کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > تجزیۀ سودان، زوال فرعونهای عرب، سرنوشت ایران و افغانستان

تجزیۀ سودان، زوال فرعونهای عرب، سرنوشت ایران و افغانستان

زمانی سردار ولی بیسواد و متکبر با به تمسخر گرفتن هر گونه تهدیدی علیه حکومت خسرش یعنی ظاهرشاه گفته بود که "کلاه من افغانستان را اداره میکند".

پنج شنبه 3 فوريه 2011, بوسيله‌ى محمد ناصح

برای خواندن پرسش ها درباره طرح تجزیه افغانستان از مخالفان، موافقان و نه مخالفان و موافقان و شرکت در گفت و گو اینجا را کلیک کنید.

وقتی معمر قذافی و ملا عمر "امیرالمومنین" مسلمانان باشند تصور کنید که جهان اسلام با چه سردرگمی و بحرانی مواجه است. و ایکاش تنها این دو کودن مشکل ما بودند!

بیش از ۳۰ سال است که حسنی مبارک بر اریکۀ مهمترین کشور عربی یعنی مصر لمیده و با وجود ۸۲ سال عمر و مریضی هنوز هم دست از سر مردم برداشتنی نیست. معمر قذافی که به سگ دیوانۀ َشرق میانه مشهور است ۴۱ سال میشود که ریس جمهور لیبیا است. این آغا که سمبول حماقت و خودکامگی عربی است به جلسات بین المللی با گلۀ از بادیگاردهای دختر میرود و در اجلاس سران اتحادیه عرب در سال ۲۰۰۹ از خود بعنوان "کلان اعراب، شاه شاهان قارۀ آفریقا و امیرالمومنین مسلمانان جهان" توصیف نمود. دو نسل از خاندان حافظ الاسد نیم قرن است بر سوریه حکومت میرانند. علی عبداله صالح دو ماه بعد از انقلاب ثور تره کی در یمن بقدرت رسید و تا انقلاب مهدی هم ایلا دادنی نیست. از شیخ های جاهل خلیجی که نپرس. عوض استفاده از سرمایۀ باد آورده در راه تعلیم، فرهنگ و دیموکراسی، این طفیلی ها بیشتر بفکر ترویج وحشت و وهابیت از پاکستان تا آسیای میانه تا چیچنیا میباشند.

در سودان از روزیکه تندروان اسلامی حاکم شده اند حالت این کشور فقیر هر روز بدتر میشود. تحمیل برداشتهای سختگیرانۀ اسلامی، تفوق طلبی عربی، تبعیض علیه مسلمانان غیرعرب و عیسویان و بدتر شدن وضعیت فقر، عرصۀ همزیستی را آهسته آهسته چنان تنگتر ساخته که اینک حاکمان عرب تبار و متکبر سودان زیر فشار جنگ داخلی و فشار بین المللی به چیزی تن دادند که در گزشته ها در خواب هم نمیدیدند - یعنی تجزیۀ جنوب نفتخیز!

در حالیکه این همه خرخری بر جهان عرب حاکم است، در همسایگی شان یعنی در کشور نو پای اسراییل ده ها زمامدار از طریق رأی مردم در طی چند دهۀ موجودیتش عوض شده و نیز پیشرفت برق آسای این کشور کوچک یهودی مایۀ سرافگنده گی تمام اعراب شکم پرور را فراهم کرده است.

سرنوشت افغانستان

دوصدوپنجاه سال است که حالت بدتری از سودان و بقیۀ جهان عرب بر افغانستان حاکم است. یک طبقۀ مفتخوار و سرتنبه نه تنها این سرمین را از نعمت پیشرفت و فرهنگ تاریخی اش محروم ساخته اند بلکه در قرن بیستیکم چنان به ادامۀ تفوق طلبی قبیلوی خود جاهلانه اصرار دارند که حتی بقیمت از دست رفتن آخرین شانس طلایی اینکشور فقیر هم خم به ابرو نمی آورند. پاکسازی سایراقوام از بدنۀ حکومت، تلاش برای حزف هویت اقوام، غصب مجراهای سیاسی و اقتصادی و بی اعتنایی کامل به رأی و داعیۀ عدالتخواهی شان چنان بیباکانه ادامه دارد که گویی آب از آب تکان نخواهد خورد.

زمانی سردار ولی بیسواد و متکبر با به تمسخر گرفتن هر گونه تهدیدی علیه حکومت خسرش یعنی ظاهرشاه گفته بود که "کلاه من افغانستان را اداره میکند". عدۀ از تاریخ بیخر که هنوز هم از خواب ظاهرشاهی و عبدالرحمن خانی بیدار نشده اند، با همان تکبر و قضاوت جاهلانه به قضایای کنونی کشور برخورد میکنند و نمیدانند که خشم نهفتۀ توده های تحقیر شدۀ عرب فقط با خودسوزی یک جوان دستفروش تونسی که از جور حکام جانش به لب رسیده بود، به آُسمانها بلند شد. اینها که بدتر از حکام اعراب از خر جهالت قبیلوی پایین نمیشوند، تهدید جنگ داخلی و یا تجزیۀ افغانستان را به استهزا میگیرند و با زور کاکا از افسانۀ شکست ناپذیری خود چنان لاف میزند که گویی آن بیست ملیون پشتون "غیرتی" را انگلیس ها ۱۲۰ سال پیش به پاکستان الحاق نه، بلکه به مهمانی برده باشد. اینها فراموش کرده اند که افغانستان کشور دو صد سال پیش نیست و دنیا هم جهان دیروز نیست.

سرنوشت افغانستان که طی دو قرن گزشته از مسیر شرق یعنی شبه قارۀ هند رقم میخورده است، اینک به سرعت به شمال یا آسیای میانه در حال گره خوردن است. بعد از زوال شوروی و باز شدن دروازه های آسیای مرکزی و منابع سرشار آن بروی جهانیان، آیندۀ افغانستان بتدریج به تحولات شمال وابسته خواهد شد، نه به جنوب و شرق.

درپهلوی تهدید تروریزم و اهمیت روزافزون منابع انرژی آسیای مرکزی، احتمال تحول در ایران، امریکاییان را بیش از هرزمان دیگر مصمم بر حضور نسبی ولی دراز مدت در افغانستان میکند. به همین سبب اگر نتوانند بر مشکل طالبان و بازیهای چندگانۀ پاکستان فایق آیند، تجزیۀ افغانستان انتخاب ناخواسته ولی حتمی شان خواهد بود. با در نظر داشت تبصره های روز افزون سیاست مداران سرشناس غربی در مورد چنین یک احتمالی، بعید نیست که امریکایها برای چنین یک عاقبتی در حال تدوین یک برنامۀ احطیاطی نیز باشند.

آیندۀ ایران

امریکا و غرب که سالهاست بخاطر دشمنی با ایران ناز پاکستانیها و قبیله گرایان افغانی را کشیده و باجهای گران سیاسی و اقتصادی میپردازند، تحولات ایران یا طاؤس شرق میانه را با چهار چشمی و اشتیاق تمام دنبال میکنند. چون میدانند که تغیر در ایران سیمای جهان اسلام بخصوص افغانستان و آسیای میانه را دیگرگون خواهد کرد.

مردم ایران که از نظر سواد، فرهنگ و آگاهی سیاسی در سطح بالاتری از اعراب قرار داشته و بیش از هر کشور اسلامی دیگری آمادۀ پزیرش نظام پلورالیستیک و سیکولار اند، بعید است که در مقابل تحولات شرق میانه بی تفاوت بمانند. تظاهرات دو سال قبل صدها هزار زن و مرد ایرانی در اعترض به انتخاب تقلبی احمدی نژاد که با حمایت ملاها صورت گرفت، دال بر آنست که با تحولات شرق میانه و کوشش غرب چه آیندۀ در انتظار آخوندهای ایران است.

رژیم ایران که همانند رژیم های مستبد عربی سخت دچار دلهره شده است، میکوشد که قیام تونس، یمن و مصر را یک حرکت صرفأ عربی با تمایلات اسلامی جلوه دهد. این در حالیست که رهبران اخوان المسلین مصر در چند روز اول خود در مورد حمایت از قیام دچار سردرگمی بودند چه رسد به اینکه این قیامها را براه انداخته یا رهبری کرده باشند. اخوانیهای مصر که از بدنامی گروه های اسلامی در هنگام حکمروایی هایشان در سودان، ایران، پاکستان و افغانستان بخوبی آگاه اند، مجال زیادی برای حکومت کردن در سایۀ دیمکراسی نمی بینند ولی بعنوان یک گروه مهم سیاسی باقی خواهند ماند.

بر خلاف تبلیغات ملاهای ایران، قیامهای شرق میانه سرآغاز دیمکراتیزه شدن جهان اسلام است، نه آخوندی یا طالبی شدن مسلمانان. همانگونه که جنگ، فقر و استبداد بستر خوبی برای رشد افراطگرایی اسلامی میباشد، دیموکراسی برعکس زمینۀ زوال آنرا فراهم میکند.

همانگونه که فروپاشی دیوار برلین در سال ۱۹۸۹ باعث فروپاشی رژِیم های اروپای شرقی شد، بعید است که رژِیم ایران از سیلاب سیاسی شرق میانه در امان بماند. همین حالا که این مقاله را مینویسم، کشور های اردن و یمن از ترس سقوط اعلام اصلاحات بزرگ سیاسی را نموده اند. ولی زمان برای چنین اصلاحاتی ممکن است دیر شده باشد.

گزشته از اهمیت آسیای میانه، تغیر در ایران معادلات سیاسی را در افغانستان برای همیشه تغیر داده و نقطۀ پایانی به باجگیری پشتونی و پاکستانی خواهد گزاشت. این منطقۀ خیلی مهم دنیا محال است که ازین سرنوشت اجتناب ناپزیر فرار کند، حتی اگر انکشافات موقتی رسیدن به چنین یک عاقبتی را بطیع هم سازد.

حال سوال اینجاست که آیا زمامداران افغانستان میتوانند با واقعیتگرایی به پیشواز چنین یک آینده رفته و راه نجات و یکپارچگی این سرزمین را در دیموکراسی واقعی، عدالت اجتماعی، که پیش زمینۀ اعتماد ملی و ملت شدن است، جستجو کرده و از احتمال جنگ دیگر داخلی یا سودانی شدن افغانستان جلوگیری کنند؟

از عملکردهای نه سال گزشتۀ تیم اصلاح ناپزیر کرزی و بخصوص برخورد های قبیلوی شان با انتخابات ریاست جمهوی و پارلمانی بر میآید که متأسفانه این تیم نا اهل تر از آنند که بتوانند خودشانرا با واقعیت قرن بیستیکم عیار نمایند.

