خدمت آقا یا خانم آزادی نخست از همه سلام تقدیم است. برخلاف شما باید با زبان نرم تر روشن سازم که حقیقت هیچگاهی تلخ نیست این ما هستیم که بعضی اوقات بخاطر اعمال ناشایستۀ خود از حقیقت گریزان بوده و آنرا تلخ میپنداریم.
دوم اینکه بنده خود هزاره بوده و اتفاقاً به هزاره بودنم و مهمتر از آن به انسان بودنم و بالاتر از همه به عقیده ام مبنی بر پیروی از رسول اکرم (ص) و دوازده امام برحقش، افتخار و مباهات میکنم. انسان نما های دد منش و پلید همچون سران آل یحی، عبدالرحمن ملعون و اولاده اش با سایر جنایت کاران تاریخ معاصر افغانستان همه گی امروزه به زباله دانئ تاریخ پرت گردیده و به جز لعن و نفرین چیزی دیگری را نصیب نمیشوند. و نظر به عدل الهی، مکان ملعونانی چون عبدالرحمن، ظاهر و نادر مشخص است... اما تا جاییکه من میدانم مشکل دین ستیزی ریشه در نژاد و تعصبات نژادی نداشته بلکه یکی از پدیده های طبیعی در طول تاریخ بشری بوده است. مثال خوب و برجسته این ادعا همانا رهبران سیاسی و نظامئ پشتونها در تاریخ معاصر افغانستان میباشند که دست به جنایاتی چون ناموس، دین و وطن فروشی زدند و برای ابقای قدرت دو روزۀ خویش خون بیگناهان را به وفور ریختند و تا هنوز میریزانند (نمونۀ خوبش همین کرزی خان است).
سوماً باید بدانیم که کاسۀ ظلم انشاالله همیشه سرنگون بوده و ظالم سقوطش حتمیست و تاریخ بشریت بهترین مدرک این ادعاست.
حدیث شریف است که شما اهل سنت در صحاح سته نیز بر درستئ آن قانع هستید، بدین منوال: "امت اسلامی به هفتادو دو فریق تقسیم خواهد شد که از آنها صرف یکی ناجی خواهد بود" پس در این صورت صحت چهار مذهب (شافعی، مالکی، حنبلی و حنفی) که اهل سنت عقیده دارند همه گی درست میباشند، زیر سوال میرود. علاوه برآن اگر شما به این فکر باشید که چون سنی ها اکثریت هستند پس راه و روش شان درست است نظر به این حدیث شریف ادعای تان بکلی غلط و نادرست ثابت میگردد.
ششم اینکه نه تنها حضرت رسول اکرم (ص) بلکه حضرت عیسی (ع) و حضرت موسی (ع) هردو دوازده امام داشتند که نشانۀ دیگر از صحت بودن دوازده جانشین رسول اکرم (ص) میباشد. در ضمن باید گفت که حضرت یعقوب (ع) خود صاحب دوازده فرزند بود که همان دوازده قبیلۀ کلیمی ها را تشکیل داده و بنی اسرائیل اولاده همان دوازده فرزند هستند که بعداً حضرت موسی (ع) از هر قبیله یک امام، قاضی ویا نماینده را انتخاب نموده و از طریق آنها تعالیم آسمانی را به پیروانش ابلاغ مینمود. علاوه بر این وطنداران پشتون ما اگر تاهنوز پنهان کاری نموده اند، منبعد نباید کتمان نمایند که پشتونها ویا پتان ها اولاده بنی اسرائیل بوده و در این مورد لطفاً فلم مستند (تکاپو برای قبایل گمشده) را تماشا نمایند. بنابر شواهد تاریخئ که در این فلم از آن استفاده گردیده، کلمۀ (افغان) نیز اسم یکی از شاه زادگان یهودی میباشد که 250 سال قبل مورد توجه احمدشاه ابدالی قرار گرفته و امروزه جبراً به تمامئ ساکنین این مرز و بوم اطلاق میگردد. این فلم مستند در انترنت نیز قابل دسترسی بوده و صرف با نوشتن نام این فلم در گوگل میشود آنرا در سایت آریایی بطور آنلاین تماشا کرد. پس عدد دوازده یک عدد مقدس بوده و در ادیان آسمانی به کرات آمده است.
