      - بیخدایان مسلمین را بی منطق و فحاش معرفی میدارند و شما اینرا میخواهید ثابت کنید ؟
      اگر امکان دارد با منطق کوبنده و قوی داخل میدان شوید در غیر ان لطفا مسلمانان را بیشتر ازین بی ابرو نسازید. به تجربه سرپلی بنگرید که چسان اسلام را وسیله تمسخر دیگران ساخته.
      - ضمنا اگر امکان دارد یک اسم مستعار انسان را بالای تان بگذارید.

  • محترم سلیمان راوش؛

    با ادای احترامات و اما بعد:
    مقالۀ شما موضوع واقعا" مهم و اساسیرا درمیان و قابل و مورد بحث قرار میدهد!
    امیدوارم شرکت من در این مباحثه قابل رضایت دوستان باشد. منحیثِ یک مسلمان و اسمعیلیه اجازه ندارم که در بارۀ هیچ شخصی قضاوت تبعیضانه نموده و بر مقدسات دیگران تعرض نمایم و یا احترام نگذارم. و اما حق دفاع از دین، ایمان و عقاید خود را برعکس تندروان و طالبان یا همنوعان ایشان، نه اینکه به زور شمشیر، بلکه با دلیل و استدلالهای منطقی، علمی و پژوهشی دارم و به همین لحاظ میکوشم تا حد ممکن و توانم در مورد تبلیغات و ادعاهای شما از بُعد متقابل روشنی بیاندازم.
    راجع به ادعای شما که فرموده اید:
    ساده انگارانه خواهد بود اگر گفته شود که محمد بن عبدالله رهبر مسلمانان نابغه نبود و محمدیسم مکتب جامعه شناسانه ای نبوده و نیست. احکام و امثال که مجموعۀ از تیزس های مکتب محمدیسم در قرآن ملاحظه می شود که به آیات مشهور است همه بیانگر زرنگ اندیشانه از روان جامعۀ فقیر و تعین و تشخیص خواست و نیاز انسانهایی حریص در آن روزگاران تا به امروز می باشد.
    بحث به درازای غیر قابل تحمل خواهد کشید ولی سوالی داشتم از جناب شما که:

    آیا حضرت محمد(ص)آنقدر نبوغ داشت که در آیات، به نظر بعضیها دستسازِ خویش، از موجوداتِ سخن بگوید که بشر امروز با استفاده و امداد از مایکروسکپ قادر به دید چند نمونه از آنها شده اند و علم ساینس قادر به اثبات اقشار زیر آبی زمین پرداخته اند که محمد 1400 سال قبل در کتابش یعنی قران یادآور شده اند در صورتیکه در آن زمان نه مایکروسکوپِ وجود داشت و نه تحت البحرئی ساخته شده بود.
    و آیا به نظر شما پیروی از چنین نابغۀ، با صرف نظر از دین و آئین خودساخته اش، قابل افتخار و یا اقلا" قابل توجیه و پذیرش نخواهد بود.

    برای من از دو نقطه نظر خانۀ کعبه با ارزش است:
    1، قدیمترین بنیاد تاریخی وابسطه با ادیان.
    2، مهمتر از همه تولد مولا علی، اولین امام ما در آن خانه.

    گذشته از آن من نیز با شما موافق هستم که "خدا را در هرجا و هر مکانی میتوان پرستید. خدا در همه جاست. او در بالای سنگ نه نشسته و نه در مربعی خویش را هرگز محصور نموده است. خدا در قلب و ذهن انسان وجود دارد . خدا با انسان است"

    و حالا در مورد ادعای شمااز بودن خانۀ کعبه صرفاً به خاطر تجارت و منبع درآمد و ... برای اعراب سوالی داشتم و امیدوارم بیجواب نگذاشته و ممنون فرمائید:
    لطفاً ویدیوی ذیل را که از طرف خردمندان و ریاضی دانان و یا روشنفکران امروز در بارۀ معجزات و یا بهترست بگویم اهمیت تجارتی آن به نشر رسیده، مشاهده نموده و اگر بازهم در نوشته، طرز تفکر و ادعای خویش درین مورد تجدید نظر نکردید، آنگاه من برای خود حق خواهم داد که پیشنمود های استنادی شما را غیر منطقی و غیر قابل قبول و ضمناً نادرست و بهتانِ محض بدانم.

    خردمند و صادق باشید

    http://www.vimeo.com/3206907

  • معصومی !

    از اینکه اگاهانه از اسلوب تیلیغی اسماعیه در این وب سایت استفاده و یکی بعد دیکری از تقریس به تاسیس و از تاسیس به تشکیک و ربط و تعلیق میروی برای خیلی ها شاید معمولی نباشد و بر دانا بودن تو انگشت به دندان شوند و لی من از شما این سوال را دارم ایااین درست است که : در " دعوت جدید " ضمن راه و روش های که شخص را " مستجب - فدایی " میسازید اصول و یا راه های دیگری نیز شما ها دارید که شخص را فریفته نماید . مثلاء استفاده از مواد مخدره است , مطمیناء از داستان ( بهشت الموت ) خبر داری که " مستجب " را توسط کشانیدن چرس و تریاک بیهوش میکردند و بعداء او را به جای مانند بهشت برین مبردند و و ناگهان شخص به هوش امده خود را به بهشت میدید و تا ساعاتی چند شخص موصوف مشغول عشق ورزی و نوشیدن شراب انتهور مطلب عیش و نوش و خوش گزرانی میبود و بعداء دوباره بیهوش شده به جا اولی بر میگشت و وقتی به هوش میامد ان صحنه ها مانند واقعیت های از بهشت بر او مجسم میگشت و در ین لحظه به او میگفتند که اگر میخواهی که دوباره به ان جا بروی باید از جان خود برای اسماعلیان بگزری و مرگ تو شرط ورود در ان بهشت دل انگیز است , به خاطر همیت یقین دهانی ها , روایت است که اگر شخصی به خانه از جنگ زنده بر میگشت مادر او از ناراحتی و غصه گریه میکرد ؟ . سوال دیگر من اینست که : شما جنگ را چگونه میجنگید ... مردانه برای دفاع از اصولیات خود روبرو به دشمن میجنگید ؟ و یا اشخاص مخالف خود را ترور میکنید . ایا شما در کشتار هزار ها بی گناهی که بدستان گره های ( فراموشخانه ) کشته شده اند اقرار میکنید ؟ در تاریخ امده است که شما وزرا و روسا و مدبرانی که با شما مخالفت میکرند مانند ( قتل های زنجیره زمان فلاحیان ) ملاه های ایرانی . ترور میکردید , شما المستشر بالله خلیفه عباسی را در شهر مراغه و الراشد عباسی را در اصفهان ترور کردید , شما خواجه نظام الملک و پسرانش احمد و فخرالملک را در نیشاپور ترور کردید . سلطان سنجر را با تهدید خاموش ساخته از سر راه خود توسط کاشتن قمه در متکاه خواب او فراری ساختید , فخر رازی را مجبور به خاموشی نموده بودید . شما اسماعلیان چنان فضای تار و خفقان اوری سیاسی و اقتصادی بر قلمرو خود فرود اورده بودید که از نزدیکی بعضی از قلعه های شما کاروان ها جراات گذشتن نداشتند . از طرز حرف های شما معلوم است که یکی از " فداییان " هستید و اگر موقع میسر گردد به جای قلم سر مردم خود را اگر با شمات مخالفت کنند با تیغ قطع خواهید نمود . به نطرم سلطان صلخ الدین ایوبی اولین کسی بود که در مقابل شما شمشیر کشید و بعداء سالطان محمود غزنوی و خانواده او . بهر حال امروز بعد از ملاه عمر یگانه قومی که میتوانید باعث بربادی و بدبختی افغانستان واقع شود شما هستید .

    سخنان از خواجه نظام الملک :

    (( هیچ گروهی شوم تر وبد فعل تر از این قوم نیست که از پس دیوار های بدی این مملکت می سگالند و فساد دین میجویند و گوش به اواز بد نهاده و چشم به چشم زده گی اگر نعوذ بالله دولت قاهره را اسیبی اسمانی رسید , این سگان از بیغوله ها بیرون ایند و بر این دولت خرچ کنند و دعوای شیعیت کنند و مدد و قوت ایشان بیشتر از روافض و خرمدینان باشد و هرچه ممکن بود از شر و فساد و بدعت هیچ باقی نگذارند و به قوا دعوای مسلمانی کنند ولیکن به معنی فعل کافران دارند , باطن ایشان برخلاف ظاهر باشد و قول بر خلاف فعل . دین محمد را هیچ دشمنی بد تر از ایشان نیست و ملک خداوند را هیچ خصمی از ایشان شومتر نیست ))

    • درین مورد چیزی گفتنی ندارم فقط دعا میکنم که خداوند بزرگ چشمانِ باز ولی نابینایترا بینا و قلب تاریکت راروشن بسازد.
      و با این نمائش روشنفکری خویش فقط یک چیز را ثابت ساختی و آن اینکه نه تنها از خردمندی و پژوهشگری دور تر از فاصلۀ زمین تا کهکشانی بلکه یک نقالِ یاوه سرا، هم هستی.
      بگذار زمان شاهد حقیقت ها باشد و چهره های اصیل من و خودت را افشا نماید.
      یک چیز را فراموش کردی که بجای محکوم کردن دین اسلام و محمد و بعداً تعریف مردم ما، به جواب سوالاتم بپردازی و یا اینکه از بیجوابی مثل همین ملاهای جاهل تاکتیک توهین و تکفیر را از روی نادانی و مجبوریت اختیار کردی؟

    • هزاربز و امثالِ تو ها هستید که با زهرافگنی و تبلیغات بیدینی سایت کابل پرس را اجاره گرفته و از فضای مصئون توهین و دشنام میفرستید.
      میترسم کدام فدائی پشت درت کمین نگیرد.

      از من نترس چونکه من آنچه را مینویسم از روی صداقت است و با هیچ فردی دشمنی ندارم.

    • . بخیالم که خانه خدا را با زایشگاه اشتباه کرده یی زیرا این زایشگاه است که شخص به دنیا می اید اگر علی باشد ویا تقی ویا نقی ویا کلب علی! از طرف دیگر بشما باید تکیه خانه های تان زیادتر مورد احترام باشد زیرا در داخل تکیه خانه با کشتن چراغ حرام بالای تان حلال میگردد.

      سلیمان: کعبه صرف نمادی از یکتا پرستی است ولو اینکه کعبه باشد یا نباشد بالای ایمان مسلمانها تاثیری ندارد. این تو هست که خدا زدیت وبا این بروت های سفید کفر میگویی وفکر میکنی که عجب چیزی نوشته یی. برو بنده خدا ده اروپا یگان پیتزا فروشی کن اینده اطفالت بهتر گردد.

