کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > سقوط دو بارۀ افغانستان

سقوط دو بارۀ افغانستان

احتمالی که روز به روز قوت می گیرد

چهار شنبه 28 نوامبر 2007, بوسيله‌ى رزاق مأمون

در سال های نخست حاکمیت آقای کرزی، که بازار شعار از هر سو گرم بود، برخی کشور های خارجی به ویژه دفاتر فعال سازمان ملل متحد به همکاری بیشتر حلقات داخلی سعی می کردند تا به وسیلۀ نهاد های پیش قراول وخطا پوش از قبیل کمیسیون حقوق بشر، مطبوعات سطحی ، چاپلوس، کم تجربه ، وابسته و خوش باور، راه علت یابی مشکلات و بحران افغانستان را در افکار عامه سد کنندو به مسیرهایی که خودشان در نظرداشتند، هدایت کنند.هرچند این کار را به بهای تحمیق عدۀ زیادی از مردم بی خبر و حتی بسیاری "چیز فهم" های نافهم و آدم های به ظاهر تحصیل کرده کاملا مطیع و طلسم شده، تا میزان زیادی عملی کردند. تا جایی که انتقاد ریشه ای از نا کار آمدی حکومت و سیاست های غلط اداری و اجرایی آن، در حکم شنا کردن بر خلاف مسیر رود بار جاری زمان قلمداد می شد. بر پیشانی هر منقد بی طرف و دلسوز، مهر حمایت از جنگ سالاران زده شد. درتوجیه چشم بسته رفتار های حکومت جدید، بر علاوۀ تازه به دوران رسیده های آمده از غرب ، افراد کلیدی جبهه ضد طالبان که سال های سال با تروریزم و پاکستان جنگیده بودند، نیز از یکدیگر سبقت می گرفتند و موقعیت آقای کرزی را به برکت آزادی شعاری مطبوعات برمسند یک شخصیت فراقومی و افغانستان شمول و .... ترسیم کردند. این جماعت در یک سو نگری خویش از ماهیت تضاد ها در افغانستان آن چنان راه افراط در پیش گرفتند که ماهیت آزادی و دموکراسی را تا مرز مسخ و تسلیخ به جلو کشانیدند. بدین ترتیب ، توانایی مشاهده جریان خزنده فساد و بی نظمی در دستگاه دولت را از دست دادند.

شعار های زنده در رسانه های مرده :

فعالیت های مطبوعاتی این چند سال، از حیث یک جانبه نگری به قضایای گذشته و امروز و داوری های آبکی ، کم سابقه بوده است. این وضعیت وارونه بر محاسبه های جامعه جهانی نیز سرایت کرد و کار معضل افغانستان را که در درازای تاریخ هرگز به طور کامل حل نشده است، تمام شده انگاشتند. درین گیرودار گروه ها و افرادی پیدا شدند که حتی به خود جرئت دادند تا غلطت خدمت گذاری و جغرافیای خیانت گروه های سیاسی و قومی را نه به شیوه های حقیقت بینی، که بر بنیاد دریافت های ناقص اکتسابی دماغ خود شان، اندازه بگیرند. نخستین کار این گروه ها این بود که تحت نام حقوق بشر و خلع سلاح و یک مشت تکه پاره های تبلیغاتی عبث ، ( که دست پخت ناهمگون استخبارات منطقه و سرگشته گی های جامعه شناسی غرب از افغانستان بود) ، بر آتش حساسیت ها هیزم ریختند ... چون خیال کرده بودند که با آمدن غرب وامریکا همه چیز، حتی واقعیت های سخت جان و حقایق پریشان زنده گی اجتماعی در افغانستان برآمده از خاکستر 25 سال جنگ و تجربه و هوشیاری، ماهیتی معکوس به خود گرفته اند. کمتر کسی در باب خطرات بعدی سیاست های دولت در خصوص شفافیت اجرایی کارها و اهداف آن در سیاست های کادری هشدار می داد . همین مسایل هشدار دهندۀ کلیدی بودند که نادیده گرفته شدند و سخن به جایی کشید که در اثر تکثر فساد ، بی توجهی به عدالت اداری و سیاسی، حذف وکنار زدن ها نیز اوج گرفت که در نتیجه ، همزمان با گسترش فعالیت های جنگی طالبان در محور جنوب ، شعار های شکننده و دروغین "ملت سازی" و نظام پروری در نظام حکومتی نیز چهره خود را نمایان کرد. از ابتدا کاملا روشن بود که " منافع ملی" ، منافع و بزنس های شخصی و گروهی و منافع اعلام ناشده خارجی ها، مقولاتی جدا ازهم اند و روی گردانی از واقعیت های داخلی افغانستان می تواند برنامه های بیگانه با عنصر افغانی را تهدید کند و بحران تازه یی پدید آورد. اما آنانی که حکومت و سرنوشت سیاسی مردم به طور تصادف به دست شان افتیده بود، این موضوع را دست کم گرفته بودند. عنصر داخلی در هر کشوری قادراست تا توازن روی کاغذ را که از سوی محافل وارونه نگر داخلی و خارجی طرح شده باشد، به باد فنا بسپارد ؛ خصوصا درافغانستان، که هیچ چیزی درآن قابل پیش بینی نبوده و بعد ازین هم نخواهد بود. جالب این جاست که همین مطبوعات دنباله رو ، وابسته، اغماض گر و مزدور، حالا همچون کاسه داغ تر از آش ، به سوی حکومت حمله ور شده اند و همه روزه لقمه های جویدۀ مطبوعات جهانی را می جوند. اما این راه حل خطراتی نیست که قدم به قدم به سوی دست آورد های کم وبیش غنیمت سال های پس از طالبان تاختن گرفته است. مطبوعات بین المللی که در سال های اول تشکیل حکومت آقای کرزی بر بنیاد اهداف استراتیژیک خود شان ،هر سیاه را سفید و هر سفید را سیاه جلوه می دادند، همان خوراک بیات مطبوعاتی را به خورد مطبوعات تازه پای افغانی می دادند و کارگزاران داخلی مطبوعات، لقمه های جویده شده کانال های بیرونی و نا آشنا به ماهیت بحران درافغانستان را که مطابق یک برنامه منظم آماده می شد، می جویدند و کیف می کردند.