تجزیه قطعی سودان، خیزش همگانی در تونس، مصر، یمن و اردن؛ در افغانستان راه پایان چند قرن استبداد چیست؟

با توجه به تجربه ی ده ساله ی اخیر، به نظر نمی رسد، قبیله سالاران با مفاهیمی مانند آموزش، مکتب، دموکراسی، حقوق بشر و ...خو پیدا کنند و به حقوقی برابر با سایر شهروندان یک جامعه راضی شوند.

شنبه 29 ژانويه 2011

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






98 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > تجزیۀ سودان، زوال فرعونهای عرب، سرنوشت ایران و افغانستان

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • آقای ناصح!
    این نصیحت ها را به اولادهای نازنین ات بکن که درآینده؛ دزد ورهزن و آدمکش بار نیایند من این نوشتهء مزخرفت را درسایت ویس ناصری خبیث، که اکنون به ستون پنجم شورای نظار معروف گردیده است نیز خواندم آنچه که تو تحلیل کرده ایی؛ یک خواب است وخیال است ومحال است وجنون بدلایل زیر:
    قبل ازهمه میخواهم برایت نصیحت کنم که : خودت باید در املا وانشای جملات خیلی باید کوشا باشی که (گذشته) را گزشته نوشته نکنی تا مردم بالایت خنده نکنند
    اصل موضوع: اینکه خودت چنان وا نمود ساخته ایی که گویا امریکا نیز ازتحولات شرق میانه خیلی خوش است واز آن استقبال میکند وروی همین منظور به پاکستان باج میدهد تا ایران را نیز دگرگون ساخته ونظام آخوندی را به نظام لائیک تبدیل کند خودرا مسخره ساخته ایی ، کوشش کن که بعد ازین با یک مطالعهء دقیق همچو یک حکم قاطع را صادر کنی:
    خودت کور خوانده ایی
    امریکا ودرمجموع کشورهای غربی منافع دراز مدت شان درتمام کشورهای اسلامی به شمول ایران مستقر بودن حکومت های دیکتاتور است که به امر حکام غرب منقاد باشد غرب وامریکا سی سال است که انتخابات تقلبی مصر را مهر تائید زده است وحسنی قبل از آن سادات را با تمام تقلب های انتخاباتی اش در آغوش خویش گرم نگاه داشته است وسالانه میلیون ها دالر را صرف ؛ بخاطر تقویه (اردو) یا قوای مسلح مصرداده تا ازین رژیم خون خوار حمایت کند
    همین اکنون اسرائیل از حوادث مصر پاهایش می لرزد که متحد استراتیژیک خویش را یعنی حسنی را از دست میدهد لذا تبلیغات رادیو اسرائیل برضد مظاهره چیان سمت وسو شده است تا مردم را بترساند که نهضت اخوان عقب این حوادث خونین قرار دارد ودرصورت پیروزی اخوان یک نظام آخوندی یا طالبانی درمصر حاکم میشود و گلیم مظاهره وانتخابات وغیره برای همیشه برچیده خواهد شد؛ اما ملت مصر مصمم شده است تا دیگر این لکهء ننگ را یعنی حسنی را به جهم بفرستند.
    در تونس نیز وضعیت علت اقتصادی داشت وهم حاکم بودن یک فامیل برمقدرات یک کشور خودش زمینه ساز این انقلاب گردید دریمن نیز سیر تحولاتش بستگی به چگونگی انکشاف اوضاع درمصر دارد زیرا مصر در دنیای عرب حیثیت قلب را دارد هرتحولیکه در مصر رخ دهد بقیه دنیای عرب از آن بی نصیب نمی ماند
    در ایران نیز منفعت امریکا وغرب در وجود همین آخوندهای جاهل گره خورده است غرب در ایران دموکراسی نمیخواهد پیشرفت وتمدن نمیخواهد این را تمام روشنفکران ایرانی میدانند وباور دارند که امریکا فقط درلفظ از آنها حمایت میکند امریکا حتی درابتدای انقلاب اسلامی توقع این دشمنی ظاهری آخوندی را هم نداشت ولی بهرصورت تاهنوز نیز امریکا ازین دشمنی با آخوند ها نفع زیاد برده است ومی بردو
    نفس موجودیت این رژیم درمنطقه؛ کشورهای نفت خیز عرب را درشرق میانه مجبور ساخته است که به دامان امریکا وغرب سقوط کنند اگر این رژیم قرون وسطائی از میدان گم شود دیگر کشورهای خلیچ وغیر خلیج ازچیزی نمی ترسند وخود، تصمیم قیمت گذاری بالای نرخ بشکه های نفت را میگیرند

    سودان ، خصوصا قسمت جنوب آن کاملا موضوع است که با قضایای افغانستان هیچ شباهت ندارد درجنوب سودان اکثریت مسیحی اند که سالها درنزد عربها برده گی تیر کرده اند واکنون اسرائیل بزرگترین حامی تجزبه سودان تصمیم گرفته است که این کشوررا به هررقم که شده باید تجزیه کند.
    اما درافغانستان قضیه کاملا برعکس است درافغانستان ظلم وستم که از آن هزاره وازبک وتاجیک رنج می برند پشتون نیز از آن رنج می برد گذشته از آن علی رغم کوشش های زیادیکه ازطرف نویسنده های مزدور وزرخرید مثل خودت( ناصح بی عمل ) میشود تا حاکمیت سلاطین گذشته را رنگ قومی بدهد وچنان وا نمود کند که گویا دیگر اقوام بیشتر زیر ستم وتبعیض بوده اند تا پشتونها برعکس این کوششها لله الحمد، به ثمر نرسیده است زیرا با وجودیکه سلاطین وحاکمان افغانستان پشتون بوده اند پشتونها را بیشتر زیر سم ستوران ظالم خویش خورد وخمیر ساخته اند تا غیر پشتونها را
    اگر مراد ازکله منار های عبدالرحمن خانی باشد پشتونها نیز کله منار های زیادی قربانی داده اند درشینوار مومند وپکتیا وغیره در دوران مشروطیت هاشم خان وهرحاکم پشتونیکه ظلم کرده است پشتون نیز قربانی داده است به سیاه چالها اقتیده به پلیگونها زنده بگور شده وامثالهم

    دربعد زبانی:

    زبان دری که غیر زبان پشتو است ازطرف سلاطین پشتون، درین سرزمین ترویج وتقویه وبه حیث یک زبان اداری ورسمی پذیرفته شده است که امروز پشتونها بهتراز دری زبانان می توانند به این زبان بنویسند وتکلم کنند
    مذهب نیز بین پشتونها وغیر پشتونها مشترک است چنانچه بخشی از پشتونها شیعه مذهب میباشند
    درشمال کشور پشتونهای که ازنظرقومیت پشتون اما ازنظرزبان دری زبان استند با اقوام غیر پشتون تقریبا حل شده اند وخلاصه ده ها موارد دیگریکه به هیچ قدرتی اجازه فکراحمقانهء تجزیه نمودن را هم نمی دهد
    پیوستن به کشورهای شمال افغانستان درشرایط حاضرنیز به یک خواب میماند آنکشورها در طول صد سال زمامداری شوروی حتی نسل شان نیز تغیر کرد با بقیه جمهوریتهای شوروی سابق نژادهای مختلط دیگری بوجود آمده است که امروز هرکشور آسیای میانه زبان روسی را بهتر ازبانهای ازبکی وتاجیکی وقرغیزی وغیره یاد دارند آنها تاجیک های افغانستان را اوغان خطاب میکنند
    وصدها دلیل دیگری که باشد به روز دیگر

    • کاکر صاحب،
      لطفآ با هر شاخی ماتحت تانرا نجنگانید.
      شما هر کسی چیزی در مورد حماقت اوغان یا عرب میگوید، بدون استدلال میپرید سر شورای نظار و غیره. این نشانه ای جهالت شماست.

  • تحلیل واقعا خوب و جالب است.

    هر وقت که انشااله رژیم خرخری ایران برود، خرخری پشتون هم گم میشود و ناز این غول ها را کسی نمیبردارد.

    • شیوا بچیش!
      هرچند که دشنامنامه ات قابل جواب دادن نبود اما این را بدان که با ازبین رفتن رژیم آخوندی درایران قبل ازهرکس دیگر این پشتونها اند که احساس امنیت میکنند نه وطنفروشان نوع پدرامی که قرار داد های سری وفروش این حاک را به آیة الله های ایران امضا نموده اند تو چه فکر کرده ایی که مگر ملت خواب است که ازمعامله های پشت پرده شما کسی خبرندارد؟

    • واه، واه،

      "از سقوط ایران پشتونها احساس امنیت خواهند کرد!!"

      ککرک صاحب!

      پولهای آخوندی ایران را برای گلبدین، طالبها و کرزی صاحب فراموش کرد.

      خوب، از خدمات ایران برای موسس اوغانستان احمدشاه "یاسه وال" نادر افشار حالا چیزی نمیگویم.

  • یک موضوع کودکانه واحمقانه ای که درین مقاله ذکر شده موضوع بیست وپنج ملیون پشتون آنطرف مرز تحمیلی دیورند است که خدمت این طفل بازیگوش باید بگویم:
    این مناطق تاهنوز اززمان انفصال جبری وخیانت حاکمان کابل تاهنوز مردم این مناطق، خویش را پشتون میدانند وهیچگاهی فرهنگ اجنبی بالای ای مردم غیور وسرکش تحمیل نشده است
    اگر هزار سال هم بگذرد ملت را درهردو طرف کسی هم ازجدا ساخته نمیتواند این موضوع به پدرام و ویس ناصری هم برسان امروز باشد یافردا بالاخره پشاور پایتخت افغانستان تاریخی است وخواهد بود امروز عصر تحمیل شروط بالای سلطان ومالک نیست شاه شجاع امروزی یعنی حامد کرزی دربین پشتونها نیز محبوبیت ندارد وهمین اکنون بیشتراز هر قوم دیگر تنها پشتونهاست که در زیر حکومت مافیائی این پشتون ناپشتون رنج کشیده وقربانی میدهد خانه وکاشانه اش تباه شده است اما خوابهای طفلانه ات را درگوش رفیق پدرام ورفیق مهدی زمزمه کن تا وقتی که اینجا کاکر حضور داشته باشد به دهنت میکوبد

    • آقای کاکر ! بلآخره روی حقیقی خود را نمایاندید و از غیرت زیاد اوغانی کفیدید و نوشتید : بالاخره پشاور پایتخت افغانستان تاریخی است وخواهد بود !

