کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > تفسیر غیرمتمركز سازی قدرت به بیان “جبهه ملی”

تفسیر غیرمتمركز سازی قدرت به بیان “جبهه ملی”

جمعه 27 ژانويه 2012, بوسيله‌ى داکتر اکبر همت فاریابی

نشست رهبران “جبهه ملی” در برلین كه میتواند عكس العملی در مقابل جلسه انحصارگرانه بن دوم تلقی گردد، روزنه امیدی را برای تفاهم در بین اقوام غیرحاكم به مثابه مركز ثقل توازن در نظام سازی آینده مملكت در بنای عدالت اجتماعی با اشتراك تمام اقوام افغانستان باز نموده است.

تا جاییكه هویداست، از تربیون گردهم آیی برلین، مسئله غیر متمركز سازی قدرت به عنوان هدف اساسی و ستراتیژیكی جبهه نو تشكیل بیان گردید. و همچنان در مورد تغییر نظام سیاسی از سیستم ریاستی به سیستم پارلمانی تآكید صورت گرفت. بعداز بازگشت رهبران جبهه در افغانستان بعضآ نظریاتی از آدرس ایشان در مطبوعات نشر میگردد كه یكنوع سردرگمی، اضطراب و عدم قاطعیت و پیگیری از برنامه های ارایه شده محسوس است.

مسلم است كه جلسه سران سه قوم تآثیر گذار در مناسبات سیاسی، اجتماعی و نظامی از یكجانب و محتوای برنامه غایی جبهه از جانب دیگر، انحصار طلبان قدرت را به حد كافی مشوش نموده و تا حدی كه توانستند برعلیه نشست برلین تبلیغات سو نموده و در تلاش هستند تا از طریق وسایل اطلاعات جمعی انحصاری كه در خدمت ایشان قرار دارد، اذهان عامه را منحرف و تحریك نمایند كه در بعضی از ولایات جنوبی مظاهرات را نیز سازماندهی كردند و تحدیداتی هم به آدرس رهبران جبهه حواله گردید. البته كه این همه هیاهو در مخالفت با نشست برلین را نباید غیر مترقبه پنداشت. مگر بحث این نوشته كوتاه در آن است كه برنامه های جبهه باییست مشخص، روشن و قاطع باشد تا مردم بتواند استقامت موضع خود را با درنظر گرفتن چگونگی برنامه تعیین نماید.

به همه حال پیش از آنكه به چند نقطه اظهارات بزرگان تعمق صورت گیرد، میخواهم در مورد دوتعریف ساختاری دولت بطور موجز اشاره نمایم:

1 - انستیتوت ساختار اداری و ارضی دولت ( تمركز قدرت و تقسیم قدرت )

2 - انستیتوت ساختار نظام سیاسی دولت ( سیستم ریاست جمهوری و سیستم پارلمانی )

اگر به زبان ساده گفته شود طوریكه از نامش پیداست “تمركز قدرت” یعنی ندادن اختیارات و صلاحیت در مناطق و منحصر كردن تمام اختیارات در پایتخت مملكت میباشد برخلاف “تقسیم قدرت” یعنی صلاحیت و اختیارات در بین پایتخت و مناطق یا ولایات مملكت تقسیم میگردد.
مگر “سیستم ریاستی” و “سیستم پارلمانی” كه ساختار نظام سیاسی دولت است، با توازن قدرت در بین اركان دولت در پایتخت یك مملكت سروكار دارد. به عباره دیگر ساختار نظام سیاسی، بحث وزنه قدرت در بین پارلمان و رئیس جمهور است. همانطوریكه در سیستم ریاستی صلاحیت های اجرائیوی بدست رئیس جمهور وحتی تعیین كننده استقامت سیاست داخلی و خارجی رئیس جمهور است و در سیستم پارلمانی صلاحیت های اجرائیوی بدست صدراعظم و تعیین كننده استقامت سیاست دولت پارلمان میباشد..به هر شكل پارلمانی ویا ریاستی هردو سیستم متمركز شمرده میشود.