ریگ درکشف حکومت داران :

حکومت داران خود واقف بودند که رسیدن به مدارج قدرت سیاسی و اداری به همت خودشان حاصل نشده و این موهبت ثمرۀ مبارزه مردم افغانستان بوده است. برای کتمان موقعیت معیوب خویش به وسایلی دست بردند که حلقات مغرض خارجی و اپورتونیست های چند رنگ داخلی دراختیار شان گذاشته بودند. در نتیجه در محافل روشنفکری و حکومتی قیاس برین افتاد که برهر انتقاد به دور از تملق و چاره اندیشانه، رنگ جانب داری قومی زده شود و از کنار بحران به طور کذایی در گذرند. معلوم شد که این گونه پنداشت های بیهوده ره به جایی نبرد و کشور بار دیگر در ورطۀ خطر طالبانیزه شدن قرار گرفته است. این هم روشن است که بخش عمده دولت از روند طالبانیزه شدن و رویکرد به حزب اسلامی ، بقای خود شان را ضمانت شده می پندارند. این است ماکیاولیزمی که ارکان حکومت به آن مبتلا اند و غم فردا را از دل بیرون کرده اند. اما فراموش می کنند که وقتی توفان تازه به غرش آغاز کند، هیچ کسی را شانسی برای بقا نخواهد بود. وقتی از نخستین روز های تاسیس حکومت مؤقت درافغانستان، مسابقه کنار زدن ، حذف و به زبونی کشانیدن گروه ها ورگه های قومی آغاز شد، بخشی از روزنامه نگاران و نویسنده گان ( به خصوص نگارنده این مقال ) در مقالات متعددی هشدار دادند که این روند به نفع هیچ کس نخواهد بود و تکرار سیاست های فاجعه بار گذشته در بستر افغانستان جدید، هیچ کسی را به جایی نخواهد رساند. حکمران های آمده از دیار غرب و همکاران تفنگدار شان که به ثروت باد آورده و موقعیت پرشی دست یافته بودند، کم شنیدند و در اوج مستی امتیازهای مادی در چاه غفلت افتادند و برتری خواهان دهان کج کردند و هیچ کسی به خود زحمت نداد تا یک بار به گنجینه های معارف تجربه های دیروز ( حداقل تجارب و پیامد های سیاسی سی سال اخیر) سری بزند. خواب دیده بودند که زمان جدید، همه بنیان های تاریخی را منهدم کرده و یا ماهیت آن را شستشو داده است. فراموش کردند که مردم و نیاز های شان مثل گذشته زنده اند و نمی شود آنان را نادیده گرفت. بعد تر که بحران پا به پای خشونت دو باره از حواشی کشور به سوی محور های زنده گی شهری خزیدن گرفت و نا امنی فربه تر شد و هیچ گرهی از مشکلات به طور اساسی گشوده نشد، توان از دست دادند. این محافل همان قانون اساسی را که درست کرده بودند ؛ بلافاصله خود شان در چندین نوبت به روی آن پا گذاشتند. "سر سفید" های بیگانه با مردم یک چند بر مسند های وزارت ها تکیه زدند اما هیچ دردی را حس نکردند و فقط هر صبح به خود ادکلن زدند و سوار موتر شیشه سیاه شدند و دنیا را سفید دیدند و نا رضایی و خشونت رو به افزایش را در پس چهره های مردم ندیدند واگر چیز هایی را هم که دیدند، بر سبیل قیاس های کورکورانه ، مسئولیت آن را به دوش ملل متحد و امریکا گذاشتند و ساز منافع شخصی خود را زدند. مگر این آقایان همان هایی نیستند که به هنگام آغاز خیزش خود جوش هشتم جوزای سال هشتاد و چهار، در پی گریز بودند و مانند جن زده ها در فرود گاه کابل تجمع کرده بودند؟ مسئولیت سقوط احتمالی دو باره افغانستان درکام طالبان منطقه یی را چه کسی بر دوش می گیرد؟

این کفایت نمی کند که حالا همه به انتقاد روی آورده اند و کسی که انتقاد نکند، مثل آن است که از دیگران عقب افتاده است. اکنون که دوره انتقاد به سر آمده است، این آقایان چه هنری از خود ظاهر خواهند ساخت؟ حالا که دوران گذراندن حقایق از صافی گرایش های شخصی و قومی و تجارتی هم سپری شده است و فکر می شود که هیولای خطر عقب در هرکسی می تواند زانو بزند، این محافل به کجا می خواهند بروند؟

دولت در حال احتضار:

کار دولت و حکومت داری به بن بست کشیده است و ارگان های قضا، اداره و کنترول عملا فلج گشته اند. مردم نا امید اند ودسته دسته به صف طالبان می روند. گزارش های دقیقی در دست است که بسیاری کسانی که در سال های اخیر در نتیجه سوء اداره ، تعرض، بد رفتاری و نقض قانون و شکسته شدن غرور انسانی شان به وسیله عوامل جور وفساد دولت ، به سوی طالبان روی آورده اند، آنانی اند که در گذشته با طالبان هیچ گونه همکاری نداشتند واز نحوۀ رفتار طالبان شاکی بودند. چه حال افتاد آنانی را که جان بر لب شان رسید و به طالبان پناه برده اند؟ عامل این کار غیر از سیاست های غلط، قانون گریزی، ستم اجتماعی و خیانت عمال حکومت ، چیزدیگری هست؟ حکومت آقای کرزی با ادامه جنگ در جنوب و بخش هایی از شرق کشور، نیمی از مشروعیتی را که به طور ظاهری آن را به خود حفظ کرده بود، از دست داد و اگر آتش و خشونت بر شمال و غرب کشور نیز در نتیجه ضعف اداره و استخوان شکنی های قومی انتقال کند، کل مشروعیت نظام حاضر نیز ختم خواهد شد. سوال این جاست که پس از آن چه خواهد شد؟ چه کسی برنده خواهد بود؟ اکنون گرایش ارگ نشینان به این است که سازوبرگ پلان هایی را آماده کنند که به هر قیمت ممکن، از سریر قدرت به زیر نیافتند. چنگ زدن به حزب اسلامی و گروه طالبان و التماس رسمی به هدف جلب ترحم و حمایت گروه هایی که تا دیروز از آنان به حیث تروریزم و دهشت افگن نام برده می شد، به چه معناست؟ در وضعیتی که زعمای گروه های خشونت طلب، همه در فهرست افراد تحت پیگرد شورای امنیت سازمان ملل متحد شامل اند، رئیس جمهور با استناد به کدام ماده قانون اساسی و بر بنای مشوره کدام حلقات، داوطلبانه و عذر آمیز حاضر می شود که سراغ رهبران خشونت طلب را بگیرد و خودش با پای خودش به مخفی گاه های آنان برو؟ این موضوع عمیقا مایۀ تأمل است که رفتن به سوی طالبان و آنانی که زیر ساخت های اجتماعی وملی را روز به روز به آتش می کشند، تا چه حدی می تواند راه را برای حل منازعۀ موجود باز کند.