هفتم اینکه شما اهل تسنن عقیده بر این دارید که در آخر زمان فردی به اسم حضرت مهدی (ع) همراه با حضرت عیسی (ع) ظهور نموده و دنیا را از عدل پر خواهد ساخت. هیچگاهی فکر کرده اید که این مهدی (ع) کیست؟ اگر نمیدانید بگذارید من برایتان واضح سازم که این مهدی (ع) همانا امام دوازدهم اهل تشیع بوده و از اولادۀ پیامبر اکرم (ص) و حضرت علی ع میباشد.
هشتم اینکه شما آیا تا هنوز تفکر نکرده اید که وهابیون نوکر و خود فروخته چگونه میتوانند تنها از میان اهل سنت برای حملات انتحاری عسکر گیری کنند؟ چرا در میان اهل تشیع این پدیدۀ شوم جائ ندارد؟ در قرن بیست و یکم و با عقل و منطقی که خداوند (ج) به ما عنایت فرموده اند، این عمل را چگونه علمای اهل سنت توجیح میکنند؟ به عقیده بنده مذاهب اهل سنت در ریشه مشکل دارند. حملات انتحاری به مثابه بزرگترین نشانۀ جهالت در طول تاریخ اسلام و بنابر مداخله و دست اندازئ یهودیان و غربی ها، خود ثابت میسازد که نواقص و معایب مذاهب چهارگانۀ اهل سنت عمیق تر و وحشتناکتر از آن است که ما فکر میکنیم.
نهم اینکه لطفا برای یکبار گراف سیر و تکامل مسلمین را از صدر اسلام تا به اکنون ترسیم و تماشا کنید. علت سیر قهقرایئ مسلمین و اسلام را در چه میدانید؟ در حالیکه حکومت و قدرت همیشه و مطلقاً در اختیار اهل سنت بوده... شاید به تفکر و تعقل بتوانید عیب کار را بیآبید...
دهم اینکه به آیه ششم سوره مائده مراجعه نموده و طریق وضو گرفتن را خود بخوانید... مذاهبی که در ساده ترین رکن طهارت (وضو گرفتن) مشکل دارند، پس چگونه میتوانند ادعا کنند برحق اند و راه درست را میپیمایند؟
یازدهم اینکه لطف نموده و به حکم امام ابوحنیفه در مورد طهارت و استنجا مراجعه کنید و بیشتر بیآندیشید که آیا درست فرموده اند یا خیر؟ و اینرا نیز بدانید که طریقتیکه در استنجا و طهارت مشکل داشته باشد هیچگاهی نمیتواند ادعای حقانیت را نماید. مثال خوب این ادعا همانا وضعیت نابهنجار محیط زیست در کشور های سنی مذهب است (البته کشور های عربی و مالیزیا با اندونیزیا را لطفا مثال نیآورید چرا که آنها بر اثر سعی و تلاش استعمارگران غربی توانسته اند صاحب چند مستراب پاکیزه گردند و گرنه آنها نیز همین مشکل افغانستانی های سنی مذهب را دارند). اگر واضح تر بگویم در افغانستان حتی در کاخ ریاست جمهوری نیز شاید تشناب بدون مشکلات نظافتی و کلوخ را یافت نکنید... چه رسد به عوام الناس!
دوازدهم اینکه خودتان اعتراف نموده اید که پشتون ها همیشه حقوق هزاره ها را غصب نموده و باعث گردیده اند تا آنها عقدۀ به بار آیند... پس علت همه بدبختی ها در طول تاریخ معاصر کشور خود پشتونها اند نه تاجک، ازبک و هزاره... راجع به ادعای تان در مورد کشتمند نیز لطف نموده و مستند بنویسید چونکه گفتن و تهمت زدن آسان اما ثابت ساختنش بسیار مشکل در اکثر موارد ناممکن است.
پس دین ستیزئ افرادی چون زاهدی نه در قومیت بلکه در غرب و سیاست های اسلام ستیزانه اش ریشه دارد. هستند پشتون ها و تاجک های فراوانیکه در اسلام ستیزی، آقای زاهدی را شاگرد نیز نمیپذیرند...
