هزاره امروز هزاره دیروز نیست و مطمعنا فردا بهتر از امروزست برای ما
28 آپریل 2009, 02:15, توسط شادولا
خوانندگان عزیز: ببخشید اگرمن ازموضوع مورد بحث خارج شده ام ولی همینجارا برای اظهار مطلب خود مناسب یافتم. من از پدر ومادری به دنیا آمده ام که در تذکره ام نوشته شده قوم تاجک. و پدرم میگفت ما از قوم یوسفزی هستیم. من امروز بیش از شصت سال عمر دارم پدرم را در 13 سالگی ازدست دادم و مانند گل خودرو، در یک جامعه مملو از فسق وفساد بزرگ شدم.ولی خوشبختانه با آزادی فردی وفکری که داشتم ودارم وتجربه ها ومشکلات روز گاروبرخورد با مسایل واشخاص وافراد ازا قوام وقبایل ، باعقاید مختلف در نخستین مراحل دوره جوانی، تبعیض وتعصب من مبدل به روابط بسیارصادقانه وصمیمانه انسانی گردیده وباالمقابل عین عکس العمل را نسبت بخود ازاکثریت احساس نموده ومینمایم. به دلیل همین آزادی های اخلاقی من، اولاد هایم همسران شان را از نژاد ها وادیان ومذاهب مختلف انتخاب و خوشبختانه در یک فضای بسیارصمیمی واحترام متقابل زندگی بسیار خوب وبدون کینه وکدورت و دردسر داریم. من نمیدانم هموطنان عزیز ما به چه دلیلی این موضوعات را بسیار جدی گرفته وبا کنایه های دور ازعفت قلم به آنانیکه عقاید، مختلف ویاازنژاد دیگر هستند ،ویا به لسان دیگر صحبت مینمایند، تحقیر وتوهین می فرستند؟ آنانیکه به ادیان سماوی عقیده دارند، آیا باور ندارند که ماانسان ها از یک آدم وحوا بوجود آمده ایم و در حقیقت همه خواهر وبرادر وخون شریک یکدیگر هستیم؟ و چرا باید تا این حد بخون یکدیگر محتاج باشیم؟ این را همه میدانیم که، شرایط زمان ومکان بوده که مارا دراطراف واکناف جهان پراگنده ساخته. البته برای اکثرآن عزیزانیکه به ادیان عقیده ندارند این موضوع تا حدی خود بخود حل گردیده. مطلب من ازین اظهارات اینست اگر ماانسان ها واقعا اشرف مخلوقات هستیم، گاهی بخود فرصت داده ایم، نظری به دیگر موجودات ومخلوقات نموده ببینیم که تاچه حد در صلح وصفا زیست میکنند؟ وحشی ترین ودرنده ترین حیوان تا زمانیکه گرسنه واحتیاج نداشته باشند، کشتار وخونخواری نمیکنند. وحشرات همچنان تا مورد آزار واذیت قرار نگیرند مضریت نمیکنند.امااکثر ما انسان ها آنقدر حسود، حریص عقده مند و ظالم هستیم که اگرثروت تمام جهان را داشته باشیم باز هم از چور وچپاول وغارت ووحشت به همنوع خود مزایقه نکرده تاتوان وقدرت داریم آخرین قطرات خون یکدیگر را می مکیم. طوریکه در سایت های انتر نتی ، رادیو ، تلویزیون وروزنامه ها می بینیم میشنویم ومیخوانیم ، نویسندگان، علما ، دانشمندان وجوانان عزیز ماکه دیگران را مورد انتقاد قرار میدهند، اکثرا" خود، در گفتار و اظهارات شان با یگدیگر آنقدر جدی هستند وحساسییت می ورزند که متیقن هستم اگر باهم مقابل شوند، شاید موضوع به پرت وپوست وحتی کشت وخون انجام شود. ما که امروز از برکت سایت های انتر نتی توانسته ایم مکنونات قلبی خودرا که قبلا" بنا بردلایل خاص عقیده وی وغیره میسر نبود، اکنون آزادنه اظهارنمائیم، ایا ممکن نیست، ازهرقوم وقبیله، دین ومذهب ونژادی که هستیم وبه هر لسانی که صحبت میکنیم، هموطنان عزیزخودرا به اتحاد ، اتفاق، صلح وصفا وصمیمت تشویق کنیم؟ از ناسزا گویی ، کنایه و توهین که پیامدش جز بد بختی ونفاق چیزی دیگر متصور نیست ، ابا ورزیده در عوض با استعمال جملات محبت آمیز ودوستانه همدیگررا انتقادومتوجه اشتباهات شان بنمائیم ؟ ما که امروز در یک دهکدهء بسیار کوچک بنام زمین زندگی میکنیم، ازهمه اولتر باید انسان وانسانیت برای ما مهم باشد، تا قوم وقبیله ودین ومذهب ولسان . دنیای ما بسیار زیبا ودوست داشتنی خواهد بود اگر همه خودرا با آن جوهر اصلی یعنی انسانیت ملبس ساخته و به عقیده ومذهب وروش زندگی همدیگرکه یک موضوع بسیار شخصی هر انسان است ، احترام داشته از تحقیر وتوهین تا حد توان بی پرهیزیم. من واقعا" امروز افتخار میکنم که برادران هزارهء ما که ازجمله زحمت کش ترین وصبور ترین افراد بوده و هستند خوشبختانه روشن ترین قشر جامعهء مارا تشکیل میدهند. آرزوی قلبی من است که همه افراد وطن عزیز ما از جان ودل، قدرت وتوانایی، مدارا ، بخشش وازخودگذری را نسبت به همدیگر درقلب های شان پرورانیده با اتحاد و اتفاق ، این مملکت ومردم زجردیده وبلا کشیدهء شانرا ازین بی سرنوشتی وبد بختی نجات بدهند. به امید سعادت وسلامتی وموفقیت همه انسانهای خوب.
خوانندگان عزیز: ببخشید اگرمن ازموضوع مورد بحث خارج شده ام ولی همینجارا برای اظهار مطلب خود مناسب یافتم. من از پدر ومادری به دنیا آمده ام که در تذکره ام نوشته شده قوم تاجک. و پدرم میگفت ما از قوم یوسفزی هستیم. من امروز بیش از شصت سال عمر دارم پدرم را در 13 سالگی ازدست دادم و مانند گل خودرو، در یک جامعه مملو از فسق وفساد بزرگ شدم.ولی خوشبختانه با آزادی فردی وفکری که داشتم ودارم وتجربه ها ومشکلات روز گاروبرخورد با مسایل واشخاص وافراد ازا قوام وقبایل ، باعقاید مختلف در نخستین مراحل دوره جوانی، تبعیض وتعصب من مبدل به روابط بسیارصادقانه وصمیمانه انسانی گردیده وباالمقابل عین عکس العمل را نسبت بخود ازاکثریت احساس نموده ومینمایم. به دلیل همین آزادی های اخلاقی من، اولاد هایم همسران شان را از نژاد ها وادیان ومذاهب مختلف انتخاب و خوشبختانه در یک فضای بسیارصمیمی واحترام متقابل زندگی بسیار خوب وبدون کینه وکدورت و دردسر داریم. من نمیدانم هموطنان عزیز ما به چه دلیلی این موضوعات را بسیار جدی گرفته وبا کنایه های دور ازعفت قلم به آنانیکه عقاید، مختلف ویاازنژاد دیگر هستند ،ویا به لسان دیگر صحبت مینمایند، تحقیر وتوهین می فرستند؟ آنانیکه به ادیان سماوی عقیده دارند، آیا باور ندارند که ماانسان ها از یک آدم وحوا بوجود آمده ایم و در حقیقت همه خواهر وبرادر وخون شریک یکدیگر هستیم؟ و چرا باید تا این حد بخون یکدیگر محتاج باشیم؟ این را همه میدانیم که، شرایط زمان ومکان بوده که مارا دراطراف واکناف جهان پراگنده ساخته. البته برای اکثرآن عزیزانیکه به ادیان عقیده ندارند این موضوع تا حدی خود بخود حل گردیده. مطلب من ازین اظهارات اینست اگر ماانسان ها واقعا اشرف مخلوقات هستیم، گاهی بخود فرصت داده ایم، نظری به دیگر موجودات ومخلوقات نموده ببینیم که تاچه حد در صلح وصفا زیست میکنند؟ وحشی ترین ودرنده ترین حیوان تا زمانیکه گرسنه واحتیاج نداشته باشند، کشتار وخونخواری نمیکنند. وحشرات همچنان تا مورد آزار واذیت قرار نگیرند مضریت نمیکنند.امااکثر ما انسان ها آنقدر حسود، حریص عقده مند و ظالم هستیم که اگرثروت تمام جهان را داشته باشیم باز هم از چور وچپاول وغارت ووحشت به همنوع خود مزایقه نکرده تاتوان وقدرت داریم آخرین قطرات خون یکدیگر را می مکیم. طوریکه در سایت های انتر نتی ، رادیو ، تلویزیون وروزنامه ها می بینیم میشنویم ومیخوانیم ، نویسندگان، علما ، دانشمندان وجوانان عزیز ماکه دیگران را مورد انتقاد قرار میدهند، اکثرا" خود، در گفتار و اظهارات شان با یگدیگر آنقدر جدی هستند وحساسییت می ورزند که متیقن هستم اگر باهم مقابل شوند، شاید موضوع به پرت وپوست وحتی کشت وخون انجام شود. ما که امروز از برکت سایت های انتر نتی توانسته ایم مکنونات قلبی خودرا که قبلا" بنا بردلایل خاص عقیده وی وغیره میسر نبود، اکنون آزادنه اظهارنمائیم، ایا ممکن نیست، ازهرقوم وقبیله، دین ومذهب ونژادی که هستیم وبه هر لسانی که صحبت میکنیم، هموطنان عزیزخودرا به اتحاد ، اتفاق، صلح وصفا وصمیمت تشویق کنیم؟ از ناسزا گویی ، کنایه و توهین که پیامدش جز بد بختی ونفاق چیزی دیگر متصور نیست ، ابا ورزیده در عوض با استعمال جملات محبت آمیز ودوستانه همدیگررا انتقادومتوجه اشتباهات شان بنمائیم ؟ ما که امروز در یک دهکدهء بسیار کوچک بنام زمین زندگی میکنیم، ازهمه اولتر باید انسان وانسانیت برای ما مهم باشد، تا قوم وقبیله ودین ومذهب ولسان . دنیای ما بسیار زیبا ودوست داشتنی خواهد بود اگر همه خودرا با آن جوهر اصلی یعنی انسانیت ملبس ساخته و به عقیده ومذهب وروش زندگی همدیگرکه یک موضوع بسیار شخصی هر انسان است ، احترام داشته از تحقیر وتوهین تا حد توان بی پرهیزیم. من واقعا" امروز افتخار میکنم که برادران هزارهء ما که ازجمله زحمت کش ترین وصبور ترین افراد بوده و هستند خوشبختانه روشن ترین قشر جامعهء مارا تشکیل میدهند. آرزوی قلبی من است که همه افراد وطن عزیز ما از جان ودل، قدرت وتوانایی، مدارا ، بخشش وازخودگذری را نسبت به همدیگر درقلب های شان پرورانیده با اتحاد و اتفاق ، این مملکت ومردم زجردیده وبلا کشیدهء شانرا ازین بی سرنوشتی وبد بختی نجات بدهند. به امید سعادت وسلامتی وموفقیت همه انسانهای خوب.