کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > بروس ریچاردسن خدای پشتونها درقرن بیست ویکم

بروس ریچاردسن خدای پشتونها درقرن بیست ویکم

سه شنبه 12 ژوئيه 2011, بوسيله‌ى پرویز "بهمن"

پیشګفتار:درین روزها بازار یک شخصیت جعلی وساخته شده در سایتها وبنګاه های دروغ پراګنی اوغانیزم سخت ګرم است . با خواندن این مقاله ها وترجمه های جعلی وساختګی به یاد آن ګفتهء مشهور ګوبلز افتادم که ګفته است: یک دروغ را چندان تکرار کنید که مردم به راست ګفتن آن باور کنند

شاید ګوبلز وهتلر ویا ماوکیاول ولینین واستالین ودیګر پایه ګذاران اندیشه های سیکولار که نظریات شان برمبنای زیر پا ګذاشتن تمام اصول اخلاقی ودینی استوار است حق داشته باشند درراه بدنام سازی ودرنهایت از پا درآوردن کامل دشمنان یا مخالفان ایدیالوژیک خویش ازتمام وسایل مشروع ونامشروع استفاده کنند.

اما آنانی که سالها ګوش خلایق را با این زمزمهء واهی کر کرده اند که دیانت شان عین سیاست شان است و فرهنګ متعالی پښتوڼوالی وقومیت آنها بادیانت واخلاق درطول پنج هزار سال باهم ګره خورده است و پشتونها قبل ازاسلام دارای فرهنګ متعالی وارزشهای اخلاقی بوده اند، چقدر شرم آور وننګین است که بخاطر فرونشاندن عقده های حقارت و جبران نمودن رقص کردن ها زیر دهل شوروی سابق، دست به اعمالی بزنند که سبب رسوایی خود وهم پیمانان شان ګردد. چنین کسانی نادانسته ونافهمیده ماسک قلابی شعارهای کاذب وپر زرق وبرق ګذشتهء شان دریده شده وچهرهء حقیقی وحدت خواهی اقوام وبرادری وهمګرایی ملی دروغین به یکباره ګی ازپرده های اوهام وخرافات نمایان ګردیده ومردم وجهانیان به نیات باطنی شان پی برده ومتیقن میګردند که هزاران استالین، ګوبلز وماکیاول نزداین شیادان دبستان نیرنګ وتزویر هنوز شاګرد اند و دست هایشان ازپشت بسته شده است.
آری!
سخن ازفاشیزم پښتونی است فاشیزم پښتونی امروز یک مصیبت جانکاه، درقرن بیست ویک درجنوب شرق آسیا بشمار میرود، این فاشیزم درراه رسیدن به هدف خویش مطابق وصایای حضرت ماکیاول به هیچ ګونه اصول ومبادی اخلاقی پای بندی ندارد. به قول پیروان این مکتب شیطانی، اهداف میتواند هرنوع توسل ورزیدن را به وسایل ولطایف الحیل مختلف توجیه کند، بناء درراه رسیدن به اهداف تعین شده، نزد یک فاشیست پښتون هیچ چیزی بنام شرم وحیا واخلاق وجود ندارد. زمانی که باچنین فاشیزمی روبرو میګردید، بی درنګ این ګفتهء حضرت مولانای بلخ، به یادتان می افتد که فرموده است:

باحیاباش پادشاهی کن

بی حیاباش هرچه خواهی کن

به تعبیر خیلی واضح: اګر فاشیست پښتون احساس کند که با همبستر شدن خانمش ویا یکی ازاعضای مونث خانواده اش با کسی میتواند به هدف غایی خویش نایل ګردد از آن رو ګردان نیست وبارضایت کامل وآرامش خاطر این کاررا میکند. بناء هرکسی که معتقد باشد که فاشیست مقید به اصول ومبادی دینی ویا ملتزم به ارزشهای اخلاقی است سخت دراشتباه قرار ګرفته است.
بحث ریچارد سن ومقاله های قلابی وی مانند نوشتن کتاب سقاوی دوم ازمباحث دلچسپ درشرایط حاضر میباشد. سایتهای دعوت وټول اوغان ولربر وبینوا اوغان جرمن درین روزها پراز اراجیف بیل ریچارد سن است.
چندی قبل نظرم به بخش نظرخواهی پورتال افغان جرمن افتاد، که مرد چماق بدست ومستعار نویسی زیر نام بنیاد بردانشمند والاګهر واسلام شناس حق ګو ،شجاع وباجرآت و شناخته شدهء کابل زمین محترم دکتور فرید یونس خشم ګرفته وهردشنام وتوهینی که از دم قلمش آمده است نثار آن مرد فرزانه کرده بود.
اساسا آقای بنیاد خواسته اند که به تقلید ازیهودان که برمنکران هلوکوست می تازند، وی نیزګویا برپیامبران ساختګی پشتونی درعصرحاضربتازد و کوچکترین انتقاد وشک وریب را قابل تحمل نمیدانند.
درحقیقت همین ګونه روشهای استبدادی،توسط فاشیستان پښتون درطول تاریخ این ګمان را تقویت کرده است که ګویا بښتونها با اسراییل ویهود کدام پیوند تاریخی ازنظربیولوژیکی داشته باشند. درحالیکه این ګمان بکلی غلط است.
هیچ نشانه وعلامهء میان یهودیان وپښتونها وجود ندارد، یهودهای که ازنسل بنی یعقوب اند عمدتا مردمان هوشیار، ونهایت ذکی وهمچنان عالمانی بوده اند که میتوان ګفت تمدن امروزی نتیجهء خلاقیت وابتکارات این قوم میباشد درحالیکه، پښتونها ازجمله اقوام هندی بوده که جز جهالت وخرافات پرستی ،جنګهای قبیلوی، وزنده ګی با حیوانات دیګر هیچ دست آورد علمی وتاریخی ازخویش به یادګار نګذاشته اند. برجسته ترین شخصیت علمی که حالا پښتونها برسراصل وملت آن دررقابت با ایرانیها قرار ګرفته اند عبارت ازسیدجمال الدین اسعد آبادی، سید جمال الدین افغانی ، سید جمال الدین فارسی، سیدجمال الدین استانبولی وغیره است که اګر دیګر القاب وی را همه منکر شویم وتنها به افغان بودن آن تکیه کنیم بازهم وی ازنژاد وسلالهء افغان نبوده بلکه عربی الاصل میباشد. بناء این شباهت یهودی پښتونی نه اساس علمی دارد ونه هم تاریخی . تنها حدس وګمان است که زورګویی ها ولجاجت پښتونی وبعضی ازصهیونیستهای افراطی تعدادی را ګمراه ساخته است که ګویا پشتونها ازنسل یهود میباشند.
اګر تنها لجاجت وزورګویی ونامهای بعضی قبایل چون سلیمانخیل، اسحاقزی وغیره را نقطهء مشترک میان یهودها وپښتونها بدانیم به خطا رفته ایم.
این برداشت غلط مردمشناسی ، فاشیستهای پشتون را بیشتر تقویت میکند تا آنها باوجودیکه لاف آریایی بودن را میزنند ولی درخفا با اسراییل نیز ارتباط برقرار کرده ونزد آنها نیز ازقول اقوام دیګر داستانهای دنباله دار را سرهم بندی کنند که ما بخاطر شما درافغانستان مظلوم واقع شده ایم وعلت اینکه اکثریت باشنده ګان افغانستان کنونی ازما نفرت دارند اشتراکات قومی ما باشماست. بناء از دوستان عزیزیکه ناخود آګاه پښتونها را ازنسل یهود میدانند خواهش میکنم که بدون سند ومدرک معتبر علمی به این حدسیات واهی خویش پایان دهند. زیرا وجوه تشابه میان یهود وپښتون وجود ندارد. نه ازنظر فزیکی ونه هم ازنطرزبانی ونه هم ازنظر تاریخی.
مدخل:

