کابل پرس ، راوا و شيادان عرصه فرهنگ! راوا عليه خاينان فراتر از دولت سکوت کرده است
11 مارچ 2008, 19:17, توسط کامران ميرهزار
آقای شاکر،
شما در حقيقت طفره می رويد. دو ماه است که من از شما می پرسم و شما تنها نه بلکه همه ی دوستان و رفقايتان نيز طفره رفته ايد. راوای عزيز شما نيز که بلافاصله در اولين نوشته ام درباره راوا، شروع به فرافکنی عقده های درونی خود کرد و به قول نويسنده ی متن بالا به چار کتاب ما را کافر ساخت. اما اکنون دو ماه است که سکوت مرموزی کرده است. يک طفره رفتن حقيقی جانم. حداقل شما چند پاراگرافی را می توانيد در نوشته هايم بيابيد که سوال شما را بصورت نسبی پاسخی باشد. شما در پيام ديگرتان نوشته ايد و همين جمله ی شما توجيه کننده ی کار من نيز هست. البته اگر از اين زاويه برخورد کنيم. شما می گوييد:
"در مورد انورالحق احدی، اشرف غنی احمدزی، فاروق وردک، کریم خرم، ضیا بومیان، حبیباله رفیع و زلمی خلیل زاد فکر نکنم هیچ هوادار و عضو راوا با خودت در مورد اینکه اینان خاینان و جانیان و دزدان هستند اختلاف نظری داشته باشد. اگر خودت یکبار اینان را قابل محاکمه بدانی، راوا ممکن صدبار محاکمه شانرا بخواهد، این قضیه مثل آفتاب روشن است، اما اینکه انتظار داری برای هرکدامشان دوسیهای در سایت راوا و یا پیام زن باز شود و کوبیده شوند، خواست غیرمنطقی است چون راوا در مجموع این دولت و این دستگاه را خاین و مافیای و دزد و پوشالی میداند.
با همين منطق اگر برخورد کنيم من هزار بار خواهان محاکمه ی به ظاهر رهبران خاين هزاره در کنار ساير جنايتکارانم. اين موجودات در دولت سهيم اند و در کابل پرس? و نوشته هایم موضع درباره ی دولت مشخص است. وقتی من دولت کرزی را يک دولت خاين، جنايت پرور (کلکسيونی از جنايات کاران )و دزد می دانم، اين موجودات نيز شامل همين دولت می باشند و پس از همان ديد شما خواست شما هم خواست غير منطقی است. (دقت کنيد که اين با منطق خودتان است).
اما من نپرداختن شما و سرانتان را به موضوع زلمی خليل زاد يک تضاد کلان می بينم. زلمی خليل زاد بالاتر از دولت افغانستان است و لازم نيست برای من دليل بياوريد که ما آمريکا را هم می کوبيم. کوبيدن سياست های حمايـت از بنيادگرا و طالب- قبيله گرا و خادی – جهادی بدون ذکر نام زلمی خليل زاد بی معناست. به آمريکا هيچ آسيبی نمی رسد و بلکه حتا به نظر من برای نمايش دموکراسی دروغين کمک می کند تا آمريکا را فربه تر کند. بدون نقد احدی که او هم به گونه ای بالاتر از دولت است، و نوکر تمام عيار بانک جهانی، ادعای صد بار محاکمه خواستن برای اين موجودات بی اعتبار می باشد. يا فاروق وردک. فاروق وردک کاملا بالاتر از دولت عمل می کند. در صورتی که موجودی مانند خليلی را حتا دربان قصر گلخانه نيز عددی نمی پندارد. می بينيد که باز هم با توجه به دايره ی گسترده ی نفوذ اين موجودات، راوا بايد نقد صريح و تند عليه آنان می داشت که نداشت و گويی نخواهد داشت.
