کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > تجار هندی یا گل خان اکبری

تجار هندی یا گل خان اکبری

چهار شنبه 14 دسامبر 2011, بوسيله‌ى khan

من از دوستانیکه انجا تشریف داشتند و این حقایق را تائید میکنندکه گلخان وحلقه اش مانع ارتقا سر سپردگان حزب (خادیستان پرشور ) میشد....
و از مخالفان نیز تقاضا میکنم تا از کارمندان سابقه و اولی در باره مسایل ذکر شده تحقیق کنند و بعد خون گرم .

طنین = ما کشتی صبر خود دربحر غم افگندیم - تا اخر از این توفان هر تخته کجا افتد = در گوشهایم نیز هست .

گل خان اکبری از احمدزایی های پکتیا با سقوط حفیظ اله امین به فعالین یا اداره تازه شکل یافته استخبارات پیوست و از سال 1359 مسوول بخش خاد قندهار توظیف شد .

قندهار از جمع ولایات که دراولیت مرکز قرار داشت و بخش های اردو و پولیس ان به سرعت با پرچمی ها اکمال و ارگان امنیت نیز گلچین ها ی حزبی را در خود جذب نمود حتا شخصا دوکتور صاحب اناهیتا ,نور صاحب, بریالی مرحوم و سایرین ... توجه بدان مبذول داشتند , این بود که در ان شرایط سخت دست اورد های در امور امنیتی و اوپراتیفی و جلوگیری از پلان های خصمانه ای اس ای و نوکران حلقه بگوشش بدست امد ..

با درد ودریغ خاد قندهار هنوز در گهواره بود که از جانب ریس اش " گلخان کوچی" سیر اوغانی و قبیلوی را در پیش گرفته و حلقه بخصوص لوی پکتیا را ایجاد , تمام امور ریاست را به انان تقسیم و به اقارب و اقوام خود توجه همیشگی مبذول داشت , چوکی ترفیع , مدال , امتیازات همه ازهان انان میبود اگر که گاهی کسی را برای مقامی در بین اقوامش پیدا نمیکرد از حلقه احتیاطی لوی جلال استفاده مینمودو چیزی بنام حرکت کادری برای او ارزش نداشت .

در برابر این حرکت قبیلوی او ناگذیر حلقه دومی یا حلقه متوسط رهبری لوی جلال اباد ازنظر کمیت بزرگ تر از حلقه گلخان ایجاد و تحت نظر داد محمد زرنگ معاون سیاسی ریاست و بعد ها مدیران و حلقات جزایی لوی جلال اباد اداره میشد , کار این دو گره بجای رسیده بود که معاون سیاسی در جلسه حزبی علنی از کارمندان میخواست تا از هر که شکایت ی دارند بمن مراجعه کنند حتا از ریس اداره !! واو فرد مورد اتهام را در هر مقامی که باشد!! فرا خوانده و مورد استجواب قرار خواهد داد! تنها ریس را نمی توان حضار ولی مرکز را از اعمال وکردار اش با خبر خواهد نمود ! در مقابل ریس و معاون پکتیاولش" رفیق دیوانه", زرنگ را با زرنگی به دفتر شان خواسته انگشت به سینه اش میگذاشتن , تهدید کوچه بازاری خاصه خود شان را در برابر او عملی میکردند این داستان ادامه داشت تا که او را از انجا ترخیص کردند .

حرکت های این دو گروه سبب میشد تا حلقه کوچک قندهاری ها که رهبری انرا محمد زایی ها بلخصوص حمیداله منشی سازمان اولیه (بعد ها در زمان حکومت مجاهدین کارمند اداره 12 کابل که در انفجار دادن موتر قانونی سهیم وفرای و با پیدا شدن طالبان در میت ملا خاکسار ریس استخبارات ملا عمر پیدایش شد ) تشکل پیدا نماید و این گروه در برابردو دسته یاد شده قرار میگرفت , در این سگ جنگی ها کار حزبی و دولتی فراموش کمیت بزرگ و خاموش بی سر که اکثرا از کابل و شمال و پنجشیر ..... بودند فراموش و حتا متضرر و پا مال میشدند.

اینجا بود که کارمندان پاک و باتقوا و کار کن که چندین سال انجا مصروف پیکار بودند دل سرد و هر ان خواهش تبدیل شدن از ان اداره را میمنودند در حالیکه با تقرر در اداره دومی و ولایت دیگر بعد دو سه ماه چونکه زبده و کارکشته بودند به چوکی های بالا ارتقا ومکافات میشدند , اگر تعصب گلخان وحلقه نزدیک اش در برابر کارکنان باتقوا انجا وجود نمیداشت تعداد زیادی از انان به پست های بلند استخبارات حضور میافتند , واضیعیست که تعداد از این قربانیان با بلند پایه های حزب و دولت ارتباطات داشت و اعمال گلخان را به انان گذارش و خواهی نخواهی خاد قندهار واداره 12 زیر ذره بین رهبری حزبی و دولتی قرار میگرفت .

درز نمودن قضیه زخمی وقطع شدن الت تناسلی گلخان از اثر اصابت هاوان های گل اقا شیرزی در میدان والیبال در صحن ریاست از همینجا سر چشمه میگرفت , گروه گلخان به ضم خودشان مخفی کاری و برای مرکز وانمود کرده بودند گویا ریس در حال اجرا وظیفه در خارج از اداره مجروح شده است, اداره سوم
( یا کسانی از ان اداره) و سایر کارمندان انرا به رهبری ارگان و حزب گزارش و بعد ها زمانیکه داکتر نجیب میخواست وی را معین خویش مقرر نماید , حینکه سجل و سوانع او را یعقوبی شهید نزد رفیق نور, رفیق کشتمند ,دوکتور صاحب اناهیتا ...بردنند موضوع "میدان والیبال" از زبان ایشان شنیده و خوشبختانه این پروژه تحقق نیافت از همیجاست که گلخان فکر میکرد یعقوبی وی را نیش زده است و نفرت عجیبی از او در خود داشته و به کرار وی را هزاره میخواند , در حالیکه منشا ان دست کم گرفتن کارمندان قندهار از جانب ریس بود !!

در اداره ما اگر کسی اقدام به گرفتن زن دوم مینمود از ارگان منفک و به سربازی سوق و در اینده در هیچ اداره یی کار برایش مسیر نبود , حین که گروه سپاهیان انقلاب زن از کابل به قندهار اعزام شدند ( چونکه شرایط قندهار نهایت وخیم و زنان قندهار با دولت همکاری نمیکردند ) و انان مربوط به کیمته ولایتی حزبی زیر نظر داکتر صاحب مرتضی کیوان برادر خدایداد بشرمل قرار داشت و آمر مستقیم شان او محسوب میشد, تعدادی از انان به پولیس و تعدادی شان به امنیت معرفی و در خانه تلاشیها.. .. از انان کار گرفته میشد .

از جمله زن زیبا و بیوه فیهمه کشوری از فارسی زبان قندهار ساکن کابل که شوهر اش را امین جلاد سر به نیست کرده بود در جمع زنان یکه به استخبارات معرفی شده بود قرار داشت , گل خان با دیدن او دل از دست داده اطاقش را از وجود حفیظ اله محمد زی و افراد ی مانند خروش و اکبر پاک و فهیمه جان را جایگزین انان نمود , علنی مدت سه چار ماه در انجا جا در یک اتاق در منزل دوم "کوچنی خاد" با هم زنذگی میکردند چندی بعد فهیمه جان و گلخان در کابل با هم عروسی و دوباره در قندهار پیدا و منحیث ریسه سازمان زنان قندهار مقرر گردید.

گل خان و حلقات نزدیک به او هوشیارانه تبلیغات را در بین کارکنان راه اندازی نمودند گویا در زمینه از دوکتور صاحب اناهیتا اجازه گرفته شده است و داکتر صاحب ( بد بختانه در ان زمان ما همه نام داکتر نجیب را از احترام بزبان نمی اوردیم بلکه کلمه داکتر صاحب به زبان ما جاری میشد ) را هم در جریان قرار داده اند , ولی کارمندان اگاه دست بر دار نبود زیرا عین درس ها را ریس و مادوون اموخته بودند , شاید از این ناحیه از جانب حزب و دولت و بخش زنان چیزی های بگوش او رسیده باشد چونکه عاجل زن اولی اطرافی اش را طلاق و روانه وطن نمود ...

قابل ذکر است که کشوری صاحب در ابتدا با مرتضی کیوان ارتباطات بر قرار نموده بود زمانیکه گلخان در مقابلش خم شد واضیعیست که خرما و ثواب انتخاب اخر اش بود ,در حقیقت این گلخان است که به حق دیگران تجاوز کرده بود در مقابل کیوان خمی به ابرو نیاورده گهگاهی حین احوالپرسی با گلخان بزبانش جاری میشد "فهیمه جان خوب است"!! و این به دماغ اوغانی گلخان خوش نمی خورد تا مرتضی کیوان را بدنام وخانه نشین نساخت هرگز دست از پا نشناخت .

