کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > از عدالت نباید ترسید

از عدالت نباید ترسید

اگر شما شخصا درآن جنایات دست نداشته اید ؛ ازداوری عادلانه نترسید.ما باید برای هرموردی ازداد خواست مردمی که به قصد اجرای عدالت - ونه تصفیه حساب های سیاسی – مطرح گردد؛ استقبال نماییم. بگذار تصمیم گیرندگان واجرا کنندگان جنایت به داد گاه کشانیده شده وازاعمال خود پاسخگو باشند. مگر ما نبودیم که ازعدالت دم می زدیم؟

يكشنبه 7 فوريه 2010, بوسيله‌ى آیینه

مقاله ی "جنایات حکومت های وابسته به شوروی" وکامنت هایی آغازینی که آقایان جلال آبادی، اپریل وخان در پای آن گذاشته اند؛ من را واداشت تا به حیث یکی ازاعضای سابقه دارحزب سابق " حزب دموکراتیک خلق افغانستان ( حزب وطن)" ویکی از کادرهای حرفه ای در بخش فرهنگ آن حزب - نظریات مستقل خودرا درزمینه بیان نمایم. آقای جلال آبادی به جای آن که بحیث یک فرد متمدن وپابند اصول اخلاق انسانی به بحث منطقی بپردازد- ازموضع یک لومپن تمام عیاربه فحش ودشنام متوسل گردیده است. گویا ایشان می پندارد که با خالی کردن عقده ی خویش بهتر می تواند ازخلقی ها"و "پرچمی ها" انتقام بکشد.از آن سو؛ آقایان اپریل وخان (رفقای سابق من) نیزاز جلال آبادی عقب نمانده وبا کاربرد شیوه ی متقابل تلاش ورزیده اند تاضمن یاد آوری حقایقی؛ حقایق دیگر راکه مربوط به عملکرد های ضد حقوق بشری درزمان حاکمیت حزب ما بر می گردد؛ ماست مالی نمایند.

گفته اند حقیقت آن چیزی است که درزمان ومکان معین روی داده ویا بوده و مشاهدات ومدارک کافی برای اثبات " بودن" آن درهمان زمان ومکان معین - وجودداشته باشد.ازاین منظر؛ دررابطه به ارتکاب جنایات ضد بشری دردوران حاکمیت حزب دموکراتیک خلق افغانستان ؛ حقایق پرشمار وچند گونه ای وجودداشته است که نباید درارزیابی ها وداوری های خود یکی ازاین حقایق را برجسته نموده ودیگری را کم اهمیت جلوه داد.

یک حقیقت؛ فلسفه ی وجودی ظهوراحزاب چپ تیپ مارکسیستی در افغانستان می باشد. با هیچ سفسطه ای نمیتوان وجود این احزاب را مولود پلان گذاری مسکو یا پکن قلمداد کرد. بررسی الزامات درونی جامعه، شرایط سیاسی جهان وگردش ایدیالوژی های بزرگ ورایج زمان در کشور های جهان سومی – کافی است که مارا به قانونمندی ظهوراین احزاب متقاعد گرداند.

حقیقت دیگرقرارگرفتن حزب دموکراتیک خلق افغانستان درسایه ی حمایت شوروی می باشد.درآن شرایط مشخص سیاسی، دسته بندی های ایدیالوژیک و موقعیت جیوپولیتیک وجیو ستراتیژیک افغانستان درتقاطع کشمکش دو قطب بزرگ جنگ سرد – جزاین نمیتوانست باشد.

