کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > خبر و گزارش > چرا شهروندان افغانستان هر روز بیشتر از افغان بودن بیزار می شوند؟

چرا شهروندان افغانستان هر روز بیشتر از افغان بودن بیزار می شوند؟

پرسش نخست: آیا شما از افغان بودن بیزار هستید؟ چرا؟ پرسش دوم آیا شما به افغان بودن می بالید؟ چرا؟

سه شنبه 19 ژانويه 2010, بوسيله‌ى کابل پرس

در این نظرخواهی شرکت کنید!


IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






65 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > خبر و گزارش > چرا شهروندان افغانستان هر روز بیشتر از افغان بودن بیزار می شوند؟

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • درود بر کابل پرسیان !

    1- به دلیل اینکه ایقدر بنام افغان جنایت صورت گرفته که دیگر مردم بیزارند از این نام ! 2-دلیل دوم این است یگ عده این نام را وسیله قرار داده و برتری خواهی یک قوم را بر دیگران مثل افغان های اصیل و غیر اصیل را مطرح میکنند .3-سومین دلیل این است که این نام ، نام جعلی است و هیچ ربطی به تاریخ و فرهنگی این سرزمین ندارد !

    بقیه باشد برای دیگران ! امید وارم طرفدران واژه افغان از ما دلخور نشده باشند ، من واقعیت ها عینی جامعه را نوشتم !!

    • با سلام و درود به خوانندگان محترم کابل پرس،
      هرکسی حق دارد نظر خودش را در این قسمت بیان کند. بنابراین من هم بدون تعصب نظرم را بیان میدارم. دوستان و هموطنان گرامی ام. من روزی که فهمیدم در این جهان وجود دارم، مانند دیگر هموطنانم با جنگ و خونریزی و قتل عام روبرو شدم. بعدش به کشور ناجهوری اسلامی پناهنده شدیم. من از شهر هرات هستم و چهره من به گفته ایرانیها به افغانی نمیخوره! من شدیدا از این جمله نفرت داشتم و دارم. بهرحال باوجود اینکه آنها مرا نمیشناختند، اما برخورد آنها به افغانستانیهای دیگر مرا رنج میداد و این باعث شد تا من دچار افسردگی شدیدی شوم. شخصیت من مانند شخصیت تمام جوانان پناهنده ای که در ایران زندگی میکنند لقدمال شد. غرورم شکسته شد. شنیدن جمله افغانی پدرسوخته قلب مرا منفجر میکرد. اگر کسی به دشمنش میخواست فحش و دشنام بدهد، میگفت افغانی! و طرف مقابل با گفتن : افغانی خودت هستی، افغانی اجدادت است. افغانی باباته و .... افغانی در ایران یعنی آشغال (کثافات). دوستان مرا عفو نمائید که چنین کلمات نادرستی را نوشته میکنم، اما واقعیت است و اینها همش درد و رنج است که در سینه من نهفته است. این رفتارها گناه کیست؟ مسلما گناه حاکمان دژخیم و دشمنان سرسخت مردم و کشور ماست. خلاصه کلام: با شنیدن نام افغانی، تمام جانم به لرزه می افتاد. کارت شناسائی بی ارزش پناهندگی در جیبم بود و اما باز هم با دیدن نیروی انتظامی جنایتکار ایرانی دست و پایم می لرزید. چه بگویم؟ نفرت من از کلمه افغانی و یا افغان از ایران شروع شد. اما حالا که حدود هشت سال است در اروپا زندگی میکنم و باور کنید وقتی کسی از من پرسان میکند: از کدام کشور هستی؟ وقتی میگویم از افغانستان، آن شخص فکر میکند که میخواهم به او حمله کنم و از من فرار میکند. آنوقت بعضیها میگویند ما افتخار میکنیم که افغان هستیم. به چی افتخار میکنی؟ به این که تکنولوژی به اوج خود رسیده و ما هنوز در افغانستان برق نداریم؟ یا اینکه به سنگسار کردن زنان و کشتن بیگناهان؟ دنیا پیشرفت کرده و ما هنوز اسیر و برده سنتهای کهنه و ناپسند هستیم. امروز دنیا به پیشرفت علم و صنعت خود افتخار میکند و ما به غیرت افغانی خود.
      کدام غیرت؟ کدام افغانیت؟ وقتی بیگانگان عرب به کشورمان حمله کردند و تجاوزات زیادی را انجام دادند، اما حالا ما پرچمدار و یا بیرق دار آنها هستیم! ضمنا به خودمان افتخار میکنیم که نیاکان ما 80 سال قبل انگلیسی ها را شکست دادند، اما حالا ما معاش خوار خارجیان هستیم. ای کاش از این معاش خواری به نفع کشورمان استفاده کنیم، صرفا جیب های خودمان را پر میکنیم. پولهائی که به افغانستان کمک میشود، برای آبادانی کجا مصرف میشود؟ بله باید افتخار کنیم که هموطن ملاعمر هستیم. بله باید افتخار کنیم که هر کس و نا کسی از نادانی و بیسوادی ما افغانها استفاده میکند و باعث این همه ویرانی میشود. مانند بن لادن و امثال ایشان. بله باید افتخار کنیم که همچون گوسفند به دنبال این و آن میدویم (رهبران احزاب و رهبران دینی) بدون اینکه فکر کنیم که چی به نفع ما است و چی نیست، وحتی یدون اینکه جرات سوال کردن را داشته باشیم. ما هرگز نمیتوانیم خود را با جهان فعلی مقایسه کنیم. صرفا میتوانیم خود را با 1400 سال پیش مقایسه کنیم و با این مقایسه فقط موتر و وسایل نقلیه وارد زندگی ما شده، اما افکار ما همچنان 1400 ساله و کهنه است. باز هم بگوئید که نی، ما افغان هستیم و افتخار میکنیم. افتخارات خود را نام ببرید تا ما قانع شویم. تنها چیزی که ما افغانها داریم، غرور نابجا است. افغان یعنی فغان و ناله. یعنی درد و رنج. یعنی گریه و ماتم. من نمیخواهم فغان و ناله باشم. ای کاش در افریقای گرسنه به دنیا می آمدم، اما افغان نمی بودم.

