صفحه نخست > حقوق بشر > آزادی بيان > عدم پيشرفت تحقيقات، پنج ماه پس از قتل ذکیه ذکی

عدم پيشرفت تحقيقات، پنج ماه پس از قتل ذکیه ذکی

در افغانستان راديوی آزاد می تواند مرگ آور باشد
دوشنبه 12 نوامبر 2007

زمان خواندن: (تعداد واژه ها: )

گزارشگران بدون مرز پنج ماه پس از قتل ذکیه ذکی سردبير راديو " صدای صلح"، تاسف خود را از عدم پيشرفت تحقيقات از سوی مقامات افغانستان اعلام مي کند. در پي قتل اين روزنامه نگار شش مظنون دستگير شدند اما پليس بعد از مدتي ٤ تن از آنها را آزاد کرد. تاکنون تحقيقات جدی که منجر به دستگيری و يا محکوميت جنايتکاران شود، از سوی نيروی های امنيتي انجام نشده است. خانواده و همکاران ذکیه ذکی نگرانند که پرونده از سوی مقامات راکد نگاه داشته شود.

با آنکه به هنگام وقوع قتل وزير داخله اين قتل را " ترور" ناميد و قول مجازات مجرمان را داده بود ، اما تا امروز در اين باره تقريبا هيج کاری انجام نشده است. انجام تحقيقاتي واقعي که اجازه ندهد عاملان قتل زني شجاع و نمونه از مجازات مصون بمانند، وظيفه مقامات رسمي کابل است. "

در شبانگاه ١٥ جوزا( ٦ ژوئن) دست کم سه مرد مسلح ناشناس وارد خانه ی اين روزنامه نگار شده و با شليک هفت گلوله وی را در برابر چشمان پسر دو ساله اش تیر باران کردند. ذکیه ذکی سی و پنج ساله که مديريت يک مکتب را نيز بر عهده داشت از هشت سال پيش و در زمان حکومت طالبان سردبير و گوينده ی اين راديو بود. در سال ٢٠٠٢ و در بعد از سرنگوني طالبان مديريت راديوی مستقل صدای صلح را بر عهده گرفت. برنامه های اين راديو عمدتا در باره ی حقوق بشر و آموزش به زنان و همچنين در باره مشارکت زنان در جامعه بود. ذکیه ذکی راديو صدای صلح را "خانه ی همه ی شهروندان" مي دانست و مي گفت "اينجا تنها جايي است که مردم آزادانه مي توانند سخن بگويند." اين روزنامه نگار و همکاران اش بارها از سوی جنگ سالاران محلي مورد تهديد قرار گرفته بودند.

ذکیه ذکی روزنامه نگاری متعهد و منتقد بود، وی علنا از جنگ سالاران و طالبان انتقاد مي کرد. در سال ٢٠٠٢ وی در ملاقات با نمايندگان گزارشگران بدون مرز بر تهديدات و فشار های اعمال شده بر وی و راديو صدای صلح سخن گفته بود. در مارس ٢٠٠٥ ذکیه ذکی از جمله چهار زن معروف افغانستان بود که از سوی فيلم مستندی با همکاری يونسکو به سراسر چهان معرفي شد.

روز ١٧ جوزا (٦ ژوئن) پيکر ذکیه ذکی با حضور صدها نفر از مردم جبل السراج تشيع شد. روزنامه نگاران و زنان در ستايش وی سخن گفتند و رهبران مذهبي محلي به اين زن که هم "مادر و هم همسر و هم رهبری شايسته بود" درود فرستادند.

در افغانستان راديوی آزاد مي تواند مرگ آور باشد

رونو هالفر اوبراک فعال حقوق بشر در فرانسه و يکي از مسئولان سابق انجمن غير دولتي "حق سخن" که در استقرار راديو صدا صلح در سال ٢٠٠١ به زکيه زکي ياری رسانده بود از وی تقدير کرده است.