حقیقت دیگر؛ ماهیت ایدیالوژیی بود که احزاب چپ مارکسیستی از جمله ح.د.خ.ا - ازآن تغذیه ی فکری می کردند. این امرکه این ایدیالوژی تا چی حدی واقعآ به آموزه های مارکس رابطه داشت وتا چی حدی مخلوق ذهن ایدیالوگ های وابسته به نظام های توتالیتراستالینی – ما ویستی بود؛ مساله ای است که باید پژوهشگران با صلاحیت به آن بپردازند.اما قدر مسلم این است که در این ایدیالوژی، انسان به اعتبارطبقه تقسیم می گردید و انسان انتزاعی وارزشی به رسمیت شناخته نمی شد. ایمان به ایجاد آرمان شهر کذایی( جامعه ی بی طبقه) پایه ی اساسی زیر ساخت فکریی حزب را تشکیل میداد. لازمه ی رسیدن به این اتوپیا اعتقاد به دیکتا توری پرولتاریا بودکه باید پس ازتصرف قدرت و گذاراز یک فاز؛ به نیابت از پرولتاریا بوسیله ی حزب مستقر می گردید.
نیاز به اثبات ندارد که دیکتاتوری ازهرنوع آن ؛ مشروعیت دادن به ا عما ل
تشدد، قهروخشونت است. دیکتاتوری یعنی تحمیل اراده ی حاکمیت – چی فردی،چی خانوادگی، چی گروهی ، چی اقلیت وچی اکثریت – بر تمام جامعه . مصادره وسلب حقوق پایه ای انسان وجوازنابودی فیزیکی مخالفان ومنتقدان ؛ الفبای دیکتاتوری به شمار می رود. ما اعضای ساده ی حزب درآن زمان به این مساله نمیتوانستیم پی ببریم زیراکه برای ما منابع وامکانات آموزشی درجهت شناخت جهان وآشنایی با نحله ها وسیستم های مختلف اندیشه های وفلسفی وسیاسی دنیای معاصرمیسرنبود. تمام "علم انقلابی"ما برآمده ازنشریه های حزب توده ی ایران ونشرات موسسه ی پروگرس مسکو بود. برچشمان ما عینک استالینی – سوسلوفی گذاشته بودند تافقط از پشت آن به جهان،انسان وزندگی ببینیم.

این ها واقعیت های نظری بوداما از لحاظ عملی؛ حزب با پای خود به پرتگاه می شتا فت .فردای کودتای 7ثور؛ سیستم توتالیتاریستی سیاسی وایدیالوژیک بر افغانستان حاکم ساخته شد. به تعبیر تره کی وامین؛ برقراری دکتاتوری پرولتاریا "در شرایط خاص افغانی" دردستور کارقرار گرفته بودو "انقلاب" جز حزب هیچ نیروی دیگررا به رسمیت نمی شناخت. سیستم حاکمیت تک حزبی وتقسیم اهرم های قدرت به صورت صد درصدی برای بالا نشینان حزب، تکبر،خود بزرگ بینی وغروراحمقانه ی " رهبران" مجالی برای تبارز وحتا اعلام حضورهیچ گروه سیاسی دیگررا نمی داد. حزب حتا به مرام اولیه ی پیش ازتصرف قدرت که ایجاد جبهه ی ملی برای پیشبرد تحولات انقلابی را وعده می داد؛ نیز وفادارنماند وهر نیروی منتقد ومعترضی را بالقوه وبالفعل سر کوب نمود.
این امرکه اکنون اعضای جناح های سابق حزب همه تقصیرات را به دوش یک دیگرحواله می کنند؛ گنا هان وخطا هایی را که اتفاق افتاده است نمیتواند بپوشاند. استفاده از روش قهر وسر کوب دربرابر مخالفین ومعترضین – حتادردرون حزب ودولت – یک اصل "انقلابی" وروش یگانه برای هردو جناح به شمارمی آمد. اگردردوران تره کی وامین مخالفان سیاسی با قساوت تمام شکنجه ودرابعاد گسترده تیرباران می شدند، این امردردو ران کارمل ولو درسطح کمتر – کماکان ادامه داشت. یکی از دوستان شخصی من که در سال های 60 و61 در یکی از مراکزنظامی ساحه ی پل چرخی دوره ی مکلفیت عسکری را سپری می کرد؛ می گوید که دریک هفته یک یا دوبار نا وقت های شب برای لحظاتی صدای رگبارماشیندارازپشت تپه ی نزدیک به محل بودوباش ما ( پولیگون) به گوش می رسید وبه دنبا ل آن صدای بلدوزری را می شنیدیم که پت پت کنان به آن سودرحرکت می شد و ساعتی بعد به جای اولی خود برمی گشت.این گویای ادامه ی کشتارهای شبانه بود وقربانیان یا اسیران جنگی بودند یا زندانیان سیاسی مخالف رژیم.