چه باید کرد؟

امریکا و غرب در چندین محاذ با دشمنان خود شان در منطقه وافغانستان سرگرم مبارزه اند. برای آنان، غیر از صلحی که اهداف خود شان را تضمین کند، هیچ چیز دیگری در اولویت برنامه های شان قرار ندارد. صلح به هر بهای ممکن. انگلیس ها این تفکر را با صراحت موعظه می کنند. اما به نظر می رسد که این صلح، با بازی های دو گانه و متناقضی که در افغانستان راه انداخته اند، حاصل نخواهد شد. در گذشته نیز چنین نشده و در آینده نیز نخواهد شد. مراجعه و تقویت مرموز و پنهانی طالبان راه حل حقیقی بحران نیست. طرف های معامله و بحران تنها طالبان نیستند ؛ اگر چنین بود، طالبان سال ها قبل ، قلمرو افغانستان را بدون زحمت در چنگال خود می گرفتند و سلطنت القاعده را به سوی غرب گسترش می دادند.هیچ یک از کانال های با نفوذ خارجی که افغانستان را در دست خود گرفته اند، به مردم جنوب مراجعه نکرده و از آنان خواهان تعیین تکلیف نشده اند. هنوز در خصوص مسببان خونریزی در جنوب برخوردی درست صورت نگرفته و راه های چاره و کمک به مردم جنوب ، از طریق برخورد مدنی و معقول با آنان عملی نشده است. هیچ کس از نیروهای خارجی انتظاری جز متانت و دیدن واقعیت های عینی افغانستان را ندارد. مجموعۀ عناصر قدرت را که در دستگاه حکومت کنونی آقای کرزی سر به هم آورده اند، از حیث کار آیی تاریخ مصرف شان گذشته است. اکنون به برنامه های شفاف و جسورانه یی نیاز است تا فرصت طلبانی را که منابع ملی و منافع غرب را به بهای نابودی دست آورد های نسبی که شش سال اخیر حاصل آمده است، در خطر قرار داده اند، دو باره مسترد کنند. دکتر زلمی خلیل زاد که به حیث طراح اصلی تشکیل حکومت جدید پس از طالبان به حساب می آید، خطرات گریز ناپذیر وضع موجود را در اظهارات اخیر خویش تشریح کرده است. او برین حقیقت وقوف دارد که بخش عمده هیأت وزیران حکومت نسبت به آینده مطمئن در افغانستان دلگرمی ندارند و تصادفی نیست که پاسپورت های شان را در بالا جیب خود نگهداشته اند. وحدت ملی روز به روز در موجی از تمایلات جنون آمیز یک تعداد افرادی که صاحب قدرت و نفوذ شده اند، فرو می رود. اگر امروز صدایی بر نمی خیزد، فردا وقتی همه فرصت ها در کام هرج ومرج فرو رود، خیلی راحت میدان را رها می کنند وبرای هیچ کسی پاسخ گو نخواهند بود. انتظار مردم آن است که همان گونه که امریکا آقای کرزی را به کاخ ریاست جمهوری آورد، اکنون مسئولیت دارد تا اجازه ندهد که درد های جانکاه حاصل از ضعف اداره ، خیانت، استخوان شکنی قومی و بربادی هستی ملی که به وسیلۀ حکام جابر و بی کفایت بر مردم تحمیل می شود، ازین هم عمیقتر شوند و امید های مردم به صلح و زنده گی آبرومند را از بین ببرد.

با توجه به نزدیک ترشدن خطرات امنیتی و افلاس حکومت در کار خدمت گذاری برای مردم و تأمین صلح و عدالت در کشور، یک رشته اقدامات اضطراری لازم الاجرا است. حدود یک سال و سه ماه به ختم دوره ریاست جمهوری آقای کرزی باقی مانده است. نیروهای بین المللی که ناظر اوضاع افغانستان اند، وهمچنان نیروهای فعال سیاسی در داخل کشور که هرگونه امید به بهبودی وضع ازجانب حکومت را از دست داده اند ، نباید انتظار بکشند تا این موعد به پایان برسد وآن گاه پا به میدان بگذارند. منابع جهانی خود اذعان می دارند که بیش از پنجاه درصد قلمرو مملکت در کنترول طالبان قرار دارد و نود درصد مواد مخدر در مناطق تحت نفوذ مخالفین تهیه می شود. پس اوضاع به کدام سو می رود؟ زمان شتاب دارد و اوضاع اطراف افغانستان نیز با گذشت هر روز خطر آفرین تر می شود. توجه به این امر حیاتی است که نگذارند افغانستان ناگهان برای بار دوم به دست جریان های افراطی و مخرب به گودال یک بحران مرگبار دیگر سقوط کند. گزارش های دقیقی در دست است که در ولایت هلمند شماره نفرات تروریست های چند ملیتی از قبیل ازبک ها ، چچینی ها، عرب ها و پاکستانی ها ، به مراتب افزون تر از طالبان محلی است. درطول سال های بحران هیچ منبعی ثابت نکرده است که کدامیک از طالبان تحت فرمان القاعده می رزمند و کدام جناح آنان دارای خواست های معتدل سیاسی است. سال گذشته گلبدین حکمتیار به زبان خودش بر زعامت اسامه بن لادن صحه گذاشت و اعلام کرد که حاضر است تحت رهبری بن لادن به جهاد خود بر ضد نیروهای خارجی و دولت افغانستان ادامه دهد. درین خصوص کدام نکتۀ ابهامی وجود ندارد اما نکته ابهام قرمز درین است که رئیس جمهور کرزی روی چه محاسبه هایی اعلام می دارد که با پای خودش به دیدار حکمتیار می رود. این درحالی است که درافغانستان قانون اساسی وجود دارد و مجلس پارلمان و مجلس سنا فعال اند و هر اقدامی ازین دست باید از تصویب مردم بگذرد. گذراندن این موضوع از تصویب انگلیس ها ره به جایی نمی برد. ( به تاریخ سی ساله اخیر رجوع کنید) .

سقوط دو باره افغانستان ، راهبرد جامعه جهانی را با خطری جدی مواجه می کند.

پس قبل از آن که چنین فاجعه یی بر زنده گی مردم حادث شود، لازم است تا جامعه جهانی به همکاری جناح های ملی افغان، لویه جرگه را به کابل دعوت کنند تا کار این حکومت را که هر گونه ظرفیت برای حکومت کردن را از دست داده است، یک طرفه کند. در کنار تشکیل لویه جرگه نجات ، باید یک شورای سرپرست تحت نظر سازمان ملل متحد در کابل تشکیل شود و ساختار حاکمیت کنونی را به حالت تعلیق در آورد و دریک چنین اوضاع نگران کننده ،در جهت ایجاد مشارکت حقیقی مردم در تعیین سرنوشت سیاسی مملکت پیش قدم شده و ابتکار را در اختیار خود بگیرد. این پیشنهاد در وهلۀ نخست می تواند برای اجماع تفکر سیاسی چاره اندیشانه ، از سوی جامعه جهانی و جریان هایی که خود را برای نجات افغانستان متهعد می دانند، مورد بررسی قرار گیرد.

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






50 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > سقوط دو بارۀ افغانستان

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • اقای مامون
    شما مطمئن باشيد، نظام فعلی مبتنی برارای مردم است و بزوربميان نيامده است. تحليل های پوچ وبی معنی خود را بيشتر ظاهرنکنيد. مطمئن باشيد که اگر اين نظام سقوط هم بکند، بدست شما گونه قماش های خاين نخواهند افتاد تا هستی ونيستی مملکت را مانند سالهای گذشته بباد ببريد.