پس درین باره داعیه داران غیر متمركز سازی قدرت در افغانستان توجه داشته باشند كه تبدیل سیستم ریاستی به پارلمانی درحالیكه یك قدم به مردمی ساختن قدرت سیاسی نزدیكتر است ولی مطابق تیوری دولت و حقوق به معنی غیرمتمركز سازی قدرت سیاسی نیست.

انتخابی بودن رئسای مناطق یعنی والی ها، اولسوالها، شاروالها، علاقه دارها و دادن صلاحیت های بیشتر به شورا های ولایتی به معنی غیر متمركز سازی نسبی تلقی میگردد. درین باره میخواهم به مقاله یی تحت عنوان ( .ساختار میكانیكی و جایگاه انستیتوت های دولت ) اشاره نمایم .

حالا با ارایه این نظر مختصر میخواهم به بعضی از فرموده های جناب احمد ضیا مسعود رئیس صاحب جبهه ملی، تعمق نمایم كه نكاتی از آن در خصوص نظام فدرالی و پارلمانی ساختن سیستم در افغانستان توسط محترم حاج محمد محقق عضو موسس جبهه و محترم فیض الله ذكی سخنگوی جبهه نیز تقریبآ به شكل مشابه ارایه گردید.

درحالیكه درین صحبت های بزرگان پروگرام های عمیق نظام سازی آینده كشور تبارز یافته و آرزو های نیك و انسانی به خاطر وحدت مردم افغانستان و رسیدن به صلح دایمی ابراز گردیده است. اما به فكر من میباییست برنامه جبهه مشخص تر و مبین تر و عاری از سردرگمی ها ارایه میگردید.
قبل از همه درین اظهارات از تمركز بی حد قدرت شكایت گردیده است كه باعث بدبختی های گسترده شده است كه واقعآ هم چنین است اما حل این بحران و غیرمتمركز كردن قدرت انحصاری در تغییر نظام ریاستی به پارلمانی جستجو گردیده است. بطور مثال جناب محقق میفرمایند ( ... مردم از والی های كرزی به جان آمده اند، باید نظام پارلمانی شود!!! )

اگر مردم از والی های كرزی به جان آمده اند، پس بگذارید تا والی ها را خود مردم انتخاب نماید و این خود به معنی غیرمتمركز سازی قدرت است. اگر منظور این باشد كه مردم از والی های كرزی به جان آمده اند و پارلمان باید والی ها را انتصاب كند!!! پس مردم از والی های پارلمان نیز به جان خواهد آمد. همانطوریكه در فوق اشاره گردید، با وجودیكه پارلمانی شدن نظام سیاسی، ابتكار عمل را از شخص به نهاد انتقال میدهد اما هیچ ارتباطی با تیوری غیرمتمركز سازی دولت ندارد كه توضیحات بیشتر آن ذیلآ ارایه میگردد. امیدوار هستم كه این گونه تناقضات مربوط برداشت خبرنگار های غیرمسلكی و غیر مستعد باشد.
از فرموده های جناب فیض الله ذكی سخنگوی جبهه در مصاحبه با رادیوی بی بی سی پیداست كه ایشان نیز تبدیل سیستم ریاستی را به پارلمانی به معنی غیر متمركز كردن قدرت میشمارند.

در مصاحبه محترم رئیس صاحب جبهه ملی منتشره “بخدی” در مورد ساختار فدرالی چنین آمده است: ( ... در شرایط کنونی، حرکت به سوی نظام فدرالی زود است

... نظام فدرالی، یک نظام مدرن است و به دلیل گذشته استبداد زده افغانستان، شاید برای مردم حرکت فوری به سوی آن (فدرالیسم) قابل قبول نباشد
... به دلیل "زمانگیر بودن" رسیدن به نظام فدرالی، ابتدا باید نظام پارلمانی به وجود آید تا "تجربه کافی" برای رسیدن به مراحل بعدی ایجاد شود
متآسفانه این همان نظریات است كه بخش گویا میانه رو روشنفكری انحصار قبیله به خاطر تطویل طول عمر انحصار قدرت استدلال مینمایند.

