IP Plans

آی پی پلنز

طراحی و راه اندازی سایت های اینترنتی، ثبت دامین، میزبانی وب، وی پی اس و سرور اختصاصی
همین اکنون اقدام کنید

صفحه نخست کابل پرس > ... > سخنگاه 76650

هوشدار جمعی از فعالان مدنی هزاره و اوزبیک در مورد سوء استفاده دشمنان از موضع گیرى هاى متفاوت انتخاباتى رهبران این دو قوم

30 سپتامبر 2013, 17:05, توسط ارمان

مردمان غير پشتون و يا مردمان پارينه سرزمين خورشيد و هندوايران و توران دو سوى هندوکش و البرز!

باز قبيله هاى زى وخيل فرارى از پشته کوه سيلمان دستگاهاى دپلوماتيک, سياسى اقتصادى تبلغاتى وشخصيت کشى خود را به حالت فغان انداخته است واز آن براى قوم وقبيله افغان ويا پختون (به گفته سيدجمال الدين الافغانى اين تاريخ نگار گذشته ايران و اقوام افغان (اقوام پشتون) افغان و فغان فریاد و ناله , زارى , شیون و واویلا و شکايت , داد و نالشت معنى مى دهد .

کتاب سید جمال الدین افغانى پس از مرگ اش در زمان عبدالرحمان خان درسال 1901 در مصر چاپ شد و ترجمه پشتو بعد توسط فرهنگستان پشتودر کویته، پاکستان در سال 1979 منتشر شد .
الافغانى که الکابلى هم تخلص کرده در فصل اول کتاب خود زير عنوا ن”تتمة البيان في تاريخ الأفغان (” بيانات متعاقب پيرامون تاريخ افغانان”) مى نگارد :
“فارسيان به پشتونها “افغان” و هنديان بتا ن ( منظور اش پتان است. زبان تازى يعنى سامى عربى وعبرى آواز ‘پ’ ندارد ) مى ناميدند. و دلیل آن بود، زمانی که ” بخت نصر” آنها را دستگیر مى کردند” فریاد و ناله مى کشيدند. فارسیوان معمولی آنها را “اوغان” مى ناميدند، ،برخی از قبایل پشتون که در قندهار زندگی می کنند وخود شان را “پشتون” و یا “پشتان” مى ناميدند، … و افغان که در خوست کرم و باجور زندگی می کنند، خود را “پختو” و “پختان” مى ناميدند، (“تتمة البيان في تاريخ الأفغان چاپ مصر ,1901 , ص13
کتاب “تتمة البيان في تاريخ الأفغان” به زبان عربى اکنون در انترنت به گونه ديجتال قابل دريافت است.

مردمان غير پشتون در سياست ناکام مانده و ناکام خواهند بود,
چرا?

اول ناکامى در نام منحوس افغان
چون مردمان غير پشتون سياست مدارا وسياست نرمش, سياست بشردوستى و سياست کتابدوستى, سياست دوستى و سياست دينى ومذهب را دنبال کردند خود مردمان غير پشتون باعث سد راه خودشان قرار گرفته اند. همه اينها بر پايه هاى فرهنگهاى سه حلقوى هند و ايران و توران استوار است.
افغان قوم پشتون اس توفرهنگ و زبان..... اش هم آشکار است. ولى حاکمان پشتون ويا افغان يک سفسته ونه فلسفه اختراع کردند که همين سياست غير پشتون (ى ) از سفسته فلسفه ساختند وگفتند: هرکسيکه در افغانستان است افغان است. اين شعار را همين مردمان غير پشتون افغان وفغان کردند.