  • من یک دختر افغان هستم. و از افغان بودن خود هیچ شرمی ندارم. چرا شرم داشته باشم ؟ اما نمی بالم . چون تمام افراد دنیا دارای حقوق مساوی هستند و از یک جوهر اند. اما من با جنایتکارانی که فعلا بر سر دولت افغانستان هستند عار می کنم. از جهادی نما هایی که بدون کدام دلیلی هزاران انسان بی گناه ( که فامیل من نیز جزو آن ها است) را کشتند نفرت میکنم. من شرم دارم که بگویم آن ها افغان هستند. من شرم می کنم در خارج از کشور سران کشور خود را به دیگران معرفی کنم.

  • به همۀ دوستان سلام ! مشکل در نام نیست ، مشکل ما در عمل است که زیر این نام چی انجام میدهیم . شما میتوانید از مسافری لذت این نام را بپرسید که با گرفتن ویزه با هزاران رنگ زردی عازم کشور سومی میشود . در میدانهای بین المللی دیگر کشور ها وقتی بدانند تو اوغان هستی ، چنان روزی را بالایت می آورند که در لابراتوار های تحقیقی ، بالای موش بیچاره نمی آورند . وقتی از لابراتوار بیرون شد از بیزاری نی بلکه بپرسید : آیا میخواهی اوغان باشی ؟ به جواب تان خواهد گفت : آرزو دارم سگ باشم ولی اوغان نی !! چرا که با سگان به بسیار احترام برخورد میکنند . فکر میکنم نظر مرا گرفته باشید !!

  • افغان بودن مساوی با توحش قرن 21 است. طالب، ترور، انتحار، اختطاف، بی ناموسی و دروغ از خصائص شناخته شده افغانان است. از افغان بودن بیزارم.

  • یک روزی از مزار شریف به طرف کابل میامدیم. موتر نزدیک تاشقرغان توقف داد و ما همه پایین شدیم. فصل انجیر بود و اکثر مسافرین انجیر خریدند. من و دوستانم هم چند توکری خریدیم و شروع کردیم به خوردن. در حین خوردن انجیر یک دوست ما که کمی لوده گک بود گفت: والله انجیر ازینجه د کولی دنیا پیدا نمیشه. آن دوست دیگر ما سرش صدا کرد: تره خدا بزنه که تو کولی دنیا ره دیدی؟ همین بود که همه شروع کردند به خندیدن.

