کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > هزاره ستيزی تلوزيون امروز پایانی ندارد

هزاره ستيزی تلوزيون امروز پایانی ندارد

پاسخ به محتوای برنامه¬ی «عبور از خط» چهارشنبه 8 میزان 1388/ برنامه¬ي هزاره¬ستيزي تلوزيون امروز کاملاً عقده-مندانه بوده و بسيار لجوجانه و تهاجمي صورت می¬گیرد كه مسئول آن به¬دلیل نادانی و پشتوانه¬های خارجی¬اش، پرواي هيچ كسي را ندارد.

پنج شنبه 22 آوريل 2010

نقد و بررسي علمي يك موضوع داراي ويژگي¬هايي است كه به¬راحتي مي¬توان آن را از ماجراجويي و غائله¬سازي بازشناخت. در نقد علمي هميشه بايد اسناد و مصاديق بسيار شفاف و روشن مطرح گشته و روش¬هاي نقد و تحليل منطبق با معيارهاي پذيرفته شده باشند. درحالي¬كه در روش غائله¬سازي، بدون توجه به مباني يادشده¬ي یك تحليل درست، به¬ كلي¬گويي و اتهام كه زاييده¬ي ذهن بيمار و آشفته¬ي تحليل¬گر مي¬باشد، بسنده شده كه بعضاً خلط مسائل متعدد را نيز به¬همراه دارد.

چنين كاركردي اگر توسط غائله¬سازان حرفه¬اي صورت بگيرد، از ظرافت خاصي برخوردار مي¬گردد كه درك و تشخيص آن از واقعيت¬ها و عينيت يك جامعه توسط خواننده و يا شنونده مشكل مي¬گردد. در اين مورد مي¬توان به خط¬دهي راديوهايي چون BBC اشاره نمود كه در رابطه با اوضاع كشور ما و به¬ويژه مسائل مربوط به هزاره¬ها تلاش مي¬نمايند تا آنان را وابسته به ايران تلقي نموده و براي ساليان درازي از اصطلاحاتي چون «هزاره¬هاي عمدتاً شيعه¬ي طرف¬دار ايران» يا «هزاره¬هاي هم¬مذهب با ايران» استفاده نموده تا زمينه¬ساز انزواي آنان و كم¬توجهي جامعه¬ي بين¬المللي نسبت به آن¬ها شوند كه اينك نتايج آن را به¬خوبي مي¬بينيم. دليل عمده¬ي موفق بودن اين روش¬ها مستقيماً به آموزه¬هاي رواني و درك بافت اجتماعي كشور ما و حساسيت جهاني مرتبط است كه اين¬گونه رسانه-ها از آن براي رسيدن به خواسته¬هاي خود استفاده مي¬كنند.

اين كار وقتي به رسانه¬هاي وطني سپرده مي¬شود، افتضاح به¬بار مي¬آيد. ناشيگري، عقده¬هاي حقارت جهان¬سومي و كينه¬هاي قومي، روي هم¬رفته تحليل¬ها را چنان به¬مسخره مي¬كشند كه گاهي حالت تهوع به خواننده و شنونده دست مي¬دهد و چيزي جز نفرت را در دل آن¬ها نمي¬كارد.

گرچه رسانه¬هاي هزاره¬ستيز داخلي در مجموع داراي كاركردي كودكانه هستند، ولي نبايد از وجود درجه¬بندي ميان آنان غافل ماند. به¬طور مثال، تلوزيون طلوع كه به¬دليل كينه¬ي شديد سعد محسني رييس عمومي آن (كه روزگاري مشاور ارشد سيد مصطفي كاظمي بود) نسبت به مردم هزاره، از ماهيتي ضدپشتوني و تحقيركننده¬ي هزاره¬ها برخوردار مي¬باشد، از روشي كاملاً پيچيده و متفاوت از ديگر رسانه¬هاي هزاره¬ستيزي چون شمشاد، امروز و... پيروي مي¬كند. اين رسانه هرگز مانند شمشاد و امروز مستقيماً به سوژه¬اش حمله ننموده و غيرمستقيم از ابزارها، جريانات و عناصر هم¬سو و مشخصاً هزاره¬ستيز استفاده نموده و در شرايط لازم آن¬ها را مورد حمايت قرار مي¬دهد. مثلاً در جريان تشنجات فلم كابل¬اكسپرس كه اغلب اتهامات متوجه حنيف همگام بود، مسئولين اين رسانه زمينه¬ي فرار وي به هندوستان را مهيا ساخته و پس از ناكامي طرح پناهندگي¬اش در يك كشور اروپايي، زمينه¬هاي حمايت از او مانند گرفتن وكيل مدافع، ديدار با چند قاضي و بازپرس را انجام داده و با آماده شدن شرايط، او را به كشور فرامي¬خواند.