قندهار از جمع ولایات سرحدی و جمعیت کم زمین زیاد و تجارت بیشتر اب هوا گوارا ...مردم را به اسایش ومعیشت بیشتر از سایر نقاط وطن سوق داده است , از همین رو لوازم معیشت قیمتی و خارجی در انجا بیشتر بازار داشته ,گمرک انجا نمی دانم چرا در جمع بعضی واردات ویدیو کست های جی ده را که در ان زمان در بازار چهل پنجاه هزار روپیه قمیت داشت مصادره میکرد , قیمت این ویدیو در گمرک انجا 1500 روپیه معین شده بودو شاید کسانی اگاه از راز ها انجا به همین قیمت انرا خارج دوباره دربازار ها عرضه میکردند , منشی صاحب کمیته ولایتی با پرداخت یکهزار و پنجصد اوغانی یک پایه ویدیویی جی ده را شاید برای خانواده(فامیل منشی صاحب مرتضی کیوان نیز با خوداش در انجا تشریف داشت ) و یا هم برای کمیته ولایتی از گمرک بدست اورده بود زمانیکه گلخان از موضوع واقف شد دوسیه ترتیب و کابل را باخبر نمود در نتیجه کیوان صاحب سبکدوش و امکان دارد از حزب هم اخراج شده باشند ,تا جای که من خبر دارم داکتر کیوان از ان زمان الی سقوط نجیب در شفاخانه جمهوریت منحیث طبیب شاید ریس و معاون هم اجرا وظیفه میکردند در این دوره اخیر کاندیدا پارلمانی نیزشده بودند .

باری در جمع از دوستان اتفاقی با ایشان بر خورد کردیم کسی پرسید کیوان صاحب قصه از چه قرار است !!کیوان گفت کسی از حزبی های بلخ (فکر کنم کدام منشی کمیته ولایتی انجا در زمان های کارمل صاحب ) ازینکه فرد از چپی ها را بخاطر دشنام وتحقیر وتوهین به کارمل صاحب خود یا افراد اش به قتل رسانیده بود گرفتار مدتها زندانی و تا حکم اعدامش از جانب کارمل صاحب صادر و حین تطبیق حکم کسی جرحت اجرا ا نرا نمی کرد تعدادی گریه سر داده تعدادی خود را به گوشه و کناری میکشانیدن تا از اجرا کنندگان حکم نباشند( اهنگ قوالی خوان مشهور عطاولله خان عیسی خیل از همین رو بر دلم چنگ میزند که میگوید قاتل میری لاش پر رونی لگی هو حی, قاتلم عزا دار من نیز هست , جنازه مرا به شانه هایش بر خواهد داشت " نویسنده" ) !! تا اینکه خود اعدامی با لبان پر خنده گفت رفقا شما وظیفه دارید باید حکم را اجرا کنید اما یکبار ورق و امضا کارمل صاحب را بدستم بدهد ورق حکم را بدست گرفته و بوسه زنان میگفت زنده باد کارمل عزیز !! جدانم فدایت کارمل!! , قربان عدالت ات.. .. (همین حالا اشک در چشمانم جاریست نویسنده )حالا بنام کارمل بر پیشانی ام فیر کنید...

!! من که کاری به اندازه او انجام نداده ام کسانی بخاطر اغراض شخصی از کاه کوه درست و قسمی دیگری خدمت ایشان بیان نموده است به این خوشم این عدالت کارمل صاحب است که از خود بیگانه برایش یکی است !! (سلام به جوانمردی ات کیوان -نویسنده ).

قبل تر گفته امدیم که با چند پسر بد کاره ارتباطات نامشرع داشت , همچنان گاهگاهی شوق زنان را از طریق امر نقلیه اش از اوغان های تگاو و قاهر سر بلند ادم نترس (کارمند خاد که خود از بد کاره های قندهاربود بعد ها فرار و به مجاهدین پیوست و در قتل ها ودزدی های قندهار سهم بزرگی داشت و حیثیت کاکایش را خدشه دار میساخت "بر ادر زاده مرحوم سر بلند صاحب") زنان که از قبل گلخان با انان به نوعی ارتباط داشت و قاهر نام تنها وتنها بین عاشق و معشوق و معیاد گاه دستور گلخان را اجرا میکرد , بعد تر ها عبدالرحمان جان راننده اداره 7 کابل که منحیث مدیر و در اخر ها ریس یا معاون خاد قندهار مقرر شده بود و دخترانش را خدمت ریس تقدیم مینمود - پوره و اکمال میکرد.

این گونه مسایل از طریق افراد انفرادی و بعد ها بخش امنیت یا سوم انزمان به مرکز گزارش میشد .

گلخان اکبری چرس را نیز استفاده مینمودند نمونه ان راننده اش به اسم لالا حمید چرسی , بادیگار اش فیصل سیاه چرسی (که بعد ها شهید گردید با معذرت از روح ان شهید به همین نام شهره بود "سیاه") و اکبر قندهاری چرسی که با او چون حفیظ اله و خروش معامله میشد !! , حال نمیدانم خر مگس های دوروبر گلخان چگونه این ملنگی گری چرسی پروری ریس شانرا توجیه میکنند.!!

در مسایل تریاک و چرس و بدست اوردن پول های کلان از طریق جبار قهرمان امر خاد بولدک و بعد ها امر خاد میوند که خود چرسی وچلمی بود و همیش برای بدام" اندختن تریاک مجاهدین " فعال و حین بدست اوردن ان هرگز ریاست را در جریان قرار نمیداد و به داخل تانک ها به هرات انتقال و بفروش میرسانید , کارمندان لغمانی اش بکنایه میگفتند از بس که داخل تانک پر از تریاک است میل اش اینسو و انسو دور نمی خورد گلوله یی هم در داخلش نیست .

باری در مناطق میوند چسپیده به هلمند نامی !! هجده شتر پر از تریاک اسلحه و پول ... را بدست اورد از ان جمع تنها سه شتر یکی خالی یکی با چند صد کیلو تریاک و شاید چهل پنجاه للک اوغانی را بریاست فرستاد این گونه اعمال او از جانب گروه جزایی باسواد لوی جلال اباد که با او در میوند کار میکردند به بخش سوم ( کار در بین کارکنان خود استخبارات ) گزارش میشد مدیریت سوم با هر اقدامی چونکه گل خان غیر مستقیم موضوع را سبو تاژ میکرد نتوانست تریاک و پول شتر ها را بدست بیاورد ...

تبانی دیگر گلخان در رابطه به پول های اوپراتیفی شاید با رحمت اله روان " مدیر بخش مبارزه با باند های مجاهدین" ( بخش اول و مهم مصرف پولهای اوپراتیفی همین بخش بود) بوده باشد چونکه از حمایه گران او تشریف داشتند ,زمانیکه رحمت اله روان را جنرال با ایمان تاج محمد از قندهار اخراج کرد باز هم گلخان او را در یکی از مدیریت هایش نصب نمود , همچنان مشابعت هی تجار هندی!!وتجار پایتخت ربانی !!یکسان است , خانه وزیر اکبرخان = خانه خیر خانه, تجار هندی = تجار پایتخت ربانی , غواصی در "ویاله" دامنه های سلیمان کوهی , هر دو هم غلجایی.

حین ورود مجاهدین بکابل او ریس ادراه 12 مقیم شهر نو سرک کلوله پشته بود یکجا با اکثر مدیرانش چون رحمت اله خان روان در تفاهم باخلقی های وزارات داخله نقاط مهم شهر کابل را به اختیار گروه گلبدین و و سایر همتباری هایش گذاشت در مقابل شورا نظار او را گرفتار و از داخل محل نگهداری اش به هر ترتیبی که بود با علومی ارتباط بر قرار و علومی با جوانمردی جنرال عظیمی صاحب و محمود بریالی را با خود یکجا و از شاه مسعود خواستند تا اکبری را الله واکبر نکنند !! ایشان رها شد اما دیدیم که بر ضد علومی و عظیمی ............. دیگران چه نبود که نگفت !! در حالیکه خود برای اوردن حزب اسلامی سر از پا نشناخته بود حتا منابع نزدیک به خوداش گفته اند که جبار قهر مان را او تشویق نمود تا با حزب اسلامی یکجا شود بعد ها جبار در مزارشریف و مساکو به حلقه یاران قدیم قندهار نیز موضوع را تائید و تصدیق کرده بود .صحابی ها ی گلخان!! این را میگویند نمک حرامی....

حضور چند دست پرورده اش با طالبان و واپس گرفتن خانه مکروریانش از شر و فساد بواسطه طالبان و به اختیار گذاشتن پسر اش بحث جداگانه میخواهد یار زنده وصحبت باقی.

