کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > فريب گريه زاهد مخور ز سادهِ دلی

فريب گريه زاهد مخور ز سادهِ دلی

که دام در دل دانه است سجده داران را

پنج شنبه 27 دسامبر 2007, بوسيله‌ى حسين زاهدی

ظاهرا پس از انتشار دو مطلب اخیر من٬ در کابل پرس و ویبلاگ شخصی خودم٬نشراین مطالب مورد استقبال انبوه از خواننده گان قرار گرفت٬ و دریافت ایمیلها و پیامهای بیشماری که در کامنت ها دیده میشود گویای این واقعیت است٬ اما تعداد دیگر نیز طور معمول عصبانی و ناراحت به نظر میرسند و احساسات کهنه پرستانه و عقبگرانه ی شان اجازه تعقل و تفکر را از آنان گرفته و تنها به خشم و احساسات بسنده کرده اند. البته در جمع دوستان آقای م.ذکی با تقابل زحمت٬ نقدی ظاهر‌ا طولانی را به نگارش گرفتن که جای تقدیر و تشکر را دارد. و به همین منظور به جواب آقای ذکی نکات را لازم به نگارش میدانم.

اعرابی فقیری بود که شام هنگام و پس از فارغ شدن از کار روزانه به سوی منزل گام می نهاد و از سر راه چند خرمای برای غذای شب خویش میخرید و وقتی به منزل میرسد در تاریکی شب خرما هارا تناول مینمود٬ روزی خواست تا شب تارش را با شمع که توانسته بود از بازار بخرد روشن سازد و غذای شب اش که همانا خرما بود را در روشنای نوشجان نماید خرمای اولی را برداشت و بدین منظور که هسته (خسته ) آنرا دربیاورد باز نمود٬ دید خرما خراب شده (کرم زده )است٬ آهی کشید و خرما را کنار گذاشت دومی را باز کرد همان صحنه تکرار شد. سومی و چهارمی هم به همین ترتیب عصبانی شد و شمع را خاموش نمود با خود گفت اگر این شمع لعنتی نبود این چهار تا خرما را هم خورده بودم .

اعرابی هر گز دیگر شمع را در شب روشن نکرد چون نمیخواست خرما های کرم زده را متوجه شود.

مارا با خرما خوران در شام گاه کاری نیست!

فاشیسم، تروریسم، تبعیض جنسی، کودک آزاری، خشونت طلبی، دگراندیش ستیزی، کینه توزی و ارتجاع و عقب ماندگی٬ از اندیشه های سرچشمه میگرد که به نوع ریشه در مذاهب و ایدولوژی ها اصول گرا دارد که نمیتوان این واقعیت را انکار کرد.

من با این شعار اصلا موافق نیستم که" اسلام ندارد عیبی هر عیبی است در مسلمانی ماست" ساده ترین عدله برای رد این نظریه اینست دینی که 1400 سال نتوان آنرا پیاده کرد و پیاده شدن آن تنها حکومتهای فاشیستی و ظالم را پدید آورده است، آیا دینی کاربردی است؟ اندیشه ای که به مدت 1400 سال در بیش از 20 کشور اسلامی به بوته آزمایش گذاشته شود و در امتحان خود رد شود چه ربط به پیروانش دارد منهم از آن جمله افراد هستم که با تعارف به این موضوعات میپردازم و اکثرا افراد را متهم به سوء استفاده کردن از دین میدانم٬ نه اینکه این نظریه واقعیت ندارد بلکه میتوان ابزاری شدن دین در دست افراد ٬ جماعت و قومی را مطالعه عمیق تر کرد.

آقای ذکی مفاخر را لیست نموده اند و ادعا کرده اند که در دامن اسلام پرورش یافته است.

من نمیدانم وجود این مفاخر چه ربط به دین دارد کدام یکی از این مفاخر آخند و ملا بوده اند یک از اشکلات اساسی انسانهای مذهبی اینست که هرچه زیبایی است به دین و مذهب نسبت میدهند و هرچه زشتی است مذهب و دین را از آن بری میدانند و این مطلق اندیشی و جزمیت است که هویت و فرهنگ جامعه ی خود را به دیگران نسبت میدهیم.

این همان مشاهیر هستند که جناب شما مشت افتخارش را به سینه دین کوبیدید. به طور اختصارـ

خيام :
گر من ز می مغانه مستم، هستم

گر کافر و گبر و بت پرستم، هستم

گويند کسان: بهشت با حور خوش است

من می گويم که: آب انگور خوش است

ما خون رزان خوريم و تو خون کسان!

انصاف بده، کدام خونخوارتريم

ا ناصر خسرو میگوید:

گفتند که موضوع شريعت نه به عقل است
زيرا که شد اسلام به شمشير مقرر

یا:

اين بس نبود که روی و زانو
در خاک بمالی و بسائی
گر سوی تو پارسائی است اين
و الله که تو ديو بر خطائی

در بخشی از نقد٬ جناب ایشان خواستار مدارک معتبر در مورد سن ازدواج در اسلام ( نه سالگی ) شده اند و نیز خواستار سند مبنی بر ازدواج پیامبر اسلام با بی بی عایشه در سن نه (۹) سالگی شده اند شاید صحیح بخاری و صحیح مسلم را قبول داشته باشید که از عمده منابع معتبر اسلامی است و اگر کسی مسلمان باشد نمیتوانید این منابع را رد کنید.

صحیح مسلم 8.3311

عایشه روایت کرده است که وقتی پیامبر با او ازدواج کرده وی 7 سال داشته، و وقتی به خانه پیامبر وارد شده است 9 سال داشته است، و عروسکهایش همراه وی بوده اند، و وقتی پیامبر اسلام فوت شد، وی 18 سال سن داشته است.

صحیح بخاری 8.73.151
منقول است از عایشه:
من در حضور پیامبر با عروسکهایم بازی میکردم و دختر بچه های دیگر که دوستان من بودند نیز با من همبازی میشدند. وقتی پیامبر خدا به مکان بازی من وارد میشد آنها (دوستان عایشه) پنهان میشدند، اما پیامبر آنها را صدا میکرد تا بیایند و با من بازی کنند. (بازی با عروسک و تصاویر ممنوع است، اما برای عایشه مجاز بود زیرا در آن زمان وی هنوز دختر کوچکی بود، و هنوز به سن تکلیف نرسیده بود (فاتح البری ج.13 ص.143)

زوجات النبى صلى الله عليه وآله وسلم نوشته: امير مهنا الخيامى.
هذا الحبيب يا محب نوشته: ابوبكر جابر الجزايرى.
السيرة النبويه نوشته: ابوالحسن على الحسينى الندوى.
عایشه بعد از پیامبر ترجمه: "ذبیح الله منصور" نوشته "کورت فریشلر
سنن ابو داوود 31.4915 و 31.4916 , 31.4917
بحار الانوار جلد 22 برگ 202

از بعضی روایات اسلامی که خشم بر انگیز است خوداری میکنم هر چند نقل و قولها و روایات معتبر اسلامی است٬ نه اندیشه های من و امثال من. به ذکی توصیه میشود مناظره آیت الله منتظری و داکتر علی سینا را بخوانید٬ آیت الله منتظری در این مناظره قبول میکند که عایشه در ۹ سالگی عروس شده است اما اضافه میکند که ازدواج پیامبر اسلام با بی بی عایشه٬ ازدواج سیاسی بوده است. که این مسئله هم سوالهای را به دنبال خود دارد و از مطرح کردن آن بنابر ملاحظات خودرای میکنم.

من با آن بخش از اظهارات دوست خوبم ذکی موافقم که در غرب بر سر دختران و زنان چه میگذرد. اما لااقل این عمل در کشورهای غربی از سوی قانون منع است و مرتکبین این نوع اعمال به قانون سپرده میشود اما در کشور ما افغانستان چنین چیزی وجود ندارد همانطور که در مطلب نشر شده یاد آور شدم٬ که دلیل عدم برخورد قانون با این نوع موارد مشخص نیست شاید هم چون این عمل ( ازدواج با کودکان ) یک عمل اسلامی و سنت پیامبر شناخته میشود دست دولت را کوتاه کرده است.

امیدورام که طرح این نوع موضوعات به زعم ما٬ روشنگرایی و خردگرایی و به زعم شما دوستان مذهبی پوچگرایی٬ که انسان را به اندیشه وامیدارد٬ این ذهنیت را بوجود نیاورد که من و امثال من در برابر دین قرار داریم بلکه کوشش و تلاش این است که با ارایه مدارک معتبر و آنچه که خرد آدمیان میپذیرد بر دینی ایمان داشته باشیم که از او شناخت کامل داشته باشیم٬ و هر آنچه که مردم و مملکت را به سوی فنا و نابودی میکشاند بی ایستیم حتی اگر آموزه های دینی باشد. شاید شما هم با این عقیده همنوا باشید که دین برای خدمت به بشریت آمده است نه بشریت در خدمت دین٬ اگر دین نتواند خدمت به بشریت کند دین نیست اگر دین نتوانست جامعه را به سوی حق و عدالت و همزیستی وصلح راهنمایی کند دین نیست! اگر دین آسمانی که به این سادگی مورد استفاده فرصت طلبان و جاطلبان زمینی قرار میگرد این چگونه دین آسمانی است؟

البقره راست‏ بود موسى عمران نمود

مرده او زنده شد چونکه به قربان رسيد

نويسنده: م ذکی

ای قوم به حج رفته...

معشوق تو همسايه ديوار به ديوار ... .

نويسنده: حسين زاهدی

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans



hussain_zahedi yahoo.com

آنلاين بنگريد : کابل پرس




54 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > فريب گريه زاهد مخور ز سادهِ دلی

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • همانطور که بارها اعلام شده ، نشر مطالب گوناگون و حتا متضاد به معنای تاييد آن از سوی کابل پرس نمی باشد. کابل پرس از گفت و گو و بحث و استدلال در تمام زمينه ها استقبال می کند و از خوانندگانی که نظراتشان را ابراز می کنند باز هم صميمانه می خواهم که از توهين به کرامت انسانی و دشنام دادن پرهيز کنند.
    در ضمن پيام هايی که نظر محسوب نمی شود و صرفا برای تبليغ سايت های ديگر گذاشته می شود، حذف خواهد شد.

    آنلاين بنگريد : کابل پرس

    • بعد از تقدیم احترامات خدمت اقای میر هزار. در ارتباط نوشته حسین زاهدباید بگویم که : شما لطف نموده جهت آگاهی ما مردم این سایت راترتیب و در اختیار مایان گذاشتید . بر ماست که از این رسانه نوشتاری و نظر نویسی چه نوع نوشته و استفاده میکنیم .به شما هیچ مسولیتی نیست خاطر جمع باشید . باید از همچو حرفهای مغرضانه و دستوری که یک نفاق دیگر را در جامعه ما چاغ میکند بپرهیزیم . از شما تقاضا و خواهش میشود تا همچو مطالب نادرست را نگذارید در این سایت وزین و مردمی راه باز کند و از محبوبیت این سایت بکاهد چرا که مردم شریف افغانستان متدین و مذهبی هستن همچو تبلیغات بی اساس و بی مایه صرف دل را در مقابل نویسنده چرک میکند دیگر جایی را نمیگیرد . ما تمام اعمال زشت و ستمگرانه این بنیاد گرایان مسلمان نما را چه گلبدین چه ربانی. مسعود.سیاف..... خلاصه همه این اسلام گرایان که از دین اسلام استفاده سوءو ناجایز میکنند رامحکوم میکنیم .

    • با عرض سلام به همه هم میهنانم پیام مه به شخص م.ر.ی این است که اگر تا ان زمانی آدمهای مثل شما در کشور با این تفکر وجود داشته باشد که از برکت خدا زیاد هم هستند معلوم است بنیادگرایان را که یاد کردید از شما ها سواری خواهد گرفت حتی اگر خوشتان هم نیاید از بنیادگرایان و اعمال زشت و غیر انسانی شان. این جمله هر گز یادت نروه که تا مظلوم نباشد ظالم وجود ندارد و تا مسحور نباشد ساحر وجود نخواهد داشت. ما خیلی خوشحالیم که کابل پرس این موقعیت را به همه داده است که هرنوع اندیشه ی در اینجا نشر شود. از خواندن و نخواندن تو کابل پرس بی خواننده نخواد ماند.

    • آقای میر هزار محترم سلام!

      این سایت نباید به بهانه احترام به آزادی بیان محملی برای توهین به دیگران و عقاید شان گردد. آزادی بیان هیچ گاهی ودر هیچ جای جهان مطلق نیست. در غرب که خواستگاه همین تفکر است محدودیتهای زیادی بر آن وجود دارد از جمله منع تحقیق و تفحص در مورد هولوکاست، منع اهانت به ادیان،منع اهانت به نژاد و....آزادی زمانی ارزشمند است که آدم مفهوم آن را درک کرده بتواند و با اهانت و لا ابالی گری اشتباهش نگیرد. در غرب رسانه ها هم آزادند و هم مسئول. هیچ فردی در هیج مقامی اجازه نداردبا بیان آرائش به باور دیگران اهانت و تمسخر نماید. شما در افغانستان زندگی می کنیددر کشوریکه 98 % مردم آن مسلمان اند واز خود راه و کیشی دارند اینکه چقدر درست و چه مقدارش نادرست است کاری ندارم اما واقعیتی است که باید به آن تمکین نمود.مگر پیروان آئین هندویسم راکه حیوانی بنام گاو را موجودی مقدس می دانند و به شدت احترامش می کنند باید تمسخر کرد؟ در جهان هر ملتی به نوع خاصی به راه و طریقتی ایمان دارند که اگرچه برای ما قابل قبول نمی باشد اما جواز بی احترامی و تمسخر به آن را نیز در هیچ منطقی نداریم. مگر روشنفکران هندی پروسه روشنگری را از مبارزه با گاو شروع کرده اند؟آیا مگر هند با حفظ ارزشهای بومی و مذهبی خود همین اکنون جز کشورهای به شدت در حال رشد نیست؟ شما عزیز و سایر عزیزانیکه با شما همکاری قلمی دارند نباید روشنگری و نقد سنتها را با بی احترامی و بی نزاکتی اشتباه نمایید. شما معتقد به حقوق بشر هستید آیا گمان نمی کنید که بی حرمتی به باورهای مسلط دینی مردم نوعی بی احترامی به حقوق آنان نیز می باشد؟ نقض حقوق بشر همیشه در لباس کشتن و زدن و کوچ اجباری ظاهر نمی شود بلکه این نیز نقض صریح حقوق است وقتی به ارزشهای یک جامعه اهانت شود ودیگران از آن آزادی بیان را اسنتباط نماید. امیدوارم شما همچنانکه به ارزشهای عام حقوق بشری واقفید به ارزشهای دینی و ملی مردم افغانستان هم واقف باشید. افراط و تفریط هردو ادم را به گمراهی سوق میدهد.همانقدر که طالبان دشمن یک جامعه اعتدا لی و مدرن است به همان اندازه کسانی مقصرند که به بهانه آزادی بیان، عقده ای و احساساتی وبه قول معروف بی خریطه فیر می کنند.

