IP Plans

آی پی پلنز

طراحی و راه اندازی سایت های اینترنتی، ثبت دامین، میزبانی وب، وی پی اس و سرور اختصاصی
همین اکنون اقدام کنید

صفحه نخست کابل پرس > ... > سخنگاه 48981

محمد اعظم سیستانی وشاگردی تاریخ

18 اكتبر 2011, 16:07, توسط محمد

لقب بزرگ ولی شخصیت نادان و کوچک

به هر رنگی که خواهی جامه می پوش
من از طرز خرامت میشناسم

آقای کاندید اکادمیسین ؟؟!!! سیستانی!
بنام خداوندی که در هم کوبندهء منافقین و شرمسار کننده ای دروغ گویان ! مقاله ای را در سایت ژواک( مربوط ماتریالستهای چهره بدل کرده) تحت عنوان « طالبانیزم" اخوانیزم" د سکی بل مخ او زموږ وطن ته لوی مصیبت» از شخصی در ظاهر کهن سال ولی در حقیقت نهایت بی وقوف و بی حیائی بنام «کاندید آکادمیسین سیستانی» مرور کردم. او در این نبشته جریان های نهضت اسلامی را به گمان خودش به بحث و بررسی گرفته است ، بدون اینکه مقدمه ای علمی برای گفتار خود بنا نهد، مستقیما" به دشنام دادن مسلمانها و مجاهدین افغانستان که با شهامت و جانبازی های خود ـ ننگ و ناموس این ملت را از شر کمونیسم نجات داده اند ـ پرداخته است.
اگر چه وقت گرانبهای انسان مسلمان با ارزشتر از این است، تا بنشیند و چنین نبشته های را بخواند. ولی به حکم وظیفه ای ایمانی و وجدانی، هر مسلمان باید این وظیفه را داشته باشد که حرفهای دشمنان دیرینه ای دین مبین اسلام و این کشور بیچاره را بی جواب نگذارد، بنا" مختصرا" این چند سطر را تحریر مینمایم.
کسانیکه امروز برای پوشاندن رسوایی های خودو رفقای کمونستی دوران حاکمیت سیاه و مزدورمآبانه ای حزب دیموکراتیک خلق ، جامه و سپری از حقوق بشر و وطن دوستی !!!( یعنی همان وطنپرستی !!! کمونستی دیروز ) را ساخته اند و میخواهند با دموکرات نشان دادن خود ، گویا سابقهء الحادی، جنایات نا بخشودنی حزب و رهبران خود را بپوشانند. اینها دیگر متوجه نیستند که مطابق مفهوم قطعه شعر بالا، مردم ایشان را میشناسند و این ادعاهای کاذبانهء بشر دوست بودن و دموکرات بودن که بدون شک از شکست و از روی مجبوری است، آنهم تحت نام همان احزاب ماتریالیستی و تحت عناوین علمی پر طمطراق ولی میان تهی که به اثر و در نتیجه نشان دادن و ثبوت اخلاص و صداقت به باداران و اشغالگران سفاک روسی و دولت کمونستی آنوقت افغانستان و ویرانی و بربادی سیستماتیک و منظم این ملت و کشور عزیز ما ، به امر و اشاره ای دشمنان دین و وطن بدست آورده اند، دیگر خریداری ندارد و نمی دانند که نبشته های شان چقدر حاکی از بی خردی و بی خبری ایشان است.
این اشخاص این شیوه را زمانی انتخاب کردند که؛ دیگر اتحاد شوروی وقت توان خود را از دست داده و به شکست خود اذعان کرده بود. رهبری آنزمان شوروی سران رژیم کمونیستی خلق و پرچم «نجیب» را متوجه ساختند که؛ دیگر از شعار های تند ماتریالیستی دست بردارند و شعار صلح، مردمی و دموکراسی را جایگزین شعار های ماتریالیستی کنند. درست این زمانی بود که دیگر خود اتحاد شوروی میخواست به سر کرده گی گورباچف به تفکر ماتریالزم و نظام اقتصادی سوسیالزم خط بطلان بکشد، و کشور خود را از مخصمه ای که در اثر مقاومت ملت مجاهد افغانی و پشتوانه ای جامعهء جهانی از این جهاد و مقاومت گرفتار شده بود نجات دهد.
با اینکه رهبران کریملین قبلا هم اذعان کرده بودند که ادعای مردمی بودن خلق و پرچم در افغانستان دروغ شاخدار است و سران این حزب اتحاد شوروی را در لشکر کشی اش به افغانستان فریب داده بودند: «وقتی ما آمدیم، در افغانستان از اتحادیه های کارگری و جامعه متفکر و پشتوانه ای سوسیالیستی خبری نبود. همان دهقانی که گویا ما بخاطر دفاع از آنها آمده بودیم در برابر ما بیشترین مقاومت را کردند) مراجعه شود به کتاب ( آخرین نبرد من» نبشته ای لوی درستیز فعلی روسیه که در آنزمان مشاور نظامی داکتر نجیب بود. درست در زمانی که آقای سیستانی در حکومت خلق و پرچم ماموریت شکنجه و آزار ملت پای برهنه ای بی چاره را به عهده داشت. این کتاب به فارسی توسط عزیزالله آریا فر ترجمه شده است.
با این مقدمه من میخواهم نگرشی بر گفته های آقای سیستانی داشته باشم، تا باشد ذهن ایشان کمی باز شود و بداند که اگر: ایشان میخواهد با دشنام دادن مجاهدین سابقه منفور خود را بپوشاند، نمیتواند آفتاب را با دامن بپوشاند!
1ـ آقای سیستانی شما از بنیاد گرا ها، اخوان المسلمین و مجاهدین افغانستان بحیث مصیبت این کشور نام برده اید. این نشانی از نهایت بی حیایی و اسلام دشمنی شما دارد.