من اما مانند سازمان مغرور شما نيستم که خطاهايم (بهتر بگويم کم کاری با وجودی که حتا حدود 20 ساعت کار می کنم) را نپذيرم . در پاسخ يکی از همفکران شما چنين نوشته ام و در اينجا نيز تکرار می کنم. اما در رابطه با راوا يک مساله ديگر اين است که سازمان راوا تقريبا زمانی که من متولد شده بودم، کار خود را شروع کرده است. به اين تفاوت سنی دقت کنيد. من در کابل پرس بارها نوشته ام که کابل پرس جوان است و خطاهايی هم ممکن داشته باشد که می دانم دارد. ولی با کمک و همياری مردم و خوانندگان می تواند خطاهايش را جبران کند. اما مقايسه ی راوا و تاريخی که راوا پشت سر گذاشته با کار يک تن زمين تا آسمان فرق دارد و توجيه کننده ی عمل راوا نيست. اينکه شما و دوستانتان مايليد هميشه راوا و کابل پرس را به نسبت کاری که کرده اند مقايسه کنيد، بسيار خوب است و مرا به کارم اميدوار می کند. يک رسانه ی سه چهار ساله، سطح توقعی بدست داده که با يک سازمان سی و اندی ساله مقايسه می شود. يک تن که نويسنده ی همين سطور باشد، کارش و اندازه ی آن با يک گروه مقايسه می شود که هم خوب است و هم نيست و باعث قضاوت های غير منصفانه می شود.
در کنار اين مشکل و تضاد راوا تنها ننوشتن و نتاختن عليه خليل زاد و باقی جانيان و خانيان و دزدان و مرتجعان برحال پشتو نيست. راوا مشکل سيستماتيک هم دارد که با شعارهايی که می دهد در تضاد است.
عدم برگزاری انتخابات بين اعضا و عدم گزارش دهی مالی به اعضا، مشکل ديگر راواست که اين سازمان را به لحاظ سيستماتيک در سطح گروه های جهادی- خادی و طالبی- قبيله ای قرار می دهد.
درباره ی خانم زلمی خليل زاد نيز، شما نيز دنبال نخود سياه چرا می فرستيد. اگر مشاور ارشد شما نيست، يک نامه ی رسمی اعتراض چرا به آمازون و چند سايت ديگر روان نمی کنيد. اکنون مدت های طولانی ست که از اين موضوع می گذرد. فکر می کنم آمازون در صورت اعتراض راوا، ترتيب اثر دهد. اين مساله بسيار ساده است و دليلی نمی تواند داشته باشد مگر اينکه ايشان فعلا مشاور ارشد محسوب می شوند. شما پايين دست تر ها که به گفته ی رفيقتان با بالايی ها در ارتباط هستيد. ارتباط شما از طريق ايميل راوا ات راوا دات او آر جی ست؟ عجب ارتباط سازمانی خوبی. چرا تاکنون در هيچ انتخابات درون سازمانی شرکت نکرده ايد؟ چرا تاکنون گزارش مالی دريافت نکرده ايد؟ می بينيد که چراها زياد است و اين کتابی که می گوييد در پاسخ من ، در بخش پيام ها نوشته ايد، پاسخ قانع کننده نيست. بيا يک مقاله بنويس. همين نظراتت را به عنوان عضو راوا (عضو راوا نه مثل برخی ناشناس های رفيقت که نمی دانم چرا از يک نام مستعار گذاشتن بر خود نيز می هراسند)در بخش پيام ها به يک مقاله تبديل کن . آيا اجازه ی اين کار را داری؟
در جواب آقای کبيرتان هم می نويسم که فعلا موضوع روزنامه نگار را به رخ من نکشان. اميدوارم پرويز کامبخش هر چه زودتر آزاد شود تا بعد اين موضوع را اگر خواستيد دنبال می کنيم.
اينکه جناب می گويد که هنوز پاسخی به سوالات مقاله ی راوا عليه خود نداده ام، گويی تازه از خواب بيدار شده. بهتر است يکبار ديگر در همين سايت. در ضمن نوشته ی راوای شما عليه من صرفا عقده پراکنی، تحقير و توهين بود و بله اين حق را برای خودم محفوظ می دانم که هر وقت بخواهم عليه سازمان شما اقامه ی دعوا کنم. درهيچ جای دنيا و فقط در افغانستان است که راوای وطنی و دار و دسته ی خرم، داشتن يک لهجه و گويش را جرم می پندارند و با توهين و تحقير با جاسوسی برابر می کنند. عجب حقوق بشری، عجب آزادی بيان و تحمل و مدارايی.