چنان معلوم میګردد که درامریکا هویت حقیقی یا جعلی بیل ریچاردسن را برای اولین بار محترم داکتر فرید یونس زیر سوال برده است. نظر به دشنامنامهء آقای بنیاد داکتر فرید یونس راجع به موجودیت چنین فردی درامریکا دربرنامه های تلویزیونی خویش کاملا اظهار شک وتردید کرده است. آقای دکتریونس معتقد است که اګر چنین افغانستانشناسی درامریکا موجود بوده چرا تاکنون درهیچ مناظرهء تلویزیونی اشتراک نکرده است وازنوشته های خویش دفاع نکرده است.
ګذشته از آن آقای دکترفرید یونس ازسبک نوشته های این شخص به این باوررسیده است که ریچاردسن یک فرد جعلی است یعنی اینکه یکی ازهمین آقایون فاشیست خودرا زیر نام بیل ریچاردسن داخل کرده وبرای جعل نمودن تاریخ،هرچه ازنوک قلمش میاید صرفه نمی کند.
یافته های این قلم در(ګوګل) چنان نشان داد که فردی بنام بیل ریچاردسن با سوانح جعلی درسایت افغانستان انلاین به بیننده ها معرفی شده است که مورد اعتراض تعدادی ازکاربران سایت قرار ګرفته وتعدادی به زبان انګلیسی نوشته اند که این شخص مانند سمسورافغان یک نام مستعار است.
دربخش دیګری ازهمان سایت درسوانح آقای ریچاردسن نوشته شده که وی درایران تحصیلات نموده ودرسالهای هشتاد میلادی وی بحیث(فوتو ژورنالیست) عکاس ازجبهات مجاهدین عکسبرداری کرده است. آقای ریچاردسن نظر به روایت سایت مذکور به اسلام مشرف شده ونام فیروز را بالای خویش انتخاب کرده است. بعد وی باحزب مولوی محمد یونس خالص همیشه درارتباط بوده وازجبهات حزب وی عکاسی های را درمجلات امریکایی نشرنموده است. درآن سایت نګاشته شده که آقای بیل ریچاردسن به شمال افغانستان نیز سفرکرده واما روی دلایل نامعلومی ازسفربه جبهات پنجشیر خود داری ورزیده است.

درسایت مذکور یک قطعه اعلان تاریخ ګذشته، نیز به چشم میخورد که بعداز خروج قوای شوروی آقای بیل ریچاردسن میخواسته یک نمایشګاه عکاسی را ازظلم وجنایات ضد بشری قوای شوروی درافغانستان دریکی ازکتابخانه های امریکا راه اندازی کند، البته چنین واقعه ای صرف بحیث یک اعلان نشرشده که تاریخ اعلان نیز ګذشته است اینکه آیا چنان نمایشګاه عکاسی درکتابخانهء مذکور راه اندازی شده یا نه اطلاع دقیقی در دست نیست.

از آن ګذشته درسایت دعوت دربخش انګلیسی آن در ده ها مضمون ومقاله یک قطعه فوتوی بیل ریچاردسن نیزبه چشم میخورد که ګویا این عکس همان بیل ریچاردسن میباشد.
دربخش نظرخواهی اوغان جرمن امسال نیزفرد بنام هوتکی یک اعلان مشابه را ګذاشته است که آقای بیل ریچاردسن درفلان تاریخ یک کنفرانس ویدیویی را دایر میکند وازعلاقه مندان خواسته است که به فلان شمارهء موبایل تماس بګیرند. البته قبل ازهرچیزدیګر باید خدمت خواننده ګان عزیز این مطلب را روشن سازم که هدف بنده دفاع ازاحمدشاه مسعود یا داکتر فرید یونس وتعرض بالای آقای بیل ریچاردسن خیالی نیست، بلکه هدف این است که از آقایون فاشیست مشرب بپرسم که چرابه این باور نرسیده اند که دیګر زمان جعل کاری وخاک افشاندن به چشم مردم، ونګارش تاریخ های فرمایشی ګذشته است؟ آیا درعصریکه تمام جهان به یک دهکدهء کوچک تبدیل شده است توسل جستن به بازی های کهنهء ماقبل التاریخی چه دردی را میتواند دوا کند؟

آیا با این ترفندها میشود که نسلهای آینده را قانع ساخت که درمناطق تاجیک نشین وازبیک نشین وهزاره خصوصا پروان وکاپیسا و پنجشیر وتخار وبدخشان وبامیان و قندوز ومزار هیچ مقاومتی وجهادی علیه اشغال شوروی وقت صورت نګرفته است وجز پشتون دیګر کسی مرد میدان نبوده است؟ حد اقل شما آقایون ازآن فاشیست جهادی خودتان بنام ګلبدین خان هم بی وجدان تر استید که درپیام اختصاصی خویش بمردم پنجشیرسال ګذشته، آنهارا قهرمانان جهاد ومقاومت خوانده است؟

چرا وتاچه وقت این بازیهای شیطانی را ادامه میدهید آیا کفایت نمی کند که دوصد وبنجاه سال را بالای اقوام تحت ستم این کشور با دروغ وجعل وفریب تحمیل کردید وتمام قباله های ولایات مختلف کشوررا به قول باری جهانی به نام بابای خویش ضبط کردید هنوز هم باخیال باطل میخواهید تاریخ اقوام غیر اوغان این سرزمین را تحریف کنید وبه نسلهای آینده همان دروغ های شاخداررا به ارث بګذارید؟

پشتونها واستناد علمی به منابع خارجی:

ناسیونالیستهای اوغان که سالها لاف از وحدت ویکپارچګی اقوام افغانستان زده اند، منابع ومآخد خارجی را که ازظلم وقساوت ونسل کشی پشتونها پرده برداشته اند همه را منابع غیر موٍثق ونفاق افګن توصیف نموده و برای افغانها!!!!!!!! توصیه شده است که به این اسناد جعلی توجه نکنند.
چند سال قبل دربخش انګلیسی سایت کابل پرس فردی بنام (رابرت) بالای اشرف غنی احمدزی وتصرفات تعصب آمیز وتبعیض ګونه و تبارګرایانهءوی در دانشګاه کابل که بدون هیچ نوع مجوز قانونی کرسی ریاست آنرا غصب کرده بود مضمون انتقادی نوشت بود که حالا نیز دربخش انګلیس آن موجود است ولی درجواب به وی، یکی ازطرفداران آقای احمدزی یا احتمالا خودش آقای رابرت را متهم به مداخله درامور داخلی افغانستان نمود وسایت کابل پرس را معادل شبکهء تلویزیونی( فاکس نیوز) خواند که ازنظرژورنالیزم همیشه به شایعه وآوازه تکیه نموده تا به یک خبر موثق.