      کاش چنین شود و مرکز لوی اوغانستان تاریخی که در تاریخ هرات ، نوشتۀ سيف بن محمد بن يعقوب هروی تسجیل یافته پیخاور شود و شما غیرتی ها تا قاف قیامت با ریش یک متره و نصوار دهن ، شیرازه زنده گی کوچی گری خود را در حومۀ نهر بازار "بورد" پیخاور ادامه دهید . کابل نازنین که زیر پشم ریشداران طالبی و سرگین کوچی های بیابان گرد پشاتین ، کثیف و آلوده شده هرگز و هرگز پایتخت اوغانستان نبوده ، نیست و نخواهد بود . اینرا شما خود فرموده اید و یگانه سخن بجا و درستی را که از شما خوانده ام همین بوده ! امید دیگر پختونها هم از شما پیروی نموده با اظهار گپ ها و ارمان های پنهانی دل خویش صفحات سقاوی نامه را تکمیل تر نمایند .

      آقای کاکر ! دوست عزیز ما ناصح ، یک برداشت عمومی از جریانات جاری منطقه نموده اند که ارتباط نا گسستنی با اوضاع وطن ما دارد و الحق که حقیقت فرموده اند و نوشتۀ شان درخور ستایش و توصیف است . چشم نابینایان کور تر بادا !

      یک یاد آوری کوچک ! تا دیروز شما خود با اشتباهات املایی و انشأیی می نوشتید و پیام ارسال می نمودید ، چگونه شد که بیک باره کور خود و بینای دیگران شدید ؟ اگر همین نوشتۀ شما را زیر نقد بگیریم ، ده ها غلطی فاحش و کلی نوشتاری در آن نهفته است . انسان جایزالخطاست ، انسان با دانش وخردمند نمی خندد بلکه با احترام برخورد می نماید !

    • خلیل نبیل مزاری!
      ببین بچیش که سخنان سوخته را حواله کردن به یک بخش بزرگی ازمردم نشان مردانگی نیست اگر مرا دشنام میدهی هزار دشنام بده وهرقدر که دلت عقده دارد خالی کن چنانچه من هم فقط با افراد کار دارم نه با اقوام بیا بچیش که رویه ات را تغیربده وشهامت پیدا کن وآداب مخالفت را یاد بگیر اما بالای یک ملت تجاوز نکن ولو هرقدر ازنظر تو عقب مانده باشند بالاخره نیاکان همان مردم ازکیان این آب وخاک دفاع کرده اند خون داده اند از آسمان نازل نشده اند این کار خودت کاریست که عاقبت خوب ندارد
      درموردخطا واشتباه املائی باید عرض کنم که این با غلطی عمدی وقصدی فرق دارد من اگر ده بار یک کلمه را به تکرار غلط می نویسم با اشتباهات املائی یکبار یا دوبار ازهم فرق میکند

    • آقای شبیر کاکړ ! نخست شما باید ادب گفتمان بیآموزید و این بچیش بچیش گفتن را به همان جائیکه آموخته اید و پرورش یافته اید رها کنید ، اینجا کابل پرس است .

      جناب شبیر کاکړ ! شما خود توهین بزرگ به مردمی نموده اید که از زمان تیمور شاه درانی آنرا قلب تپنده و پایتخت کشور عزیز خود شماریده و هزاران شخصیت نامی در بسترو آغوشش پرورش یافته است .

      شما کابل عزیز ما را تحقیر کردید که ما به وجوش افتخار میکنیم ، شما به کابلی توهین کردید که از برکت وجودش صاحب دانش ، نام ، نشان و دارایی شدید ! شما به کابلی توهین کردید که امروز هزاران ناقل دیورندی خود را با افتخار اصیل کابلی میخوانند ، نه پیخوری و نه باجوری !

      آقای شبیر کاکړ ! شما فرموده اید که نیاکان همین پای لچان چوکی نشین از حریم ناموس و آب و خاکش دفاع نموده اند . بدین معنا که نبیره هایشان هرچی دلشان خواست حق دارند با میراث نیاکان خود بکنند ! شما را درست درک نموده ام ؟ به یقین که بلی !

      باید با صراحت بنویسم که چی دروغ و افتراع بزرگی را گفته و مرتکب شده اید . لطف بفرمائید و تنها به یک نیکۀ این پای لچان بی ادب ، در طول تاریخ فرمانروایی نیاکان تان انگشت بگذارید که ، اینست نیکۀ ما که بخاطر وطن ، تا پای جان رزمیده و در میدان نبرد حفظ عزت و شأنش خود را فدا و قربانی نموده است . چرا قبل از پاده خاکباتک میکنید ! نیاکان تان از الف تا یایش وطن را فروخته و معامله نموده ، چگونه به خود توانایی می بینید که به چشم مردم خاک بزنید ؟ گذشت آن دورانی که چسپک خاکی میزدید و خزانه های پنهانی خواب میدید ! حال مردم ما بیدار شده اند و این حقیقت دردناک را باید بپذیرد و دیگر چارۀ هم ندارید !

    • "حال مردم ما بیدار شده اند و این حقیقت دردناک را باید بپذیرد و دیگر چارۀ هم ندارید !"

      او خر هر نوشته ی پر از نفرت تو ثبوت آن است که مردم که تو از آنها ادعای نمایندگی داری سالیان دیگر هم در خواب غفلت خواهند بود

    • آقای صالح ! از پیام تان هویداست که شما هم باید پختون باشید !

    • خلیل نبیل!
      من دوستان کابل پرسی را مطابق سویه اش خطاب میکنم این اصطلاح بچیش چیزی است که ازخود شما آموخته ام. اما بهرصورت، من به کابل هیچگاه توهین نکرده ام بفرما بگو که کدام عبارت من به کابل وکابلی های عزیز توهین آمیز وازسر عمد وقصد تحریر یافته است که گویا من به کابل توهین کرده باشم. کابل همانقدر برایم عزیز است که پشاور برایم عزیز است کابل همان قدربرایم دوست داشتنی است که کویته برایم دوست داشتنی است کابل همان قدر برایم گوارا است که ننگرهار وپروان وکاپیسا ومزار برایم گوارا است این خطه درطول تاریخ باهم ارتباطات ناگسستنی داشته ودارد وخواهد داشت.
      منظورمن از ذکر پایتخت نیز همانا چیزی بود که خودت آنرا ذکر کردی یعنی پایتخت زمستانی عهد تیمورشاهی.
      روزی بود که دو آلمان دیروزی پایتختهای شان ازهم جدا بود ؛ از آلمان غربی بن بود وازشرقی برلین اما امروز پایتخت هردو آلمان برلین شده است.
      آنروز دور نخواهد بود با الحاق سرزمین های مورد منازعهء افغانیه بتوانیم یک پایتخت جدید تاسیس کنیم که درآن تمام احاد ملت ازآمو تا اباسین درصلح وصفا وصمیمت زنده گی داشته باشند واز دست بدست شدن قدرت بصورت قبیلوی وکودتائی برای همیشه جلوگیری نموده وراه های مسالمت آمیز تداول سطه وقدرت را بوجود آوریم.
      دربرگشتاندن خاک پشاور ودیگر مناطق مورد منازعهء پشتوتخواه ، همان قدر یک پشتون ننگرهاری سهم دارد یک تاجیک بدخشی یا یک ترکمن جوزجانی ویا ازبک فاریابی نیز سهم دارد وازنظر تاریخی حتی مناطق پنجده نیز جزو قلمرو افغانستان تاریخی میباشد. واین خواست مشروع افغانان است ودرین باره هیچ ترس واهمه وشکی بدل راه ندهید. تا وقتی که پشتون درین کرهء خاکی نفس می کشد نه تنها که یک انچ خاک را به کسی واگذار نمیکند بلکه آنچه را که حاکمان قبلی بحیث خاکهای مورد منازعه بما به ارث مانده اند نیز قابل اعاده است شما بی غم باشید

    • ای غافل

      با استفاده از خواب سنگین که تو در آن غرق هستی پختون صد ها سال دیگر هم ترا تا لب چشمه برده و تشنه لبان دوباره خواهد آورد.

      اسسون وارسا ای غافل
      آلدانما غيل زنهار سن مالا
      شول نسنه يه که سن قويوب
      گئدرسن اول گئرو قالا

      سن زحمتينی گوره سن
      دوره سن دونيا مالينی
      آنلار قاليرلار خرج ائدوپ
      آنميالارزهی بلا

    • سلام به عاشقان وحافظان این مرز و بوم مرد خیز همانا خراسان اریانا بلخ و هری کابلستان و زابلستان .....

      نفرین همیشگی بر خاک فروشان دورغگو و غلام اجانب بادا!!!

      جناب بت پرست کاکر خان شاید در زندگی یکبار حقیقت را گفته یی "" پایتخت تاریخی و حقیقی اوغانستان پشاور""بلی تاریخ نیز پشاور را مرکز کوه های سلیمان گفته است .

      اما داستان انفصال ان از پیکر این خاک ..... هراوغان این طرف دیورند غرب دیده و شرق دیده با سواد وبیسواد در خواب و بیداری در حضر و سفر در میخانه و جرگه خانه ... همین شعار را زمزه کرده و گوش فلک را کر !! گویا پشاور تا اتک جز خاک ماست و جدا ناشدنیست , اخر روزی با ما یکجا شدنی!!!

      شبیر خان این یک جا شدن چه زمانی بوقوع خواهد پیوست !!تحت کدام شرایط!!! ایا کدام اوغان انطرف سرحد که بگفته خودت تال خود را پتان میگویند حاضر است که با شما یکجا شود یا نه!!! چونکه سه بار ریس جمهور پاکستان اوغان بوده و هر گز نشانه از یکجا شدن و این قبیل حرف ها بمیان نیامده است حتا قبیله شما از جانب همین ریس جمهور های همخونی تان تحقیر و توهین و دشنام داده شده و حالت تشنج به اوج خود رسیده بوده است ... ده و صد ها جنرال ارتش و استتخبارات و سیاستمداران پاکستان حتا ملا های مطرح و دخیل در قضایا بر بادی وطن ما نسب اوغانی داشته اند نفرت و انزجار و اعمال خصمانه شان نسبت به پنجابی ها در باره وطن ومردم ما بر جسته تر بوده است ..

