صفحه نخست > ببينيد و بشنويد > چهره های ماندگار > برخيز با من!

برخيز با من!

ياد و خاطره ای از شاعر شيلی پابلو نرودا
پنج شنبه 20 دسامبر 2007

زمان خواندن: (تعداد واژه ها: )

پابلو نرودا متولد 1904 با نام اصلی نفتالی ریکاردو ریس باسوالتو در پارال شیلی. در تموکو دوران جوانی و نوجوانی را گذراند. از 1920 به بعد نام پابلو نرودا را به احترام یان نرودا شاعر چک (1834 ـ 1891) برای خود برگزید. در 1921 اولین کتابش به نام «گرگ و میش سپیده‌دم» و یک‌سال بعد «بیست شعر عاشقانه» و «یک ترانه نومید» را منتشر کرد که برایش شهرت به ارمغان آورد. در 1945 به سنای شیلی راه یافت در حالی‌که پیش از آن به نهضتهای مردمی اسپانیا و فرانسه پیوسته بود. در 1947 به علت سخنرانی اعتراض‌آمیز نسبت به رئیس‌جمهور وقت شیلی ـ بیده لا ـ شیلی را مخفیانه ترک كرد و به اروپا رفت. در 1952 به کشورش بازگشت و در 1971 جایزه نوبل ادبیات را به خود اختصاص داد. از آثار برجسته او می‌شود به: تلاش انسان بی‌پایان؛ اقامت در خاک، اسپانیا در قلب من، خشمها و محنتها، آواز همگانی، شعرهای ناخدا، چکامه‌های بنیادین، انگورها و باد، صد شعر عاشقانه، یادداشتهای ایسلانگرا، کتاب سؤالها، بودها و یادبودها و دهها اثر دیگر اشاره کرد. «بودها و یادبودها» مجموعه خاطرات ادبی و سیاسی شاعر است که اتفاقاً به فارسی نیز ترجمه شده است. نرودا در سال 1973 چند روز پس از کودتای پینوشه به علت سرطان خون درچشم از جهان فرو بست

بر خيز با من

هيچ كس بيش از من

نمي خواهد سر به بالشي بگذارد

كه پلكهاي تو در آن

در هاي دنيا را به روي من مي بندند

آنجا من نيز مي خواهم

خونم را در حلاوت تو

به دست خواب بسپارم
اما بر خيز!

بر خيز با من

و بگذاربا هم برويم

براي پيكار روياروي

از تارهاي عنكبوتي دشمن ،

بر ضد نظامي كه گرسنگي را تقسيم مي كند ،

بر ضد نگون بختي سازمان يافته
برويم

و تو ، ستاره ي من ، در كنار من ،

سر بر آورده از گل و خاك من ،

تو بهار پنهان را خواهي يافت

و در ميان آتش

در كنار من ،

با چشمهاي وحشي خود ،

پرچم من را بر خواهي افروخت .

واژه های کلیدی
loading...
loading...

پيام‌ها

پیام، نظر، تفسیر یا نقد؟

تعديل از پيش

اين سخنگاه از پيش تعديل مي‌شود: نظر شما پيش از تأييد مديران سايت ظاهر نخواهد شد.

كى هستيد؟
وصل
پيام شما

براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

جستجو در کابل پرس