محترم ع ع ع ! اولترازهمه باعرض ادب محضرشما یاد آور میشوم اینکه : معلومات شما در رابطه بتاریخ اسلام وعملکرد رهبران وپیشوایان این دین ، مخصوصآ فهم وشناخت شما ازقرآن بسیار ضعیف وبی پایه است . برای شما بمثابه یک انسان متدین ومدافع آن ، لازم وواجب است تا زحمت مطالعه وکسب معلومات دقیق ومعتبر دراین رابطه را بخود بدهید ، تا حمایت وپشتیبانی شما مؤثر وسودمند واقع گردد. در باره علی امام اول شیعیان وخلیفه چهارم مسلمین نیز موضع شما برپایه گفته ها وروایت آخوندهای شیعی استواراست ، نه براساس شناخت واقعی وبیطرفانه ازعلی . بدیهی است ، هرموضعگیری وحمایتی که بتاسی ازایمان واعتقاد قبل ازمطالعه نسبت به یک انسان ویایک مکتب ویا یک پدیده اجتماعی وتاریخی صورت میپذیرد نه تنها گره ازمشکل دین را نمی گشاید، بل بیشتر پشت آنرا بزمین میکوبد: بگفته شاعر " دشمن دانا بلندت میکند برزمینت میزند نادان دوست ". مع الوصف اینکه نقدی را نسبت به نظر من ارائه داشته اید ، بسیارخوشحال وبابت آن ازشما سپاس گذارم . مرا باوراینست که گفتگو ونقدونظر درفضای باز وبدور ازتعصب ، کوتاه ترین ودرعین زمان پویاترین راه رسیدن به تفاهم واحیای مدنیت سالم وانسانی است . مطالبی را که من دراین صفحه بادوستان درمیان گذاشته ویا میگذارم ، ناشی ازتعصب ویا باصطلاح رایج، وظیفه داربودن ازجانب صهیونیسم - مسیحیت ویاکمونیسم نیست ! بلکه محصول مستقیم وبدون واسطه مطالعه وبرداشتی است ازمتن تاریخ اسلام - ومتن کتاب آسمانی آن ( قرآن ) ودرعین حال تطبیق آن درعمل با آنچه امروزه بنام اسلام ودرسرزمینهای اسلامی صورت میپذیرد. آولآ فرموده اید که محمد دست کارگر را بوسیده است تا مسلمانها را بکارتشویق نماید. بنظرم این را اگراستدلال نیزبحساب آوریم ، بی نهایت ضعیف وپیش پاافتاده است . بوسیدن دست وصورت شاید برای یک لحظه ویایک مقطع کوتاه کارگری را وادارد تاباعلاقه وازروی میل به کارتن دهد ولی در درازمدت وبرای همیشه نه ! آنچه انسانی را برمی انگیزد وبه او میل باطنی میدهد ، نه بوسیدن وآفرین گفتن ، بلکه بصورت عادلانه حقوق ومزایای کار را به اوبازگرداندن وجلب اعتماد ورضایت کارگر را نسبت به توزیع عادلانه ثروت ومحصول کاراست . متآسفانه دردین اسلام ودرچارچوب قوانین آن ازحقوق کارگزوتعیین شرایط کاروبهره مندی ازآن سخنی بمیان نیست . کافی خواهد بود تابشرایط رقت بار وبی حقوقی کامل کارگران درسایه رژیم جمهوری اسلامی ایران ( سمبل علوی آن ) - حکومت اسلامی خادمین حرمین شریفین درسعودی ( نمونه وهابی ) - حکومت اسلامی پاکستان ( نمونه حنفی ) - وجمهوری اسلامی افغانستان ( نمونه شیعی - حنفی ) آن نظرافگنیم تا دریابیم که مواضع این نماینده گان خدا در روی زمین نسبت به کارگرومستضعفین چیست ؟ ویا اقلآ ازکارگرمهاجرافغانی پرسیده شود که برخورد حکومت ولایت فقیه ونماینده امام زمان درایران دربرابر آنها چی بوده ویاقانون اساسی این رژیم نسبت بحقوق کارگرچگونه میباشد؟ فکرمیکنید که خامنه ای بمثابه ولی امرمسلمین وصدها آیت الله دغل وفریبکار حاکم برایران هنوز باخبرنیستند که محمد دست کارگر رابوسه میزده ؟ ویا اینان ازعلی ومحمد پیروی واطاعت نمیدارند؟ از زاویه دیگر میشود این سوال را مطرح نمود که اگرآیین اسلام مشوق کاربوده وکارگربرای آن عزیز! پس این اعراب که بنیان گذار ومتولی این دین است ، چرا به مرض تنبلی وبیکاری گرفتار آمده ؟ واگر سیرحوادث روزی پول نفت را ازآنان دریغ بدارد ، آنوفت دوباره همه به خوردن سوسمارروی آورده وبه گدایان درگاه صهیونیسم مبدل میگردند. نگاه مختصر بتاریخ صدراسلام نشان میدهد که کاروتلاش برای آبادانی وفراهم نمودن وسایل پیشرفت بصورت قطع دردستور این بیابان گردان جاهل نبوده ، بلکه بطور عمده ازطریق غارت وچپاول اموال ودارایی های مردم بنام مصادره اسلامی ، امرار معاش میکردند . دلیل وانگیزه اصلی روی آوردن آنها به جنگ نیز آنگونه که مسلمانان ما مدعی اند ؛ نه به منظور صدور اسلام وتوسعه دین که خودها بی باورتر ازدیگران نسبت به آن بودند ، بلکه بصورت عمده برای دست یابی به ثروت وغنایم جنگی - درگام نخست غلام وکنیز بود. لذاست که درقرآن نیزبصراحت زنان غیرمسلم را غنیمت جنگی وملک مردان مسلمان میداند . در رابطه به خشونت باید عرض داشت که اسلام اساسآ دین خشونت وشمشیراست ، نه دین گفتگو وتفاهم وصلح . کلمه اسلام بمعنی تسلیم ، درست پیام ومحتوی خشونت را درخود حمل میکند . بامرور ومطالعه درقرآن به صدها آیه قتل وکشتار وستم برمیخوریم که ریختن خون غیرمسلمان بدست مسلمان را ازفرائض ودستورات خدا میداند. به قول خمینی" رحمت مخالفت باخداست - محراب یعنی محل حرب - یعنی مکان جنگ - ازمحرابها باید جنگ پیداشود - چنانکه بیشترجنگهای اسلام ازمحرابها پیدا میشد" ( سخنان خمینی بمناسبت تولد محمد درسال 1361 ). سوره حشر آیه 5 " هر درخت خرمایی را که بریدید یا آن را بر ریشه اش باقی گذاردید به قرمان خدابود تانافرمانان خوار گردد ". محتوی ومفهوم این آیه خشونت را حتی به اشجار غیرمسلمان روا میداند ، کشتن خود آنان که از واجبات است . در رابطه به صحبت علی با ابن ملجم که ازنظر آقای ع ع ع دانش غیبی اورا میرساند !! باید گفت که این عقیده نسبت به علی مربوط به اکثریت قاطع اهل تشییع میباشد . ازعلی مدد خواستن - اورا دست خدا قرار دادن - اورا مافوق بشر تعبیر نمودن ودانستن ، و.... را باید درکل بحساب افکار غیر علمی وخرافی سه دین آسمانی وسامی ( یهود- مسیحیت واسلام ) مورد بحث وبررسی قرار داد. دراینجا بدنیست در رابطه نقل وقولی ازخود علی آورده ونتیجه گیریم که تشییع علی را آنگونه می بیند که حتی خودعلی با آن موافق نیست . خطبه 78 صفحه 89 نهج البلاغه ازعلامه شریف رضی " ای مردم ، ازفراگیری علم نجوم بپرهیزید- مگرآن مقدار که راه صحرا ودریارا به شما بنمایاند - که شمایان را به غیبگویی کشاند. واخترشناس چون غیبگوست وغیبگو چون کافر وکافر درآتش است ".در باره ابن ملجم بد نیست نامه 47 که درواقع وصیت نامه علی به حسن وحسین است ، مرور شود" هان ای فرزندان عبدالمطلب به خوانخواهیم فقط ازقاتلم قصاص کنید- بنگرید آنگاه که من ازضربت اوجام شهادت را نوشیدم تنها یک ضربت براو فرود آرید ". بنظرم مدارا بخشش وگذشت را گویند. اینکه علی دستور یک ضربت زدن به ابن ملجم را میدهد ، هیجگاه دلیلی برمدارا نیست . البته قصدم اینجا دفاع ازابن ملجم نیست ، بلکه بحث ازمدارا است نه چیزی