      حتا پناهنده گان ان قوم در وطن ما چون اجمل ختک فخر اوغان خان اودل غفار خان ....نیز ادعا یکجا شدن با جرگه های نصوار شما ها را نکرده اند اشکارا گفته اند پشاور بیشتر از اوغانستان دانشگاه دارد امکانات دارد این دارد وان دارد ......

      در باره "بلاخره نیاکان همان مردم از کیان خاک ....دفاع کرده است "" این ادعا پوچ و بی معنا هم دل و دماغ هر اوغان را با خود خوش ومصروف ساخته است ..
      این توهین تحقیر کم زدن وارثین حقیقی این وطن که مشمول تمام ملیت ها و نژاد های ساکن اصلی این وطن میشود میباشد دیریست از جانب بیسواد و باسواد اوغان زمزمه میشود .

      باید کمی توضیع داده شود که چگونه و در کجا اوغلان از این وطن دفاع کرده است ودیگران انرا لیلام به انگریز وپاکستان ..............نموده اند مگر قسمت های از چار طرف این وطن را دیگران قطع و به دشمن فروخته اند یا قبیله مگر ده ها و صدها ذحاکم و شاه فروخته شده قبیله نبودند که با انگریز میساختن با پاکستان و عرب واینک با امریکا و انگلیس!!!

      مگر مرکز دو جنگ از سه جنگ ضد انگلیسی کابل و شمالی نبود !!مگر مناطق اوغان نشین در ان زمان همه فروخته و در کمال ارمش با اجانب انگریز و بعد ها رنجیت سنگ نبود و با انان به معامله نمیپرداختند !! مگر هراتی ها حماسه جاویدان میوند را به مادر وطن تقدیم نداشتن و در ازادی قندهار بزرگ فروخته شده اقدام نکردند !!مگر مردم کابل و شمالی و غزنه ... از کابل برای نجات جلال اباد و در هم کفتن لانه های انگریز که با قبایل تان در معاملهو زد وبند بودند نرفتن .. این هفده هجده هزار انگریز در سه کیلومتری کابل در ناحیه خورد کابل از جانب همین غازیان سر بکف به جهنم متوصل نشدن !!

      از نظر همه این قبیله بوده که وطن و مردم و اسلام تاریخ و فرهنگ پر بار ما رابه نرخ کاه فروخته اند ...

      کسی از شما پیدا نشد تا فکر کنند که چرا سر نوشت این ملت کهن به این حالت مواجه شده است !!! گره ناگشوده در کجاست !!! چونکه هر سیاستمدار هر نظامی ... زمانیکه برنامه هایش ناکام شد برای پیکار و میدان اینده نقاط ضعیف و نعیف خود را برجسته ساخته و به رفع ان میپردازند تا در اینده مسیر و اهداف و دست اورد ها شان روشن و بدون مشکلات باشد !!اما بدا به حالت یاغی و باغی خیمه نشینان وطن ما که هر گز بدان فکر نکرده اند همیش لاف ,دورغ , خاصه شان بوده خود را بزرگ جلوه داده اند خر لنگ خود را با ایرباس و بوینگ هم ردیف دانسته پاکستان شصت ساله صاحب یکصد و ده اتم شد با رقبش هند خود را برابر کرد قوای پاکسانی در نقش حافضان صلح ملل متحد به کجا ها رسید !!!

      اما خراسان ده هزارساله صاحب تفنگ بادی نشد !!! هنوز هم به ناسیونالیزم اوغانی , وخیمه نشینی چسپیده اند هنوزهم وطن و مردمش را به قفس اوغانوالی مخدر انتحار و زن فروشی زندانی کرده اند ..هنوز هم در این قرن بیست و یک برای خود تاریخ و فرهنگ جعل میکنند بت میسازند به سنت های نابکار قبیله چسپیده اند .. سنگسار کردن انتحار کردن ,غلامی به پاکستان, تبادله انسان با پول و حیوان کار روزمره و افتخار شان است هنوز هم همه چیز خود و دیگران را قربانی اهداف غیر انسانی خودشان مکنند هنوز هم کاکر احمدزی و محمدزی .. را چون بت در کنار خود قرار میدهند هنوز هم شلمبی را با وسکی و ودکا هم ردیف میدانند هنوز هم نصوار و چرس تریاک را شب و روز با خود دارند

      سخن اخر از شبیر , نا اصیل , بادیانی وده ها و صد ها فاشیست سقاوی نویس اوغانی باید پرسید !!!

      حال که شما به برادری و اخوت و اسلامیت وطن داری تن نمی دهید و مصروف تریاک , انتحار,غلامی پاکستان ,,عرب... جعل تاریخ و قهرمان سازی و برتری جوی کاذب برای قبیله تان هستید خود و دیگران را بر باد نموده اید .

      و دیگران هم از تاریخ گذشته خود و سر زمین شان از اسلامیت و انسانیت و حب وطن دست بردار نیستن چاره چیست؟؟؟؟؟

      از نظر من یگانه راه کوچه بدل کردن از شر این غلامان اجانب است باید به فدرالیزم تن داده شود که این خود جلوگیری از تجزیه میکند در غیر ان مرحله اخری سر نوشت این وطن سودان ثانی ویگوسلاوی خواهد بود و مسوول هم قبیله .

      از احساسات اوغانی و دشنام و تهمت بگذرید به جواب قناعت بخش بپردازید چون ارمغان احساسات در سیاست بر بادیست!! مشوره من این است اگر که میخواهید پشاور را با خود یکجا کنید باید قوی باشید باید قوای مسلح قوی داشته مسلح با اتم واقتصاد خوب باشید همچنان حرکت های از انطرف از قبیله و هم خونی های تان باید مشاهده شود مثل یکتعداد کشمیری های هند و پاکستان همچنان به ملیت ها و خاک های جدا شده قسمت های دیگر این وطن هم باید توجه شود که عین سرنوشت را داشته است نه به قوم یهود.....

    • یک پیام شبیر خان کاکر که اینقدر لرزه به جان تو انداخته خدا میداند که اگر روز موعود فرا رسد چه خواهی کرد ؟

    • دوستان با عرض معذرت ، میخواهم با این گروه بزبان خود شان بنویسم ، زیرا بدیگر زبان عقل شان کار نمی کند !

      این یک پیام خان شبیر خان که از درد معده شدید ، بادی بوگینی را در فضای کابل پرس رهانیده ، صرف بمشام شما گوارا است و بس . شما خاموش باشید ، کیف کنید و ببوئید تا حجرات تان ازین گنده گی سیراب شده ارواح نیاکان گریزی تان خشنود و آینده گان تان بیشتر ازین غیرتی بار آیند .

      باور داشته باشید که اگر روز موعود فرا رسد باز هم و بار دیگر مانند نیکان غیرتی تان میگریزید و چنان خواهی گریخت که دُم تان به خاشاک هم بند نیاید و آنگاه آخرین بار خواهد بود .

      صالح خان ! من حقیر هرگز خود کشی نخواهم کرد ، خاطر جمع باشید و این غیرت خود کشی را که از انتهای بیچاره گی و بیغیرتیست طالبان غیرتی شما انجام میدهند نه دیگران عقلمند و خردمند . خداوند به قلم شکسته ام قدرت بدهد که هر نکتۀ پیامم ، گرزی باشد بر سر دروغ نویسان و خیالپردازان ایتنالوژی نشان ! یک پیام کوچکم باعث شد که خان شبیر خان کمی هوشیار خیالچی از گپ و سخن خود بگذرد و چارغوک کنان به عذر و التماس بنشیند ! اینکه شما ندانستید مشکل عقلی دارید !

      در اخیر میخواهم به دوست شما شبیر خان تحسین و آفرین بنویسم که با وجود افتادنهای مدهش باز میخیزد و با لب و دندان شکسته جرئت میکند که بنویسد : بالاخره پشاور پایتخت افغانستان تاریخی است وخواهد بود ! پروفیسورها و اکادمیسن های تان از غار چمبر پیچ و زنجیری اوغان جرمن و بینوا بیرون پریده نمی توانند ، پریدن که کار بزرگ است حتی همت و توانایی کله کشک کردن به بیرون را هم ندارند .

    • خان مزاری

      از اینکه فکر خود کشی تا حال به سر تان رخنه نکرده خیلی خوشحال شدم. امید با یک پیام شبیر خان خود را چنین زود افشا نکنید

      اول کيم گئدر اوزاق يولا
      گرک آزيق آلا بيله
      آلمازوسا يولدا قالا
      ارميه هرگز منزله

    • صالح صاحب میفرماید «پختون صد ها سال دیگر هم ترا تا لب چشمه برده و تشنه لبان دوباره خواهد آورد!»

      مگر جواب حماقت تانرا ناصح صاحب نداده؟!

      «گویی آن بیست ملیون پشتون "غیرتی" را انگلیس ها ۱۲۰ سال پیش به پاکستان الحاق نه، بلکه به مهمانی برده باشد»

    • اول به (خان) نام توصیهء من این است که به رشتهء اصلی ومسلک پدری شان یعنی جاسوسی وکاراستخبارات درسازمانهای جاسوسی ادامه دهند وبه سویچ های بالا دست نزند که خدای ناخواسته برق نگیردشان
      اما آقای خلیل خان نبیل خان مزاری!
      لطفا این عبارت تانرا ازسر بخوانید:
      ( باور داشته باشید که اگر روز موعود فرا رسد باز هم و بار دیگر مانند نیکان غیرتی تان میگریزید و چنان خواهی گریخت که دُم تان به خاشاک هم بند نیاید و آنگاه آخرین بار خواهد بود .)
      اوبچه گک!
      تو تاهنوز حتی ازهمین تاریخ چند سال قبل هم خبرنداری که چهارتا طالب پای لچ پشتونبار که نه صاحب منصب داشتند ونه هم مثل قهرمان ملی تان درجنگهای پارتیزانی فلسطینیها اشتراک کرده بود ولی همان مردم قهرمان ملی( تانرا) نه ازهمهء تاجیک های عزیز و غیرتمند وطن را از دریای آمو گذراند و ساکن کولاب ساخت
      امروز چهل وهشت کشور دنیا برسر پشتون بم وباروت می باراند وخانه وکاشانه اش را در دو طرف مرز هدف قرار داده است کجاست علایم گریزیکه تو وعدهء آنرا بمردم میدهی.
      میخواهی بگوئی که گریز بهتر ازانتحار است؟

    • شبیر خان کاکر

      هدف خان مزاری را بر آورده کردید. او میخواهد که شما از پلید ترین نیرو یعنی طالبان دفاع کنید .

