IP Plans

آی پی پلنز

طراحی و راه اندازی سایت های اینترنتی، ثبت دامین، میزبانی وب، وی پی اس و سرور اختصاصی
همین اکنون اقدام کنید

صفحه نخست کابل پرس > ... > سخنگاه 2331

در مرز گور و گنگا ازدکتر صبورالله سیاه سنگ

15 جون 2007, 12:42, توسط بهادر

من گفته ام و میگویم که سیاهسنگ مرد مهین ماست. او با حماسه عبیر چهره هولناک جنایتکاران را ترسیم میکند. او یک هومانیست و وطنپرست است و مردم خویش را و مردمان ستمدیده جهان را ارج میگذارد.

من در حالیکه به قلم سیاهسنگ و فارانی سر تعظیم فرود میاورم، نمیتوانم هنوز هم کتمان کنم که سیاهسنگ چون فارانی به زمین افغانها فرود آید و درد عبیر های زاد وبوم خود را بازگو کند.

باز هم میگویم که من به صبور الله سیاهسنگ احترام دارم. او وطن خود را دوست دارد و در سطور جاندار هر داستانش قصه های از فریاد آدمیان را که عذاب کشیده و رنج روزگار دو لای شان کرده، بیان میکند. ولی از آنجائیکه ما در زمان دشواری زندگی داریم و به قول بزرگ سرایی "قرن ما صدف نیست ماسه است، غزل نیست حماسه است" او برای ماسه ها و حماسه های وطنی به زبانی دیگر ضرورت دارد.

شیر دختر افغان ملالی جویا از همینرو او را با زبان که زبان هر عدالت پسند در وطن ما باید باشد ، خطاب کرده است.

سیاهسنگ باید به زمین فرود آید و حقایق روزگار خود را ترسیم کند و درد های دیار خود را بگوید. او باید نه هراسد چون زندگی او بیشتر از زندگی آنانی که جنایتکاران خفاش و خون آشام،آنها را با دل بسته گانشان به کام مرگ بردند والا تر نیست.

سیاهسنگ باید از آنانی بنویسد که شیطان الدین ربانی و خفاشان جنایتکار ملی در زیر نام مقدس اسلام و شرعیت محمدی ، زندگی شانرا گرفته و بر دختر و خواهر و مادرشان تجاوز کرده اند.

از دستاورد های جنایتکار ملی مسعود و شیطان الدین ربانی بنویسد که چگونه خود را برای پاکستانی های کثیف فروختند تا باری آسوده در زیر پای میجر های پاکستانی شب را سحر کنند و مردم افغانستان را از عزت و شرف که در زمان داود خان شهید داشتند محروم کند.

سیاهسنگ در ذیل بخواند که در این کشور که از آن یاد نکرده و در باره عراق مینویسد یک مزدور و غلام حلقه به گوش پنجابی ها به حیث قهرمان ملی بر مردمی تحمیل میشود که این خفاش خون آشام دلبندان شانرا را دسته جمعی رهسپار مرگ کرد:

۱. به نقل از کتاب احمد شاه مسعود شهيد راه صلح و آزادي، صفحات ۳۹-۱۰۰، به کوشش: مجيب الرحمن رحيمي، از انتشارات بنياد شهيد مسعود، چاپ ۱۳۸۲.

هر وقتي از كرنيل هاي پاكستاني سخني به ميان مي آمد، احمدشاه مسعود سرگذشت خود را ياد آوري مي نمود. او مي گفت: "در سالهاي هجرت به مشكلات اقتصادي شديدي رو برو شديم، روزي چهار، پنچ نفر تصميم گرفتيم، تا مشكل خود را به يكي از مقامات دولت پاكستان برسانيم. به دفتر نصيرالله بابر كه در آن زمان در پشاوربود، رفتيم. يكي پي ديگري سخن از مشكلات خود بميان آورديم، بابر در طول يكساعت صحبت ما، تنها به روي ميز خود چشم دوخته بود، و به ما و حرف هاي ما اصلاً اعتنايي نداد
و سیاهسنگ بخواند که این جنایتکار ملی در قتل عام دو میلیون فرزند افغان، تخریب 98 فیصد خاک کشور، میلیون های معیوب و بیوه و یتیم روسهای جنایتکار را تا آخرین لحظه که روسها از افغانستان بیرون میشدند یاری رساند. چرا سیاهسنگ جرهت پیدانمیکند از دستاور های کبیر این جنایتکار ملی با استفاده از قلم خویش پرده بردارد.