دیگری وابن ملجم باکشتن علی قاتل است ومحکوم ، نه بخاطر کشتن علی ، بلکه بخاطرزشت بودن ومردود بودن عمل قتل . تاریخ آینه تمام نمای یک شخصیت است وعلی بنابحکم تاریخ یک انسان قاتل وبی رحم است نه یک شخصیت عادل ومدارا جو . خطبه 124 علی را درنهج البلاغه مرور نماییم تا کمی ازچندوچون قضیه آگاه گردیم " آنکه جهاد را برگزیند وبه سوی خدا رود، تشنه کامی است که به سرچشمه آب درآید . بهشت درپرتوبرق نیزه هاست ". درخطبه 27 " آگاه باشید که من شب وروز وآشکار ونهان شمایان را به نبرد با اینان فراخواندم وگفتم پیش ازآنکه به جنگتان آید به جنگشان روید". خطبه 55 " ما که باپیامبربودیم باپدران ، پسران وعموهای مان می جنگیدیم ، ولی این جنگ ایمان وتسلیممان را می افزود وبرسوزش درد بردبارمان میساخت". خطبه 58" به علی خبردادند که خوارج ازپل نهروان گذشته اند ، فرمود: نه چنین است وازآن نهر نه گذشته ان ، بلکه قتلگاه هایشان این سوی نهراست . به خداسوگند ، ازایشان ده نفر هم نجات نیابند وازشمایان ده نفرهم به شهادت نرسند". با توجه به این اسناد وشواهد ، بخوبی قابل درک است که دراسلام آنجایکه رحم ومروت مطرح است ، هیچگاه بامحتوای انسانی نیست ،بلکه رحم بمعنی اسلامی آن یعنی شمشیرکشیدن دربرابر مخالفین ومدارا باموافقین . این همان طرزتفکر وبرنامه ای است رایج درمیان تمام آدم کشان . طالبان والقاعده نیزموافقین خود را نمی کشند. هیتلرنیزباموافقینش نمی جنگید . جورج دبلیو بوش وهم پیمانانش نیز واشنگتن ولندن را بمباران نمیکنند ، بلکه افغانستان وعراق را بخاک وخون کشیدند .
محترم ع ع ع ! اولترازهمه باعرض ادب محضرشما یاد آور میشوم اینکه : معلومات شما در رابطه بتاریخ اسلام وعملکرد رهبران وپیشوایان این دین ، مخصوصآ فهم وشناخت شما ازقرآن بسیار ضعیف وبی پایه است . برای شما بمثابه یک انسان متدین ومدافع آن ، لازم وواجب است تا زحمت مطالعه وکسب معلومات دقیق ومعتبر دراین رابطه را بخود بدهید ، تا حمایت وپشتیبانی شما مؤثر وسودمند واقع گردد. در باره علی امام اول شیعیان وخلیفه چهارم مسلمین نیز موضع شما برپایه گفته ها وروایت آخوندهای شیعی استواراست ، نه براساس شناخت واقعی وبیطرفانه ازعلی . بدیهی است ، هرموضعگیری وحمایتی که بتاسی ازایمان واعتقاد قبل ازمطالعه نسبت به یک انسان ویایک مکتب ویا یک پدیده اجتماعی وتاریخی صورت میپذیرد نه تنها گره ازمشکل دین را نمی گشاید، بل بیشتر پشت آنرا بزمین میکوبد: بگفته شاعر " دشمن دانا بلندت میکند برزمینت میزند نادان دوست ". مع الوصف اینکه نقدی را نسبت به نظر من ارائه داشته اید ، بسیارخوشحال وبابت آن ازشما سپاس گذارم . مرا باوراینست که گفتگو ونقدونظر درفضای باز وبدور ازتعصب ، کوتاه ترین ودرعین زمان پویاترین راه رسیدن به تفاهم واحیای مدنیت سالم وانسانی است . مطالبی را که من دراین صفحه بادوستان درمیان گذاشته ویا میگذارم ، ناشی ازتعصب ویا باصطلاح رایج، وظیفه داربودن ازجانب صهیونیسم - مسیحیت ویاکمونیسم نیست ! بلکه محصول مستقیم وبدون واسطه مطالعه وبرداشتی است ازمتن تاریخ اسلام - ومتن کتاب آسمانی آن ( قرآن ) ودرعین حال تطبیق آن درعمل با آنچه امروزه بنام اسلام ودرسرزمینهای