      بهتر نیست مصروف همان ویس ناصری باشید ؟

    • خان صاحب اول خدمت شما عرض این است که به مسلک اصلی تان جاسوسی وخدمت درسازمانهای استخباراتی ادامه داده وبه سوچ های بالا دست نزنید که برقتان نگیرد
      واما خلیل نبیل!
      لطفا به این عبارت تان یکبار دیگر توجه نموده وآنرا با واقعیت های جاری درتطابق قرار دهید:
      (باور داشته باشید که اگر روز موعود فرا رسد باز هم و بار دیگر مانند نیکان غیرتی تان میگریزید و چنان خواهی گریخت که دُم تان به خاشاک هم بند نیاید و آنگاه آخرین بار خواهد بود )
      خلیل خان نبیل!
      هرچند من حاضر نیستم که طالبان را نمایندهء کلی قوم پشتون بدانم اما هیچ نمیدانم که چرا شما تاریخ را فراموش میکنید.
      فقط چارتا پای لچ از سپین بولدک سربرافراشت قهرمان به ملی ات را(نه ازهمهء تاجیک های عزیز وغیرتمند را) که تجربهء جنگهای چریکی درفلسطین ولبنان ومصر را داشت از دریای آمو گریختانده وساکن کولابش ساخت
      امروز چهل وهشت کشوردنیا جمع یک کشورهمسایه بهمکاری تعدادی ازپشتونهای فروخته شده فقط در دو طرف مرز تحمیلی فقط پشتون میکشند نه کس دیگررا تکرار می کنم فقط پشتون می کشند پشتون اما این همین پشتون است سرتسلیم را به اجنبی خم نمیکند. آنروز موعود چه وقت است که تو وهمفکران تو پشتون را چنان خواهی گریختاند که حتی دم شان به خاشاک بندهم نیاید مگر بدتر از روز قرآن شکنی وتعهد شکنی دوستم وملک وعطا در مزار کدام روز خواهد آمد که دریک روز هشت هزار طالب اسیردست وپا بسته را زنده بگورساختند؟
      نمیدانم که چرا ازگذشت روزگار درس نمیگیرید وبه این افکار پوسیدهء تان خط بطلان نمی کشید که مغلوب ساختن یک ملت پرغروریکه بزرگترین امپراطوریهای دنیا را مضمحل ساخته ازبین بردنش بزعم باطل شما خیال است ومحال است وجنون

    • آقای شبیر کاکړ ! من حقیر از همین تاریخ چند سال قبل وطنم نه تنها که کاملأ اگاهی دارم بلکه خودم در بین قضایا و وقایع عملأ قرار داشم .

      نخست ، دوبار القایده ، ملیشای پاکستانی و طالبان را از شهر زیبای خود راندیم که سبق و عبرتی بود به القایده ، پاکستانی ها و طالبان اجیر ! بار سوم علم سیاه مجاهد که نوکر پول و ثروت بود سنگر های جنوب غربی واقع چغدک و عزیزآباد شهر را بفروخت و طالبان توانستند از عقب جبهه بالای سنگر های مردمی حمله کنند و قتل عام براه اندازند . این جنایت و خیانت بزرگ را در حق مردم و سرزمینش علم سیاه مشهور به علم آزادی فعلأ وکیل دست نشانده عطا ذبیع الله در مجلس نماینده گان کرده نه مردم ما !

      دوم ، بیاد بیآورید قهرمانی دلیر مردانی چون جنرال نبی عظیمی ( جنگ جلال آباد ) شهید جلال رزمنده ( شکننده کودتای تنی ) جنرال امان الله گلم جم و جنرال عبدالّرشید دوستم ( جبهات قندهار در زمان حاکمیت زنده یاد کارمل ) را که تا امروز زبانزد عام و خاص تان است . در کدام یک ازین جنگ های رویاروی که میدان شناخت مرد و نامرد بود مقاومت نموده اید که امروز خرید و فروش چند طالب اجیر و مجاهد پول پرست را مثال میدهید ؟ شما که خود را تحلیلگر مسایل سیاسی و نظامی میدانید ، آیا عقل تان قد نمی دهد که بفهمید ، پروژۀ القایده و طالبان ساخته و پرداخته دست استخبارات انگلیس و امریکاست بخاطر تحقق پلانهای استراتیژیک شان نه قهرمانی چند طالب ریشوی بی فرهنگ آدمکش پختون ؟ درین جنگ سرمایه پختونها فقط و فقط کاندوم یکبار استفاده اند نه چیز دیگری . اینکه برادران پختون بیسواد ما را شما ابزاری ساخته اید بخاطر بقای مزدوری و حاکمیت قبیله ، مجرم و گنه گار که ما نیستیم . خود سر عقل بیآید و مردم بیچاره خود را ازین گرداب مرگ و فلاکت برهانید .

      درین گفتمان نمی خواهم از مسعود چیزی بنویسم ولی برایتان خاطر نشان میسازم که ، تا وقتی طالبان اجیر آدمکش پختون برای شما ریشتین بچیان اوغانسان اند ، برای من مسعود تاجک قهرمان !

      هر زمانی شما خردمندانه و بیطرفانه قضاوت و داوری کردید باور داشته باشید بخاطر داعیه وطن مشرک ما نخستین تاجکی خواهم بود که در پهلوی شما ایستاده خواهم شد . اینرا برایتان اطمینان میدهم !

    • آقای خان مزاری

      باور کنید و بدون شوخی که با این گفته های عالمانه شما صد در صد و بدون هیچ دغدغه موافق هستم . دفاع از طالبان دفاع از پختون نیست بلکه بدنام کردن پختون است. برادران پختون ما باید اینرا در نظر بگیرند .

      به آقای شبیر خان کاکر دشمن خونی ویس ناصری من فقط سخن سعدی بزرگ را نقل میکنم:

      تا مرد سخن نگفته باشد
      عیب و هنرش نهفته باشد

    • آقای صالح ! حال که کمی خونسرد شدید میخواستم از شما بپرسم که ، میشود همان سروده ها را که در گذشته نگاشته اید برایما معنا بفرمائید و ضمنأ اگر امکان داشت بفرمائید که به کدام زبان سروده شده است . من حقیر که فکر میکنم یا بزبان نورستانی باشد یا بلوچی و یا پشه یی ! با عرض ادب

    • آقای خلیل نبیل!
      من درپیام قبلی خویش، گفته ام که طالبان را نمایندهء قومی نمیدانم صرف، یک مثال کوچک دادم تو از دوستم قاتل وجنرال نبی عظیمی ،که بخاطر احراز مقام وچوکی، زیر دهل چندین رئیس جمهوراز کارمل گرفته تا مجددی وربانی رقصیده اند تو امروز آنهارا قهرمانان ایده آلی خود ساخته ایی.
      درحالیکه اگز نیک بنگری آنها سبمول های آشکار وطنفروشی بودند وهستند وخودشان نیز به خطا واشتباه شان اعتراف دارند اگر باور ندارید به سایت پندار، مراجعه کنید. من نه تنها که آنها را نماینده گان هیچ بخش قومی وطن خویش، نمیدانم بلکه عار دارم که نامهای کثیف شان ازنوک قلمم بیرون آید.
      اما تو بی هیچ شرمی ازخدا و آزرمی ازمخلوق او، قتل عام شهریان قندهاررا به من طعن میزنی که گویا لشکریان وحشی گلیم جم به زور یک پشتون خود فروخته ای مثل علومی توانست که ساکنان غیر نظامی شهرجنگ زدهء قندهاررا قتل عام کند وتو امروز به آن افتخار میکنی اگر تو به آن افتخار میکنی من هم میتوانم بگویم که دوستم وامان الله گلم جم نیز کدام حاکمیتی را بالای قندهاریها نتوانستند قایم کنند آنها نیز فرار را برقرار ترحیح داند. اگرآن قتل عام توسط لشکریان دوستم وملیشه های نظامی وابسته به قوای شوروی سابق مایه افتخار تو باشد پس قتل عام شهریان مزار بوسیله طالبان نیز میتواند قابل توجیه باشد زیرا اول قتذهاریها مورد تعرض قرار گرفته اند. اما من ازکارروائی طالب دفاع نکرده ام ونمی کنم صرف، منظور این بود که برایت گوشزد کنم که باهمه کاستی وکمبودها وبی دانشی های طالبان، بازهم کسی این مردم سرکش را تسلیم ساخته نتوانسته است ونمی تواند.

      تو امروز ازمسعود بدلیل تاجیک بودنش دفاع میکنی اما من اورا نیز نمایندهء کدام قوم مشخص نمیدانم با وجودیکه ازطرز کلامت معلوم شد که ازعملکرد افراد مسعود دل خوش نداری

      بناء خواهش این است که سخنان سوخته ودشنام هایت را نسبت به یک ملت بس کن وچنین مپندار که دیگران دربرابر تو سکوت اختیار میکنند من نه ترا نماینده مزار میدانم ونماینده تاجیک، تو خودت هستی ومن خودم با روش قوم ستیزی؛ تو راهی به دهی نمی بری. من صرف، برایت یک مثال کوچک دادم ورنه من هم عاشق چشمان سرمه کشیدهء ملا..... نیستم ولی اگر قضاوت تو معیارش این باشد که مسعود بخاطر تاجیک بودنش عظیمی کمونیست، بخاطر تاجیک بودنش ودوستم بخاطر ازبک بودنش، نزد تو ارجحیت داشته باشد دیگران نیز حق دارند که ازهم تباران خویش بدفاع برخیزند.
      تو طعنه وطن فروشی سلاطین وحاکمان را به هر پشتون میزنی اگر چنین باشد ، گریز مسعود هم میتواند ضعف تمام پنجشیریها وتاحیک ها حساب شود اما این قضاوت عادلانه وعقلانی نیست. اگر مسعود، افشاررا قتل عام کرد پس تمام پنجشیریها باید مسؤول آن عمل باشند؟ اگر امروز برادران مسعود دست به چور وچپاول بیت المال مردم فقیر پنجشیر میزند باید تمام تاجیک هارا مسؤول بدانیم آیا این طرز تفکر درقرن بیست ویک عاقلانه است؟
      من از اول تا همین لحظه، به استثنای مواردیکه جبرا درخط دفاع، قرار گرفته ام به این معتقدم که افغانستان خانهء مشترک همهء اقوام این سرزمین است همه حق دارند که درین سرزمین بدون تبعیض وتمایز زنده گی کنند وموارد اختلافی را ازراه مذاکره ومفاهمه حل وفصل کنند نه طالب نمایندهء پشتون شده میتواند ونه هم ائتلاف شمال نمایندهء اقوام ازبک وتاجیک وهزاره نه تجزیه راه حل است نه هم ایجاد حکومت های فدرال.
      اما هروقتی که سخن به تعرض وهتک حرمت ودشنام وتوهین می کشد دیگران را حق بدهید که ازخودشان دفاع کنند.