    • عزیزم هنجرود جان؛
      اگر واقعاً مسلمان هستی بجای شایعه افگنی بسوی من، بهتر است کمر ببندی و آستین بلند بزنی و در مقابل این همه شایعات و زهر افگنی های بیخدایان و بیدینان از روی عقل ودانش قدعلم کرده و قناعت بدهی.
      من بی شک احترامی خانۀ خدا را همانند همۀ مسلمانان دارم و برخلاف به زایشگاه اشتباه نگرفته ام و به همین دلیل ویدیوی نشر شده از معجزه و اهمیت خانۀ خدا را پیش نموده ام که در غیر شاید هرگز از آن اطلاعی نمیداشتی.
      اینکه مولا علی در همان کعبۀ معظمه چشم به جهان گشوده شاید راز و امر الهی بوده و ربطی به واقعیت خدا و یکتا پرستی ندارد.
      نقطۀ دیگر برای معلوماتِ درست شما و امثال شما، تکیه خانه عبادتگاه و مربوط برادران و خواهران شیعیان اثناعشری میباشد.
      عبادت گاهی ما اسمعیلیان را جماعت خانه مینامند و برخلاف برداشت شما و شایعات موجود ما در وقت گل شدن چراغ آنرا بیت الخیال نامیده و با ذکر تسبیح به عبادت، بندگی و خدا(یکتا)پرستی میپردازیم.
      در خاتمه برادر عزیزم ، هنجرود نام گذاشتن، شایستۀ یک مسلمان نیست.
      خداوند یکتا و مهربان نگهدار و حافظ شما.

    • عزیز دل سخی جان عزیز. تشکر از اینکه بالای اسم بنده انتقاد کردید ولی ازادی بیان است ومن از این اسم خوشم می اید وبه همین منظور این اسم را گذاشتم. برادرک قندم درمورد جماعت خانه ویا تکیه خانه صرف دیروز دقت نکردم وگفته های شما دقیق است تشکر از رفع اشتباه بنده. ولی درمورد اینکه مولا علی ویا کدام مولای دیگر تان در کعبه به دنیا امده باشد این صرف نظر چند نفر است که خود را عالم شیعه میپندارند ودرحقیقت بالای خانه خدا ریشخند میزنند. این محل عبادت است نه زایشگاه قند برادر! کوشش کن درک کنی. برادران اهل تشیع ما اهم از جعفری ویا اسمعیلی همه چیز را به گردن علی بیچاره وخاندان معصومش می اندازند. من در قصص القران چاپ ایران خواندم که زمانکه حضرت ادم از جنت رانده شد وبه زمین امد لباس به جانش نبود بعدا رو به خاک افتید وفریاد زد که یا رب العالمین به برکت ذوالفقار علی ونمیدانم زینب وحسن وحسین الی حسن عسکری (ان امام عقیم که توانایی به دنیا اوردن فرزند را نداشت وافسانه مهدویت را جهت اغفال شیعه ها خلق کرد وبه اصطلاح لغمانیان هوشیار تا امروز اهل تشیع را میغولاند) بالایم لطف کن. ویا اینکه درعین کتاب نوشته شده است که خداوند به نوح فرمود که نام های علی وفاطمه وحسن وحسین را به چهار جهت کشتی ات بنویس تا کشتی غرق نشود! (یعنی خدا کشتی را نجات داده نمیتواند ولی این اسم ها باعث نجات نوح گردید). در عین کتاب امده است که زمانکه حضرت ابراهیم کارد را درگلو اسمعیل گذاشت حضرت جبریل برایش گفت که برای چه دستت میلرزد برو در کربلا وببین که نواسه حضرت محمد به دست یزید شهید شد! هههههههه. ویا حضرت موسی زمانکه در داخل نیل شد گفت یا فاطمه الزهرا! ویا در سریال یوسف پیامبر دیده میشود که فرشته وحی به حضرت یوسف میگوید که چهارده بند انگشتانت نشان دهنده چهارده معصوم است!ویا زمانکه حضرت یونس در قعر دریا درشکم ماهی بود به خداوند گفت که به حق علی اصغر ان کوچلو که در کربلا تشنه وگشنه میدود بالایم لطف کن وماهی با این دعا حضرت یونس را در ساحل انداخت

      برادر عزیز اگر این امامان اینقدر قدرتمند میبودند اولا شکم های خود را سیر میکردند تا محتاج به گدایی به این وان نمیبودند وثانیا با ذلت در زندان های بنی امیه وعباسیان جان نمیدادند. میماند بحث رهبران اسمعیلی. سخی جان ما همگان سید منصور نادری را با ان زنباره گی ها وبچه بازی ها ولواطت کاری وشراب خواری و جنایت کاری هایش میشناسیم. ایا این خبیث (البته با عرض معذرت زیرا من سند دال بر خبیث بودن وی را دارم) رهبر مذهبی تان است؟ یا ان کریم اغا خان که خودرا نواده نمیدانم چهل ونهم ویا پنجاه هم حضرت محمد میداند! سخی جان از خواب غفلت بیدار شو. من یک مسلمان هستم الحمدالله ولی یک مسلمان روشنفکر نه یک مسلمان خرافاتی که تمام هست وبود دنیا را منتهی به تار ریش حضرت علی ویا فاطمه الزهرا ویا امثالهم بدانم. هنجرود بودنم به مراتب بهتر بودن از کلب علی بودنم است. یعنی یک انسان که خود را سگ انسان دیگر میداند. پس هنجرود بودن بهتر از سگ بودن است! لطفا از این به بعد فرق میان زایشگاه وکعبه را بدانید واز جعل داستان های که خانه خدا را به زایشگاه مبدل میسازد خودداری کنید

    • هنجرود عزیز

      شما مصداق خوبی هستید برای ضرب المثل "ده در کجا و درخت ها در کجا؟". بجای اینکه بحث را با دشمنان اسلام ادامه دهید، پرداخته اید به کسانیکه در اساس با شما هم عقیده هستند. مسلمین اسماعیلیه، اقلاً در مورد خدا، قرآن، پیامبر و کعبه با شما هم عقیده اند. عقل و قرآن هردو حکم میکنند که در شرایط کنونی بجای تفرقه و نفاق، تمام نیرو و توان خود را متمرکز کنید بر دشمنان اسلام که همه گی کمر بسته اند تا با ناجوانمردانه ترین شیوه ها بر علیه این دین و پیروانش افترا و تهمت ببندند. شما نیز بدون شک قبول دارید حدیثی را که در آن پیامبر اسلام پیش بینی نموده بودند، که مسلمین به 72 فریقه تقسیم خواهند شد که تنها یک فریقه از آنها ناجی خواهد بود. پس تحمل داشته باشید و قضاوت ها را بسپارید به خداوند متعال.

      72 فریقه در اسلام اختلاف های فراوانی دارند که اختلاف نظر بر ولادت علی در کعبه یا خارج از آن شاید کوچکترین آنها باشد. مهمتر از همه این مسئله ربطی به مباحث فعلی که در واقع میان مسلمین و دشمنان اسلام در گرفته است ندارد.

      همچنان شما میگویید بنابر نعمت آزادی بیان، اسم تانرا هنجرود گذاشته اید و از سوی دیگر عقیدۀ اسماعیلیه و سایر تشیع مبنی بر ولادت علی در کعبه را تحمل نمیتوانید که این دو گفته ی تان با هم در تناقض هستند.

      در مورد ولادت علی در کعبه با آنکه تشیع بطور کل آنرا قبول دارند، حتی بعضی از منابع اهل سنت نیز آنرا تأیید نموده اند که در پیوند زیرین میتوانید خود آنرا بخوانید:

      http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=1748

      فراموش نکنیم که علی پس از وفات پیامبر اسلام، در انزوا و تنهایی بسر میبرد و خصوصاً در دروان حکومت اموی ها (تقریباً 100 سال) در محراق دشمنی و عداوت سلاطین اموی قرار داشت که سعی همه حکام اموی بر این بود تا از مقام و منزلت وی کاسته و وی را کاملاً یک فرد عادی و حتی پایین تر از آن جلوه داده و از شخصیت وی تا میتوانند منفی و بر شخصیت سلاطین اموی بیفزایند. انزوای علی بحدی بود که وی بعضاً از شدت بیعدالتی و وضعیت ناهنجار زمان خویش، سر در چاه نموده و درد دل مینمود یا در نخلستان ها با خدای خود گفتگو میکرد. این حرکت وی میتواند سمبولیک باشد، باآنکه در عین حال مظلومیت وی را نشان میدهد:

      http://www.hawzah.net/Hawzah/QandAs/QandAs.aspx?id=2726

      مشهور است که "تاریخ را زورمندان و زورگویان میسازند (مینویسند)". وگرنه علی کسی بود که بر شانه های پیامبر پا گذاشت تا بت های کعبه را بشکند. (مسند احمد حنبل 1/183)

      شما اگر میخواهید نظر افراد دیگر را نقد کنید، عاقلانه نخواهد بود که از چهارچوکات ادب و نزاکت ها خارج شده و با توهین و تحقیر طرف، نظر خود را بروی تحمیل کنید. مهمتر از همه اگر میتوانید نظر و نقد خود را با ارائه ی سند و مدرک مستحکم و مستدلل سازید و بگذارید خوانندگان با خواندن نظر شما و فرد مخاطب تان، خود قضاوت کنند. در مورد رد نمودن ولادت علی در کعبه نیز اگر سند و مدرکی دارید، لطفاً ارائه کنید تا دیگران در این مورد تحقیق کنند.

      تصاویر ذیل را نیز مشاهده نمایید و در صورت توان سفری کنید به مکه تا در این مورد بطور خصوصی تحقیق کنید:

      http://salam-shia.com/content/view/667/92/

      بااحترام 

    • برادر عزیز وارجمند هنجرود جان؛
      با عرض احترامات ودرخواست معذرت از مشورۀ انتقادی و صادقانه به خاطر نام انتخابی و مستعار تان!

      برادر مسلمان و عزیز؛
      از طرز نوشتار و انتقادهایت حدس میزنم که یک برادر سنی مذهب باشی، صرف نظر از ادعای من وامثالم که مولا علی در خانۀ کعبه شریفه چشم بجهان گشودند و بعد از ختم نبوت منحیث امام برای هدایت امت به امر پروردگار و رسولش مقرر گردیدند، شما منحیث یک برادر سنی دربارۀ شخصیت حضرت علی(ع) و پسر کاکای پیامبر اسلام حضرت محمد(ص) و خلیفۀ چهارم اسلام چه فکر میکنید و چه احترامی برای شان قایل هستید؟ فقط غوری صادقانه کن و نزد خودت نگهدار.

      خواهش برادرت اینست که هر نظر، سوال و یا انتقادی در بارۀ شیعیان اسمعیلیه داشته باشید، آزادانه مرا مخاطب شمرده و بنویسید فقط آرزو مندم منطقی، ادبی و صادقانه باشند چرا که در غیر چاقوی خلاف نظران دین اسلام دسته یافته و شما که خود شاهد زهر افگنیها و شایعات ایشان در همین سایت کابل پرس هستید، نگذارید سوء استفاده بیشتر و تبلیغات ضد دینی بیشتر بتوانند!

      آنچه درباره عقائد بردران و خواهران شیعۀ اثناعشری (دوازده امامی) و قصص القران چاپ ایران ذکر نموده اید من در باره اش معلومات ندارم و نظری هم داده نمیتوانم و مقصدم ازین گفته رنجاندن هیچ فرد و یا گروهی هم نیست.