حرف پایانی : من از دوستانیکه انجا تشریف داشتند و این حقایق را تائید میکنند.

که گلخان وحلقه اش مانع ارتقا سر سپردگان حزب (خادیستان پرشور ) میشد , تعصب روا میداشت , محافظین و راننده اش چرسی وملنگی بودند , با ان چند نفر یاد شده هم جنس گرایی میکردند و چند نفر که ذکر خیر شان رفت اکمال کننده جنس لطیف برای وی بودند , دیگ سه وقته اهل و بیت اش در ریاست پخته و اماده و انتقال میگردید ( مدیر لوژستیک هلمندی اش از حزبی های خوب وباسواد گاهی سر را شورانیده به لهجه شیرین قندهاری اشپز و کارمند مطبخ را مخاطب قرار داده ومیگفت " د نیکه دیگ می وگوری چه پرون بیا شکایت راغلی و"!! بیچاره خود خواهان تبدیل شدنش میشد تا به ارمان اش نایل امد ) , بر علاوه اشپز خانه جداگانه دیگر در مقابل دفتر اش نیز داشت .

احترامانه میخواهم اگر امکان داشت در مورد نظر تانرا ارائه بفرمائید زیرا که شما در داخل ریاست بودید و از حق شما سوء استفاده میشد ما که خارج ریاست ماکولات نقده میگرفتم دوهزار اوغانی پول انزمان پول زیادی بود .

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






47 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > تجار هندی یا گل خان اکبری

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • سلام علیکم به همه شما.

    من خودم نصری بسیار پخته و اب دیده بودم در داخل وزارت امنیت نفوذ نموده بودم انجه که اطلاعات و معلومات در مورد مردم هزاره ولو به هر جر یان که بودند خارج کرده به مرجع مربوطه خویش میرساندم تا اخرین لحظه مرا نفهمیدن خوب تخنیک ها میزدم خدا شاهد است کسی را نکشته ام اما در داخل زندان در جر یان تحقیق حتی گلبدینی را هم ازاد نموده ام هزاره را خو بگزار ان زمان خدا بیا مورز جنت ها نصیب اش یاد ان شیر مرد تاریخ ساز بابه بزرگ پیگائی مشخص نداشت.
    محاجر

    • خان گرامی:میگویندچیزی که عیان است چه حاجت به بیان است نظر به لحن شما فرض کردم کل دستگاه بد بوده پس شما چطور خوب شده میتوانی در حالیکه شما هم عضوه حزب پرچم وپیرو رهبر ان حزب ببرک کارمل خود را معرفی میکنی وفعلا هم سر سختانه در جهت دفاع ان فقید میباشد وهمچنان یک عمر کارمند امنیت دولتی قندهار در بخش نظارتخانه نیز بودی معلوم است که اعتماد رهبری ریاست قندهار هم بالای شما بوده زیرا اشخاص صادق ووفادار به ارمان های حزب وانقلاب در بخش های خاص وعمده توظیف می شد؟که نطارتخانه یکی از بخش های خاص ان اداره بوده.
      به عرض معذرت گر چی سوال ها زیاد است ولی یک سوال خیلی کوچک از شما داررم که این مقدارپول شما از کجاٰ بدست اوردی که خودرا به سخن شما تا لندن رساندی؟ واین امکانات از کجاه کمایی شد که از کابین تاکسی پیوسته خودرا مصروف نوشتن مفالات پرمعلومات کرده ای ودر عین حال اعاشه وابا طه سه فامیل عقارب بدون سرپرست به شمول فامیل خودت هم به عهده شما است؟ماهم در همین اروپاه مصرف راننده گی تاکسی هستم باور کنید که اگر بعضی اوقات حوصله نان خوردن داشته باشم ومشکلات تنها فامیل خودرا رفع کرده نه میتوانم چی رسد کمک به سایر دوستان محتاج؟وامروز که این مطلب برایت نوشته کرده ام یک دوست برایم در تیلفون گفت که در کابل پرس یک کسی که بنام خان نوشته های داشت هویت ان شخص ثابت شده که قبلا کارمند نظارتخانه شعبه تحقیق امنیت قندهار بوده ونام اصلی شان از طرف یک سری رفقا به اسم خلیل تثبیت هویت شده است وقتیکه دیدم ومعلومات شمارا در دومطلب شما مطالعه کردم ونظر خواننده گان رادیدم وقعا یقین ما حاصل شده که شما کارمند خاد قندهار بودی واین چند سوال در ذهن من خطور کرد ومطرح ساختم امید است به حوصله بدون دشنام جواب ان اریٓه بدارید.واین مطالب راکه شمادر مورد گل خان اکبری نوشته کردی نیز درست نه میباشد زیرایک دوست من ان زمان در ریاست پنچ وظیفه داشت وهمرای نبی معاون ریاست پنچ به قندهار سفر کرده بود اوبرایم قیصه کرد که گلخان وشهید نبی در حالات خارج شدن از کار دفتر گلخان بوده که در پیشروی شان مرمی هوان اصابت کرد نبی معاون راست پنچ جابجاه شهید شد وګلخان به شدت زخم برداشت وبه شفاخانه میدان هوایی انتقال شد .اینکه شما میگوید در میدان ولیبال بوده درست نیست خوشبختانه ان دوست من فعلا هم حیات است .ودر مورد تبدیلی داکتر کیوان هم یک سری معلومات دارم که قضیه چنین نه بوده که شما ان را نام برده ای اینکه وقت ندارم فعلا به این اکتفا می کنم.پای

    • ملا نسیم اخوند زاده !! سلا م.
      نسیم خان من فکر میکنم با قبیله مقابلم نه به رحمت اله روان اوغان همیش گله یی چریده است از این رو کسانی پیدا میشوند که ادعا دارند من انجا نبود اما گفتار شما دور از حقیقت واز مخالفین تان درست است مثل حق بودن رحمت اله روان , حق بودن گلخان ... تاکید به خلیل بودنم تاکید به ظابط نظارتخانه بودنم, ملا نسیم هم قبیله یی ات رحمت خان ابتدا به سردار بودنم باز به بصیر بودنم باز به خلیل بودنم تاکید داشت اگر من خلیل بودم پس چرا من سردار را رد کردم چرا بصیر را رد کردم بهتر بود خود را ارام میگرفت تا کسی مرا نشناسد ٌ
      بگفته خودت این "سری " رفقا یا نابغه ها کی ها است ایا نام دارند ؟ایا بزرگ اند ایا علم غیب دارند ؟؟
      دوست محترم خلقی صاحب اوغانملتی صاحب اگر شما ادم بودید از مدیر تحقیق معاون کادری کارمندان تحقیق معلومات میکردید بعد به گپ های بیهوده میپرداختید خلیل بودن مهم نیست , تا جای که من خبر دارم یکی از اعضا خانواده گلخان اکبری برایم گفت خلیل ترور شده است من خبر ندارم باید پرسید از سوی دیگر کسی داکتر را کمپودر بگوید یا برعکس ظابط را قوماندان فکر کنم طرف را کم زده است او همدوره ما در شوروی بود او مستنطق بود نه کارمند نظارتخانه چنانچه میدانیم مسوولیت کارمند نظارنخانه کم است اما مستنطق بیشتر در هر شرایط دران زمان و امروز نیز اگر که در شرایط کنونی ارشیف و اوراق برسی شود در اسناد ها دوسیه نام انان در ج است !! این خر زوری رحمت روان و چند تا مریدانش است ..

      همچنان خلیل ادم بد نبود خلیل سردار بصیر کدام مرده گاو نبودن کونی و احرامزاده و رشوت خور ... نبودند تامن منکر ان باشم خود میگوید داماد اوغان ها نیز بوده مرا مجبور ساختید به پدر دختر همه شان کم وتم گپ های بد ورد گفتم اگر کسی خسر انسان باشد او حیثیت پدر را دارد پدر را کسی دشنام نمی دهد هیچ کسی را نباید دشنام داد من اوغان نیستم تا مادر و خواهر و زن کسی را به باد دشنام بگریم من بار ها گفتم بد بختانه خودم یک رگ اوغانی دارم .

      هر کی میتواند به اسم مستعار چیزی بنوسید مثل تره کی بنام نور , رحمت اله بنام غورزنگ , ...حتا پته خزانه شما صاخحب ندارد , سقاوی نامه تان بی صاحب است ...چیز های را که من نوشه ام سقاوی نام نیست !!اگر بردار من پدر من دزد باشند ادم کش باشند من حقایق را در مورد انان خواهم گفت قانون زمین واسمان همین است که حق باید گفته شود !!

      من اصلا شما را نمی شناسم کی هستید از کجا پیدا شده اید !! من که گفتم کارمندان سایقه دار قندهار بودم یک تعداد سایقه داران انجا را میشناسم نه همه را اول خود را معرفی کنید بعد بیاید از هم تباری تان دفاع نماید .