در اخیر به صفت یک هزاره باید واضح سازم که برخلاف ادعای شما هزاره ها از اقوام دیگر متنفر نبوده و نیستند. متأسفانه این اقوام دیگر و سنی مذهب اند که از هزاره های شیعه مذهب متنفر و منزجر میباشند. و پذیرش ازبک ها با هزاره های سنی مذهب در شمال کشور از جانب وطنداران سنی مذهب پشتون و تاجک خود نشانۀ این ادعاست.
در این ایام بزرگ و معنوئ شهادت امیرالمؤمنین علی (ع) که مصادف با شب های قدر در مبارک ترین ماه های سال است، از خداوند متعال (ج) تقاضا میکنم تا همه ما را (بالخصوص اقوام ظالم و انسان ستیز را) به راه راست هدایت فرمایند. آمین!
خدمت آقا یا خانم آزادی نخست از همه سلام تقدیم است. برخلاف شما باید با زبان نرم تر روشن سازم که حقیقت هیچگاهی تلخ نیست این ما هستیم که بعضی اوقات بخاطر اعمال ناشایستۀ خود از حقیقت گریزان بوده و آنرا تلخ میپنداریم.
دوم اینکه بنده خود هزاره بوده و اتفاقاً به هزاره بودنم و مهمتر از آن به انسان بودنم و بالاتر از همه به عقیده ام مبنی بر پیروی از رسول اکرم (ص) و دوازده امام برحقش، افتخار و مباهات میکنم. انسان نما های دد منش و پلید همچون سران آل یحی، عبدالرحمن ملعون و اولاده اش با سایر جنایت کاران تاریخ معاصر افغانستان همه گی امروزه به زباله دانئ تاریخ پرت گردیده و به جز لعن و نفرین چیزی دیگری را نصیب نمیشوند. و نظر به عدل الهی، مکان ملعونانی چون عبدالرحمن، ظاهر و نادر مشخص است... اما تا جاییکه من میدانم مشکل دین ستیزی ریشه در نژاد و تعصبات نژادی نداشته بلکه یکی از پدیده های طبیعی در طول تاریخ بشری بوده است. مثال خوب و برجسته این ادعا همانا رهبران سیاسی و نظامئ پشتونها در تاریخ معاصر افغانستان میباشند که دست به جنایاتی چون ناموس، دین و وطن فروشی زدند و برای ابقای قدرت دو روزۀ خویش خون بیگناهان را به وفور ریختند و تا هنوز میریزانند (نمونۀ خوبش همین کرزی خان است).
سوماً باید بدانیم که کاسۀ ظلم انشاالله همیشه سرنگون بوده و ظالم سقوطش حتمیست و تاریخ بشریت بهترین مدرک این ادعاست.
حدیث شریف است که شما اهل سنت در صحاح سته نیز بر درستئ آن قانع هستید، بدین منوال: "امت اسلامی به هفتادو دو فریق تقسیم خواهد شد که از آنها صرف یکی ناجی خواهد بود" پس در این صورت صحت چهار مذهب (شافعی، مالکی، حنبلی و حنفی) که اهل سنت عقیده دارند همه گی درست میباشند، زیر سوال میرود. علاوه برآن اگر شما به این فکر باشید که چون سنی ها اکثریت هستند پس راه و روش شان درست است نظر به این حدیث شریف ادعای تان بکلی غلط و نادرست ثابت میگردد.
در ضمن باید دانست که در هنگام رحلت حضرت رسول اکرم (ص) و مراسم تدفین ایشان، پیشوایان اهل سنت (جناب ابوبکر، عمر و ابوعبیده جراح به همرای چند تن دیگر از انصار که تعدادشان انگشت شماربود، در ثقیفۀ بنی ساعده) در حالیکه هنوز جسم پاک رسول اکرم (ص) در خانه اش بود، به ثقیفه بنی ساعده شتافتند و مصروف تقسیم قدرت گردیدند. پس از بحث و توافق بر سر تعین جانشینی پیامبر گرانقدر (ص) خواستند میت پیامبر (ص) را از قبر بیرون و دوباره دفن کنند که با علی (ع) مواجح گردیدند و سر را به زیر انداخته هرکدام راه خود را در پیش گرفتند... اصل داستان را میتوانید در کثب معتبر تاریخی بخوانید. این در حالیست که پیامبر بزرگ اسلام (ص) قبل از رحلت خویش، جانشین خود را در (غدیرخم) انتخاب نموده بود اما اهل سنت این حقیقت را کتمان نموده و ادعای مخالف این حقیقت را دارند و میگویند بخاطر دفع نزاع و نفاق پیامبر (ص) دست به چنین کاری نزد اما نقص این ادعا زمانی آشکار میگردد که خلیفۀ اول قبل از وفاتش، خلیفۀ دوم یعنی جناب عمرابن خطاب را به جانشینئ خویش انتخاب نموده و ثابت ساخت که حتی (نعوذباالله) از پیامبر اسلام (ص) نیز بیشتر میدانسته است...