    حالا یگان تا را اگر بپرسیم که تره خدا بزنه که از ترکمن آباد مزار بیرون رفتی؟ شاید ۱۵ دقیفه پس گردنش را بخارد و فکر بزند. ولی اینجا دعوا دارد که در کشور های دیگر با افغان نمیدانم مثل چه و چه برخورد میکنند۰

    من هم از توهین شدن افغان خبر دارم اما نه در کشورهایکه مردم شان عقل و فرهنگ خوب دارند. صرف در ایران و بعضاُ هم در پاکستان مردمان بد فرهنگ افغانها را توهین میکنند۰ در بعضی کشورهای اروپایی بعضی قیودات وضع شده که صرف برای افغانها نمیباشد بلکه تمام مسلمانان از دست این قیودات زنج میبرند.

    در بارهً نظر سنجی باید بگویم که میدام نام افغانرا خاینین بر زمین زدند. میفهمم که بنام افغان هزاران جنایت شد. خبر دارم ملت افغان مظلوم و افتاده است و توسط هر کس و ناکس پایمال میگردد. اما به رسم وفاداری از همه وقت حالا زیادتر میخواهم افغان باشم و دلم سخت حالا بالای نام افغان میسوزد که توسط نامردان و نمک حرامان لگد مال میشود۰

    • خدمت همه عزیزان ودستان کابل احترامات تقدیم میدارم .
      کسی را دلش بحال افغان وبنام افغان میسوزد کسی از افغان بودنش بیزار است کسی در لابراتوار غربی ها واروپائی ها لابرتوارشده بعدآ از افغان بودنش بیزار است وووووومن باوجود این همه کشمکش ها به افغان بودنم میبالم وبه خاکم افتخار دارم وناسپاس نمیباشم نام افغان محدود بیک قوم بیک منطقه نیست بلکه محدودیتش تمام حدود جغرافیائی افغانستان را دارا میباشد . ای خواهرو برادر نازنیننم آیا خاک ما مادر اصلی ما نیست چرا ازنام زیبایش متاثر باشیم پیوند من تو با مادر وطن ما همانا افغانیت ماست .ترا این مادروطنت صدا میزند میگوید ای دلبندنم ای عزیزم از من بیزار مباش مرا فراموش مکن آنهایکه نام سربلند افغانم را سر نگون ساختن تو جوان غیورم تو دختر باشهامتم دوباره سر بلند بساز . مادر وطنت دست وپایش شکسته ودر سینه افگارش بهترین فرزندانش مدفونست این سینه افگار مادر وطنت را دوباره پاره پاره مساز ازمن بیزار میبا ش بیا جانم که ترا از قلبم سیراب ساختم همت نما که ترا از مغز وجودم میوه های گوناگون وطعام های لذیذ خوراندم بمن نا شکر وناسپاس مباش حق شیرم را از شماها میخواهم شما فرزندان اهل وصالح من شوید بگدارید تعصبات را بگذارید فحش ودشنامها را بگدارید خصومت های دیرینه را بگو ید با یک صدا که ما افغان هستیم ونام مادروطنت را دوباره زنده و سربلند بساز تا رضائیتم را دریابید درمقابل هدایائی در وجودم دارم که بشما دلبندان خدمتگارم هدیه میدهم وسرتاج جهان میسازم ای فرزندانم مرا پارچه پارچه ساختند مرا دوباره آباد بساز آیا ناسپاسی کرده به مادروطنت خدمت نمیکنی ؟ این سوالم است جوابم دهید دلبندانم . بلی کابل پرسیان عزیز ایینست مرام رسا وتاآخر عمرم به وحدت ویکپارچگی افغانم میکوشم تا به ندا مادروطنم لبیک گفته باشم وحق نعماتش را ادا کرده باشم . با احترام بهمه افغان ها رسا

    • خان ولی خان ! این حقیر شش سال است با ویزه دایمی حق زنده گی ، در آلمان بود و باش دارم . به بسیاری کشور های اروپایی و آسیایی مسافرت نموده ام که از لابراتوار ها گذشته ام . آنچی نوشته ام یک سر سوزن دروغ نبوده و نیست . اما همان دوست لوده گک تان دربین هوشیاران حقیقت گفته وراست میگوید . این شما چلوخانه روک ها هستید که غیر از کوه سلیمان و چلوخانه ، جایی دیگری را نرفته و ندیده اید که بالایش خندیدید . به واقعیت توت شمالی ، انار قندهار و انجیر تاشقرغان کشور ما را در دنیا کم پیدا میکنی . لاحقل در همان کشور های که این حقیر بوده این میوه جات یا نیست و یا اینکه بندرت یافت میشود . قروت سالنگ را که هرگز پیدا نخواهی کرد . حال کمی بشرم که رفقایت را لوده خطاب نموده ریشخندی میکنی !

