اشاره: امسال سال "بين المللی زبان ها" می باشد. کابل پرس امسال ديدگاه ها و نظرات گوناگون را درباره ی زبان ها منتشر می کند. کارشناسان محترم می توانند برای طرح آرايشان درباره ی زبان و بويژه ی زبان های بومی افغانستان، مطالب و نوشته های خود را به کابل پر ارسال کنند.
در ممالکی که چند زبان به عنوان زبانهای رسمی آن شناخته و پذیرفته شده است، نیازمندی بیشتری برای انسجام دادن به ساختار فرهنگی آن کشور احساس میشود. چرا که زبانهای مختلف ریشه در فرهنگهای مختلف دارد و فرهنگهای متفاوت نیز از نقطه ابتدا یا مبدأ خویش با همدیگر در تفاوت قرار دارند. از این سبب ایجاد و هماهنگی میتواند تبدیل به پیشزمینهای شود برای رشد متوازن هر دو یا چند زبان که برای تحقق بخشیدن به این هدف پژوهش و مطالعه در مورد زبانها امری ضروری پنداشته میشود. لذا بر آن شدیم تا در مورد زبان پشتو و تغییرات و تحولات وارد آمده بر این زبان، گفتگویی داشته باشیم با استاد حبیبالله رفیع یکی از نویسندگان مطرح کشور که در زمینه ادبیات و زبان پشتو نیز اطلاعات همهجانبه و دقیقی دارند.
ـ ضمن ابراز سپاس و امتنان که لطف نموده و ما را به حضور پذیرفتند.
همچنان از شما
ـ به طور کل جایگاه و ریشههای زبان پشتو و زمان پیوستن آن به فرهنگ ما را چگونه ارزیابی میکنید؟
وقتی که آریاییها تقریباً در حدود پنج هزار سال قبل در شمال افغانستان مسکنگزین شدند و در آریانا ویجه تجمع کردند، بعداً به بلخ آمدند و زبان شناسان میگویند که کلمهی بلخ هم با بخت و پخت و پشگت و پشت و با کلمه پشگتو یا پشتو ارتباط دارد. و اینها در این جا تشکل کردند و کلماتی که در زبانهای سابقه موجود است (کلماتی که فعلاً در زبان پشتو موجود است) از همان زمان آهسته آهسته در ادبیات ما جای گرفته و زبان ویدی و اوستایی اولین زبانهاییاند که در این منطقه موجود بودهاند.
ـ به طور واضح، زبان پشتو چه زمانی به وجود آمده است؟
محققین؛ تاریخ افغانستان را در سه دورهی ما قبل تاریخ، نیمهتاریخی یا دورهی سرودها و افسانهها (دورهی پیدایش ادبیات ویدی) و دورهی تاریخی تقسیم نمودهاند و زبان پشتو هم در میان اوقاتی که زبان ویدی و اوستایی موجود بوده است، به میان آمده که کلماتش از همین وقت وجود داشته مانند لقب زردشت که «سپین تومان» به معنی «پاکنهاد» میباشد. بدین اساس زبان پشتو آهستهآهسته به وجود آمده است و نام یک سلسله اقوام کوچکی که در میان پشتونهایند در تاریخ هیرودوت و ادبیات ویدی و اوستایی موجود است، مانند آپاریتی و ورتیکا که فعلاً اپریدی و وردک است.
ـ در کدام مقطع زمانی زبان پشتو رو به انکشاف و توسعه نهاده است؟
به طور واضح بعد از شروع شدن مهاجرتها؛ که در این مهاجرتها آریاییها از هندوکش گذشته و به این سو آمدند و پشتونها در مناطق جنوبی و جنوبی غربی و شرقی افغانستان کنونی جای گرفته و به همان دلیل نام پکتیا و پکتیکا نامی است که در متون یونانی موجود است.
ـ در مورد ادبیات فولکولور پشتو چگونه ابراز نظر میکنید؟
ادبیات فولکوری پشتو ریشههای بسیار قدیم دارد چنانچه در ساختمان، نزدیک با سرودهای ویدی و اوستایی است.
ـ زبان اوستایی در روند تکامل زبان پشتو تا چه حدی حائز اهمیت است؟
به نظر من فقط میتوان گفت زبان ویدی و اوستایی به عنوان مادر زبان پشتو یاد میشود که خصوصیت هجایی بودن اشعار پشتو این موضوع را میرساند چرا که اشعار ویدی و اوستایی نیز هجایی بوده است. علاوه بر آن، عین مسائل موجود در ادبیات ویدی و اوستایی در ادبیات پشتو خصوصاً ادبیات فولکور پشتو به چشم میخورد که باورهای آن زمان را تا هنوز هم در بردارد.