بلی! رسیدن به نظام عادلانه فدرالی مبارزه جدی و قاطعیت تام میطلبد، اما دلایلی كه ایشان متمسك شدند، این همه ساخته و بافته انحصار طلبان قدرت و بازیگر های مغرض عرصه سیاست افغانستان است. خلق محكوم افغانستان هیچگاه اعمار جامعه انسانی و عادلانه را مقید به زمان نمیسازند، ایجاد عدالت اجتماعی زمان پذیر نیست. تاریخ نشان میدهد، در هر جایی كه استبداد قومی، زبانی، مذهبی و نژادی بیداد كرده است، همین ساختار غیرمتمركز سازی قدرت ویا تقسیم قدرت در بنای یك میكانیزم علمآ سنجیده شده به حل بحران شتافته و خلق ها را از خونریزی و كشور ها را از تجزیه نجات داده است.

در جهان امروزی 63 كشور سیستم فدرالی را پذیرفتند و از مزایای آن برخوردار هستند، اگرچندیكه بعضی از كشور ها نام فدرالی را به خود ندارند، اما تقسیم قدرت در بین مركز و ولایات و حق انتخاب و اشتراك در امور دولت با همین سیستم غیرمتمركز سازی تآمین و تضمین گردیده است.

اولین دولت فدرالی ایالات متحده امریكا در سال 1776 میلادی با متحد ساختن سیزده ایالت در حال تجزیه توسط جنرال جورج واشنگتن تآسیس و از هم پاشی این ایالت ها جلوگیری به عمل آمد. پر واضح است كه پیشرفت و تمدن 236 قبل امریكا به مقایسه امروز در در كدام سطح بود!!! مردم در خانه های قمشی زیست داشتند و ترانسپورت ایشان گاو، غژگاو و ارابه های در سگ بسته شده و امثالهم بود.

عراق بحرانی و جنگ زده آخرین دولتی است كه سیستم فدرالی را پذیرفت و كشور را از تجزیه نجات داد. و در بسیاری دولت های فدرالی جهان، ملت ها برای حل بحران های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و نظامی، ساختار فدرالی را به مثابه یگانه گزینه و بدون الترناتیف به پیش گرفتند. و بسیاری دولت های فدرالی هم بعداز جنگ های طولانی ویا قصیر المدت میان اتنیكی، قومی، زبانی و مذهبی برای جلوگیری از تجزیه و ایجاد ملت واحد نظام فدرالی را پذیرفتند.

قبل از وقت خواندن تآسیس سیستم مدرن فدرالی در كشور و محروم ساختن مردم افغانستان از مزایا و محسنات انسانی و اسلامی ساختار غیرمتمركز ویا تقسیم قدرت ویا سیستم فدرالی برای مردمیكه صاحب عظمت و تمدن های تاریخی هستند، مولانا ها دارند، ابوعلی سینا ها دارند، تمدن های غزنی، هرات، قندهار وبلخ باستان دارند، تاج محل ها دارند و بت های بامیان دارند، این به مفهوم نالایق پنداشتن این مردم و كم بها دادن افتخارات تاریخی ایشان از یكجانب و یكنوع اغماض از واقعیت های تاریخی به نسبت اوضاع اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی خلق های گذشته به سیستم فدرالی از جانب دیگر میتواند قلمداد شود. اگر این مسئله با یك مثال ساده گفته شود، پاكستان كه تقریبآ هفتاد سال قبل بعداز جدائی از بدنه هند ساختار فدرالی را انتخاب نمود، پس مردم امروز افغانستان را از مردم هفتاد سال قبل پاكستان رشد نایافته تر و عقب مانده تر از لحاظ درك و درایت و فرهنگ تلقی مینمائیم!!!