قساوت وبی رحمی دربرابر مخالف یا به اصطلاح"دشمن انقلاب" منحصربه یک جناح حزب نبود وربطی هم به ترکیب نژادی وقبیله ای وشهری بودن ودهاتی بودن جناح ها نداشت. چرا که هردو جناح ازیک آبشخورایدیالوژیک آب می خوردند واز یک اصل کذایی"انقلابی" که حق حیات انسان هارا به طبقه ی آن ها منوط می دانست- پیروی می کردند.ازصاحبان چنین بینشی نمیتوان انتظار داشت که دوگانه عمل کنند. به قول معروف:ازدرخت بید نمیتوان سیب به دست آورد.این به آن معنا نیست که در حیات سیاسی حزب وحاکمیت دولتی ما هیچ نقطه ی مثبتی وجودندارد. ولی اینجا بحث ارزیابی کارنامه ها مطرح نیست. ما با اتهامات جدی درمورد نقض حقوق بشروبرخورد جنایتکارانه با مخالفان ومنتقدان روبرو هستیم که باید با احساس مسوولیت واحترام به افکارعمومی واکنش نشان دهیم.

اذعان به لغزش ها وگناهان بدان معنا نیست که رهبران واعضای صادق حزب هیچ آرمان وتعهد اجتماعی واخلاقی برای خود قایل نبودند . برعکس ؛ این آرمان گرایی بود که هزاران عضو فدا کار حزب درنبرد با نیرو های شیطانی یی که ازآن سوی مرزبرای آتش افروزی وتخریب به کشور صادر می شدند؛ جان های شیرین خویش را هدیه کردند. چنین نبود که حزب گویا ازیک مشت قاتلان ودزدان حرفه ای تشکیل شده باشد.اعضای حزب ما ازمیان مردم برخاسته بودند ومردم آن ها را می شناخت. ولی این آرمان گرایی درگرو یک ایدیالوژی توتالیتر قرارگرفت که خصلت کور کننده داشت.

حقیقتی دیگرمربوط به حزب این است که بسیاری ازرهبران هردو جناح به ویژه کارمل ومریدان او از شعار "دوستی افغان وشوروی" به شوروی پرستی رسیده ومسکو را به کعبه ی دوم مبدل ساختند. درنتیجه ی این خود باختگی بود که تقلید بوزینه وار، کاپیگری ودنباله روی درحزب ودولت وسازمان های اجتماعی- شیوع یافت و لطمه ی مر گباری به حیثیت واعتبار حزب واردآورد.

حقیقت دیگر؛ جنگ وقفه ناپذیر وخاموش قدرت میان رهبران بود که گاه به رویارویی علنی وبرخورد نظامی کشیده می شد . همچنان رقابت های نا هنجاروفرکسیون بازی های گوناگون ؛ انرژی حزب را دچار پراگندگی ساخت وزمینه ی نفوذ خرابکاران دشمن را دردرون حزب ودولت فراهم گردانید. در آن فضای شبه پلیسی واختناقی که بر حزب حاکم گردانیده شده بود؛ تشخیص صادق ازخاین و جاسوس شوروی ازجاسوس امریکا ؛غیر ممکن بود. چنان که هنگا می که در دوره ی داکتر نجیب الله حزب به خود آمده ودرصدد تلافی مافات گردید؛ دشمن که توانسته بود عمال خودرا دردرون حزب تعبیه کند؛ با انفجارازدرون جلو حرکت حزب را به دست گرفت وکشوررا به سوی بحرانی به مراتب بدترازگذشته سوق داد.

