صفحه نخست > دیدگاه > معضل وحدت ملی و فقدان عدالت اجتماعی

معضل وحدت ملی و فقدان عدالت اجتماعی

فقر فرهنگی یگانه مشکل بزرگ این ملت نیست فقر مالی و محروم بودن مردم از امکانات اولیه زندگی نیز درین کشور بیداد میکند ، اکثریت قرأ و قصبات ...
شمس الحق حقانی
يكشنبه 11 آپریل 2010

زمان خواندن: (تعداد واژه ها: )

ملت افغانستان از قرن ها بدینسو از فقدان عدالت اجتماعی رنج برده و قدرتمندان و حاکمان این دیار از ادیم تا قدیم چون اسپ گادی از جهان بینی خیلی محدود بهره مند بوده اند که بیشتر از منافع قومی و قبیلوی چیزی دیگری را دیده نمی تونستند که این باعث ایجاد درز عمیق و شگاف بزرگ در بین اقشار مختلف ملت گشته ،عده ای از همه امکانات سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی کشور بهره مند و عده دیگری از همه آنها محروم بوده اند .

روح بزرگ فرزند راستین و فداکار وطن حامد کرزی از مدت ها ازین بی عدالتی نهایت رنج برده و و جود این نابرابری را ایشان سد راه هر نوع ترقی و پیشرفت کشور دانسته و مبارزه علیه آنرا وظیفه انسانی و وجدانی شان قرار داده از هیچ نوع سعی و تلاش درین راه دریغ نه ورزیده اند.

ایشان بارها جامعه ای عاری از عدالت اجتماعی را به پیکر ورزشکار تشبه کرده اند که تنها به یکطرف و جودش رسید گی کرده و طرف دیگر را بدست فراموشی سپرده که نتیجه آن اندام مضحک و نا موزون و در مجموع ضعیف و ناتوان بوده که از فرط ضعف و زبونی آله دست زورمندان و حریفان گردیده .
آقای کرزی هنگامیکه بر اساس سنت دیرینه افغانستان به علت تعلق به قوم پشتون زمام حکومت را بدست گرفت خود را بر سر دوراهی عجیب یافت ، از یکسو دست یافتن به این سمت را شانس بزرگی برای خدمتگذاری به ملت میدانست و از سوی دیگر انحصار آن را به قوم پشتون خلاف همه موازین جامعه مدنی و اصول انسانی و اسلامی می دید.


برای حل این معضله بغرنج و لا ینحل فقط نبوغ فکری و ذکاوت و تیز هوشی کرزی می توانست راه حل پیدا کند که کرد و خیلی هم عالمانه و حکیمانه
، کرزی دو شخصیت برجسته و نامی کشور را به نمایندگی از اقوام غیر پشتون به سمت معاونیت اول و دومش برگزیده و برای جبران این بی عدالتی تاریخی تمام اختیارات کشوری و لشکری را به آنها واگذار کرده و خود فقط به حضور تشریفاتی و سمبولیک در عرصه سیاست کشور اکتفا کرد که بدینصورت ایشان هم به سنت دیرینه افغانی احترام گذاشته و هم عدالت اجتماعی را در کشور برقرار ساخت .
ایشان نه تنها اختیارات بزرگ و صلاحیت های حیاتی کشور را به معاونینش واگذار کرد بلکه با درج آن در ماده چارصدوبیست قانون اساسی کشور این عمل نیک شانراصبغه ای قانونی و دایمی نیز اعطا فرمودند.
در ماده چارصدوبیست قانون اساسی به صراحت بیان شده که تصمیم گیری در امور مهمه کشور از صلاحیت های معاونین رئیس جمهور بوده و فقط
امور نا مهمه و تشریفاتی جز وظایف رئیس جمهور قلمداد شده ولی تعین و تشخیص امور به مهم و نا مهم بازهم از صلاحیت های شخص رئیس جمهور می باشد .

گمان برم فهم درست این ماده قانون اساسی به ذکر یکی دو مثال عملی نیاز داشته باشد !
بطور مثال موضوع جنگ و صلح با طالبان ومخالفین مسلح دولت یکی از همین موضوعاتیست که در ظاهر خیلی مهم و حیاتی و لی با کمی غور و دقت به موضوع دیده میشود که مسئله بقدری روشن و هویداست که کودک هم می تواند در مورد درست تصمیم بگیرد چون همه میدانند که خون با خون پاک نمیشود و پایان هر جنگی صلح است لهذا صلح با طالبان بهر قیمتی که میسر گردد اقدام نیک است ونیازبه شک وتردید ندارد پس این موضوع جز امور نا مهمه درج شده و تصمیم گیری در مورد آن از وظایف شخص رئیس جمهور می باشد .
تقسیم عادلانه کمک های مالی جامعه بین الملل به مناطق مختلف کشورنیز یکی از همین موضوعاتیست که در نگاه اول خیلی مغلق و جنجال برانگیز ولی در اصل بسیار ساده و روشن است چون یک طفل خورد سال هم میداند که کمک های بیشتر حق مناطق با خرابی های بیشتر است و مناطق آباد نیاز به کمک ندارد اگر این اصل مراعات گردد حق به حق دار خواهد رسید و دیگر نیاز به چون و چرای بیجا نخواهد بود پس این موضوع نیزجز امور نا مهمه درج شده و تصمیم گیری در مورد آن از وظایف شخص رئیس جمهور می باشد .
این را همه میدانیم که جهل وبی سوادی یکی از عوامل پسمانی اجتماعی و بروز مشکلات روز افزون جامعه ماست که ریشه اکثر نابسامانی های اجتماعی را می توان در بیسوادی و کم سوادی مردم جستجو کرد ، در چنین جامعه ای چراغ علم و معرفت را روشن کردن و مردم را از سوی جهل و تاریکی بسوی نور و روشنایی هدایت کردن عملیست بس گرانبها و ارزشمند وخدمت بزرگی به اجتماع بشریت و از چنان اهمیت و عظمت بزرگ برخوردار است که افتتاح کورس های سواد آموزی در جمع امور مهمه کشور قرار گرفته و از صلاحیت های معاونین رئیس جمهور بشمار می رود.
فقر فرهنگی یگانه مشکل بزرگ این ملت نیست فقر مالی و محروم بودن مردم از امکانات اولیه زندگی نیز درین کشور بیداد میکند ، اکثریت قرأ و قصبات دور افتاده کشور در فصل بهار و مواقع آب خیزی زیر آب شده و ارتباط مناطق همجوار بعلت نداشتن پل بالای رود خانه ها بکلی از هم قطع گردیده و مردم از نداشتن مواد غذایی و ادویه با خطر مرگ دست و پنجه نرم میکنند .
بزرگترین آرزوی چنین مردم در زندگی داشتن یک پل بروی رودخانه شان است و برآوردن این آرزو چنان خدمت بزرگیست که افتتاح پل و پلچک اصولا جزامور مهمه کشور قرار گرفته و از صلاحیت های معاونین رئیس جمهور بشمار می رود.

با تقديم حــــــــــــــــــــــــــرمت
حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی
http://haqani.funpic.de

واژه های کلیدی
loading...
loading...

پیام، نظر، تفسیر یا نقد؟

تعديل از پيش

اين سخنگاه از پيش تعديل مي‌شود: نظر شما پيش از تأييد مديران سايت ظاهر نخواهد شد.

كى هستيد؟
وصل
پيام شما

براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

جستجو در کابل پرس