      در مورد خودم منحیث یک اسمعیلیه، اول خوبست نظری به فرموده های شما انداخته و در بارۀ اعتراضات شما از اسمیعلیان صحبتی داشته باشیم.

      " اگر این امامان اینقدر قدرتمند میبودند اولا شکم های خود را سیر میکردند تا محتاج به گدایی به این وان نمیبودند وثانیا با ذلت در زندان های بنی امیه وعباسیان جان نمیدادند. میماند بحث رهبران اسمعیلی. سخی جان ما همگان سید منصور نادری را با ان زنباره گی ها وبچه بازی ها ولواطت کاری وشراب خواری و جنایت کاری هایش میشناسیم. ایا این خبیث (البته با عرض معذرت زیرا من سند دال بر خبیث بودن وی را دارم) رهبر مذهبی تان است؟ یا ان کریم اغا خان که خودرا نواده نمیدانم چهل ونهم ویا پنجاه هم حضرت محمد میداند! سخی جان از خواب غفلت بیدار شو. من یک مسلمان هستم الحمدالله ولی یک مسلمان روشنفکر نه یک مسلمان خرافاتی که تمام هست وبود دنیا را منتهی به تار ریش حضرت علی ویا فاطمه الزهرا ویا امثالهم بدانم. هنجرود بودنم به مراتب بهتر بودن از کلب علی بودنم است. یعنی یک انسان که خود را سگ انسان دیگر میداند. پس هنجرود بودن بهتر از سگ بودن است! لطفا از این به بعد فرق میان زایشگاه وکعبه را بدانید واز جعل داستان های که خانه خدا را به زایشگاه مبدل میسازد خودداری کنید"

      خوب برادر خردمند؛
      در بارۀ امامانِ گذشته و حالات و اوضاع اقتصادی شان صحبتی نمیکنم چونکه ندیده ام و هرچه بنویسم از روی اعتقاد و عقیدۀ فردی بوده و مدارک پیش کرده هم شاید مورد قبول دیگران واقع نشود زیرا امروز عدۀ ازمردم کتاب های خداوند را هم قبول ندارند.
      در مورد سید منصور نادری مقالۀ نوشته ام در کابل پرس تحتِ عنوان

      (http://www.kabulpress.org/my/ecrire/?exec=articles&id_article=3982)

      مراجعه نموده ، مطالعه و برداشت نمائید.
      امیداوارم جایگاه ایشانرا در امور دینی و مذهبی به اشتباه نگیرید و اگر اثنادی واقعی مبنی بر اعمال غیر قانونی و... اتحامات نامبردۀ خویش در بارۀ ایشان دارید خواهش میکنم به آدرس خودشان مراجعه و یا درهمین سایت کابل پرس به نشر برسانید تا درباره اش همه بدانند و قضاوت نمایند.
      در بارۀ کریم آقاخان، چهل و نهمین امام، پیشوا و هادی اسمعیلیان جهان برایت فقط بنویسم که من و خودت و ایشان در قید حیات هستیم و با چشمان خویش شاهد احوال و اعمال این شخصیت شده میتوانیم.
      ایشان سال گذشته سالگرد 50 سالۀ دوران امامت خویشرا منحیث امام چهل و نهم اسمعیلیان جهان تجلیل نمودند و بار ها در افغانستان نیز بخاطر خدمات ارزندۀ بشری در عرصه های علمی، اجتماعی، اقتصادی، صحت عامه... و غیره نه تنها برای اسمعیلیان و یا مسلمانان بلکه برای دیگر اندیشان فقیر و کشور های عقبمانده تحت نام بنیاد آقاخان و فوکس، سفر کرده و صرفأ به خاطر امدادهای بشردوستانه و استحکام نام نیکی اسلام در صحنۀ جهانی خدمت و تلاش مینمایند که حقیقت این امر را از تمام رسانه های داخلی و بین المللی و به شکل زنده در چهار اطراف افغانستان مشاهده خواهید توانست.

      میماند قضیه اصل و نسب ایشان:
      برای من فرمودۀ خود ایشان بیشتر از هر سندی موجودۀ دیگر مورد قبول است که ایشان از نسل پیغمبر خدا(ج) وآل نبی میباشند و خوشبختانه و با افتخار باید بنویسم که از روی قرآن پاک و نبی کرام(ص) و وجود همین امام منحیث امیراموءمنین واقعی و با امر خداوند که میفرمایند:
      يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم فان تنازعتم في شي‏ء فردوه الى الله و الرسول ان كنتم تؤمنون بالله و اليوم الآخر ذلك خير و احسن تاويلا (سوره4(59)

      اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اطاعت كنيد خدا را! و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولو الامر ( اوصياى پيامبر) را! و هرگاه در چيزى نزاع داشتيد، آن را به خدا و پيامبر بازگردانيد (و از آنها داورى بطلبيد) اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان داريد! اين (كار) براى شما بهتر، و عاقبت و پايانش نيكوتر است. (سوره4(59)

      من خود را مسلمان و یک اسمعیلیه میدانم ولی برای شما هیچ گونه ضرورت و اجباری هم درین مورد وجود ندارد و هیچ سندی هم بکار نميتواند باشد چونکه به وجود امام و امامت عقیده ندارید.
      وسّلام

    • با عرض احترامات و سلامهای فراوان;

      برادر عالیقدر سلام جان،

      خوشحال هستم که برادران مسلمانم بنام اسلام آواز بلند کرده و در مقابل تعرضات و اتهامات بی بنیاد متعصبین و بیدینان از راه عقل و منطق و نه با اعمال زور و یا شمشیر، قدعلم نموده و از دین پاک و مقدس خویش به دفاع برمیخیزند که این عمل خود در واقع از جهاد راستین حکایت میتواند.
      اینکه من چرا در نوشته هایم مکرراً مینویسم که نظر شخصی ام میباشند و خود را اسمعیلیه معرفی مینکم بمقصد دعوت و تبلیغ نمیباشد چونکه نه اجازۀ آنرا دارم ونه لیاقتش را در وجود خود میبینم.
      فقط بخاطر مینویسم که خدای ناخواسته کدام اشتباه ممکنه دامنگیر دیگر برادران مسلمانم نشده و مورد انتقاد قرار نگیرند.
      و ثانیاً از نظر ها و انتقادات دیگران در باره مذهب خود بدانم تا باشد که اگر درست باشند از آن اعمال ابا ورزم و در غیر حقیقت موضوع را روشن ساخته بتوانم.
      ما همه انسانیم و انسان همیشه مرتکب اشتباهات و گناهای شده و بازهم خواهند شد ولی خوب خواهد بود تا بجای اعتراضات خصمانه به اصلاح آن پرداخته شود. من از هیچ شیخ و یا ملائی نابکار و جاهلی که در حقیقت آنها ما را در چنین گودالی از خرافات، نادانی، نفاق و خشونتها انداخته اند و سد را پیشرفت مسلمانان در هر عصۀ تمدن و اجتماعی و حتی دینی و مذهبی میشوند، هرگز توقع و طلب امداد ندارم که با قرائت چند آیات از قرآن کریم که حتی معنی و تفسیر آنرا هم بدرستی نمیدانند وارد میدان شوند و از دین و آین ما دفاع و یا جهاد فی سبیل الله از راه دانش و عمل و کردار نیک که شایسته و مسئولیت هر مسلمان بادرک باید باشد، بتوانند.
      ولی از همه برادران روشنفکر و همدین چنین توقع را دارم و آنرا امر خدا و رسولش هم میدانم:

      سورة الفرقان/52
      فَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَجَاهِدْهُمْ بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا

      بنابر اين از كافران اطاعت مكن، و بوسيله آن ( قرآن) با آنان جهاد بزرگى بنما! (52)

      "So obey not the rejecters of faith, but strive (jahidhum) against them
      by it (the Qur’an) with a great endeavor.

      وسّلام

    • سلام برادران سخی جان وسلام الدین خان عزیز. برادران به نظر بنده حضرت علی یک شخص نورمالی بود از جمله اصحاب پیامبر. من برایش احترام قایل هستم. گفته خود حضرت علی است که بسیاری ها بخاطر دوستی بیش از حد با وی به جهنم میروند که شاید شماها هم یکی از انها باشید. من یک مسلمان هستم وبه خدا عقیده دارم و واز وی امداد میطلبم نه از کدام امام ویا زیارتی زیرا اگر شما قبر علی بن ابی طالب را حال بشکافید شاید خاک وی هم باقی نمانده باشد که البته چیزی باقی نمانده است. بنا طرح این مسایل که حضرت علی در کعبه به دنیا امده ویا چتور وچنان تمام انها زاده افکار شیطنت امیز چند کلاهبردار است که مانند کریم اغا خان ویا مانند ایت الله خامنه یی ملتی را میفریبند وخود با مانکن ها ازدواج میکنند وشهوت رانی میکنند. اگر قرار باشد خداوند دعای اغا خان ویا خامنه یی ویا احمدی نژاد ویا ملک عبدالله پادشاه عربستان را قبول کند من از همین حالا کفر خود را اعلان میدارم!

      من به خدا عقیده دارم وبه کعبه منحیث یک خانه یی که صرف مسلمانها در وقت نماز به ان روی میکنند. این که علی در انجا به دنیا امده باشد اولا به هیچ وجه قابل قبول نیست واگر هم تولد شده باشد پس چه؟ هرکس میتواند با تقوا وزهد مقام بالاتر از علی را بدست بیاورد. شما گفته اید که اسمعیلیه با ما یکسان اند من در تایمنی زندگی کرده ام ویکبار هم اذان را از جماعت خانه شما نشنیده ام! شما با دادن ده فیصد رشوت به اغا خان به زعم خود خود را از اتش دوزخ نجات داده اید واغا خان بیچاره هم از دست عیاشی دلش از زندگی سیاه شده است.

      اقای سلام تشکر از لینک های شما. بهتر است که شما روشنفکرانه به قضایا دید کنید. به نظر من اعتقادات انحرافی باعث تباهی اسلام میگردد. اگر اقای راوش واضحا برعله اسلام مینویسد به اسلام انقدر ضرر نمیرساند تا عقاید منحرف شما که از کعبه زایشگاه ساخته اید!

    • هنجرود جان حالا یک کم نرم شدی و از استعمال کلمات زشت مانند (کلب و...) نیز کوتاه آمدی که جای خوشیست. تاریخ نشان میدهد که بیشترین روحانیون درباری از تشیع و اسماعیلیه نه بلکه از برادران اهل سنت ما بوده که خطرناک ترین تیشه ها را به ریشه اسلام زده اند. اما با اینهمه بوده اند افراد متدین و مومن در میان اهل سنت که همانند پیشوایان واقعی بقیه فرق، حیات خود را در زندان های حکام و سلاطین شیطان صفت به سر رسانده اند که بهترین نمونه اش امام ابوحنیفه میباشد.

      در مورد بی ارزش بودن اسلام ستیزیی افرادی چون راوش و غیره من نیز با شما هم نظر هستم. اینها با نوشتن اراجیف بر ضد اسلام دارند وقت خود را ضایع و در مقابل ایمان مسلمین را قوی میکنند. برای من سالها این سوال مطرح بود که (ابوجهل) چرا آنقدر در بر کرسی نشاندن جهل خود پافشاری میکرد؟ که آشنایی آقای راوش این سوال را برایم حل کرد و دانستم که ابوجهل نیز فردی بوده مانند ایشان و سایر اسلام ستیزان نیز سیاهی لشکر ابوجهل زمان (راوش) اند.