زکيه زکي هم زمان هم مادر بود و هم معلم مدرسه و هم سردبير اولين راديو آزاد در افغانستان عصر طالبان. مدافع آزادی بيان که زندگي بر سر آن نهاد. "زکيه کشته شد " سه ثانيه لازم بود تا اين نام چهره ای در ذهنم بسازد. گوشي تلفن را که گذاشتم، اشک با احساساتم درآميخت. سرخورده، اندوهگين، خشمگين و بازهم غمگين.

افغانستان سپتامبر ٢٠٠١

آيا گوينده ی راديويي که مي خواستيم تا چند لحظه ديگر ملاقات کنيم با ديدن ايستگاه راديويي محقری که مستقر کرده بوديم، احساس تحقير نمي کند؟ چه استفاده ای مي خواهد از اين راديو بکند؟ آيا در اين وضعيت اجتماعي غير قابل تحليل مي تواند در دراز مدت ازپس کار برآيد و اراده خود را اعمال کند؟

افغانستان را به شکل روزمره همچون بازيگران يک روزه ی فيلمي کشف مي کرديم. مجذوب مردان و زناني که مي ديديم اما نمي دانستيم نقش و عمکلکردشان چيست. کار ما نصب وسائل ايستگاه راديو، تضمين استقلال آن، و بکارگيری و آموزش گرداننگان آن بود و بعد رفتن به راه خود. راديوی مستقل، راديوی آزاد، و طبعا راديوی متعهد، در افغانستان نيز چون هر جايي ديگر مي تواند مرگ آور باشد.

تصميم انجمن "حق سخن" از همان اول انتخاب زني برای سردبيری راديو بود. هدف اين بود : "راديويي با مديريت زنان، برای زنان"

حل چنين معادله ای آسان نبود، چندی از قتل فرمانده مسعودنگذشته بود و چشمان جهان بر اين کشور با تاريخي دردآلوده خيره شده بود. چه چهره ی زنانه اي مي توانست همزمان هم سردبيری را قاطع پيش برد و هم بتواند در ميکروفون راديو با اطمينان " سخن بگويد؟" با پرسه زدن در روستاهای اطراف پنجشير جواب را به شکل طبيعي پيدا کرديم. "يک معلم مدرسه"

سروصدايي در بيرون ايستگاه آمد، دو زن با روسری آبي بر سر از ماشيني پياده شدند و به سوی ما آمدند. او وارد ايستگاه شد. روسری اش را از سر برداشت خانم ذکيه ذکي بود که به ما نگاه مي کرد. با لبخندی بشاش از همان نوع لبخندها که فقط معلمان مدرسه مي توانند بزنند، به ما اطمينان بخشيد. در چشمانش مهر مي درخشيد. در يک لحظه به شاگرد مدرسه ای تبديل شدم که هميشه بودم. بر ما معلوم شد، راديو برای او بود، مال او بود. اين پيش از حمله ی امريکا بود، از آن پس ، زکيه زکي سردبير راديو صدای صلح ماند تا برايش جان دهد.

قرباني جنگ سالاران خردی که او را با شليک چندين گلوله به قتل رسانند ، ذکيه ذکي جنبش مقاومت برای عقايدش مي جنگيد.

من به او قولي داده بودم که حال ديگر نمي توانم برآورده کنم.قول داده بودم يک روز در فرانسه و يا در افغانستان با هم ديدار کنيم. مي خواستم حتما زني را را به او معرفي کنم. مادربزرگم لوسي اوبراک ( چهره مشهور جنبش مقاومت فرانسه در سالهای اشغال کشور از سوی آلمان نازی – که در بهار سال جاری درگذشت.). شور و شوق من برای اين ديدار او را به خنده مي انداخت.


رونو هالفر اوبراک فعال حقوق بشر

واژه های کلیدی
loading...
loading...

پیام، نظر، تفسیر یا نقد؟

تعديل از پيش

اين سخنگاه از پيش تعديل مي‌شود: نظر شما پيش از تأييد مديران سايت ظاهر نخواهد شد.

كى هستيد؟
وصل
پيام شما

براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

جستجو در کابل پرس