کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > حقوق بشر > دیکتاتور آرژانتینی محکوم شد، آيا ملا عمر و سایر جنایتکاران افغانستان روزی به پنجه ی (...)

دیکتاتور آرژانتینی محکوم شد، آيا ملا عمر و سایر جنایتکاران افغانستان روزی به پنجه ی عدالت سپرده می شوند؟

در افغانستان همه ی انواع جنایت حاد صورت گرفته است و می گیرد. آيا روزی خواهد شد که ملا عمر و سایر عوامل نسل کشی، کوچ اجباری، جنایت جنگی و تجاوز جنسی در افغانستان به پنجه ی عدالت سپرده شوند؟

چهار شنبه 21 آوريل 2010

کابل پرس: رسانه های بین المللی خبر دادند که Reynaldo Bignone دیکتاتور آرژانتینی، در دادگاهی محکوم به 25 سال زندان شد. او متهم به قتل، شکنجه و سر به نیست کردن شهروندان آرژانتینی در زمان حکومت نظامی در سال ها 1976 تا 1983 بود.

و اما در افغانستان، جنایتکاران همچنان در حاشیه ی امن بسر می برند.
آيا روزی خواهد شد که ملا عمر و سایر عوامل نسل کشی، کوچ اجباری، جنایت جنگی و تجاوز جنسی در افغانستان به پنجه ی عدالت سپرده شوند؟


عکس هایی از قربانیان جنایات در آرژانتین

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






49 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > حقوق بشر > دیکتاتور آرژانتینی محکوم شد، آيا ملا عمر و سایر جنایتکاران افغانستان روزی به پنجه ی (...)

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • كدام محكوميت؟
    اين نوع محكو ميت تنها براى فريب است. حالاكه اين ديكتاتور دربستر افتاده درحال مرك و او ضرورت به باز رسى دارد.جرا 20 سال قبل اين كار را نكردند؟ كه او زنده بود حالا جسد را بطور سمبوليك محكوم ميكنند.اين كار براى انست كه بعدا بكويند كه ببين محكوم كردند.جنايت كاران ما همان طالبان والقايده است.اكر انها همين امروز بيايند از جانب دولت هم تبارشان در اغوش كرفته ميشوند مانند فرزند كم شده.انانيكه به يك صدا سلاح خودرا به زمين كزاشتند و راه بارلمان و انتخابات را بزيرفتند انها نه جنايت كار نه جنك سالار بلكه مجاهدين راستين بودند.كرجه به حق انها هم خيانت شد.در افغانستان هركه حريف سياسى خودرا مجرم حساب ميدهد و انكشت هركى به طرف ديكران دراز است.هيجكس به طرف خود نميبيند.يك ادم بزرك كفته بود ما همه به نحوى جرم كرديم.به نظر من خيلى درست كفته است.او كه جنك نكرد ,جرا نكرد؟او ديد كه ظالم ظلم ميكند,جرا برنخواست و بر عليهش مجادله نكرد؟ او كه جنك كرد جرا جنك كرد؟انكه بوتل را در اغوش كشيد, وامروز خودرا بيكناه تر از مسيجه ميداند و اشك ازدها ميريزد.بارلمان ما كار درست كرده عفو عمومى . بياييد بكزريم همين امروز وطن خودرا جور كنيم.وكرنه تا قيامت اين قيامت در وطن ما دوام ميكند ,اين به نفع دشمنمان وطن ماست.همين دشمنان وطن ما است كه اينطور اواز هارا مياندازند.انها ميخواهند كه ما بسوزيم و خود ها را نيست ونابود كنيم.انها بخندند به حال ما و مملكت ما به خاك كسيف باكستان ملحق شود.بدا به حال ما.

    • بینا جان عزیز

      شما میدانید که من هم احترام شما را دارم و هم شما راخیلی دوست دارم. اینکه در تمام مسایل با هم موافق نیستیم این مسله دیگر است که حتی در یک فامیل هم 100 فیصد موافقت کامل بر سر تمام موضوعات وجود ندارد.

      در مورد محکوم شناخته شدن دیکتاتور ارجنتاینی چند نکته ذیل را میخواهم تقدیم کنم:

      اول اینکه از هر لحاظ نسبت به افغانستان پیشقدم است.

