کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > درنگی بر سخنان احساساتی حکمت الله حکمت دربارهء احمدشاه مسعود

درنگی بر سخنان احساساتی حکمت الله حکمت دربارهء احمدشاه مسعود

چهار شنبه 1 فوريه 2012, بوسيله‌ى پرویز "بهمن"

این خیلی مشهور است که پرچمی ها از قدیم الایام خلقی ها را ٍگرد پاها خطاب میکردند. منظور ازکاربرد این صفت آن بود که زنده یاد ببرک کارمل همیشه توصیه میکرد تا پرچمی ها با رده های پایینی جناح خلقی همیشه درتماس باشند کوشش کنند که آنهارا باسواد بسازند ولی عملی شدن این توصیه برای پرچمی ها که بیشترینه غیر اوغان وغیرقبیلوی بودند خیلی مشکل بود. زیرا خلقی ها که بیشتر از لایه های پائینی وتحقیر شدهء اجتماع اوغانی سر بلند کرده بودند هیچگاه از خصایص شترگونهء خویش عدول نمی کردند. درمیان حیوانات ؛ شتر مشهور به کینه توزی دوامدار میباشد بناء پرچمی ها دیگر چاره ای نداشتند جز اینکه به رهبر شان زنده یاد ببرک کارمل عذر بیاورند که اینها گرد پا هستند یعنی پا های شان مثل شتر مدور است وهیچ گاهی ما را نمی بخشند. ازهمان زمانها به بعد مقولهء گردپا عام گردید. هر وقتی که یک پرچمی با برچمی دیگر مقابل میشد برای معرفی کدام خلقی صرف با اشارهء دست بصورت مدور؛ به جانب مقابل میرساند که حریف گردپا است یعنی اینکه خلقی تشریف دارند. بناء باید مراعات خاطر شان شود واز بدگویی وکم زنی رهبران خلقی چون تره کی وامین وزرغون خودداری شود. من زمانیکه خبر سخنرانی آقای الحاج حکمت الله حکمت را درسایت لر وبر خواندم وبعد چهرهء مبارکش را دیدم دقیقا همان موضوع گرد پا ها یادم آمد که واقعا خلقی ها علی الرغم تظاهر شان به سوسیالست بودن وکمونیست بودن وغیره بازهم ازهمان خصایص حیوانی خویش درگذر نیستند ویا به عبارت دیگر هنوزهم شتر تشریف دارند.
به سلسلهء نشر مقالات وگزارشها دربارهء خرمستی های خلقی های اوغان تاکسی ران درشهر مالموی سویدن اینک سراغ الحاج حکمت الله حکمت میرویم که در محفل دستار بندی آقای عبدالاحد مومند نتوانسته است جلو احساسات قومی وقبیلوی خویش را بگیرد. نام مبارک این آقا حکمت الله ح‍کمت میباشد که سال پار به زیارت خانهء خدا نیز مشرف گردیده واکنون به عوض لقب (ملگری حکمت) صفت مبارک حاجی را نصیب گردیده اند که ازصمیم قلب برای شان مبارک باد میگویم. اما قبل از آنکه وارد جزئیات شوم اول خود خبر را بی هیچ کمی وکاستی به نقل از سایت لر وبر پشتانه اینجا نقل وترجمه می نمایم . سایت لر وبر پشتانه وهمچنان سایت رسمی اتحادیه تاکسی رانان اوغان خبر مذکور را اینگونه روایت کرده اند:

’’ ډاکټر حکمت الله حکمت د ښاغلي مومند په اړه وويل :((دده عکس په کابل کي د کابل د ورانوونکي د عکس څنګته نسته، دا د خوښۍ ځای دي، اوس په کابل کي د کابل او افغانستان ورانوونکو عکسونه ځړېږي او هغه ته د افغانستان د اتل په نامه ويل کيږي.’’

ترجمه: حکمت الله حکمت درحالیکه فوتوی عبدالاحد مومند را در دست خویش گرفته بود به آن اشاره نموده و گفت : امروز جای بس خوشی ومسرت است که عکس این قهرمان ( عبدالاحد مومند) درکنار عکس ویران کننده گان شهرکابل قرار ندارد. امروز درشهرکابل فوتوهای ویران کننده گان هرطرف آویزان است ومردم به آنها لقب قهرمانی داده اند - منبع سایت لر وبر پشتانه.

آقای الحاج حکمت به ادامهء بیانات شان درقسمت دیگری ازسخنان چنین درفشانی نموده اند:

’’مومند صاحب زموږ د زړونو اتل دئ، هغه وخت ليري نه دئ چي د افغانستان په تعليمي نصاب کي به د عبدالاحد مومند نوم د افغانستان د تلپاتي اتل په توګه ثبتېږي او زموږ ماشومان به يې په ښوونځيو کي زده کوي او پېژني به يې، دا چي اوس شرايط دې ته جوړ نه دي، بايد تحمل يې کړو .
سرکاري چارواکي وغواړي کنه، مومند صاحب لومړنى انسان دئ، چي د قران کريم ايتونه يې په فضا کي ولوستل،لومړنی افغان و چي په فضا کي يي په پښتو ژبه چي د خوشحال بابا او رحمان بابا ژبه ده خبري وکړې .
خان عبدالولي خان د افغانستان جګړې ته پردۍ جګړه ويلي وه ، ددغي جګړې ددواړو خواوو افغانانو شهيدانو روح ته دعا کوم ، دا که د هوايي ځواک قهرمانان وه او که ددې وطن د کلي او ښارونو عادي اوسېدونکي وو ، او په بيلابيلو نومونو وژل سوي دي ، ټولو ته دعا کوم .’’

ترجمه: مومند صاحب قهرمان قلبهای ما اوغانها میباشد آنوقت دور نخواهد بود که نام نامی عبدالاحد مومند در نصاب تعلیمی مدارس بحیث یک قهرمان جاویدانی ثبت تاریخ گردد که اطفال ما در دبستانها ومدارس اورا بشناسند ونامش را ورد زبان خویش سازند . اکنون که شرایط برای این کار آماده نیست باید آنرا جبرا تحمل کنیم.
مقامات دولتی چه بخواهند ویانه؛ این یک حقیقت آشکار است که مومند صاحب اولین انسانی بود که درفضا قرآن شریف را تلاوت نموده است. اولین اوغان بوده که در فضا به زبان پشتو که زبان خوشحال بابا ورحمان بابا میباشد تکلم کرده است.
خان عبدالولی خان درزمان حیاتش جنک افغانستان را جنگ بیگانه ها خوانده بود. همان جنگی که از هر دوطرف اوغانها کشته میشدند. من نیزبه اساس همین منطق بر روان شهدای اوغان دعا می کنم. چه این شهیدان قهرمانان قوای هوایی بودند ویاهم فرزندان عادی دهات وشهرها بودند وبه نامهای مختلف کشته شده اند برای همهء شان دعا می کنم.

