IP Plans

آی پی پلنز

طراحی و راه اندازی سایت های اینترنتی، ثبت دامین، میزبانی وب، وی پی اس و سرور اختصاصی
همین اکنون اقدام کنید

در همین بخش

loading...

صفحه نخست > حقوق بشر > روایت شریفه از یمگان بدخشان

روایت شریفه از یمگان بدخشان

از آنجایی که در منطقه ی شریفه موتر و سرک نيست، تصميم گرفته شد تا او را با الاغ به کلينیک منتقل کنند. شریفه نمی توانست روی الاغ بنشیند و ناچارا روی نردبانی چوبی قرار گرفت و عده ای از مردان او را روی شانه هایشان به طرف کلنيک حمل کردند.
کابل پرس
چهار شنبه 20 جنوری 2010

زمان خواندن: (تعداد واژه ها: )

کابل پرس: آنچه در ادامه می آيد، نخستین روایت از مجموعه روایت هایی ست که بتازگی توسط IRIN (نهادی برای تهیه خبر، گزارش، عکس و صدا و فیلم از وضعیت حقوق بشر ) منتشر شده است. در این مجموعه روایت ها، شهروندان افغانستان از نقاط مختلف، بويژه مناطق دور دست مانند بدخشان و دايکندی، بخشی از زندگی دردناک خود را تشریح می کنند. اين مجموعه روایت ، روایت هایی ست که ما را به صورت عینی با وضعیت جمعیت خاموش در افغانستان آشنا می کند. کابل پرس کوشش می کند، اين مجموعه روایت را، روایت به روایت به زبان فارسی در اختيار خوانندگان قرار دهد.

روایت شریفه از یمگان بدخشان

شریفه در حال روایت (شفاخانه بدخشان)/ عکس از مسعود پوپل زی

شریفه 23 سال سن دارد و در منطقه ی دوردست یمگان در ولایت بدخشان زندگی می کند. وقتی بارداری او به وضعیت حساس و فوری رسید، او را با يک نردبان چوبی به نزديک ترين کلينيک منتقل کردند. در آنجا نتوانستند به شریفه کمکی کنند و با تحمل درد به 200 کیلو متر دورتر منتقل شد، جایی که نتوانست کودکش را نجات دهد.

شریفه می گوید او را به خانه منتقل کرده بودند که کودکش را مانند سه فرزند دیگرش در خانه بدنيا آورد. درد زیاد بود و او يک دست کودکش را دیده بود که از بدنش خارج می شد.

روستای دور افتاده در بدخشان/ عکس از مسعود پوپل زی

در آن منطقه کلينيکی و داکتری وجود ندارد و خانواده تصميم گرفتند او را صد کيلومتر دور تر به منطقه ی "جرم" منتقل کنند تا داکتر و کلنيک بیابند.

از آنجایی که در منطقه ی شریفه موتر و سرک نيست، تصميم گرفته شد تا او را با الاغ به کلينیک منتقل کنند. شریفه نمی توانست روی الاغ بنشیند و ناچارا روی نردبانی چوبی قرار گرفت و عده ای از مردان او را روی شانه هایشان به طرف کلنيک حمل کردند.

شریفه می گوید داکتر ها در آنجا (منطقه ی جرم) گفتند که او را باید به شفاخانه ی فيض آباد، 200 کيلومتر دورتر در شهر فيض آباد مرکز ولایت بدخشان منتقل کنند.

او ادامه می دهد که شوهرش، موتری را کرایه کرده و او نمی داند دقيقا چقدر طول کشید اما او ساعت ها درد را تحمل کرد تا به فيض آباد رسیدند.

شریفه پيش از رسیدن به شفاخانه بيهوش شده بود و پس از به هوش آمدن، به او گفته شد که فرزندش که يک پسر بود، مرده است. داکتر ها گفته اند او ديگر نمی تواند باردار شود.

شریفه می گويد اگر در روستای ما راه، موتر و کلنيک بود، مجبور نبودم اين همه درد را تحمل کنم و کودکم نيز حالا زنده بود.


ترجمه ی آزاد از کابل پرس

آنلاين بنگريد :

Kabul Press

loading...
loading...

پیام، نظر، تفسیر یا نقد؟

تعديل از پيش

اين سخنگاه از پيش تعديل مي‌شود: نظر شما پيش از تأييد مديران سايت ظاهر نخواهد شد.

كى هستيد؟
وصل
پيام شما

براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

جستجو در کابل پرس