    جامعه جهانی از روند فعلی حمايت کامل دارند و هرگز به افرادی فرصت طلب ديگر موقع مساعد نخواهد شد تا اين ملت را بخاک وخون بکشند.
    مشکلات شکی نيست که وجود دارند و تلاش به اين است تا دررفع ان اقداماتی صورت گيرد.
    افغانستان يک کشور بعد ازجنک وويرانی است .درشش سال ساختن همه چيز يک معجزه است وبس.
    لطفا چنين تحليل های پوچ را ديگر منويسيد.

    • اين نظام به هيچ عنوان بر آرای مردم استوار نيست. نظام پوشالی که سراسر فساد، اختلاس،دزدی است مبتنی بر کدام رای مردم است؟ از اين نظام کسی دفاع می کند که در فساد دست دارد و با برچيده شده آن منافع او نيز از بين می رود. آقای احمد خاين گفتن به نويسنده ای مانند مامون کار درستی نيست. معقول و منطقی بياو نظرش را رد کن.

    • آقای گمنام،

      ففط پاسخ خودت اينست که اگر اين نظام نباشد،آقای مامون هم به اشتياه صاف نخواهند توانست ازکابل مقاله بنويسد و حتماً به اسيای ميانه خواهند فرارکرد.
      به هرصورت، فساد اداری تنهامسئله نيست که نظام فعلی را تهديد ميکند.عواملی متعدد ديگر نيز است که درتضعيف نظام نقش دارد. اين يک بحث جداگانه وطولانی است.نويسنده عزيز افغانستان خانه مشترک افغانهاست. بيائيد بسياربدبين نباشيم ودراصلاح نظام دست به دست هم بدهيم.شما گفته ايد کدام رأی مردم هشت ميليون افغان رأی دادند و خودت اگر افغان هستی نبايد به ارا ملت خود به نظربد ديده وسوال کنی که کدام ارا؟
      من مقاله های اقای مامون را بسياربدبينانه ومنفی تلقی ميکنم.هميشه واکنشی بوده و درفرصت های مشخص ظاهر ميشود.اگر شما هم به عوض حکومت فعلی ميبوديد شايد بسياربدتر ازاين حالت ميبود.
      فاعتبرو يا ااولی الابصار
      والسلام

    • مامون، درین که رژیم از بیخ و بن پوسیده و نابکار و پوشالی و مملو از جنایتکاران و قاتلان و دزدان است شکی نیست. اما خوبست اشاره‌ای هم به نقش مخرب باداران مورد پسندت چون ربانی، سیاف، فهیم، قانونی، عبداله، اسماعیل و .... داشته باشی که عامل اینهمه وضع اند. عاملی که مردم به این رژیم هم اعتمادی نکردند اولتر از همه همین بودند که دیدند کسانی در رده های بالای آن جا گرفتند که تاریخ مملو از جنایت و خیانت و وطنفروشی دارند.

      تو نه به خاطر دلسوزی برای مردم بلکه بخاطر شکر رنجی های بادارانت از این دولت است که مینویسی و اشک تمساح میریزی.

      آنلاين بنگريد : مامون گلبدینی، پرچمی، شورای نظاری، دوستمی از زبان خودش

    • آقای احمد !
      این درست است که در بدو امر "مردم" از ترس به "مار غاشیه" پناه یرده و به رژیم موجود امید بستند . اما اینک که شش سال سپری شده و افعانستان در پرتگاه یک بحران تمام عیار دیگر قرار گرفته و ماهیت ضد مردمی رژیم کرزی به کودکان دبستانی نیز آشکار گردیده یروید از مردم بپرسید و ببینید که چند درصد به این رژیم هنوز اعتماد دارند؟ شما باید این حقیقت را درک کنید که مردم دیگر همان مردم شش سال پیش نیستند . این حقیقت حتا در زمان انتخابات قبلی آشکار شد و معلوم گردید که بیش از چهل درصد مردم هرگونه امید شان رانسبت به کار آیی کرزی و شرکا از دست داده اند . مردم تنها با ادامه ی حضور نظامیان خارجی و آنهم از سر نهایت در ماندگی موافقت دارند تا بار دیگر با مصیبت طالبان گرفتار نیا یند وگرنه رژیم موجود رابا تمام گوشت وپوست خود تجربه کرده اند . شما وجود اینهمه فساد و گندیدگی رو به گسترش و فراگیر اداری ، امنیتی ، اقتصادی و سیاسی را نمی بینید؟ یا شاید خود یکی از مهره های رژیم موجود هستید که به تخطیه ی نویسنده و دفاع غیر عقلانی از پوسیدگی رژیم برامده اید؟ بگذارید نویسندگان و ژور نالیستان حقایق را بنویسند و وظیفه ی خود را اجرا کنند . نگرانی شما از چیست؟

    • برادر عزيز من هيچگونه ارتباط به رژيم کنونی ندارم و منحيث يک افغان نظرخود را گفته ام. تشويش دارم وان اينکه مبادا ازاثرماجراجوی های بی مورد داخلی دراينده مانند سالهای نودوشش همه ما کنار نرفته وبازطالب بی فرهنگ حاکم ما شود.

      برادر راه حل درشکايت نيست .افراط درنظر بجای نمی رسد حقايق و دست اوردهای بزرگ که در5 سال بوده است انرا هيچکسی نممی تواند پنهان کند.
      مشکلات فعلی هم ناشی از ناکارائی کابينه مصلحتی است چه وزرای تنظيم ها وچه هم غربی های که اده اند.کرزی چه که هرکسی باشد توان برطرفی انها را درشرائط فعلی ندارد.
      کوشش شود قضايا را ازروی عواطف واحساسات ونصيحت گرائی بررسی نکنيم.

    • آقای احمد، پاسخ شما به آقای مامون مبین درک نا درست شما از نظام دیموکراسی و مردم سالار ی و مبین اندیشه های پوچ و فاشیستی شما می باشد. این نظام فاقد هر گونه مشروعیت ملی بوده و با استفاده از مجبوریت مردم از طریق دروغ و فریب به میان آمده است، که شرح آن را فاروق وردک خوبتر بیان کرده میتواند که نخواهد کرد از اینکه پاداش خود را گرفته در رآس اداره چور (اداره امور) قرار گرفته و در عین حال تلاش هایش به نفع حکمتیار جریان دارد. سقوط این نظام حتمی است و موجودیت فعلی آن هم به این معنا نیست که این نظام یک نظام حاکم و صاحب قدرت است، افرادی را که شما فرصت طلب عنوان کردید، اگر طرف دار صلح و حاکمیت قانون نباشند و به منظور آوردن نظام و مشروعیت از خود گذشت و شهامت نشان ندهند و مثل شما فکر کوچک و فاشیستی داشته باشند، کرزی و تیم بی ماهیت وی یک روز هم در کابل به سر برده نمیتوانند..