حركت ابلهانه و ضد مردمي حنيف همگام كه واكنش شديدي را بر انگيخت، مسئول تلوزیون طلوع را واداشت تا جهت مساعد شدن جامعه و فرونشاندن وضعیت التهابي آن، وارد اقدام گردد. براي اين منظور، در اولين برنامه¬ي ستاره¬ي افغان، موفقيت يك هزاره-ي دو رگه (شكيب همدرد) را به¬مثابه¬ی باج¬دهی بپذيرد و بدين-گونه فضاي شکل¬گرفته¬ی ضدطلوع به¬مثابه¬ی حامی همگام را آرام سازد. پس از آن از کاظمی خواسته شد تا در جلسه¬ی اعتراضی مردم هزاره در مدسه¬ی خاتم¬الانبیا شرکت نماید تا از میزان حساسیت¬ها کاسته شود. با تحقق این گام¬ها که اندکی آتش خشم مردم هزاره را فرونشاند، لازم بود تا برنامه¬هایی برای خارج نمودن حنیف همگام از صحنه روی دست گرفته شود. مدتي بعد مسئول تلوزیون طلوع که در هزاره¬ستیزی جدیت کامل داشت، با تجربه گرفتن از حرکت¬های زننده¬ی مستقیمی که توسط حنیف همگام و عظیم نجم انجام یافتند و واکنش¬های تندی را به¬بار اوردند، طرح¬هاي هزاره ستيزي خود را دوباره، اما با روش پيچيده¬تري چون عمده نمودن كاظمي، دادن نقشهاي تحقيرآميز به امثال غلام-سخي، دادن نقش همسر به زنان هزاره در سریال¬های داخلی كه خلافش را هر¬گز تاكنون نديده¬ايم، توهين¬هاي مستمر سيد فخري و حنيف¬همگام به¬هزاره¬ها با گرفتن نام¬هاي خاص هزاره¬ها با اضافه نمودن تخلصی زننده و یا پسوند¬هاي زشت مانند حسین...، اوج مي-گيرند. مي¬بينيم كه اين پروژه با ظرافت خاص عمل مي¬كند¬ و كم¬تر هزاره¬اي را نسبت به آن¬ها حساس می¬سازد و یا آنان را مي-رنجاند. در¬حالي¬كه رسانه¬هايي چون شمشاد و به¬ويژه امروز، عريان و بدون هيچ ملاحظه¬اي هزاره¬ستيزي را در دستور كار خود قرار داده و در مسايلي چون كوچي به¬موضع¬گيري آشكار عيله هزاره¬هاي بومي¬اي می¬پردازند كه قرباني تجاوز کوچی¬ها قرار گرفته¬اند.

در این راستا برنامه¬ي هزاره¬ستيزي تلوزيون امروز کاملاً عقده-مندانه بوده و بسيار لجوجانه و تهاجمي صورت می¬گیرد كه مسئول آن به¬دلیل نادانی و پشتوانه¬های خارجی¬اش، پرواي هيچ كسي را ندارد. روش برخورد كينه¬توزانه¬ي اين رسانه¬ با هزاره¬ها فاقد هر¬گونه تحليل درست و علمي از مسايل بوده و با كنار هم قرار دادن عناصر نامرتبطي مانند دولت ايران، كتاب¬هاي خريداري شده توسط ناشران خصوصی کشور ما از ناشرين خصوصي ایران که درصدی بسیار پایین آن را هزاره¬ها تشکیل می¬دهند، و نیز جريانات سیاسی ـ فرهنگی¬ای که مستقیم از ¬ايران تمویل می¬گردند، در کنار هزاره، تلاش دارد تا به¬واقعيت¬هاي عيني و ماهيت واقعي هزاره¬ها كفر بورزد و از اين خمير ترش و شور و شيرين و تلخ و تند ناني بپزد و آن را به¬خورد اجتماع دهد تا فضايي ضد هزارگي ايجاد نمايد.