بح بح! حاج آغای شکنجه گر خلقی فاشیست!
چه فکر کرده ایی آقا؟ مگر مردم دیگر؛ درحول وحوش شما که این اخبار مستهجن را ازطریق سایتهای مبتذل تان میخوانند همه کور وکراند. آیا شما فکر کرده اید که دیگران قوهء برداشت ازسخنان به ظاهر نرم ومنافقانه وراسیستی شما را ندارند؟
شما که ازیکطرف از نصب فوتوهای رهبران تاجیک وهزاره وازبیک در رأس آن فرمانده شهید احمدشاه مسعود در فغان وناله استید وآن را مثل جام زهر تحمل نموده وهرروز نوش جان می کنید بعداز اینقدر تباهی وبربادی بر روح وروان کدام فرزندان دهات وشهرها دعا می کنید؟
این فرزندان دهات وشهرها که جنابعالی آنرا درپهلوی قهرمانان ایلی وقبایلی خودتان درقوای هوایی آنها را یکجا ساخته وبر روح وروان شان دعا می کنید چه کسانی بودند ودرکدام صف قرار داشتند؟ درصف قوای هوایی که هرروز قریه ها ودهات را بمبارد میکردند وبخاطر کشتار دسته جمعی لقب قهرمان ملی را نصیب میگردیدند ویا درصف آن پا برهنه های که به قول استاد خلیل الله خلیلی دربرابر لشکر بیگانه سینه سپر کرده بودند وشایسته هرناز بودند؟ مگر عبدالولی خان شما وپدرش غفار خان سه روز قبل از سقوط حفیظ الله امین به ماسکو سفر نکرده بودند؟ مگر آنها از تصمیم مقامات کریملین در رأس آن لیونید بریژنف مبنی بر اعزام قوای نظامی به داخل افغانستان خبردار نشدند؟مگر شوروی ها به خان نگفته بودند که آنها حفیظ الله امین را محکمهء صحرایی نموده و نیست ونابود میکنند؟ مگر خان دوسره درکنار متجاوزان شوروی سابق قرار نگرفتند؟ مگر آنها ورود قوای شوروی را درقدم نخست به نفع خودشان قلمداد نکرده بودند؟ مگر خان غفار خان شما وصیت نکرده بود که وی را با وجودیکه افغانستان دراشغال روسها قرار داشت وی را درزیرسایهء همان نظام درننگرهار دفن کنند؟ چه کسی میتواند حافظهء تاریخ را فریب دهد اگر درین جنگ وتباهی خانهای دوسرهء شما راضی نبودند بعداز هجوم قوای بیگانه آنها دربرابر این تجاوز آشکار وعلنی روسها چه نوع موضعگیری اتخاذ کردند. آیا حد اقل آن تجاوز را محکوم نمودند؟ تفاوت میان اشغال افغانستان توسط شوروی ها واشغال مناطق قبایلی اوغانی توسط انگلیس ها که خانهای دوسره سنگ مبارزه را علیه آن به سینه میکوبیدند درچی بود؟موضعگیری خانهای دوسرهء شما درزمان هجوم قوای بیگانه به افغانستان چه بود؟ مگر آنها درکنار همان اشغالگران نه ایستادند وبه بهانهء دشمنی با ضیاءالحق به دامان روس خودرا نه انداختند؟ مگر خود جناب عالی درزمان اشغال شوروی از بورسهای تحصیلی زمان شوروی مستفید نگردیده اید؟ شما درآن زمان چه کاره بودید که حالا خودرا زیر نام قوم پشتون وخوشحال بابا ورحمان بابا پنهان کرده اید؟

خدمت خواننده گان عزیز باید عرض کنم که آقای حاجی حکمت به سان آقای حبیب الله غمخوار ازهمان جیره خوران دستر خوان سید محمد گلاب زوی بوده که سالها بحیث جاسوس و بعدها مستنطق خاد سازندوی در وزارت داخلهء وقت ایفای وظیفه نموده اند. اینکه چقدر درزمان قدرت شان مخالفان نظام وقت را شکنجه نموده باشند اسنادی در دست ندارم ولی قدر مسلم این است که درمرحلهء اول پیروزی کودتای ثور این آقا درعنفوان جوانی ومستی قرار داشته است در آن مرحله نظر به هدایت نورمحمده تره کی حتی منشی های حزبی درتمام سطوح از کمیتهء مرکزی گرفته تا کمیته های ولایتی و بخشداری وحتی کمیته های ناحیوی ومکاتب ومدارس همه صلاحیت کشتن؛ بستن؛ واقرار گرفتن به زور را از مخالفان نظام کسب نموده بودند. در مرحلهء نخست کودتای ثور چیزی بنام محکمه ودادگاه وجود نداشت. کسانیکه درزمان داوود عضویت حزب خلق را کسب کرده بودند و درصنف شش وهفت در مدارس بودند به مجرد پیروزی خلقیها بصورت اتوماتیک بدون طی مراحل قانونی شهادت نامه های فراغت را بدست آورده وبحیث آمرین مکاتب مقرر گردیده ومخالفان نظام را سربه نیست میکردند. از روز تاشام شاگردان مصروف مارشهای عظیم برضد امپریالیزم می بودند که حالا خود درهمین دستر خوان سهیم گردیده اند. اطلاعات مقدماتی چنین میرساند که آقای حکمت بسان دیگر خلقی ها در درمرحلهء تکاملی کودتای ثور یعنی بعداز سقوط حفیظ الله امین دربرابر مخالفان دولت وقت مانند زمان تره کی وامین خیلی فعال نبوده اند. زیرا خلقی ها بعداز بقدرت رسیدن پرچمی ها همه در انزوا قرار گرفته واکثر با احزاب مجاهدین وقت در تفاهم وهمکاری بسر می بردند. اما این تفاهم وهمکاری صرف با احزاب چون گلبدین حکمتیار وسیاف ممکن بود زیرا آنها با مجاهدین شمال که به قیادت رهبران تاجیک تبار چون برهان الدین ربانی واحمدشاه مسعود علیه اشغال شوروی درنبرد بودند روابط حسنه نداشتند ویا هم خیلی اندک داشتند. ولی باحزب گلبدین وگروه های چریکی وتخریبکار آن وزارت داخلهء وقت به قیادت سیدمحمدگلاب زوی ارتباط تنگاتنگ را برقرار ساخته بود. از آنجا که هرد وجناح خلق وپرچم ازحمایت مشاوران روسی برخوردار بودند پرچمیها قدرت حبس وگرفتاری خلقی ها را نداشتند روی همین علت افرادی مثل آقای حکمت در هردو طرف میتوانستند اسپ مراد را جولان دهند. هم با مجاهد وهم با رژیم . بناء آقای حکمت حق دارد که به روح همهء اوغانها درود بفرستد منفی آنانیکه تاجیک وهزاره وازبیک بوده اند