    • به نظرم در این نوشته کدام توهین نه بلکه روشنگری صورت گرفته است.

      قرنهاست که کور اندیشان بر هر روشنگری تاپه ملحد و تحقیر و توهین کننده به عقاید مردم را میزنند تا مسایل فراوانی که در ادیان سوال برانگیز اند همچنان در هاله ابهام باقی بمانند و دین فروشان بتوانند خوبتر دکان دین فروشی خود را به پیش برند. اینان نمیخواهند که مردم به روشنایی و آگاهی رسند چون دین و مذهب و هر عقیده عصر حجر فقط در صورتی میتواند به عمرش ادامه دهد که در بین انسانها افراد بیسواد و نادان و بی‌معلومات وجود داشته باشند. چون با آمدن روشنایی، تاریکی فوری پابه فرار میگذارد و میدان را رها میکند.

      بگذارید که حقایق به مردم برملا گردند و سوالات پاسخ گفته شوند، آنگاه این به پیروان این و آن دین مربوط میشود که در مقابل این روشنگری ها چه تصمیمی اتخاذ میکنند.

      باید دین و عقاید مذهبی را از هفت پوش تقدس بیرون کشید تا مردم با چشم بازتر، لخت و عور این عقاید را بنگرند و آنگاه حق با آنان است که چه میکنند.

      کسی نگفته که پیروی از دین و مذهب بد است، این حق مسلم هر انسانی است که چه عقایدی را انتخاب میکند، اما موشگافی و شناساندن اناتومی هر عقیده‌ای را نباید "تحقیر" و "توهین" نام گذاشته بر دهن دیگران قفل انداخت. این شیوه برخورد طالبانیست و منسوخ.

    • آقای حسین گل کوهی، با یک جستجوی نامت در اینترنت به مقاله‌ای طولانی در رد یک نوشته‌ات در نشریه "پیام زن" برخوردم. بجای تلاش برای قفل کردن دهان دیگران خوبست به مقاله جدی نشریه "پیام زن" جواب دهی که ترا متهم به "خادی - جهادی" کرده است:

      http://pz.rawa.org/50/50wasifb.htm

      آنلاين بنگريد : به‌ روایت‌ منتقدی‌ خادی‌ـ جهادی

    • جناب آقای کوهی!
      با سلام و عرض ادب. من ابتدا بايد بگويم که من نه با نظر شما موافق هستم و نه با نظر نويسنده ی اين مطلب جناب آقای زاهدی. اما با اينحال اين از ديد من به اين معنا نيست که ما اجازه ی حذف و سانسور نظرات آقای زاهدی و يا افراد ديگری که در رد يا مخالفت ايشان نوشته اند را داشته باشيم. خوب است که نتيجه ی سانسور را در کشورهای مختلف اسلامی ديده ايم و می بينيم که متاسفانه فساد به شکل زير زمينی آن رشد می کند و هويت دينی (به گمان من البته) چيزی جز ظاهر سازی نيست که توسط حاکمان و افراد سودجو تبليغ می شود. وگر نه شما می دانيد که اگر با معيارهای دينی بسنجيم، داعيه داران دين در افغانستان يک پايشان می لنگد و از همان ديد و نگاه دينی برخی از اين آقايان بايد تابحال بارها اعدام و سنگسار می شدند. به نظر من بگذاريد که همه چيز شکافته شود و شما نيز گوهر خود را با دليل و استدلال به حضرات بنمايانيد. به نظر من در جامعه ای که با استفاده از نام دين، همه ی هست و نيست مردم به تاراج رفته و می رود بايد با اين مساله برخورد جدی کرد و نه اينکه با سکوت خود به تاراجگر ميدان بيشتری دهيم. اگر کوچ اجباری، نسل کشی و... را به عنوان موارد جنايت حاد عليه بشريت می دانيم، اين را هم بايد اذعان کنيم که بله با نام دين و با فتوای برخی از همين ملايان کيلويی، کوچ اجباری و نسل کشی صورت گرفته است. مردمی که با نام دين، هست و نيست شان مورد تعرض قرار گرفته اند بايد فاصله و يا نزديکی خود را با شکافتن اين مسايل مشخص کنند.

      درباره ی غرب و آزادی بيان در آنجا گفتيد. اگر به تاريخ مراجعه کنيم، غرب يک دوره ی طولانی را با چنين بحث هايی و بسا بسا عميق و ژرف سپری کرده و اکنون نگاه شفاف تری به مقوله ی دين دارد. به نظر من اين بحث ها که در کابل پرس می بينيد، می تواند شروعی برای بحث های جدی باشد و هنوز به پختگی لازم نرسيده است. چه بسا کسانی که اکنون در مخالفت و يا موافقت دين نظر می دهند، صبا روز نظر ديگری داشته باشند اما شرط يافتن يک فکر ناب تر، پرسش گری و انتقاد است. بله قبول دارم که گاهی برخی افراد بی محابا و غير عقلانی به دين می تازند اما قبول کنيد که اين بحث ها متاسفانه مانند همه ی زمينه ها که ما در افغانستان از آن عقب هستيم، برای افغانستان تازه و جديد است. کمی خويشتن داری و صبر و تحمل نيز لازم داريم.
      به نظر من، به دغدغه های نسل جديد نمی توان با سرکوب و حذف پاسخ داد. اگر تصور می کنيد آنان گمراه می شوند، با اين نسل جوان وارد بحث شويد. دلايل تان را در برابر دلايل آنان قرار دهيد. ممکن شما بپذيريد و ممکن آنان.

      از خوانندگان عزيز هم می خواهم که اين مباحث را جدی دنبال کرده و از توهين کردن و دشنام دان پرهيز کنند.

      آنلاين بنگريد : کابل پرس

    • آقای م نعیم سلام: برادر چرا قهر استی هنوز سرَش است . اول خوب بخوان باز رنجش خاطر .
      گذشته از این حرفهامتوجه باشید که ماوشما در یک سر زمینی چشم به دنیا باز کرده ایم که 98 فیصد مردمان آنرا مسلمان و متدین اما باتآسف بیسواد تشکیل میدهد. لذا در همچو شرایط دفعتآ ازپله دهم زینه چون زاهدی شروع کردن اشتباست .از پله اول به بالا آرام و خون سرد شروع کنید . اگر خواستگاری رفتی دفعتآ نگویی که ما آمدیم که دختر تان را پسر ما .....کند . باید به احترام کامل قسمی که لازم است خواستگارشوید در غیر آ ن وا بحالتان . من نوشته ام که همین بنیادگرایان هستن که من و تو را از سر زمین آبایی ما از فرهنگ و رسم و .... ما بیگانه ساخته.اینکه این جمله مورد تآیید تان نیست حرف دیگر است همه بنیادگرایان وفوندومیتالیستهای تآییدی تانرا برایت نیک و مبارک میگویم. آقای میر هزار که کابل پرس را در اختیار من و تو قرار داده ما باید از حرف زشت ازاتهامات وبدون فکر به مسایل باریک و اساس زندگی وطنداران مانند زاهدی حمله نکنیم .
      و یادت باشد که من را بنیادگرا سوار نمیشود.ولی شما هم هیچ وقت بی خریطه فیر نکنی .

    • جناب نادمی صاحب سلام

      من آن گل کوهی نیستم. ایشان شخصیت بزرگ فرهنگی است که در این نوع پسخانه ها نظر نمی دهد. موفق باشید

    • برادرنازم!
      از همه اولتر باید در رابطه به مثال اعرابی چیزی برایت بگویم و بعد آن در رابطه به مضمون با دین مقدس اسلام نوشته ای بنویسم.

      طوریکه خودت گفتی، اعرابی هر روز بعداز زحمت و مشقت یک مقدار خرما خریداری می کرد و اورا در ظلمت شب نوشجان میکرد و روزی شمع خرید و در روشنی دید که خرما ها را تمام "کرم " زده است و از خوردن خرما منصرف شد و لقب " لعنتی" را به شمع داد و خودش گفت که اگر تو شمع لعنتی نمیبودی من همین خرما ها را هم امشب میخوردم.

      انسان را خداوند از خاک آفرید، و برایش از جانب خود روح دمید و انسان زنده شد و برایش بسیار نعمات ارزانی داشت از جمله چشم، گوش، بینی، دست، پا، زبان وغیره.......
      ولی در میان همین نعمات دو نعمت دیگر را هم برایش ارزانی داشت که نسبت به دیگر نعمات دیگر بی مانند و بی نظیر بودند مثلا: عقل و قلب ( دل )

      با عقل گفت که شما " فکر" نمایید و با قلب ( دل ) گفت که شما دوست بدارید تا رستگار شوید و به همین علت شد که همین دو نعمات دیگر را سپه سالار اعضا نامید. یعنی سید الاعضا نامید. بخاطر چه اینها سر قوماندان اعضا نامیده شدند؟ بخاطر که ما توسط فکر به نفع و ضرر خود پی ببریم و برای خود یک استراتیژی تعین نماییم تا برای ما مطلوب باشد و قلب مان تسکین بیابد. و اگر ازین نعمات استفادۀ مطلوب نماییم، به هدف نهایی خود میرسیم، در غیر آن اگر ازین نعمات کفران نعمت کردیم، پس باید " سیلی" نعمت را هم نوشجان کنیم.

      مثلا: اعرابی پس از سالها فکر کرد که بایداو شمع بخرد و متباقی غذا را در روشنی تناول نماید و بعدازین او متوجه میشود که در خرمای او "کرم" است و گنده شده است. به عوض اینکه از فکر کار بگیرد، و برود کسی که برایش خرما فروخته است، اورا به جرم فروش خرما گندیده محاکمه کند، یا حد اقل در حین خریدن خرما متوجه تمام شود، او از فکر ازین نعمت با ارزش الهی استفاده نکرده دوباره به جهل خود ادامه داده و شمع عزیز که بیان گر واقعیت ها بوده اورا لعنتی خطاب می کند و از خریدن شمع برای ابد دوری میکند. درینجا او حتما "سیلی" نعمت را خواهد چشید. چه طور؟ درست کسی که همیشه نان خودرا در تاریکی بخورد به نظر تمام انسان خردمند جهان مریض خواهد شد و از بین خواهد رفت.

      و شما راجع به اسلام عزیز گفتید که مدت 1400 سال میشود تا بحال این دین از خود کدام کمال در رابطه با رشد بشر به نمایش نگذاشته و به همین طور باقی مانده است.

      برادرم عزیزم!
      دین در حقیقت خودش یک اسم معنا است. ما که در مکتب در صنف ششم بودیم، استاد ما برای ما درس داده بود که اسم معنا، اسم است که او یک شی نبوده، حجم نداشته، وزن نداشته، لمس نمیشود، کسی اورا با خود در جیب برده نمیتواند صرف معنا میدهد. من فکر میکنم که شما درس دورۀ همین صنف شش را از یاد برده اید. مثال اسم معنا: عقل، هوش، خرد، وحشت، مهربانی، قانون اساسی، و بالاخره اسلام!!!

      پس وقتیکه اسلام اسم معنا بوده این اسم معنا چه طور بطور اتوماتیک رشد کند؟؟ یا خودرا مطرح بسازد؟؟؟

      مثال از خود میدهم، من یک همسر دارم، یک دختر، و یک برادر کهتر از خودم، ما همگی در یک خانه زندگی میکنیم، من روزی بخاطر بهبود خانواده مان یک قانون ساختم، تمامشانرا جمع کردم برایشان گفتم که برادرمن، باید تمام نماز های پنجگانه را بخواند،بعداز مکتب باید تا 2 ساعت درس مکتبش را تکرار کند، بعدازان 2 ساعت استراحت کند، و برای نیم ساعت سودای خانه را از بازار خریداری کند،شب استراحت کند و صبح دوباره به مکتب برود. خانمم نماز هایش را خوانده، تمام کار خانه را کند، طفل خودرا نگهداری کند، و از خانه مواظبت کند، و اگر وضیفه داشت به وظیفه اش برود، من خودم در بیرون از خانه کار میکنم و برای تمام کسان خانواده غذا، لباس فراهم میکنم و این شد یک قانون..... شما خودتان فکر کنید اگر ما این قانون را پشت سر بگذاریم، من بخانه عوض پیدا نمودن نفقه، قمار بزنم، برادرم عوض درس و کمک بخانه ول گردی کند، خانمم عوض مواظبت خانه به هرجای بدون آدرس برود پس کی بد بخت خواهد شد؟ ما یا تو؟ البته که ما ...... چرا بدبخت میشویم؟ بخاطر که از قانون سر پیچی کردیم. این یک قانون کوچک را من منحیث یک رییس خانواده جهت بهبود خودمان ترسیم کردیم.

      و حالا دست می زنیم به چینل های بالا!!!!!!!!!

      خدای بزرگ و واحد وقتیکه بشر را آفرید حتمی و ضروری است که این بشر به این همه تعداد زیاد و افکار مختلف یک قانون جهت رفاه خود داشته باشد.

      اسلام خود مجموعۀ از قوانین خدای بزرگ است که برای بهبود بشر ترسیم شده است.

      چند مثال ازین قوانین برایت میگویم:

      1. اسلام گفته که: (هر چیزی که برای خود می خواهی برای برادرت هم بخواه) ببین چقدر مثال خوب و انسانساز است، مثلا: تمام آسایش و خوبی هارا که بخود میخواهی برای دیگر اشخاص هم بخواه، مثلا: در یک دفتر موتر وان هستی، موتر دفتر را مثل موتر خود شستشو کن، ترمیم کن و نگهداری کن، اسلام میگوید که چرا موتر خودرا آهسته آهسته میرانی و از مردم را بی پروا و تیز و بالای جمپ ها به تیزی عبور میکنی.

