تجزیه یک کشور به چند بخش یک امر سیاسی است که در سطح ملی و بین المللی با مراسم و مراحل حقوقی نیاز دارد. ولی علل و عوامل تجزیه استبداد، تبعیض، برتری خواهی یک عده بالای دیگران، جنایت و خیانت ملی است. یعنی علل تجزیه دقیقا چیز های اند که حامد کرزی در دوره بیش یک دهه حکومت خود ، به ویژه در سه سال اخیر انجام داده است.
بخاطر اثبات این ادعا عملکرد حامد کرزی را در عرصه های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی مرور می کنیم:
در بخش سیاسی: اقدامات حامد کرزی به شمول خیانت های ملی، حمله بر پارلمان، اجرای روابط مرموز با کشور های خارج، زمینه سازی ها برای اجرای قتل عام، تقلب در همه عرصه های سیاسی کشور، انتقال جنگ از منطقه جنگ زده به مناطق امن افغانستان، تشویق تروریزم و اعمال انتحاری و استفاده از عمل انتحار بخاطر امحای مخالفین سیاسی، حل مسایل سیاسی با استعمال زور، چیدن دسایس خونبار بخاطر حفظ و انحصار قدرت بدست حلقات مافیایی مفسد و متعصب ملی و مذهبی و ده ها مسایل دیگر که مستقیما به نارضایتی مردم و تجزیه افغانستان جهت دارد. زیرا کرزی کاری می کند که شرایط و زمینه های همزیستی میان مردم را نابود می کند، نفاق و خصومت را بوجود می آورد.
در بخش فرهنگ: حکومت کرزی بجای رشد متوازن فرهنگ، تحصیلات ، هنر و نشرات فقط بنیادگرایی ، تعصب و فرهنگ جنگ ، تعصب و زورگویی را ترویج می کند. بجای مکتب مدرسه می سازد، بجای انجنیر و داکتر طالب تربیه می کند.
کرزی تحمل آنرا ندارد که در مناطق امن افغانستان مکتب و آموزش باشد و مردم رسم و رواج های پسندیده شان را اجرا کنند. حکومت بجای عنعنات پسندیده ، مزخرفات و موهمات را ترویج می کند.
حمایت بی دریغ و دوامدار کرزی از فرهنگ طالبی و تحمیل آن بالای همه ساکنان افغانستان، دو فرهنگ را در مقابله و رویارویی مستقیم قرار داده است که افغانستان را بسوی تجزیه کشانیده است. یعنی اگر کسی بخواهد یا نخواهد، تجزیه میان فرهنگ خشونت و انتحار و فرهنگ مدنیت صورت گرفته است که عامل آن بدون شک حامد کرزی است.
در بخش اموراجتماعی: هر اجتماعی از مرد و زن، پیر و جوان، اقشار و طبقات اجتماعی و گروه های اتنیکی ساخته شده است که برعلاوه خصوصیات گروهی، قشری و طبقاتی باید دارای فرهنگ واحد ملی نیز باشند. حالا می بینیم که حامد کرزی در قبال مسایل اجتماعی چه کرده است؟
از زن و مرد که مهمترین رکن جامعه است آغاز می کنیم.
درست است که حکومت مفسد و متعصب حقوق و آزادی شکلی را برای زنان در قانون اساسی و قانون انتخابات جا داده، تا بخاطر تبلیغات از آن استفاده کند، ولی در عمل زنان افغانستان از محروم ترین زنان دنیا است که توسط حکومت طالبان و کرزی به این موقف رسیده اند. در حقیقت قضایای «گلنار» و «سحرگل» که در ماه جاری در افغانستان رخ داد، نمونه های از صدا ها و هزاران قضیه است که به رسانه ها راه باز کرده است.
واضح است که هر روز صدها قضیه زن ستیزی در افغانستان رخ میدهد که علت اساسی آن نه تنها عقب ماندگی جامعه، بلکه تعصبات و مزخرفاتی است که از ماهیت دولت فاسد و نهاد های ساخته شدة دولت و استخبارات خارجی تحریک و تشویق میگردند.
جوانان در افغانستان وضعیت خوبی ندارد و سالمندان از حمایت دولت بی بهره اند.
تلاش برای ایجاد طبقه آدمخوار که پاسخگوی منافع مافیای خارجی باشد ، افغانستان را به جایگاه چپاولگران تبدیل کرده است.موضوع مورد نظر در این تبصره کوتاه بحث در باره اقشار و طبقات جامعه نیست، ولی باید گفت که بوجود آوردن طبقه آدامخوار، مفسد و وحشی با استفاده ابزاری از دولت، روز به روز فاصله میان مردم را بیشتر می سازد و افراط و تفریط فقیر و ثروتمند شدن به اوج خود می رسد. واضح است که این روند به شکل عجولانه آن موجب نارضاییتی شده و در سطح دولت تناقض و رویارویی و خصومت های جدی را بار می آورد.