آقای شاکر،
شما در حقيقت طفره می رويد. دو ماه است که من از شما می پرسم و شما تنها نه بلکه همه ی دوستان و رفقايتان نيز طفره رفته ايد. راوای عزيز شما نيز که بلافاصله در اولين نوشته ام درباره راوا، شروع به فرافکنی عقده های درونی خود کرد و به قول نويسنده ی متن بالا به چار کتاب ما را کافر ساخت. اما اکنون دو ماه است که سکوت مرموزی کرده است. يک طفره رفتن حقيقی جانم. حداقل شما چند پاراگرافی را می توانيد در نوشته هايم بيابيد که سوال شما را بصورت نسبی پاسخی باشد. شما در پيام ديگرتان نوشته ايد و همين جمله ی شما توجيه کننده ی کار من نيز هست. البته اگر از اين زاويه برخورد کنيم. شما می گوييد:
"در مورد انورالحق احدی، اشرف غنی احمدزی، فاروق وردک، کریم خرم، ضیا بومیان، حبیباله رفیع و زلمی خلیل زاد فکر نکنم هیچ هوادار و عضو راوا با خودت در مورد اینکه اینان خاینان و جانیان و دزدان هستند اختلاف نظری داشته باشد. اگر خودت یکبار اینان را قابل محاکمه بدانی، راوا ممکن صدبار محاکمه شانرا بخواهد، این قضیه مثل آفتاب روشن است، اما اینکه انتظار داری برای هرکدامشان دوسیهای در سایت راوا و یا پیام زن باز شود و کوبیده شوند، خواست غیرمنطقی است چون راوا در مجموع این دولت و این دستگاه را خاین و مافیای و دزد و پوشالی میداند.
با همين منطق اگر برخورد کنيم من هزار بار خواهان محاکمه ی به ظاهر رهبران خاين هزاره در کنار ساير جنايتکارانم. اين موجودات در دولت سهيم اند و در کابل پرس? و نوشته هایم موضع درباره ی دولت مشخص است. وقتی من دولت کرزی را يک دولت خاين، جنايت پرور (کلکسيونی از جنايات کاران )و دزد می دانم، اين موجودات نيز شامل همين دولت می باشند و پس از همان ديد شما خواست شما هم خواست غير منطقی است. (دقت کنيد که اين با منطق خودتان است).
اما من نپرداختن شما و سرانتان را به موضوع زلمی خليل زاد يک تضاد کلان می بينم. زلمی خليل زاد بالاتر از دولت افغانستان است و لازم نيست برای من دليل بياوريد که ما آمريکا را هم می کوبيم. کوبيدن سياست های حمايـت از بنيادگرا و طالب- قبيله گرا و خادی – جهادی بدون ذکر نام زلمی خليل زاد بی معناست. به آمريکا هيچ آسيبی نمی رسد و بلکه حتا به نظر من برای نمايش دموکراسی دروغين کمک می کند تا آمريکا را فربه تر کند. بدون نقد احدی که او هم به گونه ای بالاتر از دولت است، و نوکر تمام عيار بانک جهانی، ادعای صد بار محاکمه خواستن برای اين موجودات بی اعتبار می باشد. يا فاروق وردک. فاروق وردک کاملا بالاتر از دولت عمل می کند. در صورتی که موجودی مانند خليلی را حتا دربان قصر گلخانه نيز عددی نمی پندارد. می بينيد که باز هم با توجه به دايره ی گسترده ی نفوذ اين موجودات، راوا بايد نقد صريح و تند عليه آنان می داشت که نداشت و گويی نخواهد داشت.