حقیقت چهارم اینکه امام ابوحنیفه یکی از شاگردان امام جعفر صادق میباشد. اهل سنت راه شاگرد را گرفتند و اهل تشیع راه استاد و اولادۀ پیامبر گرانقدر (ص) را انتخاب نمودند.
پنجم اینکه شما اهل سنت برای یزید ابن معاویه (لعنت الله علیه) که در سه سال خلافتش سه جنایت بزرگ را مرتکب گردید، احترام زیادی قایل میباشید که نشانه بیخبرئ تان از تاریخ اسلام است. شما معاویه و ابوسفیان را که تمام عمر با پیامبر (ص) و مسلمین جنگیدند و بالاخره به زور و در هنگام فتح مکه به دروغ و از روی مکر و منافقت مسلمان گردیدند، نسبت به حضرت علی (ع) بیشتر ارج مینهید که خود نشانۀ دیگر از بیخبری و غفلت تان است.
ششم اینکه نه تنها حضرت رسول اکرم (ص) بلکه حضرت عیسی (ع) و حضرت موسی (ع) هردو دوازده امام داشتند که نشانۀ دیگر از صحت بودن دوازده جانشین رسول اکرم (ص) میباشد. در ضمن باید گفت که حضرت یعقوب (ع) خود صاحب دوازده فرزند بود که همان دوازده قبیلۀ کلیمی ها را تشکیل داده و بنی اسرائیل اولاده همان دوازده فرزند هستند که بعداً حضرت موسی (ع) از هر قبیله یک امام، قاضی ویا نماینده را انتخاب نموده و از طریق آنها تعالیم آسمانی را به پیروانش ابلاغ مینمود. علاوه بر این وطنداران پشتون ما اگر تاهنوز پنهان کاری نموده اند، منبعد نباید کتمان نمایند که پشتونها ویا پتان ها اولاده بنی اسرائیل بوده و در این مورد لطفاً فلم مستند (تکاپو برای قبایل گمشده) را تماشا نمایند. بنابر شواهد تاریخئ که در این فلم از آن استفاده گردیده، کلمۀ (افغان) نیز اسم یکی از شاه زادگان یهودی میباشد که 250 سال قبل مورد توجه احمدشاه ابدالی قرار گرفته و امروزه جبراً به تمامئ ساکنین این مرز و بوم اطلاق میگردد. این فلم مستند در انترنت نیز قابل دسترسی بوده و صرف با نوشتن نام این فلم در گوگل میشود آنرا در سایت آریایی بطور آنلاین تماشا کرد. پس عدد دوازده یک عدد مقدس بوده و در ادیان آسمانی به کرات آمده است.
هفتم اینکه شما اهل تسنن عقیده بر این دارید که در آخر زمان فردی به اسم حضرت مهدی (ع) همراه با حضرت عیسی (ع) ظهور نموده و دنیا را از عدل پر خواهد ساخت. هیچگاهی فکر کرده اید که این مهدی (ع) کیست؟ اگر نمیدانید بگذارید من برایتان واضح سازم که این مهدی (ع) همانا امام دوازدهم اهل تشیع بوده و از اولادۀ پیامبر اکرم (ص) و حضرت علی ع میباشد.