  • پرسش نخست: آیا شما از افغان بودن بیزار هستید؟ چرا؟ پرسش دوم آیا شما به افغان بودن می بالید؟ چرا؟

    او کابل پریس جان ! عجیب و غریب سوالی کدی . ها بگویی ام دبلا بانی و نی بگویی ام د غم خات ماندی .

    راست بگویی بی کیف بیایه و دروغ گوفتن ام خوب گپ نیست . د امی شرایطی امروز هر چار جواب جوابی یک سوال شوده میتانه . یانیکه (ما از افغان بودنی خود ام بیزار استیم و ام نیستیم و ام چنان به افغان بودنی خود ام می بالیم و ام نمیتانیم بوبالیم)

    ای حالاته دیده پدری کس از زندگی بیزار میشه افغانیته خو اوسو بان . باز که به صبر و حوصلی ای مردومی خود میبینیم و بطرفی زجری روزگاریشان سیل میکونیم و با امی شرایطی تنگ و سخت و طوفان بالا ها که از یگان تایش پورسان بکونی که تو کیستی ؟ با لب های ترقیدیش میگه مه افغانوم افغان . ما ام امی وفا داری وطنداری خوده دیده و به صبر و تحمولیش سلام داده باید بنالیم که ما واقین افغانیم . بشرطیکه با دلی مسکینی هزاره و اوزبک تاجیک و پشتون خود یک جان باشیم . با غیر از قومی خود در سنگر نی . بلکه ام پیمان باشیم . کلگی ما از جملی وطنداران باشیم .

    خاطریتان جم باشه که آقای کرزی امریکی افغان نیست . پوریشان نباشین و از خود ندانین و از اعمالی آدم کوشان نشرمین که اونا افغان نیستن . ازی افغانیستان نیستن . غلام استن غلام . غلام های حلقه بگوش . غلام های اوباما و غلامای بوش . ای گپه باید گوفت آزادانه سری عام و روش . یک زره عقل بخرین و دیگی صبریتانه نیارین د جوش . وطن دوسته وطن دوست بگوین و وطن فروشه وطن فروش .

    تمامی مصیبت از دیستی امی خایناست . چه فکر میکونین امگی خاین است ؟ اول خودیت بگو تو خاین استی ؟ تو ایرقم کارها ره کده میتانی ؟ بتو تمام دونیاره بتن یک طفلی بیگونای وطنداریته کشته میتانی ؟ تمامی دولتی امریکا ره بریت بتن یک نارنجک د ما بین مردوم د بازار انداخته میتانی ؟ لاکن مردومی بودن که از دو لینگی طفلکی گواره یی گریفته به دیوال زدن . میخا ره د پیشانی مردوم کوفتن . د سازی جانکندنی مردومی خودیشان رقصیدن . تو ام میتانی ؟ حتا میتانی ای رقم صانه ها ره ببینی ؟ اگه جوابیم بلی است . تو ام از جملی امو خبیث ها استی که مه ام جرتیشه داروم تا ما مرمی گرم د تقدیریت بزنوم و دلیم اخ ام نکونه . و اگه جوابیم نی است . نوری دیدی ما بیادری ام وطنی ما استی . مه پورسان نمیکونوم که از کودام قوم و از کودام خاندان و از کودام نسل استی .

    عزیزان ! د پوشتی هر کاری ای خراب کار ها . دپوشتی هر عملی ای وطن فروش ها . د پوشتی سری ای آدم کوشا دوشمنای ما استن . دوشمنای ما و تو و امو استیمال شودگی ها . به وطن دارای بیگونا و نازنینی مسکینیتان فخر بکونین و بنالین و از خاینایش بشرمین و لانتیش بکونین که امی رایی خلاصی ما خات بود و بس .