اين¬كه تلوزیون امروز با حمايت مالي و سياسي خارجي موضوعي ضد ايران دارد، به¬هيچ هزاره¬اي مرتبط نيست، چراكه در تنش¬هاي بين-المللي هركس مي¬تواند تحليل خاص خود را از اوضاع منطقه و جهان داشته و بر اساس آن روي¬كردش را تنظیم نماید. در این خصوص اگر روي¬كردهای مسئول تلوزیون امروز بر اساس تحليل نادرست صورت گرفته باشد، پيامد¬ها و بازتاب¬هايش مستقیماً به-خود گردانندگان این رسانه برمي¬گردد، چون نه جريان گرداننده¬ی امروز چنان گسترده است كه آسيب¬پذيري آن به¬بخش بزرگي از جامعه برسد و نه حكومت ايران داراي آن مشروعيت و قدرت است كه بتواند به¬خاطر اين روي¬كرد ضرباتي را متوجه كشور ما نمايد. هم¬چنين در رابطه با كاركرد و روي¬كرد حاكميت ايران كه با روش¬های توتالیتاریستی¬ و انگیزسیون و شکنجه و اعدام¬هایاش حتا در ميان مردم خود فاقد مشروعيت مي¬باشد (به¬ویژه از زمانی که رژیم کودتایی احمدی نژاد پاسدار با زور روی قدرت آمده است)، هم¬چنين دخالت¬هاي آشكار و پنهان آن در امور داخلي كشور ما و نفوذ و خریداری بخش¬هاي زيادی از نهادهاي امنيتي كشور، حمايت مالي و تسليحاتي از طالبان و القاعده و استفاده¬ي ابزاري از آنان در رقابت¬هاي منطقه¬اي، سازمان¬دهي مزدوران تروريست موسوم به¬ سپاه محمد، حمايت مالي و تعيين پاليسي براي جبهه¬ي به¬اصطلاح ملي، سرمایه¬گذاری روی مؤسسه¬ی خاتم-النبیین و اجرای طرح ساختمانی آن توسط یک شرکت وابسته به سپاه پاسداران ایران و...، هميشه این¬ هزاره¬ بوده که قرباني اصلي این اقدامات گشته¬اند.

حكام ايراني كه علي¬رغم پرورانيدن بسياري از گروه¬هاي شيعي در ايران، به¬دليل روي¬كرد قوم¬گرانه¬ي هزاره¬ها به¬عنوان بدنه¬ي اصلي جامعه تشيع كشور ما، تيرش به¬سنگ خورده است، با اذيت و آزار مهاجريني كه بيش از 80 درصدشان را هزاره¬ها تشكيل مي¬دهد، به-عنوان برنامه¬اي روزمره درصدد انتقام¬گيري از آن¬هاست. اما اين تمامي برنامه¬ي هزاره¬ستيزي ايران نمي¬باشد. حكام ايراني عمدتاً دو برنامه¬ي حساب¬شده براي سركوب و احياناً تسليمي هزاره¬ها به-سياست¬هاي آنان روي دست دارند. نخست تلاش مي¬ورزند تا با نمايش-هايي مبتني بر «حمايت¬ از هزاره¬هاي عمدتاً شيعه»، آنان را در جامعه ما منزوي ساخته و تمامي اميدها و راه¬ها را بر آنان ببندند تا نهايتاً آنان را وادار سازند به¬سوي دام¬هاي گسترده شده از سوي خودشان، رو بياورند. اين دام¬ها، جريانات نسب¬محور و شیعه¬محوري هستند كه پس از روي¬كرد قومي هزاره¬ها در اواخر دهه¬ي 60 و به¬وي‍ژه مقاومت دموكراتيك و هويت¬طلبانه¬ي آنان در كابل به¬رهبري شهيد مزاري، از سوي ايرانيان سامان يافته¬اند. اينك اين تنش¬ها و چالش¬های بزرگ در درون هزاره¬ها به¬جدیت وجود داشته كه اقوام ديگر يا از آن بي¬خبرند و يا خود را به به¬بي-خبري زده¬اند تا بتوانند تحليل¬هاي نابخردانه¬ي خود را به¬كرسي نشانند و عده¬اي نا آگاه را اغوا کنند.