هشتم اینکه شما آیا تا هنوز تفکر نکرده اید که وهابیون نوکر و خود فروخته چگونه میتوانند تنها از میان اهل سنت برای حملات انتحاری عسکر گیری کنند؟ چرا در میان اهل تشیع این پدیدۀ شوم جائ ندارد؟ در قرن بیست و یکم و با عقل و منطقی که خداوند (ج) به ما عنایت فرموده اند، این عمل را چگونه علمای اهل سنت توجیح میکنند؟ به عقیده بنده مذاهب اهل سنت در ریشه مشکل دارند. حملات انتحاری به مثابه بزرگترین نشانۀ جهالت در طول تاریخ اسلام و بنابر مداخله و دست اندازئ یهودیان و غربی ها، خود ثابت میسازد که نواقص و معایب مذاهب چهارگانۀ اهل سنت عمیق تر و وحشتناکتر از آن است که ما فکر میکنیم.
نهم اینکه لطفا برای یکبار گراف سیر و تکامل مسلمین را از صدر اسلام تا به اکنون ترسیم و تماشا کنید. علت سیر قهقرایئ مسلمین و اسلام را در چه میدانید؟ در حالیکه حکومت و قدرت همیشه و مطلقاً در اختیار اهل سنت بوده... شاید به تفکر و تعقل بتوانید عیب کار را بیآبید...
دهم اینکه به آیه ششم سوره مائده مراجعه نموده و طریق وضو گرفتن را خود بخوانید... مذاهبی که در ساده ترین رکن طهارت (وضو گرفتن) مشکل دارند، پس چگونه میتوانند ادعا کنند برحق اند و راه درست را میپیمایند؟
یازدهم اینکه لطف نموده و به حکم امام ابوحنیفه در مورد طهارت و استنجا مراجعه کنید و بیشتر بیآندیشید که آیا درست فرموده اند یا خیر؟ و اینرا نیز بدانید که طریقتیکه در استنجا و طهارت مشکل داشته باشد هیچگاهی نمیتواند ادعای حقانیت را نماید. مثال خوب این ادعا همانا وضعیت نابهنجار محیط زیست در کشور های سنی مذهب است (البته کشور های عربی و مالیزیا با اندونیزیا را لطفا مثال نیآورید چرا که آنها بر اثر سعی و تلاش استعمارگران غربی توانسته اند صاحب چند مستراب پاکیزه گردند و گرنه آنها نیز همین مشکل افغانستانی های سنی مذهب را دارند). اگر واضح تر بگویم در افغانستان حتی در کاخ ریاست جمهوری نیز شاید تشناب بدون مشکلات نظافتی و کلوخ را یافت نکنید... چه رسد به عوام الناس!
دوازدهم اینکه خودتان اعتراف نموده اید که پشتون ها همیشه حقوق هزاره ها را غصب نموده و باعث گردیده اند تا آنها عقدۀ به بار آیند... پس علت همه بدبختی ها در طول تاریخ معاصر کشور خود پشتونها اند نه تاجک، ازبک و هزاره... راجع به ادعای تان در مورد کشتمند نیز لطف نموده و مستند بنویسید چونکه گفتن و تهمت زدن آسان اما ثابت ساختنش بسیار مشکل در اکثر موارد ناممکن است.
پس دین ستیزئ افرادی چون زاهدی نه در قومیت بلکه در غرب و سیاست های اسلام ستیزانه اش ریشه دارد. هستند پشتون ها و تاجک های فراوانیکه در اسلام ستیزی، آقای زاهدی را شاگرد نیز نمیپذیرند...
در اخیر به صفت یک هزاره باید واضح سازم که برخلاف ادعای شما هزاره ها از اقوام دیگر متنفر نبوده و نیستند. متأسفانه این اقوام دیگر و سنی مذهب اند که از هزاره های شیعه مذهب متنفر و منزجر میباشند. و پذیرش ازبک ها با هزاره های سنی مذهب در شمال کشور از جانب وطنداران سنی مذهب پشتون و تاجک خود نشانۀ این ادعاست.
در این ایام بزرگ و معنوئ شهادت امیرالمؤمنین علی (ع) که مصادف با شب های قدر در مبارک ترین ماه های سال است، از خداوند متعال (ج) تقاضا میکنم تا همه ما را (بالخصوص اقوام ظالم و انسان ستیز را) به راه راست هدایت فرمایند. آمین!