بهمین ترتیب احمد رشید پاکستانی را ناسیونالیستهای پشتون بخاطر نوشتن مضامین ومقالات افشاګرانه اش دربارهء طالبان همیشه مورد نکوهش قرار داده اند.عارف عباسی یکی ازبرنامه سازان تلویزیونی پیام افغان روزی از روزها راجع به احمد رشید پاکستانی چنین ګفت:

«این مرد درمهمانخانه های جنګ سالاران درشمال شب ها وروزها خوابیده است تحفه ها دریافت کرده است وبا رهبران جهادی ازقدیم الایام زد وبندهای پنهانی داشته است هرکسی که به نوشته های احمد رشید اتکا میکند، نشان از بی خبری وغفلت و نبود احساس غرور ملی در وجود وی دارد.»
کتاب افغانان تالیف الفنستون انګلیس درعصرسلطنت نواسه های احمدخان ابدالی را نیز پشتونها صرف، همان بخش های آنرا قبول دارند که ازشاهان افغان تعریف وتمجید بعمل آمده است.

اما درمورد اقوام دیګر خصوصا شخصیت های مطرح درتاریخ هرخارجی که علیه شخصیت های تاریخی به اندازهء سرمو قلمی کش کرده باشد پشتونها آنرا چون کتاب نازل شده از آسمان هفتم می پرستند و بالاتر ازصدها ترجمان داو طلب زن ومرد پښتون حاضر میشود که آنګونه نوشته های مسخره را چون وحی منزل برمردم بقبولانند که ګویا آنها به اسناد ومدارک نایابی دست یافته اند.

کتاب کرسی نشینان کابل، اثرسفیر شاهنشاهی فارس دردربار امیرعبدالرحمن خان که درآن فیض محمد کاتب بحیث یک جاسوس سفارت ایران معرفی ګردیده است ازمعتبرترین منابع نوشتاری آقای محمد اعطم سیستانی بشمار میرود.
نوشته های موهن لال هندوستانی که در آن محمد ولی دروازی جانشین امان الله شاه، متهم به براندازی نظام ازطریق کودتا باهمدستی شورویها میباشد نیز ازمنابع موٍثق آقای محمد اعظم سیستانی بحساب می رود.
واما دربارهء منبع حاضرکه آقای بیل ریچاردسن باشد باید ګفت که این بیل ریچاردسن به یقین بیل را برای کندن ریشه های تاریخی اقوام غیر پشتون درافغانستان برداشته است.
قطع نظر از جعلی بودن یا واقعی بودن بیل ریچاردسن اګربه محتوای مضامین وی توجه شود، بحدی این نوشته ها بی وزن وغیر واقعی اند که حتی اطفال افغانستان نیز راجع به آن می خندند.

اولین پرسشی را که باید مطرح کرد این است که آقای بیل ریچارد سن چرا تنها برای مدرک سازی علیه مسعود قدعلم کرده است، توګویی که از روز اول پیدایش بیل ریچاردسن درسرشت وی دشمنی وعداوت علیه مسعود خمیرشده باشد، درحالیکه مسعود درحیات خویش این نام را نشنیده بود پرسش اینجاست که علت این بد پنداشتن یک امریکایی ازیک افغانستانی به روی کدام دلایل منطقی وعلمی استوار است؟ وچرا ناسیونالیست های پشتونی که درباره هم تباران خودشان یک سطر را بحیث سند قابل تحمل نمیدانند ولی سخنان این امریکایی را با آب وتاب آن اخوانی وکمونیست ولیبرال پشتون یکسان زمزمه میکند چرا؟
آقای ریچاردسن دربارهء مسعود به چنان حدسیات وګمانه زنی های بیجا توصل جسته است که خودش را بی آب وبی آبرو ساخته است مثلا درجایی می نویسد که مسعود درزمان حاکمیت سردار محمد داوود به کمپ های تربیتی تروریستی درخاک لیبیا فرارکرده بود آنجا تعلیمات چریکی را آموخته با سازمان های چپی ومارکسیستی شوروی سابق در دنیای عرب روابط تنګاتنګ داشته وبعد وارد افغانستان ګردیده وازهمان ابتدا درفکر این بوده که یک کشور تاجکستان بزرګ را درسرحدات شوروی سابق بنا نهد. بح بح! دست تان درد نکناد آقای ریچاردسن!!!

آقای ریچاردسن نظرش راجع به اختلافات قومی درافغانستان این است که همهء این اختلافات ریشه در تحریکات شوروی سابق دارد، زیرا این شوروی سابق بود که درهرکشوری که حمله کرده اقلیت های قومی را برضد قوم اکثریت برانګیخته است ودر دفاع ازاقلیتهای قومی زمینهء تداوم سلطهء خویش را بالای آن کشورها مساعد ساخته است.به عبارت دیګر اقوام غیر پښتون درافغانستان شامل حوزهء منافع استراتیژیک روسها درافغانستان بشمارمیروند. این اقوام بطور طبیعی بخاطر حفظ دشمنی شان با قوم اکثریت،همیشه بالای روسها حساب کرده اند وروسها نیز ازاقوام غیر پښتون به دلیل اقلیت بودنشان ازآنها حمایت کرده است ومیکند.
آقای بیل ریچاردسن هرګز به این باور نیست که اقوام غیر پښتون دربرابر اشغال شوروی ازخود مقاومتی نشان داده باشند، وی معتقد است که اګر درشمال مقاومتی بوده همهء آن توسط پښتونها بوده است. بهترین مدارک ومنابع که آقای بیل ریچاردسن به آن تکیه نموده نبی مصداق است که درپاورقی ها ازآقای نبی مصداق، سابق نطاق پښتوی رادیوی بی بی سی نقل قول ګردیده است.
آقای بیل ریچاردسن ازقول عبدالحی ورشان خبرنګار صدای امریکا دربارهء کشته شدن دکتور عبدالرحمن وزیر هوانوردی وتوریزم درکابینهء حکومت مؤقت آقای کرزی نقل کرده است که دکتور عبدالرحمن اسناد زیادی مبنی برروابط پنهانی احمدشاه مسعود با (کاګی بی) در دست داشت بناء وی به امرمستقیم سران اتحاد شمال ازبین رفته است.
باوجودیکه آقای ریچاردسن باورش این است که خاستګاه فکری آقای دکتور عبدالرحمن مایوویستی بوده ولی بازهم به باور وی سالها داکترعبدالرحمن انتظار کشیده تا مسعود بمیرد و او بعد ازمردنش اسناد جاسوس بودن وی را فاش سازد. مرحبا!!!!