      اما در مورد خطرات درونی اسلام، شما نیز باید به نکات ذیل توجه داشته باشید:

      این که علی در کعبه تولد شده یا نه در واقعیت خارج از جار و جنجال های فعلیست و بنده نیز پیوندی برایت گذاشتم که نشان دهنده نقل قول های موثق از مورخین اهل سنت است. اینها بخش از تاریخ است و به نظر بنده نیز ارزش این همه بگو مگو را ندارد.

      همچنان کیها علی شده میتوانند و کیها شده نمیتوانند نیز بحث جداگانه است و کیها از غلو در وصفش یا برعکس از تنفر به شخصش به دوزخ میروند نیز بحث جداگانه ی است.

      من نیز مخالف افراط و تفریط هستم اما زیارت چیزی مختص به شیعه و یا اسماعیلیه نیست و این مسئله در نزد اهل سنت نیز معتبر و قابل احترام است.

      یگانه گروهیکه مخالف صد در صد زیارت هست، وهابی ها میباشند که در اسلام آنها خودم کاملاً شک دارم و آنها را به یقین سربازان پیاده ی کاپیتالیزم میدانم. در این مورد شما نیز میتوانید تحقیق کنید که خالی از مفاد برای تان نخواهد بود.

      پس افراط گری نه تنها در محبت علی محکوم است بلکه در نفرت از وی نیز به شدت محکوم است. چیزیکه وهابی ها امروزه به اشکال گوناگون در پی عملی نمودن آن است و در عمل با حملات انتحاری 99% قربانیان خود را از میان مسلمین عادی انتخاب مینمایند.

      جای تاسف در این است که بیشترین سرباز گیریی وهابی ها از میان برادران و خواهران اهل سنت ما صورت میگیرد که در اینجا شما نیز پاسخی برای این نقطه ضعف تان ندارید که خطر جدی را متوجه کل اسلام و مسلمین میکند. بطور مثال افغانستان تا 10 سال قبل انتحاری نداشت، اما امروز همه میبینیم که برادران اهل سنت ما خصوصا در مناطق پشتون نشین برای تحقق یافتن اهداف کاپیتالیزم حاضرند دست به حملات انتحاری بزنند و در راه رسانیدن شرکت های فرامیلیتی به اهداف شوم آنها میخواهند حتی خون مسلمین را در وطن خود بریزند.

      یک نمونه اشرا در این پیوند بخوانید (من چرک آبِ دستان طالب را نوشيدم):

      http://www.afghanswiss.com/SafareWatan.html

      اگر مسئله ی ولادت علی در کعبه و زیارت قبور پیشوایان دین را با مفکوره ی انتحاری ها و وهابی ها مقایسه کنیم، به نظر من آخری را گویند، "خطر جدی برای اسلام و مسلمین".

      با احترام

    • سلام خان تشکر از موعظه ات. بسیار جالب است که شما اهل تسنن را مسول ضربه زدن به اسلام میدانید. جالب اینست که شما از عقاید بسیار جالب اهل تشیع که اصلا ربطی به اسلام ندارد یا بیخبر هستید ویا خود را به بیخبری زده اید. مثلا مسله امامت که اصلا ربطی به اسلام ندارد ولی شما امامان خود را بالاتر از همه چیز میدانید. مثلا امام اخیر اثنا عشر یعنی حسن عسکری که یک شخص عقیم بود بخاطر جاری گذاشتن بزنس خانواده گی خود با استناد یک حدیث پیامبر مسله مهدی را طرح کرد که امروز با گذشت یکهزار وسه صد سال هنوز هم این اغا مهدی نتوانسته خود را اشکارا بسازد. امروز قتل عام وظلم وتجاوز وترور و تجاوز جنسی که بالای زندانیان در ایران صورت میگیرد ایا ولی الامر مسلمین جهان (لقب ایت الله خامنه یی) انرا فرمان داده است ویا کسی دیگر. امروز در کشور های اهل تسنن شیعه ها از حق کاملی برخودار هستند که اهل تسنن دارند. اما در ایران که ملا های درباری قدرت را بدست دارند واضافه تر از بیست وپنج درصد ان اهل تسنن است ایا شما در تهران کدام مسجد اهل تسنن را پهلوی کنیسای یهود ویا کلیسای نصارا دیده اید؟ ایا شما در جهان کدام دولت سنی را دیده اید که کارنامه ان امروز سیاه تر از دولت احمدی نژاد باشد؟ ایا کدام رهبر سنی را دیده اید که مانند احمدی نژاد ادعا کند که در مقر سازمان ملل امام مهدی همراه با یک لک وچهل شش هزار سه صد وبیست یک فرشته امده بودند ورهبر های جهان پلک هم نمیزدند؟ مسله زیارت بحث جداگانه است. ان کسانی که در قبور خوابیده اند کسانی اند که حتی خاک ایشان هم خاک شده است وهرگز رفتن در قبرها وبنده بسته کردن ها نه تنها جواز دینی ندارد بلکه خلاف اسلام هم است واینکه این مسله در مناطق سنی نشین معمول است ناشی از نادانی مردم است وبس.

      میماند بحث تروریزم. امروز در جهان از دولت احمدی نژاد کرده تروریست تر نیست واین سپاه ایران است که برای طالبان اسلحه ومهمات میفرستد که به این میگویند اوج کثافت کاری سیاست مذهبی

      سلیمان راوش را خدا زده است که بااین بروت های سفید چتیات گویی میکند ولی این خرافات پرستی خود مسلمانهااست که کسانی مانند سلیمان را تشجیع میکنند که برعله اسلام داوری کنند درحالی که اسلام صرف رابطه را بین بنده ومعبود ان برقرار میکند ودیگر ضرورتی به امام وامام زاده وزیارت وامثال ان نیست که بین بنده وخدا واسطه قرار بگیرند

    • هنجرود خان عزیز

      این مناظره برای من دلچسپ است و امیدوارم برای شما خسته کن تمام نشده و این مبحث را در نیمه راه رها نکنید. قول میدهم با حوصله ی تمام پاسخ تان را داده و در مقابل توقع دارم شما نیز بدون تعصب و به دور از جهل ادامه دهنده ی این مناظره باشید.

      حرف دوم اینکه نه شما نماینده ی حکومت های سنی هستید و نه من نماینده حکومت ایران، پس از وارد کردن اتهامات کودکانه و بدون سند و مدرک لطفا خودداری کنید.

      میاییم به اصل مطلب:

      شما نوشته اید که، "ضربه خوردن اسلام از ناحیه اهل سنت برایتان جالب است" و اگر من اشتباه نکنم شما اینرا قبول ندارید. اما میشود که لطف نموده و این سوالم را جواب دهید که در طول 14 قرن اخیر کیها در سرزمین های اسلامی بر قدرت بوده اند و اکثریت را تشکیل داده اند؟ جواب این سوال شما اگر درست داده شود، دقیقا پاسخ تعجب شما خواهد بود.

      شما نوشته اید، "عقاید تشیع جالب اند و ربطی با اسلام ندارند..." شما یکراست رفته اید بر موضوع امامت، من هم یکراست مراجعه میکنم به یک حدیث از دومین منبع معتبر دینی پس از قرآن در نزد اهل سنت، (به روایت جابربن سمره):

      "دوازده امیر خواهد آمد كه همگی از قریش هستند." ( صحیح البخاری، دارالمعرفه، ج 4، ص 248، كتاب الاحكام)

      همین حدیث در سومین کتاب معتبر اهل سنت (صحیح مسلم) چنین آمده است (بازهم از جابربن سمره عبارتهای زیر از پیامبر اسلام نقل شده اند):

      "1. این امر پایان نمی‎پذیرد مگر پس از دوازده خلیفه كه همگی از قریش هستند." ، "2. تا هنگامی كه دوازده خلیفه از قریش رهبری می‎كنند، این دین، عزیز خواهد بود." ، "3. این دین تا روز قیامت برپا است، و دوازده خلیفه كه همگی از قریش هستند، وجود خواهند داشت." ، "4. تا وقتی دوازده خلیفه بر مردم ولایت دارند، امر آنان گذرا است." ، "5. تا وقتی دوازده خلیفه از قریش بر سر كارند، اسلام عزیز است". (صحیم مسلم، داراحیاء التراث العربی، ج 3، كتاب الاماره، باب 1)

      خوب هنجرود خان نظر شما در مورد این احادیث موثق چیست؟ اگر شما میگویید که 12 تن امام اهل تشیع حق نمیباشند، پس شما چگونه 12 امام یا خلیفه را میتوانید از میان پیشوایان اهل سنت پوره نمایید؟ آیا یزید پسر معاویه و نواده ی ابوسفیان نیز در میان این دوازده امام شامل است؟ اگر بله، شراب نوشی، زنبارگی، شادی بازی، قتل نواسه پیامبر اسلام و ده ها تن دیگر و به اسارت کشیدن خاندان پیامبر اسلام توسط وی، حمله بر کعبه، حمله بر مدینه و سایر جنایات این خلیفه ی محترم تانرا چگونه توجیه میکنید؟

      فکر کنم هیچگاهی در مورد تاریخ دین خود تحقیق نکرده اید و صرف همان چیز های را میدانید که ملای مسجد برایتان گوشزد کرده است. بهتر است در مورد وقایع مهم تاریخی در دین خود سر از امروز مطالعه کنید البته بدور از تعصب و جهالت ابوجهل گونه.

      در ادامه شما نوشته اید که، "امام یازدهم تشیع عقیم بوده... و مهدویت یک افسانه است..." آیا در این زمینه کدام مدرک و سند یا کتاب و مآخذی نیز دارید یا از معده خود حکم نموده اید؟

      سنی و شیعه هردو بر این عقیده اند که دوازدهمین امام تشیع (مهدی) فرزند امام عسکری بوده قبل از قیامت ظهور خواهد کرد و انکار این مطلب مانند تمسخر عقاید خود تان است. اینهم دو نمونه که بازهم از منابع اهل سنت هستند:

      ابن اثیر، مورخ معروف اهل تسنن، در پایان حوادث سال 260هجری چنین می‏نویسد: «... و در این سال، ابومحمد علوی عسکری وفات نمود و او طبق مذهب امامیه، یكی از ائمه ‏ی دوازده ‏گانه است و او پدر محمد است. همان كسی كه امامیه معتقدند او «منتظر» است..." (الكامل فی التاریخ، ج 7، ص 274)

      ابن خلكان از دانشمندان معروف اهل سنت می‏گوید، "ابوالقاسم محمد، فرزند حسن عسکری، دوازدهمین امام از امامان امامیه است كه به عنوان «حجت» معروف است و ولادتش درروز جمعه نیمه ‏ی شعبان سال 255 هجری بوده است". (وفیات الاعیان، ج 4، ص 176)

      معلوم میشود که ادعا های شما نه از روی علم و دانش بلکه بر مبنای شنیده های تان است که از ملا های بیسواد ویاهم انگلیسی شنیده اید. بازهم برای تان پیشنهاد میکنم در مورد تاریخ دین و مذهب خود بیطرفانه مطالعه کنید.