      مهمترین مسله سطح عالی سواد مردم است که برای یک کشور نهایت ضروری میباشد. اگر مردم تحصیل کرده و سواد داشته باشند ، هیچگاه اجازه نمیدهند که یک عده حتی روشنفکر گمراه و مغرض بالایشان جنایتکاران را به عنوان قهرمان ، مجاهد ، استاد و غیره تحمیل کنند.

      سوم ارجنتاین جامعه سکولار است. در آنکشور مذهب سیاست کشور را تعین نمیکند. در جمهوری اسلامی افغانستان شیطان الدین ربانی و استاد الشیاطین سیاف و محسنی تا حالا سیاست کشور را بر اساس احکام اسلامی و مذهبی شکل میدهند. ثبوت ادعای من لایحه عفو عمومی است که در ولسی جرگه افغانستان بر اساس همین مذهب و اینکه مجاهدین سر به کف ! به خاطر اسلام مبارزه کرده اند صورت عملی به خود گرفت.

      در ارجنتاین اکثریت روشنفکران نه بر اساس قومی و سمتی بلکه بر اساس منافع سراسری و وطنی مسایل وطن شانرا در نظر میگیرند . در افغانستان متاسفانه کفر از میان همین روشنفکران افغانی که عده زیاد شان چیز فهم اند ، بر خاسته است.

      بزرگترین نماینده روشنفکران افغان لطیف پدرام، حفیظ منصور، قهار عاصی، درویش دریادلی و چند خورد و بزرگ دیگر اند که تمام انرژی و توان شانرا به خاطر دفاع از جنایتکاران ، تجزیه کشور در راستای سمت ، قومیت و زبان مصرف کرده و از هیچ تلاشی برای توهین به اقوام دیگر بخصوص پشتونها فروگزاری نکرده اند.

      البته تنوعات زبانی، قومی، سمتی ، نژادی و مذهبین در ارجنتاین به استشنای یک اقلیت کوچک یهودان وجود ندارد . تمام مردم به زبان هسپانیوی صحبت میکنند و مذهب رسمی و اکثریت کاتولیک عیسوی است.

      شاید این هم دلایل برای توافق بیشتر مردم نسبت به افغانستان باشد.

      وسلایم

    • نخست سلام به همۀ دوستان عزیز کابل پرسی .

      خان ولی خان ، چی وقت از باجور و شینوار آمدی که ما خبر نداریم ؟ تو بدماشک گاهی این ور و گاهی آن ور در پرش و بدماشی هستی ، گاهی چادری داری و گاهی چادر نماز ! راستی چطور شد جوجه ها ؟ کدامش پلغده نشده ؟ متأسفانه که برگه پیامها درصفحه ( پنجشیر: 12 هزار و 500 امضا ... ) بسته شده ورنه آرزو داشتم پیام کوچکی به جنابت داشته باشم . به گفته کابلیان عزیز که یگان شیرغلت میزنی و باز در جوحه کشی مصروف میشوی .

      خان با بز خان ، پیامهایت آنقدر بی مزه و بی ارزش است نمی خواهم با تو حتی مقابل شوم . دوستان عزیز دیگری ناحق با تو در جوال افتیده اند . این ازدین حقیرمذهب فقیر خان نیستم . دوست عزیزم خان اصلی شخصیت دیگری هستند که تنها از طریق کابل پرس با ایشان آشنایی دارم و بس ، تهمت نه بندید .

    • به حیث یک افغان برای تمام مریضی ها و بخصوص آن مریضی های که خود را به پنجابی های بویناک پاکستانی فروخته اند دعا میکنم که صحت یابند و از خود فروشی دست بردارند.

  • دوستان و عزيزان!
    اينكه بعضى ها باهم نظر موافق ندارند, هيج كار بدى نيست.به هيج وجه انسان نبايد صد درصد متيقن باشد كه تنها نظر او حق است و تنها حق به جانب اوست .نى اينطور نيست .باربار اينطور شده نظر مخالف درست از اب بيرون برامده است و كمى سبب خجالتى هم شده است .ولى انسان بايد اين متا نت را هم داشته باشد اكر كسى ديكرى حق به جانب باشد,به ان اعتراف كند.
    عزيزان جون سايت كابل برس يك سايت ازاد است ,باوركنيد كه زن و مرد بيرو جوان انرا ميخوانند.انها متوجه نوشته ها هستند .خواهش برادرانه عفت كلام را مراعات كنيم.نوشته ما سبب دلبدى فردى نشود.احساساتى نشويد دوكلمه معقول و مقبول بهتر است از نوشته هاى نفرت اور طولانى.در نوشته ها روى مسايل جنسى تكيه كردن خيلى كهنه وبى ارزش شده است.ميكويند كاسه جينى كه صدا ميكند ...خود صفت خويش اداميكند.