اینګونه نوشته های بی کیفیت وخالی ازهرګونه ارزش علمی وتاریخی تعدادی ازاشخاص عقده ایی وفرومایه وچاپلوسی چون سیدخلیل الله هاشمیان را وا داشته است تا درمجلهء آیینهء افغانستان هرچرند وپرندی که ازنوک قلمش می تراود آن را بنام سندهای تاریخی تحویل خواننده های بیسواد وبی خبرمیکند.
سیدخلیل الله هاشمیان، برادر دکتور حیدر مسعود یکی ازپایه ګذاران حزب دموکراتیک خلق وآخرین رییس رادیو تلویزیون دولت دکتورنجیب الله بود که چندسال قبل درآلمان وفات نمود.
درجریان مراسم فاتحه خوانی آقای دکتورحیدر مسعود، این هاشمیان بی تربیت بدون درنظرګرفتن نزاکتهای اجتماعی درمحفل با ایراد سخنرانی عقده مندانه ای محفل را برهم زد وجنګهای زبانی میان اعضای فامیل درحضور مدعوین عزا دار ازخاطرات خیلی تلخ ودردناک یکی ازهموطنانی است که درآن محفل حضور بهم رسانیده بود.

استبداد قومی ونګارش تاریخ های فرمایشی:

آڼچه که مسلم این است که درافغانستان کنونی ، درطول تاریخ حاکمیت تګ قومی فاشیست های پشتون به هیچ صورتی هویت وتاریخ اقوام دیګررا برسمیت نشناخته وبرعکس درراه نابودی آن ګام برداشته اند. این دشمنی نه تنها شامل خلع نمودن مردمان بومی غیراوغان درسرزمین شان ازمشارکت درقدرت سیاسی بوده بلکه تهی ساختن مردم از زبان ،تاریخ وفرهنګ ګذشته پربارشان نیز میباشد . فاشیستان به این هم بسنده نکرده بلکه محو نمودن همهء ګنجینه های ادبی وسیاسی واجتماعی وپاکسازی نامهای مفاخر ورجال وشخصیت های غیراوغانی ازصفحات تاریخ ، منهدم ساختن تمام آثار ګرانبهای ادبی و فرهنګی وافتخارات مردمان دیګر وخلاصه قطع نمودن رابطه میان نسلهای ګذشته وحالیه جزو برنامه های فرهنګ زدایانهء یک فاشیست پښتون میباشد.( رجوع شود به مقالات استاد توردیقل میمنه ګی درسایت کابل پرس)

دکتورنجیب الله نماد واقعی یک سخنران فاشیست مشرب:

اما هرزمانیکه نوعی تقابل ویا زمینه های بیداری اقوام تحت ستم، بخاطر حق خواهی وبرابری طلبی پیش آمده است فاشیست های پښتون شروع به عذر وزاری و چرب زبانی نموده اند که: ګویا همهء ما ازیک وطن استیم همه برادر یکدیګریم وسالها باهم زیسته ایم واین خارجی ها اند که مارا باهم میجنګاند به لحاظ خدا به هرترتیبی که میشود بیایید باهم یکی شویم و سازش کنیم این وطن خانه ای مشترک همه ما افغانها است نکنید که وطن ازدست میرود بیګانه ها برسرنوشت ما حاکم میشوند خاک و وطن درمعرض تجزیه قرار دارد وامثال چنین استدلالهای مدارا جویانه.بهترین مثال برای اثبات ادعای فوق را میتوان درسایت یوتوب اززبان دکتورنجیب الله احمدزی آخرین ریس جمهور دست نشاندهء ماسکو شنید که درحقیقت همهء آن بیانیه ها در راستای همین اهدافی که قبلا بیان شد میچرخد.
تاجاییکه اسناد ومدارک تاریخی نشان میدهد آن بیانیه ها وسوژه های آن خطابه های آتشین را سلیمان لایق تهیه وترتیب می نموده است که مملوء است ازآیات واحادیث واقوال بزرګان وهمچنان ضرب المثل های عامیانه وفولکلور.

دکتورنجیب الله درین بیانیه ها نهایت کوشش خویش را میکند تا با شګردهای سلیمان لایقی وهتلری،اقوام خوش قلب تاجیک وازبیک وهزاره را بفریبد. او از میرمسجدی خان کوهستانی ومیربچه خان کوهدامنی یاد میکند ازجنګها وغزوات علیه انګلیس سخنها میګوید ازقیام مردم شمالی دربرابر انګلیس ها با نیکویی یاد آوری میکند وخودرا نیز درهمهء آن افتخارات سهیم میداند.
هنوز هم هستند تاجیکها وازبیکها وهزاره هایکه آن سخنان آتشین دکتورنجیب الله را می شنوند اشک برچشمان شان جاری میشود، درحالیکه حقیقت آن بود که اګر عوض دکتور نجیب الله احمدزی هرپښتون دیګری درهمان وضعیت قرار میداشت وی همان خطابه های ملی ګرایانه و وحدت طلبانه را ایراد میکرد. زیرا دکتورنجیب الله میان دوسنګ بزرګ، هرروز آرد میشد، ازیکطرف سابقهء شوروی پرستی وجاسوسی به کا ګی بی که درمیدان رقابت های قبیلوی باید جا را به رقیبان اسلامګرای پاکستانی پرست خویش خالی میکرد وازجانب دیګر بیداری اقوام غیر اوغان که همهء هست وبودشان را درزمان اشغال شوروی سابق از دست داده بودند ودیګر هرګز به حکومتهای تګ قومی شوروی پرست ویا پاکستان پرست تن نمیدادند.روی همین علت بود که زمانیکه دکتورنجیب الله نمایندهء باصلاحیت ګلبدین را طور مخفی درقصرریاست جمهوری بحضور پذیرفت ازطریق وی به ګلبدین خان پیام داد که اګر وی به صدای وی بحیث یک پښتون لبیک نګوید بدون شک کسان دیګری حاضراند که موقف وجای وی را بګیرند وآنوقت پشیمانی سودی ندارد. منظور دکتورنجیب الله ازبکاربردن( کسان دیګر) همانا فرمانده احمد شاه مسعود بود که درآنوقتها هرروز به میزان محبوبیتش درشهرها وقرا وقصبات خصوصا شمال افزوده میشد.