اسلامی صورت میپذیرد. آولآ فرموده اید که محمد دست کارگر را بوسیده است تا مسلمانها را بکارتشویق نماید. بنظرم این را اگراستدلال نیزبحساب آوریم ، بی نهایت ضعیف وپیش پاافتاده است . بوسیدن دست وصورت شاید برای یک لحظه ویایک مقطع کوتاه کارگری را وادارد تاباعلاقه وازروی میل به کارتن دهد ولی در درازمدت وبرای همیشه نه ! آنچه انسانی را برمی انگیزد وبه او میل باطنی میدهد ، نه بوسیدن وآفرین گفتن ، بلکه بصورت عادلانه حقوق ومزایای کار را به اوبازگرداندن وجلب اعتماد ورضایت کارگر را نسبت به توزیع عادلانه ثروت ومحصول کاراست . متآسفانه دردین اسلام ودرچارچوب قوانین آن ازحقوق کارگزوتعیین شرایط کاروبهره مندی ازآن سخنی بمیان نیست . کافی خواهد بود تابشرایط رقت بار وبی حقوقی کامل کارگران درسایه رژیم جمهوری اسلامی ایران ( سمبل علوی آن ) - حکومت اسلامی خادمین حرمین شریفین درسعودی ( نمونه وهابی ) - حکومت اسلامی پاکستان ( نمونه حنفی ) - وجمهوری اسلامی افغانستان ( نمونه شیعی - حنفی ) آن نظرافگنیم تا دریابیم که مواضع این نماینده گان خدا در روی زمین نسبت به کارگرومستضعفین چیست ؟ ویا اقلآ ازکارگرمهاجرافغانی پرسیده شود که برخورد حکومت ولایت فقیه ونماینده امام زمان درایران دربرابر آنها چی بوده ویاقانون اساسی این رژیم نسبت بحقوق کارگرچگونه میباشد؟ فکرمیکنید که خامنه ای بمثابه ولی امرمسلمین وصدها آیت الله دغل وفریبکار حاکم برایران هنوز باخبرنیستند که محمد دست کارگر رابوسه میزده ؟ ویا اینان ازعلی ومحمد پیروی واطاعت نمیدارند؟ از زاویه دیگر میشود این سوال را مطرح نمود که اگرآیین اسلام مشوق کاربوده وکارگربرای آن عزیز! پس این اعراب که بنیان گذار ومتولی این دین است ، چرا به مرض تنبلی وبیکاری گرفتار آمده ؟ واگر سیرحوادث روزی پول نفت را ازآنان دریغ بدارد ، آنوفت دوباره همه به خوردن سوسمارروی آورده وبه گدایان درگاه صهیونیسم مبدل میگردند. نگاه مختصر بتاریخ صدراسلام نشان میدهد که کاروتلاش برای آبادانی وفراهم نمودن وسایل پیشرفت بصورت قطع دردستور این بیابان گردان جاهل نبوده ، بلکه بطور عمده ازطریق غارت وچپاول اموال ودارایی های مردم بنام مصادره اسلامی ، امرار معاش میکردند . دلیل وانگیزه اصلی روی آوردن آنها به جنگ نیز آنگونه که مسلمانان ما مدعی اند ؛ نه به منظور صدور اسلام وتوسعه دین که خودها بی باورتر ازدیگران نسبت به آن بودند ، بلکه بصورت عمده برای دست یابی به ثروت وغنایم جنگی - درگام نخست غلام وکنیز بود. لذاست که درقرآن نیزبصراحت زنان غیرمسلم را غنیمت جنگی وملک مردان مسلمان میداند . در رابطه به خشونت باید عرض داشت که اسلام اساسآ دین خشونت وشمشیراست ، نه دین گفتگو وتفاهم وصلح . کلمه اسلام بمعنی تسلیم ، درست پیام ومحتوی خشونت را درخود حمل میکند . بامرور ومطالعه درقرآن به صدها آیه قتل وکشتار وستم برمیخوریم که ریختن خون غیرمسلمان بدست مسلمان را ازفرائض ودستورات خدا میداند. به قول خمینی" رحمت مخالفت باخداست - محراب یعنی محل حرب - یعنی مکان جنگ - ازمحرابها باید جنگ پیداشود - چنانکه بیشترجنگهای اسلام ازمحرابها پیدا میشد" ( سخنان خمینی بمناسبت تولد محمد درسال 1361 ). سوره حشر آیه 5 " هر درخت خرمایی را که بریدید یا آن را بر ریشه اش باقی گذاردید به قرمان خدابود تانافرمانان خوار گردد ". محتوی ومفهوم این آیه خشونت را حتی به اشجار غیرمسلمان روا میداند ، کشتن خود آنان که از واجبات است . در رابطه به صحبت علی با ابن ملجم که ازنظر آقای ع ع ع دانش غیبی اورا میرساند !! باید گفت که این عقیده نسبت به علی مربوط به اکثریت قاطع اهل تشییع میباشد . ازعلی مدد خواستن - اورا دست خدا قرار دادن - اورا مافوق بشر تعبیر نمودن ودانستن ، و.... را باید درکل بحساب افکار غیر علمی وخرافی سه دین آسمانی وسامی ( یهود- مسیحیت واسلام ) مورد بحث وبررسی قرار داد. دراینجا بدنیست در رابطه نقل وقولی ازخود علی آورده ونتیجه گیریم که تشییع علی را آنگونه می بیند که حتی خودعلی با آن موافق نیست . خطبه 78 صفحه 89 نهج البلاغه ازعلامه شریف رضی " ای مردم ، ازفراگیری علم نجوم بپرهیزید- مگرآن مقدار که راه صحرا ودریارا به شما بنمایاند - که شمایان را به غیبگویی کشاند. واخترشناس چون غیبگوست وغیبگو چون کافر وکافر درآتش است ".در باره ابن ملجم بد نیست نامه 47 که درواقع وصیت نامه علی به حسن وحسین است ، مرور شود" هان ای فرزندان عبدالمطلب به خوانخواهیم فقط ازقاتلم قصاص کنید- بنگرید آنگاه که من ازضربت اوجام شهادت را نوشیدم تنها یک ضربت براو فرود آرید ". بنظرم مدارا بخشش وگذشت را گویند. اینکه علی دستور یک ضربت زدن به ابن ملجم را میدهد ، هیجگاه دلیلی برمدارا نیست . البته قصدم اینجا دفاع ازابن ملجم نیست ، بلکه بحث ازمدارا است نه چیزی دیگری وابن ملجم باکشتن علی قاتل است ومحکوم ، نه بخاطر کشتن علی ، بلکه بخاطرزشت بودن ومردود بودن عمل قتل . تاریخ آینه تمام نمای یک شخصیت است وعلی بنابحکم تاریخ یک انسان قاتل وبی رحم است نه یک شخصیت عادل ومدارا جو . خطبه 124 علی را درنهج البلاغه مرور نماییم تا کمی ازچندوچون قضیه آگاه گردیم " آنکه جهاد را برگزیند وبه سوی خدا رود، تشنه کامی است که به سرچشمه آب درآید . بهشت درپرتوبرق نیزه هاست ". درخطبه 27 " آگاه باشید که من شب وروز وآشکار ونهان شمایان را به نبرد با اینان فراخواندم وگفتم پیش ازآنکه به جنگتان آید به جنگشان روید". خطبه 55 " ما که باپیامبربودیم باپدران ، پسران وعموهای مان می جنگیدیم ، ولی این جنگ ایمان وتسلیممان را می افزود وبرسوزش درد بردبارمان میساخت". خطبه 58" به علی خبردادند که خوارج ازپل نهروان گذشته اند ، فرمود: نه چنین است وازآن نهر نه گذشته ان ، بلکه قتلگاه هایشان این سوی نهراست . به خداسوگند ، ازایشان ده نفر هم نجات نیابند وازشمایان ده نفرهم به شهادت نرسند". با توجه به این اسناد وشواهد ، بخوبی قابل درک است که دراسلام آنجایکه رحم ومروت مطرح است ، هیچگاه بامحتوای انسانی نیست ،بلکه رحم بمعنی اسلامی آن یعنی شمشیرکشیدن دربرابر مخالفین ومدارا باموافقین . این همان طرزتفکر وبرنامه ای است رایج درمیان تمام آدم کشان . طالبان والقاعده نیزموافقین خود را نمی کشند. هیتلرنیزباموافقینش نمی جنگید . جورج دبلیو بوش وهم پیمانانش نیز واشنگتن ولندن را بمباران نمیکنند ، بلکه افغانستان وعراق را بخاک وخون کشیدند .