زیرا درمرحله دومی کودتای ثور ؛ وزارت داخلهء رژیم ؛ برای جمع نمودن وکشتن جوانان غیر پشتون واعزام آنها درجبهات نبرد خیلی فعال بودندخلقیهای اوغان ازیک طرف به بهانهء سربازگیری ؛ جوانان بی واسطه وبی وسیله را ازکوچه وبس کوچه های شهر کابل جمع نموده وبعداز یک روز تعلمیات نظامی جبرا راهی جبهات نبرد علیه مجاهدین درخوست وپکتیا وقندهار می ساختند واز طرف دیگر برای سران وفرماندهان مجاهدین پشتون خصوصا گلبدین نیز قبل از وقت اطلاع میدادند که اینقدر تاجیک وهزاره را برای سلاخی به طرف شما فرستاده ایم وشما آماده گی خویش را بگیرید. درین مدت جوانان بی خبر تاجیک وازبیک وهزاره فدای این توطئه ناجوانمردانهء خلقیها گردیده و ناخودآگاه بنام دفاع از ارزشهای انقلاب کبیر ثور خودرا به کشتارگاه ها می فرستادند. اما حالا آقای حکمت آنروز ها را فراموش کرده است. دوره خدمات مسلکی خویش را وارتباط تنگاتنگ خویش را با گلبدین از یاد برده است وصرف بجان چارتا عکس بیجان احمدشاه مسعود چسپیده است وآنرا نیز تحمل کرده نمیتواند.
آقای حکمت این را باید جواب بگوئید که آیا در ویران نمودن شهر کابل تنها احمدشاه مسعود مسؤول است؟ مگر درآخرین روزهای سقوط دکتورنجیب الله احمدزی؛ جناح خلقی تا آخرین دم حاضر به تسلیمی قدرت به گلبدین نبود؟ مگر خود جناب عالی دراولین روزها ی کودتای گلبدین و ورود گلبدینی ها درکابل وزارت داخله وحوزه های امنیتی را به آنها تسلیم نکردید؟
مگر بعداز آغاز حملات قوای ائتلاف شمال؛ تحت قیادت شهید احمدشاه مسعود؛ شما همراه اسلم وطنجار وپکتین وکریم قره باغ گلبدینی از راه شهرنو دزدانه فرار نکرده وخودرا به چهار آسیاب نرساندید؟
چه کسی مسؤول تباهی و ویرانی کابل است شما یا دیگران یاهمه؟

بح بح! درعکس ها چنان معلوم میشوید که گویا که جناب عالی درمدت اقامت تان درسویدن وجدان تان را نیز از دست داده اید. باکسی که وجدان وشرف خویش را از دست داده باشد باید چگونه حرف زد؟

شاهدان عینی که درآن محفل اشتراک کرده بودند به این قلم گزارش دادند که این سخنان حاجی صاحب حکمت نخستین وصریح ترین اظهاراتی است که ازطرف فردی چون ایشان که ممثل یک طرز فکر منحط قبیلوی وفاشیستی میباشند دریک محفل عمومی تاکنون بیان گردیده است قبل از ین درمحافل مشابه راجع به مسایل افغانستان هیچ کسی جرأت راندن اینچنین حرف ها را درشهرمالمو نداشت خصوصا خلقی ها که نسبت به همه منفور اند.

دوست دیگری برایم نوشته است: حاجی صاحب حکمت هر وقتی که به افغانستان تشریف می آورند بعداز حمد وثنای خداوند به ثنا خوانی قهرمان ملی احمدشاه مسعود می پردازند. من هرگز باورم نمیشود که وی همچو سخنانی را گفته باشد.

بح بح! ماشاء الله خداوند نعمتهای خویش را به خلقیها وپرچمیهای اوغان ازین هم بیشتر کند. خانهء مالیه دهنده گان سویدن آباد باد که برای قاتلان وشکنجه گران فراری اوغان این زنده گی را درغربت مساعد ساخته اند که اکنون ازفرط سیری به هذیان گویی و اتن رقص وپایکوبی وخرمستی رو آورده اند. اشتهای خوب برای همهءتان آرزو می کنم.ودر آخر فلمی را که درآن خلقی ها به خرمستی پرداخته اند خدمت خواننده گان وبیننده گان عزیز تقدیم میدارم.
بااحترام
پرویز بهمن

YouTube - Broadcast Yourself

پرسش کوتاهی درمورد محتوای این فلم:

داکتر نجیب الله احمدزی ریس جمهور دست نشاندهء شوروی سابق درسال ۱۹۸۸ میلادی ؛ خورد ضابط عبدالاحد مومند را بخاطر اشتراکات قومی وقبیلوی اش برضد جنرال محمد دوران تاجیک تبار دریک سازش غیر مقدس با مقامات دستگاه استخبارات نظامی شوروی سابق برای رفتن به فضاکاندید نمود که از آن سال به بعد قبیله گرایان پشتون ازهرقماشی که باشند از خوشی درلباس نمی گنجند.گفته میشود که درین تصمیم داکتر نجیب الله احمدزی نقش سلیمان لایق نظریه پرداز شوونیزم قبیله درنهضت چپ نسبت به دیگران کارساز افتید ه بود. اکنون همتباران قبیلوی مومند همراه باخود او بعداز گذشت چندین سال بخاطر همان رویداد درشهر های اروپایی اتن اوغانی براه انداخته وبه وی لقب قهرمان ملی را اعطا می نمایند. این حرکت خلقیهای تاکسی ران شهرمالمو منافی تمام اخلاق وعرف وطنی است که آنها کاذبابه ورئاکارانه سنگ آنرا به سینه میکوبند. این چهره های بدنام وشکنجه گر تاریخی به عوض رقص وپایکوبی بایدازملتهای غیراوغانی سرزمینی بنام افغانستان که دوصد وپنجاه سال ساکنان آنرا به گروگان گرفته اند معذرت میخواستند تا این لکه ننگ را از دامان خود می زودند ولی برخلاف درین محفل ؛ برعلاوهء خلقیهای شکنجه گر دیروزی؛ هواداران داکتر نجیب الله احمدزی ؛ بازمانده گان طالبان ؛ سلطنت طلب های قندهاری وهواداران گلبدین همه یکجادرین اتن اوغانی شرکت نموده اند.اگر عبدالاحد مومند نظربه ادعای آقای غمخوار درهمان روز پرواز به درد اپندکس مبتلا میشد وبه عوض وی جنرال دوران به فضا میرفت آیا آنوقت نیز شاهد این خرمستیهای اوغانی می بودیم؟

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






49 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > درنگی بر سخنان احساساتی حکمت الله حکمت دربارهء احمدشاه مسعود