دستګیرپنجشیری یکی ازپایه ګذاران حزب دموکراتیک خلق دریکی ازنوشته هایش، آنروزهایکه ګلبدین حکمتیار باجمعی ازرهبران عرب وعجم، درروز روشن ازطریق عبور ازساحات تحت کنترول دولت دکتورنجیب الله به پروان وکاپیسا سفرنموده بود ودرفابریکهء نساجی ګلبهار درحضور صدهاتن ازکارمندان دولتی سخنان پرشور ضددولتی!!!! خویش را ایراد میکرد بیاد می آورد:
درآنزمان جمعی ازاعضای کمیته مرکزی وبیروی سیاسی به دکتورنجیب الله پیشنهاد کردند که باید ګلبدین را ګرفتار کند ولی دکتورنجیب الله که چشمانش ازفرط خشم الق وبلق شد ومعلوم نبود که بکدام طرف می بیند، درجواب ګفت بخاطری ګلبدین را ګرفتار کنم که مسعود بی رقیب بماند؟

دکتور نجیب الله که اولین بغاوت وزیر دفاع خویش را به زور بازوی رفقای حزبی تاجیک تبارش دروزارت امنیت دولتی شکست داده بود دراثر تحریکات مشاوران قبیلوی اش چون: سلیمان لایق ومنوکی منګل وجمعه اڅک وغیره درپی آن بود که چګونه بتواند به سروقت این رفقا به وقت وزمانش رسیده ګی کند وبرای تلافی این ګناه نابخشودنی اش که ګویامخالف هم تبارخویش را ذریعهء تاجیک ها سرکوب کرده، ابتدا به ترور فزیکی جلال بایانی معاون وزارت امنیت درامور باندیتزم که نقش عمده واساسی درسرکوب کودتای شهنواز تنی بازی کرده بود پرداخت، به تعقیب آن آهسته آهسته به تصفیه وتبدیل نمودن تاجیک ها از رده های بالایی وزارت امنیت نمود.

جنرال ګروموف آن تغیرات وتبدیلات را درزمان دکتورنجیب الله رنګ قومی نمیدهد، بلکه میګوید که تعداد زیادی ازجنرال های ارتش وامنیت بدلیل وفاداری شان به ببرک کارمل ازکار برکناریا تبدیل ګردیدند. درحالیکه ازدید یک افغانستانی که درآن زمان آن حوادث را به چشم سردیده است میداند که چنین نیست حتی همان جنرال های که اصالت پشتونی هم داشتند بخاطردوستی وهمفکری با هم مسلکان تاجیک ویا هزارهء خویش قربانی آن تصفیه های دکتورنجیب الله ګردیدند.
قضیه زمانی حاد میګردد که یکی از ولایات هم مرز با پاکستان یعنی خوست دراثرسازشهای قبیلوی میان جنرالان پشتون تبار آن ولایت چون:( سوله مل هلمندی) باجلال الدین حقانی وګلبدین حکمتیار تسلیم مجاهدان میګردد.
هرچند جنرال نبی عظیمی نیز جنرال سوله مل را یک کارملیست میداند، وعلت تسلیم نمودن خوست را به مجاهدین تنظیم های پاکستانی، جفای دکتور نجیب الله درحق وی عنوان میکند ولی حقیقت این است که جنرالان پشتون از قوت ګیری نیروهای نظامی شمال تحت فرماندهی جنرال عبدالرشید دوستم وامان الله ګلیم جم سخت برآشفته بودند ودکتورنجیب الله را درین باره مقصر میدانستند. نیروهای آنوقت شمال، درراه قلع وقمع مجاهدان تنظیم ها درولایات قندهار، لوګر، خوست وپکتیا وپکتیکا ازخود صلابت وقاطعیت بی نظیری نشان داده بودند که برای هیچ پشتونی قابل تحمل نبود.
جنرالان پشتون رژیم آن وقت، خواهان آن بودند که باید مجاهدان سمت شمال خصوصا تاجیک ها وازبیک ها وهزاره ها را ذریعهء نیروهای هم تبارخودشان چون قوتهای جنرال مومن وجنرال دوستم وجنرال نادری تصفیه کنند ولی به جنوب کاری نداشته باشند.
اما درصحنهء عمل، پلانهای فاشیستها طور دیګری رقم میخورد. یکی ازکارمندان اداره برنامه های نشرات نظامی رادیو تلویزیون وقت که نامش محفوط است خاطرهء خویش را ازآخرین روزهای سقوط دکتور نجیب الله به نګارنده بیاد می آورد:
وی میګوید درآخرین روزهای سقوط دکتورنجیب الله، تمام قوماندانهای نظامی ملیشه های قومی به یک خود آګاهی غیرقابل تصوری رسیده بودند وازاوامررییس جمهور دکتورنجیب الله سرکشی مینمودند. موصوف افزود که حتی قوماندانهای پشتون تباری چون جبار هلمندی ونیروهای تحت رهبری جانشین عصمت مسلم حاضر به جنګیدن درشمال نبودند به همان ترتیبی که دراثر خیانت پشتونها در ولایت خوست نیروهای جنرال عبدالرشید دوستم وامان الله ګلیم جم بزرګترین تلفات انسانی را دادند ، ملیشه های قومی پشتون نیز ازرفتن به جبهات شمال خود داری می ورزیدند.

درسقوط خوست تعدادی ازبیکها وتاجیکها که به شکلی ازنابودی رهبده بودند به چشم سردیدند که پاکستانیها وعرب ها وپښاتین اسرای ازبیک را ازپا آویران کردند ولی جنرالهای پشتون همراه با ملاها وعلمای دیوبندی وعرب به آموزش قرآن کریم وتجوید وتفسیر رو آورده و نان قروانهء شان لوکس تر از زنده ګی در زیر سایه ء دکتورنجیب الله بود توګفتی که هیچ آبی از آب تکان نخورده است.
اما درکابل دکتورنجیب الله سقوط خوست را به شکل ریاکارانهء آن ماتم ملی اعلان کرد ومسوولیت آنرا نیز بدوش قوتهای شمال انداخت تا یک تیر بزند وچندین فاختک شکار کند.
سقوط خوست وسازشهای قبیلوی پشتونها حس خود آګاهی را میان صاحب منصبان غیر اوغان تقویت کرد. تاجاییکه جنرال عبدالرشید دوستم نیروهایش را که دربرابر نیروهای فرمانده احمدشاه مسعود درتخار مصروف نبرد بود،بدون استیذان رییس جمهور از خواجه غار ولایت تخار بیرون کشید.
فردی که نامش محفوظ است ازملاقات سیداکرام پیګیر یکی ازاعضای ازبیک تبار حزب دموکراتیک خلق با عبدالرشید دوستم سخن میګوید:
وی میګوید که سیداکرام پیګیر درمحفل خصوصی درکابل رو بطرف جنرال دوستم نموده وبه وی چنین اخطار داده بود: دوستم! این جوانانیکه بنام سرباز به محور تو ازشمال جمع شده اند همهءآنها را مادر تو نزاییده است ونه هم ازبیخ بته پیدا شده اند، هرکدام آنها ازخود مادری دارد خواهری دارد وپدر موسفیدی دارد، کوشش کن که دیګر فرزندان مردم را بی جهت درجبهات مختلف بخاطرهیچ نجنګانی.
سیداکرام پیګیر به حیث یک روشنفکر ازبیک تبار درک کرده بود که دکتورنجیب الله همان روش شهریار درکتاب ماکیاول را میخواهد بالای دوستم ودیګر نیروهای شمال تطبیق کند.
زیرا تاجایکه دکترنجیب الله توانست نیروهای مخالف خویش را توسط فرقهء پنجا وسه وفرقه های قومی شمال درتمام ولایات جنوبی ازبین برد نیروهای ګلبدین خان را ازتنګی واغچان وادار به فرار به طرف پاکستان کرد اما دیګر وقت آن فرا رسیده بود که خود وی را نیز بخاطر جلب رضایت پشتونها یا اعدام ویا ترور کند.