    • دوستان عزیز!

      بنده دیریست که پیامها وتعلیق های علمی شمارا در ذیل مضامین خودم ودیگران خوانده ام واستفادهء برده ام. بدون شک این پیامها دیدگاه های شما ومخالفین تان را منعکس میسازد. اما ازچندی بدینسو تعدادی ازمتعصبین قبیله گرا به بهانه های مختلف بدون درنظرداشت اخلاق اجتماعی وتربیهء فامیلی میخواهند کابل پرس عزیزمارا به شبکهء دشنام تبدیل کرده واعتبار آنرا نزد رسانه های دیگر تنزیل دهند. وبعد علیه کابل پرس درسایتهای قبیله ای خودشان تبلیغات کنند. تا جایکه من پیام هارا تعقیب کرده ام آغازگردشنامها همین قبیله گرایان بی هویت بوده اند بدون شک هردشنامی که درکابل پرس نشرمیگردد تربیهء فامیلی دشنام دهنده را به معرض نمایش میگذارد. میزان تحمل وشکیبابی آنهارا دربرابرنظرات مخالف به همه گان روشن میسازد. اما آنانیکه خودرا نسبت به دیگران یک سر وگردن بالاترمیدانند نباید زبان وقلم خودرا به دشنامهای زیرنافی بیالایند. کابل پرس جای استدلال ومنطق وبرهان است. هرکسیکه منطق داشته باشد باید آنرا بیان کند. ضرورت به دشنامهای غیراخلاقی چیست؟. درینجا بدنیست که ازمائو هم یک نقل قول شود که گفته است: "هرزمانیکه پای منطق لنگ شد جایش را دشنام وخشونت میگیرد". بنده درپیامهای اشخاص عزیزالقدر وباتربیه و وطنپرست وانساندوست وملی گرا وپیروان راه شهید سردار محمد داوود خان بنیانگذار ناسیونالیزم افغانی چون: ولی، بابر، اصیل کابلی، متاسفانه تاکنون هیچ منطق وبرهان قوی که بتواند مارا به حقانیت راه شان قانع سازد نیافتم. وحتی ارزش یک دقیقه وقت ضایع کردن را بخاطر جواب دادن نیز تاکنون نزدم پیدا نشده است. اما عکس العمل های بالمثل شما عزیزانی چون "خان " مزاری" و راستگو"نزد بنده قابل درک نیست که شما چرا به عمل بالمثل دست میزنید.شما که ادعای روشنفکری وتعهد به جریانات فکری را دارید چرا تاسطح یک قبیله گرای منحط مریض عقده ای که در زنده گی خویش غیراز خیمه وگوسفند وبزچیزدیگر را ندیده است مقایسه نموده وسویه ء خودرا پائین می آورید. توقع این است که شما عزیزان نباید ازین دشنامها به خشم آمده وعین عمل را تکرار نموده وتیشه را به ریشهء خودمان بزنیم. نزد ما کابل پرس ریشه است کابل پرس با امکانات که برای ما فراهم کرده باید به حیثیت آن لطمه وارد نکنیم که چون ادعای ناموس داری داریم. آنانیکه به ناموس ارج قایل نیستند خودرا درطول تاریخ نشان داده اند. که نه ناموس وطن نزدشان اهمیت داشته ونه ناموس فرهنگ وطن. مگر نشنیده اید که شاعری فرموه است: "قوم بی غیرت چه داند قیمت ناموس را" کسیکه وجب وجب وطن را به پاکستانی وانگلیس وروس فروخته است حالا خود ادعای وطنپرستی دارد از او جز دشنام دیگر چه توقع دارید؟ آیا او که به ناموس وطن وفادار نبوده به ناموس فرهنگ وهویت فرهنگی وفادار باقی خواهد ماند؟ نه! هرگزنه! اینچنین انسانها تامیتوانند به فرهنگ آسیب میرسانند هرروزنهء فرهنگی ولو کابل پرس باشد درجهت بدنامسازی وبی اعتبارنمودن آن ازهیچ دشنام وهتاکی فروگذاشت نمیکنند.