  • چرا واضح نمیگین که بیزاری کسانی دارند از افغانستان که در خارج به دنیا امده اند و در مقابل بچه نه نه های اروپایی و امریکایی کشور خود را توضیح داده نمیتوانند . , , ما از این گل بچه ها تقریباء بیست میلیون داریم که در خانه بر ضد افکار عنعنوی افغانی پدر و مادر خود در جنگ هستند و در بیرون منظور راه و رو منظور سرک ها و بار ها کوکتیل لونج های امریکا و اروپا از کرداروطندارن یعنی جنگ در مقابل امریکا و عسکر اتحادیه اروپایی شرم دارند . بهتر است بدانید که افغانستان از همه ما شرم دارد و ما همه شرمنده و سر افگنده به مقابل یک یک سنک و کلوخ کشوری هستیم که مار با دست خالی فقر و بدبختی و خون دل پرورده است , امروز ما بجای جنگ برای نجات این کشور از چنگال وحشت و بربریت امریکا و دزدان و قطالطریقان داخلی و خارجی , پشت به او نموده بیزاری ابراز مینمایم . ما به نفرین شده گانی میمانیم که نه زمین ما را جای خواهد داد و نه راهی به سوی اسمان خواهیم داشت .

    • نامیتانه خو نمیتانوم بوخانوم خو گپایتان الحق که بجای است . تنها ای بچای نه نه نیستن بلکه پدرایشان که ام یک دفه تجروبه کده با دوشمنای خاکیشان اندیوال شوده با دوزد ها دانی جواله گریفتگی استن . خودیشان و اجدادیشانه پست ساخته پست فطرتانی نا انسان ره کبیر کبیر گوفتن و به دوستیشان فخر کدن . آخریش چه شود ؟ دوستای کبیریشان گریختن و تربوز های خاک فروشا از زیری قولیشان به زمین خورد و پاش پاش شود . بهر حال گپای آخریتان که افغانستان از ما شرم میکونه یک بیک صحی گوفتین چه خوب دور سوفتین براستی که ما شرمندی تاریخ و سنگ و کلوخی ای خاک استیم . اماااااااا اندیوال جان بیخار استین که از هزار رگی غیرتی ما ره یک رگیشه ام بتانین بشور بیارین . نگوفتین که چطو . بخاطریکه رگ رگی وجودیما فلچ شودگیست و د شارگ هایما پیچکاری بی هوشی شودگیست . چه رقم بشوریم که بی هوش باشیم و د حالی کوما رفتگی باشیم . بخداوند دوعا بکونین که خودیش کودام چاری ره که یاد داره بکونه . ازما چیزی ساخته نمیشه که نمیشه . اگه دینیشه ام که خودیش نگا نکونه ما د بازاری سیا سودایش خات کدیم . نمیشوریم آشنا جان ما نمیشوریم . ما حتا بری بد گوفتن بد کردار ها حوصله ندایم دیگایشه خو اوسو بان . تشکر موفق باشین و خداوند درد و درکیتان ازی ام بالا تر کونه .

  • سلام خدمت کارمندان کابل پرس موفقیت بیشتر تان را ارزومندم.
    سوالهای طرح شده بسیارزیبا و بجاست. زیرا ملت ومردم که هیچگاه جرم وگناه رامتحمل نشده باری دیگران را بردوش کشیدن خود نوع ظلم هست که درحق انها می شوند.
    من نه افغان بوده ام و نخواهم بودزیرا این یک نام تحمیلی بوده و مطابق خواست تمام ملیت افغانستان که خود نام تحمیل شده است نمی باشند.
    پلان های شوم و ساخته شده مردم افغانستان را تابه اینجا کشانیده تازمانیکه هرملیت به نام خودیادنگردند این اختشاش ها ادامه خواهد داشت زیرا ملیت بد میکند بدی انرا متباقی ملیت های بدوش میکشند. افغان یعنی پشتون و پشتون یعنی افغان
    و میخواستم چیزی را علوه کنم که تحقیقات درین روزها جریان دارندکه پشتونها ازنواسه های همان (افغانا)قیوم یهود هستند اما ما چگونه و به چی اساس خودرا یهودی بدانم درصورتکه پشتونها خود این را بارها به زبان اورده که ما ازنواسه های یهودهستم زیرا یکبار باباملت که خودتحمیل شده به متباقی ملیتهاست این را یاد اورشده بودکه ما ازنواسه های یهود هستم این نوشته در نشریه ایران نیزبازتاب یافته بود.