انګیزه های خشم پښتونها بالای مسعود:

اما پښتونها قراًـت دیګری ازحوادث آنروزګار دارند.
پشتونها ادعا دارند که هم احمد شاه مسعود خواهان ایجاد کشوری بنام تاجکستان بزرګ بود وهم جنرال عبدالرشید دوستم خواهان کشور دیګری بنام ازبیکستان بزرګ وهم عبدالعلی مزاری خواهان ایجاد کشور مستقلی بنام غرجستان که بحیث یک ایالت تحت قیمومیت ایران درمی آمد.
اما تاحال هیچ سندی که بتواند ادعاهای بالایی را ثابت کند وجود ندارد. بناء حالا موقع آن فرا رسیده است که یک شخص جعلی را بنام بیل ریچاردسن به زبان انګلیسی ساختګی سرزبانها بیندازند. درمقالهء شدیداللحن توهین آمیز درپورتال افغان جرمن فردی به اسم (بنیاد) به یکی ازاسلامشناسان معروف تاجیک چون دکتور فرید یونس تاخته است وخواسته است وی را بخاطر زیر سوال بردن هویت بیل ریچاردسن مورد هتک حرمت قرار دهد.
نویسنده بردکتور فرید یونس خشم ګرفته است وزیر نام مستعادر از وی طالب نشان دادن مدارک تحصیلی ګردیده است درحالیکه خودش را ازترس وی آشکارنساخته است.
آقای بنیاد ازین قول آقای دکتور فرید یونس شخت برآشفته است که ګفته است: مادر دهر دیګر فرزندی چون مسعود را نمی زاید.
این سخن آقای فرید یونس بالای روح وروان بنیاد تاثیر منفی کرده است واورا وا داشته است که به آقای یونس خیلی نابخردانه وناجوانمردانه بتازد. آقای بنیاد می نویسد من وقتی که برنامهء تلویزیونی آقای داکتر فرید یونس را مشاهده کردم بعداز آن به آقای رحمت آریا ایمیل فرستادم وازچند وچون موضوع از وی طالب معلومات ګردیدم بعد درجواب آقای رحمت آریا برایش نوشته است که در دنیای امروز هرکس حق دارد دربارهءهرچیزی باورخاص خودرا داشته باشد ولی دربارهء مسعود آنطوریکه اسناد وشواهد کا ګی بی وجی آریو نشان میدهد مقامات وقت شوروی وی را یاری رسانیده اند.
خوب، البته قبل ازآنکه بالای اصل موضوع بپردازم این نکته شایان ذکر است که رحمت آریا ازنویسنده ګان رسمی پورتال افغان جرمن میباشد. دربخش نویسنده ګان پورتال اسناد سوانح وعمر وشهکاریهای اکثر نویسنده ګان معلوم الحالی چون آقای سیستانی، حبیب الله غمخوار وغیره درج ګردیده وهمه ګان به هویت اصلی ونام وشهرت وی آشنایی دارند.
ولی درین میان تعداد دیګری که مدعی اند شخصیت های حقیقی وحقوقی اند از روز پیدایش این پورتال تاحال کسی حرفی را درمورد سابقهء کاری ، عمر محل تولد ورشتهء تخصصی آنها نخوانده استږ
که ازآن جمله مشت نمونهء خروار میتوان ازآقایان شبیر کاکړ، حمید انوری، رحمت آریا نام برد. این ذوات محترم که برخلاف دیګران باوجودیکه اصرار دارند مستعار نیستند ولی ازمعرفی وسابقهء کاری ومحل بود وباش خویش ترس ویا هم ننګ دارند وبا این صفات متبرکی چنین اشخاصی خواهان جستجو وکنکاش در آرشیف های شوروی سابق وارایه نمودن اسناد موثق درمورد دشمنان قومی شان میباشند. اما خواننده قبل ازآنکه به ترجمهء این آقایون نظری بیفګنند بخاطر حساسیست موضوع میخواهند ازخود مترجمین ونویسنده ګان بپرسند که آقایان! خودتان کی هستید؟ اګر خودتان جاسوس وقاتل ومسؤول قتل عامهای روشنفکران درنظام حفیظ الله امین نیستید چرا ازپرده بیرون نمی آیید؟
احمدشاه مسعود وآرشیف شوروی سابق:
تاجاییکه من به یاد دارم نویسنده، مترجم وپژوهشګر بی بدیل کشورما محترم عزیز آریانفر اولین شخصی است که اسناد وکتاب های جنرالهای روسی را به فارسی ترجمه کرده وحالا نیزبه این وظیفهءخطیر خویش ادامه میدهد یافته های آقای عزیز آریانفر تاکنون بحیث یکی ازمعتبرترین منابع حتی برای دشمنان مسعود میباشد. تاکنون هیچ پشتونی به اندازهء آریانفر نتوانسته کتب واسناد روسی را ترجمه کرده باشد ونیز تاکنون هیچ پشتونی که سالها سر در آخور روسها ګذاشته اند ودرعین حال درنمکدانش شاشیده است پیدا نشده است که بالای آقای آریانفر وترجمه های وی اعترضی کرده باشد وګفته باشد که وی امانت علمی را رعایت نکرده است ولی بازهم روی دلایل نامعلومی همین اسناد ترجمه شده ازقلم آریانفررا بدون ذکر ماخذ از فارسی به پشتو وبعد به انګلیسی ترجمه نموده وآنرا بنام اسناد پیشکش خواننده ها میکنند.
اما آقای رحمت آریا معتقد است که تعدادی ازروسهای که بعداز سقوط نظام شوروی به غرب پناهنده ګردیده اند خود آنها اسناد خویش را اززبان روسی به انګلیسی ترجمه کرده واین آقایون به شمول آقای بیل ریچاردسن نوشته های خود روسها را به زبان انګلیسی خوانده وبنام اسناد معرفی ګردیده اند.
درجواب باید ګفت تاچه حد شما آقایون وآقای بیل ریچاردسن بالای آن روسهای فراری باور دارید که آنها واقعا اسناد دست اول را به زبان انګلیسی ترجمه کرده باشند؟
جوابش باشماست

‎ ‎‍‍‍‍‍‍‎

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






64 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > بروس ریچاردسن خدای پشتونها درقرن بیست ویکم

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • بیارک بیشک خدا را شکر که مردم لوگر نیز اهسته اهسته خود را "گله اجانب دور" و به اصل خویش می پیوندد.