      تحقیقات علمی در زمینهء روانشناسی بما می فهماند که دشنام دهنده ، وقتیکه دشنامی را به دیگران میدهد آن دشنام در زنده گی خودش تکرار شده وبالایش تجریه شده است. دشنام دهنده بصورت غیرارادی همان الفاظ وکلمات را استفاده میکند که ازآن تجربهء تلخ دارد. یکی ازین دشنامهای معمول در افغانستان (مفعول) است. کلمهء مفعول بالای کسی استعمال میشود که فعل لواط بالایش انجام شده باشد چه به زور یا فریب ویا رضایت درغرب اگر این عمل به رضایت انجام شود آنرا عشق با همجنس میگویند که فاعل ومفعول هردو همجنس بازخوانده میشوند اما در دوحالت دیگر فاعل بحیث متجاوزجنسی شناخته شده وسزای زندان درقوانین رایج غربی برایش درنظرگرفته شده است.

      درافغانستان این کلمه به حیث دشنام مورد استفاده قرارمیگیرد. اما تجارب نشان داده است که بیشترینه کسانی که این دشنام را تکرارمیکنند خودشان درایام صباوت معروض به تجاوزجنسی گردیده اند. حقارتی که بعدازانجام این عمل شنیع برای شان عاید گردیده هرگزفراموش نمیشود بناء بخاطر دور نمودن این عقدهء حقارت چنین دشنامی را به دیگران نسبت میدهند . بنده پیام های محترم ولی وهموطن دیگری بنام بابر را همیشه تعقیب میکنم. شاید این دوستان به رسم تفنن هرازگاهی نام خویش را هم عوض کنند مانند اصیل کابلی وبهادر وغیره اما آنچه مهم است متن پیامهایست که درآن عقده های روحی وروانی این دوستان عزیز به وضاحت مشاهده میشود.نتایج تحقیقات این بندهء حقیر نشان میدهد که این دوستان ما دریک اضطراب روحی عمیق بسرمی برند. سابقهء شان بخدا معلوم اما آنچه که ازروی پیامهایشان من برداشت کرده ام روزهای سختی را این دوستان پشت سرگذاشته اند.

      اما بحیث یک طبیب روانی اگربا آقای بابرصحبت کنم پرسش من این است باوجودیکه مخالفت با فرمانده خوشنام جهاد ومقاومت افغانستان شهید بزرگوار مسعود عزیز درسایت کابل پرس یک حق طبیعی شمامحسوب میشود وهیچ کسی جلو دشنامهای سیاسی شما چون جاسوس فرانسه نوکر پاکستان ونوکرامریکا وکاگی بی را نگرفته است ضرورت اینکه دشنام مفعول راهم به آن اضافه کرده اید چیست؟ آیا واقعا جناب عالی هم ازهمراهان ایشان بودید ویکجا باشما هم این عملیه لواط انجام شده است؟ ازکجادرک کردید که اکنون آن شهید قهرمان را چنین دشنامی میدهید؟ اگرجناب عالی خود درسلک لواطت کاران قرارنداشتید چگونه کشف کردید که او مثل شما چنین بوده است؟ وچرا تاکنون هیچ کسی جزشما ازین مرض وی آگاهی پیدا نکرده است؟ مسعود یکه از پنجشیر وهرات باستان ازدوران شاگردی اش در لیسهء استقلال تا پولیتخنیک وکارتهء پروان همهء همصنفان و همدوره هایش او را می شناختند و تاکنون هم دراقصی نقاط جهان زده وحیات اند چگونه یکی ازآنها چنین مرض را دروجود او پیدا نکرد که شما کشف کردید؟

      واضح است که جناب عالی چیزی را کشف نکرده اید بلکه خواسته اید دشنام بزنید. ازدشنام های دیگرتان هم توهین به حرم مبارک آن بزرگوار بود که من آنرا خواندم وتکرار نمیکنم. اما صرف این را می گویم که فرمانده مسعود یگانه فرمانده جهادی بود که در داخل افغانستان با خانم واولادهایش زیست کرد ویک روزهم به پشاور نرفت ومانند دیگر قومانهای چون حقانی وملاملنگ و انور دنگر و آدم خان وملانقیب وغیره وغیره از صدقات وخیرات های آی اس آی بهره مند نبود اما آنچه که شما آن دشنام را به فامیل آن بزرگوار وارد کردید شما به وجدان تان قسم که آیا اولاد خودتان را حلال وفرزندان بیولوژیکی خویش میدانید؟ آیا همان حالت بالای خانم خودتان تکرارنشده است؟