      در ادامه شما از ایران نوشته اید که به من مربوط نمیشود. نه من ایرانی هستم و نه هم نماینده آنها. در مورد اعمال آنها باید از خود اوشان بپرسید. همچنانکه من جنایات طالبان را بر ضد تشیع افغانستان (که تشیع یا سنی شوند یا ترک خاک کنند یا هم کشته شوند) از شما نمیپرسم. جنایات حکومت عربستان سعودی بر علیه تشیع عربستان را نیز به شما ارتباط نمیدهم (http://www.bbc.co.uk/persian/world/2009/09/090903_shr_saudi_shia_discrimination.shtml)

      (http://www.bbc.co.uk/persian/world/2009/08/090812_ss_saudi_iraq.shtml) در عربستان اگر بدانند یک نفر کارگر خارجی شیعه است، او را فوراً از کشور خارج میکنند و یکی از دوستان نزدیک خودم سال گذشته بخاطر نماز خواندن به شیوه تشیع از کار اخراج و با زور به کابل فرستاده شد در حالیکه مزدش را نیز نپرداختند.

      و شما را برای کشتار تشیع در یمن تحت نام تروریست نیز ملامت نمیکنم، چرا که برای من شیعه و سنی تا وقتیکه وهابی نشده اند فرقی ندارند. (http://www.youtube.com/watch?v=JNtHGW4UU3o)، (http://www.presstv.ir/classic/Detail.aspx?id=107268§ionid=351020206) ، (http://www.guardian.co.uk/world/2009/sep/17/yemen-air-force-war-refugees) و هزاران مثال دیگر در پاکستان، افغانستان و مهم تر از همه عراق که در آنجا روزانه ده ها شیعه بدست افراطیون سنی و وهابی و به امر مستقیم عربستان سعودی و کشور های کنترل کننده ی آن کشته میشوند.

      اینکه شما گفته اید در کشور های سنی مذهب، اهل تشیع از حقوق برابر و کامل برخوردار هستند بسیار خنده دار است. شاید منظور شما از کشور های سنی مذهب کشور های چون ناروی و یا فنلاند باشند چرا که در کشور های سنی مذهب تا جاییکه من خبر دارم شیعه ها وضعیت خوبی ندارند. بازهم چند نمونه:

      (http://parachenar.blogfa.com/)

      (http://www.presstv.com/detail.aspx?id=106412§ionid=351020401)

      (http://en.wikipedia.org/wiki/Kurram_Agency_War_April_2007)

      (http://www.hazaranation.com/news1.htm#n173)

      شما در مورد مردان و زنانیکه در راه خدا جان باخته اند ویا زندگی خود را در راه خدا وقف نموده اند چیز هایی نوشته اید که با قرآن و سخنان خدا در تضاد هستند:

      "و كسانى را كه در راه خدا كشته میشوند مرده نخوانيد بلكه زنده ‏اند ولى شما نمیدانيد" (آیه 54 از سوره بقره)

      "هرگز كسانى را كه در راه خدا كشته شده‏اند مرده مپندار بلكه زنده ‏اند كه نزد پروردگار شان روزى داده میشوند" (آیه 169 از سوره آل عمران)

      "و اگر (در راه جهاد) بميريد يا كشته شويد قطعا به سوى خدا گردآورده خواهيد شد" (آیه 158 از سوره آل عمران)

      اگر شما به درستی و صحت آیات فوق ایمان دارید، پس چگونه محمد، علی، حسین و مابقی پیشوایان (راستین) اسلام را خاک میپندارید؟ آیا این نشانه کفر نیست که آیات روشن قرآن در باره زنده بودن افراد مهم و خصوصاً موسسین اسلام را قبول نکنید؟

      و در ادامه ی آن و در مورد شفاعت نوشته اید، "که مرده ها خاک شده اند و نمیتوانند شفاعت کنند..." این ثابت میکند شما حتی قرآن که مهم ترین و اساسی ترین کتاب اسلام است، را مطالعه نکرده اید که واضحاً میگوید:

      "خداست كه معبودى جز او نيست زنده و برپا دارنده است نه خوابى سبك او را فرو مى‏گيرد و نه خوابى گران آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن اوست كيست آن كس كه جز به اذن او در پيشگاهش شفاعت كند آنچه در پيش روى آنان و آنچه در پشت ‏سرشان است ‏میداند و به چيزى از علم او جز به آنچه بخواهد احاطه نمى‏ يابند كرسى او آسمانها و زمين را در بر گرفته و نگهدارى آنها بر او دشوار نيست و اوست والاى بزرگ." (۲۵۵ از سوره بقره) 

      "در آن روز شفاعت (به كسى) سود نبخشد مگر كسی را كه (خداى) رحمان اجازه دهد و سخنش او را پسند آيد" (آیه 109 از سوره طه)

      "پروردگار شما آن خدايى است كه آسمانها و زمين را در شش هنگام آفريد سپس بر عرش استيلا يافت كار (آفرينش) را تدبير مى‏كند شفاعتگرى جز پس از اذن او نيست اين است ‏خدا پروردگار شما پس او را بپرستيد آيا پند نمى‏گيريد". (آیه 3 از سوره یونس)

      "(آنان) اختيار شفاعت را ندارند جز آن كس كه از جانب (خداى) رحمان پيمانى گرفته است". (آیه 87 از سوره مریم)

      "آنچه فراروى آنان و آنچه پشت‏ سرشان است میداند و جز براى كسى كه (خدا) رضايت دهد شفاعت نمى‏كنند و خود از بيم او هراسانند". (آیه 28 از سوره انبیا)

      "از اين رو شفاعت ‏شفاعت ‏كنندگان به حال آنها سودى نمی بخشد" (آیه 48 از سوره مدثر)

      راستی با استناد به آیات فوق و احادیث موثقیکه در بالا آوردیم (در مورد صحت 12 امام یا خلیفه یا پیشوای برحق اگر این آیات قرآن راست باشند که بازهم ارتباط میگیرد به عقیده شما) این شفاعت کنندگان به نظر شما کیها خواهند بود؟ افرادی چون ابوسفیان، معاویه و یزید و سایر خلفای اموی؟ یا اشخاصی چون محمد، علی و حسین و سایر اولاده های آنها تا مهدی؟ عقل شما چه حکم میکند؟

      شما اگر خواهان شفاعت کدام فرد (در نزد خدا) باشید، چگونه این تقاضای خود را به آن فرد ابلاغ میکنید؟ دست تانرا بسوی آسمان بلند میکنید؟ یا بر سر مزار آن فرد رفته و پس از قرآئت فاتحه از وی طلب شفاعت میکنید؟ کدامین راه از نگاه عقل درست تر است؟ با توجه به آیات و احادیث فوق، آیا بازهم طلب شفاعت از موسسین و برپا کننده گان دین، بازهم در نظر شما شرک است؟

      شما گفته اید طالبان را ایران کمک میکند اما ظاهراً طالبان بر طیاره های ناتو از جنوب به شمال افغانستان جابجا میشوند و داستان بوجود آمدن طالبان را که هزاران بار محققین هموطن ما در این سایت و سایت های دیگر نوشتند که کیها بودند... و این حرف تان نیز مانند حرف دیگر تان فکر کنم بیشتر از معده منشأ گرفته تا علم و آگاهی... من نمیگویم ایران طالبان را کمک نمیکند اما مهم این است که بدانیم پدر و مادر طالبان کیها هستند و اکثریت بودجه و مصارف طالبان را کیها فراهم میکنند؟

      در مورد سلیمان راوش اینبار اشتباه حدس زده اید. سلیمان راوش و سیاهی لشکر او اسلام را از اساس قبول ندارند یعنیکه نه قرآن تو را میپذیرند و نه هم خدای تو را.

      پس جان برادر افکار و داشته هایت همه گی نیاز به بازبینی و تجدید نظر دارند. برو و مطالعه کن تا اگر خدا خواسته بود شاید بطور درست و صحیح هدایت شوی.

      در آخر یک اشاره کنم که از انتحاری های سنی مذهب هیچ یاد نکردی و کاملاً به گفته ی مردم ما "سرش خاشه انداختی". گمشکو هنجرود جان، احمدی نژاد و ملک عبدالله را چی کنیم؟ بیا و به مسلمانی و اعمال خود دقت کنیم که تا به چه حد، اسلامی هستند؟ برای این مقصد اولتر از همه شما باید قرآن را مطالعه کنید و بعداً به کتب معتبر حدیث خود مراجعه کنید، و در آخر به سنی ها و شیعیان افغانستان و اعمال آنها توجه کنید. ببینید کدامین گروه صادق تر و راست تر هستند؟ دزد و راهزن در میان کدامین گروه بیشتر است؟ گدا و مفت خور در میان کدامین گروه بیشتر است؟ وطن فروشی و ناموس فروشی در میان کدامین گروه بیشتر مروج است؟ و صد ها سوال دیگر که خودت ماشاالله هوشیار هستی و شاید بدین گونه راه خود را پیدا کنی.

    • هنجرود خان عزیز

      این مناظره برای من دلچسپ است و امیدوارم برای شما خسته کن تمام نشده و این مبحث را در نیمه راه رها نکنید. قول میدهم با حوصله ی تمام پاسخ تان را داده و در مقابل توقع دارم شما نیز بدون تعصب و به دور از جهل ادامه دهنده ی این مناظره باشید.

      حرف دوم اینکه نه شما نماینده ی حکومت های سنی هستید و نه من نماینده حکومت ایران، پس از وارد کردن اتهامات کودکانه و بدون سند و مدرک لطفا خودداری کنید.

      میاییم بر سر اصل مطلب:

      شما نوشته اید که، "ضربه خوردن اسلام از ناحیه اهل سنت برایتان جالب است" و اگر من اشتباه نکنم شما اینرا قبول ندارید. اما میشود که لطف نموده و این سوالم را جواب دهید که در طول 14 قرن اخیر کیها در سرزمین های اسلامی بر قدرت بوده، حرف اول را زده اند و اکثریت را نیز تشکیل داده اند؟ جواب این سوال اگر درست داده شود، دقیقا پاسخ تعجب (انکار) شما خواهد بود.

