همه با هم از دختر افغانستان، ملالی جويا حمايت کنيم
21 می 2007, 19:30, توسط شریفی
من از ملالی جویا پشتیبانی نمیکنم. من میدانم ملالی جویا کینه در دل دارد. ملالی جویا درد دارد و از کسانی که برایش مصیبت رسیده شکایت میکند. ملالی جویا از مجاهدین در دوره ایشان رنج دیده و از آنها ناراحت است. در غیر آن چرا این همه بد و بیراهی که ملالی به آدرس سران مجاهدین میفرستد به دیگران نمیگوید؟ خوب, اینکه ملالی جویا مثل یک ساعت کوک شده و یک موضوع را تکرار میکند به جایش باشد. اینکه ملالی چیزی نوی برای گفتن ندارد همه میبینند. به ملالی لقب زن قهرمان خیلی سنگینی میکند. بسیاری ها این حرف ها را از روی مخالفت یا عقده ای که در مقابل رهبران مجاهدین دارند چون اسلحه تبلیغاتی به کار میبرند ورنه بودن و نبودن ملالی هیچ چرت شان را خراب نمیکند. جواب من به احمد عیار اینست که با در نظرداشت گفته هایی که تا اینجا آمدم, بلی ملالی جویا خواهر من است. مگر ملالی جویا در مسابقه نمایش اندام اشتراک کرده که از برادری اش شرم کنیم؟ ملالی با استفاده از فقط زبانی که دارد از آنهایی که با سرنوشت اش بازی کرده اند شکایت میکند. همین.
برادر من به وسیله فیر مرمی یک ریش دار و یک مجاهد همان وقت, یک زیر دست گلبدین حکمتیار یا سیاف یا ربانی... جان به حق داد و از جهان رفت. من داد و واویلا نمیکنم به دلیل اینکه مرد استم. من میدانم زور من نه آنقدر است که انتقام بگیرم. من میدانم اگر هزار فریاد هم بزنم بی فایده است, حتی اگر وکیل در پارلمان باشم. اما ملالی یک دختر, یک زن است. دل او از دردی که کشیده است خون است. روح او از رنجی که برده است ناآرامش ساخته. او امروز از همین کوچک ترین حق خود استفاده میکند و به هر کلمه ای میکوشد دشمنانش را, دشمنانی که شاید مانند من جان برادرش را گرفته باشند, میکوبد. کی میداند, شاید ملالی جویا مانند میلیون ها جوان دیگر آرزوهایی و پلانهایی درسر داشته که درست در همان لحظه ای که میرفته ملالی موفق شود, مجاهدین, پلانهای مجاهدین, سلاح بدستهای مجاهدین, بی سوادان مجاهدین و سران مجاهدین مانع شده اند. من از دشنامگویی های ملالی پشتیبانی نمیکنم, اما میدانم او یک زن است و یک زن افغان رنج زن های دیگر را فریاد میکند. منتها, او نمیداند یا نمیتواند که دردش درونی اش را چگونه فریاد کند. کلماتش را عاری از دو و دشنام بیان کند. شاید بداند, اما نمیتواند. شاید هم برعکس. باز هم مخاطبم عیار احمد است, ملالی جویا اعلانات کوکاکولا و لباس زنانه را با اندام برهنه و نیمه برهنه نمایش نمیدهد. ملالی جویا عصبی میشود و دشنام میگوید. همین. او خواهر من است. امید است که باردیگر سوالی مشکل تری از چانته ات بکشی.
من از ملالی جویا پشتیبانی نمیکنم. من میدانم ملالی جویا کینه در دل دارد. ملالی جویا درد دارد و از کسانی که برایش مصیبت رسیده شکایت میکند. ملالی جویا از مجاهدین در دوره ایشان رنج دیده و از آنها ناراحت است. در غیر آن چرا این همه بد و بیراهی که ملالی به آدرس سران مجاهدین میفرستد به دیگران نمیگوید؟ خوب, اینکه ملالی جویا مثل یک ساعت کوک شده و یک موضوع را تکرار میکند به جایش باشد. اینکه ملالی چیزی نوی برای گفتن ندارد همه میبینند. به ملالی لقب زن قهرمان خیلی سنگینی میکند. بسیاری ها این حرف ها را از روی مخالفت یا عقده ای که در مقابل رهبران مجاهدین دارند چون اسلحه تبلیغاتی به کار میبرند ورنه بودن و نبودن ملالی هیچ چرت شان را خراب نمیکند. جواب من به احمد عیار اینست که با در نظرداشت گفته هایی که تا اینجا آمدم, بلی ملالی جویا خواهر من است. مگر ملالی جویا در مسابقه نمایش اندام اشتراک کرده که از برادری اش شرم کنیم؟ ملالی با استفاده از فقط زبانی که دارد از آنهایی که با سرنوشت اش بازی کرده اند شکایت میکند. همین.
برادر من به وسیله فیر مرمی یک ریش دار و یک مجاهد همان وقت, یک زیر دست گلبدین حکمتیار یا سیاف یا ربانی... جان به حق داد و از جهان رفت. من داد و واویلا نمیکنم به دلیل اینکه مرد استم. من میدانم زور من نه آنقدر است که انتقام بگیرم. من میدانم اگر هزار فریاد هم بزنم بی فایده است, حتی اگر وکیل در پارلمان باشم. اما ملالی یک دختر, یک زن است. دل او از دردی که کشیده است خون است. روح او از رنجی که برده است ناآرامش ساخته. او امروز از همین کوچک ترین حق خود استفاده میکند و به هر کلمه ای میکوشد دشمنانش را, دشمنانی که شاید مانند من جان برادرش را گرفته باشند, میکوبد. کی میداند, شاید ملالی جویا مانند میلیون ها جوان دیگر آرزوهایی و پلانهایی درسر داشته که درست در همان لحظه ای که میرفته ملالی موفق شود, مجاهدین, پلانهای مجاهدین, سلاح بدستهای مجاهدین, بی سوادان مجاهدین و سران مجاهدین مانع شده اند. من از دشنامگویی های ملالی پشتیبانی نمیکنم, اما میدانم او یک زن است و یک زن افغان رنج زن های دیگر را فریاد میکند. منتها, او نمیداند یا نمیتواند که دردش درونی اش را چگونه فریاد کند. کلماتش را عاری از دو و دشنام بیان کند. شاید بداند, اما نمیتواند. شاید هم برعکس. باز هم مخاطبم عیار احمد است, ملالی جویا اعلانات کوکاکولا و لباس زنانه را با اندام برهنه و نیمه برهنه نمایش نمیدهد. ملالی جویا عصبی میشود و دشنام میگوید. همین. او خواهر من است. امید است که باردیگر سوالی مشکل تری از چانته ات بکشی.