    نباید ملیت های افغانستان بپزیرند که در تذکره تابعیت شان به نام افغان ثبت کنند زیرا در ورق تذکره نوشته است ملیت نه ملت بنان باید ملیت راازهمان ملیتش بنویسد.
    بهترین راه حل افغانستان از مسایل قومی زبانی همان برگشت به نام اصلی و تاریخی افغانستان که بنام خراسان مشهور به جهان وجهانیان نام و تاریخ ان ثبت و درج هست.
    ممنون از کابل پرس که سوالهای را طرح ریزی میکندو اذهان مردم را بیدار میسازند.

    • اوغان بودن =چون اوغانستان تاریخ افتخار امیز و طولانی ندارد از نادرشاه افشار شروع وتا حالا ماجرا ان ادامه دارد ,پارچه پارچه شدن(یا فروش ان به اجانب )خراسان تاریخی و بزرگ در این ایام شاهد بودیم ,تریاک هیرویین , حشیش, دختر فروشی , غلامی کردن نوکر نوکران (پاکستان) و عرب ها وهابی ,برتری جوی قبیله وی عدم حضور عدالت اسلامی و انسانی هویت سازی جبری ساکنانش,حذف ملیت ها و اقوام, اینک تروریزم بین الملی و بنیاد گرایی افراطی ,حضور یک سمت و یک قبیله خایین بر اریکه قدرت ارمغان ان است .

      سفر با شناسنامه اوغانی هزاران مشکل و سوظن را برای اتباع اوغانستان به بار میاورد حتا سفر به سعودی و پاکستان چه رسد به اورپا و امریکا ظن ترویست ,قاچاقچی مواد مخدر یا مهاجر غیر قانونی شاید سه الی پنچ دقیقه کار معاینه بدنی و اسناد سفر دیگران تمام بشود اما از اوغان بیچاره پانزده تا نیم ساعت پایان نمی یابد ..

      دستاورد دیگر کلمه اوغانستان یا اوغان که در این روز خلق شده = زنان و دختران جوان اوغانی رادرفرودگاه های امریکا و اروپا از ماشین ( سکس مبارزه با ترویزم ملاعمر ,لادن و بی نظیر بوتو ) باید بگذرانند تا تمام بدنشان را مرد سیاه افریقایی موظف ببینند تا نشود که مواد منفجره و ... با خود حمل کنند.

    • بر خورد اتباع کشور های میزبان اروپایی با اوغان یکصد و هشتاد درجه فرق دارد خصوصا که فرزندانشان در اوغانستان کشته شده است .
      دشنام , شکستاندن شیشه های منازل و موتر, پنچر کردن تایر ها وخط انداختن موترهنگام شب, لادن گفتن توره بوره گفتن , اذیت و لت و کوب اطفال در مکاتب ,حتا برخورد استادان و پلیس در برابر اوغان قسمی دیگریست ..
      مثلا دوکان پیزا(پدزا)که بنام کابل پیزا لوحه داشت = به لادن پیزا شهرت پیدا کرده است یا انحیر گل خان کوچی را همکاران کارخانه گوشت مرغ توره بوره نام نهاده اند .

      تاکسی رانان اوغان هیچگاه نمیگویند که اوغان اند چونکه نیمه های شب چاقو , فرار ونپرداختن پول کرایه , لت و کوب حتا کشتن انتظار شانرا دارد خوشبخت کسانی اند که خود را ایرانی روس پولندی و ....جا میزنند چون چند صبایی را در انجا ها گذشتانده اند بلخصوص که زبان کشور های یاد شده را بلد باشند ..........

      حتا هیچ پشتو زبانی نمیگویند که افغان اند تعداد زیاد شان خود را پاکستانی معرفی میکنند ( اینجا ست که متوجه میشوی هموطن اوغانی ات راست و حقیقت را گفته است و غیر مستقیم اعتراف کرده اند که اوغانستان و اوغان بودن افتخار نه بلکه شرم است )..

      همچنان اوغانستان کشوری که در فساد ,مخدرات ,تروریزم مقام اول را در کره زمین نصیب خودساخته است ... حالا هر که بدان افتخار میکنند بکند .