      مردم افغانستان دیگر فریب شعار های مفت خوران را که تمام منافع ملی را فدای معاشهای دالری خود کردند، نمیخورند. به گفته شما حمایت جامعه جهانی مهم است از اینکه افغانستان جدآ به آن نیاز دارد، اما فراموش نکنید که این حمایه فقط بخاطر منافع افغانها نبوده برای هر ملت منافع ملی خود آن ملت نسبت به هر امر دیگری اولویت دارد، و مطمین باشید که جامعه جهانی بسیار علاقه مند شخص کرزی نیستند و امروز جامعه جهانی خوب درک کرده که چه اشتباه بزرگی را مرتکب شده که از گروهی حمایت کرده که نماینده های اصلی ملت صلحجوی افغانستان نیستند.

      من حالت امروز حکومت کرزی را مانند وضعیت سالهای پایان عمر حکومت داکتر نجیب می بینم که گروهای فرصت طلب خلق و پرچم در داخل نظام هر یک تلاش داشتند تا نظام را به نفع یکی از گر وه های مجاهدین سقوط دهند که تلاش پرچمی ها سقوط نظام به نفع طرفداداران قهرمان ملی ما احمد شا مسعود بود و بقای خود را در کنار وی فکر میکردند و گروه خلقی تلاش داشتند تا نظام به نفع حکمتیار و بادارانش سقوط کند. البته در آن موقع جامعه جهانی که تو امروز به آن دل خوش میکنی از روند دیگری میخواست حمایت داشته باشد که این موضوع مستلزم بحث جداگانه است، فقط به عنوان مثال خواستم بدان اشاره کنم.

      امروز سرنوشت حکومت تحت اداره کرزی نیز چنین است که گروه حزب اسلامی، طالبان و عده دیگر از فاشیست های نکتای پوش و مفت خوار تلاش دارند تا حکومت کرزی را به نفع حزب اسلامی و طالبان سقوط دهنده و گروه های دیگری تلاش دارند اتا این نظام به نفع طالبان و حکمتیار سقوط نکند و جامعه جهانی که ماهیت تیم تحت حمایت خود را خوب دانسته نمیخواهد تمام دست آورد های خود را بر باد داده و سر افگنده گی و شکست خود را در افغانستان تحمل کند.

      دولت افغانستان از هیچ گونه استقلالیت بر خوردار نبوده و در یک حالت انارشیسم به سر می برد. اگر این دولت استقلالیت دارد پس چرا با انگلیس ها در مورد معامله شان با گروه طالبان در هلمند سوال نمیکند، که امروز هلمند یکی از قویترین پایگاه القاعده می باشد و هزاران مثال دیگر بدین گونه وجود دارد.

      کرزی حاکم مطلق بر ملت نیست، خلیفه و امیرالمومنین نیست که بدون در نظر داشت خواسته های و آرمان های ملت پتو را شانه کرده به ملاقات حکمتیار و ملا عمر بدود. اگر ما معتقد دیموکراسی هستیم پس چرا به رای و خواسته های نمایندگان مردم که به شورای ملی انتخاب شده اند اندکترین توجه از خود نشان نمیدهم. اتخاب خود را بجا و از آنهارا نا درست تلقی میکنمیم.

      فقط باید هم بدانید که دیگر دوره عبدالرحمان خانی در افغانستان هرگز و هرگز عملی نخواهد شد، شما بی هوده وقت خود را ضایع نکنید و مردم متمدن افغانستان را فدای خواسته های قبیله خود کرده نمیتوانید. تو هر گونه که دلت میخواهد برو زندگی کن، اما به خود این حق نده که مرا وادار به شیوه زندگی عقب مانده، به شیوه خود بسازی.

      مامون، شخص مستقل، وطن دوست و تحلیلگر واقع بین عصر ما در کشور ما است. این ما هستیم که خود فریبی میکنیم و غیر مسوول فکر و عمل میکنیم. راستی که حقیقت تلخ است، و معاش های دالری بری مفت خواران بسیار شیرین.

      سروش احمد

      آنلاين بنگريد : سقوط دو بارۀ افغانستان

    • من با آقای احمد موافق هستم ما نمیگزاریم که کشور ما دوباره بدست ک
      خائینینی بیفتد که با مقام ومنصب دوروزه خود تمام دارائی کشور را به تاراج ببرند .......... وحرف دیکر این برای مامون !شم یک راه را انتخاب کنید به قول معروف شما هم درمیخ میکوبید وهم در نعل

    • سروش آغا چطور به افتخار میگویی احمد شاه قهرمان ملی ما . چرا من نمی گویی کدام قهرمان بلی قهرمان بود برای ما تا زمانی که در کابل از ترس نمی آمد مگر وقتی که آمد دیدیم که چه گوهی نبود که نخورد . ما مردم از کسانی که بنام اسلام جنگیده اند گریزان هستیم ما یک دولت کاملآ بیطرف و مردمی میخواهیم نه آنکه گذشته ها را محکوم و خودش با خون و آبروی ما تجارت کند . مرگ به شما مسعودی ها گلبدینی ها سیافی ها ...... چندین سگ دیگر .
      زنده باد اسلام واقعی که رفاه عادلانه میاورد .

  • دراینکه دولت در مواجهه با رخدادهای موجود در کشور، مشکل دارد وبحرانهای روبه تزایدرانمی تواند مدیریت کند ،شکی نیست .دراینکه افراطیون طالب +شبکه های مرموز تروریستی بین المللی روز به روز قلمرو اقتدار خودرا گسترده ترو بنیانهای حکومت را سست تر میکنند ،باز شکی نیست.دراینکه مردم، اعتمادشان رابه حاکمیت از دست داده اند و به هیچیک از دستگاههای درون حاکمیت ،اعم از دولت و پارلمان و قوای مسلح ، باور ندارند، باز هم شکی نیست. در این میان باید ببینیم مشکل اصلی کجاست؟ کی مقصر است؟ دولت ؟ پارلمان ؟ قوای مسلح ؟ یا نیروهای خارجی ؟ عموم مردم چه فکر می کنند ؟
    تصور غالب در میان مردم ان است که :
    1_علت اصلی نابسامانیهای موجوددرکشور ،حضور اشغالگرانه نیروهای خارجی و عملکرد متکبرانه و لجام گسیخته آنان و بی حرمتی به جان و مال و ناموس مردم ما می باشد ،آنها فقط و فقط بدنبال تامین منافع کشورهای متبوع خودشان هستند و بس .شاید تنها چیزی که در افغانستان هرگز برای آنها مطرح نیست ،ثبات ،امنیت،صلح وآرامش و نجات مردم فقیر ،مظلوم و بلاکشیده مامی باشد.
    2_دولت با ترکیب نامتجانس وبکارگیری افراد و مسئولین دستگاههای حکومتی بر مبنای مصالح و ملاحظات قومی و نژادی و سمتی و زبانی و گروهی و عدم توجه به اهلیت و شایستگی و صداقت و پاکی آنان ، و بی ارادگی در برابر خودسریها و خودکامگیهای نیروهای خارجی وناتوانی در مهار آنها ،علت دوم مشکلات موجود به حساب می آید.
    3_اپوزیسیون درون حاکمیت ،اعم ازبرخی وکلای پارلمان و جریانها و احزاب دیگر ،علت سوم بدبختی موجود هستند بدینصورت که :درقالب یک رقابت منفی نه مثبت و سازنده با دولت، فقط در پی قدرت هستند و هر عیب و نقصی که هست به سمت دولت پرتاب می کنند و از خودشان سلب مسئولیت می کنند . اینها موجب تضعیف روزافزون دولت و کل حاکمیت شده و با خالی کردن زیرپای دولت ،باعث تشتت و پراکندگی و نهایتا" سقوط حاکمیت می شوند که خودشانرا نیز شامل می شود.
    پس راه بیرون رفت از این وضعیت چیست ؟
    راه حل در یک جمله:
    چنگ زدن به ریسمان محکم و مطمئن الهی نه طناب پوسیده خارجی ،اعتماد وتکیه بر توانمندیهای داخلی و مراجعه به آراء مردم و
    وحدت وهمدلی بین الافغانی