    • چو نیکی کنی نیکی آید برت **** بدی را بدی باشد اندر خورت

      ترجمه یا معنای آن سروده را بگذار آقای میمنگی کند. دیده شود چقدر طبع شاعرانه دارد .

    • بسیار سپاس گزارم از شما بعنوان یک پشتون یا اوغان ناسونالیست که قبول کردید که طالبان نماینده پشتونها و از پشتونها هستند. البته در زمان اوج قدرت طالبان تقریبا همه پشتونها به پشتون بودن طالبان افتخار میکردند و بر خود میبالیدند.

      اتفاقا من به همین نظر هستم. قبلا هم یک مقاله در این باره نوشتم با نام" کرزی رهبر غیر پشتونها و ملا عمر رهبر پشتونها" . پس از سال دو هزار یک بعضی از پشتونها که ادای مترقی ها را در می آورند میگویند و میگفتند طالبان نماینده پشتونها نیستند.اینها پشتونهای پاکستانی بودند با تعدادی بسیار اندکی از پشتونهای جاسوس نوکر پیشه از افغانستان. با تعدادی دهشت افگن عرب، بنگالی،ازبک،چچنی،اویغوری و افریقای که سرپرستی و رهبری همه بدوش پاکستان و امریکا بود.

      یک چیز در اینجا ثابت و قطعی هست دلیل رشد و پیشرفت عجیب و غریب شان کار استخباراتی پاکستان و پولهای اعراب بود نه شجاعت و مردانگی. البته حمله های انتحاری شجاعت نیست چون آدم شجاع هیچ وقت خود کشی نمی کند. خود کشی دلیل ضعف و زبونی است.

      عقل سلیم برای شما آرزو میکنم.

      فرهنگ دوست

    • آقای محترم فرهنگ دوست هروی

      در حالیکه حرف های عالمانه شما را تایید میکنم میخواهم خاطر نشان کنم که به قول رئیس اسبق ریاست امنیت ملی افغانستان امرالله صالح زیادترین دهشت افگن دستگیر شده بوسیله آن ریاست اتباع جمهوری اسلامی پاکستان استند

      امر الله صالح واقعا مرد بزرگی بود که متاسفانه قربانی حماقت کرزی و باج دادن او به پاکستان شد

    • بت پرست کاکر !!

      این چند هزار عرب و پاکستانی ............... که از جانب قوت های شمال اسیر و کشته و تبادله شد مگر یازنه های پایلچان اوغانتبار بود !!! تانکیست ها توپچی ها ..... پنجابی و عرب ایا نسب اوغانی داشتند یا خارجی اسامه بن لادن و القاعده اش خسر و یا داماد کی اوغان ها بود ....همین حالا انتحاری ها عرب ها و پاکستانی ها اند !!مگر این اتهام است یا حقیقت.

      در باره جاسوسی نیاکان ما خوب است با اسناد و مدارک صحبت کنید هوایی صحبت کردن کار کسانی یست که مغز شان را اتن و نصوار و تریاک و شلمبی سر چپه و از خود بخود کرده است ..

      بلی من کارمند استخبارات کشورم بودم هر کشور پولیس اردو و استخبارات دارد به افتخار از کار کرد هایم صحبت و دفاع خواهم کرد همین که به بیت المال دست برد نزده ام , از موقف دولتی و قدرت سو؛ استفاده نکرده ام , در خط اول مبارزه قرار داشته ام , خواهان امتیازات اضافی نبوده ام , قبیله پرستی نکرده ام ... نزد همکاران خانواده و ووجدانم شرمنده نیستم.....

      سویچ های بلند چه معنی دارد مگر تماس گرفتن به وطن فروشی دختر فروشی سنگسار مخدر جاسوسی.....قبیله !!! سویچ های بالا معنی میدهد ؟؟؟ من گفتم با منطق به میدان بیاید نه با شعار میان خالی و احساسات قبیلوی .

      در رد حقایق تاریخی که من به قسمت کمی از ان تماس گرفته ام باید مینوشتید!!!

    • خانم /آقای فرهنگ دوست!
      شما ازکسی دیگر شاید تشکرکرده باشید متن پیام من با این تشکرشما هیچ سازگاری ندارد. من نوشته ام که طالبان را نمایندهء قومی نمیدانم، این موضوع را خود آقای خلیل نبیل قبل ازخودت فهمید اما خودت عینک هایت را سرچپه گذاشته ایی لطفا تمام مطالب مرا اول بخوانید بعد هضم کنید سپس به گذاشتن پیام مبادرت ورزید آب را نادیده پاها را ازموزه نکشید که برای تان خوب نیست

    • شبیر خان کاکر

      مشکل شما این است که هنوز هم در کابل پرس انتظار جرو بحث منطقی و خالی از توهین و دشنام را دارید . آنهم در موجودیت اشخاصی چون مزار خان ، شیوا، روشن ، بینا که نه تنها به شما بلکه به تمام قوم و نیاکان شما توهین میکنند اگر جوابی در مقابل منطق شما پیدا نداشتند

      پس به مشوره من خوب گوش دهید:

      - یا با کابل پرس وداع گفته و این سایت را دیگر باز نکنید

      - یا تحمل توهین و دشنام را داشته باشید

      - و یا مانند من در کابل پرس ساعتری کنید

      البته توپ در حویلی شما است و هر طرف که آنرا شوت میکنید اختیار شما

    • شبیر خان کاکر

      بهتر است نوشته خود را عنوانی آقای مزاری 4 فوريه 19:44 بخوانید بعدا دیگران را تحقیر کنید. که البته تحقیر کردن شما تف سربالا است.

      شما حتما مرا خوب میشناسید و با نوشته های من آشنا هستید چون خیلی آدم با تربیه هستید حتما دشنامها هم دادید که خدا شما را هدایت.
      وقتی شما مرا میشناسید پس چرا مرا با عنوان خانم / آقا مورد خطاب قرار داده اید. شما خواستید مرا با خانم خطاب دادن مرا تحقیر کنید. اما مگر زن آدم نیست که شما چنین میکنید. ببخشید مگر شما از مادر زاده نشده اید؟ مگر شما مسلمان نیستید؟ احترام مادر از دستورات پیام آور اسلام است. شما مادر خود را تحقیر کردید.
      روش شما روش نژاد پرستان "افغان جرمن آنلاین" است. نوری وقتی خواست آقای معروفی را تحقیر کند مقاله او را دوباره با نام زنانه نشر کرد.

    • آقای فرهنگ دوست هروی

      من هم تا حالا نمیدانستم که شما خانم استید یا آقا.

      شما به حیث یک تحلیل گر ، نویسنده توانا و دانشمند بزرگ باید یک قطعه عکس و بیوگرافی مختصر خویش را در کابل پرس به نشر بسپارید تا ما با شخصیت بزرگ شما بیشتر آشنا شویم

      من فکر نمیکنم وقتی بدنیا آمدید والدین شما نام فرهنگ دوست را برای شما برگزیده باشند؟

    • آقا/خانم فرهنگ دوست!
      شما خیلی اصرار دارید که من شما می شناسم نمیدانم چه دلیلی دارید که من شمارا بشناسم نه پدرمن با پدرشما درکدام مسجد یکجا نماز خوانده ونه خودم شما را جایی دیده ام.
      اگر کدام نوشتهء شما هم ازنظرمن گذشته باشد نتوانسته ام تشخیص دهم که شما مرد هستید یازن ولی بهرترتیب، هرچه باشید بالاخره انسان استید وخطاب کردن شما به خانم به غرض تحقیر نیست. بیاد داشته باشید که اگر شمارا کسی دشنام دهد که :او نامرد!
      معنایش این نیست که شما زن استید بلکه مراد این است که ازمردی ورجولت چیزی دروجود شماه دیده نشده است مثل اینکه به کدام زن اگرکسی دشنام میزند که: او نازن!
      درینجا مراد این نیست که آن زن مرد باشد بلکه مراد این است که صفات وملکات عالی انسانی زنانه جون: وفا ، مهربانی عطوفت رحمت وشفقت در وجودش به ذره بین دیده نمیشود
      ولی من شمارا نه زن میدانم ونه هم مرد شما شاید مثل (سوتیا نام) ازجنس سوم مخنث باشید واین نیز دشنام نیست زیرا مخنث ها هم مخلوق پروردگار استند وحق حیات دارند
      باقی شما را بخداوند میسپارم

    • شما این بار در باره پشتون بودن طالبان که اصل گپ بود تیر خود را داده اید و بحث را به حاشیه بردید. این نشان از این است سند موجود بود انکار کردن شما همان تف سربالا ثابت شد. همان شجاعت که شما برادران پشتون مدعی آن هستید در وجود شما صفر بود. اگرنه با شجاعت میگفتید بلی من گفتم آن حرف من غلت بوده یا حالا اشتباه میکنم.

      در باره سخن شما که این بار مرا مخنس خوانده اید. از این تیپ سخنان و اتهامات من خواسته باشد صدتا برای شما ردیف میکنم اما تربیه خوانوادگی من به من اجازه نمی دهد. در واقع سخن گفتن شما همان لجن و سمل پراکنی است. اگر خوب دقت کنی میبینی به رخ خود شما می افتد.

      باز هم عقل سلیم برای شما آرزو میکنم

    • چه تعجب که شما نویسنده ، تحلیگر و دانشمند بزرگ تا حالا نمیدانستید طالبان همه پشتون اند .

    • شما خیلی از مرحله پرت هستید صالح جان

      من میدانستم، بحث سر این بود که بسیار از برادران پشتون قبول نداشتند که طالبان پشتون افغانستانی هستند. همین شبیرخان همیشه طالبان را پاکستانی و جاسوس گفته دشنام میداد اما حالا پیشرفت سریع شان را که کار اسخبارات پاکستان بود به پای پشتونها مینویسد.

      افراد همچون شبیرخان اگر گروهی همچون طالبان زره کار خوب داشته باشد فورا به حساب خود و پشتونها مینویسند. اما جنایات ، بربریت و وحشی بودن شان را به حساب خارجیها میگذارند.