ـ به چه اساس میتوان گفت سرودههای فولکولور زبان پشتو تا هنوز هم دارای باورهای عصر ویدی و اوستایی هست؟
ـ به عنوان نمونه میتوان از یک لنأی یادآور شد که مستشرقی کانادایی به نام جونز انولدسن آن را تحلیل کرده است که در این لندی چنین سروده شده است.
سپوإ ميه سروهه راخيإه
يا دمی د كگلولو كوی كگوتي ريدينه
یعنی: ای مهتاب برخیز و روشنایی کن که یار من گلها را درو میکند و به خاطر این که تاریکی است به جای گل انگشتان خود را درو میکند. این محقق کانادایی معتقد است که این لنأی زمانی را به یاد میآورد که آریاییها بته «سوما» را شبانه و در روشنایی مهتاب درو میکردند و از آن شیره میساختند و بنابر همین باور میتوان گفت که اشعار فولکولور زبان پشتو زاده ادبیات ویدی و اوستایی است.
نظرات
12 دیدگاهزبانهای ویدی و اوستایی؛ مادر زبان پشتو است (قابل توجه اقای حبیب الله رفیع)
اقای رفیع منهم میخواهم که نظر شما کارشناس ارجمند وفخیم وافتاب شرق را که مکتب نخوانده وصرف قاعده بغدادی را خوانده اید وبا یک چشم بینای تان امروز در میان پشتونهای کور پادشاه وکارشناس شده اید (به مصداق مثل معروف: در شهرکور ها یک چشمه پادشاه است) و درهرمورد از نرخ کچالو و پیاز در مندوی گرفته تا ادبیات وتاریخ وفلسفه و روابط جنسی وزناشویی خلاصه شما یک عقل کل ویک جامع الکمالات در میان پشاتین هستید, را جویا شوم. من عقیده دارم که پشاتین حتی قبل از خلقت ادم در این دنیا بودند و پشاتین میتوانند حق خودرا از تمام دنیا بخواهند بهسود وهزاره جات را بجایش بگذار.
– در مورد بارک اوباما: اوباما از قوم بارکزایی قندهار است. چرا شما در اینمورد خاموش نشسته اید؟ فارسیزبانها در این مورد خیانت کرده ند وبارکزی را به بارک تبدیل کرده اند. لطفا پشتون بودن وی را به ثبوت برسانید و وثیقه قصر سفید را بنام پشاتین (جمع پشتانه) کنید که وقتش است.
– دانشگاه برکلی: یکی از دانشگاه های معروف است ونامش هم پشتو است. برکلی یعنی قریه بالا به زبان پشتو است که این اسم توسط خان دلاور خان کوچی گذاشته شده است. دنیا باید بداند که بنیان گذار این یونورستی مشهور یک کوچی بز چران پشتون است.
– شهر لاس ویگاس: یک شهردر امریکا است که قمارخانه های مشهور دارد. لاس ویگاس را فارسی زبانان خیانت کرده وانرا تبدیل کرده اند تا عظمت وشمله ولنگی قوم پشتون اوچت نباشد. لاس ویگاس اصلا لاس وباس (یعنی دستت را بیرون کن که خلاصه دستت را از جیبت بکش بیرون وقماربزن ) است.
من از جناب شما یک چشم روشنضمیر وجناب استاد یون وجناب غفور لیوال وتمام قلم بدستان زبان پشتو تقاضا میکنم که هرچه عاجل پشتون بودن این مناطق را به ثبوت برسانید تا دل فارسیوانان داغ شود
این به همگان معلوم است که زردشت یک پشتون اصیل بود وکتاب اوستا به پشتو نوشته شده است. بعدا موسی پیامبر عبرانیان پشتون بود وتورات به پشتو نوشته شده است. خالد بن ولید یک پشتون بود, ابن سینا یک خروتی وپشتون بود, فردوسی یک پشتون بود, مولانا از کتواز بود و پشتون بود, سنایی از اندر غزنی بود وپشتون بود و الحمدالله همه میدانیم که استاد گلزمان هم پشتون است. ترسم اینست که فردا فارسیوانها ادعا کنند که استاد گلزمان پشتون نبود انوقت چه خاکی برسر بریزیم.
تشکر
انزرگل وردک
زبانهای ویدی و اوستایی؛ مادر زبان پشتو است
Ms mazari !msaily ke shama zikr karded joz shakhsi be sawoad digari nami goiad ein az zed ke baa pashto dashti gofti