این نظر كه (افغانستان گذشته استبدادی دارد و مردم نظام فدرالی را نمی پذیرد) متناقض است، زیرا كه تجربه استبداد تاریخی خود زمینه ساز مبارزه در راه تقسیم قدرت است. اگر ما به مانند ممالك پیشرفته جهان چون انگلیس ویا فرانسه بدون گزینش ساختار فدرالی به خوشبختی ملی نایل میشدیم، پس دعوای فدرال سازی كشور یك حرف زاید بود. اگرچندیكه امروز حتی انگلیس و فرانسه نیز برای حل بحران های قومی و زبانی از همان اسلوب و قاعده نظام فدرالی مستفد میگردد. یعنی اختیارات بیشتر در امور سیاسی به مناطق ناراض خود قایل میگردد كه آیرلند شمالی، سكاتلند و ولز مثالهای بارز آن میباشد.

مسئله دیگر قابل مكث اینست كه گفته شده اول باید نظام پارلمانی تشكیل گردد و بعدآ نظام فدرالی!!! گویا نظام پارلمانی تخته خیز بسوی نظام فدرالی باشد. این نظر قابل تشویش است. همانطوریكه فوقآ تذكر رفت، پارلمانی ساختن نظام هیچ ربطی با تیوری غیرمتمركز سازی و تقسیم قدرت در بین مركز و مناطق ندارد و میزان مشاركت واقعی مردم را در اداره امور دولت نمیتواند دگرگون كند و هیچ تضمینی را برای مشاركت و كنترول مستقیم و عملی اقتدار دولتی توسط مردم در مناطق و ولایات نمیدهد. ضمانتی وجود ندارد كه پارلمان بدون درنظرداشت میزان اقتدارش مانند همیشه به مركز بده و بستان باقی بماند. ولی به هر صورت بازهم مناطق ویا ولایات حق مقرر كردن یك معلم ویا یك مامور عادی و عزل آنرا نمیداشته باشند.

مشروط ساختن تآسیس ساختار فدرالی به پارلمانی شدن نظام سیاسی، هیچگونه اساس عینی، علمی و منطقی ندارد. پارلمانی شدن نباییست مردم افغانستان را یك دوره طولانی به انتظار بكشاند تا به ساختار مدرن و انسانی فدرالی نایل آیند.
با پارلمانی شدن سیستم نظام سیاسی، تمركز صلاحیت ها به دست فرد خاتمه میابد و عرصه مانور های سیاسی برای دفاع از حقوق مردم وسیع تر میگردد. اما آنچه مردم عملآ و تضمین شده میتواند در قدرت سهیم شده و آنرا كنترول نماید، همانا زمانیكه از والی تا علاقدار خود را انتخاب و مهمتر از همه شورا های ولایتی در سطح ولایات در چوكات قانون اساسی مركزی، قانون تولید میكند، قانونیكه امور اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ولایت را خود تنظیم مینماید.

درینجا بحث ما غیرمتمركز سازی كلی ویا نسبی قدرت است. در صورت اول تطبیق كلی ساختار فدرالی منظور است كه هر ایالت ویا ولایت دارای قانون اساسی و اركان ثلاثه ایالتی خود تحت نظر و شعاع قانون اساسی مركزی میباشد.

در صورت دوم كه غیر متمركز سازی نسبی مینامیم، درین حالت مقامهای قدرت ولایتی ویا ایالتی همه انتخابی و شورای ولایتی صلاحیت وضع قانون در سطح ولایت را دارا بوده و در عملكرد مقامها نظارت میداشته باشد. مسلم است كه در هردو صورت میزان قدرت مناطق با قانون اساسی مركزی تصویب و تسجیل میگردد.

با درنظرداشت اوضاع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دیروز و امروز و واقعیت های عینی مناسبات كلی و حیاتی جامعه افغانستان تآسیس نظام غیر متمركز باعث استقرار عدالت اجتماعی و آن باعث پی ریزی ملت واحد و غیر قابل تجزیه خواهد شد.

در آخر كلام آرزومند هستم جبهه ملی نوپای با یك برنامه از قبل طرح ریزی شده، مشخص و روشن به پیشگاه مردم قرار گیرد.