      اما حالا ما از شبیر خان سند گرفتیم که طالبان از پشتونها هستند. افراد همچون شبیر باید پاسخ گوی جنایات طالبان باشند .

    • آقای فرهنگ دوست هروی

      من با حرف های عالمانه شما کاملا موافق هستم. شما باید یک قطعه عکس خود را با بیوگرافی مختصر تان نشر کنید که ما با شخصیت والای چون شما بیشتر معرفت پیدا کنیم

      اما یک مسله را از یاد نبرد که طالبان در حال شکست اند نه "پیشرفت سریع". یگان حمله انتحاری و یا کشتن یک معلم بدستور جمهوری اسلامی پاکستان به هیچوجه نشانه پیشرفت شان نباید قلمداد شود

    • صالح جان
      من گفتم: "اما حالا پیشرفت سریع شان را که کار اسخبارات پاکستان بود" . من کلمه "بود" را بکار بردم. یعنی قبلا سال 95 و96 است نه حالا سال 2011
      اما در باره درخواست عکس من . اینکه من عکس خود را نشر نمی کنم یک امر کاملا شخصی است. چیزی که میتواند مهم باشد سخن من است. همین طور برای من آدمها اندیشه و سخن شان مهم است نه نژاد، قوم، زبان ی، ملیت و نه هم رخ زیبای شان است. کما اینکه بعضی آدمها خود را اولاد پیامبر اسلام میگویند اما سخن شان عین سخن و عقیده شان عین نژاد پرستان اسرائیل است.

      اگر خواستید چند مثال جانانه خدمت عرض میکنم.

    • آقای محترم و دانشمند فرهنگ دوست هروی

      متاسفانه و شوربختانه در این روز ها چنین معمول شده است که اگر نویسنده و یا تحلیگری از نشر عکس خود ابا ورزد و زیر نام مستعار بنویسد او را محکوم میکنند که ترسو است و جرئت ندارد که مردانه از حرف خویش دفاع کند و زیر چادری این و یا آن نام ویا هویت خود را پنهان میکند. حتی درمورد یگان نویسنده دانشمند و عالم مانند شما که صریحا" میگویند مرد اند ادعا میشود که ثریا بها یا فرشته حضرتی و یا هم خانم ملالی جویا استند. بعضا" حتی ادعا میشود که ایشان به خاطری از افشای هویت اصلی شان ابا میورزند که در خدمت سازمانهای جاسوسی دیگر کشور ها اند.

      من فقط خواستم همین تصور در مورد شما رفع شود.

      آنچه مربوط به بحث ما درمورد طالبان میشود خدمت شما محترم عرض کنم که امریکایی ها بعد از ده سال متوجه شده اند که سر نخ در اسلام آباد است نه در هلمند.

    • آقای صالح
      باز اگر نویسنده عکس خود را نشر کند. میگویند چاپلوسی میکند تا به پست و مقامی برسد. دنبال نام و شهرت است. دانش خود را برخ میکشد. حقده حقارت دارد. مثل چلپاسه آمده میان مارها میگوید ما مارها کجا میرویم. پشه برای رسیدن بشهرت با فیل جنگ دارد.

      ترسو است چون از لاف زدنش پیدا است.

      میخواهد پیش سازمانهای جاسوسی قیمت خود را بالا ببرد چرا چون وانمود میکند خیلی چیزها از درون دولت میداند. عکس خود را هم گذاشته تا خوب بشناسند نشانی را اشتباهی نروند.

      صد البته ما نویسندگان وطن دوست و انسان دوست زیاد داریم که با نام و عکس خود مینویسند که هیچ نیتی جز انسانیت ندارند.

      آن سه خانمی که نام بردید با نام واقعی هرچه دلشان خواسته بانشد مینویسند ملاحظه هیچ کس را هم نمیکنند. احتیاجی ندارند با نام مستعار بنویسند.

      در مورد طالبان عرض کنم خدمت شما: درست است سر نخ در پاکستان است. اما سر دیگرش به گردن کی است؟ متاسفانه دوصد پینجاه سال است آن سر نخ قبلا ها در دست انگلیس و پسان در دست روسها بود. امروز در دست پاکستان و امریکا و انگلیس است. اما این سر نخ از همان دوصد پینجاه سال قبل تا حالا به گردن تعدادی از هموطنان ما است و همین تعداد نخ به گردن با قدرت آن سر نخ بر ما حکومت میکنند.

      امیدوارم بحد کافی پاسخ خود را گرفته باشید.

      شما لطف کنید تصورات در مورد خود را رفع کنید. من تصوارتی ندارم که کسی رفع کند. برای من افرادی هم چون شبیر خان در مورد من چی فکر میکنند هیچ مهم نیست.

    • آقای فرهنگ دوست هروی

      من کاملا با حرف های شما موافقم و فکر میکنم ازهمه مهمتر این است که خواننده چه فکر میکند.

      و اگر خواننده مضامین ، مقالات و تحلیل های نهایت عالی و همه جانبه شما فکر کند شما کسی استید که بنا بدستور سرویس های جاسوسی کشور های بیگانه مینویسید به حرف های های شما باور نخواهد کرد.

      از اینرو شما دانشمند و تحلیل گر برای اینکه خواننده شما به حرف های شما باور کند و بداند که این یا آن نوشته بوسیله یک تبعه کشورش نوشته شده که زیر کدام چادری پنهان نیست و در خدمت سرویس های خارجی هم نیست پس بهتر است بیوگرافی مختصر با یک قطعه عکس خویش را مانند نویسنده های دیگر نشر کنید تا حرف های شما بیشتر به دلها چنگ بزند.

    • صالح جان
      ببین قرار نبود عقده خالی کینم.
      من مثل شما عقده ئی نیستم اگر کسی هم منتق و استدلال را قبول نکند و رو به دشنام و اتهام بیاورد میگویم بیچاره تربیه خانوادگی نداشته. میگویم شاید عضو خاندانهای بیسواد خانهای حاکم بر کشور بوده حالا موقیعت خود را از دست داده و حالا عقده خالی میکند.
      بازه هم
      الحمد الله من مسلمان هستم حتما شما هم مسلمان هستید. میدایند متهم کردن یک شخص بدون سند بخصوص از روی عقده گناه کبیره است.

      شما همین حالا به من اتهام ناراو زدید و گفتید: "و اگر خواننده مضامین ، مقالات و تحلیل های نهایت عالی و همه جانبه شما فکر کند شما کسی استید که بنا بدستور سرویس های جاسوسی کشور های بیگانه مینویسید به حرف های های شما باور نخواهد کرد."

      البته من هم میتوانم متقالا همین کار شما را بکنم. فکر نکن کار سختی است خیلی آسان است . شما گفتید: "اگر خواننده مضامین ، مقالات و تحلیل های نهایت عالی و همه جانبه شما فکر کند " پس حالا با توجه به همان مضامین اسنادش را بکش تا رو سیا شود هرکه در او غش باشد.

    • پناه از دست شما نویسنده های بزرگ که حرف حقیران چون صالح را به کجراهی میکشانید.

      شما تحلیگر و نویسنده بزرگ باید میدانستید که در زبان پارسی وقتی کلمه "اگر " ذکر شود این به معنی حکم نیست.

      باز هم به شما نویسنده خردمند و بزرگ احترامانه عرض میکنم که اگر باز هم تکرار میکنم که اگر میخواهید خواننده مقالات و تحلیل های نهایت عالی و همه جانبه شما فکر نکنند شما زن استید یا در خدمت سازمانهای جاسوسی استید یا زیر چندین نام مینویسید پس لطف کرده به خاطر منزه بودن نام خودتان و در ضمن برای اینکه مقالات شما واقعا به دل چنگ زند بیوگرافی مختصر و عکس خود را نشر کنید

    • صالح جان

      حالا من از شما یک پرسش دارم امروز شخصیتهای زیاد فرهنگی و علمی داریم که با نام و نشان همراه با عکس خود مطالب زیاد مینویسند . اما طرف مقابل چون پاسخ منطقی ندارند و شجاعت و وجدان هم ندارند واقعیت را قبول کنند برای شان اتهام جاسوسی میزنند. یا اعلانا دشنام میدهند. در صورتی که خود همان آقایان همان سرنخی که که خود شما فرمودید به گردن شان است. هروقت حرف حساب همان نویسنده گان عکسدار خریدار پیدا کرد آن وقت سخن شما درست تعبیر میشود.

      همان سرنخی که در پیام قبلی خدمت عرض کردم. این افراد همان کسانی هستند که از دوصد پینجاه سال تا حالا نسل اندر نسل همان سر نخ به گردن شان است. حالا با افشاگری نویسنده گان وطن دوست منافع نامشروع قومی و قبیلوی شان بخطر می افتد. چون هیچ پاسخ منطقی ندارند رو می آورند به اتهام و دشنام. در واقع همان سر نخی که نسلها به گردن شان است می خواهند به گردن دیگران بیاندازند. برای این جاسوسها که میخواهند طوق جاسوسی خود را به گردن دیگران باندازند فرقی ندارند که طرف مقابل عکس و زندگی نامه دارد یا نه.

      یاد اوری کنم من از این بحث خسته نمی شوم. چون در این مباحث واقعیتها آشکار میشود.

  • پناه از دست اینقدر تحلیل گر و نویسنده که یکی شان هم ناصح باشد - با در نظر داشت اشتباهات املایی او من هم به خود اجازه میدهم که تحلیل کنم.

    تحلیل من این است که با ختم رژیم آخوندی که ایران را به زور سر نیزه متحد نگهداشته است ، ایران نسبت به هر کشور دیگر در منطقه آسیب پذیر خواهد بود. بلوچ، کرد ، آذری ، عرب فقط چند نمونه ی از قوت های اند که آرزوی تشکیل دولت های مستقل شانرا از دیر زمان در سر میپرورانند.

    • صالح صاحب میفرماید «پختون صد ها سال دیگر هم ترا تا لب چشمه برده و تشنه لبان دوباره خواهد آورد!»

      مگر جواب حماقت تانرا ناصح صاحب نداده؟!

