Kamran Mir Hazar Youtube Channel
حقوق بشر، مردم بومی، ملت های بدون دولت، تکنولوژی، ادبیات، بررسی کتاب، تاریخ، فلسفه، پارادایم و رفاه
سابسکرایب

صفحه نخست کابل پرس > ... > سخنگاه 10349

پرسش از راوا و هواداران راوا

1 فبروری 2008, 01:31, توسط کامران ميرهزار

سلام به شما آقای ساحل و همه ی خوانندگان سايت کابل پرس?

يک: بله شما راوا را توجيه می کنيد. شکاف کلان در ادعاهای راوا را نمی نگريد و از راوا نمی پرسيد که دزد اگر دزد است، به انورالحق احدی چرا نمی تازد و ساير دزدان و جانيان درشت و نمايانی که برخی از آنان در بالا فهرست شده اند. تا زمانی که شما فقط بخواهيد مرا نقد نقد کنيد و به بهانه ی سياسی بودن يک دار و دسته، کارهايشان را ننگريد، کار شما کار يک توجيه گر است و نه يک ناظر بی طرف بيرونی که دو سوی را می نگرد.

دو: آفرين آقای رشتيا. باز به خانه ی اول برگشتيد. باز هم به توجيه راوا ادامه داديد. وقتی اين دار و دسته ادعا می کند که چنين می کند و چنان يک تفاوت اساسی بايد با دار و دسته ی ديگر داشته باشد و آن عدم سازش و سياسی بازی بايد باشد. بله اگر به راوا اجازه ی سياسی کاری می دهيد، من هم می توانم بگويم همين سياسی کاری، رنگ کردن مردم و اعضايش که به شعارها دل بسته اند هم هست. صبا روز ممکن (به زور و کاملا غير قانونی) زلمی خليل زاد رييس جمهور افغانستان شود و راوا به زلمی خليل زاد نياز دارد. نمی خواهد آزردگی برای جناب ايشان پيش آيد. زمانی هم که سفير بودند هم نمی خواست و ما می بينيم که مانند يک مهتر و يا يک دوست از خليل زاد می خواهد که چنين کند و چنان کند. بله اين سياسی کاری ست و از اين لحاظ جمعيت اسلامی افغانستان هم سياسی کاری می کند می کند و هميشه اين دار و دسته های سياسی چيزهايی پنهان از مردم و افکار عمومی دارند. با برداشت از گپ شما از اين پس می توانيم انتظار نداشته باشيم که راوا آن چيزی که می نماياند هست. خوشحالم که پی برديد که "کابل پرس" کاری می کند که آن را از راوا خواستن عبث است. در صورت عدم پاسخ صريح و شفاف از سوی راوا به پرسش هايی که در بالا آمده و پرسش های آينده ام، بايد به عبث بودنی که ذکر کرديد، موارد ديگری را هم اضافه کنيم: اگر از راوا شفافيت بخواهيد عبث است. اگر از راوا مقابله با همه ی دزدان و خاينان و جانيان را يکسان بخواهيد و نگويد که زلمی خليل زاد شوهر مشاور ارشد راواست يا شوهر مشاور ارشد راوا زلمی خليل زاد رييس جمهور احتمالی افغانستان است، عبث است. اگر از راوا بخواهيد آدم های پوشالی مانند زلمی خليل زاد ، انورالحق احدی، فاروق وردک ، اشرف غنی احمد زی و باقی رفقا و مهترانش را به باد نقد بگيرد عبث است. بله و توجيه چيست. يک سازمان سياسی ست. می خواهم اين سازمان سياسی نباشد وقتی از روی همين سياست، خيانت ها و جنايت ها و دزدی های اين جانوران را نمی نگرد.

سه: يک خبرنگار از راه های مختلف، کارش را انجام می دهد. بله. اما نگفته ايد کدام راه ها. آنچه در بالا می بينيد يکی از شگردهای خبرنگار است. ما شگردهای زيادی داريم جانم. زمانی يک خبرنگار بايد ميان کاغذ پاره های ريخته شده در ميان کثافات را بپالد، زمانی رسما گزارش بخواهد، زمانی .....اجازه بدهيد آموزش خبرنگاری را به بعد موکول کنيم. اما اتفاقا نمونه ی فرافکنی باور های سنگگ شده ی درونی راواست. نمونه اش اتهامات توخالی و سراپا عقده ی خود راوا عليه من است که از بی خبری و افتخار دروغين در صفحه ی ديگری از يک شماره ی مشترک از مجله اش، خبر اختصاصی کابل پرس را با افتخار در ميا يکی از مکاشفه هايش قرار می دهد. بله به مورد خوبی اشاره کرديد و من مثال خوب برای اين مورد شما را راوا می دانم. شما ناخواسته راوا را با آن ادعاهای عجيب و غريبش ، در سطح يک گروه سياسی باف پايين آورديد و حالا هم در حد يک ان جی او. بدون اينکه خبرنگاری مانند من از راوا بخواهد که گزارش مالی بدهد، راوا اگر با مردم و اعضايش صادق است، وقتی می بيند که ان جی او ها و سازمان های مختلف کانون دزدان شده، وقتی می بيند از حقوق زنان تجارت می کنند، خود بايد پيشقدم شود و يک گزارش مالی به افکار عمومی ارايه دهد. اين عمل با ادعاهای راوا مطابق است و نه اينکه اين خبرنگار از راوا بخواهد ( حالا خصوصی و يا در منظر عام) که تو به نام مبارزه برای آزادی زن چقدر پول می گيری. من اشاره کرده ام که حتا اعضای رده پايين راوا و يک پله بالا تر هم از تبادلات مالی در راوا بی اطلاعند. در حالی که به اعضای عادی حتا بايد در سال يک يا دو بار گزارش داده می شد. لابد می گوييد اين هم سياست است. با ديگران هم سياست با اعضايش هم. من نمی خواهم نام اعضای راوا را که گزارش مالی دريافت نکرده اند افشا کنم.