      چرا اینقدر پا فشاری دارید که من ظابط نظارتخانه بودم من که گفتم کارمند خاد بود ام پیش ملا عمر گلبدین مسعود سیاف هم اگر مرا میبردنند باز هم پیشمان نمی شدم من تمام کاری های گذشته ام را افتخار م و قانونی میدانم هرگز پیشیمان نمی باشم !! اگر که کسی بگوید سوه استفاده وظیفوی کرده ام رشوت خورده ام به ناموس مردم تجاوز کرده ام به پسر مردم به مال مردم من مسوول ومستحق باز پرسی !!ولی از هر مرمی که بطرف دشمن یا مجاهد فیر کرده ام یا اگر که کسی را گرفتار کرده ام دفاع خواهم کرد من ادم نیستم که خط بینی بکشم !! این رحمت اله روان است که میگوید جرم تو کمتر است !!نادان .

      یک عادت دیگری اوغان : ان اینکه صد بار داستان لیلی و مجنون را بگو باز میگویند لیلی نر بود یا ماده غورزنگ رحمت اله روان است یکسال پیش چرندیات او را خوندام نقدی بر ان نوشتم حال شما هر دو را بخواند باز قضاوت نماید که چرا بااو مقابل شده ام !!!!!!!!!
      از خود باید ببپرسید که چرا من با رحمت اله روان که اینک بنام غوزنگ شده کشتی گیری میکنم.

      من در مقابل سرای شاهزاده کابل در بحر کابل کار روبل را میکردم نیم روز وطیفه هم میرفتم ازراه جمهوریت های اسیای میانه در بدل چارصد پنجاه دالر مساکو ذفته چار پنج سال انجا ابتدا در گدام های انجینر صاحب نعیمت والی کابل زمان نجیب و دوست دیگر ما ریس صنایع چوب کابل که او نیز تجار بود کار میکردم همه در حدود ششماه بعد بازار در روی میز بعد در کانتینر ها... از انجا به لندن هزاران هموطن ما مثل من انجا همین کار ها میکردند این این هم حس حقارت نمی کنم .

      نسیم من خودم از سه سال پیشتر گفتم کار مند خاد کابل- قندهار - کابل ... .

      اینکه گل خان از شعبه خارج میشده وزخمی شده است را کمی دقیق و درست با چشم بینا و پولیسی ودور از نظر تباری گروهی .. .. بررسی بفرماید .

      چطور در دهان شعبه اش زخمی شده ست اثار وعلایم مرمی هاوان بیست متر دورتر در نبش جنوب غربی تعمیر دیده میشد در حالیکه دروازه دفتر ریس در نبش جنوب شرق قرار دارد از سوی هم تعدا زیادی از کارمندان عادی در میان شهید و زخمیها بوده اند , دو بسوه زمین از نبش تعمیر کانکریتی تا دروازه دفتر ریس ساحه گل کاری دفتر ریس و معاون اول اش و از راه کارمندان ومدیریت ها کاملا چپ بوده است .
      مثال ساده کسی بگوید از اثر اصابت را کت در ایستگاه خیرخانه واقع ده اوغانان مجروح شده ام ولی علام راکت و خون ... مقابل دروازه دوخولی وزارت معارف بطرف بلدیه دیده شود.

      نسیم خان من هرگز نگفته ام ارگان بد بود نه دربین هزارنفر کارمند قندهار ده دوازه نفر بد بود انهم از جانب ریس و مقامات حمایه میشد بسیار ی از کارمندان مدیران شریف چون برادر و پدر ورفیق وهمسنگر ما بودند ..

      من یک قسمت از این جرم وجنایت این اقا زاداه را بیان کرده ام انهم بخاطر حماقت و سر تمبگی خود اینان چونکه مرا وادار به این کار کردند .

      بهمن صاحب سلام . در هر گروه انسان های پاک نیک سر سپرده فروان وجود دارند اما خار ها استفاده جویان بد نامان پله بینان نیز چنانچه در گروه تما گرده های وطن ما فراوان دیده شده اند که دنبال مقاصد شخصی خود میباشند .
      ما هم لکه های داریم که نمونه ان این رحمت اله روان است بجای بحث منطقی وعلمی به دشنام تهمت افترا دورغ تهدید به ضرب و شتم و تهدید به کشتن روی می اورد در حالیکه سن اش از 65 سال بیشتراست من نزدیک به چهل من کارمند عادی اومدیر یک بخش مهم و گفتار ضد و نقیص اش را ر ذیل مضمون توخی همه دیدند .

      همین اکنون برگ برنده و برنده در دست من است او مثل موم در دست یک کارمند عادی و یا بگفته خود اش ظابط و پهره دار بندی خانه تغیر شکل میدهد .

      من یک مضون جداگانه در باره نتیجه گیری بحث چند روز اخیر ما و رحمت اله خان روان زیر دست دارم انجا بیشتر چیزی های خواهم نوشت .

      اما سوالها . من گفتم من کارملی بودم هستم و خواهم بود کارمل بزرگ به ما راه را نشان داد سنگلاخ هخا و یرتگاه ها را به ما نشان داد حال بر ماست تا راه خود را دریابیم شاگرد گاهی از استاد پیشتر میتازد من ادعا ندارم از کارمل بزرگ من فهمیده ام هدف من اولیت مبازه امروزی ماست من مطالعه کردم در عمل دیدم نقاط که جامعه و مردم را به طرف غرق شدن میبرد را شناختم حال باید به همه بگویم که مشکل در کجاست و انانیکه قبل تر از من متوجه اینگونه مشکلات شده اند را دربابم تا با انان یکجا شوم .

      باز هم میگویم تمام افکار امروزی من افکار کارمل بزرگ نیست شاید ان بزرگ مرد تمام مسایل را در دل نهگداشت و با خود به زیر خاک برد اما من خامم بیسوادم جوان ترم درکم کم است من ازادانه بیان میکنم در دلم غده یی را نگه نمیدارم چند نمونه ان هر جا اوغان است تریاک است انتحار است مکتب سوزیست تیزاب پاشیست غلامی به پاکستان است به عرب است به ایران بوده و است ... زمین مردم خانه مردم حریق شده غصب شده خارجی را برای قتل مردم خود اورده اند قهرمان نامی زیر خاک شده قهرمان تراشی جریان دار ... توازن درقدرت در باز سازی در واحد های ادرای........نیست .

      باسوا بیسواد اوغان یک قسم فکر میکنند یکنفر شان نیامده تا نقدی بر سقوی نامه بنویسند بر طالب بنویسند بر تخریب بت ها وموزیم و حریق زن و مرد شمالی هرات بامیان مزار بنویسند ...

      - سویه من بسیار پاین است من دانش بالای سیاسی وادبی ندارم تا به سایت کارمل صاحب بنویسم من انجا میروم کتاب میخوانم مضمون میخوانم ...اکر انجا چیزی بنویسم خطای بکنم سبب رنجش روح ان بزرگ مرد و استفاده سیاسی دوست ودودشمنخواهد شد . چرا کاری کند عاقل که بار ارد پیشمانی .

      من همیجا دهان دروازه خوبم ,از سه سال قبل در همینجا مینویسم با هم سویه های خودم مثل روان...در میان ما تنها اکه جان توردیقل وخودت سویه بالا دارید .

      اگر انسان در هر سایت بنویسد همین اوغان ها خود خطاب فاحشه انترنتی برایش ارزانی میکنند.

      تعداد بیشتر سایت که خود راپیرو خط مشی کارمل بزرگ بحساب میاورند استفاده سیاسی از شخصیت ولا ان بزرگ مرد میکنند من تنها به سایت که جناب پدر شان کتابی نوشته اکثرا میروم ..

      حال فولاد شده ایم عقل ما پخته شده مبینیم که کی چه میکند چه هدف دارد دوستان بسیاری وجود داردند که واقعا به ارمان های کارمل صاحب وفدار اند اما این حلقات حق العضویت گیر و یا موی سفیدان که میخواهد به پارلمان و چوکی ... کابل برودند کسانی اند که بار بارامتحان خود را داده اند .

      همچنانکه کسانی وجود دارند که ازمسایل مربوط به نجیب اله استفاده سیاسی میکنند کار بجای رسید که خانم شان رسما گفت ما موافق و مخالف هیچ گروه که خود را پیرو داکتر میدانند نیستم .

      همچنانکه هر پارچه شورای نظار خود را وارث و پیرو مسعود میدانند و به نرخ روز دنبال خرید و فروش ارمان ها ی ان شهید اند.