      شما نوشته اید، "عقاید تشیع جالب اند و ربطی با اسلام ندارند..." شما یکراست رفته اید بر موضوع امامت، من هم یکراست مراجعه میکنم به یک حدیث از دومین منبع معتبر دینی پس از قرآن در نزد اهل سنت، (به روایت جابربن سمره):

      "دوازده امیر خواهد آمد كه همگی از قریش هستند." ( صحیح البخاری، دارالمعرفه، ج 4، ص 248، كتاب الاحكام)

      همین حدیث در سومین کتاب معتبر اهل سنت (صحیح مسلم) چنین آمده است (بازهم از جابربن سمره عبارتهای زیر از پیامبر اسلام نقل شده اند):

      "1. این امر پایان نمی‎پذیرد مگر پس از دوازده خلیفه كه همگی از قریش هستند." ، "2. تا هنگامی كه دوازده خلیفه از قریش رهبری می‎كنند، این دین، عزیز خواهد بود." ، "3. این دین تا روز قیامت برپا است، و دوازده خلیفه كه همگی از قریش هستند، وجود خواهند داشت." ، "4. تا وقتی دوازده خلیفه بر مردم ولایت دارند، امر آنان گذرا است." ، "5. تا وقتی دوازده خلیفه از قریش بر سر كارند، اسلام عزیز است". (صحیم مسلم، داراحیاء التراث العربی، ج 3، كتاب الاماره، باب 1)

      خوب هنجرود خان نظر شما در مورد این احادیث موثق چیست؟ اگر شما میگویید که 12 امام یا خلیفه اهل تشیع حق نمیباشند، پس شما چگونه لست 12 امام یا خلیفه اهل سنت را تکمیل میکنید؟ آیا معاویه ی که با علی همواره جنگید، یزید پسرش نیز در میان این دوازده امام یا خلیفه شامل هستند؟ بقیه خلیفه های اموی چطور؟ اگر بله، (تنها در مورد یزید و اعمال مابقی را میگذاریم که حرف را به درازا میکشاند) شراب نوشی، زنبارگی، شادی بازی، قتل نواسه پیامبر اسلام و ده ها تن دیگر و به اسارت کشیدن خاندان پیامبر اسلام توسط وی، حمله بر کعبه، حمله بر مدینه و سایر جنایات این امام یا خلیفه ی محترم تانرا چگونه توجیه میکنید؟

      فکر کنم هیچگاهی در مورد تاریخ دین خود تحقیق نکرده اید و صرف همان چیز های را میدانید که ملای مسجد برایتان گوشزد کرده است. بهتر است در مورد وقایع مهم تاریخی در دین خود سر از امروز مطالعه کنید البته بدور از تعصب و جهالت.

      در ادامه شما نوشته اید که، "امام یازدهم تشیع عقیم بوده... و مهدویت یک افسانه است..." آیا در این زمینه کدام شاهد، مدرک، سند، کتاب و مآخذی نیز دارید یا از معده خود حکم نموده اید؟

      سنی و شیعه هردو بر این عقیده اند که دوازدهمین امام تشیع (مهدی) فرزند امام عسکری بوده قبل از قیامت ظهور خواهد کرد و انکار این مطلب مانند تمسخر عقاید خود تان است. اینهم فقط دو نمونه که بازهم از منابع اهل سنت هستند:

      ابن اثیر، مورخ معروف اهل تسنن، در پایان حوادث سال 260هجری چنین می‏نویسد: «... و در این سال، ابومحمد علوی عسکری وفات نمود و او طبق مذهب امامیه، یكی از ائمه ‏ی دوازده ‏گانه است و او پدر محمد است. همان كسی كه امامیه معتقدند او «منتظر» است..." (الكامل فی التاریخ، ج 7، ص 274)

      ابن خلكان از دانشمندان معروف اهل سنت می‏گوید، "ابوالقاسم محمد، فرزند حسن عسکری، دوازدهمین امام از امامان امامیه است كه به عنوان «حجت» معروف است و ولادتش درروز جمعه نیمه ‏ی شعبان سال 255 هجری بوده است". (وفیات الاعیان، ج 4، ص 176)

      معلوم میشود که ادعا های شما نه از روی علم و دانش بلکه بر مبنای شنیده های تان است که از ملا های بیسواد ویاهم انگلیسی شنیده اید. بازهم برای تان پیشنهاد میکنم در مورد تاریخ دین و مذهب خود بیطرفانه مطالعه کنید.

      در ادامه شما از ایران نوشته اید که به من مربوط نمیشود. نه من ایرانی هستم و نه هم نماینده آنها. همچنانکه من جنایات طالبان را بر ضد تشیع افغانستان (که تشیع یا سنی شوند یا ترک خاک کنند یا هم کشته شوند) از شما نمیپرسم. جنایات حکومت عربستان سعودی بر علیه تشیع عربستان را نیز به شما ارتباط نمیدهم

      (http://www.bbc.co.uk/persian/world/2009/09/090903_shr_saudi_shia_discrimination.shtml)

      (http://www.bbc.co.uk/persian/world/2009/08/090812_ss_saudi_iraq.shtml)

      در عربستان اگر بدانند یک نفر کارگر خارجی شیعه است، او را فوراً از کشور خارج میکنند و یکی از دوستان نزدیک خودم سال گذشته بخاطر نماز خواندن به شیوه تشیع از کار اخراج و با زور به کابل فرستاده شد در حالیکه مزدش را نیز نپرداختند.

      و شما را برای کشتار تشیع در یمن تحت نام تروریست نیز ملامت نمیکنم.

      (http://www.youtube.com/watch?v=JNtHGW4UU3o

      (http://www.presstv.ir/classic/Detail.aspx?id=107268§ionid=351020206)

      ، (http://www.guardian.co.uk/world/2009/sep/17/yemen-air-force-war-refugees)

      و هزاران مثال دیگر در پاکستان، افغانستان و مهم تر از همه عراق که در آنجا هر روز اکثراً تشیع بدست افراطیون سنی و وهابی و به امر مستقیم عربستان سعودی و کشور های کنترل کننده ی آن کشته میشوند.

      اینکه شما گفته اید در کشور های سنی مذهب، اهل تشیع از حقوق برابر و کامل برخوردار هستند بسیار خنده دار است. شاید منظور شما از کشور های سنی مذهب کشور های چون ناروی و یا فنلاند باشند چرا که در کشور های سنی مذهب تا جاییکه من خبر دارم شیعه ها وضعیت خوبی ندارند. در افغانستان نیز این آزادی عمل نسبی که امروز موجود است از برکت حضور 42 کشور کافر است وگرنه اهل سنت از نظر فکری با طالبان تفاوتی ندارند... بازهم چند نمونه:

      (http://parachenar.blogfa.com/)

      (http://www.presstv.com/detail.aspx?id=106412§ionid=351020401)

      (http://en.wikipedia.org/wiki/Kurram_Agency_War_April_2007)

      (http://www.hazaranation.com/news1.htm#n173)

      شما در مورد مردان و زنانیکه در راه خدا جان باخته اند ویا زندگی خود را در راه خدا وقف نموده اند چیز هایی نوشته اید که با قرآن و سخنان خدا در تضاد هستند:

      "و كسانى را كه در راه خدا كشته میشوند مرده نخوانيد بلكه زنده ‏اند ولى شما نمیدانيد" (آیه 54 از سوره بقره)

      "هرگز كسانى را كه در راه خدا كشته شده‏اند مرده مپندار بلكه زنده ‏اند كه نزد پروردگار شان روزى داده میشوند" (آیه 169 از سوره آل عمران)

      "و اگر (در راه جهاد) بميريد يا كشته شويد قطعا به سوى خدا گردآورده خواهيد شد" (آیه 158 از سوره آل عمران)

      اگر شما به درستی و صحت آیات فوق ایمان دارید، پس چگونه پیشوایان (راستین) اسلام را خاک میپندارید؟ آیا این نشانه کفر نیست که آیات روشن قرآن در باره زنده بودن افراد مهم و خصوصاً موسسین اسلام را قبول نکنید؟

      و در ادامه ی آن و در مورد شفاعت نوشته اید، "که مرده ها خاک شده اند و نمیتوانند شفاعت کنند..." این ثابت میکند شما حتی قرآن که مهم ترین و اساسی ترین کتاب اسلام است، را مطالعه نکرده اید که واضحاً میگوید:

      "خداست كه معبودى جز او نيست زنده و برپا دارنده است نه خوابى سبك او را فرو مى‏گيرد و نه خوابى گران آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن اوست كيست آن كس كه جز به اذن او در پيشگاهش شفاعت كند آنچه در پيش روى آنان و آنچه در پشت ‏سرشان است ‏میداند و به چيزى از علم او جز به آنچه بخواهد احاطه نمى‏ يابند كرسى او آسمانها و زمين را در بر گرفته و نگهدارى آنها بر او دشوار نيست و اوست والاى بزرگ." (۲۵۵ از سوره بقره)

      "در آن روز شفاعت (به كسى) سود نبخشد مگر كسی را كه (خداى) رحمان اجازه دهد و سخنش او را پسند آيد" (آیه 109 از سوره طه)

      "پروردگار شما آن خدايى است كه آسمانها و زمين را در شش هنگام آفريد سپس بر عرش استيلا يافت كار (آفرينش) را تدبير مى‏كند شفاعتگرى جز پس از اذن او نيست اين است ‏خدا پروردگار شما پس او را بپرستيد آيا پند نمى‏گيريد". (آیه 3 از سوره یونس)

      "(آنان) اختيار شفاعت را ندارند جز آن كس كه از جانب (خداى) رحمان پيمانى گرفته است". (آیه 87 از سوره مریم)

      "آنچه فراروى آنان و آنچه پشت‏ سرشان است میداند و جز براى كسى كه (خدا) رضايت دهد شفاعت نمى‏كنند و خود از بيم او هراسانند". (آیه 28 از سوره انبیا)

      "از اين رو شفاعت ‏شفاعت ‏كنندگان به حال آنها سودى نمی بخشد" (آیه 48 از سوره مدثر)

      راستی با استناد به آیات فوق و احادیث موثقیکه در بالا خواندیم (در مورد صحت 12 امام یا خلیفه) اگر این آیات قرآن و احادیث نبوی راست باشند که بازهم ارتباط میگیرد به عقیده شما، این شفاعت کنندگان به نظر شما کیها خواهند بود؟ افرادی چون ابوسفیان، معاویه و یزید و سایر خلفای اموی؟ یا اشخاصی چون محمد، علی و حسین و سایر اولاده های آنها تا مهدی؟ عقل شما چه حکم میکند؟

      شما اگر خواهان شفاعت کدام فرد (در نزد خدا) باشید، چگونه این تقاضای خود را به آن فرد ابلاغ میکنید؟ دست تانرا بسوی آسمان بلند میکنید؟ یا بر سر مزار آن فرد رفته و پس از قرآئت فاتحه از وی طلب شفاعت میکنید؟ کدامین راه از نگاه عقل درست تر است؟ با توجه به آیات و احادیث فوق، آیا بازهم طلب شفاعت از موسسین و برپا کننده گان دین، از نظر شما شرک است؟

      شما گفته اید طالبان را ایران کمک میکند اما ظاهراً طالبان بر طیاره های ناتو از جنوب به شمال افغانستان جابجا میشوند و داستان بوجود آمدن طالبان را بارها محققین هموطن ما در این سایت و سایت های دیگر نوشتند... و این حرف تان نیز مانند سخن های دیگر تان فکر کنم بیشتر از معده منشأ گرفته تا علم و آگاهی... من نمیگویم ایران طالبان را کمک نمیکند اما مهم این است که بدانیم پدر و مادر طالبان کیها هستند و اکثریت بودجه و مصارف طالبان را کیها فراهم میکنند؟

      در مورد سلیمان راوش اینبار اشتباه حدس زده اید. سلیمان راوش و سیاهی لشکر او اسلام را از اساس قبول ندارند یعنیکه نه قرآن تو را میپذیرند و نه هم خدای تو را.