      2. اسلام گفته که: ( پدر و مادر خودرا احترام کنید ) خوش داری که پسران و دختران تو در ایام ضعیفی تو ، تو را احترام کنند، پاهای تو را نرمش کنند، تو را به تفریح ببرند، یا مثل قانون غرب در تشناب حبس کنند و بگویند آه شیت!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟

      3. اسلام گفته که ( مومن کامل نیست کسی که همسایه اش گرسنه بخوابد و در حالیکه خودش سیر خوابیده است )
      اگر تو غریب باشی، طفلک تو در اثر گرسنگی گریه کنان اشک در چشمانش خواب کند، و در همین حال همسایه تو از اسلام پیروی نموده برای تو یک غوری ( قابلی پلو) جانانه بیاورد و بگوید که بخورید و طفل خودرا بیدار کنی غذا را بییند دو دسته شروع به خوردن کند آیا خوش میشوی یا ناراحت؟؟؟؟؟؟؟؟

      برادرم اسلام خودش مطرح است، ضرورت به این ندارد که ما اورا مطرح کنیم، صرف اگر ما بخواهیم که خوشبخت باشیم باید از فورمول های اساسی آن بخاطر بهبود وضع زندگی دارین مان استفاده کنیم در غیر آن خداوند ج بی نیاز است به من و تو هیچ بندش ندارد که اسلامش قوی است یا ضعیف یا ما ازان پیروی کردیم یا نه.
      برادرم، من تورا دوست دارم که وقت خودرا ضایع کرده برایت این مطلب را نوشتم در غیر آن ما بخواهیم یا نخواهیم خدای بزرگ قانونش را تطبیق میکند و قیامتش آمدنی است من نمی خواهم که مثل تو برادر بسیار با هوش و خردمند که از جمله بندی مضمونت هویداست، در پیشگاه خدای بزرگ و منان شرمسار باشد بلکه میخواهم که تو در همان روز بسیار سربلند باشی وحضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم برایت افتخار کند.

      والسلام مع الاحترام

      ابو مرجان صداقت الله صادق بدخشانی

      آنلاين بنگريد : در پاسخ به نوشته فریب گریۀ زاهد مخور ز ساده دلی

  • خرسند هستم که جوانان بسیار دوست داشتنی گفتمان بسیار مهم را با عمق لازم آغاز کرده اند. من با تمامی موضوعات مطرح شده در نوشته بالا موفق هستم ومیخواهم چند نکته یی دیگر را هم بیافزایم. اول اینکه، به نظر من محتوای هیچ دینی در دنیا به شمول اسلام در زندگی اجتماعی وسیاسی امروز قابل تطبیق نیست وچه بسا که اسلام بیشترین جنبه های اجتماعی وسیاسی را در میان تمامی ادیان جهان دارد. مشکل اصلی نیز از همین فرامین سیاسی واجتماعی اسلام آغاز میشود که به صورت واضح با خواسته های زمان ما تناقض دارد. دوستان عزیز این نه به آمریکا، نه به غرب ونه به استعمار ارتباطی دارد (مواردی که بنیادگرایان همواره برای توجیه جنایات شان مطرح میکنند). بنا" تاکید من اینست که اسلام در زندگی فردی میتواند در کنار دیگر ادیان دنیا با بیش از یک میلیارد پیرو نقش بسیار سازنده واخلاقی را ایفا کند. مدارک کافی بربنیاد اصول دین وتجارب تاریخی وجود دارند که نشان میدهند، اسلام سیاسی البته با معیارهای امروز یک ایدیولوژی تهاجمی، خشن، مرگبار، ناقض آزادی فردی، حامی تحجر، ناقض حقوق زن ومولد صدها مشکل دیگر اجتماعی میباشد. من مسلمان هستم وبه نقش اسلام در زندگی فردی ارج بیش از حد قایل هستم و این موضوع را بخاطری اشاره نمی کنم که هراسی از عکس العمل فردی داشته باشم که مرا به کفر گویی یا موضوعات این قبیل متهم کنند بلکه به این دلیل که اسلام در زندگی فردی میتواند به اندازه یی دیگر ادیان زیبا باشد ومیتواند تامین کننده یی ارتباط خالق متعال با هر فرد شود. به امید روزی که معیار زندگی مردم افغانستان انسانیت قرار بگیرد وبالندگی شامل حال همه یی ما شود.

    • میتواند کسی برایم توضیح دهد که قرآن به مثابه کتاب آسمانی چه نیازی داشت که به یکچنین مسایل پیش پا افتاده یک فرد تمرکز دهد و سالها ما این کلمات را تکرار کنی:

      سوره احزاب آیه 28

      يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا

      ای پيامبر ، به زنانت بگو : اگر خواهان زندگی دنيا و زينتهای آن ، هستيدبياييد تا شما را بهره مند سازم و به وجهی نيکو رهايتان کنم ،

      آیه 51 سوره احزاب:

      تُرْجِي مَن تَشَاء مِنْهُنَّ وَتُؤْوِي إِلَيْكَ مَن تَشَاء وَمَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكَ ذَلِكَ أَدْنَى أَن تَقَرَّ أَعْيُنُهُنَّ وَلَا يَحْزَنَّ وَيَرْضَيْنَ بِمَا آتَيْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَلِيمًا

      (به محمد) از زنان خود هر که را خواهی به نوبت مؤخردار و هر که را خواهی با خود، نگه دار و اگر از آنها که دور داشته ای يکی را بطلبی بر تو گناهی نيست در اين گزينش و اختيار بايد که شادمان باشند و غمگين نشوند و از آنچه همگيشان را ارزانی می داری بايد که خشنود گردند و خدا می داند که در دلهای شما چيست و خداست که دانا و بردبار است

  • مولانا نورالدین عبدالرحمن جامی ، مولانا جلالدالین محمد بلخی ، حافظ ، سعدی و ... همه به نوعی عالم دین بوده اند و همه نصایح سودمند راجع به دین دارند.

  • آقای زاهدی، من 100 فیصد با آنچه نبشته‌ای موافقم.

    مردم ما باید این مسایل را درک کنند تا از گیر ادمکشان اسلام نما خلاصی یابند. ما باید با دید تازه‌ای به مسایل بنگریم تا بتوانیم به جایی برسیم. اگر هنوز هم با افکار 1400 سال قبل بیندیشیم حال ما زار است و به سوی نابودی بیشتر خواهیم رفت.

    باید دانش و علم و تمدن و انسانیت را جانشین این افکار پوسیده خود کنیم تا انسانیت در افغانستان دوباره جان بگیرد.

    • شکر خدایا که روح الله خمینی این مسایل مهم و حیاتی را برای ما توضیح داده ورنه در چه سردرگمی مهلکی در میماندیم که در یکچنین موارد چه تصمیمی بگیریم؟!! خدا بهشت را نصیب خمینی کند برای این خدمت بزرگش به بشریت!!

      ۱- کسيکه آلتش را بريده اند اگر کمتر از مقدار ختنه گاه را هم داخل فرج کند، روزه اش باطل ميشود ولی اگر چنين کسیکه آلتش را بریده اند شک کند که دخول شده یا نه، روزه اش صحیح است.

      ۲- اگر کسی حیوانی را وطی کند (یعنی از اون کارهای بد با حیوون بی زبون!!!) و منی از او بیرون آید، غسل تنها کافی است. و اگر منی بیرون نیاید چنانچه پیش از وطی وضو داشته باشد باز هم غسل تنها کافی است و اگر وضو نداشته باشد، احتیاط واجب آنست که غسل کند و وضو بگیرد.


      ۳- اگر کسی با اسب و الاغ و قاطر وطی کند (کارهای خیلی بد!!!) گوشت آنها حرام میشود و باید آنها را از شهر بیرون ببرند و د ر جای دیگر بفروشند.

      ۴- اگر کسی با گاو و گوسفند و شتر نزدیکی کند، بول و سرگین (شاش) آنها نجس میشود و باید آنها را بدون آنکه تاخیری بیفتد آن حیوان را بکشند و بسوزانند.

      ۵- دختران عمه و خاله بر کسیکه با مادر آنها یعنی با عمه یا خاله خود زنا کرده باشد، حرام میشوند، اما اگر به عمه یا خاله به شبه دخول کرده باشد، حرام نمی شود.

      ۶- اگر انسان جماع کند و به اندازه ختنه گاه یا بیشتر داخل شود، چه در زن باشد چه در مرد چه در قبل (جلو) و چه در دبر (پشت) چه بالغ باشد چه نابالغ گرچه منی بیرون نیاید هردو جنب (نجس) میشوند. ولی اگر شک کند که بمقدار ختنه گاه داخل شده یا نه، غسل بر او واجب نیست.

      ۷- زنی که عقد دائمی شده نباید بدون اجازه شوهر از خانه بیرون رود و باید خود را برای هر لذتی که شوهرش میخواهد تسلیم او کند و اگر در این موارد اطاعت شوهر را نکند گناهکار است و حق غذا و لباس و منزل ندارد.

      ۸- اگر با مادر یا خواهر کسی ازدواج نماید و بعد از ازدواج با آن کس لواط کند، آنها بر او حرام نمیشوند.

      ۹- اگر کسی با عمه یا خاله خود زنا کند، دختر آنها را نمی تواند بگیرد، ولی اگر دختر آنها را عقد کرده و بعد با آنها زنا کند، عقد آنها اشکالی ندارد.

      ۱۰- زنهای سیده بعد از تمام شدن ۶۰ سال یائسه میشوند و زنهایی که سیده نیستند بعد از تمام شدن ۵۰ سال یائسه میشوند.

      ۱۱- اگر ملخ را با دست یا وسیله دیگری زنده بگیرند، بعد از جان دادن خوردن آن حلال است ولی اگر ملخ مرده ای در دست کافر باشد، حلال نیست.
      ۱۲
      - وطی در دبر زن حائض کفاره ندارد.
      ۱۳
      - زنى كه صيغه شده اگر چه آبستن شود حق خرجى ندارد.

    • آقای نویسندهء که اسم تانرا ننوشته اید عرض احترام به خودت و عقایدت یادآور شوم اینکه: خمینی یک سیاست مدار آگاه و رسیده بود اما روح الله نبود شما مرتکب گناهی کبیره شده اید خمینی یک انسانی که مرتکب گناه میشودمثل من و تو بود این که پیروانش از او یک بی همتا و پیغمبر از قبرش زیارتگاه ساخته اند بخود شان مربوط است نه به مسلمانان دیگر جهان البته از نگاه بزرگی سن از نگاه اینکه که یک شخصیت سیاسی بود نزد خودم و فکر میکنم همهء مردم دنیا قابل احترام بوده واست .ولی بقیه خودت میدانی و عقایدت شما فرموده اید که خمینی اگر نمیبود ما ها در طرز عمل کرد خویش بیچاره میماندیم نه برادر :اینطور نیست . آیاقبل از ظاهر شدن و نوشتن این قواعد آقای خمینی پدر واجدادماوشمامرتکب گناه های نابخشودنی شده اند ؟اشتباه نکنیداجداد مایان مطابق گفتار قرآن مجید عمل کردن و عمری خویش را بسر رساندن ولی از شما را نمیدانم . خدا رفتگان تانرا مغفرت کند .

    • اینهای که از زبان خمینی نوشتی همه چرندیاتی است که خودش سر هم کرده است و به درد خودش و پیروانش میخورد ، هیچ ربطی به احکام اسلام ندارد ، به همه معلوم است که دین اسلام انسان را از تمام اعمال که خلاف اخلاق و کرامت انسانی است منع کرده است و به تقوا و انجام اعمال شایسته حکم فرموده است .

  • ده کجا و درختها کجا !نوشته این بچه کم سواد کجا و نوشته م-ذکی کجا ! --- تفاوت از زمین تا آسمانست . این نوشته فقط گویای عقده و لج بازی همی بچگک است - هیچ مطلب قابل اعتنا و قابل دفاع ندارد.بدرد همو چندتا وطندار مقیم کانادا میخوره و بس .

    • آقای حمید، مثلی که آینه گم کرده ای!!

      نوشته م.ذکی در سطح ملاعمر است که خواسته با آوردن چند آیه قرآنی سخنانش قرون وسطایی اشرا بر دیگران تحمیل کند.

      اما این نوشته با استدلال و منابع معتبر برایت نشان داده که این اسلامی که تو از آن صحبت میکنی مثل طبل میان تهی است که صدایش بلند و درونش خالیست!!!!

      اگر به علم و دانش نپیوندی در دنیای 1400 سال قبل میپوسی. و اگر مغزت را با دنیای جدید عیار نسازی آنرا پوپنک خواهد زد، درست مثل مغز ملاعمر و گلبدین و سیاف و ربانی و نظایر شان!!!

    • بلی دوست عزیز کاملآ درست میفرمایید مگر تا اندازهء که خلاف قرآن پاک نه بگوییم نه عمل کنیم و نه مرتکب گناه به گفتاری خمینی شویم . خداوند لایزال همه بشر را عقل و منطق نصیب کرده تا به استفاده از آن زندگی را پیش ببرند . آقای بینام مطالبی را نوشته که از جاده اسلامیت چه که از جاده انسانیت هم به دور است . لطفآ به نوشته ایشان مراجعه نموده با فکر تمام مطالعه نمایید .

    • آقای سلطان زاده=شاهزاده =بچه پادشاه=دشمن قسم خورده دین بدلیل وابستگی به خاندان شاهی !! بدل نگیر شوخی بود اما جواب جدی و بسیار جدی : من یک آینه تمام نما دارم که شما میتوانید ظاهر و باطن خود را در آن ببینید ،در این آینه اگر در کنار خود تصاویر ملاعمر و گلبدین و سیاف و ربانی و نظایر شان!!! را بگذارید ،هیچگونه تفاوتی بین خودتان و آنها نخواهید یافت چون هردوی تان از یک منبع نقشه و دستور میگیرید ،منبع اصلی امریکاو شرکایش میباشد ،هدف اصلی این منبع نیز، دین زدایی است که به ترتیب ابتدا از کشور های عقب مانده مانند افغانستان شروع شده تا برسد به توسعه یافته ها و در حال توسعه ها---بودجه اختصاص یافته برای اجرای این نقشه هم ،صدها میلیارد دالر هست ---این را گفتم که حساب دستتان باشد ،کلاه سرتان نرود و به قیمت کم راضی نشوید ---وظیفه همکارانتان که نام برده ایدچون ملا عمر و...قتل و غارت و ویرانی تعیین شده است که بخوبی انجام داده و هنوز هم مشغولند . واما وظیفه شماو ای بچگک زاهدی و به اصطلاح تکنوکراتهای مقیم امریکا و اروپاوکانادا(البته به استثنای انسانهای شریفی که ایمانشان از هموطنانشان در افغانستان هم کمتر نیست )که بسیار هم خطیر هست ،کار فکری است یعنی شستشوی مغزی و ترویج الحاد ، لاییسم ودر بعضی موارد مسیحیت . سود هردو گروه تان به جیب اربابها میریزد ،مایه تاسف است که به شما چیز قابل توجهی نمیرسد که ارزش رسوایی گروه اولتان و روسیاهی گروه دومتان (دلقک های روشنفکرنما) را داشته باشد . بعد از رویت خود در آینه راستگویی که گفتم ،خواهش میکنم سر در گریبان فرو کنید ،اگر خوب تدبر کنید یقین دارم که طبل واقعی میان تهی را پیدا میکنید .