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • آقای پرویز بهمن! از نوشته شما معلوم است كه شما از همان پرچمی های از كون بی خبر هستید و میدانید كه در صفوف همان خلقی های فاشیست مشرب هزاران اولاد صادق خلق های ازبك ، هزاره ، تاجیك ، ایماق ، تركمن وغیره حضور داشتند و در آرزو های خود صادق بودند و متآسفانه شما درین نوشته خود بسیار گستاخانه و احمقانه همه را دشنام داده اید . حالا از رهبر شما چند كلمه از پیامخانه گرفته برایتان یادآوری میكنم كه رهبر پرچمی ها چگونه یك وطنفروش بود و شما ها هم پیرو همان روسپی سیاسی هستید . توجه كنید به پیام یكی از وطنداران :
    قربانت شوم
    اول فكر كو وبعد سخن بزن . ببرك كارمل مزدور مزدور ها بود و علاوه بر آن بی غیرت ترین انسانها بود كه از تاجیك بودن خود منكر شد و به تذكره خود نوشت كه گویا از پشتون های قبایل است و این لعنتی فكر نكرد كه به تذكره برادرش بریالی خان تاجیك نوشته بود . این خاندان ( جنرال حسین خان ) تمام وقت كاسه لیس دربار پشتونها بود . متوجه نامهای ایشان شوید ( كارمل ، بریالی ، توریالی وغیره ) این همه نامهای قبیله و كارمل خود فروش و وطن فروش بود . و هر كسیكه با بی شرمی ازین كثافت تاریخ دفاع میكند ، او گرد دسترخوان این خانواده است .

    • باچه گیر بایان چرا پشار تان بالا رفت . از تبلغات اوغانی صرف نظر کرده چار تا ازبک هزاره و ترکمن تاجک را نشان بدهید که بگویند تر ه کی خرکی نبود و امین جلاد و نوکر سیاه !!!

      من نمی دانم مومند چه کاری , چه دستاوردی برای وطن داشته که اینک اوغانها را به اتن و خاک باد کردن وا داشته است .

      روسها سمبولیک مومند را به فضا بردنند , انجینیر پرواز, سفینه اکمالاتی , روسها با اینکار شان یک پیلوت را از صف محاربه خارج و تابعیت شوروی دادنند و تا حالا در روسیه سرگردان .

      پیلوتان حاضر در صحنه محاربه همه و همه به شمول پیلوتان هیکوپتر قهرمان وخدمت گذار وطن بوده اند .

      از قضا و قدر در ان زمان در مساکو مصروف درس خواندن بودیم چند تا پکتیایی و کنری هم صنفی ما بیشتر از روسها مستی میکردند گویی اولین انسان مومند خان است که عازم پضا شده است ..
      در ان زمان درک عمیق و بیشتر نداشتم حالا خیز و جست انان برای ما مهفوم است .

      چا پلوسی انان تا جای پیش رفته بود که به استادان میگفتند دوستی اوغانها با برادران روسی از زمین خلاص به اسمان ها بلند رفته و یک تعداد استادان از خوشی و ابراز نظر اینچنینی دوستانشان در لباس نمی گنجیدنند حتا با شنیدن این کلمات در یک مضمون بخصوص نمره انان را پوره میدادنند .

      همان ها در همانجا برای روس ها میگفتند دوستی و برادری ما انقدر عمیق و مستحکم شده است که هیچ کسی و هیچ قدرتی نمی توانند انرا تفکیک و جدا کنند مثال هم میدانند : گویا زمانیکه خون یک سرباز افغان و یک سرباز روس در یک سنگر ریخته و باهم مخلوط شده ایا کسی میتواند بگوید این خون کدام برادر است ؟؟

      اما اینک همان ها یکه اینچنین موزه پاکی میکردنند , حتا میگفتند گرامر زبان ما و روسی بلکل یک قسم و نزدیک به هم هست ...

      ما را نوکر روس ها و خود را مجاهد تر از ملاعمر ملا ربانی وگلبدین ............جلوه میدهند .

      تف بر تو ای چرخ با این عدالت

      خان

    • دوستان نکتایی های یک تعداد این خیمه نشین ها را ببینید مثل نکتایی بچه های مکتبی!!!

    • سگ برادرشغال۰خلقی و پرچمی هردو مزدوریک بادار اند۰فرقی میان آنها موجود نیست

    • جناب خان بر شما سلام و بر خانان دو سره لعنت . من امیر شهسوار هم همان سالها در دانشگاه بودم و لی دوستانی داشتیم که به مسکو درس می خواندند . انها برای ما از مسکو نامه می نوشتند . یکی از دوستان ضمیمه نامه اش از بردن مهمند به فضا چنین نگاشته بود . دو خلبان از افغاانستان آورده شده بودند تا روسا به فضا ببرند . دوران با تجربه ی بیشتر در نظر بود برده شود ولی پله ترازو عدالت زمان به طرف قبیله سنگینی کرد و مهمند برده شد بعداز رسیدن به زمین یک ماه پشت دستان مهمند ورم (پندیده) بودند . از مهمند پرسیدند چرا پشت دستانت ورم است گفته بود به هر چه دست می زدم به پشت دست هایم ضربه می خوردم که دست نزن غولدینگ کدام جای را خراب نکنی . در آنزمان دوستان قبیله ما در کابل هم اتن عمومی داشتند چون نمیدانستند فضا چیست ؟ آنها فکر میکردند یک اوغان آسمانته لال از این خبر نداشتند که تریشکو وه یک زن روسی سالها فبل به فضا برده شده بود و حالا هر که پول داشته باشد فرق نمی کند چه کاره است حتی جارو کش هم می تواند برود در همان اسمان که مهمند رفته بود قبیله خبر ندارد شادی ها و بوزینه ها سالها پیش از مهمند آنجا رفته بودند. رفتن فضا مهم نیست مهم این است که از این فضا و ان فضا چه باید یاد بگیری و مردم را به کجا ببری که در نسل نصب قوم نیست که نیست

    • من از هر دو تنفر دارم ،خلقی وپرچمی !چرا که هر دو کمو نیست اند.اما هر گاه یک انتخاب داشته باشم سگی پرچمی را نسبت به انسان خلقی ترجیح میدهم .خلقی ها یکبار به تاریخ گذشتۀ جنا یات شان نگاه کنند وروی اصلی خود را در آئینه مردم نگاه کنند که جئز نفرت ولعنت چیزی دیگری نمی یابند . اینها گلبدینی شدند ،اینها پا کستانی شدند،اینها طالب شدند ،اینها روسی شدند,اینها امریکایی شدند .درعقب تما می جنا یات دست های این وطنفروشان واقعی افغا نستان دخیل است .همین هفت ثور به قو مانده خلقی براه افتید وسر آغاز جنا یت در افغا نستان شد!
      پرچمی ها نیز خاین هستند که چرا همین خا ینان را برای مردم افغا نستان ودادگاه های مردمی بعد از شش جدی تسلیم ندادند؟