دوم گرفتن صفت زبان پارسى يعنى درى
مردمان غير پشتون که زبان پارسى درجمله زبان وفرهنگ اول دوم شان بشمار مى رود خود شان به ريشه خود تبر زدند . همين سياست مدارا وسياست نرمش, سياست بشردوستى و سياست کتابدوستى, سياست دوستى و سياست دينى ومذهب دليل شد که حاکمان پشتون پيروزگشتند.
امروز درى به جهان "زبان اوغانى" گفته مى شود. ولى اگر از حاکمان اوغو پرسش نمايى که کتاب لغت درى کدام کتاب تاريخى اند, نخست نمى داند ولى يگان علامه هاى شان لست مى نويسند. واژه نامه ها ويا کتابهاى لغت زبان فارسى را نمونه مى آورند

•لغت فُرس (اولین لغت‌نامه فارسی به فارسی)•
•فرهنگ قَواس (۷۱۶ قمری)•
•صِحاح‌الفُرس (۷۲۸ قمری)•
•بحرالفضایل فی منافع‌الافاضل (اواخر قرن ۸ قمری)•
•شرف‌نامه (اوایل قرن ۹ قمری)•
•اداةالفضلا (۸۲۲ قمری)•
•مفتاح‌الفضلا (۸۷۳ قمری)•
•کشف‌اللغات (اوایل قزن ۱۰ قمری)•
•تحفةالسعاده (۹۱۶ قمری)•
•فرهنگ وفایی (۹۳۳ قمری)•
•فرهنگ تحفةالاحباب (۹۳۶ قمری)•
•فرهنگ شیرخانی (فواید الصنائع) (اواسط قرن ۱۰ قمری)•
•زبدة‌الفواید (خلاصه فرهنگ شیرخانی ۹۵۵ قمری)•
•فرهنگ میرزا ابراهیم (۹۸۶ قمری)•
•فتح‌الکتاب (۹۹۱ قمری)•
•مجمع‌اللغات (۹۹۴ قمری)

لغت نامه
۱۰۰۱ تا ۱۲۰۰ قمری

•مویدالفضلا (ابتدای قرن ۱۰)•
•مدارالافاضل (۱۰۰۱ قمری)•
•مجمع‌الفُرس (۱۰۰۸ هجری قمری)•
•فرهنگ جهانگیری (۱۰۰۵-۱۰۱۷)•
•چهار عنصر دانش (۱۰۱۴-۱۰۳۷ قمری)•
•جمع‌الجوامع (۱۰۳۹ قمری)•
•فرهنگ جعفری (۱۰۴۰)•
•لطایف اللغات (۱۰۴۸ قمری)•
•برهان قاطع (۱۰۶۲)•
•فرهنگ رشیدی (۱۰۶۴)•
•محموداللغات (۱۱۵۰ قمری)•
•بهار عجم (۱۱۵۲ قمری)•
•سراج‌اللغات (قرن ۱۲ قمری)•
•قِسطاس‌اللغه (قرن ۱۳ قمری)
۱۲۰۰ قمری به بعد

•شمس الغات (۱۲۲۰ قمری)•
•فرهنگ عباسی (۱۲۲۵)•
•هفت قُلزُم (۱۲۲۹ قمری)•
•غیاث‌اللغات (۱۲۴۲)•
•برهان جامع (۱۲۵۰)•
•تسهیل‌اللغات (۱۲۵۹ قمری)•
•بحر عجم (کتاب) (۱۲۶۸ قمری)•
•فرهنگ انجمن‌آرا (۱۲۱۸-۱۲۸۸)•
•ارمغان آصفی (۱۲۹۰ قمری)•
•فرهنگ ناظم الاطبا(ابتدای قرن ۱۴ قمری)•
•فرهنگ معیار جمالی (۱۳۰۳ قمری)•

•نقش بدیع (۱۳۴۲ قمری)•
•آصف‌اللغات (۱۳۴۳ قمری)•
•فرهنگ نظام (۱۳۴۶-۱۳۵۸)

معاصر

•فرهنگ نوبهار (۱۳۰۸)•
•فرهنگ حییم (۱۳۰۸ جلالی)•
•لغت‌نامه دهخدا (۱۳۱۹)•
•فرهنگ عمید (۱۳۴۲ جلالی)•
•فرهنگ معین (۱۳۵۰ جلالی)•
•فرهنگ آریانپور (۱۳۵۳ جلالی)•
•فرهنگ سخن (۱۳۸۸ جلالی)•
•فرهنگ فارسی معاصر (۱۳۶۹-ویرایش مجدد ۱۳۸۱)•
•فرهنگ زبان آموز فارسی (۱۳۸۸ جلالی)