    • aqai soltanzada adamhai msl shoma ka den moben islam ra den kohna wa ahkam den ra ba maskhara megerid lotfan bgohed ka az ain peshraft jameha uropaee shoma che badast awardid ba ghaer az ainke dokhtaran tan az sen 8 ya9salage dar makateb uropaee dars sex yad megerand wa boyfraind payda mekonand wa pesaran tan aslan ba shoma mesl yak insan arzesh qahel nestand .magar chezi degare ba dast awarded???

  • Mr.Hosain Zahedi looks like a sick person or a gay whom received some evil messages with a lot of complex,it’s better to be treated by some psychologest or doctors. I’m sorry for this young sick person with that madness ideas, dumping him and his falowers in the dirty water.

  • انسانهاي عزيز: سلام. به عقيدهَ بنده دين و مذهب هميشه عقلاني نيست. اما عقيده مندي را هيچگاه رد نكرده ام. اما عقيده مندي سالم و عقلاني را دوست دارم. بنده هرگاه مشكل روحي به من دست ميدهد به خداي خود مراجعه ميكنم. اما بيشتر مشكلات بنده را هم ائين هاي ديني و مذهبي تشكيل داده است. و اينكه چقدر دين و مذهب در زندگي شخصي انسان مداخله ميكند. انسان آزاد افريده شده و حق آزاد فكر كردن و انجام آن را هم دارد.

    • شمــع خاموش و زخود رفتــه درینجا ساقیست
      شب به پایان رسد این قصه همانسان باقیست
      مــرغ حــق حمـــد و ثنای دل مــا میــــخوانــــد
      شیخ و زاهد همه از کرده ای مایان شاکیست

  • Much of what people do is done in the name of God . Arabs blow themselves up in his name. Imams and ayatollahs oppress women in his name. Celibate popes and priests mess up people’s sex lives in his name. Jewish shohets cut live animals’ throats in his name. The achievements of religion in past history — bloody crusades, torturing inquisitions, mass-murdering conquistadors, culture-destroying missionaries, legally enforced resistance to each new piece of scientific truth until the last possible moment — are even more impressive. And what has it all been in aid of? I believe it is becoming increasingly clear that the answer is absolutely nothing at all. There is no reason for believing that any sort of gods exist and quite good reason for believing that they do not exist and never have. It has all been a gigantic waste of time and a waste of life. It would be a joke of cosmic proportions if it weren’t so tragic

    • Mr. Infidel,
      I have few questions from you:
      Who killed (51 million innocent people in the World War II)?
      Who killed (5 million innocent people in the World War I)
      Who killed (6 million innocent people in the communist revolution)?
      Who killed (3 million innocent in Vietnam after world war II)?
      Who killed (almost 6 million innocent jewish during world War II)?
      Who killed hundreds of thousands innocent people in Iraq and Palastine? Terror is throwing stones or bombing from the sky and launching huge rockets and killing thousands in Palastine?

      I the above question, i should tell you that Muslims are not involved in Killing of almost 100 million innocent people from world war I to world war II and until some recent years.

      Muslims began some terrorist activities which are un-islamic activites and totally contrary to Islamic Principles. Believe me there are some other infidel hand behind all these terrorist activities that is happening today.

      May be some Muslims realized that they can’t fight their powerful enenmies face to face and they only way they revenge is these kind of inhuman suicide activities which can cause many innocent lives. Sometimes we get confused when we see that many politics is going on in between and even there is negotiation with those terrorists and indirectly helping those terrorists. Recently, did you read the news that UN and European high rank representatives met with taliban and negotiated about some private issues. Saying that they said don’t kidnap UN & European staff, so we can help with weapons and money...Imagine. You can read this news in any news website and cnn, bbc tvs.

      Next questions:
      Who has created you, did you create yourself or someone else has created you, if someone else created you then he/she was a wise being or unwise being, sure unwise being can’t create a wise being which is human?
      Have you ever realized that your body is so complex and so organized. You are sleeping but your internal organs which are more complex than any factory in the world are working perfectly.
      Your eyes, mouth, ears, nose are the tools that you can enjoy the greatness of the universe. Imagine if you lack one of them, then how you may feel like.

      For more information and challenges in Islam refer to:

      http://http://youtube.com/watch?v=

      Regards,

      Purkamchi Khan

    • I think you did not understand my point . I did not said only islam is responsible for human disaster but all religion . if you look at the history rationally you see clearly that most of human disaster are from religion . for your last part of the question i believe in evolution . i do not think that our univers is 6000 years old wich bibel and qoran say that . our univers is 15 bilion years old not 6000 . you said why everything is soo perfect . it is not perfect at all let me gave you an example

      the human eye is poorly designed. The optic wiring and supporting blood vessels are located in front of the photoreceptor cells in the retina. This means that the incoming light has to pass through the nerves and blood vessels, thus degrading visual quality, and creating a blind spot where the wiring pokes through the retina to reach the brain. scientist claims that a much more intelligent design would have been to have the wiring and blood vessels attached from behind, which would have allowed us to see much more clearly. They concludes that since no intelligent designer would have designed our eyes the way they are, it must have been the result of blind evolution. prince infidel

  • دوست عزيز اقای زاهدي، نميدانم يادداشت های شما درارتباط به دين اسلام وچگونگی عمل کرد ان در جامعه وارزيابی وديدگاه تان نسبت به دين مقدس اسلام بسيار شکل تحريک اميزی را بخود گرفته است. اينکه شما به اسلام عقيده نداريد موضوع مربوط بخود شمابوده اگر ماترياليست و يا ايدياليست ويا بکدام فلسفه ديگری ايمان داريد صرف موضوع شخصی شماست وهيچکس حق انرا ندارد تا مفکوره شما را تحقيرنمايد .متعاسفانه شمابدون درنظر داشت اينکه 25 فيصد نفوس جهان را مسلمانان تشکيل ميدهد چنان برمسلمانان ميتازيد که گويا پيام اور دين ومذهب جديدی باشيد. با تحقير وتکفير نميتوان به سرمنزل مقصود رسيد. ايا در جامعه که 90 فيصد مردم ان ازخواندن ونوشتن محروم اند ميتوان از دين ومذهب شان انتقاد کرد ؟ ايا در سرزمينی که سه ده جنگ مردم ان را به گروهای مختلف بنيادگرای مذهبی تقسيم نموده وهنوزهم اتش جنگ مذهب شعله ور است ميتوان دين ومذهب را محکوم نمود؟ البته نه انتقاداز دين در جامعه افغانی در حقيقت يک خودکشی محض است.سلمان رشدی نويسنده مشهور هند با نوشتن کتاب خود بنام ايات شيطانی جه غوغای در جهان برانگيخت ونتيجه ان فقط چندين سال درانزوازنده گی کردن وبرپاکردن خشم مسلمانان وحادثه افرينی هيچ نتيجه مثبت ديگری را ببار نياورد.اميدوارم بنده بکدام سازمان وگروه متهم نساخته اين نظر شخصی بنده است.تشکر

  • this is responce to those who link an every comment to these MAN (Dr Zakir Naik)
    Zakir Naik supporting Yazeed.
    Yazeed - The Criminal of Karbala & the Hero of Zakir Naik. Dr. Zakir Naik saying event of Karbala as "Political War" and sending Allah’s blessing on Yazeed who killed grandson of Prophet (saw) including women & children

    آنلاين بنگريد : http://http://youtube.com/watch?v=1...

    • دوست عزیز ما که اسمت را ننوشته ای

      صرف نظر از معصومیت انبیا و اولیا، دیگر هیچ فردی نمیتواند که کامل و معصوم باشد. داکتر ذاکر نیز با آنکه از استعداد و حافظه خوبی برخوردار است اما این دلیل نمیشود که در مسایل مهم صدر اسلام بیطرفانه تحقیق کرده و عقلش حتماً به هر کاری قد بدهد. ایشان با آنکه پیروی از پیامبر و قرآن را به دیگران توصئه میکند اما ساده لوحانه یزید را میستاید و ماجرای کربلا را سیاست بازی میخواند در حالیکه بزرگترین سیاست بازی در طول تاریخ اسلام همانا انکار (غدیر) که در آن پیامبر (ص) جانشین اش را تعین کرد، است.

      و کشتار کربلا را هیچ فردی در عالم انکار کرده نمیتواند نه داکتر ذاکر و نه هم کسی دیگر.

      اما با آغاز جنگ و جدل میان مذاهب عمده و مطرح در اسلام، واضحاً همه مسلمین قیمت گزافی باید بپردازند که شاید محو اکثریت آنها از روی کره خاکیست.

      مهم اینست که حقایق را با مطالعه و تحقیق دریافته تا بطور مسالمت آمیز به دیگران بیان کرده بتوانیم.

      والسلام

  • دوستان عزیز
    راه معروف شدن اشکال کردن و ایرادگرفتن از اسلام نیست.
    تفاوت شما باربانی, سیاف , خلیلی و... پس در چه است ؟
    آنان از طریق اسلام قدرت را می خواهند وجنایت می کنندوشما
    می خواهید با اشکال تراشی از اسلام خود را معرفی کنید.
    مشکل از اسلام نیست هرچه بلا وبدبختی است از حکام اسلامی و خود مسلمین است.
    اگر باور ندارید متون اسلامی را مطالعه و عملکرد حکام و مسلمین را با آن مقایسه کنید.

    • آقای میرهزار ما که نفهمیدم! هم به میخ میزنی و هم نعل جالب است از یک طرف میگوید که با نظریه زاهدی موافق نیستم و از یک طرف میگی لازم است الی آخر... مردم ما میفهمد که تو دوستان تو مثل زاهدی سرتان در یک آبخور است معلوم نیست از کدام منبع تمویل می شوید اما یک چیز را بدانید با مردم و جامعه خودتان بازی نکنید هر چه که هستید همان باشید گرگی در پوست میش نباشید این بهتر است تا مردم از چهره اصلی شما شماهارا بشناسد. حاجی رفته بود حج در هنگام سنگ زدن به شیطان (جمارات) سنگی به سوی شیطان پرتاپ کرد شیطان به حاجی گفت ای بی معرفت تو دیگه چرا. خودت پیام رابگیر

    • در افغانستان بزرگترین اتنیکی که در طول تاریخ همواره از جانب بیگانه ها تمویل شده و میشود دوستان پشتون ما میباشند که مثل آفتاب روشن و واضحست. خوب وقتی کار به این شیوه باشد چرا این حق را به دیگران هم ندهیم که از جایی و یا جا هایی تمویل و تقویه گردند...؟

      کابل پرس نیز از هر جایی که تمویل شود، فرقی ندارد چرا که هر فردی از هر جناحی میتواند نظرش را در آن آزادانه بیان کند. شما هم اگر میبینید که افرادی میخواهند بر چیزی و یا کسی بتازد که به نقص تان است، میتوانید پشت کمپیوتر نشسته مودبانه و منطقی جواب آنها را بنویسید. قضاوتش باشد با مردم و پروردگار عالمیان.

      از بد گمانی بدور باشید!

  • سلام و احترامات خویش را حضور همه خوانندگان این نبشته تقدیم میکنم و انشاءالله که عید خوشی را سپری کرده باشید.

    البته قابل ذکر است که آقای حسین زاهدی یک جوان با استعداد و نویسنده خوبی هستند و برایشان موفقیت بیشتری در زمینه رشد استعداد و نویسندگی شان آرزو داریم.