آن چی که به مساله ی جنگ مربوط می شود؛ ناگزیری واجتناب نا پذیری آن است . در تاریخ هیچ رژیمی را سراغ نداریم که دشمنان مسلح خودرا با گل وشیرینی استقبا ل کرده باشد. البته برخورد غیرانسانی با مخا لفان وحتا دشمنان در بیرون ازمیدان جنگ ؛ قابل دفاع نیست ولی آن چی که جنگ را به درازا کشانید بیشتربه ماهیت رهبران تنظیم های جنگی ضد حاکمیت بر می گردد. زمانی که در نتیجه ی آماده شدن حزب برای مصالحه ی ملی با کمک ونظارت سازمان ملل متحد امکان ختم جنگ میسر گردید؛ این رهبران جهادی بودند که در یک تبانی شیطانی با ایجنت های نفوذی دردرون حزب طرح صلح ملل متحدرا تخریب کردند. رهبران"جهادی" که به اصطلاح برای دفع خطرازدین اسلام و"اعلای کلمت الله" مردم را به گوشت دم توپ تبدیل نمودند؛ غیرازثروت اندوزی ورسید ن به قدرت هدف وانگیزه ی دیگری نداشتند. رویداد های بعد ازسقوط حاکمیت حزب ما این حقیقت را به همگان نشان داد. این واقعیت زمانی بیشتر قابل لمس می شود که همین اکنون دارونداررهبران زنده ومرده ی حزب با دارایی وثروت هریک ازرهبران وقوماندان های تنظیم های جهادی مقایسه شود. نتیجه ای که ازاین مقایسه بیرون خواهد آمد نشان خواهد داد که با همه تقصیراتی که متوجه رهبران حزب دموکراتیک خلق افغانستان می شود؛ آن ها به مراتب ازرهبران جهادی با تقواترومتعهدتربودند.

به هرحال؛ قصد من پاسخگویی به مخالفان ودشمنان ح.د.خ. ا نیست. بگذارآن ها راه خودرا بروند. مخا طب من آن شمارازاعضای سابق حزب است که ازسر تعصب یا محرکات عاطفی و نوستالوژیک - شیوه ی برخورد با مخا لفان ومعترضان ، نقض حقوق بشروارتکاب جنایت درزمان حاکمیت حزب را یا کلآ انکارمی کنند یا به توجیه وعلت تراشی می پردازند.

دوستان من !

اگر شما شخصا درآن جنایات دست نداشته اید ؛ ازداوری عادلانه نترسید.ما باید برای هرموردی ازداد خواست مردمی که به قصد اجرای عدالت - ونه تصفیه حساب های سیاسی – مطرح گردد؛ استقبال نماییم. بگذار تصمیم گیرندگان واجرا کنندگان جنایت به داد گاه کشانیده شده وازاعمال خود پاسخگو باشند. مگر ما نبودیم که ازعدالت دم می زدیم؟ من شخصآ با آنکه نه فرد نظامی بوده ام، نه عضو خاد، نه دستم به خون کسی آلوده است ، نه به شرف وعزت کسی تجاوزکرده ام ونه مال وثروت اندوخته ام؛ در صورتی که در یک نظام واقعآ آزاد، مستقل ودموکراتیک ؛ دادگاه عادلانه وغیرسیاسی دایر گردد- از جمله نخستین کسانی خواهم بود که داوطلبانه درآن حضورخواهم یافت وازسهم خود پاسخگو خواهم بود. درپایا ن؛ می خواهم این نکته را خاطر نشان سازم که تروریست های عقده مند چپ نما وهمسنگرغارتگران وقاتلان جهادی - به هیچ صورت صلاحیت آن را ندارند که زیراین وآن نام به نمایندگی مردم افغانستان سخن گفته ومدعی اجرای عدالت درمورد حزب دموکراتیک خلق افغانستان باشند.