برنامه¬ي ديگر حاكميت ايران در راستاي هزاره¬ستيزي، عمده¬سازي مذهبي¬ است كه اینک قيموميت آن را جريانات وابسته به¬خودش بر عهده دارند. يعني، اينك كه جريانات شيعه¬محور و قوميت¬ستيز عمدتاً غيرهزاره با حمايت مالي ايران بر تمامي نهادهاي شيعي مسلط گشته¬اند، تلاش بي¬وقفه¬اي را جهت مذهبي نمودن هويت¬هزاره¬ها روي¬دست گرفته¬اند تا در درازمدت بتوانند هزاره¬ها را به¬آدم-هايي بي¬هويت و مآلاً بي¬هدف و بي¬برنامه¬ مبدل ساخته و گريز و پناه¬گاهي جز نهادهاي مذهبي (شيعي) كه از مدتي بدين¬سو كاملاً در اختيار ايران و عناصر غيرهزاره¬ي وابسته¬ به¬آن¬ها قرار دارد، نداشته باشند. در صورت موفقیت طرح ایران، حكام ايران به¬نيرويي بزرگ و مؤثر در ميهن ما دست خواهند يافت و با مهره-ي شيعه¬ي بي¬هويت، وارد بازي¬هاي سياسي كشور ما خواهد گرديد و حتا از آن به¬عنوان عناصري براي تروريزم در منطقه استفاده خواهند نمود. درست کاری را که با لبنانی¬ها و عراقی¬ها انجام می¬دهند.

اما كليات اين برنامه¬ها اينك براي هزاره¬اي كه با شتاب و جديت به¬دنبال هويت قومي¬اش افتاده است، شناخته شده و كم¬تر هزاره¬اي حاضر به¬ترك هزاره¬گرايي خود مي¬باشد. هزاره¬اي كه با مزاري بزرگ براي دست¬يابي به¬هويتش، بزرگ¬ترین مقاومت تاریخ کشور را ثبت نموده و فديه¬هاي بي¬نظيري براي آن پرداخته، ديگر نمي¬خواهد به¬ عقب برگردد و مذهب را هويت خودش بسازد. چراكه مذهب امري اكتسابي بوده و جزئي از فرهنگ يك جامعه را مي¬سازد و بس. درحالي¬كه انسان عملاً و اعتقاداً خود را متعلق به يك هويت تاريخي ـ فرهنگي خاصي مي¬داند كه شيرازه¬ي آن در قومیتش تجلي يافته است. براي همين است كه از رواج¬هاي متفاوت و حتا متضاد مسلمانان در جوامع گوناگون سخن رانده مي¬شود. يعني، هر جامعه¬ي قومي علي¬رغم معتقد بودن به¬دين مشترك، از هنجارهاي رفتاري و ارزش¬ها و باورهاي فرامذهبي كه او را به¬تاريخ و فرهنگ نياكانش پيوند مي¬دهد، تبعيت مي¬كند. همين نكته است كه باعث خلق اين سوال مي¬گردد كه چرا همه¬ي اقوام پيرو دين مبين اسلام داراي فرهنگ يگانه¬اي نيستند؟ چرا مناسبات، هنجارهاي رفتاري، ارزشها و باورهاي يك پشتون كاملاً متفاوت با ديگر اقوام كشور است كه همگان به¬يك دين باورمندند؟ اگر مذهب را به¬جاي دين قرار دهيم، باز چرا پشتون حنفي مذهب با ازبك و تاجيك حنفي مذهب از فرهنگ¬هاي متفاوت و بعضاً متضاد برخوردارند؟ چون عرف (باورها و هنجارهاي رفتاري) يكي از عمده¬ترين مباني تعبير و تفسير دين و مذهب است.

بنابراين، اين برچسپ¬ها ديگر بر هزاره¬ نمي¬چسپند و تحليل¬هاي مبني بر مذهب مشترك هزاره¬ها با مذهب رسمي ايران، مدت¬هاست كه اعتبار خود را از دست داده¬اند. نه هزاره عرب لباني و عراقي است، و نه شيعه، در پيوند سياسي ـ نظامي حكام ايران با القاعده و منشعبات آن مانند طالبان عمدتاً پشتون و حماس عرب، نقشي دارد. هزاره را در مكاتب ايران و حتا در اداره¬ي اتباع بيگانه¬ي وزارت خارجه¬ی ايران، به¬نام مغول¬ها و نوادگان چنگيز می¬كوبند و مورد توهين و تحقير قرار می¬دهند. به¬همين دليل است كه مي¬خواهند هويت او را با آب مذهب غسل تعميد دهند تا مغوليت (قوميت) او را بزدايند. در این راستا شايد روش¬هاي جن-گيري هم لازم گردد تا به¬زعم حكام پارس¬گرای ايراني، روح خبيث تركان از وجود هزاره بيرون كشيده شود. البته نبايد فراموش كنيم كه اين روش برخورد حاكميت ايران با هزاره¬ها، مصرف داخلي نيز دارد. چون موج طبيعي هويت¬طلبي و قوم¬گرايي جوامع غيرپارس ايران، در مقابله با قوم¬زدايي و پارسي¬سازي¬ای كه از مرحله¬ي زبان به فرهنگ اقوام رسيده، اينك در حال اوج¬گيري است كه این موج مي¬تواند در آينده مناسبات قومي قدرت را در كشوركشان برهم زند.