      پس جان برادر افکار و داشته هایت همه گی نیاز به بازبینی و تجدید نظر دارند. برو و مطالعه کن تا اگر خدا خواسته بود شاید بطور درست و صحیح هدایت شوی.

  • راوش عزیز درود و سلام تقدیم است . سپاس از نبشتۀ نام وننگ استفاده ها بردم ، معذورم دارید که به اساس خراب بودن تارنما نتوانستم پیام امتنانیه یی خدمت بنگارم .

    مناسک حج مانند نوروز و جشن گلسرخ از گذشته های دور به انسانان میراث مانده که آن یکی زیر لوای دین به مدارج عالی رسیده چون عربیست و این یکی خرافات خوانده میشود چون عجمیست .

    یک موضوعی که تا هنوز نتوانسته ام جواب منطقی به خود بدهم اینست که چرا یک هفته و اندی ، حجاج به مدینه منوره به منظور ادای چهل نماز میروند ؟ آیا ادای این چهل نماز هم جزو مناسک حج است که واجب است یا هدف دیگری درین مسافرت حجاج نهفته است ؟

    چرا حجاج حین رفتن به خانۀ خدایشان خاک پولی عربستان را بپردازند ؟ ایا این توهین و تحقیر به حجاج نیست ؟ کجا میرود گوشت دو ملیون گوسفند ، بز ، گاو و شتر ؟ چرا مبلغین هیچگاهی فرایض رفتن به مناسک حج را در منبر ها تبلیغ نمی فرمایند ؟ چرا قانونی برای ادای مناسک حج وجود ندارد و از کسی پرسان نمی شود که پول رفتن به حج را از کدام مدرک اندوخته یی ؟

    ازینگونه پرسشها زیاد است که نمی توانم خود را قناعت بدهم . صرف به فرمودۀ ابو حامد غزالی اکتفا میکنم و بس ! پیروز و کامگار باشید .

  • سپاس ها و درود های فراوان اینجانب را محترم و پژوهشگر تاریخ سلیمان جان راوش بپذیرید
    و ازینکه وقت های گرانبها را برای جمع آوری و تدوین همچو مطالب ناب با آمیخته های ذهنی خویش صیقل داده اید برای شما و برای تمام فرهیختگان افغانستان ایران تاجیکستان و بقیه قم بدستان ارجمند تبریک میگویم .من سراپا مطالب شما را خواندم که موی بی خردی لای درزش نمیرود.
    بیشتر حرف نمیزنم فقط برای کسانیکه خویش را آزادة دارای افکار آزاداندیشی و بیباک نمی دانند همانا ممثل رفتار اسپان گادی هستند . که یک نفر بنام دین سوار گادیست و اینان را با چشمان بسته بجای اسپ بسته ودر یک راه باریک که هدف خودش است میبرد و هر آن یک قمچین هم میزند تا بدوند.

    برای خنده : شخصی اسپی داشت و هرروز به این اسپ رشقه و شبدر میداد و این اسپ میخورد از قضا فصل خزان رسید و شبدر و رشقه پیدا نکرد و برای اسپ کاه داد و لی اسپ چون به رشقه و شبدر عادت کرده بود کاه را نخورد و نخورد.و روز بروز لاغر شد یک روز این جریان را به دوستش گفت و از ضعف اسپ حرف زدو خطر مردن آن.
    دوستش گفت : برو و برایش کاه بریز و یک عینک سبز را به چشمانش بزن ببین چه میشود؟
    گادی ران اینکار را کرد و قتی عینک را به چشم اسپ گادی زد . اسپ با خوشحای و ولع شروع به خوردن کاه در خیال رشقه و شبدر کرد.

    حالا این کسانیکه در قسمت نبشته های شما و زحمات و خرد و توانمندی فکری ها و آزاداندیشی شما اظهار کم لطفی می نمایند . همان اسپ های گادی ران عرب تازی سوسمار خور هستند که در چشمان شان عینک جهل و خرافات ودانش وواقعیت ستیزی را زده اند و مغز شان را فلج کرده اند. در همان راه که برایشن تعین شده پا اینطرف و آنطرف نمی گزارند. و اینهمه جفا و ستمی که بر مملکت و مردم بیچاره ما می رود را نمی بینند. چون اسپ گادی هستند.

    شما اگر یک مرد جنگی را داشته باشید بهتر از صد هزار عینک پوش کاه خور است .

    دوصد مرد جنگی به از صد هزار

    سیاهی لشکر ناید بکار

    http://www.youtube.com/watch?v=2YH7oBknGC4&feature=related

    • دوستان بیائید لحظۀ از تضاد ها و خلاف نظر ها بگذریم و به این آهنگ محلی گوش بدهیم خدا کند خوش شما بیاید.
      دین و مذهب در جایش، فقط بخطار پیوند انسانی هم که شده، با همدیگر خصومت و خشونت سزاوار نیست.
      در همه اعمال و کردار نیک موفق و سرفراز باشید.

      http://www.youtube.com/watch?v=KMV2SSy4cyk

    • خوب معلوم است که راوش ازبک یا ترک چون اتاترک از مسجد میخواهد کلیسا بسازد.. اماهنجرود انگلیسی که از زبان و الفبا خود در مورد اسم اش شرم دارد راه بزرگانش چون مسلمانان مصر و سعودی وهابی و قادیانی را میپیماید . درمورد تکیه خانه و جماعت خانه و رهبران شیهه و اسماعیلیه و کردار شان معلومات دارد اما در موردچرس و تریاک و هیروین وحتا شراب و هم جنس گرایی های گروه های پشتونی مجاهید ین چون صیاف گلبیدن پیر و حضرت خالص و وووزبانش و دماغ اش از کار می افتد .
      درمورد ال محمد که در قران ذکراش رفته از دید وهابیت و یزید یان و بنی امیه .ال صعود . به قصاوت نشسته-

      اما در مورد غاصیبن و کسانیکه میگویند صحفات قران شریف را در خانه محمد ص گوسفندان خورده یا امام حسن را معاویه بشهادت و فلان زن محمدص میت امام حسن را تیر باران و مانع شد تا در جوار جد اش دفن شود یا در مورد کسانیکه چارصد سال بعد از رحلت محمد ص از کوچی ها اوغانستان بوده و رفته برای عرب ها مذهب درست کرده یا حدود پنصد سال بعد رحلت محمد ص کسی دگر از صحرا سوزان اسیایی میانه به خود اش زحمت داده و رفته برای عرب ها حدیث درست کرده که همه ضدو نقیص و در تضاد یک دگر قرار دارند یا مولانایی از الاهز مصر بلند میشه و در باره محرم شدن زن و مرد نامحرم که در یک دفتر کار میکند گویا بر طبق احکام قران شریف فتوا میدهد که این زن بالغ و جوان اگر فلان همکار شعبه خود را از پستان سفید اش شیر بدهد گویا به یک دگر محرم شده هست ویا کسانیکه کعبه را اتش زدن (یزید) بعد ها به اب بستن و اینک راوش عکس های از به توپ بستن کعبه را نشان دادهو یا لشکر غربی که از خانه کعبه ما مسلمین نگه داری میکند یا در رابطه به ازدواج مسیار یا مخفی و موقت مذاهب چار گانه همه خاموش و زبانش لال شده هر چه بهتان ودورغ بوده بر مذاهب که خودش پیرون ان نیست نسبت داده است بلی این انصاف و قضاوت وهابی ها قادیانی ها احمدی ها و مرزایی ها و دال خوار ان و یک تعداد پشتون ها است کدام چیزی نو نیست

      از کتاب های خودتان مسایل بالا را بیان کرده ام فقد به تحقیق ضرورت دارد .

    • خان جان. پیامت خسته کن بود بنا از جواب معذورم ولی مطمین هستم که خود میدانی که چی عقیده مسخره داری. بلی منتظر باش که بخیر احمدی نژاد به بمب اتومی دست یابد تا امام معدی بعد از یکهزار وسیصد سال از غار خود براید بیرون وبعدا شیعه هارا بادار جهان بسازد هههههههههههههههه. بنا تا این حالت شما باید جان بکنید و دهن وشکم ملاهای تانرا پر کنید. همچنان شما باید خواهر های تانرا به کنیزی سیدها بدهید زیرا انها از خاندان عصمت وطهارت هستند وباید خون انها با خون خواهر زاده هایتان ممزوج گردد تا باشد خواهر زاده های تان واسطه تان گردد در حکومت شیعی امام معدی موعود تا امام معدی از حکومت جهانی خود حد اقل یک ولسوالی به شما بدهد ههههههههه. چانس خوب!

    • هنجرود جان بازهم که عصبانی شده و عقده پرانی نمودی... بهرحال امیدوارم در هنگام نوشتن از عقل کار گرفته و مغلوب احساسات خود نشوید.

      نوشته های ذیل برگرفته از این سایت (http://hawzah.net/Hawzah/Articles/Articles.aspx?LanguageID=1&id=82196) اما منابع آن از اهل سنت است. به سایت مراجعه نموده و مأخذ را تعقیب کنید تا به امید خداوند شاید هدایت شوید. بفکر ناخدایان و بی خدایان نیز نباشید که تمام گفتار و کردار شان همانند ابوجهل به جوی نیارزد.

      "در صحیح مسلم در «كتاب الامارة‏» ، به نقل از پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله آمده است:

      دین همچنان پا برجاست و همه مردم پیروان قریش هستند (34) و این امر منقضى نمى‏شود تا این كه دوازده خلیفه بر مردم حكومت مى‏كنند . (35)

      و در باب نزول عیسى مسیح علیه السلام از پیامبر خداصلى الله علیه و آله آورده است:

      پیوسته طایفه‏هاى از امت من، تا روز قیامت در راه حق مقاتله مى‏كنند و پیروز مى‏شوند، سپس عيسى مسيح عليه السلام فرود مى‏آيد و پيشواى مسلمانان به او مى‏گوید بيا و براى ما نماز بگذار . عيسى مسيح مى‏گوید: خیر; زیرا بعضى از شما بر بعضى دیگر پیشوا هستید كه خداوند این پیشوایى را براى این امت‏به او كرامت فرموده است . (36)

      و در جاى دیگر از رسول خداصلى الله علیه و آله آورده است:

      این موضوع (خلافت‏باطنى و ظاهرى دوازده امام) همچنان باقى خواهد ماند تا آنجا كه از مردم دو نفر زنده بماند، سپس رسول خداصلى الله علیه و آله آهسته به راوى گفت این دوازده نفر از قریش هستند . (37)

      ذیل این حدیث‏بخوبى مى‏رساند كه آخرین نفر از خلفاى قریش، تولد یافته و زنده است، چنان كه صدر حدیث‏سابق كه فرموده بود: «پیوسته طایفه‏اى از امت من، تا روز قیامت در راه حق مقاتله مى‏كنند .» گویاى این است كه این مقاتله و ظلم ستیزى چیزى نیست كه بعدها با تولد مهدى علیه السلام و ظهور آن حضرت، تحقق یابد، بلكه از هم اكنون به رهبرى دوازده امام و در ادامه به رهبرى امام مهدى علیه السلام، تا روز قیامت‏به طور پیوسته ادامه خواهد داشت .