    حسین جان با استهداد !
    شما حتمآ تاریخ قبل از اسلام جامعه عرب را مطالعه کرده اید. یقینآ که دوره قبل از اسلام یک دوره خشونت، بی عدالتی، بی نظمی و جاهلیت مطلق بود که که چند مثال آنرا بطور نمونه زنده بگور کردن دختران، تجاوز جنسی به زنان و دختران خوردسال، تبادله زنان خویش بمنظور نسل گیری و لذت شیطانی، خرید و فروش انسانهاو غیره و باید گفت که این خرافات تنها در جزیرت العرب نبود بلکه در اروپاء امروزی تا چندی قبل وجود داشت. در اروپا با دختران خود ازدواج میکردند و بعد از مرگ شوهر خانم را هم زند با شوهرش بگور میکردند و یا میسوزاندند، و مثال برده داری و انسان فروشی در اروپا جزء از کلچر باستانی ایشان شده بود که مثال زنده آن سیاه پوستان امریکائی هستند که در این پروسه به آنجا رسیده اند. اما امروز تمام مشکلات جوامع بشری را به مسلمانان منسوب میدارند در صورتیکه اسلام برای بشریت تمدن انسانی را ببار آورد و مسئولیت های انسان را در قبال یکدیگر به روشنی بیان کرد. برده داری، بی عدالتی، تجاوز جنسی، خشونت علیه زنان و اطفال را قاطعانه محکوم کرد و مجرمین آنرا سزای سخت تعیین نموده است و در طرف دیگر احترام به کرامت انسانی را از جمله اولویت های یک مسلمان قرار داد.
    اولین قانون اساسی در جهان را پیامبر اسلام در مدینه منوره بوجود آورد که شاید آنرا خوانده باشید که حقوق همه ساکنین آن سرزمین (کافر و مسلمان) بطور عادلانه در نظر گرفته شده بود.
    در رابطه با بی بی عایشه (رض) باید بگویم که قبل از خواستگاری پیامبر اسلام خود ابوبکر صدیق از پیامبر اسلام خواهش کرده است که با دختر وی ازدواج کند و این خواهش ابوبکر صدیق (رض) را پیامبر اسلام پذیرفت و با بی بی عایشه (رض) اذدواج کرد. باز هم اگر بی بی عایشه (رض) کدام اعتراضی در رابطه با زندگی اش با پیامبر اسلام میداشت چرا یکبار هم در تمام دوره زندگی اش اظهار نکرد، در صورتیکه هیچگونه مشکل بیان وجود نداشت. بر عکس بی بی عایشه (رض) بیشتر از چهل هزار حدیث را از پیامبر اسلام بیان میکنند و در باره توصیف پیامبر اسلام بی بی عایشه (رض) میگوید که تمام اخلاق پیامبر خدا فقط قرآن بود (و خلقه القرآن). روزیکه پیامبر اسلام وفات میکند بی بی عایشه (رض) اشک میریزد و از پیامبر اسلام خواهش میکند که لطفآ مرا با خودت ببر چونکه بدون تو من زندگی ندارم. خوب این حقیفت نشان دهند آن است که هیچگونه بی عدالتی و یا خشونت در زندگی ایشان وجود نداشته است و دیگر اینکه پیامبر اسلام توانست از طریق یک دختر جوان مسلمان پیام خود را به تمام زنان همان عصر و عصر امروز برساند.
    شما که از جوامع مدرن و پیشرفته مثال مگویید، آیا هشت ماه قبل در میدیا مشاهده نکردید که در آسترالیا (دختران خورد سال را برای فحشای جنسی و فلم های سیکس) استعمال میکنند. آیا در امریکا در اکثر هوتل ها دختران را برای اشباع اعمال جنسی استفاده نمی کنند؟ آیا تمام فلم های فحشاء(سیکس) و غیره در کشور های غیر اسلامی تهیه نمیشوند؟ آیا شما این اعمال را توهین به کرامت انسانی نمیدانید؟ آیا کشور های مدرن غربی که لاف از حقوق زن و اطفال میزنند شما تا هنوز در در تاریخ امرکا کدام (رئیس جمهور) زن را مشاهده کرده اید؟ مگر در کشور های اسلامی (پاکستان، بنگله دیش، ترکی، اندونیزیا) شاهد قدرت اول زن نبودید.
    امروز در افغانستان هم اگر دقیق متوجه شوید، مردان تمام زندگی خویش را در خدمت خانواده و زنان خویش سپری میکنند که این مثال در در دنیای مدرن امروز نمی توان یافت. اگر دیده باشید وقتیکه یک خانم داخل یک (موتر بس) میشود حتمآ یک مرد جای خود را به آن خالی میکند و یا آنرا در سیت اولی جای میدهند مگر در غرب با وجودیکه حامله دار هم باشد کسی جای خود را برای زن خالی نمی کند و اصلآ کدام توجه به زن وجود ندارد.
    بهتر خواهد بود که شما اسلام را دقیق مطالعه کنید و تمام نکات مثبت و منفی آنرا ببینید و بعدآ به دیگر جوامع مقایسه کنید که کدام یک برتری دارد. درست است که جوامع اسلامی مشکلات زیادی دارند مگر ما آنرا دلیل دین داری آنها نمی دانیم. خائینین و بد کاران در هر جامعه و هر دینی بد کار و خائین شناخته میشوند.
    از توجه شما تشکر.
    بهارستانی

    • دوست عزیزم بهارستانی!
      مه با تمام احترام که به نظریاتتا ابراز میکنم، استدلالات که شما در دفاع از نظریات تان مطرح کرده اید در برابر قامت بلند ورسای عقلانیت امروز بسیار ضعیف وناتوان است. شیوه دفاع شما از اسلام اجتماعی، شیوه سنتی معمول است که دیگر به قناعت خاطر یک طفل هم پرداخته نمی تواند. دوست عزیز اسلام در زمان ظهورش قطعا" یک اندیشه پیشرفته وپاسخگو به نیازهای آن زمان بود وامروز اسلام سیاسی واجتماعی (نه اسلام به عنوان دین در حوزه فردی)هیچ نقشی برای ایفا کردن ندارد چون در تناقض روشن با ارزش های انسان امروزی قرار دارد. عدم واقع بینی شما درین بحث زمانی بسیار برجسته میشود که به مقایسه در مورد وضعیت خانم ها در کشورهای اسلامی وغربی میپردازید. چند اسثنا را که آنهم در نتیجه رسانه های آزاد از آمریکا وآسترالیا مثال آوردید، با زندگی عملی خانم ها در غرب هیچ رابطه یی ندارد. خانم غربی زندگی آزاد ودر فضای مملو از انسانیت را سپری میکند وفراموش نکنیم که بلی شماری مشکلات هم موجود اند که کاملا" ویژه گی متفاوت دارند. من عمری زیادی را در افغانستان وهمچنان در غرب سپری نموده ام، شما باور داشته باشید که زندگی زن افغانستان به صورت وحشتناک غمناک وتکان دهنده است ومن وشما میدانیم که چرا. پس در اخیر خدمتتان تکرار میکنم که اسلام سیاسی واجتماعی مشکلات بسیار زیادی را ایجاد نموده است واگر ما به تغییر بنیادی تن ندهیم، زندگی فلاکت بار ادامه خواهد داشت وحتی بدتر از ین را نیز باید انتظار داشت.

    • دوست عزیزم بهارستانی!
      مه با تمام احترام که به نظریاتتا ابراز میکنم، استدلالات که شما در دفاع از نظریات تان مطرح کرده اید در برابر قامت بلند ورسای عقلانیت امروز بسیار ضعیف وناتوان است. شیوه دفاع شما از اسلام اجتماعی، شیوه سنتی معمول است که دیگر به قناعت خاطر یک طفل هم پرداخته نمی تواند. دوست عزیز اسلام در زمان ظهورش قطعا" یک اندیشه پیشرفته وپاسخگو به نیازهای آن زمان بود وامروز اسلام سیاسی واجتماعی (نه اسلام به عنوان دین در حوزه فردی)هیچ نقشی برای ایفا کردن ندارد چون در تناقض روشن با ارزش های انسان امروزی قرار دارد. عدم واقع بینی شما درین بحث زمانی بسیار برجسته میشود که به مقایسه در مورد وضعیت خانم ها در کشورهای اسلامی وغربی میپردازید. چند اسثنا را که آنهم در نتیجه رسانه های آزاد از آمریکا وآسترالیا مثال آوردید، با زندگی عملی خانم ها در غرب هیچ رابطه یی ندارد. خانم غربی زندگی آزاد ودر فضای مملو از انسانیت را سپری میکند وفراموش نکنیم که بلی شماری مشکلات هم موجود اند که کاملا" ویژه گی های متفاوت دارند. من عمری زیادی را در افغانستان وهمچنان در غرب سپری نموده ام، شما باور داشته باشید که زندگی زن افغانستان به صورت وحشتناک غمناک وتکان دهنده است ومن وشما میدانیم که چرا. وضعیت تقریبا" مشابه برای خانم ها در اکثریت کشورهای اسلامی وجود دارد. پس در اخیر خدمتتان تکرار میکنم که اسلام سیاسی واجتماعی امروز مشکلات بسیار زیادی را ایجاد نموده است واگر ما به تغییر بنیادی تن ندهیم، زندگی فلاکت بار ادامه خواهد داشت وحتی بدتر از ین را نیز باید انتظار داشت.

    • خواهر خوبم خانم گیسو

      نقد هائ تانرا مداوم دنبال نموده و به زودی خوانندۀ پاسخ هائ صریح و منطقئ ایرادات تان پیرامون کاربرد دین در اجتماع و سیاست خواهید بود. ناگفته نماند که مشکلات زن در غرب را نیز مطالعه مینمایم و همزمان با شرایط و مشکلات زنان در کشور هائ اسلامی بررسی، تحلیل و مقایسه خواهد شد.

      موضوعی را که شما بیشتر نادیده میگیرید عام بودن مشکلات است یعنی که در کشور هائ چون افغانستان تنها زنان ضربه پذیر نبوده بلکه وضعیت مردان نیز هرگز تعریفی نداشته و ندارد...، که راجع به آن نیز گفتگو خواهیم کرد.

      نویسا و منصف باشید!

    • خواهر مهربانم گیسو جان! سلام و سلامتی بر شما باد.
      از مطالعه و نظریات شما یکجهان تشکر. البته بنده خواستم تا احساساتم را بگونه ای بیان کنم که جوامع اسلامی مسئول همه بدبختیهای جهان امروز نیستند و زنان احترام و جایگاه خاصی را در جوامع اسلامی دارند.زن در آفرينش در بعد روحى و جسمى از همان گوهرى آفريده شده كه مرد آفريده شده است و هر دو جنس در جوهر و ماهيت يكسان و يگانه‏اند و تمايز و فرقى در حقيقت و ماهيت ميان زن و مرد نيست. قرآن به صراحت از اين حقيقت پرده برمى‏دارد: (يا ايها الناس اتقوا ربكم الذى خلقكم من نفس واحدة و خلق منها زوجها...) اى مردم از پروردگارتان كه شما را از نفس واحدى آفريد و جفتش را (نيز) از او آفريد و از آن دو زنان و مردان بسيارى پراكنده كرد، توجه داريد (نساء، 1)، همچنان قرآن میفرماید: (هو الذى خلقكم من نفس واحدة و جعل منها زوجها ليسكن اليها...) او است آن كس كه شما را از نفس واحدى آفريد و جفت وى را از آن پديد آورد تا بدان آرام گيرد (اعراف، 189) . بنابراين زن در آفرينش از همان جوهر و گوهر مرد است و انديشه يكسانى و يگانگى ماهوى زن و مرد، انديشه قرآنى است كه از آيات الاهى به روشنى به دست مى‏آيد .
      بدون شک نظر بعضی از کور مغزان و تنگ نظران که گویا زن يك موجود ضعيف و ناچيز به شمار مى‏ رود و زنان براى خدمت به مردان و اطفاى شهوت جنسى براى مردها بوجود آمده اند را مردود میشمارم.

      یقینآ شما خوب میدانید که در جامعه افغانستان نه تنها حقوق زنان مراعات نشده است بلکه مردان هم از حقوق شایسته انسانی مرحوم هستند. شما یقین خواهید داشت که بعضی از مردان بخاطر تقاضای خانمهای خویش به ایران سفر میکنند و حتی در مسیر راه مشکلات زیادی را متحمل میشوند و بلآخره تمام زحمات خویش را که در مدت یکسال و یا دو سال کشیده اند برای خانمها و دختران خویش گوشواره های طلائی و یا دیگر وسایل قیمتی و تجملی خریداری مینمایند و حتی بعضی اوقات این مثال را در عروسی ها مشاهده کرده میتوانید که خانم ها کاملآ آراسته با جواهیر طلائی و لباسها مرفع میباشند مگر در طرف دیگر اگر شوهران آنها را ببینید فقط یک جوره لباس ساده افغانی بتن دارند و جای شک نیست که خانم ها هرچه مترقی شوند باز هم با همین وسایل تجملی علاقه زیادی دارند.

      خوب شاید سوال شما این باشد که چرا زنان کار نکنند و خودکفا نباشند و برای زندگی خویش ضروریات خویش را محیا نکنند، بنده به نظر شما موافق هستم مگر در جامعه ما افغانستان و بعضی از کشور های دیگر جهان اسلام همین امکانات را برای تمام اتباع خویش ندارند. مثلآ در افغانستان بدون شهر کابل، شهر هرات، شهر مزار شریف در کدام ولایت دیگر مراکز و دفاتیر دولتی و یا غیر دولیت وجود دارد که مردان کار میکنند و زنان از آن محروم مانده اند.

      مردان از بیکاری خود در کارهای شاقه مانند گل کاری، نجاری، معماری، بارکشی، دهقانی و غیره مصروف هستند و این کارها برای زنان خیلی مشکل خواهد بود. در طرف دیگر جامعه ما تا هنوز یک جامعه مدرن نشده است و ماحول کاری تا هنوز یک ماحول سالم نیست. اکثرآ دیده میشود که دسیسه بافی و پروپاگند در قبال یکدیگر بی نهایت زیاد است و همچون ماحول برای زنان شاید خوش آیند و مناسب نباشد. انشاءالله روز بروز حالات در حال تغیر است و ما شاهد رول فعال زنان در اکثر ادارات دولتی و غیر دولتی در شهر کابل و غیره هستیم و بدون آنکه به آزادی و دموکراسی تعریف های نا رسا و غیر اخلاقی داده میشود در یک چوکات انسانی و خلاقی همه سهولت ها برای خانم ها محیا خواهد شد.
      شاید هم خود شما از زندگی خانوادگی جهان غرب دقیق آگاه باشید که جرائیم طلاق و خشونت خانوادگی خیلی ها زیاد است و اصلآ نظام خانوادگی در غرب البته به گفته خودشان پاشیده است که آنرا دوباره احیا کردن امکان پذیر نیست. بنام دموکراسی یک طفل در غرب در مقابل پدر و مادر می ایستد و به وضاحت میگوید که چپ باش (Shut Up) و شکر که این بی احترامی و بی نزاکتی در جوامع اسلامی کمتر دیده میشود. شما شاید خشونت یک مرد را با خانمش در یک کشور اسلامی خوب متوجه شوید مگر هزاران عمل غیر انسانی و خشونتی را که در غرب بصورت بد تر صورت میپذیرد متوجه نشوید چونکه روح و روان ما را تبلیغات جوامع شستشو کرده است و از نظر روانی کار بد ایشان برای ما خوب جلوه میکند. البته در بسیاری از موارد خودم شکار آن هستم. در جاپان روزانه 90 نفر خودکشی میکنند که اکثر آنها زنان هستند و فکر نمی کنم که در 10 سال در افغانستان 90 نفر بخاطر مشکلات زندگی خودکشی کند.
      البته موضوع اصلی ما ازدواج بی بی عایشه در سن خوردسالگی با پیامبر اسلام بوده که شما در رابطه با آن معلومات خیلی معتبر و علمی را در سایت:
      http://www.bashiransari.com/farisi/index.php?art=show_articles&id=71 بخوانید. فکر میکنم به تمام سوالات شما جواب داده شده است. نویسنده این مقال خود در غرب زندگی میکند و نبشته های زیادی در این راستا دارند.
      برای تبادل نظر بیشتر شما میتوانید به ایمیل بنده تماس بگیرید.
      baharizeba2006 yahoo.com

      بهارستانی

  • جناب میرهزار گرداننده یی سایت وزین کابل پریس، میخواهم پیشنهاد کنم که اگر از نگاه فنی برایتان ممکن باشد، نوشته های را که به هم مرتبط هستند صفحات شان رابه هم لینک نمایید. مثلا" نوشته قبلی آقای زاهدی وپاسخ که از یک دوست دیگر به آن داده شده بود را درین صفحه پیوند دهید تا خوانندگان بتوانند پس منظر بهتری نسبت به بحث ها داشته باشند ونظریات شان تازه گی داشته باشد. همانند صفحه یی انترنیتی بی بی سی.