مي¬بينيم كه گردانندگان تحريك شده و مزد¬گيرنده¬ي امروز، تعمداً يا ناآگاهانه واقعيت¬ها را از چشم انداخته و تنها روي هدف هزاره¬ستيزي پافشاري مي¬نمايند. اگر چنين نيست، پس چرا به¬جبهه-ي به¬اصطلاح ملي كه توسط سردار موسوي مسئول قرار¬گاه چهارم انصاري كه ستاد مشترك سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات ايران در رابطه افغانستان مي¬باشد، ساخته شده و هم¬اكنون سالانه ده¬ها ميليون دالر براي آن هزينه مي¬گردد، چيزي گفته نمي¬شود؟ اين درست است كه انگشت گذاشتن روي نهاد موسوم به¬خاتم¬النبيين كار درستي است و اين مؤسسه نهاد سرپوشی روی جریانات و گروه¬هاي سياسي وابسته به ایران مانند حركت انوري، اقتدار کاظمی و... مي¬باشد، اما با خلط كردن تشيع و بهانه قرار دادن آن جهت حمله به¬هزاره¬ها، در واقع با انگيزه و هدف هزاره¬ستيزي خاصی دنبال مي¬گردد. چرا به¬صف¬بندي¬هايي كه پس از غائله¬ي قانون احوال شخصيه به¬وجود آمد توجه نمي¬گردد؟ مسئولين خاتم¬النبيين براي ايجاد پوشش حمايتي و كسب مشروعيت، با تمام امكانات، از پول و موتر گرفته تا تحريكات مذهبي به¬ميدان آمده و به-فراخوان عمومي مردم پرداختند كه در مجموع كم¬تر از هزار نفر به¬آن¬ها لبيك گفتند، درحالي¬كه در رابطه با يك مسئله¬ي قومي مانند غائله¬ي فلم¬ هندي كابل اكسپرس، هزاران نفر تجمع مي¬كنند و يا به¬خاطر تهاجم تحريك شده¬ي كوچي¬ها، نيم ميليون نفر به-خيابان¬ها مي¬ريزند.

علاوه بر همه¬ي اين¬ها، در رابطه با ميزگردهاي ضدايران و ضد خاتم¬النبيين تلوزيون شما، چه كسي بيش از هزاره¬ها نقش گرفتند؟ حتا بارها (چه با تلفن و چه واسطه كردن افراد) شخص فهيم كوهدامني از من درخواست مشاركت در ميزگردها نمود، من اما به¬خاطر مواضع نادرست و مشخصاً هزاره¬ستيزي اين رسانه كه سخت او را ميان مردم هزاره بدنام ساخته است، از سخن گفتن با این¬گونه تريبيون¬ها ابا ورزيدم؛ چون از ماهيت ضد¬هزارگي آن آگاه بودم.

بازهم در رابطه با مقابله با حاكميت ايران و توطئه¬ها و برنامه¬هاي خائنانه وضدهزارگي¬اش، در تاريخ كشورما دوبار راهپيمايي ضدايراني در كابل صورت گرفت كه يكي بامسؤليت وسازماندهي خودم بود و در ديگري تنها نقش سازماندهي راداشتم كه مي توانيد به فلم¬هاي آنان مراجعه نماييد. آيا ميدانيد كه چه کسی مانع رفتن راهپيمايان دوم به¬سوي سفارت ايران شده و حتا در سركوب شركت كنندگان، نقش محوري را داشته است؟ مسلماً اين فرد احمد ضيا مسعود معاون اول رييس جمهور بود. آيا مي-دانيد كه سردار موسوي به¬عنوان سامان دهنده¬ي سياست¬هاي ايران در افغانستان در زمان سقوط حكومت طالبان در كابل حضور داشته و به¬نفع¬ نيروهاي شوراي نظاري كه وارد كابل شده بودند، طي تماس مخابراتي مانع ورود نيروي مسلح هزراگي كه تعدادشان 2 هزار نفر بودند، جلوگيري نمود؟ پس اگر مي¬خواهيد عليه حاكميت ايران موضع¬گيري درست و منطقي داشته باشيد، بهتر خواهد بود تا بر واقعيت¬ها چشم¬پوشي نكنيد و مسايل را به¬تحريف نكشانيد.