      در سنن ابن ماجه پس از ذكر احادیث مربوط به علائم ظهور، بابى با عنوان «خروج المهدى علیه السلام‏» گشوده و هفت‏حدیث در این باره نقل كرده است كه صراحت آنها از دو كتاب پیشین بیشتر است . (38)

      در سنن ابن داود، بابى با عنوان: «كتاب المهدى‏» گشوده و دوازده حدیث مربوط به مهدى علیه السلام را آورده است . (39) روایات مذكور با تصریح نام مهدى علیه السلام، او را دوازدهمین خلیفه الهى روى زمین معرفى كرده است، شاید بتوان حدس زد ذكر دوازده حدیث از سوى مؤلف، نوعى تفهیم و اشاره به راسخ بودن اعتقاد ابن داود، نسبت‏به خلفاى دوازده‏گانه بوده است .

      در سنن ترمذى، بابى با عنوان «باب ما جاء فى المهدى‏» گشوده و پس از ذكر سه حدیث، در باب بعدى احادیث، خروج دجال را آورده است . (40)"

      مأخذ نوشته های فوق:

      34) مسلم ابن الحجاج النیسابورى صحیح مسلم، دار الفكر، بیروت، ج 6، ص 2 .

      35) همان، ص 3 .

      36) همان، ج 1، ص 95 .

      37) همان، ج 6، ص 3 .

      38) محمد بن یزید القزوینى، سنن ابن ماجه، تحقیق محمد فؤاد عبدالباقى، دار الفكر، بیروت، ج 2، ص 1365، احادیث 4088 - 4082 .

      39) سلیمان بن الاشعث السجستانى، سنن ابى داود، تحقیق سعید محمد اللحام، دار الفكر، بیروت، ج‏2، ص 309، احادیث 4290 - 4279 .

      40) محمد بن عیسى الترمذى، سنن ترمذى، تحقیق عبدالرحمن محمد عثمان، دار الفكر، بیروت، ج 3، ص 343، احادیث 2333 - 2331 .

  • یک حرف نبینی درین کهنه اثر ها

    جز قصه تکرار و خصمانه نظرها

  • درود

    جن گرایان نتوانسته دلیل درست و حسابی در رد نوشته جناب راوش بیاورد ! مثل همیشه سخنان سر منبری مذخرف و مهمل !

    قلمت رساتر بادا راوش گرانقدر !

    بانگ الله و غم و تیر طنین هرزگان .......... خون ما پر گشته در خاک زمین هرزگان

    گردش تسبیح بر دست ریاکاران چه بود.......همچو آونگ تنی بر دار دین هرزگان

    عاقبت در سنگر ویرانه ها می آوریم.........خشم چنگال وطن را در کمین هرزگان

    با خردورزی بسوزد مسلک این هرزه ها.....آن بهشت و دوزخ و نور برین هرزگان

    ای بزرگان وطن این همه را داد کنید.......ترس و وحشت را ازین قلب حزین هرزگان

    (فرزادی)

  • باعرض ادب محضرخواننده گان محترم کابل پرس وروشنگرمحترم راوش! باخواندن مصلب بسیار جالب وارزشمندی تحت عنوان " درمکعب تزویر" ؛ ذکر دونکته را لازم به یادآوری دانستم:- اول ، انحطاط فکری درجوامع اسلامی متآثرازقیود وبنده گی فکری کار را به آنجاکشانیده که نه تنها به القاب وعناوینی چون حاجی - کربلایی وزوارمباهات میورزیم ؛ که رکیک ترازآن به سگ - غلام - بنده وخادیم بودن اعراب جهل خود را به نمایش میگذاریم . واین قیود وبنده گی فکری درمیان ما دیگر نه شوخی ! بلکه یک واقعیت تلخ وشرم آوراست. دوم : درمورد نابغه بودن محمد پیامبراسلام ؛ باید درنظرداشت که نبوغ وی نه درجهت تعالی بشریت - رشد وتره قی جوامع - ایجادالگوی مناسب درزنده گی روزمره میان انسانها- پرده برداشتن ازدریچه نگرش به جهان پیرامون وکشف قوانین حاکم برطبیعت ! بلکه درترویج وتبلیغ افکارعقبگرایانه - زن ستیزانه - بنده پرورانه - چپاولگرانه ونفاق افگنانه وبازدارنده ازمسیرتکامل وپیشرفت ؛ قابل ملاحظه وبررسی است . به راستی محمد آنگونه که رکاب دارانش مدعی اند اگر بادانش وبادرک علمی میبود ؛ هیچگاهی ازخلقت باصطلاح هفت طبقه آسمان برفراز یکدیگرصحبت بمیان نمیآورد! وهرگزمدعی نمیگردید که حرکت کشتی روی آب ؛ نشانه وآیت قدرت وعظمت اوست ! کوه هارا ستون زمین به منظور جلوگیری ازلرزش آن قلمداد نمیداشت ! وخجالت آورترازهمه هرگزوهرگز پای خداوجبرئیلش را در رابطه به قرابت ونزدیکی جنسی( مقدم ویامؤخرداشتن نوبت همخوابگی) با همسران وکنیزانش ؛ درمیان نمیآورد. پیغمبری که ازجانب خدایش ، زن را نصف آدم ووسیله هوسرانی مردان معرفی میدارد ! نابغه نه ! بل که معیوب وکودن است . افکارودکترین اسلام اگرکشش وجذبه میداشت ؛ محمد توانسته بود درطول سیزده سال زنده گی خود درمکه ؛ آنرا به مردم قابل باور بسازد . گسترش دین اسلام ممکن نبود ؛ مگرباشمشیروزور وچپاولگری. ازاینکه سبب کدورت خواننده گان معتقدبه اسلام میگردم متآسفم ولی باتوجه به آنچه برمامیگذرد ؛ خود را ناگذیرازبیان نظرم میدانم . باعرض حرمت ( یاسمین جاغوری ).

    • هنجرود وهابی

      چرا فکر میکنی هر که شیعه هست باید به ایران وابسته باشد من که تا حالا ایران و پاکستان نرفته ام چرا برا پنجابی ها و احمدی ها و ایران سر بشکنانم اگر پاکستان جانشین انگلیس و دشمن ما اتم داشته باشد چرا ایران و اوغانستان نداشته باشد اگر اسراییل داشته باشد چرا ایران و عراق نداشته باشد.
      چرا فکر میکنی که همه خواهرانشان را برای سیدا میدهند هر که مسلمان بود انسان خوب بود سید یا غیر سید سنی و شیعه میشه به شوهری و زنی قبول اش کرد فقد سنی و شیعه فارسی زبان از دختر فروشی خوشان نمیاد اکثرا میگزارند دختر جوان شود دختر نه ساله را برای مرد پنجاه ساله عقد نمی کنند دخترو ناموس مردم را بزور برایشان عقد نمی کند . عقد دیگران بر عکس شما اسلامی و انسانی است منظورم شیعه و سنی هست.

      من از کتاب های خودتان یاداوری کردم فقد برو از بزرگان تان بپرس که محمد بخاری چند سال بعد رحلت از کجا امده و برای تان حدیث درست کرده ویا جمع کرده.

      باز هم بپرس نعمان ثابت چند سال بعد از کجا به عربستان رفته و برای شما و عرب ها مذهب درستکرده و شاگرد کی بوده .
      از شما همه درست است از دیگران که از محمد وعلی ( اولاد علی و محمد ص )پیروی میکنند نادرست بنازم انصاف و قضاوت تانرا..

      حضرت محمد ص چند زن داشت اما !!!!چرا شما ها فقد به عاشیه چسپیده اید نه به دیگران و بی بی خدیجه که تمام دارایی خود را در راه اسلام بمصرف رسانید ونه جنازه نواسه محمد ص را تیران کرد ونه با خلیفه زمان جنگ جمل را براه انداخت و نه تهمتی به محمد ص بسته که گویا زن باره بوده غربی ها چیز های نوشته اند گویا محمد ص زن باره بوده منبع استیناد هم عایشه هست .گویا سرداران اسلام در جنگی در جمع غنایم دختر یا زن زیبای از ... قوم را بدست اورده و در سر تصاحب ان اختلافات پیدا شد به خانه محمد ص رفتن البته با همان زن یکجا .. عایشه در را باز کرد دوباره بسته کرد علت را پرسیدن گفت این زن انقدر زیبایی خیره کننده داردکه بادیدن او ترسیدم که اگر محمد ص او را ببیند حتما او را به خودش خواهد گرفت همین طور هم شد محمد ص او برایش عقد کردببیند که چه تهمتی در حق سرادر دو عالم شما ها روا میدارید .
      عایشه گفته است که این قران مکمل نیست و قسمت های ازان یا ایاتی از قران که در برگ یا پوست درخت نوشته شده بود و در زیر چار پایی خانه ما قرار داشت گوسفندان خورده هست در حالیکه دیگران عقیده دارند قران مکمل هست حافظ ونگهبان ان هم خداوند ج است منظورم از دستکاری و کم و زیاد شدن هست( این را بخاظر تذکر دادم که رواش نگوید در فلان مکتب حریق شده توسط مجاهدین و طالبان امریکایی ها و روسها قران حریق شده و خداوند از ان محافظت نکرده...)
      میدانید چرا به عایشه چسپیده اید چون که از بنی امیه هست.

      اهل سنت و تشیع هر دو به امام زمان عقیده دارند و در قران از ان تذکر رفته اما نمیدانم شما یزید را یا معاویه را یا محمد عبدالواب را یا با استیناد سوره جمعه محمد قادیانی پاکستانی را یا ملا یک چشمه را امام زمان تان میدانید.....

      اگر معلومات نداری خوب است خاموش باشی یا تحقیق کنی دشنام تهمت بستن به جماعت خانه و مسجدپیروان دیگر مذاهب فکر کنم کاری درستی نیست.
      مثلا در یکی از پاورقی های تان خواندم که گویا شیعه و اسماعلیه چراغکش یا چراغ کشک هستند با محارم و غیر محارم ... میکنند خوب دوست و هابی که از تریبه درست بر خودار نیستی خودت فکر کن و از کسی بپرس که چنین است یا نه ویااز تبلیغات خصمانه و دشمنانانه بعضی ها سر چشمه گرفته هست انجا ساقی خانه ها یا صحنه های جلال اباد و کندهار یا لب جوی هلمند یا خرابات یا در بار محمد زایی ها نیست.
      ما خورد بودیم میگفتن شییعه ها امام حسین را به شهادت رسانیده اند. میگفتند هر که اسماعیله هست شب اول عروسی زنش را برای سید کیان میبرد .. حالا اگر کمی مغز به سر ما باشدو چند روزی مکتب رفته باشیم در این باره باید کمی فکر کنیم..

  • با تائیداین همه واقعیت های را که با امانت داری تاریخ درین سایت پرمحتوی کابل پرس نگاشته اید خواستم با کاپی کلیپی از یوتیوب سخنان شمارا بدرقه کنم . چون به به نوشتار شما بی مناسبت نمی باشد و شاد و سرافراز باشید.

    بنام خداوند جان و خرد

    کزین برتر اندیشه بر نگزرد.

    http://www.youtube.com/watch?v=H9SqW6e2jqs

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.