      عنصر نفوذی کی وچرا !!جنجال من و رحمت اله روان از کجا اغاز شد یکی دوسال قبل نبشته شانرا در باره جنرال تنی خواندم به مرده های هراتیان خندیده بود از تنی دفاع کرده بود از طالب و مرده های بویناک شان در شما ل نیز تاجک هزاره ازبک .. همه راگوداگیان خارجی ها نوشته بود کسی هویت خادیستی اش را نمیدانست من هویت خادی و صفات بد او را طی مضمونی نوشتم شماانرا بخواند بعد ببیند که او اوغملت است یا پرچمی .. از این رو کابل پرس و ما و شما را عنصر نفودی ایران میداند اوغان همیشه همه را نوکر ایران تاجکستان وو ازبکستان هند روسیه وترکیه خوانده اند ..

      من طی یک مضمون جداگانه بیشتر به این مسایل جواب خواهم گفت همچنان پشنهاد میکنم که من و رحمت اله روان یا غورزنگ در پالتاک برویم من با خود مزاری صاحب را او بابر بایانی یا هر کی را که میاورد بیاورد زنده بحث میکنم خودت را منحیث ناظر پیشنهاد میکنم چونکه نه خلقی نه پرچمی هستید ان هم اگر طرف قبول کرد ..http://kabulpress.org/my/spip.php?article13128

      sporghay.com/index.php?option=com_content&view

      http://www.google.co.uk/url?sa=t&rct=j&q=%DB%8C%D9
      بلی سایت ها سانور نیز میکنند دریچه کابل پرس بودن سانسور برای همه باز است ایجا اوغان هزاره تاجک ازبک چپی راستی هر که میتواند بنویسد .
      خان

    • اگر

      " یوازی جنرال شهنواز تڼي اویا بل څوک هم شته؟"

      جمله را به گوگول ببرید شما را متن مضمون جناب رحمت خان روان هدایت میکند.
      خان

    • خان عزیز ! همانگونه که پیش ازین با شما پیمان بسته بودم که بفرمودۀ خودتان تا واپسین کارتوس در برابر فاشیستان قبیله ایستاده ایم ، ایستاده خواهم ماند . باور داشته باشید که این طایفه هرگز شهامت و غیرت روبرو شدن با شما را نداشتند ، ندارند و نخواهند داشت . این گروه نابکار بزرگی خواه و فیصدی سازان برتری جو مانند مسلمانان افراطی اند که در یک دست قرآن و به دست دیگرشان شمشیر دارند . وقتی زورشان نرسید قرآن را پیش میکنند و وقتی به چوکی قدرت نشستند شمشیر از نیام می کشند .

      دوست ارجمند ! این همه پیامها از یک شخص گریزی و شرمندوک است که گاهی فهمیده با اشتباهات می نویسد و گاهی با درست نویسی شما را سفارش به تسلیمی از درونمایه دروغ هایش میکند . این غیرتی میخواهد و آرزو دارد که بتواند اگرشده یکنفر را هم بدام دروغ هایش بیاندازد تا بدیگر اوغانملتی های شان دست آویزی شود که هله ، نمان پیدایش کردیم ، یک چک چک !!

      بگفتۀ دوست ارجمندم بابک ، این یاوه سرایی ها همه لاف است یک درجه بالاتر پتاق را هم همرایش یکجا نموده و هی داد میزند که شناختمش !

      چی را شناختید و کی را شناختید آغای غورزنگ ؟ دیگران هم مانند دانشمند بزرگوار میمنه گی با هویت آشکارا ، بیخ و بن شما قوم به اصطلاح بزرگ و ملی سازان قسم خور را از آب کشیده اند ، چرا خاموش اید ؟ خاموشی شما وحدت سازان حیله گر در مقابل دیگران با هویت برایم سخت پرسش برانگیز است !

    • بلی برادر محاجر ویامهاجر ادعا شما بلکل بجاه وحقیقت دارد که در ارگانهای امنیتی افغانستان بصورت خاص در وزارت امنیت دولتی اعمال دشمنان نفوذ ورخنه کرده بود مثلی شما ودوست دیگر بنام خان خلیل وهزارها اجنتان محافل ارتجاعی در ارگان وزارت امنیت دولتی خودرا درلباس دوست جا بجاه کرده بود واین پروسه تا اینحال نیز جریان دارد وهر گز ختم نه میگردد هر چند این جاسوسان بی هویت وبی چهره خود را مخفی سازند بالاخره نقاب سیاه از چهرههای بدنام شان برداشته می شود مثلی که نقاب خان از چهراش بر داشته شد برادران عزیز مگرم بسا جای خوشبختی وافتخار برای ما کلیه اعضا حزب دموکرتیک خلق افغانستان این است که امروز خودی رهبران تنظیم های هفت گانه وهشت گانه از اعمال گذاشته خویش ندامت وپیشمانی دارد واینکه شما وخان خلیل این اعمال خویش افتخار میدانید جای سوال پر انگیز است برای همه ما توصیه یی ما به شما این است اگر از تاکس رانی ویاهم کدام شغل دیگر فرصت یافتین یک مرتبه بیانات حضرت مجددی مرور کنید که ثبوت تمام ادعا ما میباشد در مورد شما محاجر معلومات ندارم ولی از نوشته های خان خلیل این نتجه بدست می ایند که موصوف یکبار بازهم میخواهند در بین حلقات چپ دموکراتیک نفوذ کند زیرا همیشه دفاع از یک بخش حزب (پرچم) می کند وبابالاو پایان گرفتن نام ببرک کارمل و ذریعه تحریر ی واستعمال بعضی جملات روی بازار وکوچه بی عفت کلام ونام های زنها ګرفتن که هر ګز شایسته یک نویسنده دست بالا نه میباشد میخواهند یک عده را در بازی های موش وگربه قراردهند ولی بیخبر ازاین که دیگر بالای شان کسی اعتماد وباور نه خواهند کرد. وچغل اش از زیری دریا کشیده شد به همین علت هم دوستان از نزدش سوال های زیاد مطرح ساخته است ولی بجای اینکه خان نا خان به سوالات دوستان جواب قانع کننده ابراز دارند خودرا با ذکر موضوعاتی خارج از موضوع قرار میدهند وبه چتیات واضافه سخنی خودرا از زیری زربین دوستان پنهان می نما یند خود را هوشیار وبالغ فکر می کند وخواننده های عزیز را جاهل ونادان واشتباهات غلط بالای انها میکند وتنها فکر می کند که خودش ورحمت اله روان چیزی راست ودروغ یاد دارد که نوشته کندومتباقی هیچ؟با رحمت اله کاری ندارم هر چه نوشته می کند تعلق به خودش دارد ولی احترام قلم وعفت کلام را در نظر دارد وبه ساز سرود دشمنان قسم خورده افغانستان رقص نه می کند.ممکن خلیل خان بازهم من را رحمت اله فکر کند ولی من اطمنان میدهم که نام من سرور وتخلص ما همدرد است ودر ریاست امنیت دولتی قندهار وظیفه داشتم این هم ادرس من است خلیل یا خان میتواند باما در این دارس زیل در ارتباط شود.
      sarwarahmad50 yahoo.com
      یانیه اخری جناب حضرت صاحب را مستقیما در زیر مطالعه فرماید
      این 30 سالی که افغانستان بیچاره با این مصیبت های گوناگون گرفتار شد و خارجی ها عامل آن بودند که من واضح می گویم پاکستان و پاکستان، که خیلی ها برای اینکه ترور می شوند چیزی نمی گویند و برای ترور من بارها اقدام شده است و اگر در این راه من شهید شوم افتخارم است،این مطلب را حضرت صبغت اله محددی در مراسم تجلیل ازروز جهانی علیه مبارزه با فساد اداری اراد نموده است که متن ان زیل است.
      بسم الله الرحمن الرحیم
      برادران گرامی، خواهران عزیز سلام علیکم و رحمت الله و برکات ،امروز یک روز بسیار برجسته و خجسته ای است که دنیا متوجه فساد اداری و فساد عامی که دنیا را فراگرفته هستند و این روز را تجلیل می کنند که مبارزه با فساد اداری یک امر مهم است و همه ملت ها باید متوجه این باشند که تا وقتی از کشورهای خود فساد را دور نکنند امکان ندارد که به سعادت دنیا و آخرت نائل شوند،در عرصه 30 سال مبارزه و جنگ و تجاوزاتی که در کشور ما صورت گرفته و هر روز نیز صورت می گیرد ما را به این وادار ساخته که متوجه حال خود شویم و عواملی که چرا ما را به این بدبختی ها گرفتار کرد،این حق هر افغانستانی است و هر کدام باید کوشش کند که از این مصیبت ها و فساد و بدبختی ها نجات بدهد.همه در مورد فساد اداری سخنان جامع و منطقی گفتند که همه بجاست،جناب رییس جمهور تکرار کردند تعلیم تعلیم تعلیم که من می گویم تربیت، تنها تعلیم کافی نیست.من متاسفم که چرا وزارت تعلیم و تربیت را وزارت معارف می گویند،تعلیم علم می آموزد و عالم می شود، فیلسوف می شود لیکن تربیت نداریم، چه کنیم؟تعلیم نداشته باشد اما تربیت داشته باشد و این باید در صورتی باشد که خانواده های افغانستانی کودکان خود را از طفلی تا موقع جوانی بر اساس عقیده اسلامی، خوف خدا و رسول، عذاب آخرت تربیت کنند و ما نتوانستیم تاکنون اطفال خود را این گونه تربیت کنیم،باید به آنان از عذاب آخرت و دوزخ بگوییم تا بفهمند اگر کاری را مرتکب شدند که خلاف شریعت و امر خدا و رسول بود جزای آنرا در آخرت می بینند
      باید دشمن خود را بشناسیم و بفهمیم که از کجا منشاء می گیرد، تا وقتی دشمن را نشناسیم و خود را مجهز نکنیم راه دیگری ندارد،و متاسفیم که در این زمان پیشرفت های دنیا و تکنالوژی و تخنیکی و علمی ما مردم به چنین مصیبتی گرفتار می شویم که هر روز چندین افراد خود را بدون گناه از دست می دهیم،اگر ما امروز می خواهیم که فساد اداری از وطن ما گم شود دو چیز بسیار مهم است، اول خوب مسئله تربیت است و تا وقتی که مرتکب جریمه را بجزایی که خدا و رسول تعیین کرده نرسانیم هم به جایی نمی رسیم،صدها قاتل، دزد، خائن امروز محکمه هم سرش حکم کرده اما هنوز هم اجرا نمی شود و خدا در روز قیامت از همه بازخواست خواهد کرد،چطور فساد گم شود؟ حداقل 10 نفر از کسانی که مجرم هستند را به جزایشان برسانند بعد از آن ببینید که مردم تربیت می شوند یا نه؟
      امروز این مسائل نیست، نه جزا است نه مکافات است و خداوند جزا را برای این مقرر کرده است،کسانی که پاک هستند و حقوق خدا را اجرا کردند باید جزا می شوند اما کسانی که حقوق انسان را پایمال کردند اینها باید جزا ببینند
      ما در تعیین خود، در انتخاب خود و کسانی را که به کار انتخاب می کنیم او را هم نمی بینیم که آیا لیاقت دارد، دانش دارد، پاک است، با تربیت است یا نه؟ فقط چون واسطه قوی دارد یا پول قوی میدهد.
      ما مقابل توپ و دشمن استواریم اما در مقابل پول ایمانمان می رود،تاسف این است که این فساد اینقدر زیاد شده که حتی محاکم شرعی ما، قضات ما که در بستر شریعت نشسته اند آنها کار را بی رشوت نمی کنند و دالر می گیرند اما خدا را شکر حال بسیار کمتر شده است،خداوند ما را هدایت کند و توفیقی بدهند که دلهای ما از قومیت ها و منطقه و منطقه بازی پاک شود و ترس خدا در دل ما باشد،جناب داکتر صاحب لودین راستی که بهترین انتخاب برای همین موضوع مبارزه با فساد اداری و من ایشان از 30، 40 سال پیش می شناسم که پاک و مخلص است و بسیار کوشش و تلاش می کنند که فساد را درو کنند و تا وقتی تمام ملت و دستگاه حکومت دست همکاری را ندهند تنها این آدم کاری نمی تواند کند.و الحمدالله که در راس نهاد مبارزه با فساد اداری همچون شخصیت پاکی است خدا توفیقش بدهد و ما را خدا توفیق بدهد که همراهشان همکاری کنیم.
      http://graanafghanistan.com/?p=72804.