      «گویی آن بیست ملیون پشتون "غیرتی" را انگلیس ها ۱۲۰ سال پیش به پاکستان الحاق نه، بلکه به مهمانی برده باشد»

    • دوست عزیزم فرهنگ دوست هروی ! احترام و درود تقدیم است . استدلال و منطق شما در قسمت نوشتن نام مستعار و یا بدون مستعار در خور ستایش است . مهم تر از همه اینست که ما بزبان پارسی دری مینویسیم که متعلق بودن ما را به سرزمینی که فعلأ افغان سرایش مینمامند آشکارا میسازد . اگر نویسنده مضمون و پیام ، عکس و مختصر زنده گینامۀ خود را هم نمایان سازد ، کدام تعغیر فاحشی در ابراز نظریات و اندیشه هایش رونما نخواهد شد . آن خانم های محترم و آقایانی که با عکس و شهرت مکمل خود مینویسند ، مورد آماج دروغ پراگنی و تهمت های ناروای یک سلسله نویسنده گان هرزه عقده مند چی با نام اصلی و چی با نام مستعار قرار گرفته اند .

      منطق ، استدلال ، سطح دانش ، معرفت و قدرت قلم نویسنده مطرح بحث است نه شخصیت فزیکی خودش . آقایان سلیمان ، روشنضمیر ، حقبین و دیگران با سطح بلند دانش و معرفت سیاسی ، مدنی واجتماعی در بخش سخنگاه ، گاه گاهی پیام میگذارند که کمسوادانی چون من حقیر لذت میبریم از قدرت تفهیم و منطق والای شان . اگر عقلی باشد و خردی تفکر میکند ، می اندیشد وتصمیم نهایی را خودش خواهد گرفت ، اگر عاقل و فرزانه باشیم رولی را عکس و قواره نویسنده بازی نکرده ونمی کند !

      آقای صالح قرار فرمودۀ خودشان ، بخاطر روزگذرانی و ساعت تیری به سایت ها رو آورده اند که از درد هجران و فراق دیگران چی خبر دارند . بیکاری ها و ساعتیری های وافر، خود زایندۀ درد ها و شکمپری هاست که امید دارم ایشان با جانِ جور ایام ساعتیری ها را سپری نموده با بغل پر مصروفیت سالمی دربیابند .

      می بینیم آقای کاکر را که پی نوزادی گرفته اند تا آن معصومی که هنوز وقت رفع ضرورت خود نمی داند را رهبر و پیشوا و جهانگشا سازند . اینست درد بی کسی ، اینست درد قحط الرجالی و اینست درد ساعتیری های بیمفهوم نیاکانش که حرم را پر از محرم نمودند و قافلۀ از وارثین یاغی و باغی را به خیل اتن چیان دولکچی افزودند !

      دوست ارجمند هروی ! آن نهال شکننده نوغرس برابری و برادری که از جور و ستم روزگاران به خون خالق ها و بدخشی ها آبیاری شده بود ، تنومند شده ، شاخه کرده ، پنجه نموده و به ثمر نشسته است . حال دست شمالک های شامگاهی توان شکستن حتی برگ آنرا ندارد . ما و شما همان برگ های درخت سرکشیده ایم که حرمان سوختاندن و بخاک کشیدن ما را بسیاری شب پرستان دون به سر میپرورانند . بیهراس باشید که با افتیدن ما ، دست فلک هزاران نوغنچۀ دیگری را با شاخ و پنجۀ توانمندتر دیگری خواهد رویاند که چتری شوند بر بیابان ها و مردم تموز کشته ما ! ارادتمند شما نبیل مزاری

    • مزار خان

      ساعتری دیگر به این معنی هم نیست که اگر در باغ هنگام گردش دیدی شاخه های درخت زیبای مجنون بید را پسران سال چهارم ابتدایی قطع میکنند به باغبان احوال ندهی

    • محترم آقای صالح ! دو پرسش کوتاه دیگر ، امید اینبار به طبع شاعرانه هروی عزیز محول نفرمائید !

      1- این باغبان کی است و کجاست ؟

      2- شما موقف خود را درین خبرکشی چگونه ارزیابی میکنید ؟ ( در صورتی که دوستان کابل پرسی من با منطق سرشار و استدلال بلند نه از پشت در و دیوار های زنجیر پیچ بل روی راست و در میدان بی سرپوش مینویسند و با قامت استوار قلمفرسایی میکنند .)

    • مزاری عزیز

      از کوچک نوازی شما ممنون . شما نسبت به من حقیر لطف دارید.

      سخن شما کاملا درست است این نهال آگاهی بخشی از دهه ها قبل آغاز شده و ادامه خواهد داشت. هیچ مزدور بیگانه و نخ به گردنی نمی تواند مانع آگاهی بخشی ما شود. این درخت روز بروز تنومند تر میشود.

      در باره آقای صالح اتفاقا سخن ایشان جرقه یک مطلب را در مغزم زد. ایشان گفتند سر نخ مشکلات در دست پاکستان است و من در پاسخ شان پرسیدم آن سر دیگر به گردن کیها است.

      اگر شما هم وقت داشتید و مایل بودید این سر نخ را از دوصدپینجاه سال به این طرف در یک مقاله برای ما بنویسد.

  • پختونستان طلبان به مقالۀ اعظم سیستانی پشتونتبار زیر عنوان «پشتونستان و زخم ناسور خط دیورند» مراجعه کنند تا سر شان خلاص شود.

    میگوید پشتونستان سر داود را خورد و ادامۀ این حماقت افغانستان را نیز تجزیه خواهد کرد.

    • Shiwa کاملا بجا فرموده اید !!
      کجاست انانیکه داد از واپس گیری پشاور و اباسین ... میزنند, کرزی و تمام اوغان های شمشیر زنش توان مقابله با چار تا راکت دالخور ها را ندارد پس چگونه میتوانند خیبر صوبه سرحد وبلوچستان را واپس بگیرند !!!!

  • شیوا صاحب

    من اصلا نمیدانستم که یک جمله من اینقدر سر به کفان دفاع از جمهوری اسلامی پاکستان را بیدار کند

    • ناقلین بخوانند: نوادۀ غفار خان میگوید "جهاد در افغانستان فرض است، نه در پاکستان"

      د باچا خان لمسی او خيبرپښتونخوا ايالت مشر وزير بشيراحمد بلور تر یوی چاودنې وروسته له خبريالانو سره په خبروكې دا حمله غندلې او ويلي يې دي چي :
      ((كه طالبان جهاد كول غواړي اودښمنی ئي له امريکاسره ده، نو د امريكا او ناټو ځواكونه خو په افغانستان كې دي، نو افغانستان ته دي لاړ سي او له ناټو ځواكونو سره دي هلته وجنګېږي. زموږ بچيان ولې وژني، دا ډېر ظلم او زياتى دى چي زموږ بېګناه خلك وژل كېږي، دا خو نه امريكايان دي، نه كافران دي، ټول مسلمانان دي او پښتانه دي، زه نه پوهېږم چي د داسې بېګناه خلكو له وژلو څخه د دوى مقصد څه دى؟))

  • صالح صاحب !

    قابل تشکر از بیسوادی ما نیست , شما بسیار حسنی نظر دارن , ما خوده میفهمم که بی سواد هستیم و از مزایای بی سوادی بهره میریم . شما تعجب خواهید نمود که بی سوادی چه مزایای دارد که این بی سواد از ان فایده میبره . به طور مجموع اول اینکه ما افغانها سی سال است که توسط با سوادان خارجی به بهترین نوع تغذیه جسمی و روحی و جیبی و خانه گی و داکتری و اخرتی و مرده شوری و کفن کشی و کفن دزدی و و میگردیم . اگر ما با سواد میبودیم باید خود ما کار میکردیم و مجبوراء باید خود و مردم خود را تکافو از هر نوع مینمودیم که هم زحمت داشت و هم خرج و هم رنج کار نمودن و . . حالا که در سال 2012 دنیا برای بار چهارم از ضعف اداره دم دستگاه خداوندی ار بین میرود و تمام باسوادان پول دار دنیا در تک و دوی ساختن خانه های کانکریتی زیر زمینی هستند تا جان خود را از اشتباه خداوندی سالم بیرون ببرند , مطمین هستم که کشور سنگی افغانستان پا بر جا خواهد ماند و ما مردم افغان مانند قبل در میان این کوه پایه های سر به فلک کشیده زنده مانده و خزاینی که قیمت ان در حدود کم از کم 500 تریلیون دالر تخمین زده شده است بیرون خواهیم اورد ( با سوادان زنده مانده از قیامت را نوکر خواهیم گرفت ) و با ان شروع به عیش خواهیم نمود تا باز حساب و کتاب خدا اگر غلط از اب در بیاید و باز یک قیامت دیگر شود .. البته تا ان روز ما با این پول گذاف که از شکم کوه های کشور بیرون اورده ایم , یک سیارهء نو را تسخیر نموده تمام مردم خود را اعم از ازبک و هزاره پنجشیری و پشتون و غیره وغیره را ( بدون رهبران ) توسط سفینه های مودرن انتقال داده زمین را صلوات میفرتسیم . شعری یادم امد اگر اجازه باشد ارشاد بفرمایم :

    میگن با خدا داده گان ستیزه مکن که خدا داده ا خدا دادست .

  • ازدوستان گرامی توقع دارم لطفاًعفت کلام رادرنظرگرفته نظردهید.
    باوجوداینکه نسل کنونی جهان تحت تاثیررسانه های غربی قرارداردنبایدعجولانه قضاوت کنیم نبایدمرحوم حافظ اسد،شهیدصدام حسین،شهیدمعمرقذافی وجنرال عمرحسن البشیررابه اشخاص جنایتکاروبی نشان مانندحسنی مبارک،علی عبدالله صالح ومحمدظاهرشاه ازهرجهات برابربدانیم صدام وقذافی مردانه دربرابرزورگوئی واشغال بیگانگان رزمیدند وسرتعظیم به آنهاخم نکردنداماحسنی مبارک درطول30سال حکومت خود بجای رهبربودن مزدوراسرائیل وآمریکاعمل کرد. علی عبدالله صالح درطول زعامت خود درسرزمین یمن حیثیت سفیرآلسعود را داشت که ملت مسلمان یمن رادرفقرنگهداشت واینکه ثمره 40سال پادشاهی ظاهرراماافغانهامیبینیم واحساس میکنیم که به جزلعنت چیزی دیگرراحقش نمیدانیم.
    دردوره حکمروائی حافظ اسددرزمان زعامت خوددرسوریه کشورخودراازهرجهت ازگل ولای روزگاررهائی بخشید درزمان حکمروائی صدام حسین عراق ازنظرسیاسی ،اجتماعی،فرهنگی ونظامی بی مانندبودواین قدرت وفرزانگی اوخارچشم آمریکاوکشورهای وهابی عربی وایران گردیدوجالب اینکه چراحکم بازداشت عمرالبشیرراغربی هاصادرمیکنند.زنده بادمبارزین ضدغربی

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.