    به امید ازادی فارسی زبان لوگر .
    هر که دور ماند از اصل خویش - باز جوید روزگاری وصل خویش

  • معلومات پر ارزش بود امید اکر بیشتر ازین هم معلومات دارید با ما شریک سازید. موفق باشید.

  • خانمها و آقایانی که از نوشتۀ آقای محمد انور بنیاد پشتیبانی نموده ، گویا اسنادی و دلایلی را به پرسش دوست عزیز ما آقای شمس الحق پیش کش خواننده گان اوغان جرمن نموده اید ، لطف نموده همان مضامین و پیامهای بی پاسخ و دلایل خود را در صفحه زنجیر پیچ اوغان جرمن نوشته نکنید ، زیرا اگر کسی بخواهد عکس آنرا ثابت نموده به دهن تان بزند سانسور میشود . اگر کمی استعداد دلیل گفتن و دلیل شنیدن مستقیم و بدون سانسور را دارید ، بیائید با نامهای مستعار و شمشیر های چوبین تان در کابل پرس اگر کمی خصوصیت ایتنالوژی وغیرت اوغانی دارید ! یا اینکه از هزاره ها و دوستداران کابل پرس ترس و وحشت دارید که تشت رسوایی و دروغ پراگنی تانرا از بام می اندازند ؟

  • بهروز بچیم بیشک خوب نوشته را شروع کردی. از خداوند برایت توفیق آرزو میکنم تا هر کلام و سخنت را به همین شکل شروع کنی. نتیجهً خوبی خواهد داشت.

    سالها از خواندن و شنیدن شعر دری. آهنگ دری و ادب دری لذت برده ام و فکر کرده ام که دری زبانان مردم با ادب و تمکین اند. اما درین سالهای اخیر نظرم به طرف دیگری تغیر میخورد و با خود میگویم نه. ایشان از بابت زور با ادب بودند در پشتو میگویند ( چه ډب نه وی ادب نه وی). چون همیش بالای شان مغولها عربها ترکان یا افغانها حکومت کرده اند و حالا چون چند تا دزد از بین شان با هم جمع شده اند ایشان به زور شان مینازند و از پاچه کشیده اند. باز میگویم نه. امکان دارد نسلهای قبلی شان واقعاُ مردمان خوبی بوده اند و فلسفهُ متلیکه میگویند(از آهن گوه میماند) بالای شان تطبیق شده باشد.

    برادان امید مرا از داشتن چنین سوالات در ذهنم ملامت نکنید بنده به گوش خود صداُ پدرام ( ستارهً شعر فارسی) را شنیده ام که در ادب و انسانیت شاشیده و مثل سگ جفیده. بنده نوشتهُ پروفیسورلعلزاد استاد پوهنتون را خوانده ام که همه دشتام است. بنده چند روز پیش نظیه ذکی را در تلویزیون دیده ام. بنده نوشتهً بهروز خان را همین حالا خواندم و........................................................................................... 

  • به متصدیان محترم افغان – جرمن انلاین !

    بیطرفی پورتال افغان- جرمن آنلاین پامال گردیده !!!

    نویسنده : داکتر سیدخلیل الله هاشمیان – کلفورنیا
    قابل قبول است که هرپورتال مقرراتی دارد و همکاران پورتال، باید آنرا رعایت نمایند. ولی متصدیان وهمکاران محترم این پورتال نیز باید یک نکته رارعایت نمایند و آن بیطرفی در مسایل افغانستان است. این بیطرفی باین معنی نیست که متصدیان محترم این پور تال ، خودشان درمسایل افغانستان موقف ونظری نداشته باشند، هر آئینه داشته باشند، اما مانع نشر نظراتی نشوند که با موقف خودشان متفاوت یا مخالف باشد.

    من چشم و احساس دارم و می خوانم و می بینم که مثلا یکتن از متصدیان پورتال جرمن – افغان انلاین ، جناب آقای ولی احمد نوری ، طرفدار بسیار جدی تاسیس پایگاه های خارجی درافغانستان میباشد و هرآئینه حق دارد چنین موقفی داشته باشد که می بینیم نظرات موافق با موقف خودرا باچنان کثرت و وسعتی نشرمینماید که تقریبا نصف محتویات پورتال را دربرگرفته و این ذهنیت را تولید نموده که شاید همه متصدیان محترم پورتال بعین نظرباشند ، که اگر چنین باشد، موقف بیطرفی این پورتال مورد سوال قرارمیگیرد ! زیرا یک مقالهء من، بعنوان ""لویه جرگه یا لویه چرگه"" که درمخالفت با تاسیس پایگاه های خارجی میباشد، ا ز نشر درپورتال بی نصیب مانده و با وجود دو یا د آ وری هنوز هم نشر نشده است . من این مقاله را باردیگر بتاریخ 5 جولای به پورتال شما ارسال و نوشتم "" میخواهم احترام کارانه بپرسم که کجای این مقاله با پالیسی نشراتی پورتال شما مطابقت ندارد؟ "" اما چون با نظر آقای نوری که موظف شده تا مانع نشرمقالات مخالف تاسیس پایگاه های خارجی شود، نه تنها جواب نداد، بلکه آ نرا تا امروز نشرنکرد.

    مقالهء دوم، آنهم درمخالفت با تاسیس پایگاه های امریکایی درافغانستان، بقلم داکتر صاحب نبی مصداق افغانستان شناس معروف آقای بروس ریچارد سن ، تحت عنوان "" امپراطوری پایگاه سازی امریکا – یعنی مراقبت کرهء زمین بنام امنیت..."" نوشته شده و من آنرا به دری ترجمه و بتاریخ 9 جولای بشما ارسال کردم. این مقاله مانند سایرمقالات آقای ریچاردسن تخقیقی و مستند میباشد. اما از آنجائیکه با نظر شخص آقای نوری وبا پالیسی ا(سی آی ای) درتضاد قراردارد، تا امروز8 1 جولای نشر نشده است.