    • در آخر اين مقالات مرتبط، لينک گذاشته شده و اگر ستون سمت چپ همين صفحه را نگاه کنيد، فهرست مقالات منتشر شده در همين بخش را می بينيد.

      من يک واژه کليد نيز با نام " دين، عقايد و باورها" نيز اضافه کرده ام که مطالب مربوط منظم شده است.اين واژه کليد در همان ستون سمت چپ در دسترس است.

      سپاس از اظهار نظر شما در کابل پرس

      آنلاين بنگريد : کابل پرس

  • در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور. من این شعر حافظ شیرازی را در قبال مبارزه ای فکری روشن اندیشان تازه کار جامعه افغانستان با بنیادگراها نوشتم. عزیزان. من خودم روشن فکر نیستم چون بودجه علمی روشن اندیشی را هنوز ندارم اما روشن اندیشی رابی نهایت دوست دارم، من گهگاهی از سایت افشاگر کابل پرس بازدید میکنم و با خواندن مطالبی که توسط عزیزان در مورد مبارزه با فقر و بی سوادی در کشور نوشته میگردد خیلی لذت میبرم. چون احساس میکنم که در افغانستان هم روشن اندیشی شروع به کار کرده است. من شخصا با نظریات روشن و جدید اقای زاهدی کاملا موافق هستم. و در ضمن با قدردانی از اقای میرهزار که این زمینه را برای مردم مساعد ساخته تا مردم بتواند نقد و نظرهای خودرا در این سایت انعکاس دهد.
    چیزیکه من تا حالا یاد گرفتم این است که مردم ما باید همدیگرپذیری را تمرین کنند بااونیکه مزاج مابا این پدیدهء عقلانی کاملا نا آشنا است. ولی این یک حقیقت است. از دیگر آزاری باید بپرهیزیم، و یک چیزی که در دین اسلام آزار دهنده است این است.که نظریات که مخالف باورهای اسلامی باشد کاملا مردود دانسته و مهر لعنت تکفیر و ارتداد را بر آن میکوبد و اهانت رابرحق دانسته و بی درنگ به اهانت میپردازند، و از سوی دیگر از دیگران توقع دارد که به باورها مختلف احترام داشته باشند. ما باید به بحث و تبادل نظرهای مسالمت آمیز بپردازیم تا ریشه ای اینهمه بدبختی را کشف کنیم،شاید چند صباهی از زندگی را شادمانه تر بزیستیم.

    • خدمت دوست ما آقای کاسترو از ناروی

      اولاً که باید شعر حافظ را بیا تا یکبار دیگر کاملاً بخوانیم که چی میگوید:

      یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور

      کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

      ای دل بد دیده حالت به شود دل بد مکن

      وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور

      گر بهار عمر باشد باز برتخت چمن

      چتر گل بر سرکشی ای مرغ خوشخوان غم مخور

      دور گردون گردو روزی بر مراد ما نرفت

      دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور

      هان نشو نامید چون واقف نئی از سر غیب

      باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور

      در بیابان گربه شوق کعبه خواهی زد قدم

      سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور

      گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید

      هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور

      حال ما در فرقت جانان و ابرام رقیب

      جمله می داند خدای حال گردان غم مخور

      حافظا در کنج فقر و خلوت شبهای تار

      تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور

      از اولین مصراع این معجزۀ الهی (که ما شعرش مینامیم) گرفته تا همین آخرین مصراع آن، تماماً و کاملاً بوی قرآنی را میدهد که این آقای به اصطلاح روشنفکر شما (زاهدی) آنرا قبول ندارد و در پی تکذیب و رد آن است... از این معلوم میشود که از مدعی (زاهدی) گرفته تا حامی (که شما باشید) همه گئ تان راه را از چاه گم کرده و حیران مانده اید تا چطوری ادعا هائ پوچ و میان خالئ خود را توجیح کنید...؟

      بیایید منطقی و عاقلانه فکر کنیم تا نزد خدا و بنده اش خجالت و رو سیاه نباشیم!

    • اقای سروری عزیز. بسیار تشکر از این عکس العمل عجولانه شما که بی صبرانه در مورد نظر من نشان داده اید. آیا شنیده اید که میگوید: تعجیل کار شیاطین بود. شما اول باید یک نظر را خوب بخوانید، بعد با تأمل و تفکر کافی جوانب کار را معقولانه بررسی کنید. بعد نقد بنیوسید، و در نقد تان هم اگراز اهانت خودداری کنید خیلی کار عاقلانه ای کرده اید، بااونیکه من مطئنم که شما و امثال تان هرگز قادر به خودداری از اهانت دیگران نیستید. چون همانطوریکه در بالا تذکر دادم که شما اسلامیون و مذهبیون اهانت به دیگران را به جرم تکفیر و ارتداد حق خود میدانید و از انجام این کار وقیحانه اصلا دست بردار نیستید و احساس هیچ کونه شرمساری هم نمی فرماید.
      شماقشر طالبان پرور و طالبانی اندیش، با این اندیشه های شوم و خشونت افرین خود بر تداوم بی خردی در افغانستان بی خردانه پا فشاری میکنید.عزیزان من امروز روز اینهمه کهنه اندیشی نیست فقط با یک مرور کوتاه به تاریخ اسلام و غرب میتوانیم راه را از چاه تشخیص بدهیم. و اینکه شما حقیقت را نمی پذیرید و یا قدرت حقیقت پذیری را ندارید مشکل خود شماست.

    • مستر کاسترو از ناروی

      از اینکه نظرم بسیار سریع و صریح بیان شده فکر نکنم که عمل شیطانی محسوب شده بتواند... حقیقت با آنکه شیرین است اما در نظر شما شاید تلخ آمده باشد چونکه ذایقه ها و سلیقه ها متفاوتند... از اینکه مطمئن نیستید که من نظر اولئ شما را خوب نخوانده ام کاملاً اشتباه میکنید. قوۀ تفکر و تعقلم هم مطمئنماً کافی و خوب است وگرنه در امپریال کالج مرا راه نمیدادند تنها مشکل کار اینست که بنده 24 ساعت و در خانه، موتر، و کالج همیشه آنلاین هستم و بدین لحاظ میتوانم فوراً مُچ بعضی ها را بگیرم...

      نمیدانم در واژه نامۀ شما اهانت چی را میگویند؟ اما اگر تعریف و تمجید از نوشته هائ جنابعالی و روشنفکرانی همچون آقای زاهدی کاری باشد عاقلانه، پس وای به حال عاقلان!

      اما شما که از صبر و شکیبایی در مقابل نقد دیگران برخوردارید، چطور شد که ما را بردید در قطار شیاطین، طالبان، وقیحان و اشرار قرار دادید؟ شاید فرهنگ اعتدال پسند جنابعالی (اینطوری!) تشریف دارند!

      بیا تا قضاوت را به مردم سپرده و خود را بیش از این فریب ندهیم.

      منظورم از نوشتن نقد گوشزد این مطلب بود که یک کمی بخود زحمت داده و سطح آگاهئ تانرا با افکار و اشعار حافظ بیشتر نمایید زیرا از قدیم گفته اند، "هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد!"

      راجع به طالبانی که مرا میخواهید همقطارش بسازید نیز معلومات و آگاهئ تان در سطح بسیار پایینی قرار دارد چرا که همین غربیهائ به نظر شما متمدن و .... پدران واقعئ آنها بوده و اگر در اینمورد تردید و شک داشتید میتوانید بیشتر مطالعه فرموده و (دست از سر کچل ما بردارید!).

      دماغ تان از سردئ هوای ناروی در امان گرمئ این بحث ها باشد!

    • با درود بی پایان به همه ی دوستان که این بحث را به گرمی دنبال میکنند.
      این همان کمبود است که جامعه ما سخت به آن نیاز دارد (تحمل پذیری و همدیگر پذیری)هر چند واقعیت اینست که این فرهنگ شاید در فضای کابل پرس محدود شود اما امیدواریم هر یک به سهم خویش در گسترش این فرهنگ در هرجا و مکانی که هستیم از آن دریغ نورزیم چرا که برای یک افغانستان آزاد، مرفه وعاری از هرگونه تعصب قومی، مذهبی،فکری... وجود چنین فرهنگ ضروری و ملزم است. اگر گذشته هارا به خاطر بیاوریم تمام این بدبختی ها از همین تعصبات و کج اندیشه های بیجا آغاز یافت عده ی بنام ملاو اخوان مسلمین به کشتارگاه ها برده شد و عده هم به نام کافر و ضد دین به خاک و خوب کشیده شد و در نتیجه ی این دگم اندیشه ها سرزمین مخروبه ی بنام افغانستان و مردمان فقیر با میلیونها کشته و زخمی به و میلیونها مهاجر سر گردان به بار آورد و هنوزهم به نام دین و کفر و الحاد این جریان ادامه دارد اگر مسئله دین و بهشت و جهنمی مطرح نمیبود این مردمان با چه انگیزه میتوانست به این روند ادامه بدهند. و صدها و هزاران انسان که حاضر شدند تا حملات انتحاری را انجام دهند اگر این باور وتعصب دینی نبود با کدام انگیزه میتوان اینگونه عاشقانه به این عمل شنیع و غیر انسانی وادار کرد. کاش در آموزد های دینی ما بهشت با حرویان زیبای رویش وجود نمیداشت و کاش جهنم، با ماران هفت سر و گزدمان دوسرش و آتش سوزانش وجود نمیداشت.آنگه نه ترس از جهنم وجود داشت و ترغیب تشویق بهشت وعده نمیشد و انسان تنها و تنها با خرد و عقل خویش بر سر نوشت خویش حاکم میبود.
      آقای بهارستانی با لطف که کردن با بعضی از اشارات شان موافقم اما با آن قسمت از پیام شان که موافق نیستم خودم را ملزم میدانم تا پاسخ گفته باشم با دلیل و مدرک که خور جناب شان به آن باور و اعتقاد دارند.
      خدا بر من نبخشد که هدفم توهین به مقام پیامبر که یک و نیم میلیارد پیرو دارد باشد. ایشان گفته اند که پیامبر به تشویق ابوبکر صدیق با عایشه ازدواج کرد. من روایات را اینجا نقل میکنم از سحیح بخاری معتبرترین منبع اسلامی.
      دوست عزیز من بهارستانی اگر صحیح بخاری در دسترس دارید حتما برای اطمنان خاطر تان به صفحات که در ذیل آمده است مراجعه کنید.

      صحیح بخاری 7.62.18

      پیامبر از ابوبکر ازدواج با عایشه را تقاضا کرد. ابوبکر گفت "اما من برادر تو هستم". پیامبر گفت "من و تو در دین الله و کتابش برادر هستیم اما عایشه بر من حلال است."

      صحیح بخاری 9.87.140

      از عایشه نقل شده است:

      رسول الله به من گفت "تو دوبار قبل از اینکه من با تو ازدواج کنم در رویاهای من ظهور کرده بودی. من فرشته ای را دیدم که ترا در تکه ای لباس ابریشمی حمل میکرد، من به او گفتم، لباسش را در بیاور و اورا نگاه دار، او تو بودی. به خود گفتم "اگر این از طرف الله است، پس این (لخت شدن عایشه) باید واقعا اتفاق بیافتند .

      صحیح بخاری 7.62.90
      از عایشه نقل شده است:

      وقتی پیامبر با من ازدواج کرد، مادرم نزد من آمد و مرا وادار کرد که به خانه پیامبر وارد شوم، و هیچ چیز موجب تحیر من نشد، مگر آمدن پیامبر به نزد من قبل از ظهر.

      این ها واقعیت است حالا به درست یا نادرست بودنش کاری ندارم که ملاهاو مولوی ها با استفاده از بی خبری من تو به ما نگفته است و خود با استفاده از این نوع سنتها و روایاتها پدیده به نام ازدواج به پیروی از سنت و دین را ترویج و مشروع کرده اند که فاجعه انسانی است و زن مسلمان و افغان نه به عنوان انسان بل به عنوان یک جنس و مال اینگونه با آن برخورد میشود.
      جناب بهارستانی از سرنوشت دختران در غرب یاد آور شدند من حرف شما را تایید میکنم اما با اشاره که در غرب کسی به نام خدا و سنت پیامبر به این عمل دست نمیزنند و از نگاه قانون هم جرم سنگین محسوب میشود اما در کشور ما این پدیده نتنها جرم محسوب نمیشود بلکه صواب هم است و مشروعیت اسلامی دارد.
      به آن عده از دوستان که فکر میکنند من و کامران مدیر کابل پرس از جا و منبع تمویل یا تشویق میشویم خاطرنشان کنم که هر گز چنین چیزی واقعیت ندارد و هیچ سند دال بر این ادعا وجود ندارد.