      من هیچ گاه اوغاستان نمیگویم وطن میگویم (وطنم ,وطن رفته بودم, کابل رفته بودم ....) واز اوغانستان که مربوط به من نباشد نفرت دارم .

    • هموطن عزیز خان!

      چشمت را صدقه! مردانه حرف درست را میزنی. به نظر من اوغانستان به مثابهء یک کشور هیچ چیزی برای افتخار ندارد. فقیر ترین
      کشور های اطراف ما چندین برابر از ما بهتر اند. اوغانستان از زمان ایجاد تا بحال بواسطهء افراد نالایق و نفهم اداره شده است که چون پیشینهء حکومت داری نداشته اند پیوسته این قلمرو در منجلاب مصیبت گیر بوده است. زمانی که یک استاد دانشگاه چون روستارتره کی،طالبان را نیروی مقاومت و عامل آزادی میداند دیگر نه افتخار به اوغانستان میماند نه به اوغان! فاشیستان هر روز دهانشان از صبح تا شام کف میکند و هی گفته میرود مسعود سنگ فروش و چی و چی ولی یکبار این فاشیستان ملاعمر کور را بخاطر ازبین بردن بت های بامیان چیزی نگفته اند. برخلاف آن کور وطن فروش را مدافع آزادی میدانند. لعنت به چنین اوغانستانی که ملاعمر مدافع و الگوی روشنفکر آن باشد. مگر چگونه میتوان ملاعمر را که خود تاریخ و هویت این قلمرو را از بین میبرد مدافع وطن خود دانست؟! مگر یکروز کدام فاشیست را دیده اید که از بین بردن بت های بودا را توسط کور ملاعمر تقبیح کرده باشد؟ حال این گونه وطن و این گونه وطنداران چه کسی افتخار خواهد کرد؟

  • من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر

    من عاجزم زگفتن و خلق از شنیدنش

    با قبول اینکه افغانها ( اتباع افغانستان ) در داخل و خارج از کشور با مشکلات و بعضا بی حرمتی مواجه هستند, هیچگاهی دلیلی آورده نمیتوانم که از افغان بودن خود بیزار باشم. 50 سال قبل بهتر از امروز بودم و 200 سال قبل بهتر از همه. میخواهم 25 سال بعد بهتر از امروز باشم و 100 سال بعد بهتر از همه.

    بعضی ها جنایت و ناروا های تاریخی را باعث سرافگنده گی شمرده اند, و گویا دلیل محکمی دارند برای بیزاری از نام افغان ( مکرر: تابع افغانستان), کاملا غیر قابل قبول است, زیرا اگر اعمال شرم آور قدرتمندان یک ملک دلیل شود برای روگشتاندن از نام و تابعیت آن مملکت, پس هیچ جرمنی را نخواهیم یافت که از نام جرمن شرمسار نباشد. قتل میلیونها در جنگ دوم صد ها مرتبه فجیع تر از آن است که ما در ملک خود شاهد بوده ایم. هیچ انگلیسی به انگلیس بودن خود نباید فخر کند , زیرا فجایع حاکمیت امپراتوری انگلیس و خاصتا دور برده داری , هیچگاهی با هیچ عمل ضد بشریت قابل مقایسه نیست. اما شاهدیم که جرمن و انگلیس دو گروه مردمیست که شاید بیشتر از همه به تابعیت خود فخر کنند.

    چرا؟

    زیرا مسولیت فردیست, هر طایفه خوب و بد - و هر جنگل شیر و شغال خود را دارد. من هرگز از آنچه دیگران خطا و گناه کرده اند, شرمسار نیستم. من خجل نیستم که چرا تابع این وطن هستم, ممکن افسوس کنم که کاش فلان جانی افغان نمیبود. من نمیخواهم خود را از دایره مردم و وطنم دور کنم, من میخواهم جنایت پیشه گان را از این حلقه برون رانم. پس دلیل نمی یابم که از تابعیت خود بیزار باشم.