    • از لابلا مضامین که قبلا از جانب خان به نشر رسیده است این نتجه اخذ میگردد که این شخص ولو بر هرنام جعلی ویا اصلی باشد نه خلقی است ونه هم پرچمی فقط وفقط به دستور ارتجاع وبنیاد گرایی به نام وحیثیت اعضا حزب دموکرتیک خلق افغانستان وکارمندان امنیت دولتی صدمه وارد می کند ونام رهبر ان حزب نورمحمد تره کی ،ببرک کارمل، وشهید داکتر نجیب اله را خدشه دار می سازد ووانمود می سازد که ببرک کارمل وحزب شان نیز به همچوطرز تفکر غلط بودند مثلی که خان امروز ان را زمزمه می کند وان هم صرفا در یک سایت کابل پرس ولی همه مردم افغانستان به درستی درک کرده است که ببرک کارمل به این طرز تفکر هیچ وقت نه بوده حتی ببرک کارمل نیز بخاطر وحدت واتحاد بین اقوام وملت ها ی افغان در تذکیره وکارت حزبی خویش به عوض تاجک بودنش پشتون در ج کرده بود وخودرا از ملت اکثریت قاطع پشتون میدا نیست ودر مورد افغان بودن خان یا خلیل تما م ما شاهید حال هستم که خودش چندین بار به زبان خویش اعتراف کرده است که من افغان نیستم وهمچنان همیشه توهین اهانت وبی حرمتی نسبت بنام افغانستان وبه اکثریت ملت پشتون کرده است که در نوشته های شان درج میباشد ونام زنهای مردم را بالا وپایان می کند ایا این کثیف ازخود ناموس ،خواهر،ویا مادر پیچه سفید دارد ویا خیر؟ افغان خونیستند بخا طر اینکه خودش اعتراف می کند بنا بر این جرم نا بخشدنی شان باید خان به محکمه کشانیده شود در ان زمان باید بنام وچهره اصلی خویش ظاهر گردد از ادعا های خویش دفاع نما یند. در غیر ان من هیچ امکان نه می بینم که این بزدل ومکار حاضر شود که به هویت اصلی خویش خود را ظاهر سازد تا حد اقل دونفر این خایف را بیشنا سد که این ترسو وبزدل کی است . وچرا خودرا به این اندازه زلیل جلوه میدهد.ومن ادعای تمام دوستان در مورد خلیل بودنش کارمند تحقیق خاد قندهار هیچ وخت رد نه می کنم.

      آنلاين بنگريد : ایا خان از خود ناموس،خواهر،ومادر پیچه سفید دارد؟

    • به اساس نوشته نوید مجاهد این خان نام از ملت هزاره میباشدهمان است که بغیراز سایت کابل پرس در سایت های دیگر توانایی نشر مضامین تعصب امیز خویش را ندارد ان هم تنها علیه ملت دلیر وقهرمان پشتون تبلغات تعصب امیزوعقده امیز می کند واینکه خان خودرا پرچمی میگویند ممکن یکی از طرفداران کشتمند کمونست که فعلا درلندن میباشد باشد که در روز های دشوار داکتر نجیب را تنها ماند وفرار را به قرار ترجیع داد ومغرورانه بطرف تکیه خانه مردم بادیانت وزحمتکش برادران هزاره پناه می برد در مسیر راه ازطرف همین هزاره ها مسلمان ومجاهد مورد سوی قصد قرار گرفت وبازهم به کمک نجیب جان خودرا به سلامت برد وبه شفاخانه نظامی انتقال گردید.

    • این ادعا جاسوس بودن ایران نیز مثل به ادعا و اتهام های بی پایه و بی ثبوت قبلی تان می مانند !!

      ادعا پوچ بی معنی گویا کابل پرس و تمام همکاران قلمی شان غلام ایران اند !! این هم از خون گرمی قبیلوی تراوش کرده است .

      اگر به دهل قبیله برقصند در ان صورت مورد تاید تان قرار میگرد و ادم ملی خوانده میشود .

      ادم های نیمه اهلی چون پاچه گیر بایان عین مسایل : گویا کسانیکه بر خراسان تاکید میکنند جاسوس ایران اند کسانیکه اریانا را عنوان میکند دشمن اوغان وخاین به وطن وغلامان دیگران میباشند انهم همراه با دشنام های رکیک .

      که دوستان هران پاسخ منطقی ارائه کرده بودند .

      اما اینک همان ادعا های بی پایه و قبیلوی را نرمتر گویا قوم بزرگ , کارمل خود را اوغان گفته بود در حالیکه به رهبران غیر اوغانی منجمله کارمل صاحب صد ها دشنام داده بودند خوب اگر کسی که اوغان نباشد خود را اوغان معرفی کند این چه را میرساند عدم وجد عدالت را !! شرمساری ان بر دوش فایشتان ظالم خواهد بود فردیکه خود را اوغان معرفی کرده است , ده هها ملیت غیر هزاره وطن ما بخاطر که شیعه هستند و فاشیستان همه را هزاره میخوانند هرگز خود و ملیت حقیقی اش را معرفی نمی کنند در اوغانستان برا ی مردم هویت میسازند ایا این ها از مظالم اوغانی حاکمان سر چشمه نگرفته است در جرمنی هتلر ی یهود ها مگرهویت خود را پنهان نداشتن چرا؟ .. ,.....حال باید مشکوک بود که نویسنده قبلی شاید رحمت له روان بوده باشند و یا بایانی تغیر شیوه داده و میخواهد اهداف پلید اش را از برخورد نرمتر بدست بیاورد ...