شما باید بحیث یک انسانی که خود را کاندید اکادمیسین !! می نامید، اقلا به بد بختی های که حزب و رهبران شما نصیب این ملت کرده اند، نظر میکردید و از آن شمّه ای یاد می نمودید. در آن صورت میشد حرفهای شما خریداری غیر از خود و دوستان شما داشته باشد.
اینکه همهء دنیا و مردم افغانستان خرابی های این کشور را محصول اولین کودتای شما میدانند و اگر شما و دوستان شما هر قدر تلاش نمایید تا به چهره خود و رهبران خود ماسک دموکراسی و خدمت گذاری را بزنید دیگر جایی را نمیگیرد و دیر شده است.
اگر شما دموکرات و مردمی بودید! پس چرا این مردم درست همه در برابر شما قرار گرفتند و شما نتوانستید که با دو صد هزار ارتش شوروی به اضافه یک ملیون اردوی افغانستان در این کشور حاکمیت کنید؟
شما در نبشته ای خود گفته اید که؛ طالبان هم شاخهء ای از اخوان المسلمین است و دنیا در وقتش با پشتیبانی از مجاهدین گویا شما را شکست داده اند نه مردم افغانستان. اگر کمی انصاف در وجود شما میبود یک مقایسه میان نیروهای بیگانه که در حمایت از شما کشور ما را با پیشرفته ترین تجهیزات نظامی عصر اشغال کرده بود، و میان مجاهدین خارجی که در صف مجاهدین افغانستان جهاد میکردند، مینمودید.
اینک من یک مقایسه ای سریع میکنم: همه مجاهدین عرب که تنها به عشق جهاد در پهلوی مجاهدین قرار گرفته بودند به چهارصد تن و یا کمی بیشتر میرسیدند. این مجاهدین همه فرزندان غریب از کشور های عربی بودند که، تنها از شوق و علاقه به اسلام و جهاد به افغانستان آمده بودند. اینها کفاف اعاشه و اباطه ای خود را نداشتند و رهبران جهاد اعاشه و اباطه ایشان را تضمین میکردند. البته شیخ مجاهد عبدالله عزام از این امر مستثنی است. چون او خود شخص غریب و بیچاره ای بود از فلسطین که، در کشورهای اسلامی گشت و گدایی میکرد تا پولی برای مجاهدین افغانستان فراهم کند و دفتری هم بنام مکتب خدمات داشت. و اسامه جوانی پولداری بود که در سالهای آخر جهاد بواسطه ای عبدالله عزام شهید به جهاد پیوست.
مجاهدین غیر از سلاح های پیاده و حتی در اوایل خفیف چیزی دیگری در دست نداشتند. در روز های اول جهاد مردم عوام افغانستان نام رهبران جهاد و نام پاکستان را نمی شناختند و با بیل و کلنگ در برابر رژیم کفری شما در دفاع از ناموس و شرف خود قیام کردند، با اینکه رهبران جهاد با بنیانگذاری نهضت اسلامی خطر نفوذ کمونیستان بی دین و وطن را در اردو درک کرده بودند و به رژیم داود این را باز گو کرده بودند که نهایت این کشور با وجود شما کثیف ها رو به خرابی است. متأسفانه که قدرتمندان مستبد آنوقت این مشوره ها را نا دیده گرفتند و به شما جنایت کاران عرصه را مساعد ساختند که این کشور را به خاک سیاه بنشانید.
در مقابل دو صد هزار ارتش سرخ شوروی با پیشرفته ترین تجهیزات کشور ما را اشغال کردند. مگر ما دست بسته می نشستیم تا تو و همراهان تو خواهران و مادران ما را به سیبری برای خدمت به اتحاد به اردوگاههای کاری شوروی بفرستید؟
اینکه شما از همهء اهداف و کار کردهای حزب خلق و پرچم چشم میپوشید و تنها دورهء جنگهای داخلی را که آنهم از شر سر ملیشه های شما بود که قبلا نجیب گاو برای تباهی های این کشور تدارک دیده بود، تا بعد از رفتن خودش باز هم این ویرانی ادامه پیدا کند «ملیشه های دوستم، کیان، جمعه اسک، عصمت مسلم، جنرال مومن، کشتمند و....» نهایت عقدهء شما ویا هم تفکر متحجرانهء شماست و یا اینکه اصلا لقب علمی شما دروغین است ....
این کار کرد های شما را همه انسانها روی دنیا میداند که، چگونه موجودی بودید؟ جنگهای داخلی و یا اعمالی دیگران هیچگاه مبرر اعمال شما و یا امثال شما شده نمیتواند.
من بخاطر اختصار تنها به عموم نتایج کودتای شما و همفکران تان درحزب دیموکراتیک خلق افغانستان اشاره میکنم و تنها به جنایت های کمونست ها انگشت میگذارم که امروز از بوق امپریالزم، آزادی بیان و بشر دوستی پف میکنند. گذشته از اینکه رهبران تان «ترکی، امین، ببرک، خیبر و نجیب» کفر خود را کتمان نمیکردند و آماده بودند همه کشور را بخاک بنشانند تا کریملین راضی شود:

2ـ بنا به گزارش رسمی ملل متحد؛ در اثر کودتای شما و لشکر کشی قشون سرخ بر افغانستان نتایج ذیل بار آمده است:

پیام، نظر، تفسیر یا نقد؟

تعديل از پيش

اين سخنگاه از پيش تعديل مي‌شود: نظر شما پيش از تأييد مديران سايت ظاهر نخواهد شد.

كى هستيد؟
وصل
پيام شما

براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

جستجو در کابل پرس