و من الله التوفیق

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






65 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > تفسیر غیرمتمركز سازی قدرت به بیان “جبهه ملی”

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • با اظهار سباس از داكتر صاحب همت فاريابى كه درين باره خوب روشنى انداخته اند و ما نتظار همجو مقالات تيوريك شان هستيم.
    ولى من از لابلاى همه نوشته ها و نشرات يك مطلب را برداشت كردم او اينست كه يكى حل مو ضوع تصنوعى ديورند زود است و يكى هم مردمى ساختن نظام تك قومى و مطلقه قبيله.
    به اين دو قيضه حتى حرف زدن ممنوع است,اين را بكزار تا جهان است همينطور خونجكان باشد. نه بميرد و نه زنده بماند.
    اصلا سك مورده همينجاست.قبيله كوكنار كشت ميكند و عايدات دارد ولى غير قبيله در حالت رقتبار زندكى دارند.

  • حاجى صاحب من هم با شما موافقم از داكتر همت فاريابى به نسبت مقلات ارزشمند تشكرى ميكنم.
    راستى نظر به نوشته داكتر صاحب همت,نظامهاى فدرال كشور ها را از تجزيه نجات داده و ايا عراق كه امروز از خطر تجزيه نجات يافته از ما كرده وضع خوبتر داشت؟
    ايا اكر مردم والى خود را و يا ولسوال خودرا خود شان تعين كنند,قبيله را اب ميبرد؟
    ايا كرزى كه 34 والى و هزارها نظامى و ولسوالهارا تعين ميكند,انقدر مغز كمبيوترى و شناخت از همه دارد؟
    واقعا كه كرزى اين همه توان مطلق العنانى را ندارد,او را كالب الدينى و او عغان ملتى هاى فاشيست رهبرى ميكنند.
    براىش ميكويند كه كى را كجا مقرر كو,عقل كرزى همينقدر ميرسد كه ببر سد بشتون است؟بس مقرر كو مهم نيست كه اى اس اى است و طالب و يا اوغوملتى.
    وخيره سر ميكويد كه تاى جان به قبيله ميجسبد.اين همه فاشيزم قبيله بنام دموكراسى جاه ميزند.و بعد خودش هم حيران ميشود كه جرا بيشرفت نيست؟او بالا بايسكيل بيدون تير نشسته و بايدل ميزند و حيران است كه جرا نميرود و خودش تير هايش را كشيده.

  • آقای فاریابی درود و سپاس از نوشتۀ شما که درین مقطع حساس انرا به پیشگاه خواننده گان پیشکش نموده اید . در سرزمین ما و شما که در گذشته خراسان و اینک فغانستانش می نامند دین ها ، مذهب ها و سیتم های دولتی را بیگانه گان آورده اند و گونۀ آوردن و پایه گذاری هایش را شما بهتر از من حقیر میدانید . باشنده گان این خطه بی نام و نشان با دریغ و درد که هیچ موقفی در سرنوشت گذشته ، حال و آیندۀ خود نداشتند ، ندارند و نخواهند داشت . چند اصل قابل تأمل و پرسش در راستای تغیر نظام است که اندیشمندان و سیاسیون غیر اوغان باید در رفع و بهبود آن بکوشند وتفکر نمایند .

    1- همانگونه که شما متوجه شده اید ، حتی گویا رهبران سیاسی-جهادی ما توانایی درک مفاهیم مدیریت دولت داری و سیستم سازی را در دولت ندارند چی رسد به اینکه آنرا در عمل پیاده نمایند . پیاده نمودن سیستم فدرالی و حتی پارلمانی ضرورت حاد به یک تیم بزرگی از قشرمردمان آموزش دیده ، با درایت ، مسلکی و با دستان پاک داریم . کجاست این تیم ؟ آنهایکه کمی آموزش دیده بودند و کمی تجربه دولت داری داشتند ، همه بنام کمونست و وطنفروش از کشور رانده شده اند و آنهایی را که در نیمه قدرت اند و داد و بیداد سر داده اند شما معرفی کرده اید .