    • اقای سروری که اینهمه از راه یافتن در کالج امپریال به خود میبالید. نشنیدی که میگویند: ملّا شدن چه آسان اما آدم شدن چه مشکل، منظورم ازین نیست که خدای نخواسته به شما اهانت کنم. اما میخواهم خدمت تان عرض کنم که راه یافتن در دانشگاه و یا کالج دلیل بر روشن اندیشی آدم نمی گردد. تنها چیزی که میتواند آدم را از بدبختی نجات بدهد فقط براداشت درست از دروس معلم هست، نه فقط راه یافتن به کلاس درس. یک شعر از آقای احمدی نژاد در همین زمینه که گفته اند: آنانیکه درفکر چماغ اند هنوز با مدرک دکتورا........ هنوز. ولی با اینهمه جدال آدم خوبی هستی برایت آرزوی موفقیت دارم عزیز

    • فیدل کاستروی عزیز

      من از بال، بالیدن و بالابازی بحث ننموده ام! صرف خواستم بگویم که در ناروی زیستن علت حافظ شناسی شده نمیتواند... ما به فضل خدا آدم بودیم و اینجا آمده ایم تا ملاعمر شکن شده و به آرزوی کاسترو کاکو جامۀ عمل بپوشانیم... راستش از ماهی و سوسیال خوردن خوشم نمیآید... یک وقت فکر نکنی که قصد اهانت دارم... اصلاً نه! ما که نمیخواستیم تا این حرفها را به رخ برادر پناهندۀ خود بکشانیم... فقط خواستیم ندانسته و ناکرده در قطار ارباب زاده ها (یک چشمه ها...) نرفته باشیم. البته وقتی میگویم ارباب زاده ها این صرف بخاطر گل روی برادران پناهندۀ میباشد که تا پایشان از آب های ترکیه خشک شده اند فوراً چشم ها را بسته و دهان را باز کرده اند به جان دین اسلام... حالا فحش نمیدهی کی فحش میدهی؟ و خدا نکند که دوسیه ها جواب منفی بیگیرد در آنصورت یک راه مردی فرار از اسلام و پیوستن به عیسویت است... راه دیگر رسیدن به اسناد اروپایی دروغ سرهم کردن است مثلاً ادعا نمودن ِ زنا با محارم و یاهم لواطت با یکی از فرزندان کدخدائ قریه است.... در صورت که قبول شوی روشنفکر میشوی و اگر همۀ تیر ها به سنگ خورد و ترک خاک گرفتی خیر است خود دولت هائ بشردوست اینجا خدمات رد مرز کردن را بدون اخذ پول انجام میدهند و وقتی پایت را به خواجه رواش ماندی از آن ببعدش هم همان آش و همان کاسه...

      اما من چونکه دستم بی نمک است روشن اندیشی را نیز در طول این دو سالی که در فرنگ هستم بر طبق سلیقۀ زاهدی و فیدل کاسترو نه بلکه به شیوۀ لقمان حکیم آموختم... اما این شیوه کاملاً اختیاری بود و زوری در کار نبود... دوستانی که به قیمت ماه ها پیاده روی و پنهان شدن در زیر موتر هائ باری خود را به این بهشت موعود خود راسانیده اند پس از نوشیدن چند بوتل بیر و اودکا آنهم با پول ناس... به یکباره گی تبدیل شده اند به روشنفکران ِ روشن اندیش! اما بد بختانه ما چونکه بدبختی از سر و روئ ما میبارید بنابر بورسیۀ وزارت تحصیلات عالی و آن لیاقت جاهلانۀ که داشتیم قانوناً به این بهشت روشنفکران البته جسارتاً بدون اجازۀ جلالتمآبان داخل شده و از بدو ورود در بهشت شما هیچ گونه فعالیت روشنفکرانه نتوانستیم انجام دهیم و صرفاً راه اطاق و دانشگاه را بلد شدیم... در داخل صنف نیز بجز از شنیدن تشریحات استاد و بعد از خارج شدن از صنف بجز از خواندن کتاب هائ درسی به وظایف روشنفکرانه! و روشن دلانه! که عبارت باشند از دختر بازی ، قمار ، الکول نوشی و دین ستیزی هرگز رسیده گی کرده نتوانستیم... ای وای بر ما!

      اما از وقتی که دوست ما آقای فیدل کاسترو از قطب شمال سر به سر ما گذاشت و از ابیات حافظ القرآن و لسان الغیب شیراز برائ تشویق دوست دیگر ما که بقول خودش در دانشگاه روشنفکران در آنسوئ اقیانوس آرام در رشته تابو شکنی مصروف تحصیلات عالی اند و گاه ناگاه با شمشیر بران خود بر فرق دین اجدادی ضربه هائ ناکار و کاری وارد مینمایند، استفاده کردند دل تاریک ما را قرار نیامدی و رگ آن احساس غریب حافظ دوستئ ما ورم کردی... که بهر حال یک معذرت مقروضم اگر دل حافظ شناس شهیر یعنی کاسترو کاکو را به درد آورده باشم...

      اما تعجب من تاریک دل و تاریک فکر در اینجاست که به یکباره این کاسترو کاکو چگونه به یاد رهبر طالبان ایران افتاد و از او نقل قول نمود؟ فکر کنم کار کار همین هوگوچاویز سرخ پوش باشد چرا که یکپایش در تهران و یکپایش در هاوانا ست... دست بردار کاسترو کاکو! قبلاً ما را با یک چشمه ها در یک کیسه انداختی و حالا هم از زبان دوست ، دوستت نقل قول میکنی؟

      همین آرزویت را که در اخیر کرده ای، نمیدانم که از دل روشنت کرده ای و یا از فکر روشنت؟ بهر صورت یکبار دیگر دست میاندازم به دامان آن لسان الغیب که حافظ ِ کلام خداست و قسمش میدهم به عشق پاکش به آن زیباآفرین ِ یکتا، که از شّر روشنفکری البته از جنس دین ستیزانه اش، ما را محفوظ نگهدارد! آمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــین!

      پایان بحث امشب ما فقط دو بیت از حافظ القرآن است:

      مردی ز کننده ​ی در خیبر پرس

      اسرار کرم ز خواجه ​ی قنبر پرس

      گر طالب فیض حق به صدقی حافظ

      سر چشمه​ ی آن ز ساقی کوثر پرس

      شکیبا باشید!

    • سروری صاحب شما به همه پناهنده ها توهین میکنید .اگر سوسیال خور هستن بلاخره افغان هستن انسان هستن چرا اینقدر از خود راضی هستی چرا خود ستایی میکنی . خواهش میکنم که مشخص به مخاطبت بنویس نه همه پناهنده ها. چه خبر داری از پناهنده های بیچاره که چه مظالمی را از دست این نا انسان های نامسلمان جهادی کشیده اند . این حرف ها شایسته یک باسواد و فرنگ رفته نیست .

    • برادر یا خواهر عزیزی که اسمت را ننوشته ای

      مخاطبین بنده تمام مهاجرین نبوده بلکه کسانی استند که تا اینجا میرسند با نوشیدن چند بوتل بیر و الکول و یافتن یک دوست دختر ...، شروع میکنند با یاوه گویی و تظاهر به روشنفکر بودن و اشعار حافظ القرآن را برای توجیح اعمال جاهلانۀ یکدیگر ...

      از اینکه متوجه منظورم نشده اید متأسفم! هیچگاهی راجع به تمام مهاجرین صحبت نکرده ام و میدانم که در میان مهاجرین انسان هائ بسیار نجیب و شریفی نیز تشریف دارند که حسابشان بکلی جداست.

      با عزت باشید!

    • زاهدی صاحب

      در اینکه یک تعداد از احادیث به اسم پیامبر اسلام جعل شده است هیچ شکی نیست و این موضوع را هم شاید بدانی که صحیح بخاری تنها برای اهل سنت 100% قابل قبول است نه اهل تشیع. آن تعداد از احادیثی که در تضاد با قرآن و عقل بشر است را نمیتوان قبول کرد. ابوهریره یکی از راویان حدیث که اهل سنت به وی احترام تمام و کمال دارد در میان اهل تشیع روایاتش اکثراً بی اعتبار است.

      یزید ابن معاویه کسی که علناً اهل قمار و شراب بود و نوادۀ پیامبر (ص) را با 72 تن از یاران و اعضائ فامیل پیامبر به شهادت رساند نیز در نزد اهل سنت از جایگاه خاصی برخوردار است که دلیل شده نمیتواند، یزید بر حق بوده است.

      اینکه پیامبر (ص) خواستگاری کرده و یا پدر دختر خود پافشاری به این وصلت نموده، به خدای پاک بهتر معلوم است و واضحاً از حیطۀ حدث و گمان من و تو خارج میباشد. پیامبر (ص) به حیث خاتم الانبیا مستقیماً با خداوند (ج) در ارتباط بوده اند و اعمال وی هیچ کدام بدون حکمت بوده نمیتواند. اگر در سن 20 ساله گی با خدیجۀ کبرا (س) که 40 سال سن داشتند ازدواج کردند نیز برای من و تو عملیست غیر عادی... و اگر با زنانی از قبایل نصارا و یهود ازدواج کرده اند نیز همه به خیر دین اسلام و فرمان خداوند (ج) بوده است. این ها بحث هایست که تا فهم و درکت به اندازه کافی نباشد، هر گز نمیتوانی بفهمی.

      از جملۀ ازدواج هائ عجیب و بحث بر انگیز در تاریخ بزرگان (البته از نظر من و تو...) ازدواج شمس تبریزی با دختر 14 سالۀ است که مدتی پس از ازدواج وفات میکند... که من و تو از درکش عاجزیم...

      مشهور است که پیامبر (ص) قبل از وفاتش خواستار کاغذ و قلم شد تا موضوعی را بنویسد که از انحراف پیروانش جلوگیر کند، اما چند فردی که آیندۀ قدرت طلبئ خود را در خطر میدیدند از اینکار جلوگیری کردند... که امروزه پس از 14 قرن عوارض جانبی اش را واضحاً میبینیم...

      یقین دارم که با این بحث ها هرگز نمیتوانی حقوق مدنی مردم افغانستانرا به آنها بر گردانی چونکه با خون ، خونرا شستن ناممکن است ویا به عباره دیگر برای از میان برداشتن یک مشکل ، آفریدن مشکل و یا مشکلات دیگر، عقلانی و منطقی نیست.

      اگر توان و نیرویت را در راه با سواد کردن مردم و ملتت به خرج دهی به نظر بنده اصل کار را کرده ای و نتیجۀ مثبت نیز خواهی گرفت.

      اینکه از کجا تمویل میشوی و یا نمیشوی هرگز مهم نیست. مهم اینست که چیکار میکنی؟

      اگر بخواهی از راه گذشته ادامه دهی، مخاطب این دو بیت از حضرت سعدی (رح) خواهی بود:

      خرد مندان نصیحت می​ کنندم

      که سعدی چون دهل بیهوده مخروش

      ولیکن تا به چوگان می ​زنندش

      دهل هرگز نخواهد بود خاموش

    • سلام آقای سروری با سپاس از شما و خوانندگان ديگر کابل پرس که در بحث ها شرکت می کنيد. اگر چنانچه مايل باشيد می توانيد نظرات خود را به شکل منظم تر و مفصل تر در بخش اصلی کابل پرس در اختيار ديگران قرار دهيد. لطفا در صورت تمايل به راهنمای ورود و انتشار در محيط چند رسانه ای کابل پرس توجه کنيد. کابل پرس می خواهيد همه ی صدا ها را بازتاب دهد.

      با احترام

      آنلاين بنگريد : شما بنويسيد!

    • درک این آقا از روشنفکری تنها شراب نوشیدن است. همانطوری که درک بسیاری ها هم از دین استفاده جویی است. تماماً یک اندیشه شورای نظاری.

    • آقا و یا خانم محترم که اسمتانرا ننوشته اید

      متأسفانه این چیزیست که من به چشم خود دیده ام. شاید شما تا ندیده اید باور تان نشود. دقیقاً یک سال قبل در همین شب و روز ها، در یک گردهمایی و یا مجلس شب نشینی دعوت شدم که همۀ اشتراک کننده گان از جوانان هموطن و مدعیان روشنفکری بودند. بعد از صرف طعام بوتل ها را آوردند تا بقول خود شان افکار شانرا روشن کنند. ناگفته نماند که اکثریت اشتراک کننده گان مشابه نظریات آقای زاهدی، ف کاسترو، و حتی شما ضد شورای نظاری داشتند... بعد از اینکه تعارفشانرا رد کردم به اصطلاح وطن خفه شدند و گفتند که: "با این طرز زنده گی چگونه میخواهی مصدر خدمت به وطن و مردمت شوی...؟". بهر حال پس از اینکه نوشید ند... زد به سر شان و شروع کردند به یاوه گویی... آهسته، آهسته کار شان به جایی رسید که به آسمان و زمین دشنام میدادند... و همه از ناف به پایین صحبت میکردند...

      در همان هنگام یکی از به اصطلاح روشنفکران را خدا (ج) شرماند و صحن سالون را با ... زرد رنگ کرده و مجلس روشنفکرئ شان بیش از پیش عطر آگین شد... من نیز با استفاده از فرصت فرار را بر قرار ترجیح داده و اولین و آخرین رفتنم را به همچو مجالس به اصطلاح روشنفکر مأبانه تجربه کردم.

      بنده با روشنفکری و روشن اندیشی کاملاً موافقم و بزرگترین آرزویم دیدن روزیست که جوانان کشورم در زمینه هائ علم و هنر به کمال رسیده و برائ بشریت و کشور خود مصدر خدمت گردند.

      اما بی بند و باری و توهین به عقاید بیش از یک میلیار انسان را هرگز به صفت روشنفکری قبول نداشته و آنرا نوعی توهین به عقاید انسانها تلقی میکنم.

      حافظ القرآن خطاب به افرادی که نوشیدن الکول را نوعی روشنفکری تلقی میکنند، میگوید:

      ای که دايم به خويش مغروری

      گر ترا عشق نيست، معذوری

      گِرد ديوا نگان عشق نگرد

      که به عقل عقيله مشهوری

      مستی عشق نيست در سر تو

      رو که تو مست آب انگوری

      با احترام

    • با تشکر از آقای میر هزار بخاطر زحمات با ارزش و سود مند در زمینۀ فراهم نمودن محیط گفتگو و تبادل نظر برای هموطنان عزیز و محروم.

      بزودی و با استفاده از رخصتیهایم خواهم کوشید یک مطلب نا چیز را به سایت جالب تان بفرستم.

      و بدینوسیله قلباً بخاطر ناتوانی ام در زمینه کمک مالی (به علت محصل بودن)، به سایت کابل پرس معذرت میخواهم.

      با تقدیم احترام دوباره

    • برادر گل سروری صاحب از اینکه بنده را در روشنی قرار دادید ممنون شما .
      در قسمت اشخاص بـِلهوس وروشنفکران ماشینی من با شما کاملآ موافق هستم . اینها فکر میکنند که زندگی صرف به یک بوتل بیروالکول یا یکعراده موتروخوش لباسی..... وابسته است . ولی نمیدانند که شخصیت اهلیت و اصلیت چیزی دیگریست .

      تشـــکر

    • آقای سروری،
      بهترين کمک شما و خوانندگانی مانند شما، شرکت کردن در بحث ها و ابراز نظر و تقويت فضای گفت و گو ست. در افغانستان غمگين ما و شما طی سال ها آدم ها در برخورد با هم از اسلحه و زور کار گرفته و ما اکنون بايد تمرين گفت و گو کنيم. در گفت و گو کمی بردبار هم بايد باشيم .