من اما مانند سازمان مغرور شما نيستم که خطاهايم (بهتر بگويم کم کاری با وجودی که حتا حدود 20 ساعت کار می کنم) را نپذيرم . در پاسخ يکی از همفکران شما چنين نوشته ام و در اينجا نيز تکرار می کنم. اما در رابطه با راوا يک مساله ديگر اين است که سازمان راوا تقريبا زمانی که من متولد شده بودم، کار خود را شروع کرده است. به اين تفاوت سنی دقت کنيد. من در کابل پرس بارها نوشته ام که کابل پرس جوان است و خطاهايی هم ممکن داشته باشد که می دانم دارد. ولی با کمک و همياری مردم و خوانندگان می تواند خطاهايش را جبران کند. اما مقايسه ی راوا و تاريخی که راوا پشت سر گذاشته با کار يک تن زمين تا آسمان فرق دارد و توجيه کننده ی عمل راوا نيست. اينکه شما و دوستانتان مايليد هميشه راوا و کابل پرس را به نسبت کاری که کرده اند مقايسه کنيد، بسيار خوب است و مرا به کارم اميدوار می کند. يک رسانه ی سه چهار ساله، سطح توقعی بدست داده که با يک سازمان سی و اندی ساله مقايسه می شود. يک تن که نويسنده ی همين سطور باشد، کارش و اندازه ی آن با يک گروه مقايسه می شود که هم خوب است و هم نيست و باعث قضاوت های غير منصفانه می شود.
در کنار اين مشکل و تضاد راوا تنها ننوشتن و نتاختن عليه خليل زاد و باقی جانيان و خانيان و دزدان و مرتجعان برحال پشتو نيست. راوا مشکل سيستماتيک هم دارد که با شعارهايی که می دهد در تضاد است.
عدم برگزاری انتخابات بين اعضا و عدم گزارش دهی مالی به اعضا، مشکل ديگر راواست که اين سازمان را به لحاظ سيستماتيک در سطح گروه های جهادی- خادی و طالبی- قبيله ای قرار می دهد.
درباره ی خانم زلمی خليل زاد نيز، شما نيز دنبال نخود سياه چرا می فرستيد. اگر مشاور ارشد شما نيست، يک نامه ی رسمی اعتراض چرا به آمازون و چند سايت ديگر روان نمی کنيد. اکنون مدت های طولانی ست که از اين موضوع می گذرد. فکر می کنم آمازون در صورت اعتراض راوا، ترتيب اثر دهد. اين مساله بسيار ساده است و دليلی نمی تواند داشته باشد مگر اينکه ايشان فعلا مشاور ارشد محسوب می شوند. شما پايين دست تر ها که به گفته ی رفيقتان با بالايی ها در ارتباط هستيد. ارتباط شما از طريق ايميل راوا ات راوا دات او آر جی ست؟ عجب ارتباط سازمانی خوبی. چرا تاکنون در هيچ انتخابات درون سازمانی شرکت نکرده ايد؟ چرا تاکنون گزارش مالی دريافت نکرده ايد؟ می بينيد که چراها زياد است و اين کتابی که می گوييد در پاسخ من ، در بخش پيام ها نوشته ايد، پاسخ قانع کننده نيست. بيا يک مقاله بنويس. همين نظراتت را به عنوان عضو راوا (عضو راوا نه مثل برخی ناشناس های رفيقت که نمی دانم چرا از يک نام مستعار گذاشتن بر خود نيز می هراسند)در بخش پيام ها به يک مقاله تبديل کن . آيا اجازه ی اين کار را داری؟
در جواب آقای کبيرتان هم می نويسم که فعلا موضوع روزنامه نگار را به رخ من نکشان. اميدوارم پرويز کامبخش هر چه زودتر آزاد شود تا بعد اين موضوع را اگر خواستيد دنبال می کنيم.
اينکه جناب می گويد که هنوز پاسخی به سوالات مقاله ی راوا عليه خود نداده ام، گويی تازه از خواب بيدار شده. بهتر است يکبار ديگر در همين سايت. در ضمن نوشته ی راوای شما عليه من صرفا عقده پراکنی، تحقير و توهين بود و بله اين حق را برای خودم محفوظ می دانم که هر وقت بخواهم عليه سازمان شما اقامه ی دعوا کنم. درهيچ جای دنيا و فقط در افغانستان است که راوای وطنی و دار و دسته ی خرم، داشتن يک لهجه و گويش را جرم می پندارند و با توهين و تحقير با جاسوسی برابر می کنند. عجب حقوق بشری، عجب آزادی بيان و تحمل و مدارايی.