    • آقای مظلومیار!
      ریسمان خدا را میتوانید تعریف کنید؟ شمانیز به جای علت یابی و رهنمایی روشن، ما را به ریسمان خدا حواله کرده اید. ریسمان خدا از دید بن لادن چیزیست و از دید ملاعمر چیز دیگر، از دید سیاف چیز دیگریست و ازدید ربانی چیز دیگر. شما کدام ریسمان خدا را میخواهید. کلی گویی بس است. مشخص بگویید چه باید انجام یابد.

    • آقای مظلوم یار، فکر کنم شما هم از جمله ای آن مظلومانی هستید که کو ... ت کرد و حقت را نپرداخته اند وگرنه این چنین حرف های چت پت نمگفتی. از این نام مظلوم یارت معلوم است که آدم بسیار ارتجاعی هستی. خدواند نه ظالم را دوست دارد و نه مظلوم را. مظلوم یار بودن یعنی چه، چرا یار مرد ها نیستی تا حقت را پا یمال نکنند و در بدل کاری که در حقت میکنند، پول هم برایت بپردازند.

      سروش احمد

      آنلاين بنگريد : سقوط دو بارۀ افغانستان

    • دوست عزیز حمیدجان!
      تعجب میکنم از اینکه معنی و تعریف ریسمان الهی را نمیدانید، اگر مراجعه ای به قران عظیم الشان داشته باشید در می یابید که اعتصام به حبل الله =وحدت و همدلی که در قسمت پایانی کلام حقیر ذکر شده است.پس با این تعریف و توضیح ، منظور من نیز روشن شد یعنی توجه به وحدت در میان تمامی اقشار و اقوام.
      بدانید که قصد بنده،شعاردادن غیر عملی و سیر در آفاق وکلی گویی وعدم توجه به واقعیت های جامعه نیست ،نسخه مفید و درمان موثر دردهای موجود در جامعه ما وحدت بین آحادمردم است ،شمااگر یک مرورمختصری بر وقایع سی سال گذشته داشته باشید به آسانی متوجه می شوید که بیشترین تلاش و سرمایه گذاری بیگانگان علیه ملت ما در طول این مدت ،برای ایجاد تفرقه وبرادرکشی بوده است این یعنی چی؟ یعنی اینکه ما سالیان سال مشغول و علیه همدیگرباشیم وازداشتن گوهر ارزشمند وحدت که شاه کلید و رمز عزت ، پیروزی و نجات ماست محروم باشیم .البته هرگز این بدان معنی نیست که ما جانیان و مزدوران بیگانه را که عاملین اصلی تفرقه وتشتت و مجریان دسیسه های شوم دشمنان خارجی ما بودند وهستند، تبرئه وسپس دعوت به وحدت کنیم .
      دوست گرامی! مصادیقی را که شما ذکر کردید وازآنها نام بردید ، از نظر عملکرد ،نه تنهاهیچ ارتباطی با اسلام و ریسمان الهی ندارند بلکه باعث مخدوش ساختن چهره دین شده اند و در سیه روزی کنونی ما نقش اساسی دارند.
      البته قبول دارم ،موضوع به این سادگی نیست ، باید راههای عملی آن را جستجوکنیم و لیکن باید قبول کنید که درین خصوص هیچ کاری نکرده ایم ،اصلا" این گوهررافراموش کرده ایم و امید بدست آوردن آنرا از دست داده ایم و این دقیقا"نقشه و خواست دشمنان است وما برخی خواسته وبرخی ناخواسته در دام آنان قرار گرفته ایم .

    • تو لیاقت پاسخگویی را نداری!!

    • عالی جناب مامون و دوست عزیزی که عنوان نظرش است مامون را باید نفرین کرد!
      جناب مامون ! شما از سقوط دولت سخن میگوئید . آیاشما نظامی و یا قدرت دیگری را سراغ دارید که زمام امور را به دست بگیرد وبه درد های مردم دوا کند ، آیا باز هم به دست آن طالبانی بیفتیم که مرد ها را زن ساخته بود و زن ها را به حیث انسان نمیشناختند.آیا باز هم خود ما خود را به دست کسانی بدهیم که به ظاهر مسلمان ولی در عمل از مسلمانی شان چیزی دیده نمیشود. آیا این کار را به اساس کدام دلایل بکنیم ، این راه معقول است .
      مامون!
      من درد شما را میفهمم که چیست:
      شما بعد از سقوط دولت طالبی توقع آنرا داشتید تا حد اقل به یک سفارت خانه به عنوان سفیر و یا قونسل استخدام شوید ولی خوشبختانه که چنین نشد چزا که شما از تحصیلات عالی لازم برخوردار نیستید. به وحدت ملی باور ندارید ، پشتون ها را به عنوان هموطن خود نمیشناسید. از افغان بودن تعریف نادرست دارید.
      همیشه فضیلت مآب کرزی را میخواهید توهین کنید . کرزی کسی که پیام صلح را برای مردم افغانستان آورد ، کرزی کسی است که قلب او از عاطفه واحساس مملو است ، او کسی است که به دلیل عاطفی بودنش حتی به دشمنانش سخن بد نمیگوید .پس چرا ؟
      آیا سقوط این نظامی که خود به دست خود ساخته ایم به نفع کی خواهد بود.
      از شما میپرسم که در دوران طالبان در کدام مغاره زندگی میکردی و یا در پاکستان کچالو فروشی .
      حاله که به لطف خدا و همت مردم افغانستان این زمینه مساعد گردیده است چرا به جای اینکه همه روز نشسته و منفی گرایی کنی به فکر آبادی این وطن نمیشوی . میدانم که نوشته های علمی از توان شما بالاست چرا که این کار را هیچ وقت هم نکردید.