      کمتر از دو ساعت ديگر به وقت کابل عزيز سال 2008 فرا می رسد و من اميدوارم در اين سال خشونت ها کم و محو شود و شما و ساير خوانندگان کابل پرس در کارهايتان موفق و پيروز باشيد.

      آنلاين بنگريد : کابل پرس

    • آقای سروری!

      مشکل ما همین است که ما در گودال تاریک باور های ذهنی مان با یک درک ناقص از باور های قبول شده جهانی گور هستیم. همانطوریکه با توجه به عملکرد ملا عمر, سیاف و مسعود نمیتوان حکم راند و قضاوت کرد که اسلام یک دین خون و خیانت و جنائت است, و همه مسلمان ها قاتل هستند, یاوه سرایی و شراب خوری تنی چند را با روشنفکری پیوند دادند هم دور از انصاف است. روشنفکری و روشنگری در انحصار هیچ کسی بوده نمیتواند.

      اگر تعریفی از روشنفکری ارائه کنیم, روشنفکری به معنی به چالش کشیدن اندیشه و علم برای دست یابی به حقیقت است. بناً اگر کسی بگوید که " همه جای خانه خداست, هیچ ضرورت به حج رفتن نیست" شاید این نظر غلط باشد. شما میتوانید, مخالف این نظر باشید و با دلیل منطقی رد کنید و شاید اکثریت هم نظر شما را بپذیرد. فقط به هیجوجه نظر شخص مذکور توهین به عقاید انسانی نیست. همانطوری که ارتباط دادن روشنفکری با شراب خوری از طرف شما هم توهین به عقاید انسانی و روشنفکری تلقی نمیشود.
      شاد باشید.

    • باعرض احترام ، اقای سروری بلند پروازهای وخودخواهی های واهی وپوچ تان چنان تاثرآوروتحقير آميز است که هرروشنفکر افغان ازآن متاثرميشود. شماکه هنوز محصلی بيش نيستيد چنان بيرحمانه به عقايد ونظرات هموطنان ميتازيد که گويا جانشين خدا(ج) در روی زمين باشيد.در قرنی زنده گی ميکنيم که تمام مذاهب وعقايد درپهلوی هم بابرادری وصلح زنده گی ميکنند وهر انسان سيستم وطرززنده گی و عقيده خويش راخود تعين ميکند. اگرخواستار ايجاد جامعه ازاد با فرهنگ وکلتور درسرزمين ماتمزده افغانستان هستيد بايد با عقايد ديگران احترام گذاشت. همان دوستان هموطنی که مورد تحقير ومخاطب شماست بخاطر فرار از عقايدی چون شما وملا عمر وسياف....وغيره مجبور بترک وطن شدند.

    • آقای پوپل

      اگر روشنفکری اعتیاد به الکول، چرس، تریاک، قمار، فاحشه...، و چرند گوییست پس خاک بر سر روشنفکری و روشنفکران. یقیناً مردم ماتم زدۀ کشور ما اصلاً نخواسته این نوع روشنفکری را!

      تاختن به افرادی که میخواهند با حرف هائ مفت عوام فریبی کنند نه تنها نیک و پسندیده است بلکه بر هر انسان (در قالب هر دین و مذهب) لازم و ضروریست. در اینکه انسانها در صورت نگهداشتن خود از اعمال شیطانی ، همه گی جانشین خداوند مهربان و دانا (ج) بر روز زمین است من شکی ندارم اما شما در صورت تردید میتوانید به قرآن مراجعه نمایید.

      خودم به ناحق بر عقیدۀ هیچ فردی نتاخته ام... داستان از آن وقت شروع شد که فردی با اسم مستعار (فیدل کاسترو) خواستند برائ توجیح انتقادات آقای زاهدی از ازدواج پیامبر (ص) با بی بی عایشه ، (که چرا پیامبر وحی در سن پنجاو چند ساله گی با دختری در سن نه ساله گی ازدواج کرده است) از ابیات حافظ القرآن استفاده نمایند...؟

      که اگر جنابعالی با اشعار و افکار حافظ القرآن آشنایی داشته باشید خود تان اعتراف خواهید کرد که این عمل بسیار مضحک و ساده لوحانه است.

      حافظ که آشکارا میگوید:

      صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ

      هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم

      گر به دیوان غزل صدرنشینم چه عجب

      سال​ها بندگی صاحب دیوان کردم

      کدام شاعر دیگر (بجز چند تن محدود از بزرگان) حقایق را اینچنین زیبا بر زبان آورده:

      هر چند بردی آبم روی از درت نتابم

      جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت

      عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ

      قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت

      از زبان مولوی این دو بیت را تقدیم میکنم به تمام جوانانی که تشخیص (راه از چاه) را مشکل یافته اند:

      روزی یکی همراه شد با بایزید اندر رهی

      پس بایزیدش گفت چه پیشه گزیدی ای دغا

      گفتا که من خربنده​ام پس بایزیدش گفت رو

      یا رب خرش را مرگ ده تا او شود بنده خدا

      والسلام

    • با عرض احترام اقای سروری اگر متوجه باشيد درشروع مباحثه بنده واضح واشکار توهين بدين ومذهب را محکوم نموده ام.وهمچنان پيروان تمام مذاهب برايم محترمند. نميخواهم هييچ مذهب ويامفکوره را محکوم کنم تا وقتی ظلم وتعدی ان به همنوعان بدون مرز ميليت قوم ومنطقه نرسد.هرمفکوره ومذهبی که ياور وسلاح ظالميين در مقابل مظومين است بفنا وانهدام برابر است. که البته دين مقدس اسلام از اين قاعده جدا است. طوريکه بنده ازياداشتهای شما درک کردم هرکسي طريق فکری وجهانشناسی فکری ان با ايده وعقايد شما مخالفت داشته باشد مردود ومنهدم است .75 فيصد نفوس جهان به مذاهبی ديگری غيراز اسلام اعتفاددارند ايا ميتوانيم انها به بحر انداخت ؟ طبعاءکه نميتوانيم بايد زنده گی کردن باديگر مذاهب وعقايد را اموخت ما کوچکتراز انيم که به هرکسی بتازيم. ديگراينکه درسرزمين غمزده ما کسانی که امروز به قدرت تکيه دارند يابهتربگويم رهبران روسياه جهادی باتمام فجايع وزوگوی که در مفابل مردم مظلوم وطن ما تحت نام اسلام انجام داده اند باانهم قابل تايد تان ايا اينست عدالت اسلامی تان.

    • با تقدیم احترام به آقای پوپل

      جنگ ادیان و رهبران خاین را هیچگاهی تأیید نکرده و نمیکنم. مسلمانها بهترین رابطه را در طول 1400 سال گذشته در سرزمین هائ اسلامی با عیسویان و یهودیان داشته است که خود عیسویان این حقیقت را تأیید میکنند اما این یهودیان صهیونیست است که با استفاده از حسن سلوک مسلمین در سر زمین هائ فلسطین ادعائ حاکمیت بر آن سر زمین ها را نموده و در نتیجه فاجعۀ به اسم فلسطین را ببار آوردند.

      منظورم این نیز نبوده که چرا افراد شراب مینوشند ویا دست به اعمال دیگر میزنند؟ هر کس اختیار خودش و عملش را دارد اما اختیار توهین به افکار دیگران و تحریف اشعار و گفتار بزرگان را هرگز ندارند.

      والسلام

    • آقای سروری ترا چه به اسرائیل وفلسطین واین مسایل. از نوشته های خودت دریافتم که نه تنها در دانشگاه امپریل درس نخوانده یی بلکه یکی از شاگردان مدارس وزیرستان هستی که چند روزی است به انترنیت دسترسی پیدا کرده ایی. معذرت میخواهم دوستم، تو در سطح نیستی که روشنفکری ومسایل مشابه را درک کرده بتوانی. زیرا زمانیکه از روشنفکری صحبت میشه خودت از شراب واز کباب صحبت میکنی، بنا" این نشان میته که تو سطح علمی ات بسیار پایین است. ثانیا" خودت درهمین انگلستان زندگی میکنی بگو که شراب چه مشکل برای جامعه انگلستان به وجود اورده است اما باید متوجه باشی که جوابت به این سوال منطقی وبا معیارهای عقلانی باشه. نه اینکه برای مه یک آیت قران شریف را بنویسی وترجمه کنی وباز بگویی که امروز نمی فهمم که غربی ها شیرازه خانوادگی ندارند وتمامی دانش را غربی های از مسلمانان یاد گرفته و سفسطه های معمول ازین قبیل. ببخشی با ادبیات بسیار ملایی وابتدایی نوشتم تا برای شما قابل درک باشد

    • نویسندگان محترم وعالمان دین:
      اگر لطف کنید در این مورد مرا که متاسفانه ازنعمت علم و دانش محروم هستم رهنمایی کنید ممنون میشوم
      آنانیکه به جز اسلام همه ادیان دیگر را مردود میدانند واد عادارند که حافظ قران و دین اسلام ذات خداوند بوده وجفاظت آنرا تضمین کرده وهم تمام کتب دیگر ادیان در ادوار مختلف تغیرداده شده اما در قران هیچ تغیری بوجود نیامده ونخواهد آمد. از طرف دیگر اتهام وارد میشود که اکثر احادیث قران جعل شده. کدام این گفتار ضد ونقیص ومانند آن به صد ها مثال دیگر که باعث شک وتردید هر انسان متفکر میگردد قابل قبول است. کدام آن درست وکدام آن نادرست است؟ آیا کسی میتواند درین مورد مارا تنویر نماید؟ احترام

  • تحلیل انشتاین از مذاهب بر این اصل کلی متکی است که هر مذهبی در درجۀ اول از ترس از جهانی ناشناخته مایه میگیرد . وی مینویسد : در تاریخ تمدن بشری ، این ترس بطور منظم توسط طبقه ای دامن زده شده و مورد بهره برداری قرار گرفته است که روحانیت نام دارد و بر این اساس سازمان داده شده است که خود را رابط انسانها با قدرتهایی رعب انگیز قلمداد کند تا سلطه جویی خویش را از این راه تثبیت کرده باشد . در جریان عمل گاه زمامداران ، خواه بصورت پادشاهان و خواه طبقات ممتاز ، در راه حفظ قدرت سیاسی یا دفاع از منافع و امتیازات مادی خود مستقیماً ایفای این نقش مذهبی را بعهده گرفته اند و گاه نیز میان آنان و طبقات روحانی در این راه ایتلاف نزدیکی برقرار شده است که از اشتراک منافع این دو در امر استیلا جویی اقلیتی ممتاز بر اکثریتی مطیع و استثمار این اکثریت توسط این اقلیت سرچشمه می گیرد .
    کار اساسی همه تشکیلات مذهبی ، اعم از کنیسه و کلیسا و مسجد ، در هر مقطع زمانی و مکانی ، مبارزه با دانش و سرکوبی آزاد اندیشان به اتهام انحراف از قوانین مقدس مذهبی بوده است . زیرا تثبیت حاکمیت آنان مستلزم این بوده است که پیروان مذاهب همواره صغیرانی باقی بمانند که حق و اجازۀ سوالی را در بارۀ اصالت بیچون و چرای آنچه به نام واقعیتهای آسمانی بدیشان عرضه می شود نداشته باشند . اگر آیین یهودی را از پیغمبران بزرگ و کوچک آن جدا کنند ، و اگر مسیحیت و اسلام را از پیرایه های سنتی خود بپیرایند و به ویژه اگر آنها را از سلطۀ روحانیت هایی که در طول قرون بدانان تحمیل شده اند خلاصی بخشند ، دستیابی توده های عظیم یهودی و مسیحی و مسلمان به زیربنایی مشترک یعنی توحید واقعی ، و نه آن توحید های کاذبی که بدانان ارایه کرده اند ، امکان پذیر خواهد بود .
    نتیجه گیری نهایی انشتاین از همه اینها اینست که خدا را از راه مذاهب نمیتوان شناخت ، بلکه از راه آموزش و دانش میتوان شناخت و فتوای او نیز در اینمورد اینست که : آیندۀ هر کشور ، هر جامعه ، و هر خانواده ، هر فرد ، و در نهایت آیندۀ جامعه بشری در گرو افسانه ها و اسطوره های اجدادی نیست ، در گرو درجۀ بینش یعنی درجۀ آموزش او است .

    • چه تحلیل زیبا ومنطقی. لطفا" دوستان همین مسائل را بیشتر بنویسید وبیائید همه برای گسترش عقلگرایی وخردگرایی در جامعه مظلوم خود از تمامی وسایل صلح آمیز استفاده کنیم.

  • این را میگویند ( گوری به گوری ) زاهدی جوانی کم تجربه که تازه به تورتنوی کانادا امده بود اول کوشش نمود که در مسجد اهل تشیع واقع در اوکنر و ایگلینتمون جا خوش کند و با بالکه گی خود اول ملاه اصلی مسجد که یکی از شاگردان اخوند های مشهدی بود رام نموده بعداء او را از مسجد فراری داده خود به جای او یعنی ممبر ینشیند . ولی از بخت بد او موسوی مشهور یه شاعر دختران سرای شازده جای زاهدی را گرفت و در مجلسی در همیلتون با ملاهی شاگرد اخوند های مشهدی به جنگ شد و به جای زاهدی موسوی زمام قدرت در مساجد را بدست گرفت ... البته این واقعات بعد از اخراج نمودن موسوی از جرگه شعر خوانی ادم های بی روزگار و بی جل و پوستک , اتفاق افتده است . این تاپیک در 27/ دسامبر سال 2007 توسط زاهدی نوشته شده است و این ان زمان های بود که زاهدی روز یک پوست عوض میکرد برای پبدا نمودن سر پناهی در بین دانشمندان جعلی تورونتوی کانادا . البته تورنتو افغان های دانشمند و چیز فهم نیز دارد ول مانند زاهدی و موسوی در مساجد دنبال چوکی و قدرت پرسه نمیزنند . زاهدی از سال 2007 تا حال نظر نمیاید و شاید هم ( صدر اخفا ) میکند . و شعر را هم درست فرموده اند ( فریب داستان های جعلی حسین زاهدی را مخورید ای ساده دلان ) . عزت و احترام .

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.