بسيارى از اين فرهنگها ( واژه نامه ها) در زمان تورانى ها و تيموريان ومغلهاى هند چاپ شده اند . •فرهنگ آنندراج (۱۳۰۶ قمری) يکى از خوبترين واژه نامه فارسى دربارى است که به افتخار آنند راج شاه لکهنو به چاپ رسید.

فرهنگ آنَنْدراج یکی از فرهنگ‌های زبان فارسی نوشته‌شده در سده نوزدهم میلادی و از کامل‌ترین و منظم‌ترین فرهنگ‌های زبان فارسی عصر خود است.

این فرهنگ را محمد پادشاه متخلص به «شاد» فرزند غلام محیی‌الدین، میرمنشی مهاراجه میرزا آنند گجپتی راج‌منه سلطان بهادر، راجه‌ی ایالت ویجی‌نگر از ایالات دکن هندوستان، بر اساس چند کتاب لغت دیگر گردآوری کرده‌است. این کتاب به اشاره ابن راجه و به نام او آنندراج‌) نوشته شده است. کار تألیف کتاب در ۱۲۵۴ خورشیدی (برابر با ۱۲۹۱ قمری و ۱۸۷۵ میلادی[۱] به پایان رسید و یک سال بعد، در سه جلد بزرگ به قطع رحلی به هزینهٔ مهاراجه آنندراج در چاپخانه‌ی نولکشور لکهنو به چاپ رسید.

این فرهنگ در سال ۱۳۳۵ خورشیدی در هفت جلد به کوشش محمد دبیرسیاقی در تهران منتشر شد و در ۱۳۶۳ تجدید چاپ شد.
لغت‌نامهٔ بزرگ دهخدا که در ۱۶ جلد به چاپ رسیده است بزرگ‌ترین و مهم‌ترین لغت‌نامهٔ مى باشد . حاکمان پشتون لغت نامه درى کجاست?

در پيوند به سياست تقلبى حاکمان افغان ويا پشتون پروا روشن است. غيرپشتونها بکلى آگاه اند که اينها هيچگاه تقسيم قدرت نمى توانند کرد. تقسيم قدرت اولين پيش زمينه براى يک بيرون رفت از قوم پرستى و نيت بر قوم دوستى و کندن ريشه وطنپرستى وايجاد ميهندوستى ودوستداشتن خود وشخصيت خود. قوم پرستى, وطنپرستى, از خودپرستى ريشه مى گيرد.

همه کسانيکه ناهنجارى هاى روانىشخصيتى دارند اين ناهنجارى را عدم قوت شخصيتى خود و وعدم شناخت خودى قبول نمى کنند . ويا اين ناخوشى ها را کمتان و پنهان مى کنند.

حاکمان پشتون = جعل واقعیت, دروغ هاى پى درپى, نيرنگ , فريب, چال, بازى دادن, جهل ودرجهل نگاشتن مردم شريف پشتون, شادى بازى فرهنگى, تخريب , ويرانى, آوارکردن آبادى ها, کشت نفرت, جنگ انداختن بين ملتها, سوزاندن, تاخت وتاز, کشتن حيوانات, ريش کن جنگلها, کاريدن نباتات براى مواد, کاشت نباتات براى مواد مخدر, آزاردادن, زنستيزى, غارت , غصب چمندزارهاى غير پشتون بويژه درهزارستان , ونسل کشى

وحدت ملى در ستان افغان سراب است
حاکمان اوغان در پشت آن دوان دوان است

تغيرنام افغانستان ضرور است
تا که نام افغان است ملک درفغان است
تا که افغانستان است نام اش بطلان است

جستجو در کابل پرس