گروموف آخرین قومندان اردوی اتحادشوری در افغانستان در کتات " ارتش سرخ در افغانستان"(2) مینویسد: "تلاشهای مرکز اطلاعاتی سپاه چهلم دستاورد های معینی به همراه داشت. در سال 1982 ما توانستیم به مهمترین هدف خود نایل گردیم. ما توانستیم با احمد شاه مسعود تما س های بس پایدار بر پا کنیم که تا پایان خروج نیرو های اتحاد شوری از افغانستان تداوم یافتند. طی زمان حضور نظامی ما در افغانستان ، کار ها با مو فقیتهای متناوبی ادامه یافت. بویژه در سال 1982 نمایندگان سپاه چهلم و شخص احمد شاه مسعود موافقتنامه ای را به امضا رسانیدند که در آن مسعود تعهد سپرده بود بروی کاروانهای نظامی ارتش شوری در سالنگ جنوبی ، جائی که او فرمانروای بی چون و چرای آن بود ، آتش نگشاید. مسعود به اعضای گروهش دستور داد تا از فعالیت شدید بر ضد نیرو های دولتی دست کشیده و مبارزه مسلحانه را در گام نخست بر ضد سازمانهای مخالف جمعیت اسلامی افغانستان پیش ببرند. ...........همه گفت و گو ها با مسعود مستقیما توسط فرماندهی نظامی شوروی انجام میگرفت....."

و سیاهسنگ بخواند که این جنایتکار ملی که امروز حامیان بیخرد و رهزن او با بلند کردن عکس های او در هر کنج و کنار کابل بر زخم های میلیون ها هموطن رنجدیده ما نمک میپاشند ، چگونه اعتراف میکند که او با طالبان هیچ فرقی ندارد ، اگر آنها به این خفاش خون آشام اجازه میدادند که کرسی خود را در بالای ویرانه های کابل و بر فراز قبر های هزاران کابلی به خون و خاک خفته حفظ کند ، او مرید و پیرو امیر المومنین میگردید :

از مصاحبه احمد شاه مسعود با نشریه الحیات 1377: سوال: خواسته شما از طالبان چیست: " اولین خواسته ما از آنها حل مشکل افغانستان از طریق انجام گفت و گوست.... خواسته آنها با اهداف ما یک است . بطور نمونه، آنها خواهان اجرای شریعت هستند ، که ما نیز چنین میخواهیم. آنها میخواهند مردم را خلع سلاح کنند و این مساله ازنظر ما ایرادی ندارد. آنها ..... این ها درخواست های بدیهی هستند که ما به خاطر تحقق آن سالها مبارزه کردیم ... تما م خواسته های آنان مورد پذیرش ماست. آنچه ما انتظار داریم ، برگزاری نشستی رو در رو برای حل مشکل افغانستان است"

و حامیان جنایتکار ملی بخوانند و بعدا ً به ما بگویند که معیار قهرمان بودن به نظر شما مداحان این جنایتکار ملی و شیطان الدین ربانی ، وطن فروشی است، قتل عام است، تجاوز به عزت و عفت هزاران دختر معصوم در افشار ، کارته سه ، چهلستون، مکرویان است یا مانند خفاش بیشرم سنگ فروشی و غارت مال و منال مردم؟

پیام، نظر، تفسیر یا نقد؟

تعديل از پيش

اين سخنگاه از پيش تعديل مي‌شود: نظر شما پيش از تأييد مديران سايت ظاهر نخواهد شد.

كى هستيد؟
وصل
پيام شما

براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

جستجو در کابل پرس