    2- ساختار نظامهای مردمی بر اصل خود ارادیت ، استقلال سیاسی و استوار و متکی بودن برپای خود پی ریزی شده و استحکام پیدا میکند . آیا در وطن اشغال شده و زیر سلطه بیگانه گان ، دعوای ساختن یک نظام مردمی امکان پذیر است ؟

    3- استعمارگران در درازی تاریخ همیشه کوشیده اند تا در راس قدرت سرزمین زیر سلطۀ خویش کسانی را داشته باشند که عام و تام مطیع و فرمانبردار شان باشد . آیا امریکا و انگلیس و دیگر استعمارگران خورد و کوچک که در وطن ما حضور فزیکی دارند جبهه گویا ملی تها (تاجک-هزاره-ازبک) و ایتلاف دبل عبدالله ( که تا هنوز معلوم نیست به کدام سو میرود ) را بر ملا عمر کور و ملا کرزی کر ترجیع خواهد داد ؟

    بلی یک امکان دارد که امریکا جنگی را با ایران پلان کرده باشد ، در آن صورت اوغانستان را با سیتم سازی های مصنوعی مصروف بسازد که در جنگ آیند از طرف مردم کدام خیزشی را در مقابل خود احساس نکند . با به وقوع پیوستن جنگ ایران امکان میرود عطف توجه استعمارگران بر خزاین نفت ایران شود و باز ما مانند گذشته ها بیرون خواهیم ماند و اینبار اگر جنگی در اوغانستان در گرفت و شعله ور شد ، بسیار مدحش و کشنده خواهد بود ، زیرا جنگ ملت های اوغانستان خواهد بود نه جنگ اسلام و کفر. امریکا و انگلیس این سرزمین را آهسته آهسته درین پرتگاه نزدیک ساخته اند . پلان نخست شان اوغانوالی کردن سرزمین همه گان توسط اقلیت اوغان بود که کردند و با یک تعداد کمی از فاشیستان قبیله چنان بر جگر مردم این سرزمین خون و آتش ، زخم کاری زدند که مدارا ، تفاهم و باهمی با ایشان دیگر امکان پذیر نیست و اینک میخواهند بار پایانی ضربۀ توته توته شدنش را وارد سازند و تا سالهای سال مردم را از خیر آرامی ، سعادت و نیک بختی برهانند .

    اگر اوغانها متوجه این نازکی نشوند و با دیگر هموطنان خویش از انعطاف پذیری ، باهمی و برادری سخن بمیان نیارند و علاج واقعه را پیش از وقوع نگیرند ، همانگونه که سالها های سال یک قبیله با قبیلۀ دیگر سر زن ، مال و پور اوغانی جنگیده و برادر برادر را بخاطر گرفتن پادشاهی کور و شل کرده اند باز هم با هم خواهند جنگید و در آن زمان دیگر نه اوغانستای خواهد بود و نه هم آهنگ ( تا یکنفر اوغان است ، زنده اوغانستان است ).

    میترسم ازینکه مردم دانش سیاسی و رهبران نخبه با درایت ندارند و در سرزمین های غیر اوغان جنگ بر سر رسمیت بخشیدن زبان ازبکی و مذهب شعیه شعله ور نشود . اگر همین مشکل پیش نیاید بهترین گزینه و گام نخستین ، همانا بیک بار تشکیل دولت فدرالی که محترم پدرام پیشنهاد کرده است . سیستم فدرالی هم مشکلاتی خواهد داشت ولی امیدوارم دانشمندان ، فرهنگیان و وطنپرستان غیر اوغان آستین ها برزنند و به روشن سازی اذهان مردم بکوشند . وقتی مردم چیزفهم شدند و سیاسی ،آنگاه میشود نخستین گامهای استوار بر تشکیل یک دولت مردم سالار برداشت .

    این هم در صورتیست که آسمان ترقی کند و زمین پرقی و معجزۀ خدایی شود نه پیغمبری .