    آقای ولی نوری ! کسانی بشمول شما ، میرمن ملالی موسی نظام را بضد من تحریک کردید و ا و مقاله ای نوشت و در آن مرا مخاطب سوالات متعد د قرارداده و هم تقاضای جواب را نموده است. شما آن مقاله را نشرکردید که تا امروز درپورتال شما موجود است .جواب اورا نوشتم و بشما ارسال کردم وتقاضا نمودم که منحیث حق دفاع ، که درتمام پورتال ها و نشرات افغانی وغیرافغانی رعایت میشود، عینا نشرگردد. جوابی که از شخص شما دریافت نمودم ازینقراراست و بسیار خنده آوربود :

    "" عرض سلام و ارادت دارم . مضمون شما رسید. بدین ذریعه از وصول آن اطمینان داده میشود. ولی با تاسف که بعلت پی دی اف بودن آن نشرشده نمیتواند. البته بعلت بعضی معاذیرتخنیکی و صفحه بندی که با ورشن پی دی اف برای ما نا ممکن است. امیدواریم آنرا به ورشن وورد بفرستید. در صورتیکه با روش نشراتی پورتال مطابق باشد دلیلی برای عدم نشر آن وجود نخواهد داشت. بدین ذریعه فایل روش نشراتی خویش را هم در اتاچمنت خدمت می فرستیم تا درآینده نوشته های تان مطابق آن آماده گردد. با احترام . ""

    آقای ولی نوری ! جواب شما را بخاطری خنده آور یافتم که با یک مقولهء عامیانه مطابقت دارد:

    "" دهقانی از همسایه خود بیل او را برای یک کارضروری عاریت خواست . صاحب بیل گفت : ما در اولادها امروز دربیل ما ماست مایه کرده است...""

    چوکاتیکه من درکامپیوتر خود جواب خانم ملالی نظام را تایپ کردم عینا همان چوکاتیست که مقالات ذیل من در آن تایپ شده بودند و شما همهء آنها را قبلا نشر کرده اید و بزیر نام من درپورتال تحت نمرات ذیل درج و ثبت میباشند :

    4 1 ) پیرامون کلمه فراخوان و غیره.

    5 1 ) درخانهء عروس دنگ و دول است اما درخانهء داما د کسی خبر نداره .

    6 1 ) تحقیقی پیرامون سوابق تاریخی و موقف حقوقی قر ارداد و خط دیورند .

    7 1 ) ز و ر مر د م ز و ر خاد ا ست .

    بلی، چهارمقالهء فوق در عین چوکات و در ""ورشن وورد"" تایپ شده و شما آنها را تحت نمرات فوق نشرکردید. اما مقالهء مرا بجواب خانم ملالی نظام که در عین چوکات وهم درعین ""ورشن وورد"" و با رعایت کامل حواشی وسایزعنوان ، مطابق مقررات پورتال شما، تایپ شده ، چونکه تاجرملیاردرمعروف آقای داود موسی قده و سهیم درپورتال شما ، و خانم ملالی موسی نظام خویشاوند و همکار نزدیک شما میباشند، به عذ ر لنگی که "" پی دی اف بودن "" آن میباشد، یعنی "" در بیل ماست مایه شده "" ، نشر نکردید. واضح شد که شما پاس سلام علیکی 5 6 ساله را که از مکتب استقلال شروع شده بود و پاس همکاری قلمی مرا با پورتال خود و هم پاس د فاع مکرر توسط من از موقف شما در برابرشطحیات (امید) را بخاطر خویشا وندیها ونفوذ تاجر ملیاردر، و ازهمه مهمتر پاس حق مشروع دفاع مرا در برابر اتهامات وارده ، نکردید و سند دادید و ثابت ساختید که واقعا یک آ د م پله بین و بی پا س میباشید.

    آقای ولی نوری ! مقالات زیاد شما در ثبوت وطندوستی تا ن نشرشده، ولی گرایش شما در اخیرعمر بطرفداری از ملیا ردرهای ثناگوی حامد کرزی که تحت نفوذ مستقیم (سی آی ای) کارمیکنند، وقرار مسموع از آن طریق توسط شما پورتال افغان - جرمن انلاین نیز تحت نفوذ قرار گرفته است ، بین موقف و وطندوستی سابق تان با موقف کنونی تان، که از تاسیس پایگاه های امریکا درکشور آزاده وبیطرف افغانستان بشدت و جدیت دفاع میکنید، خط فاصل ایجاد کرده است . از همه مهمتر اینکه، بحیث یک سرمایه گذار در پورتال افغان – جرمن انلاین، خود را در موقف "" دروازه وان "" صلاحیت د ا ر این پورتال قرار داده اید و درمخالفت با موا زین شریف آزادی بیان ، هر مقاله و نظری را که مخالف موقف (سی آی ای) و دوستان ملیاردر تان باشد، سانسور میکنید. مثال مستند: مقالهء من بعنوان (لویه جرگه یا لویه چرگه ) و مقالهء ژورنالیست معروف امریکایی بروس ریچاردسن بعنوان "" امپراطوری پایگاه سازی امریکا – یعنی مراقبت کرهء زمین بنام امنیت ..."" که هردو در مخالفت با تاسیس پایگاه های امریکا درافغانستان قراردارند، وبتاریخ 9 جولای به پورتال شما ارسال شده اند . اگرچه بتصور اینکه چندنفر متصدیان دیگر این پورتال شاید درعین موقف "" دروازه وان "" آن نباشند، مقالات مذکور بعنوان "" متصدیان محترم افغان – جرمن انلاین"" ارسال شده بود، اما قدرت و نفوذ "" دروازه وان "" این پورتال طوری وانمود ساخت که اگر آ ن خداوند پورتال اجازه ندهد، دیگران ""بحساب پشم"" میباشند، چنانچه مقالات مذکور تا امروز (مورخ 8 1 جولای) از طرف شخص شما سانسور شده اند.

    اقای ولی نوری ! خوب شد که موقف شما درتحت نفوذ ملیاردران طرفدا رحامد کرزی روشن گردید. شما شصت سال متواتراست که در فرانسه زندگی میکنید و شناخت تان از مردم و شرایط افغانستان از طریق حامیان (سی آی ای) و حامدکرزی فراهم میگردد، اما بگذار شناخت خود را بدینوسیله در تاریخ ثبت نمایم که اگر حامد کرزی در تحت فشارشورای نظار و دوستان ملیاردرخود مجبور بقبول (قرارداد ستراتژیک) شود، سرنوشت پایگاه ها همانند شرایط اشغال ده ساله ، بناکامی می انجامد. آنگاه کسانیکه برای حمایت از تاسیس پایگاه ها ازطریق دریافت پول غافلگیر شده بودند، نیز بد نام و شرمسار خواهند گردید، ولو درقید حیات نباشند !!!

    اقای ولی نوری ! در اثر "" دروازه وانی "" شما موقف بیطرفی پورتال افغان – جرمن انلاین پامال گردیده ، من مقالات فوق الذکر و هم مقالات آیندهء خود را به 0 0 3 افغانیکه ایمیل شان را دارم، ارسال میکنم و آنها اختیار دارند و میتوانند بهرشخص وجای دیگریکه خواسته باشند، ارسال کنند . این سلطنت بشما نمی ماند، اما شرمندگی آن جا ودان است . خدا نگهدار !

    خدمتگار افغانستان سیدخلیل الله هاشمیان -
    یا د داشت : کسانیکه سه مقالهء فوق الذکر را قبلا دریافت نموده اند، احتراما خواهشمند است لطفا آنها را یه تماس های خود ایمیل نمایند.

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.