      خان

  • بنویس از لنجزار خاد
    بنویس از آدمکشان حرفه ئی
    بنویس از نوکران روس
    بنویس از جنایات حزب وطنفروشت
    تاکه شود افشاء همه جنایات تان
    بنویس و بنویس و بنویس
    تا که شوی خوش نویس

  • دوست عزیز آقای خان!
    درود برشما!
    نوشتن خاطرات دوران کاری تان در دستگاه استخبارات رژیم تحت الحمایه اتحاد شوروی وقت برای آنانیکه میخواهند حوادث غمبار چند دهه ای اخیر را به بررسی و‍کنکاش بگیرند نهایت ارزنده ومفید است.
    اینکه آقای غورزنگ گاه به عذر وگاهی هم با تهدید وچماق باشما برخورد مینمایند نشان از تشویش ودلهره واضطراب ایشان دارد ورنه میشود که قضایا را بدون توسل به تاکتیک های هتلری به بحث گرفت
    منظور از تاکتیک های هتلری این است زمانیکه هتلر میدانست که کارش به بن بست کشیده نعره صلح و عدالت سرمیداد که همه بر صلح خواهی وعدالت خواهی ودموکرات بودن هتلر باور مند میشدند اما زمانیکه میدانست که پلانهایش خیلی خوب بر وفق مراد پیش میرود تا جان دربدن داشت برای سوختاندن وکشتن وپایمال کردن خلق ازهیح بیرحمی وقساوتی دریع نمی ورزید. درحال حاضر تا جای که من پیامهای شما وآقای عورزنک را خواندم تمام نوشته های آقای غورزنک تقریبا به همان سبک نیش ونوش ویا به قول معروف تهدید وتضرع همراه با غلطی های فاحش انشایی مخالف گرامر زیان فارسی وجمله بندی های بی سر وپا استوار است . یکجا خان را رفیق حزبی میخواند درجای دیگر وی را عنصر نفوذی سازمانهای مخالف پرچم وا نمود میکند درجای هم به اسم خلیل بالای زن وناموس فرد خیالی تعرض می نماید وبعد خواهان این میشود که باید باوی از طریق ایمیل وی تماس بگیرد تا باوی راز دل کند باوجودیکه وی را ویروس خطرناک تشخیص داده است.
    باهمه حال برای خواننده گان معلوم شد که خان هرکسی است سخنان وراز های ناگفته درسینه دارد که باید بیرون آید و افشا شدن این رازها مخالفان قبیله ایی وی را دست وپاچه ساخته است

    خوب است که سلسله ای نوشتن خاطرات تان را همچنان با قوت هرچه بیشتر ادامه دهید. اما من ازمیان ده ها ادعای بی اساس مخالفان شما تنها یک مورد ادعای آقای غورزنک را میخواهم باشما به بحث بگیرم.
    آقای غورزنک درپیامیکه دربخش دیگر نوشته ای شما دارد مدعی است که اگر (خان) ادعا دارد که وی کارملی برشور است چرا نظریات ؛ خاطرات دوران کاری ومضامین(خان) درسایتهای معروف پرچمی ها و‍کارملی ها نشر نمی شود؟ مثل سایت های پندارـ اصالت. پرچم وغیره
    آیا نوشته های اینچینی شما دررابطه با خیانت قبیله سالارانی که به اصول حزبیت خودشان پشت پازده اند درآن سایت ها مجال ویا چانش نشر دارد؟ اگر ندارد چرا؟

    دوم اینکه پیروان امروزی آقای ببرک کارمل درمورد شوونیزم پشتون چه نظری دارند؟
    چرا علنا درمقابل این پدیده ای شوم وخانه ویرانکن سکوت مرگبار اختیار کرده اند؟
    چرا به سانسور مضامین ازنوع مضامین شما مبادرت می ورزند؟
    فرق میان شما ودست اندرکاران سایتهای پرچمی چون اصالت . پندار. پرچم وغیره درچی است؟
    آیا شما عنصر نفوذی سازمان های دیگر درمیان پرچمی ها هستید؟ اگر هستید چرا از آنها مشخصا نام نمی برید؟
    تشکر
    با احترام
    پرویز بهمن

  • cheqadar khob ast ke har ke har chi medanad ba sedaqat benewesad ,az hameen eshtebahat nasel haye ayenda me amozand, felan ham homan aash ast wa homan kasa, chon anke chashmash safeed ast ba taghere hokomat chashmash tagheer na mekonad

    ok

  • این دروغ خان بازهم به رسوایی تبدیل شد که کابل پرس سانسور ندارد. امروز چندین پیام ارسال کردم تا این حال نشر نه شده چرا ؟

    • ملا سرور اخوند زاده .

      همین که تو اینجا چند پیام داری مگر برای ادعا ما دلیل منطقی نیست , مگر دشنام ها وتهمت های بی پایه تان نشر نشد , اینک ادعا خنده اور دیگری تان که همه را نو کر ایران معرفی کرده اید بنشر نرسید , ایا ادم میتواند در سایت های اوغانی شما اینچنین ازادانه بنویسند !!؟

  • بلی برادر محاجر ویا مهاجر سخن های شما بالکل راست وزیبا است این یک موضوع انکار نا پذیر است که دشمنان خاک ومردم افغانستان در بین وزارت امنیت دولتی نفوذ ورخنه کرده بود واین پروسه تا الحال بجای خویش باقی مانده است وبرای کل اعضا حزب دموکراتیک خلق افغانستان جای نهایت مسرت وخوشی میباشد که یک تعداد اجنتان روی خود را خود سیاه می کند وهویت کثیف خویش را افشا می کند وعیده کی از اعمال زشت مختلف خویش وجرم های خویش در حراس اند باز هم به اسمای جعلی ما نند خان ظا هر می شود ومیخواهند خود را مطرح سازند،ولی خوشبختانه که در همین روز ها هویت پنهانی شان بنام خلیل کارمند نظارتخانه تحقیق قندهار افشاه ګردید واز جانب هم جای بسیار مسرت افتخار برای تمام اعضا حزب دموکراتیک خلق افغانستان است که اکثریت رهبران هفت تنظیم ساخت پاکستان و هشت تنظیم ساخته ایران امروز از اعمال دیروزه خویش ندامت وپیشمانی ابراز میدارد وبالای پاکستان وایران بی اعتماد شده وحقایق را برملا می سازند شما میتوانید بیانیه اخری صبغت اله خان مجددی را مرور نما ید که در یک تعداد سایت ها به نشر رسیده است.
    درمور دمهاجر معلومات کافی ندارم ولی از مطالعه مطالب که توسط خان خلیل به نمایش قرار داده می شود طوری معلوم شده که خان خلیل یکبار بازهم میخواهند خودرا به شکل مخفی در جمع عناصر چپ نفو ذ دهند به این خاطر هم از مکر ودروغ خودرا پرچمی معرفی می کند واز پیروان ببرک کارمل خودرا میداند، ولی نا خبر ازاین که این چال وفریبکاری شان بعد از این نتجه ندارد زیرا هویت شان نقش بر اب شد وچغل شان از اب بر امد از این لحاظ بسیار از دوستان از نزدش سوال مطرح ساخته است وخلیل بجای اینکه به سوالات دوستان جواب اراییه بدارد موضوعات مختلف را خارج از موضوع به بحث می اورد خودرا غاقل وبالغ فکر می کند ومتباقی را هیچ؟ وبالای شان اشتبا هات غلط می کند خان خلیل فکر می کند تنها خودش ورحمت اله روان چیزی را یاد دارد وخود را مطرح سازند متباقی هیچ ممکن باز هم در مورد من اشتباه کند ولی من برایش اطمنان میدهم که من نه رحمت اله هستم ونه هم سایرین نام من سرور است کارمند ریاست امنیت دولتی قندهار بودم این ادرس من است میواند با من ارتباط برقرار نما یند.