    بعضی ها وجه تسمیه افغان و افغانستان را دلیل بیزاری آورده اند, آیا این استدلال نشاندهنده تبعیض و نفرت نیست.؟ اگر است, پس هیچگاهی بالای هیچ نامی توافق ممکن نیست , زیرا این وطن متعلق به اقوام با شرف همین سرزمین است] اعم از پشتون , تاجک, ترک, هزاره, بلوچ و سایرین, اگر من نام یکی از آنها را قبول نداشته باشم, چگونه امید تحمیل نام خود را بر آنها تصور نمایم؟ اگر این گروه نام افغان را تنها به دلیل اینکه خاص پشتونها است , رد مینمایند و استدلال شان هم اینست که پشتونها سهمی در خراسان نداشته اند( که خود بحث جداگانه میخواهد), چگونه میتوان نامی را که آنها در آن سهمی ندارند, قابل قبول برای آنها ساخت. نتیجه همان عدم توافق و ضدیت بی پایان خواهد بود.

    تا زمانیکه از خواب غفلت بیدار نشویم, و تنها به صفت انسان ( صرفنظر از سایر ارزش ها ) وابسته به این سرزمین خود را مسئول ندانیم, و بعد از در ک مسئولیت , صلاحیت های خود را کمایی و کنترول نکنیم, روز ما چنین خواهد بود و روزگار ما چنین.

    تا فرد فرد این ملت جوهر انسانی خود را نشناسد, و بجای دنباله روی از تبلیغات زهرآگین, تفکیک حق - ناحق و خوب - بد را به وسیله درک خود از واقعیت نکند. بیزاری های چنین و بالیدن های چنین را شاهد خواهیم بود, بدون اینکه دلیل واقعی بیزاری و بالیدن را بدانیم, وبدون اینکه محک سنجش بیزاری و بالیدن را شناخته باشیم.

  • به نظر بنده اگر سوأل میشد که ای افغان از چه شرم و به چه افتخار داری؟ بهتر واکثریت پاسخنامه ها مناسب حال میبودند.

    دوستانی هم اشاره فرموده اند که سرزمین ما باید بنام خراسان میبود نه افغانستان!

    ازینکه نام های چون افغانستان و یا خراسان، تضمین کنندۀ افتخارات شده نمتواند ولی برعکس آنچه ما ملت آنکشور انجام میدهیم میتواند مایه ئی افتخار و یا شرم و سرخمی باشد حقیقتی است انکاناپذیر.

    و حقیقت دیگر اینست که کشور ما از ملیتهای متعدد تشکیل شده و اگر ما غریظۀ نادرست و تعصبزائ نیشنالیزم یا ملیت گرائی را همچون دنبال نموده و یکدیگر را متهم به آنچه که امروز در میهن ذلیل و بدنام شدۀ ما انجام میابد؛ بنمائیم، افتخاری نصیب نخواهیم شد و ما با این عمل، حتی از درک واژۀ افتخار، نیز خیلی بدور خواهیم بود.

    مشکل اصلی در نام نه بلکه در عمل است و عمل نیک میتواند هرگونه افتخاراتیرا ببار بیآورد و تا جائیکه من از اوضاع جاری کشورِ به خاک و خون فتاده ام میبینم عمل نیک در وجود ما اوغانها، هزاره ها، تاجکها، ازبکها و امثال ما در افغانستان خیلی به ندرت پیدا میشود.

    نیکوکاری از خود شروع کن تا دیگری ترا دنبال و به وجودت افتخار نماید و آنگاه کشورت در قطار کشور های با وقار جایگاهشرا مستحکم نموده و هر اوغان، هر تاجک، هر هزاره، هر اُزبک و هر هموطن محترم دیگر بنام کشورت ببالد.

    • سلام خدمتی صدر و الف ! نویشتایتان مره مزه کد . باور بکونین اگه برابریتان سواد میداشتوم مثلیتان با نویشتای بسیار مقبول جوابی ای سوالای کابل پریس جانه میدادوم . حالی ام فکر نکونوم د اصلی مطلب از شوما دور باشوم . سیرف آستینی کلامی مه توکمه نداره و یک کمترک ... لاکن شاید . حتمن نمیگوم شاید بسیاری ها د گپی مه سریش زود ترک خلاص شوه چیرا که اکثریتی ای افغانستان انوز مثلی مه استن . و مه د ای گپ خدای ناخاسته افتخار نمیکونوم بلکه پوریشان استوم و نمیخایوم نسلی آیندی ما مثلی مه بیسواد بانه و مثلی مه گپایش بی اهمیت دانیسته شوه . خداوند قلم هایتانه پور رنگ تر بسازه تشکر

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.