    • ای خلقی بیسواد وبیشعور!
      درین شکی نیست که شما از مادر بی شعور وبیسواد بدنیا آمدید !شما از تره کی بیچاره بیسواد وامین جلاد وآدم کش چه باید می آمو ختید؟
      شما ببینید که وا ضحا درینجا بحث در مورد احمد شاه مسعود ومهمند میبا شد .شما چرا به قاطر صفتی خویش مُهر تایید گذاشته وپرچمی ها رفقای خود تان را مورد حمله قرار میدهید ؟ شما فکر میکنید که به جئز پرچمی ها دیگران اعمال شما را نمی شناسند ؟

    • اصلا موضوع اپندکس به حیث یک بهانه , مرتبطمیشود به رویش های شو نیستی ضد ملی خکو مت داکتر نجیب الله که اصطلاح برا دربزرگ پشتون را در میان ملیت های افغا نستان ، بر ای بار اول در افغا نستان بر خلاف سیا ست حزب شان بوجود آورد ودر همین آتش بازی های قومی نا بود شد ودر خامی این سیا ست با تکیه بر آرزوی تاج گذاری از طرف همقما شان پستون تبار پا کستانی اش به دام افتید وبه چنگک آویزان شد ووجود برهنه اش به نمایش گذاشته شد .ولی درینجا نه مهمند بیچاره ملا مت است ونه احمد شاه مسعود. اما به هر صورت خلقی ها که منفور جا مغه اند نباید از چنین رویداد ها برای پو شش تاریخ جنایت شان در افغا نستان سو استفاده نمایند!
      وا قعیت اینست که سقوط ملی نجیب باعث سقوط سیا سی وی شد .اما بهر صورت نجیب بهتر از تره کی بیسواد وامین جلاد بود !

    • مسعود:
      babrak kase bod ba yak taghir naame tan baalai tan pachai kard . shuma enqadar khar bodid ke hale dark kardid ke dar tazkarai mahmod barailai tajik naweshta boda !!! karmal in kar ra bakhtare karda bod ke shuma awghan ha besiar jahil bodid wa hasited . shuma ba yak pashtun ke watan forosh wa benamos bashad rai meedihed , amaga degaran intor nistand . ba karzai ba naame adam meli rai dadand . az najib ba naam adam khod hemyat kardand . balai pashtun ha awal bayad par zad badan da kone shaan sonba . chon shuma aqal nadarid , pesh azinke fekr konid kala tan ra ba sang wa dear mezanid !!!

    • شما واقعا شرم ندارید از اول تا امروز افغانستان را شما فرختین اول بچی سقا بعدش کارمل روسها را با خودش اورد بعد او قهرمان ملی د پشت تمامی مجاهدین خنجر زد و با روس ماهده صلح امظا کرد و بعد از مرگش شاگردایش امریکایی ها را دعوت کردن راست گفتن عاقبت گرگ زاده گرگ شود گرچه با ادمی بزرگ شود .
      از کابل گفتین کابل را کی خراب کرد اگر گلبدین راکت زد معسود ازوقه سر مردم قطع کرد در راه سالنگ اگر در راکت گبدین ۵۰ نفر کشته شد از به اتش کشدن قطار های اکمالاتی ۱۰ ها سرباز در سالنگ و ۱۰۰ ها نفر د کابل درسردی زمستان پشت در های نانوایی جان خود را از دست دادن اگر حق بگوید سگ زرد بردر شغال است
      اما اینجه یکی قاتل ختاب میشه ودیگری قهرمان قصه یک بام دوهوا است.
      کجای کابل بشتر خراب شده کارته پروان وخیرخانه یاجا های دیگه خودت بهتر میفهمیاگر یک طرف گلبدین بود میخ کوبیدن هزاره بی ناموسی ازبک چور و چپاول پنجشیری وتجاوز شان به مردم را فکر کنم از یاد بردین امروز یک پنجشیری پیدا کو که دکان مسستری داشته باشه امروزفقد بخاطری که پشتون را بد بگویی این همه جنایات را یاد بردی چون از این مسعله بیشتر از ۲۰ سال میگزره شاید تو هم سمره همین جنایات باشی واگر نه فراموش کردن این همه ج............
      یک چیز را بیاد داشته باشین اگر سایه پشتون از سر تان کم شوه شما اقوام دیگه مثل سگ بجان هم می افتین سال ۷۱ تا ۷۵ را به یاد بیار در شمال پشتون قدرت نظامی نداشت .
      خدا کنه فشار تو زیاد بالا نره wahid

  • برای مردم افغانستان خلقی ها و پرچمی ها دو روی یک سکه اند. هردو نوکران روس، هردو وطنفروشان، هردو قاتلان مردم بیدفاع و جوانان خوشباور ما، هردو عاملان اصلی بربادی افغانستان درین سی سال یکه گذشت.
    بهمن بیشتر بنویس، از فجایع داخل حزب وطنفروش تان، بیشتر بنویس، تا همه جنایات تانرا به قلم خود افشأ کنید.

  • پرویز "بهمن"
    لعنت خدا به اين بي منطقي بي شرمي والفاظ منافق ات كه ببرك خاين را زنده یاد ببرک کارمل و
    نجیب را ریس جمهور دست نشاندهء شوروی ميدانيد، در نزد مردم افغانستان هردو از يك قماش است .ليك ذهنيت كسيف شما جيره خوران روس بنيان گزار همه بد بختي افغانستان به شمول نفاق قومي وهزار رذلت ديگر است.

    • شوروی ببرک را نشناخت وویرا مساعدت نمود ولی زما نیکه درک کرد که ببرک وطنفروش نیست ونجیب وطنفروش است ومیتواند رژیم را به میل روسها مورد معا مله قرار دهد ،کارمل را از قدرت عزل کردند ونجیب را آوردند واو هم طبق پلان گر باچف رژیم را سقوط داد ونا مردانه وجبو نانه راه فرار را اختیار کرد ازینرو نجیب را خاین مینامند!
      نجیب در برابر استاد خویش نمک حرامی کرد.هر گاه کار مل یکبار بو سیله روسها به قدرت تکیه زد ،نجیب دو بار!
      کارمل از اول رهبر یک حزب بود اما نجیب در آنزمان بادیگارد وی بودازینرو وی را دست نشانده خطاب مینمایند که روس ها یک با دیگارد را با لای مردم تحمیل کردند!
      اما اینجا بحث کارمل ونجیب مطرح نیست بحث در مورد مسعود ومهمند مطرح است ،من مهمند را نسبت به مسعودترجیح میدهم که او لا اقل در هوا رفت ومسعود در زمین ماند!