      من به کرامت انسانی هیچ کسی توهین نمیکنم اگرچه کفر هم باشد ولی برای تو میگویم که به جهاد مقدس افغانستان ، به آرای مردم افغانستان ، به نظام کنونی . توهین نکن . در اخیر یک سخن به یادم میاید که گفته شده :

      به لق لق .......... دریا مردار نمیشه

    • اگر در ضدیت با مامون بخواهیم دولت کرزی را مورد تایید قرار دهیم این هم یک اشتباه بزرگ است.

      کرزی به هیچوجه سیاست مردمی ندارد، وی یک گدی گک سی آی ای است بخاطر پیاده ساختن سیاست ها و استراتژی منطقوی امریکا به میدان آمد و همه میدانند که وی اولتر از همه با صدق دل به انکل سام کار میکند. وی اگر کوچکترین دلسوزی به مردم ما میداشت عناصر جنایتکار، خاین، دزد، چپاولگر و ننگین را از چهار طرفش به دور پرتاپ میکرد.

      مامون اما کرزی را رد میکند، تا راه برای ربانی و سیاف و قانونی و فهیم و عطا و دیگر خون خواران باز شود که یکبار دیگر مردم و کشور را به خاک و خون بکشند.

  • کامران میر هزاره:
    تو خود را مدیر مسئول سایت میدانی اما دیده میشود که فاقد مسئولیت هستی زیرا من برایت ایمیل فرستادم و از یک شخص بی هویت و فاقد شرف انسانی از نام من که صفی اله صاحبزاده میباشد سئو استفاده کرده، و در مورد نوشته رازق مامون که به گومان اغلب طرفدار باند خاین و جنایتکار بقایایی گروهک اتحاد شمال است اظهار نظر کرده، این عمل دزدانه نشانگر بی مسئولیتی تو میباشد زیرا تا به حال به اعتراضم جواب ندادی، من این عمل دزدانه سایت تو را به اطلاع سایت آزمون ملی و افغان جرمن انلاین فرستادم و سایر سایت ها را هم از خصلت بداخلاق سایتت مطلع خواهم نمود.
    من همیشه عناصر غدار و منافق ستم ملتی را نفرین نموده ام، از نوشته رازق مامون بوی گنده ستم ملتی میآید، واین را هم واضیح کنم که افغانان دیر یا زود عناصر گنده ستم ملتی رااز تاریخ کشور پاک خواهند کرد.
    این خواب است خیال است و محال که جنایتکار پلشم و بی غیرت چون ملا برهان الشیطان و شرکای دزدش دوباره به قدرت برسند.
    من نوشته رازق مامون در مورد سقوط دوباره افغانستان را فاقد ارزش دانسته و نمی خواهم به نقد هذیانات وی بپردازم.

    • نويسنده ی سطور بالا!

      کامران ميرهزار در پاسخ شما می نويسد:

      از اينکه خواننده ی کابل پرس هستيد سپاس.

      من نه شما را می شناسم و نه کسی را که ادعا می کنيد از نام شما سوء استفاده کرده است. نامه ای سراپا توهين و دشنام از شما دريافت کردم، شبيه همين توهين و دشنامی که اکنون داده ايد. خودتان بخوانيد و کلاه خود را قاضی کنيد و ببينيد که از خودتان شرم نمی کنيد:

      مسئولان کابل پرس: من به افکار پلید ستم ملتی شما و هواداران جاهل تان پی بردم، به تازگی هواداران شما به عمل نهایت بزدلانه و بیشرمانه به تقلب از اسم مستعار کار گرفته مرتکب بد اخلاقی میشوند. یک عنصر بداخلاق از اسم من که صفی اله صاحبزاده میباشد در مورد مضمون نوشته شده رازق مامون خودسرانه با بی مسئولیتی تمام ابرازنظر کرده که یک عمل مردود میباشد،و البته این نشان دهنده دروغگویی و خیانت میباشد. این عنصر فاسد نام من را از سایت وزین آزمون ملی دزدیده و با بداخلاقی تمام در سایت بی مسئول شما از آن سئو استفاده نموده است. من محتویات که بنام من ذکر شده به شدت رد مینمایم. البته این تنها در مورد من نیست، شما غداران از اسم اتحادیه افغانان سویدن هم سئو استفاده کرده اید. من این موضوع را با سایت وزین آزمون ملی، افغان جرمن آنلاین و اتحادیه افغانان سویدن در میان میگذارم، تا مسئله پیگیری شود. Safiullah Sahebzadeh

      من اولين باری ست که به نام شما بر می خوردم. لطفا شما خودتان را درست معرفی کنيد که کی هستيد تا من علاوه بر حذف پيام هايی که از نام شما سوء استفاده شده، با سوء استفاده کنند گان نيز برخورد مناسبی کنم. شما قبل از اينکه وارد شويد، در و دروازه را از جای کنده ايد. کمی آرام باشيد آقای محترم. من نه عقيده ی شما را دارم و نه عقيده ی کسی که ادعا می کنيد از نام شما سوء استفاده کرده است.

      نظر متفاوت از نظر آقای مامون داشتن نيز حق شماست و کسی مانع از اين حق شما نمی شود. اما دشنام دادن و توهين حق شما نيست. اگر چشم تان را باز کنيد، در همين سايت نظرات مخالف نظر آقای مامون بارها و بارها نشر شده. ظاهرا شما هيچ آشنايی با رسانه ای که صداهای متفاوت را بازتاب می دهد نداريد و همه ی رسانه ها را رسانه های تک سويه و تک گفتار می پنداريد. نخير خواننده ی خوب، کابل پرس صدای همه را بازتاب می دهد، گوناگون و حتا متضاد. لطفا يکبار ديگر سايت را خوب ببينيد که در همه جای آن نوشته ام نظرات طرح شده الزاما نظرات کابل پرس نمی باشد.

      در همينجا به کسانی که از نام ديگران استفاده می کنند نيز اخطار می دهم که با اين کار غير انسانی آنان برخورد مناسب خواهد شد.