ابلهی باشد که خودرا گم کند

کد خدای خانه ی مردم کند.

جنایات حکومت های وابسته به شوروی

نقض حقوق بشر بین المللی و قوانین انسانی در سال 1978 الی 1992 / علیرغم شرارت زیاد و جنایات بی شمار، این دوره کمترین اسناد جنگ را دارا می باشد. افغانستان از بیشتر قسمتهای جهان مجزا بوده و خبرنگاران خارجی کمی به این کشور دسترسی داشته اند، و اخبار حادثاتی که خارج از کابل به وقوع پیوسته به آهستگی در خارج از کشور جعل می شد. در نتیجه، بیشترین اطلاعات همراه پناهندگان که شروع به گریختن از کشور نموده بودند، انتقال یافت. آن عده که توانایی داشتند به اروپا، آمریکا و یا دیگر کشور ها گریختند و هزاران نفر دیگر در پاکستان و ایران مسکن گزیدند./ پروژه ی عدالت افغانستان

دو شنبه 1 فوريه 2010

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






71 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > از عدالت نباید ترسید

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • dar hama hal yak dialog-e manteqi monjar ba daryafte rah haye rasedan ba hal moshkelate jame aye ma meshawad

    ok

    • ملگری هنداره یا آینه..

      آینه خان گوش ما از این تحلیل های خلقی گری زیاد شنیده است ...

      اگر با وجدان وضمیر سالم ودرست بقضاوت بنشینیم عمال و کردار , نظریات ,طرز دیدو برخورد خلقی و پرچمی را با همدیگر مقایسه بکنیم به این نتیجه خواهم رسید که خلقی ها در همه امور زیاده روی کرده اند حتا دوستی اوغان شوری مثلا چارده مراتبه در خواست امدن روس ها از جانب نابغه شرق ومشاورین خلقی اش و قهرمان سپیده دم انقلاب , حضور روسها بعنوان اشپزهای در خانه و قصر ملگری امین , موجودیت قطعات کوماندو مخصوص شوروی در قصر امین و خطاب دادن قوای دوست از جانب او به روسها , مهمان شدن بزرگان دواتشه خلقی در سفارت شوروی و انتقال شان ذریعه تابوت ها بشوروی حضور تحصیل کرده های خلقی قبل از انقلاب در شوروی پنج نفر از هشت نفر امضا کنندگان پیمان امدن روسها به اوغانستان .... حتا همین اکنون حضور خلقی ها در مسکو ونفوذ وقدرت استخباراتی شان بر پولیس و استخبارات مسکو ( چون برادر زاده های تر ه کی برادر تروداماد تره کی و گلاب زوی .......)قابل لمس است پس نمیشود به زمزمه های تان گویا (کارمل و مریدان شان شعار دوستی اوغان شوروی ...به شوروی پرستی ومسکو را کعبه دوم مبدل .....)گوش داد.

      (شبه پلیسی واختناقیبر حزب حاکم گردانیده شده بود.....)
      ایا منکر هستی که خلقی ها مردم بیگناه را از همه اقشار حتا زن ..... میکشتند در توزیع زمین و باسواد سازی ووووو پیشگام تر از رهبران انقلاب اکتوبر و رهبران چین قرار گرفته بودن میخواستند یک شبه اوغانستان قبیلوی را به اخرین مرحله کمونیزم پرتاپ بکنند . ایا امین و تره کی جامعه را پولیسی ساخته بود یا پرچمی ها شما همه سازمانی حزبی باسواد وبیسواد مردم را بی گناه گرفتار کردین و کشتین ایا این افراط نیست ایا مردم را از هلیکوپتر ها پایین انداختید یا ما - ما که همه چیز را در چوکات پولیس و قضا انهم مخالیفن مسلح را گرفتار و تحقیب عدلی میکردیم سالانه شاید چند نفر اعدام میشد انهم قضایا بسیار عمده ترو و انفجار وتخریبی... رهبران تان در خوردن شراب و مهمانی دادن ها شعار دادن و میتنگ ها حتا از پشت میز خطابه با په په شه و کلاشینکوف فیرکردنها .... اتن کردن ها دختران را سرخ پوش کردن و کاکل انداختن ها پیشگام شده بودند گوی تشنه یی به چشمه اب شفاف رسیده باشند..