    • هرگاه در رژیم پرجمی ها خیانت صورتگرفته باشد مسئول آن « قصاب کابل » داکتر نجیب فراری است !

  • من به عنوان کسی که در جریان تمام حوادث قرار داشتم و به هیچ سازمان و فراکسیون حزبی ارتباط نداشته ام ... باید بخاطر روشن شدن حقایق نکاتی را به عرض برسانم ... درکل این مقاله خیلی ها کینه توزانه به نگارش در آمده است و فقط میتواند از افکار سادیستی یی سربلند سازد و بس ... در مقابل آقای حکمت نیز خیلی ها شوونیستی برخورد کرده است ... اما شاید هم در بعضی موارد واقعی برخورد کرده باشد ... آیا احمد شاه مسعود قاتل هزاران انسان بیگناه کابلی نیست ... گذشته از اینکه در پنجشیر هزاران هموطن خود را به خاک و خون کشانید ... در جنگ های کابل به مانند برادر خوانده اش حکمتیار قصاب کابل نیست ... این جبر زمان است که او را قهرمان ملی خطاب میکنند ... او بزرگترین جنایتکار تاریخ معاصر افغانستان است ... مردم کابل همچنانکه حکمتیار خونخوار را برای همیش نه خواهد بخشید این جانی و چهره بدنام تاریخ را نیز نخواهند بخشید ... برای مردم افغانستان گلبدین ٰ ربانی ٰ مسعود ٰ سیاف ٰ گیلانی ٰ مزاری ٰ ملا عمر و ده ها جانی دیگر هیچ فرقی نداشته و ندارد ... اما زمانیکه در دوران دکتور نجیب الله عبدالاحد مومند بحیث اولین کیهانورد افغان تعیین شد ... جناب محترم دوران که حالا از در و دروازه شورای نظار چهره کشید ... اپندکس شده بود ... بنا هیات ویژه ماموریت فضایی او را کنسل کرده و بعوض اش عبدالاحد مومند این وظیفه سترگ و تاریخی را عهده دار شد ... تلاش بخاطر شوونیستی جلوه دادن این قضیه فقط میتواند از افکار فاشیستیک نویسنده این مقاله و مدح گویان بدنام آنان سر بزند و بس ...

    • baz ke apandex shoda bood , amaliyat ham shod ya ne, agar bali bayad jaye amaliyat dar shekamash bashd

  • این از پست ترین خلقی ها است جالب است تخلص خود را چه وقت تغیر داداه .
    واگرنه حکمت الله مجنون بود که واقعآ مجنون هم است.

  • یک چیز را باید درنظر داشت که خلقیها بعد از بیوه شدن یا مردن روسها شوی جدید یعنی پاکستانیها را برگزیدیند.

  • نظر من این است که ما باید این اسناد را بزبان سویدی و انگلیسی ترجمه کرده به مسولین ذیربط در سویدن داده شود که خلقی های قاتل و شکنجه گر مانندخلقی های هالند شود. اگر یک کاپی این مضمون بزبان سویدنی به شرکت بیمه فولک سمfolksam فرستاده شود حکمت را از کار خارج میکنند.
    باید همه این اسناد ها در دسترس محاکم سویدن قرار گیرد بخصوص شکایات قربانیان این وحشی ها باید به دولت سویدن تسلیم گردد.

    • اما بنظرمن خلقی ها امتحان قتل وآدم کشی را خوب تجربه کردند ،اصلا اینها را چه به تدویر چنین محا فل که زخم های کهنه ملت را دوباره تازه میسازند!

  • د افغان اوافغانستان ژغورنې، د خپلواکئ او ثبات غوښتنې، د عدل اوانصاف ، سولې اوروورولی د یومدني ملت جوړولو او تر ټولو مخکې د پښتنو د یو تر ټولي سترې ستونزي ،، پښتون وژنې ،، په وړاندي مبارزه شروع ده.

    افغان ځوانانو د اسلام د سپيڅلې دين او پښتونولی د اصولو پر بنسټ د افغان د اسلامې او ملې هويت، د افغانستان د خپلواکی، ملې ارزښتونو د ساتنې او ژغورنې په موخه مبارزه شروع کړيده. پښتانه ځوانان له یو کال راهيسې د فیسبوک ، انترنت او په افغانستان کې د غونډو جوړولوله لورې د همږغئ په حال کې دي.

    په نړی کې ژوند کول د هر وګړي حق دئ، پښتنو ځوانانو نور خپل حق پيژندلی دی. په سيمه، پښتون خوځښت په ګرده نړئ او افغانستان کې پر پښتنو ځوانانو ږغ کوي: چې یوازنې قتل کیدونکې قوم ته د ژوند او بې ثبات سيمې ته د ثبات د څرک سره مله شې.

    د دې ملت د ژغورني، عدالت، سولي او پرمختګ، مسئول پښتانه ځوانان دي، په سلګونو ځوانانو په همدې مسولیت قسم خوړلئ. او هر ملت وژونکئ، ظالم، جګړه مار،چې اوس پښتون وژني او یا يي پخوا وژلي وې د سزا او جزا په لټه کې دې.

    په هر یو اسلامي او افغانې فکر چې د پښتون ژغورنې فکر لرئ. پښتون خوځښت هغه فکر او لار سپيڅلې بولي او دعملي کولو ژمنه يي کوې. پښتون ژغورنه حتمې ده اوزموږ مسوليت دئ.

    د پښتون خوځښت هدف د پښتون ژغورلو دپاره د پښتون ځوان د وينې تویول نه دې، د پښتون خوځښت دمبارزې ډول: د دښمن سره (فکرې او روحې جګړه) ده. ((چې فکر يي خراب شې، او روح به يي ناارامه شې)) په ((اسلامې او افغانې هنر سره)).

    اوکه د ملت ژغورني او عدل غوښتنې هلې ځلې زندانې شې، ملت او افغان تاريخ سر خورې.... نوسرښندنه د تاريخ غوښتنه ده!

    پښتون خوځښت د پښتنو د یووالې په موخه خپل جوړښت کې دبرترئ او کمترئ مسله نه منې. پښتون خوځښت کې هر ځوان برتره اود بدلون مشر دئ. هيله ده پدې مشری کې راسره برخه واخلئ.

    پښتون خوځښت د ټولو دئ. په قران او افغانې تاريخ قسم وخورئ او دنورو قسم خوړلو سره یو ځای شئ.

    نور پښتانه دژوند دپاره پريږدئ.

    دپښتون ژغورنې کاروان ملتیاوکړئ.

    زموږ سره سله ځله پدغه ایمیل اړيکه ونیسئ:

    pashtonistan yahoo.com

    یادونه: پښتون خوځښت پر افغانستان کې پر ټولو شته قومونو ږغ کوې، چې د پښتون ژغورنې په موخه د پښتنو ځوانانو ملتيا وکړې

  • سلام به همه.