  • با این جنگسالاران ( از هر قوم وقبیله)، در هر مقام یکه گزیده شوند، آینده افغانستان را تاریک می بینم.
    اگر افغانستان فدرالی هم شود، بازهم همین آش و همین کاسه خواهد بود. یعنی همین جنگسالاران در رأس فدرال ها قرار خواهند گرفت، فقط با یک تفاوت، که آنوقت از قدرت عام و تام برخوردار خواهند بود، دارائی های عامه را به یغما خواهند بُرد و دود از دمار مردم بیچاره بیرون خواهند آورد. چنانچه نمونهء آنرا درین سی سال تجربه کردیم.
    مردم افغانستان باید عوض این همه آزموده شده ها در جستجوی الترناتیف یا بدیلی دیگری برآیند و شخصیت های صادق و مردم دوست را از بتن جامعه برای خود انتخاب کنند. روشنفکران ما نیز باید مردم را درین راه یاری کنند و بلاخره دست از دامان قاتلان 65 هزار کابلی بردارند. آزموده ها را باردیگرآزمودن خطاست!

    • نادر جان درين 30 سال كه تو ميكويي,كدام سى سال همان سى ساليكه اى اس اى همه را كيج ساخته بود.تنبال را ك و ن در جنك ميانداخت.
      از سقوط نجيب تا 11 سبتمبر اوغانستان ميدان بز كشى اى اس اى شده بود.فكر كو او برار اين جهل كشور بزرك جهان كه مانند خر دركل بند مانده اند هندو را ماما ميكويند,ازبراى جه است ؟ازينجا بسنج كه افرين به بدر همان رهبران اوز بيك هزاره و تاجيك كه تاب اورده بودند.خداى باك خو عقل داده.
      دروغجن دروغ وايي,عاقل يي قياس كوى.اى اس اى هر روز انها را در بيش امتحان نوى قرار ميداد.بازى را همه روزه تغير ميداد.انتحارى را ميفرست در ساحه يك قو ماندان كه بكشد و حمام خون بر با كند و فرار كند.بعد اله و بلا همه به كردن ملا خودش تبليغ هم ميكرد,تحريك ميكرد و تجهيز ميكرد.سراسر شيطنت ميكرد.اين مجاهدين شرايط تحقيق و كنترول را نداشتند و در برابر عمل انجام شده قرار ميكرفتند.
      امروز شرايط ديكر شده جلو صاف اى اس اى هم از ابرامده ما بايد براى خود زندكى انسانى بسازيم.
      اكر يك قوم تمام قدرت را قبضه كند اين خودش تفرقه است.ديكران را به قيام دعوت ميكند,تا وقت قيام برسد باز اين كشور غرقه به خون ميشود.وقتيكه تو تصاحب ميكنى حق ديكران را ميكيرى,يك روز از كلويت ميكيرند بهتر است كه حق را به حقدار بسبارى.
      اين طور صد بار هم خراب ميشود,تصاحب و بعد جنك.فعلا خو همه با همين دوزخ تو افق كرده ولى قبيله در بين خود در كشت و خون است.
      قوم اجوج و ماجود.معلوم نيست كه كى او غو و كى با كستانى است.

    • حاجی صاحب درویش،
      اگر قتل 65 هزار کابلی به دستور آی اس آی صورت گرفت، پس این رهبران جهادی ما باید آنقدر احمق باشند، که لیاقت رهبری را ندارند. اگر به خاطر خودخواهی و قدرت طلبی خود شان صورت گرفت، پس نباید بالای این قدرت طلبان اعتماد کرد. در هردو صورت، سرنوشت آینده مردم را به اینها نباید سپرد.

  • مردم افغانستان خاهان دولت فدرالی میباشد زنده باد احمد ضیا مسعود ، حاجی محمد محقیق ، جنرال عبدالرشید دستم .

    • زنده باد اقوام برادر كشور.
      زنده و باينده باد اتحاد اين سه قوم بزرك و برادر.
      زنده باد احمدضيا مسعود
      زنده باد دوستم
      زنده باد محقق قهر مان كه مردانه در ميدان خداو راستى حرف خودرا زده.

  • مر ده باد غلامان پا کستان
    مرده باد ملا عمر
    مرده باد طالبان ناطالب
    مرده باد حزب اسلامی

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.