      در آخر خودت را زن طلاقه قسم میدهم که برای رفع این عقدهء خطرناک چرا کابل پرس بیچاره را وسیله ساخته ای جانم؟ چرا نزد یک دکتور روان شناس نمیروی که علاج مریضی ات را بکند مگرکابل پرس سایت عقده گشائی های روانی است؟

    • محترم عطاخیل .
      بیشتر از یکسال خاموشانه بدون تائید و طردید مضامین , نظریات, پاورقی ها !! کابل پرس را همه روزه بعد از انجام کار طاقت فرسا شبانه مرور کرده ام . ساعت شش صبح خانه میایم باچشمان پر خواب با یک دست پیاله چای و با دست دیگرجواب قبیله گرایان افراطی ... .. را مینویسم در اوقات فراغت نوشته های خودم را مرور و میبینم که ده ها اشتباه املایی و انشایی داشته ام .

      اخر کاسه صبرم در برابر یاوه گویی ها, دشنام ها, تحقیرها , تهمت ها به مظلومین تاریخ که تبار شان با قبیله متفاوت است (ازبک هزاره تاجک.....) لب ریز شد .. شما بینید اینان همه یک قسم فکر میکنند اگر ان دوست شمله دار کوچی بیسواد شان در مجلس عوام همه را مهاجر و خودشانرا وارثین واقعی کشور خطاب میکند این دیگراش بارها اینجا پیام گذاشت!! گویا تاجک از تاجکستان , ازبک از ابکستان ترکمن از ... امده اند اینان تاریخ را مطالعه نمی کنند شما ببینید سسیتانی, روستار تر ه کی , شکریه بارکزی , حبیب اله رفیع , تنویر, خرم ,عمر خطاب را ..............با عقاید و نظریات واندیشه های متفاوت دیروزی شان ...همه با هم در جهت کوبیدن و بد نام کردن غیر اوغان از تمام توان شان استفاده میکنند ..

      من متاسف ,حتا شرمنده ام از جواب بلمثل به ناقلین کوه های سلیمان نباید چنین میشد باز هم نوشته های من با بابر و جلال ابادی ... بسیار فرق دارد من در حالت دفاعی اقدام به نوشتن ان کرده ام !!جناب عطاخیل ما بزرگ شده های جنگ هستم خامخا تکلیف روحی داریم هزاران نابرابری را درزندگی و گذشته سیاسی خود دیده ایم از سوی هم تا سر بلند کردیم خود را در داخل بزم داغ جنگ و سیاست های تبار گرانه و بر تری جویی های قومی یافتیم ....

      یک قصه کوتا ..اوان جوانی بود سرنوشت مرادر مسیر حزب (پرچم) قرار داد بود .. من وچند جوان دیگر محافظ داخل و بیرون محل اقامت خان عبدالغفار خان در وزیر اکبر خان (خانه های رایگان بمصرف بی جا دولت انزمان .. ) بودیم روزی دوست ما در داخل حویلی (پیره)بود گرمی بود وسه چار ساعت پیره انسان را (انهم جوان هفده هجده ساله ) خسته میساخت دوست ما ازشاخ درختی بالای سراش یکدانه ناک را کنده بود خانه فلانی خان همیشه مقابل کلکین بداخل خانه نشسته و بیرون راتماشا میکردبا دیدن این صحنه مثل زن های بد زبان هر دشنامی را که یاد داشت وبزبانش امدبفارسی( او فارسی را یاد داشت ) نثار رفیق ما کرد. ...ک.و نی ,.....مادروووو ,حتا یاد کردن فلان خودش ما همه خشمگین بودیم رفیق خود را ملامت کردیم(غذا و میوه روزمره مااعلی ترین غذا و میوه میبود ) چون غروفش خان پایانی نداشت من انگشت شهادتم را پهلوی بینی ام برده انرا چنگ کردم به خان نشان دادم که بینی ات مثل طوطا واریست خان چارچ اش بیشتر شد ه همه مارا از دشنام هایش بی نصیب نگذاشت ..