  • به باور کامل وگمان اغلب دقیق است که خلیل خان به گف حاجی کامران شروع به دغل بازی کرده است وتصمیم دارد با استفاده ازاین نبشته های دروغین خود که از هر لحاظ از چوکا ت ادب وعفت قلم وکلام محروم است وتهمت بالای دیگران است خود را در نزد اربابان خود مطرح سازد ومیخواهند یک مشت پول وامتیا زات معنوی بدست بی اورد تا بتواند اعاشه اباطه چهارفامیل بی سرپرست خویش را به شمول فامیل خودش را کند زیرا با را ننده گی تاکسی هر گیزکسی نه میتواند که مشکلات چهار یا پنچ فامیل را رفع سازد به همین لحاظ هم در این مورد به جواب دادن پرسش یکه هموطن بنام نسیم عاجز مانده است خود را بینا فکر میکند ودیگران را کور از جواب دادن به پرسش های خواننده گان خود را گول می اندازد وموضوعات غیری مطرح را به میدان می کشد تا نظریات دیگران نسبت به هویت افشاه شده شان بطرف دیگر جلب دهند وبالای هر کس اشتباه رحمت اله روان می کند واز وی یک شخصیت سا خته کی گویی بالای تمام دونیا یی انترنیت تاثیر کنترول دارد وخلیل خان را مانند موش در کدام کنج تنگ تاریک سراخ به محاصره کشانیده است اگر واقیعا هم رحمت اله روان به این اندازه شخص با استعداد وزرنگ است که خلیل خان درمورد شان به فغان امده است وبالای هر نظر دهنده اشتباه او می کند راست باید گفت که باید به رحمت اله افرین گفت وباید ګفت که در حقیقت کار کن اپراتیفی با استعداد بودو خلیل خان باید بعد ازین از نویسنده گی بیجاه دست بکشد من ار خلیل خان تقضا دارم که به علاقمندان در مورد پرسش های شان جواب مشخص اراییه نما یند در غیر ان بهتر است به همان شغل تاکسی رانی ادامه دهند ووقت خودویگران را ضایع نه ننموده وشخصیت خویش را ازاین اضافتر سبک وزن وبی ابرو وعزت نه سازند.

    • دوستان سلام .

      گپ نو یکه رفقا روان برایم اطلاع دادند .

      ایشان از مدیر یت پنج قندهر بواسطه جنرال تاج محمد سبکدوش و مدیر شهری مقرر و یکسال یا کم و بیش بعد از ان بکابل فرستاده شده اند .

      میگویندهمان کسی را باری سیاه ارزگانی خطاب داده است شریک تجارت اش در پایتخت ربانی در مندوی بهارستان بدخدشان بوده اینکه چرا او را سیاه میگویند معلوم نیست .

      گپ مهم دیگر که در مندوی خود را دگروال معرفی میکرده !!! کارمند امنیت باید مخفی کاری را حفظ کند رحمت اله روان را از کجا کسی میشناخت که دگروال است !!!!!واضیعیست که از خودپرستی و لاف اش سر چشمه گرفته است .

      به اکثر سوالهای دوست ودشمن طی مضمون جداگانه جواب خواهم گفت .

      خان

  • خان ویا خلیل ویاهرکسی ولوبه هر نام که باشد امروز ویا فردا دور ویا نزدیک انشا لله چهره اصلی شان مثلی چهره کمونست دیگربه اسم غنی مشهور به زنبور ویا لندی غنی ریس تحقیق دوران نجیب اخیرآهم افشاه میگردد وبه چنگ قانون وعدالت مثلی غنی لندی سپرده می شود یک تعداد کمونستان که مرتکیب جنایات جنگی وشکنجه قتل قتال زندانان بی گناه مسلمانان مجاهد افغان شده است بطور عموم از چند نام جعلی استفاده می کند مثلی همین خان وکمونستان دیگر بالخصوص کارمندان خاد، غنی لندی هم چند سال به نام جعلی وادرس مخفی در منشن المان مصروف اخبار فروشی بوده اخر هویت شان افشاه واز طرف پولس المان تعقیب ودستگیر گردید پس به صد ها خورد ریزه دیگر این کمونستان های بهویت کجاه نجات پیدا خواهند کرداگر صد مر تبه هم از نامهای جعلی وادرس های مخفی وشغل بزنس مختلف تجارت در ممالک خارجی وبستن قراردادرسانیدن مواد ارتزقی ویاهم تاکسی رانی بهانه قرار دهند بالاخره بدست می ایند وبه عدالت سپرده می شود وفعلاجای خوشبختی دیگر این است که الحمد الله انها فعلا بین خود بالای یک دیگرشهادت جنا یات میدهند وهویت یک دیگر را افشاه وهویدا می سازد .باز هم یک عده کی ندامت از اعمال نا جایز گذاشته خویش دارد گاهی گاهی در رسانه شیمه یی از حقیقت ها را بیان می کند ما نند این شخص که خود را بنام خان پرچمی و کارمند خاد معرفی می کند ولی بازهم درمورد افشاه موضوعات اصلی ومهم مانند قتل وشکنجه مجاهدین ومردم بی گناه ممکن چیزی را بخا طر این نه گویند که خودش شامل اعمال شکنجه وقتل مردم بی گناه شده باشد وبخاطر هم هویت اصلی خویش را افشاه کرده نه میتواند فقط موضوعاتی را ازقبیل همجنس بازی اختلاس واعمال فاحش وغیره موضوعات کم اهمیت جلوه میدهند که خودش قربانی اینګونه اعمال شده است وعقده های دل خویش را نسبت به دیګران بیان می کند، که به این نه می شود ندامت وصداقت خویش را به ملت مجاهد به ثبات بی رساند و یا مورد عفوه قرار بیگرد اگر در حقیقت خان ویا دیگر کمونستان وکارمندان خاد میخواهند از جرایم قبلی در خاد پرده بالا کند اول باید خودش به نام وهویت اصلی خادیستی خویش در رسانه ها تصویری وصوتی حاضر شود واز مردم مسلمان ومجاهد افغانستان معذرت طلب نما یند وبعدا در مورد افشاه جرم وجنایات اصلی ازقبیل قتل وشکنجه در خاد با ملت مجاهد کمک وهمکار نما یند ،وخان که از راز های زیاد در خاد اگاهی دارد شرافتمندانه حاضر شود وبیگویند که به امر غنی لندی چند نفر مردم مجاهد ما به اعدام محکوم شده است ودر کدام جر وخندق دفن شده است که فعلا وقت شان رسیده است سوال ما این است که خان از راز های اعمال فاحش گیری داکترکیوان منشی حزبی وگلخان ریس خاد قندهار اگاهی خوب دارد ولی در مورد جنایات ضد بشری وقتل قتال شان اگاهی ندارد؟ ویا هم از فعالیت های دفتر سازمان ملل متحد اسکاف در داخل کابل بسیار خوب خبر دارد ولی در مورد کشتار های شورا ی نظار خبر ندارد حتی در مورد قوم خود در کشتار افشار که توسط احمد شاه مسعود صورت گرفت چیزی به تحریر اورده نه میتواند؟ما مردم مجاهد ومسلمان نه باید به این نوشته های بدون اهمیت یک عده خادیست های ظالم مورد بازی قرار بیگرم خان وکمونستان دیگر میخواهند شخصیت سازی کند وخود را در رسانه ها مطرح سازند صرف موضوعات که بین خودش بود مثلی جنگ بالای چوکی رشوت واجرای اعمال فاحش درداخل خاد باهم مصروف میباشد. .

    • ملا نوید !! سواره را بگیر پیاده خو اس من که ادرس گلخان و روان را برایت دادم !!

      من اگر مجاهد را گرفتار کرده باشم پیشمان نیستم چونکه جرم شان ثابت بوده حذیق مکاتب انفجار بند و موسسات عامه ترور ادم کشتن چرس تریاک غلامی به پاکستان ....

      مهم این است که فرد بیگناه رهرو را زندانی کرده باشیم , به حریم مقدس خانواده های بی گناه نتاخته باشیم , به رشوت واختلا س مبادرت نکرده باشم , زمانیکه مجاهد را به امر رهبران ما راه دادیم همه میفهمیدن که ما و انها در برابر هم جنگیده بودیم !! بگفته بچه سقاو ایتو لافکو ها را در میدان جنگ ندیده بویم حالا از کجا شده !! کهخود را مجاهد معرفی میکنه !! شاید نو جوان شده در گذشته ضربه یی یا مومنک یا کوچنی غازی بوده .

  • بلی خان خلیل گفتار های ضد نقیض شما ممکن کدام کور وکر ما نند کمونستان بی غیرت وبی عقل هم مانند شما قبول نمایند امروز آمرعمومی زندانهای تان غنی لندی هم خواهند بیگویند که من هیچکس را دستگیرشکنجه ویا جزا نه دادم انشاالله ان روز نزدیک است که باتمام کمونستان خلق وپرچم حساب شریعی واسلامی صورت بیگرد وبه محاکمه کشا نیده شود شما به این بحث های ونوشته های ضدنقیض خودرا نجات داده نه میتوانی مجاهدین اگر مکتب را در داده باشد مکتب کمونستی را در داده است اگر پل سرک انفجارداده بخاطر قطع ارتباطات واکمالات کمونستان این کار کرده در جهاد این گونه فعالیت ها جواز شریعی واسلامی دارد واه بجان شما کمونستان که وطن خودرا با پل سرک شفاخانه مسجد منبر استقلال ونام نشان بالای شوروی فروختند ورهبران کافر تان نورمحمد تره کی حفیظ اله امین ببرک کارمل ونجیب پیش از پیش به روسا رقص میکرد وشعار دوستی باشوروی کافر میداد وشما بی غیرت ها ان را بدرگه می کردین انشاالله روزی حساب تان نزدیک است.

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.