در رابطه با كتاب¬هايي كه از ايران مي¬آيند نيز بايد توضيح داده شود كه، اولاً اين كتاب¬ها هرگز از طرف دولت ايران فرستاده نمي¬شوند بلكه توسط ناشرين خصوصي براي تجارت و عرضه به¬تقاضاهاي داخلي خريداري مي¬گردند. در رابطه با ماهيت كتاب-ها نيز بايد تذكر داده شود كه بيش از 70 درصد آن¬ها ترجمه¬ي نويسندگان غربي مي¬باشند و كم¬تر از 30 درصد باقي مانده هم يا متعلق به¬نويسندگان كشور ما هستند و يا نقطه¬نظرات جناح¬هاي اصلاح¬طلبي كه عمدتاً نقدي بر انديشه¬ي حكام ايراني دارند، مي-باشند.

حادثه¬ي كتاب¬شويي نيمروز كه توسط تمامي نهادها، مجامع و محافل علمي و فرهنگي داخلي كشور محكوم گرديد و بدون استثنا همگان آن را فرهنگ¬ستيزي قلمداد نمودند، تنها توسط جريان شما مورد تأييد و تأكيد قرار گرفته است كه بيان¬گر انديشه و روي-كرد شما مي¬باشد. مقابله با انديشه و فكر توسط نابود كردن كتاب، روشي طالبي و ضدفرهنگي مي¬باشد و زماني كه چنین کارکردهای نادرستی مورد تأييد شما قرار مي¬گيرد، خود بايد به-ماهيت¬تان بيانديشيد.

از كتاب¬هاي تفرقه افگنانه سخن گفتيد، درحالي¬كه حتا يك كتاب در مورد ايجاد و نفاق مذهبي در ميان آن¬ها وجود نداشت كه به-منظور بررسي این ادعا ( و شناخت دقیق¬تر از محتوای كتاب¬ها)، بهتر است خود به انتشارات عرفان در كابل رجوع نماييد. خوب، تفاوت ميان اهل پژوهش و مطالعه با شما در نحوه¬ي استفاده از ارمغان¬ها و دستاورد علمی ـ تکنولوژیک غرب، در تفاوت میان روش¬های ما و شما نهفته است. ما مطالعه¬ي كتاب¬ها و انديشه¬های غرب را توصیه می¬کنیم، درحالی¬که شما ترويج رقص و عریانی را در رأس برنامه¬های¬تان قرار داده¬اید. البته اين به¬معناي قضاوت كردن نمي¬باشد، بلكه تنها بيان يك واقعيت است كه بهتر است دادخواهي را به¬مردم وا¬گذاريم.

به¬هرحال، راهی که تلوزیون امروز می¬پیماید، راهی نیست که سودی به حال¬شان داشته باشد. این برخوردها هرگز هزاره¬ها را تحقیر نخواهد نمود، چراکه هزاره اینک و با عبور از دوره¬ی «فدا» و خون و آتش در کابل، رنگ و لعاب¬های ساخته¬ی دیگران را از خود تکانده و حرکت¬های این¬چنینی جز این¬که همت و تلاشش را افزون نماید، بازتابی نخواهد داشت.

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






59 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > هزاره ستيزی تلوزيون امروز پایانی ندارد

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • به همه سلام

    هموطن هر کی هزاره ستیزی می کند اصلا افغان نیست>
    لیکن ایران ستیزی کار عاقلانه ای است هر کی ایران ستیزی می کند افغان واقعی است>
    جلال ابادی

    • جلال آبادی

      توی چطور از آب گٔل آلود ماهی‌ میگیری ..اوغاان اوقانیت را یاد میکنی‌ . تا هنوز نه فامیدی که اوغاان فقط پشتون است و توی هستی‌.. این اوغاان واقعی است آن اوغاان غیر واقعی !عاشق همین هستی‌ که یاد کانی که اوغاان هستی‌ و دگران هم خود را اوغاان بگویند .. بس کوا دغا از این نم تحمیلی بالایی غیر اوغاان / پشتون ..

      اگر واقعاّ آزاد فکر استی و به وحدت ملی‌ واقعی فکر میکنی دگر این اسم مقدس را فقط برای ملیت غیرتی پشتون خطاب کن یا با خودت اگر اوغاان باشی‌ / پشتون. تشکر .. سرفراز و کامگر باشید

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.