      همیشه مقام های بلند پایه حزب و دولت غرض احوالگیری ان مرده که حق زنده ها را میخورد نزد خان می امدند .. خان داستان یک دانه ناک و اشاره مرا به هر احوال گیر انروز از جمله داکتر نجیب اله مرحوم به اب وتاب بیان کرده وهر کدام انان ما را متوجه ساختن نصحیت و تهدید کردند داکتر نجیب اله جریان را از همه پرسیدبا شنیدن دلایل من خنده بر لبانش نمودار شد و ما بیچاره ها را جزایی تبدل کرد ..یکی از مقامات ... که نسبت قبلیوی با خان داشت وامر ما نیز نبود مارا بدفتر اش به کمیته مرکزی خواست هر که را در خور اعمال و موقعیت اش سر زنش کرده تا نوبت من رسید !!مرا مخاطب قرار داد و گفت هر پشتون !!از اینکه کسی رهبر و بزرگ پشتون ها را طوطا بینی بگوید آزرده خواهد شد و بی تفاوت نخواهد ماند !!عجب من که با احساسات جوانی در برابر دشنام های خان نا خداگاه یک اشاره ی کرده اینک به هفت قاضی کور اشناشده بودم ....حتا میخواست بفهمد که کی در این کار مشوقم بوده است ..

      این را بخاطر ذکر کردم که کلان و خورد این ها دشنام گو استند و یک قسم تخیل دارند .....

  • یگانه دلیل مقالات طولانی نوکران حلقه بگوش پنجابی های کثیف و بویناک پاکستانی در زیر چندین چادری این است تا پشتون را بر ضد غیر پشتون تحریک کنند.

    این نوکران پنجابی های بویناک پاکستانی همان های اند که تا دیروز در مورد مفعول بودن حکمتیار جنایتکار مقالات مینوشتند.

    این نوکران حلقه بگوش پنجابی های بویناک پاکستانی که در سایت های مختلف افغانی زیر نامهای مختلف ثبت اند با یک نگاه به مقاله های شان شناخته میشوند که همه یک پیام دارند- غیر پشتونها بر ضد پشتونها بر خیزند و کشور شانرا مانند سالهای 1992- 1996 ویران کنند.

    افغانهای وطنپرست جنایتکاران جنگی را بدون درنظرداشت تعلقیت قومی، زبانی، سمتی و مذهبی شان محکوم میکنند.

    اگر ملای نامرهی عمر است ، جنایتکار حکمتیار یا ملا بچه مسعود اند .

    ولی آنانیکه در خدمت یگانه دشمن وطن ما یعنی پنجابی های بویناک پاکستانی قرار دارند ، جنایتکاران را بر اساس دستور آی اس آی پنجابی های سیاه دل و سیاه رو محکوم میدارند.

    در پیام من و وطنپرستان واقعی افغان شما هیچگاه توهین به فامیل و ناموس کس را نمیابید. هدف من فقط محکوم کردن جنایتکاران و آنان غلامانی است که از جنایتکاران دفاع میکنند این اگر پشتون است یا غیر پشتون.

    من از آنانی که هدف شان واقعاً جامعه مبتنی بر عدالت اجتماعی است تقاضا میکنم که گول غلام بچه های پنجابی های کثیف پاکستانی را نخورند. نه جنایتکار ملی نماینده تاجیک ها است نه جنایتکار حکمتیار نماینده پشتونها.

    دشمنان کشور با صدا زدن مسعود با نامهای مبالغه آمیز میدانند که نمک بر زخم قربانیان این جنایتکار میپاشند و خوب میدانند که تندیس مسعود مایه نفاق و شقاق است از همینرو آنرا چاق تر و چاق تر میکنند.

    برای من به حیث یک افغان تاجک، هزاره ، ازبیک ، پشتون ، نورستانی ، بلوچ، هندو وسکهه افغان همه برادر و برابر اند و اگر تاکنون چنین نبوده هدفم ایجاد همین برابری است.

    این برابری با توهین پشتونها تامین نمیشود.

    این برابری با تحمیل جنایتکاران این و یا آن قوم به حیث قهرمانان تامین نمیشود.

    این برابری زمانی صورت میگیرد که ما منافع کشور و مردم را بر منافع گروهی و قومی ، سمتی و لسانی ترجیع بدهیم.

    وسلام

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.