      آنلاين بنگريد : کابل پرس: خبری، تحليلی و انتقادی

  • برادر محترم کامران میرهزار:
    از پاسخ سریع شما ممنونم،من به نظر شما احترام میگذارم، شما حق دارید مرا شخص دشنام دهنده بگوئید،فکر میکنم سوئ تفاهم رخ داده است زیرا نه شما مرا میشناسید و نه من به درستی شما را. من نویسنده نیستم و هم خالی از سهو و خطا نمیباشم. درینجا مختصر می خواهم توضیح دهم:
    من به کسی توهین نکرده ام، کسانی که از نام مستعار دیگران استفاده میکنند به نظرم بداخلاق اند، آیا بد اخلاق گفتن به چنین اشخاص از نظر شما توهین و دشنام دادن است؟؟
    با آگاهی که از تاریخ گذشته و معاصر کشور خود و جامعه جهانی دارم و حوادث سی سال گذشته کشور مان را از نزدیک شاهد و ناظر بوده و با دقت پیگیری نموده ام به خود حق میدهم در مورد جریانات سیاسی و حوادث کشور اضهار نظر نمایم. من اگر نویسنده نیستم اما به فضل خداوند از این توانایی برخوردارم که حق را از ناحق تمیز دهم و با اعتقاد به آزادی بیان وبا احساس مسئولیت در برابر هموطنان مظلوم و تاراج شده خود از کسانی که مرتکب جرایم وحشتناک و نا بخشودنی شده اند با خشم و غضب با الفاظی که سزاوار آن اند یاد نمایم. هیچ افغان دارای ضمیر سالم نمی تواند از اعمال ضد انسانی دوران رژیم ربانی و شرکایش چشم پوشی کند.
    این که من او و شرکایش را شیاطین و فاسد میگویم این را حق اظهار نظر خود میدانم و ازین نظر خود برگشت ناپذیر بوده و به آن محکم و استوار ایستاده ام و احساس کوچکترین شرم نخواهم کرد، جای شرم برای کسانیست که از رسوایی و سرزنش چنین اشخاص ناراحت میشوند.
    جناب کامران میرهزار: در مورد رزاق مامون این متل فارسی را یادآور میشوم به هر طرزی که جامه پوشی من از خرامت میشناسم.
    چون وقت ندارم زیاد نمی نویسم.
    اگر علاقه دارید مرا بشناسید توصیه من این است که دو نوشته ام را که در یکعده سایت ها انتشار یافته از نظر بگذرانید:
    1- ولسمشر ته پرانیستی لیک
    2- نوشته بنام جاهیلین و متعصبین در لباس مجاهدین
    هر دو نوشته در ارشیو سیاسی سایت وزین آزمون ملی موجود است،
    البته عنوان نوشته دومی ام را سایت مذکور به استفاده نامقدس از نام مجاهدین تغیر داده و به نشر سپرده است.
    من حاضرم جهت رفع اشتباه هم ادرس و هم شماره تلیفون خود را در اختیار شما قرار دهم.
    البته تنها به شما و به ایمیل شخصی تان.
    با احترام

    داکتر صفی اله صاحبزاده

    • جناب صاحب زاده!

      من پيام کسی را که بنام شما نوشته بود حذف کردم. ولی اين موضوع را بدانيد که تشخيص اينکه پيام دهنده کيست و نامی که استفاده می کند درست است يا نه، کار آسانی نيست و بلکه در مواردی ناممکن.

      لطفا يک بار ديگر ايميلی که برايم فرستاده ايد را بخوانيد و به من بگوييد که من کدام فکر پليدی دارم. آيا همين که به شما و کسانی که مخالف نظر شما را دارند، اجازه ی نشر ديدگاه هايشان را می دهم، فکر پليد است؟ پليد بودن يعنی چه؟ آيا نشر ديدگاه های متفاوت و حتا متضاد که بر اساس احترام به آزادی بيان صورت می گيرد، فکر پليد است؟

      آيا می خواهيد اين سايت کابل پرس هم تبديل شود به يکی از انبوه سايت های بی خواننده و بی خاصيتی شود که فقط گپ خود را جار می زنند؟ نه آقای صاحب زاده! کابل پرس خوب يا بد، آيينه ی افغانستان است. اگر می بينيد که افراد به مسايلی دامن می زنند که شما خوشتان نمی آيد و يا يکی حتا با نيرنگ از نام ديگری استفاده می کند، نشان دهنده ی وجود دروغ و نيرنگ در جامعه ی افغانستان است. بگذاريد بهتر بگويم در جامعه ی به اصطلاح تحصيل کرده و مرتب و اتو کشيده ی افغانستان. ورنه مردم گرسنه ی افغانستان، بيشتر به دنبال لقمه نانی هستند و کوشش می کنند از خشونت خشونت گران در امان باشند.

      شما با نظر آقای مامون اگر مخالف هستيد، مخالفت خود را ابراز کنيد. آقای مامون تابحال يکبار به من نگفته است که اين پيام هايی که عليه ايشان و گاهی متاسفانه با توهين ابراز می شود را حذف کنم. شما حق داريد نظر مخالف آقای مامون، يا من و يا هر شخص ديگری را داشته باشيد. اما به نظر من، توهين کردن و دشنام دادن کار چندان جالبی نيست. بله بياييد و سرسختانه و با درشتی تمام نظرات هر کسی را که می خواهيد نقد کنيد. می توانيد از نظرات خود من شروع کنيد اما بايد نظری را در برابر نظر ديگر قرار داد و نه اينکه مانند برخی از فرصت طلبان، به اصطلاح اب را گل آلود کرده و ماهی گرفت.

      من از طرف آن خواننده ای که از نام شما سوء استفاده کرده با اينکه نمی شناسمش پوزش می خواهم. اميدوارم که او و کسان ديگری که در اين فکر هستند، از اين کار دست بردارند، کسانی که دشنام می دهند و توهين می کنند، اين کار را نکنند و بلکه بيايند و مرد و مردانه بگويند که نظر من اين است و من با اين نظر موافق نيستم.

      شاد باشيد و شب شما خوش

      آنلاين بنگريد : کابل پرس: خبری، تحليلی و انتقادی

  • سقوط دوباره افغانستان- با خبر! راه حل این است که جامعه جهانی ریاست جمهوری مادام العمررا به دست استاد ربانی داده ماررشال فهیم را به نماینده گی از شهیید احمد شاه مسعود وزیر دفاع سازد، داکتر عبدالله را مادام العمر وزیر خارجه سازند، استاد سیاف را رییس ستره محکمه عساکر شورای نظار و سیاف را به کوچه های کابل و شهرها روان کنند تا به نوامیس مردم تجاوز کنند، بعداً با گلبدین سر صدارت عظمی به توافق برسند بعداً بفهمند که فریب خورده اند، بعدا طلاب کرام گلم تمام شان را جمع کنند و آنها به ایرانستان و پاکستان و ازبیکستان ووو فرار نمایند.رزاق مامون هم به پشاور به حیث چوکی دار کدام مطبعه خوش بگذراند.

  • baz ham tashakor Aghaye Mamoon;
    waley sawale ma inast ke shoma ba hes yak nawesenda ye azad wa be taraf hasted wa ya az kodam hezbe hemayat mekonaed wa ozwiat anra dared ,

  • آقــای مـامـون با احترام تمام خدمت تان عرض میدارم اینکه .
    اگــر امریکا از پالیسی قبلی خود برگرددویاقهروغضب خداوند شودشایددولت سقوط کندامافکرمیکنم که فعلآاحتمال قوی نه میرود.حرف شکایت و حق مردم نا دیده گرفته شده وغورنمیشود. گفتم الی تصمیم شوهر روا و ناروای دولت افغانستان امــــــــــــــــریکا .

    آقـــــای مـامـون .
    خواهش میکنم که اگر گلبدینی هستی . پرچمی هستی . خلقی هستی .از بنیاد گراهای سمت شمال و یا..... هر چه هستی مرد و در راهت مردانه بایست . هر طرف دست و پینجه انداختن از شرافت و اعتبارت در اجتماع میکاهد . امید از بنده آزرده و خفه نشوی .

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.