      بیک حرف در سیاست داخلی و خارجی تان زیاده روی میکردین ایران را در روز روشن دشمن خود تان ساختید مرگ به ایران مرگ بر خمینی مرگ به اشرار ارتجاع و امپریالیزم شعار تان بود .

      رفیق انقلابی ضد ونقیص ارشاد میفرمایند جای ( از قبول جرم وجنایت گروه های خلق و پرچم صحبت میکنید جای هم میگوید ... هیچ رژیمی را سراغ نداریم که دشمنان مسلح اش را با ...)

      یا چون لایق و سیستانی..... . که حضور شان در حزب فقد وسیله بو تا هدف نغمه سرایی میکنید گویا ( نه به عزت و شرف کسی تجاوز کرده ام و نه مال و ثروت اندوخته ام ...)

      از شنیدن این یاوه ها در تحعجبیم مثلا خدمه های یک هواپیما بزرگ را در نظر بگیریم اگر هواپیما دوچار سانحه شوند وهمه وظایف خود را درست انجام بدهند و با سعی و کوشش همه انرا به زمین باز گردانند یا بی توجه یی کنند انرا سقوط بدهند مسولیت خوبی و بدی ان متوجه همه خواهد بودشما خلقی ها به مناسب بزرگ حزبی و دولتی رسیده بودید از امتیازات مادی و معنوی حزب و دولت استفاده بزرگ را کرده بودید مثلا خانه های مکرویان تهیه مسکن بلاک های شاورالی تهیه مسکن بلاک های هوایی بلاک های قرغه بلاک های شاورالی کلوله پشته پنصد فامیلی بلاک های سارندوی سره مینه نود فامیلی و نمرات زمین در پروزه های کابل در همه حضور شما زیاد است پرچم میدانست اما بنام مصاله و وحدت به خلقی های قبیلوی گوش زد نمیکرد اما در مقابل اقوام کارمل کشتمند یا دیگران چون تاجک ها هزاره ها ازبک ها ... به واسطه بازی ها و امتیاز در خط اخر قرار داشتند این شما ها بودید که واسطه بازی میکردید از وازرات داخله و ساختمانی و مخابرات .... سوه استفاده قبیلوی میکردید .

      من نگفته ام دهاتی ها مردم بد و شهری ها مردم خوب اند این هم قبیله تان است که در دفاع از خلقی ها چنین قصا ودت کرده اند و گفته اند حلقی ها از عمیق دهات سر بلند کرده و دلاور ... اند (حبیب اله رفیع) من از این جمله کسان نخواهم بود من باید .

    • hi mr OK !

      in long a go we had a guy who nearly all evening walk in park e zarnegar in center of Kabul . he is name was MR KACHALO . he was educated from university of military of Istanbul in Marin diffidence system , do you know him ? when i saw your hand writhing i just thinks that may you have any relation with him . ??? OK .

  • AYENA !

    when this people put there life in line of duty and defense your rest over family who you left behind in Kabul where you was ? in Kabul gun in hand ? and shoot to Pakistani who send it by Hamid gull to destroy your city ??? or in room of same warm and cozy apartment in Europa and enjoy the welfare monthly fund who government send it o you monthly . any how care full THEY are coming back .

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.