من به عنوان یک افغان خجالت می کشم که تعداد زیاد افغانان به مانند هزاران سال قبل مثل گرگها و حیوانات در دشت ها و صحراها زندگی به سر می برند. اینها باید خانه جور کردن یاد بگیرند و فرزندان شان را به مکتب روانه کنند . اینها از لحاظ شرعی مسلمانی خوب کرده نمی توانند. در بیابان اب نیست به اندازه ای کافی که غسل و طهارت و وضو کرده بتوانیم. یک کوچی هفته ها غسل نمی تواند و جنب خود را نگاه می کند. نظامت نصف ایمان است. مردم جایی نیازمند آرامش است اما کوچی ها بر اینها روزگار را بسیار سخت می کند.
من به عنوان یک افغان خجالت می کشم که تعداد زیاد افغانان به مانند هزاران سال قبل مثل گرگها و حیوانات در دشت ها و صحراها زندگی به سر می برند. اینها باید خانه جور کردن یاد بگیرند و فرزندان شان را به مکتب روانه کنند . اینها از لحاظ شرعی مسلمانی خوب کرده نمی توانند. در بیابان اب نیست به اندازه ای کافی که غسل و طهارت و وضو کرده بتوانیم. یک کوچی هفته ها غسل نمی تواند و جنب خود را نگاه می کند. نظامت نصف ایمان است. مردم جایی نیازمند آرامش است اما کوچی ها بر اینها روزگار را بسیار سخت می کند.