اقوام مانند اقشار و طبقات و سایر گروه ها رکن مهم اجتماع اند که در سازندگی جامعه نقش بزرگ دارند. هیج جامعه در هیچ مملکت نمی تواند یک قومی باشد. پس رعایت مناسبات متوازن و مساوی میان آنها از وظایف مهم دولت است. اقوام مهمترین عامل وحدت ملی است که باید در مورد آنها از سیاست های دقیق کار گرفته شود.
با تاسف این وجیبه مهم ملی در افغانستان همواره قربانی برتری جویی های حاکمان دست نشانده و منافع حمایتگران آنها بوده که در دوره طالبان و کرزی به آخرین اوج خود رسیده است.
علت اساسی و مهم این همه بی عدالتی های اجتماعی که نفاق، جدایی و تجزیه را بوجود می آورد، تمرکز قدرت است. حامد کرزی زیر شعار های دروغین دموکراسی، آزادی و حکومت انتخابی (تقلبی) وحشی ترین شکل دیکتاتوری یک گروه مفسد و نومنکلاتوریزه شده را بالای مردم افغانستان تحمیل می کند. سوال در این جاست که آیا می توان قرن ها در دیکتاتوری و استبداد زیست؟
باید به مفهوم واقعی (وحدت ملی) پی برد. ملت تنها شامل کرزی و طالب و جاسوسان خارجی نیست، همه ساکنان افغانستان مالک این کشور هستند. تنها کرزی نمی تواند نظام بسازد، این کار از صلاحیت مردم افغانستان است. وحدت ملی با زور و غصب قدرت بوجود نمی آید. شرط اساسی وحدت ملی مشارکت ملی است. مردم وقتی با هم نزدیک می شوند و وحدت می کنند که چیز های مشترک داشته باشند، این چیز قدرت و حاکمیت است. هرگاه حاکمیت غصب شود، چیزی برای وحدت باقی نمی ماند.
پس عمل تجزیه افغانستان از جانب شخص حامد کرزی در همه عرصه های زندگی اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی جامعه عمیقا برنامه ریزی شده انجام می شود و تکفیرگیری های وی بخاطر جلوگیری از اصلاحات و تحولات مترقی بی مورد و بی اساس است.
تمرکز قدرت افغانستان را بسوی تجزیه می کشاند و تقسیم قدرت، موجب همبستگی، ترقی و شگوفانی آن میگردد.
تروریست های طالب و طرفدارانشان در حکومت مافیایی قبیله ای کرزی افغانستان را به سمت تجزیه می کشانند!
گرچه در دو قرن اخیر عاملان جنایات سیستماتیک، یکی از دلایل خود را برای ارتکاب این جنایات، یکپارچه سازی توصیف کرده اند و به سرکوب حرکت های عدالت خواهانه پرداخته اند اما تمام این سرکوب ها و جنایات، برای گسترش و تحکیم نظام خودکامه و مستبد قبیله ای در این سرزمین بوده است.
جمعه 13 ژانويه 2012, بوسيله ى کابل پرس
نظرات
33 دیدگاهکرزی مسوول تجزیه افغانستان خواهد بود
تجزیه کشور یک اشتباه و یک خودکشی برای تمام اقوام و مردم افغانستان است. هر کس که داد از تجزیه می زند باید در این مورد بیشتر فکر کند.
تجزیه طلبی در افغانستان نه مورد قبول مردم است و نه هیچگاه عملی خواهد شد. در صورت تجزیه شدن کشور، هر قوم کشور ضرر می کند.
کرزی مسوول تجزیه افغانستان خواهد بود
در اینجا بود که ما فکر کردیم پس ما که تا حالا در سرو صورت می زدیم که دولت در افغانستان تشکیل بدهیم و آن دولت وابسته نباشد، حکومت ناب اسلامی باشد، و وقتی که ما در افغانستان موجودیت نداریم، این حرف بی خودیست. باید امروز از موجودیت خود در افغانستان دفاع کنیم. ما باید اول برای این برادران اثبات کنیم که ما در افغانستان هستیم و روی این مسأله بود که حزب وحدت تشکیل شد.
http://hazaracommunity.blogspot.com/
کرزی مسوول تجزیه افغانستان خواهد بود
در سایت بی بی سی بخوانید و به همه وطنفروشان تبریک بگوئید!
http://hazaracommunity.blogspot.com/