    بعضی برادران به فکرم بسیار بیکار اند که حتی در بارهً نوشنه های بهمن (منافق) هم فکر میکنند.
    چند روز بیش در همین سایت نقاب را از رویش دور کردم و چهرهً اصلی منافقانه اشرا به همه نشان دادم بیچاره لا جواب ماند فکر کردم آدم شد ولی اشتبا کردم. راستی که همان گپ پشتونها است که میگویند( زه چی نه شرمیږم ما به څوک وشرموی؟) بهمنه ولا اگه پدر کس بشرمانه چرا که شرم نداره.

    • خلقی های خون آشام نه تنها روسها رابه افغا نستان دعوت نمودند بلکه در پیشا پیش قشون پا کستان همین ها همیشه قرار داشتند ودارند .شهنواز تنی کی بود که در پیشا پیش ارتش پا کستان ،برای تصرف کا بل نقش مزدور پا کستانرا ایفاکرد وشهید نجیب الله احمد زی را به قتل رسانید .او قبل در یک کو دتایی نا کام علیه داکتر صاحب, به پا کستان فرار کرد.از چه بنالم

    • این جلا دان خلقی واین آدم کشان شرم ندارند لعنت بر با لشت مرده ،لعنت بر فاشیست آدم کش امین !

  • bahman besawad. hech imkan nadarad ke kase ra qasdan Appendix besazi

  • حالا بگذار که یکبار حکمت کابل بیاید ما تمامآ آماده گی ها را برایش گرفته ایم.
    جهان سپاس از آقای پرویز بهمن که این خاینین را برای مردم مستند معرفی میکنند.

  • man megam na kaal bomanad wa na kadoo.

  • یوب تو ویومات پیده راسی

  • معذرت خواستن از اوغان بدور است . این مردم فقط دماغ گونده دارد ایکاش دماغ شان نمیبود وکمی فکر میداشت که افغانستان جور میشد .دنیا بکاجا رسیده و ما مردم ازدست این قوم جاهل بکجا رسیدیم .

  • آقای بهمن از پای گرد بودن خلقی یاد کرده من خواستم بگویم که خلقی ها را بنام های گردن چرک و یخن چرک یاد میکردن. چرا در وزارت داخله برایشان پیراهن های سفید جدید را میداد ولی این بدبخت ها در ماه ها حمام نمی کردن ودور یخن ها سیاه میشدو بدین خاطر لقب گردن چرکان و یخن چرکان را کسب کرده بودن.

  • بچیم کابلی و بهتر است بیگویم کابلیگگ دستت تا بدخشان خلاص ایشان حرف حق را گفته است چرا زور تان میده . مگر عامل بربادی کابل مسعود و باند جنایت کارش نبود که چوکی را به خود بسته بود . دید که اخر حق به حقدار شد و حکومت ازان کسانی شد که لیاقتش را داشت بشما خدا این قدر لیاقت نداده بعد از سقوط نجیب در ظرف سه ما لیاقت و ظر فیت تان را نشان دادید .

  • مسول درجه يك تمام جنا يات درين كشور قبيله است. از استبداد قبيله از دروغ,خيانت و از وطنفروشى و از قومبرستى و كشت و خون در بين قبيله,اين كشور به خون شط ميزند.
    كليد كشور بدست شان,هر كدام از زى زى ها براى خود با دار ميبالد كه قدرت را تصاحب و با ان خارجى ها تقسيم كند.
    يكش به طرف شرق ميدود و ديكرش به طرف غرب و كاهى هم از دوجانب تمويل و تجهيز ميشوند و كشور را ميدان بزكشى ميسازند.اقوام غير بشتون تنها از عزت و شرف كشور قوم و ناموس وطن به دفاع برامده و خارجى ها را زده كشيده اند و زبون خود ساخته اند و خارجى هم به انها بيعت كرده و تسليم شده است.

  • سلام به همه خوانندهګان محترم سایت ک پ و نوشته سراپا دروغین ونفاق افکن اقای به اسم پرویز بهمن که اسم حقیقی خود را از ترس سابقه سیاسی اش نمیتونند بنویسد .من اشتراک کننده همان محفل بودم. در سخنان اقای حکمت اسم شخص ویا اشخاص به حیث ویران کنان کابل ګرفته نشده . چرا اقای به اصطلاح بهمن اسم احمشاه مسعود را مطرح می کنندـ؟ به فکری من در نویشته سراپا دروغین این اقا اهداف دیکری بوشیده است. اکر او خود با نام وشهرت سیاسی اقای مسعود مشکل دارد بیهتر است جوانمردانه به حیث ماویست وبعد ستمی پرچمی پیروی راه روس و کارمل از مقف خو و اختلافش بنویسد .
    چند نمونه از دروغهای که این اقا در مقاله اش نام برده.
    اقای حکمت در روزهای سقوط شهید داکتر نجیب الله مصروف دفاع دوکتورا اش در رشته حقوق بیرون از کشور بود . او نمیتوانیست با ...به کلبدین یکجا شود ، اقای حکمت در هین ایراد سخنانش کتاب را از اشعار شاعر ملی نوسینده ، تاریخ دان ژورنالیست و نوسینده ملی افغانستان عبدلباری جهانی را در دست دارند که ان را به قرمان ملی کشور کیهان نورد احد مهمند هدیه فرمود . درحالیکه جناب بهمن ان را عکس خود مهمند ذکر نموده...

    اکر تمام نویشته را تحلیل و ارزیابی نمایم جز دروغ و تحمت شخصی و نفاق افکنی ملی بین افغانها چیزی دیکری را در ان نمیتوان دریافت ... امید وار هستم که خود اقای حکمت در مورد نوشته ابراز نظر نماید.

