Kamran Mir Hazar Youtube Channel
حقوق بشر، مردم بومی، ملت های بدون دولت، تکنولوژی، ادبیات، بررسی کتاب، تاریخ، فلسفه، پارادایم و رفاه
سابسکرایب

صفحه نخست کابل پرس > ... > سخنگاه 4142

کامران میرهزار آزاد شد

10 جولای 2007, 13:51, توسط بهادر شکن

بهادر عزیز سلام هرجا که جناب عالی ات تشریف فرما شوی بهادرشکن نیز به سراغت با منطق رساوقلم شیوا می رسد.
اینکه این قدر انصاف دروجود جنابعالی پیداشد که مردم پنجشیر را دیگر ناسزا نگویی خدا راشکر.
این را باید خدمت شما بعرض برسانم که نام مسعود با نام پنجشیر چنان گره خورده است که جدایی این دو امکان پذیر نیست. اینکه چرا مردم پنچشیر به عوض مسعود نخواستند عبدالحمید محناط ویادستگیر پنجشیری را به رهبری خویش برگزینند این خود دلالت به این دارد که مردم پنچشیر صداقت ایمان داری استقامت ثبات وپایداری آن راد مرد قهرمانرا عملا مشاهده میکردند ومی دیدند که وی همچو آنها باآنها در غم ودر شادی شریک بود هیچگاه او مردم خویش را تنها نگذاشت که یا به پاکستان سفر کند یا به مسکو برود. عزیزم بهادرجان!
موارد که شما از قول گروموف وغیره به آن استناد میکنید چیز هایست که ازنظر همه صاحب نظران داخل وخارج گذشته است هرنوع تحریف درعبارات کتاب دلالت به وجدانی روایت گر میکند به همین بسنده میکنم زیرا شما واقعا وجدان خویش را زیر پا میکنید وقتی که نقل قول نویسنده را مکمل نمی خواهید بنویسید.
در مورد مذاکره رو در رو باطالبان باید عرض کنم که مذاکرات با طالبان نه یکبار بلکه چندین بار صورت گرفت موضوع مذاکرات به هیچ وجه اشتراک درقدرت باطالبان نبود اگر میبود که بسیاری ها رفتند مانند جناب آقای اکبری هم به طالبان پیوستند ویا تسلیم شدند اگر موضوع به این ساده گی که جناب عالی فرض کرده اید که مسعود صرف هدفش قدرت بود باید اینقدر زحمت وبالاخره شهید شدنش به چی معنی میتواند تعبیر شود آیا خجالت آور نیست که باو جود که طالبان و آی واس آی مکرر از مسعود میخواستند که باید یکچا باطالبان باید حکومت بسازد آن بزرگوار همه آن پیشنهادات را رد کرد بازهم شما همه آنهارا انکار میکنید؟. اینکه وی گفته که او تطبیق شریعت رامیخواسته واضح بود اوهم مسلمان اصولی بود واقعا تطبیق شریعت یکی از آرمانهای یک مسلمان است اینکه چطور چگونه ودر کچا مواردی است که باید به روی آن بحث کرد آیا هرکس که خواهان تطبیق شریعت بود او خاین بوطن است؟
اینکه بعد از استقرار نظام نابغه شرق در کشور که همطراز جناب عالی بود وی از مقامات نظامی پاکستان خواهان کمک شده هم قابل انکار نیست ولی شما چگونه وجدان خودرا زیرپا میکنید وتمام همان جمله را در رابطه به نصیرالله بابر نمی نویسید این دیگر تقصیر مسعود نیست. مسعود شهید در همان جا میگوید که من هرقدر اصرار ورزیدم که این نصیرالله بابررا قانع سازم که به مجاهدین ما کمک کند اما دیدم که وی سرش را بالای میز پایین انداخته و چیزی را نظاره میکند من فکر کردم شاید وی نقشه افغانستان را بالای میزش گذاشته است اما هنگام خداحافظی خواستم که بیبینم که آن تصویر چیست دیدم که عکس یک زن برهنه را بالای میزش گذاشته بود.
خوب حالا بهادر جان عزیز خودت صادقانه اعتراف کن که آیا وجدان داری؟
من هیچ قضاوت بیشتر نمی کنم فقط یک چیز را برایت میگویم که اگرمخالف مسعود هم هستی باش اما باوجدان.

جستجو در کابل پرس