چهار: شايد در اين مورد حق با شما باشد اما خوب بود که به اين اشاره هم می کرديد که گفته شده شورباست اما برخی انتظار غذای چرب تر را دارند. برخی از اعضای راوا که وارد کابل پرس می شوند انتظار دارند، فقط خودشان مهمان باشند و ديگران نبايد در اين خانه باشند. اين مهمان با اين سطح توقع برای مهمانی ديگر نيامده است و قصد اشغال خانه را دارد. زمانی و حتا همين حالا قوماندان از روستايی می گذرد، نان چاشتش را بر سر يک فقير خود را خراب می کند و به شير و پنير راضی نيست و گوسفندش را مجبور به کشتن می کند که فقير دار و ندارش را از دست می دهد. اين دست از اعضای راوا هم به قوماندان مشابهند که می خواهد، اين خانه اگر فقط برای آنان نبود بايد ويران شود.

پنج: عجب مساله ی پيجيده ای را طرح کرديد. انکار راوايی بودن به معنای ترس نيست جانم. معنای ترس می دانی چيست؟ اگر ترسی در ميان باشد، کابل پرس تبديل به يکی از مزخرف دانی هايی می شد که فراوان خودتان می بينيد. اگر ترسی در ميان بود کابل پرس تبديل به خار چشم دزدان و مقامات خاين نمی شد. فکر می کنم اين بسيار بديهی و ساده حق هر کسی باشد که اگر آنچه می گويند نيستی، بگو نيستم. چطور همه حق گپ زدن داشته باشد و سردبير اين سايت ساکت باشد؟

تاپه زدن بسيار مهم است که کی می زند. اگر راوا با همه ی بوق و کرنايش برای عدالت خواهی به يک قربانی تاپه بزند با يک جانی فرق دارد. از يک جانی فقط انتظار جنايت را می بايد داشت اما از راوا با بوق و کرنايش برای عدالت و دفاع از قربانی، دفاع از قربانی و نه تاپه زدن. اما من تجربه کرده ام که راوا تاپه می زند. ادعاهای توخالی طرح می کند و همين سازمان اينقدر شهامت و جسارت انتقاد پذيری ندارد. آنچه نيز از دوران طالب و افشاگری راوا گفتيد سر جايش. اين وظيفه ی راواست که چنين کاری بايد می کرد و تعجب اين است که راوا چرا همه جانبه اينکار را نکرده و به اشرف غنی احدزی، تريبون غير رسمی واپسگرايان و آدم کشان طالب نتاخته است. اگر به اشرف غنی می تاخت، شاهد ماهيت ضد مردمی اين آقا مشخص می شد و در کابينه ی انتقالی قرار نمی گرفت و پايش تا به اينجا نمی رسيد. انتشار فلم و عکس درباره ی جنايات طالبان کار نيکی ست و قابل تقدير اما همه ی اين کارها را هم راوا انجام نداده است و اين منصفانه نيست که بگوييد يگانه گروه که اين کار را کرده راواست. اگر به سايت خود راوا هم برويد می بينيد که حداقل برای جنايات نسل کشی در يکاولنگ، منبع راوا ديده بان حقوق بشر بوده است. عکس های ديده بان حقوق بشر را می بينيد و نه راوا را.

شش: مطلب من از لحاظ تکنيکی مشکل ندارد. اين يکی از شگردهای کار ما روزنامه نگاران است. شرح اين شگرد باشد برای بعد چرا که هنوز کاراست.

هفت: آقای رشتيا، کجاست نقدتان از راوا. از آن حرف هايی ست که می گوييد و پشت گوش می اندازيد يا واقعا نقد می کنيد؟ آيا می توانيد همين جا به من و ديگر خوانندگان بگوييد که کی نقد می کنيد؟ کی ما نقد شما را در همين کابل پرس نشر کنيم؟

من شما را به تاختن و توهين و تحقير متهم نکرده ام آقای رشتيا. شما نوشته ی من را دوباره بخوان. من راوا را متهم کردم و برخی از طرفداران و اعضای راوا را. دوست بی انصاف برای دوست را دوست نمی گويند. لطفا توهين تلقی نکنيد، شايد همين به ظاهر دوست، طناب دار را در ذهنش برای شما ببافد.

جستجو در کابل پرس