    با درود و احترام به همه شمه

    م صادق از باشندهکان افغان در دنمارک

    • مونږ (مجاهدينو) پرون موهم کمونيزم غندلو او هغه مو غير عملي گاڼه، ځکه کمونيزم د ټولو انساني ښيگنړو که هغه د بيان آزادي وه، او که هغه سياسي او فکري کارونه وو او که هغه دين او دنيا وه له يوې مخې په ټکر کې وه، د انگلس، مارکس، لينن پوچې احمقانه نظريې اصلاً د حيواناتو د تطبيق نه هم ټيټې وي دا خو لا څه کوې چې د انسانانو د ژوند د سمون لپاره ورڅخه کار واخستل شي، روسي تروريستي کمونيزم او د ټولو په سر کې سټالين په زرگونو روسي ولسي خلک ووژل چې تاريخ کې د سټالين د جناياتو بيلگه ډېره کمه تر سترگو کيږي لکه څنګه چې په افغانستان کې د سټالين دوو وفادارو او نجيبو شاگردانو هر يو هېواد پلرونکي ډاکټر نجيب او وطن پلرونکي حفيظ الله (امين) په زرگونو افغانان پدې نامه ووژل چې يا خو اشرار (مجاهدين) دي او يا هم له اخوانيانو سره اړيکې لري نجيب چې د خاد د جهنمي دستگاه مشري يې کوله د کمونيزم د چوپړ پخاطر په زرګونو افغانان په ډير بيرحمانه ډول شهيدان کړل چې دلته يې د ټولو شواهدو د ذکر کولو مجال نشته، خو تاريخ شاهد دى چې جنايتکاران او مزدورن به خامخا له الهي عدل او قضا سره په ژوند او يا له مرګ وورسته مخامخ کيږي هلته به د ټولو جناياتو حساب کتاب ورکوي ولې بيا هم د افسوس خبره دا ده چې پخواني ماتې خوړلې کمونستان او بالخصوص ددې شړيدلي مسلک ليکوالان بيا هم خپل ماضي ته په حنين سره غواړي دا ځل د زاړه فرسوده زنگوهلي کمونيزم په فکر خوله امريکايي امپرياليستي کميس (قميص) څخه سر راوباسي دوى (کمونستان) غواړي له يوې خواتر ډېره حده دځان بقا تظمين کړي او له بلې خوا له ډالري بوجې څخه پرې ډالر وويشل شي دوى (کمونستانو) ته مهمه نده چې هر څه کيږي هغه به کيږي، که افغانان وژل کيږي، بنديانيږي کورونه يې تالاشي کيږي دا ټول مهم ندي مهمه داده چې د کمونيزم بچيان پيسې ترلاسه کړي او دا کار او سمهال افغان جنايتکارو کمونستانو کړي، چې دبيلگې په توگه دکمونيزم او کمونست رژيم پخواني د کورنيوو چارو وزير سيدمحمد گلابزوى ښودلي شو، گلابزوى چې ترپرونه يې حفيظ الله (امين) د C.I.A جاسوس گاڼه نن په خپله د C.I.A په چوپړ کې واقع دي، دې ته وايي د نربچي پرون ببربريتونه، اوږد څټ له سر نه تر غوږ پورې د لينن بچي نن په وړوکړيو بريتونو کله ږيره کموويښتانو د C.I.A او امپرياليزم لوى پلوي دى امريکايي امپرياليزم د خلکو (خلق) حکومت گڼي دي ته وايي فکري، عقيدوي تيروتنه، دې ته وايي دوه مخي، دې ته وايي غلامي دې ته وايي، وطن پلورل، ولې مونږ پرون هم مجاهدين وو او د اسلام په فکر عقيده، حکومت قانع وو او پدې لاره کې مو پوره درې لسيزې کمونيزم او ورسره امپرياليزم وډزاوو اونن هم همغه پروني ستاسو په اصطلاح (اشرار) مجاهدين يو او ستاسو د نويو بادارانو په اصطلاح (ترهگر) بيا هم مجاهدين يو مونږ خپل فکر خپله عقيده خپله روښانه، سپينه لاره بدله نکړه، که هر څه راباندې وشول د الله په فضل مونږ سره د ټولو مشکلاتو، نړيوالو توطيو پر وړاندې ثابت قدم پاته شو، پرون هم آزاد وو او نن هم پرون مو هم ستا باداران کمونستان غندل اونن هم ستا باداران امريکايان غندو نو آيا که رښتيا هم افغان يې او د پښتنې څخه پيدا يې نوته ووايه چې تا ولې دا هر څه بدل کړل پرون د لينن بچي وي نن بيا ولې د بوش بچي شوي؟! څه فکر کوي چې آيا افغانان احمقان دي د مزدور او خپلواک ترمنځ فرق نشي کولاى؟! بړيڅو پردي پالو ليکوالانو ته اخلاقاً او وجداناً پکار ده چې لږ په خپل گريوان کې سرښکته کړي چې آيا دوى (ليکوالان خو پردي پال) د خپل هېواد په خدمت کې دى که د امپرياليزم په خدمت کې؟! او دا ډېره بيغرتي ده چې څوک افغان ليکوال دا وخت او د امريکايي اشغال پرمهال هغه مجاهدين چې د همدغه اشغالگرانو پرخلاف په نره جنگيږي ورته څوک مذهبي ليونيان ووايي که دغه مزدور ليکوالان رښتيا هم ځانونه خپلواک بولي نو بيا دې نران شي او د غيرت ميدان ته دې راودانگي د اروپا په محلونو کې او دکابل په قصرونو کې ناست بلواکان او بړيڅو ليکوالانو ته شرم پکار دى چې د خپل وس او توانه اخوا ټوپونه وهي ميدان به دهغه چا وي چې نن د دين او وطن په لاره کې د سرونو قرباني ورکوي، د سرښندونکو مجاهدينو د سرلوړي په هيله.

    • درنو ورونو
      لطف وکړی دا داستان همدلته بس کړی٠ اودي نا صادق اونا افغان ته وايم چې څه په٠ ٠٠٠٠٠ کې لرګئ وهی٠
      پريږده دا به تاريخ ثابته کړی چې څوک ښه او څوک پدؤل٠
      اوس دی ببولالو وخت نه دی ځان بيدارکړی٠
      يوه دی هم چندان توره نه ده کړی٠ هسی ځان مه شرموی٠

  • >>> صفات و تعریفات ....

    هر کجا انسان بود، من انتحارش می کنم,
    کودک و زن گیرم آید، سر به دارش می کنم,

    هر کجا حیوان ببینم، می کشَم تیغ از گلو ...,
    من قصابی قرن بیستم، پار پارش می کنم, .

    ... ریش و لنگی می گذارم، لکه بر اسلام زنم,
    قوم اسراییلم و نیک نامی، بارش می کنم,

    واسکتی دارم که اجدادم، به من میراث داد,
    هرکه گوید لااله، آنوقت شکارش می کنم,

    گر به تاریخ ام بینی، بزچرانی کرده ام,
    مکتب و مسجد نخواهم ، غارغارش می کنم,

    بن لادن بهر من ، امروز پیغمبر بود...
    جان خود را من فدای ، هر شعارش می کنم,

    همچو خَر هَنگ می زنم ، فرهنگ می خندد به من,
    عاقبت روزی به پشت خود، سَوارش می کنم,

    زه پتنگ یم ، زه ملنگ یم، زه څوان,
    خلتَه ام را هر که پُر کرد، زود کارش می کنم,

    هستم اوغانی جنوبی ، دا زما هم ‌ډنده ده,
    وحشت و دهشت بیارم ، بی قرارش می کنم,

    من چرا بار غلامی را، ز پنجابی کشم ؟؟,
    پول دهد هر کس بخواهد، غارغارش می کنم,

    گر فریب ات می دهم، از حال این کشور بپرس؟,
    انتحارش کرده بودم، انتحارش می کنم..

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.